برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

حبر

/hebr/

مترادف حبر: عالم، دانشمند یهودی

معنی حبر در لغت نامه دهخدا

حبر. [ ح ِ ] (ع اِ) زگاب. سیاهی. دوده. دوده ٔ مرکب. مرکب . مداد. نقس. زگالاب. سیاهی دوات :
بر پر الفی کشید نتوانست
از بی قلمی و یا ز بی حبری.
منوچهری.
آنهمه حبر و قلم فانی شود
و این حدیث بی عدد باقی بود.
مولوی.
گر نباشد یاری حبر و قلم
کی فتد بر روی کاغذها رقم.
مولوی.
قلقشندی گوید: سومین آلت کتابت مداد و حبر است و آنچه مانند آن باشد، و درباره ٔ آن به چهار مورد بحث می کنیم : مورداول ، در نام و ریشه ٔ کلمه ٔ مداد و حبر. مداد را از آن مداد گفته اند که به خامه مدد رساند... و ریشه ٔ حبر به معنی رنگ است : فلان ناصع الحبر یراد به اللون الخالص الصافی من کل شی ٔ. ابن احمر زنی را چنین وصف کرده است :
تتیه ُ بفاحم جعد
و ابیض ناصع الحبر.
و سیاهی موی و سفیدی رنگ پوست او را خواسته است و در خبر است : یخرج من النار رجل قد ذهب حِبره و سِبره. ابن الاعرابی گوید: حبره ، حسن او است ، و سبره ،هیئت اوست. مبرد از توزی نقل کرده : از فراء پرسیدم چرا مداد را حبر گفته اند؟ پاسخ داد: آموزگار را حِبرو حَبر گویند: مداد حبر؛ ای مداد عالم ، پس مداد را حذف کردند و حبر گفتند. و چون این سخن فراء را به اصمعی گفتند نپسندید و گفت : حبر اثر هر چیز است : علی اسنانه حبر؛ که زردی دندانش افزایش یافته و به سیاهی رسیده باشد. حبر؛ اثری است که بر پوست ماند :
لقد اشمتت بی آل فید و غادرت
بجلدی حبراً بنت مصان بادیاً.
حبر، اثر نوشتن است که بر کاغذ ماند. مبرد گوید: گمان میکنم از آن روی آن را حبر گفته اند که کتاب را بدان آرایش دهند: حبرت الشی ٔ تحبیراً؛ آن را آرایش کردم. در مورد دوم ، قلقشندی پس از ذکر اخبار و احادیث در ستایش حبر و مداد گوید: و از آن روی رنگ سیاهی را برای مداد پذیرفتند که ضد سفیدی کاغذ باشد. و سپس صفاتی که برای حبر آرند یاد کرده ، گوید: اسود قاتم ، درجه ٔ اول سیاهی است. و حالک و حانک و حلکوک و حلبوب وداج و دیجور و دجوجی و ادهم و مدهام. مورد سوم : در صنعت حبر و ماده ٔ آن. نظر اول ماده ٔ آن : موادی که مداد و حبر از آنها سازند یا احتیاج ...

معنی حبر به فارسی

حبر
مداد، مرکب، جوهرکه برای نوشتن بکارمیرود، عالم، دانشمند، نیکوکار، پیشوای روحانی، احبار
( اسم ) ۱ - سیاهی دوات مرکب دوده مداد . ۲ - دانشمند یهود عالم جهودان . ۳ - دانشمند عالم .
نام وادیی است

معنی حبر در فرهنگ معین

حبر
(حِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - مداد، مرکب . ۲ - دانشمند یهود.

معنی حبر در فرهنگ فارسی عمید

حبر
۱. عالِم، دانشمند.
۲. پیشوای روحانی و دانشمند یهود.
۱. مرکّب، جوهر.
۲. نوعی پارچۀ لطیف و موج دار.

حبر در دانشنامه اسلامی

حبر
تکرار در قرآن: ۶(بار)
«حبر» (بر وزن قشر) به معنای اثر جالب و خوب است، و به حالت شادی و سروری که آثار آن در چهره ظاهر گردد، نیز گفته می شود، و از آنجا که قلب بهشتیان چنان مالامال از شادی و سرور است که آثار آن در تمام وجودشان ظاهر می گردد، این تعبیر در مورد آنها به کار رفته است.
(به کسر اوّل) عالم. اثر پسندیده. عالم را از آنجهت حبر (به فتح اوّل) گویند که در اثر علم و عملش می‏ماند جمع آن احبار است آنها در باغ مخصوصی شاد می‏شوند که اثر پسندیده نعمت در چهره شان آشکار می‏گردد(راغب). در اقرب الموارد گوید: حَبْر(به فتح اوّل به معنی عالم است ولی کسر آن به معنی عالم است ولی کسر آن افصح است زیرا بر وزن افعال (احبار) جمع بسته می‏شود. «تُحْبَرُونَ» را شاد و مسرور شدن گفته‏اند. به قول راغب سروریکه اثر آن از چهره پیداست مثل نضرت طرارت ظاهر و سرور شادی باطن است . . کلمه احبار که چهار بار در کلام اللّه مجید آمده در سوره مائده :44و63 به قرینه سیاق در علماء یهود به کار رفته ولی در سوره توبه: 31و 34 مثل اینکه شامل علماءیهود و نصاری هر دو است. و چون درباره علماء نصاری کلمه «قسیسین» به کار رفته به نظر می‏آید که مراد از احبار علماء یهود باشد واللّه العالم. صحاح آن را احبار یهود گفته، قاموس و مجمع البیان مطلق عالم ذکر کرده‏اند.

حبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه انارکی
حبری رنگ =کبود رنگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خبر انلاين   • اخبار حوادث   • اخبار داعش   • آخرین اخبار ورزشی   • خبر پو   • اخبار فرهنگیان   • خبرهای داغ   • اخبار روز داعش   • معنی حبر   • مفهوم حبر   • تعریف حبر   • معرفی حبر   • حبر چیست   • حبر یعنی چی   • حبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حبر
کلمه : حبر
اشتباه تایپی : pfv
آوا : hebr
نقش : اسم
عکس حبر : در گوگل

آیا معنی حبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )