انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 972 100 1

جو (گیاه)

جو (گیاه) در دانشنامه ویکی پدیا

جو (گیاه)
جو (نام علمی: Hordeum vulgare) یکی از غلات است. چرخه زندگی این گیاه یک ساله و از خانواده گرامینه ها (گندمیان) است. کشت جو احتمالاً از اتیوپی و آسیای جنوب شرقی آغاز شده است.
غذایی بسیار مقوی است.
خاصیت نرم کننده دارد.
در قدیم از جو زیاد استفاده می کردند.
برای نقرس مفید است.
جوشانده جو داروی خوبی برای مبتلایان به تب و کم خونی و سوء هاضمه است.
ماءالشعیر برای درمان سل، زخم های ریوی و سردرد گرم مفید است.
ماءالشعیر خون ساز است و زود هضم می شود.
ماءالشعیر را با خشخاش کوبیده برای سردرد مفید است.
برای درمان نقرس پماد در جو را با آب بر روی قسمت های دردناک بگذارید.
جو را با شکر مخلوط کرده غذای خوبی برای اطفال است.
بیسکوبیت جو بهترین دارو برای درمان یبوست است و حتی نفخ و شکم درد را از بین می برد.
سرد مزاجان باید جو را با شکر بخورند.
کشک الشعیر برای مزاج های گرم و اسهال های صفراوی مفید است.
برای برطرف کردن گلو درد و ورم گلو کشک الشعیر را قرقره کنید.
برای پائین آوردن کلسترول از جو استفاده کنید.
جو چون دارای پروتئاز می باشد بنابراین از سرطان جلوگیری می کند.
خاستگاه واقعی جو هنوز ناشناخته است. اما بسیاری از محققین، خاستگاه این گیاه را کوه های زاگرس در غرب ایران، آناتولی جنوبی و فلسطین می دانند. بر پایه نظریه والیوف، مبدأ جوی ریشک دار و غلاف دار، کشور اتیوپی و شمال آفریقا و مبدأ نوع بدون ریشک، ریشک کوتاه و کلاهک دار، آسیای جنوب شرقی، به ویژه چین، ژاپن و تبت است.
«حدود پنج هزار سال پیش از میلاد مردم غارنشین فلات ایران در پی تغییراتی که از لحاظ آب و هوا و تشکیل مزارع و چمنزارها به وجود آمد به دشت ها روی آوردند و زندگی تازه ای را آغاز کردند و در تمدن آن ها نسبت به دوران های پیشین پیشرفت بیشتری دیده شد. کهن ترین دشت نشینان، مردم تپه سیلک (Tepe Sialk) نزدیک کاشان بودند که آثار زندگی شان در آن جا به دست آمده. تحقیقاتی که در این محوطه انجام گرفته نشان می دهد که مردم فلات ایران به امر کشاورزی پرداختند و حیوانات اهلی را نیز پرورش دادند. در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم دشت نشین فلات ایران در کار زندگی پیشرفت بیشتری کردند … در این دوره تجارت نیز رو به پیشرفت نهاد. اما دادوستد بیش تر مربوط به محصولات کشاورزی مانند گندم و جو بود. مسئله دیگر که اهمیت دارد این است که کشت گندم و جو نخستین بار در ایران متداول شد.»
جو برای تعداد زیادی از مردمان نواحی سردسیر و خشک (به ویژه خاور میانه و شمال آفریقا) منبع غذایی مهمی به شمار می رود. البته امروزه بیشتر برای خوراک دام و تهیهٔ فراورده های تخمیری از این گیاه استفاده می کنند.
عکس جو (گیاه)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جو (گیاه)

جو (گیاه) را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی جو (گیاه)



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسنا > حسنا
عبدالرضا > طالع
بیژن > pleiotropic
### > مونا
ثمانه > ثمانه
محراب > نزل
نینا > نینا
امیرحسین ال احمدی لردگان چشم برم > مال احمدی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جو (گیاه)   • مفهوم جو (گیاه)   • تعریف جو (گیاه)   • معرفی جو (گیاه)   • جو (گیاه) چیست   • جو (گیاه) یعنی چی   • جو (گیاه) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جو گیاه
کلمه : جو (گیاه)
اشتباه تایپی : [, ('dhi)
عکس جو (گیاه) : در گوگل


آیا معنی جو (گیاه) مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )