برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

حاذق

/hAzeq/

مترادف حاذق: آزموده، استاد، باتجربه، پخته، چیره دست، تیزهوش، زبردست، زیرک، کارآزموده، کاردان، ماهر، مجرب

متضاد حاذق: بی تجربه، ناآزموده

برابر پارسی: چیره دست، زبردست، کاردان

معنی حاذق در لغت نامه دهخدا

حاذق. [ ذِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حذق. استاد. (ادیب نظنزی ) (دهار). سخت استاد (ربنجنی ). ماهر. استادکار. نیک دان. زیرک. زیرک سار در کاری. اوستا. اوستاد. استاد با فطانت و دانا در کاری. کامل در فن.بلتع. بلنتع. (منتهی الارب ). مجرب. متقن. ج ، حاذقون. حاذقین. حذاق : استادان حاذق و عمله ٔ چابک ترتیب دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ طهران ص 420).
چونکه آید او حکیم حاذق است
صادقش دان کاو امین و صادق است.
مولوی.
وزیری فیلسوف حاذق و جهاندیده با او بود گفت ای پادشاه شرط محبت آن است که تا توانی در حق هر دو طائفه نیکوئی کنی. (گلستان ). یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق را بخدمت مصطفی فرستاد. (گلستان ). || تند. تیز. گزنده. ثقیف : خل حاذق. || حاذق باذق ؛ از اتباع است بمعنی زیرک و ماهر در کار.

حاذق. [ ذِ ] (اِخ ) یکی از اطبا و شعرای پارسی گوی هند است. صاحب تذکره ٔ صبح گلشن گوید: حکیم محمد اسحاق بن علی حسین از اجله ٔ سادات قصبه ٔموهان مضاف بدارالاماره ٔ لکنهو است. خوش فکر و بلندخیال و نکته جو و بکلیات و جزئیات علم و عمل طب ماهر و حاذق و بر انواع نظم علی الخصوص در نعت حضرت سرور کائنات علیه افضل السلام والصلوة بدقت و لطافت قادر و فائق. دیوان مدینه ٔ نعت او که از آغاز تا انجام همه اش مدح و ثنای سیدالانبیاء صلی اﷲ علیه و آله و سلم است برفضل و کمالش دال و به این رهگذر ملقب بحسان الهند است. نزد ارباب کمال از مبداء فیاض طبعی عرش پیما یافته و برای تعلم فن شاعری بخدمت مولوی محمد احسن بلگرامی شتافته خدایش زنده داراد که بسی مضامین تازه و نازک در مدینه ٔ نعت از رشحه ٔ خامه اش میبارد. او راست :
یا رب بنور چهره ٔ زیبای مصطفی
بنمای نور خویش ز سیمای مصطفی
خورشید نقطه ای است که آمد بروی روز
از خط آفتاب تجلای مصطفی
حسن پری بسلسله دارد ز زلف پای
دیوانه شد ز بسکه بسودای مصطفی
حاذق بجاه نعت عدیل تو در سخن
آمد محال عقل چو همتای مصطفی.
و نیز:
کمال محو جمال محمد عربی
جمال وقف کمال محمد عربی
یکی است خواب پریشان و جلوه ٔ یوسف
بچشم محو خیال محمد عربی
سرشک آل بود لعل بی بها گر ریخت
ز دیده در غم آل محمد عربی
پری کنیز غلام محمد عربی
ادا (؟ ...

معنی حاذق به فارسی

حاذق
ماهر، استاد، زیرک، ودانادرکاری، حذاق جمع
( اسم ) ۱ - ماهر استاد . ۲ - زیرک چابک . جمع : حذاق .
اوراست اخلاق و آداب احکام الاحلام

معنی حاذق در فرهنگ معین

حاذق
(ذِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - ماهر، استاد. ۲ - دانا.

معنی حاذق در فرهنگ فارسی عمید

حاذق
زیرک و دانا در کاری، ماهر، استاد.

حاذق در جدول کلمات

حاذق
ماهر, استاد

معنی حاذق به انگلیسی

proficient (صفت)
ماهر ، زبر دست ، حاذق

حاذق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
(= ماهر، متبحر، وارد، کاردان) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پاتوتار، پاتوتاک (پاتوت از سنسکریت: پاتوتوَ= تبحر، مهارت، حذاقت + «ار، اک»)
لاگْوار lãgvãr لاگْواک lãgvãk (لاگوا از سنسکریت: لاگهَوا= مهارت، تبحر، حذاقت + «ار، اک»)
سومیتار، سومیتاک (سومیت از سنسکریت: سومیتَ= مهارت، تبحر، حذاقت + «ار، اک»)
کایوشار، کایوشاک (کایوش از سنسکریت: کایوشَلیَ= مهارت، تبحر + «ار، اک»)
ژاتوراک (ژاتور از سنسکریت: چاتورَ= مهارت، تبحر، حذاقت + «اک»)
نایپوناک، نایپونار (نایپون از سنسکریت: نائیپونیَ= مهارت، تبحر، حذاقت + «اک، ار»)
میثم ام تی ۹
ماهر
مهدی
استاد
tinabailari
ماهر ، چیره دست 💂🏻‍♂️
توحيد
هوالعلیم

حاذق : تيز هوش ؛ حواس جمع...
یک کاربر
زبر دست
یک کاربر
زبر دست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حاذق در جدول   • معنی مصنوع   • صغر   • معنی سرخ بال   • خداترسی   • تدبیر در جدول   • حازق   • ذهن در جدول   • معنی حاذق   • مفهوم حاذق   • تعریف حاذق   • معرفی حاذق   • حاذق چیست   • حاذق یعنی چی   • حاذق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حاذق
کلمه : حاذق
اشتباه تایپی : phbr
آوا : hAzeq
نقش : صفت
عکس حاذق : در گوگل

آیا معنی حاذق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )