برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

جیب

/jib/

مترادف جیب: گریبان، یخه، یقه، دل، سینه، خریطه، کیسه

برابر پارسی: کیسه، انبان، بَریک، بریک، گریبان، یخه

معنی جیب در لغت نامه دهخدا

جیب. [ ج َ ] (ع اِ) گریبان. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ج ، جیوب. (منتهی الارب ): و أدخل یدک فی جیبک تخرج بیضاء. (قرآن 13/27).
- سر به جیب تفکر فروبردن ؛ در اندیشه متفرق شدن. در دریای فکر فرورفتن : یکی از صاحبدلان سر به جیب تفکر فروبرد. (گلستان ).
- سر به جیب عدم برکشیدن ؛ مردن :
چو سلطان عزت علم برکشید
جهان سر بجیب عدم برکشید.
سعدی.
- جیب گشاده .
- جیب ِ افق ؛ کناره ٔ آسمان.
|| مجازاً بمعنی کیسه ای که زیر گریبان میدوختند و حالا بر کیسه ٔ دامن اطلاق کنند. (آنندراج ). کیسه ای که در طرف جامه از داخل دوزند و از بیرون در آن چیزی نهند، و آنرا جیبه نیز گویند. (محیطالمحیط). و گاه بکسر جیم (با مصوّت «َی ») تلفظ شود:
چو بود کیسه و جیب من از درم خالی
دلم ز صحن امل فرش خرمی بنوشت.
فرخی.
بهره ٔ خویشتن از عمر فراموش مکن
رهگذارت بحساب است نگهدار حسیب
دامن و جیب مکن جهد که زربفت کنی
جهد آن کن که مگر پاک کنی دامن و جیب.
ناصرخسرو.
در غرض ها این نظر گردد حجیب
این غرض ها را برون افکن ز جیب.
مولوی.
در راه جفا چون تو جفازیبی نیست
وز نقد وفا چون تو تهی جیبی نیست
گر صد چو من از عشق تو چون موی شدند
زین واقعه بر موی تو آسیبی نیست.
رضی نیشابوری.
- امثال :
جیبش را تار عنکبوت گرفته ؛ بخیل است. از جیبش چیزی بیرون نمیآورد که خرج کند.
|| دل و سینه. (از اقرب الموارد): رجل ناصح الجیب ؛ مرد امین صاف دل. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). نیکدل. پاکدل. || جیب الارض ؛ جای درآمدن در آن. (منتهی الارب ). مدخل زمین. (اقرب الموارد). || (اصطلاح هندسه و نجوم ) جیب نیمی از وتر ضعف قوس است و جیب ربع دائره را جیب اعظم نامند زیرا که آن برابر با نصف قطر دائره است و چون به اعتبار مناطق افلاک در نظر گیریم مقدار آن شصت درجه خواهد بود. پس وقتی که قوس جیب بزرگتر از ربع دائره شد جیب نقصان خواهد یافت تا بحدی که قوس جیب بنصف ...

معنی جیب به فارسی

جیب
یخه پیراهن، سینه، قلب، کیسهای که به لباس بدوزند
( اسم ) کیسه مانندی که بجامه دوزند و در آن چیز نهند.
نوعی اتومبیل
( صفت ) دزدی که پول و مال کسان را از جیب آنان برباید کیسه بر.
شغل و عمل جیب بر کیسه بری .
لقبی و شغلی و منصبی در زمان قاجاریه که خرج های غیر دولتی شاه بدست او بود .
[door pocket] [قطعات و مجموعه های خودرو] محفظه ای بر روی در خودرو که از آن برای گذاشتن اشیای موردنیاز سرنشین استفاده می کنند
نام محله ای در استانبول
[ گویش مازنی ] /berimjib/ جیب بیرون لباس
( صفت ) عفیف معصوم عفیفه .
عفیف معصوم
اصطلاح علم هندسه . بیرونی آرد : تمام جیب آنست که اگر بر وی افزائی راست شود با جیب بزرگ .
خرج غیر ضروری خرج غیر لازم
در اصطلاح عهد قاجاریه وجهی که برای بخشش شاه با دست خود منظور کنند

معنی جیب در فرهنگ معین

جیب
(جَ یا جِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - گریبان ، یخه . ج . جیوب . ۲ - سینه ، دل .
(اِ.) کیسه مانندی که به لباس می دوزند تا در آن پول یا کیف پول و امثال آن را قرار دهند. ، ~ خود را پر کردن (کن .) مال اندوختن (از راه نامشروع ). ، ~ کسی را زدن پول کسی را دزدیدن . ، توی ~ خود گذاشتن (کسی را). (کن .) بسیار قوی تر یا زرنگ تر بودن (از
(بُ) (ص فا.) دزدی که پول و مال کسان را از جیب آنان برباید، کیسه بر.
(جِ یا جَ. بَ کِ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) در لاک خود فرورفتن ، گوشه گرفتن .

معنی جیب در فرهنگ فارسی عمید

جیب
۱. گریبان، یقه.
۲. (ریاضی) =سینوس
کیسه مانندی که به لباس می دوزند.
دزدی که پول مردم را از جیب آنان می رباید، کیسه بر.

جیب در دانشنامه اسلامی

جیب
جیب به فتح جیم در دو معنا استعمال شده که از معنای نخست در باب حدود استفاده شده است.
جیب به معنای نخست، کسیه مانندی است که معمولا به لایه درونی لباس، دوخته و بعضی اشیای شخصی در آن نگهداری می شود و در فارسی به کسر جیم تلفظ می گردد.جیب به معنای دوم، در گریبان استفاده شده است.
احکام جیب
سرقت از جیب لباس زیرین و یا به تصریح برخی، از جیب اندرونی لباس رویین، یا از جیبی که با مثل دکمه و زیپ بسته شده، حتی اگر روی لباس باشد، سرقت از حرز محسوب می شود و در نتیجه انگشتان سارق قطع می گردد.
جیب
تکرار در قرآن: ۳(بار)
قلب. سینه (قاموس) چارقدهای خود را به سینه خویش بزنند در مجمع البان گوید: زنان مأمور شدند اطراف چارقدهای خود را بر سینه‏ها بیافکنند تا گردنشان پوشیده شود. گفته‏اند: وقت نزول آیه زنان: اطراف چار قد و روسری را جمع کرده به پشت سر می‏انداختند و سینه هایشان آشکار می‏شد. قاموس و اقرب الموارد معنای اوّلی جیب را قلب و سینه گفته است ولی از گفته مجمع البیان پیداست که جیوب را به معنی گریبانها (یقه لباس) گرفته است فرموده: جیوب کنایه از سینه‏هاست زیرا گریبانهاست که روی سینه‏ها را می‏پوشاند. ولی اگر جیوب را سینه‏ها معنی کنیم از لحاظ آیه و لغت اشکالی نخواهد داشت به نظر می‏آید گریبان لباس را به جهت روی سینه بودن جیب القمیص گفتهاند به عکس آنکه طبرسی فرموده است. در نهج البلاغه در تعریف صحابه فرموده است «اِذا ذُکِرَ اللّهُ هَمَلَتْ اَعْیُنُهُمْ حَتّی تَبُلَّ جُیُئبَهُمْ» خطبه :95 آنگاه که خدا یاد می‏شد چشمهایشان اشک می‏ریخت که سینه‏ها یا گریبانهایشان‏تر می‏گردند. یعنی دستت را در سینه یا گریبانت کن تا سفید بیرون آید .
جیب بر یکی از انواع سارق است که از جیب لباس دزد ی می کند و حد او در شرع مشخص شده است
به دزدی که پول یا مالی را با تردستی از جیب دیگری می رباید، جیب بر گویند.
حد جیب بر
از احکام آن در باب حدود سخن رفته است.هرگاه جیب بری، از جیب رویین لباس باشد که آشکار است، حد سرقت (قطع انگشتان) بر دزد جا ...

جیب در دانشنامه ویکی پدیا

جیب
جیب کیسه مانندی است که به لباس می دوزند تا در آن پول یا کیف پول و امثال آن را قرار دهند.
پوشاک
عکس جیب
جیب (پوشاک)
جیب اصطلاح قدیمی در ریاضیات و اخترشناسی است که امروزه به آن سینوس می گویند.
جیب (بادبان) نام بادبانی در برخی از شناورهای بادبانی است.
جیب که گاه «پیش بادبان» و «بادبان سینه» هم گفته شده است، بادبان مثلثی شکلی است که در جلوترین بخش قایق یا کشتی برافراشته می شود. در باد کم تر و در قایق های کوچک نوعی جیب بزرگ تر به کار می رود که ۱۲۰% تا ۱۵۰% بزرگ تر از جیب است و «جنوا» نامیده می شود.
نوربخش، حسین، بندر کنگ، ناشر مولف، تهران ۱۳۵۹
حورانی، جرج، دریانوردی عرب در دریای هند، ترجمه محمد مقدم، تهران ۱۳۳۸
مراد از جیب بر ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
جیب بری، نوعی دزدی
جیب بر (فیلم)، فیلمی از روبر برسون
مراد از جیب بر ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
جیب بری، نوعی دزدی
جیب بر (فیلم)، فیلمی از روبر برسون
جیب بر (Pickpocket) فیلمی ست محصول سال ۱۹۵۹ به کارگردانی کارگردان فرانسوی روبر برسون. نقش اصلی فیلم را مارتین لاسال برعهده دارد که در آن زمان بازیگری غیرحرفه ای بود. نقش دختر فیلم را ماریکا گرین بازی می کند. جیب بر نخستین فیلم برسون است که فیلمنامه اقتباسی ندارد.
نامزد دریافت خرس طلای جشنواره فیلم برلین
برسون در مصاحبه ای گفته است ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جیب در جدول کلمات

جیب بر
کیسه بر
جیب بری
نشل
سلاح گرم کوچک که در جیب جا می گیرد
تپانچه

معنی جیب به انگلیسی

collar (اسم)
گردن بند ، طوق ، یقه ، گریبان ، یخه ، جیب
pocket (اسم)
جیب ، پاکت ، کیسه هوایی ، تشکیل کیسه در بدن
sinus (اسم)
کیسه ، حفره ، گودال ، جیب ، ناسور ، معصره ، درون حفرههای پیشانی و گونه ها

معنی کلمه جیب به عربی

جیب
جيب , محفظة
انخفاض , مومس
دس , محفظة
جيب

جیب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahtab
Pocket
علی سیریزی
(در گویش مردم شهر سیریز) کیسه گویند
علی باقری
انواع جیب ( اصطلاح خیاطی ) : جیب رویی، جیب داخل درز پهلو، جیب هایی که روی بدنه چاک زده و دوخته می شود. جیب های تزیونی، جیب لبه دار، جیب مغزی، جیب راست، جیب آستردار، جیب کاپشن، فتلتاب.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایران جیب قیمت خودرو   • نرخ ارز دولتی   • اقتصاد انلاین   • جیب لباس   • دنیای خودرو   • خودروبانک   • عصر خودرو   • صرافی میرداماد   • معنی جیب   • مفهوم جیب   • تعریف جیب   • معرفی جیب   • جیب چیست   • جیب یعنی چی   • جیب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جیب
کلمه : جیب
اشتباه تایپی : [df
آوا : jib
نقش : اسم
عکس جیب : در گوگل

آیا معنی جیب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )