انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1045 100 1

حجاج بن یوسف ثقفی

حجاج بن یوسف ثقفی در دانشنامه اسلامی

حجاج بن یوسف ثقفی
حَجّاج بن یوسف ثقفی، کنیه اش ابومحمد، مشهورترین ظالم ترین کارگزار عراق در عصر اموی می باشد .
او در روستای بنی صخر به دنیا آمد. درباره تاریخ تولد حجاج اختلاف وجود دارد؛ سال ۳۹، ۴۰ یا ۴۱، و به روایتی منحصر، سال ۴۵ یا اندکی بعد از آن را تاریخ تولد وی دانسته اند.
حجاج در لغت
حَجّاج در لغت به معنای کسی است که بسیار حج به جا می آورد و به مفهوم بریدن استخوان نیز هست. برخی گفته اند نام وی در کودکی کُلَیب بود و سپس حجاج نامیده شد.پاره ای نیز گفته اند کلیب لقبی بود که برای تفأل و خوش یمنی ، برحسب سنّت عرب ، به وی اطلاق گردید
پدر و مادر حجاج
پدرش، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و اشراف قبیله ثقیف بود. دوستی محکمی با خاندان مروان بن حکم اموی داشت و در جنگ های وی و عبدالملک بن مروان شرکت کرد و در دوران خلافت عبدالملک، حکومت برخی نواحی را عهده دار شد تا این که در دوران ولایت پسرش حجاج بر حجاز ( مدینه )، وفات یافت. مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام بن عروة ثقفی بود .
کودکی وجوانی
...
حجاج بن یوسف ثقفی
حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) حاکم عراق و حجاز در دوران امویان و از دشمنان شیعیان بود. وی در استقرار و تحکیم حکومت اموی جایگاه مهمی داشت. وفاداری حجاج به خاندان اموی و نیز خدمات و کوشش های وی برای حفظ خلافت امویان، باعث شد جایگاه والایی نزد آنان بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، سفارش او را به فرزندش، ولید، کرد و یکی از فرزندانش را حجاج نامید.
او در تاریخ به خونریزی و ستمگری مشهور است و در کشتن مخالفان چنان زیاده روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این میزان خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار کسانی را که به دست حجاج به قتل رسیده اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تخمین زده اند.
حجاج بن یوسف شهر واسط را تاسیس کرد و در آنجا از دنیا رفت.
حَجّاج بن یوسف ثقفی، کنیه اش ابومحمد، مشهورترین ظالم ترین کارگزار عراق در عصر اموی می باشد .
او در روستای بنی صخر به دنیا آمد.
احسان صدقی عمد، الحجاج بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۸۳، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
حَجّاج در لغت به معنای کسی است که بسیار حج به جا می آورد و به مفهوم بریدن استخوان نیز هست.
ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۱۲۳، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر ۱۳۷۸/۱۹۵۸    
پدرش، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و اشراف قبیله ثقیف بود.
ابن خلدون، ج، ۱ مقدمه، ص۴۰.    
...
یکی از شخصیت های مهم در دوره حکومت بنی امیه که جایگاه مهمی در استقرار و تحکیم بنای این حکومت داشته، حجاج بن یوسف بن حکم بن ابی عقیل بن مسعود بن عامر بن معتب بن مالک بن کعب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقیف قسی بن منبه بن بکر بن هوازن بن منصور بن عکرمة بن خصفة بن قیس بن عیلان بن مضر از قبیله ثقفی بود
او در سال چهل و دو هجری در طائف دیده به جهان گشود. در برخی منابع آمده است که وی در شبی که عمر بن خطاب مرد به دنیا آمد وی کسی بود که عبدالملک در مورد او به پسرش گفت: حجاج بود که ما را بر منبر خلافت قرار داد و برخی معتقدند که حجاج بلایی بود که خداوند به دعای عمر بن خطاب بر سر مردم عراق فرو فرستاده است. مادرش فارغه دختر همام بن عروه بن مسعود ثقفی، همسر مطلقه حارث بن کلده بود که قبل از آن در نکاح مغیرة بن شعبه بود و در ازدواجش با یوسف، حجاج را به دنیا آورد.در مورد تولدش این طور آمده که سحرگاهی حارث بر فارغه، مادر حجاج، وارد شد، وی را دید که دندان خویش خلال می کند. حارث بیرون رفت و طلاق نامه برای زن فرستاد. بعد از آن یوسف بن ابی عقیل او را به زنی گرفت و او حجاج را که طفلی زشت رو بود و سوراخ دبر نداشت، به دنیا آورد. آن گاه که دبرش را سوراخ کردند، از مادر و غیر مادر پستان به دهان نمی گرفت. در این موقع به او خون خوراندند و این پیشنهاد ابلیس بود که در قالب آدمی ظاهر گشته بود ابلیس از کار آن ها پرسید، گفتند: «فارعه (این نام مادر حجاج بود) پسری از یوسف آورده و پستان مادر و غیر مادر نمی گیرد.» گفت: «یک بزغاله سیاه را بکشید و سق او را با خون بزغاله بیالایید روز دوم نیز چنین کنید و روز سوم بز سیاهی را کشتند و سق وی را با خون آن بیالایید، پس از آن گوسفند سیاهی را بکشید و سق وی را با خون آن بیالایید، و صورتش را خون آلود کنید که به روز چهارم پستان خواهد گرفت.» گوید چنین کردند. به همین جهت پیوسته در کار خونریزی بی اختیار بود و می گفت که بهترین لذت های او خونریزی است و انجام اعمالی که دیگران از ارتکاب آن دریغ دارند. البته به نظر می رسد این نقل افسانه باشد، چرا که غیر ممکن به نظر می رسد و شاید به سبب ظلم و آدمکشی حجاج به این صورت نقل گردیده است. از جمله خصلت های حجاج پرخوری بود که در برخی محافل نقل قول می گردیده است.
ویژگی ها
گویند حجاج فردی بود که چشمان تنگ و کم نور داشت و استخوان نشیمنگاهش دارای عیب و نقصان بود. از دیگر ویژگی های جسمی او دارا بودن ساق هایی بسیار لاغر و نازک، کوچک اندام و با صدایی نازک بود و بالا تنه کوتاهی داشت. کنیه اش ابو محمد بود و مادرش او را کلیب نام نهاده بود.
حجاج و قرآن
پدرش یوسف از رجال سرشناس و اهل علم و فضل و شرف در قبیله ثقیف بود و در واقع شغل اصلی وی نیز تدریس قرآن در طائف بود. این که وی قرآن را به دیگران تعلیم می داده بر حسب رسوم زمانش نبوده است که آن را وسیله معاش خویش قرار می دهند، بلکه وی به مقتضای اصولی که در صدر اسلام متداول بوده قرآن را به مردم تعلیم می داده است. پسرش حجاج نیز قرآن را خوب می دانست و می توان آن را از شغل پدرش فهمید. حجاج به خواندن قرآن اهمیت می داد و آن را مهم می دانست به طوری که گویند در این مورد عمر بن عبدالعزیز به وی حسادت می کرد. البته می توان آن را رد کرد و این مورد را از مواردی دانست که درباره حجاج و پدرش به خاطر جلب نظر وی گفته شده است، چرا که افسانه هایی درباره زندگی حجاج در برخی منابع ذکر گردیده است. در مورد خوب قرآن خواندن حجاج، نقلی از مسعودی آمده که در آن به صراحت اعلام شده که حجاج قرآن را درست نمی خوانده و این امر را هم برای خود ننگ نمی دانسته است. همین طور نقل شده که روزی حجاج مشغول خواندن سوره هود بود و زمانی که به این آیه رسید: «قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح»، نمی دانست که عمل را چگونه اعراب بگذارد و قاری درخواست کرد. او در دوره حکومتش جمعی از قراء را جمع کرد و آنان را به شماره کردن حروف قرآن وادار کرد که باعث شد نسخه ای متفاوت با نسخه عثمان پدید آید و نیز دو باب در این مصحف جدید با عنوان «ما غیر الحجاج فی مصحف عثمان» و «ما کتب الحجاج بن یوسف فی المصحف» آمده و در آن تغییراتی که حجاج در قرآن داده، مشروحا ذکر گردیده است.
ورود حجاج به حکومت
...

حجاج بن یوسف ثقفی در دانشنامه آزاد پارسی

حَجّاجِ بن یوسفِ ثَقَفی (طائف ۴۱ـ۹۵ق)
حاکم عراق (حک: ۷۵ـ۹۵ق) در دورۀ خلافت عبدالملک بن مروان و فرزندش ولید؛ از قبیلۀ ثقیف. در آغاز خلافت عبدالملک بن مروان ، مشاغل کوچکی برعهده داشت، اما چون توانایی از خود نشان داد خلیفه او را مأمور سرکوب شورش عبدالله بن زبیر در مکه کرد. حجّاج، با سوزاندن و تخریب کعبه و کشتار بسیار، قیام ابن زبیر را فرونشاند (۷۲ق) و حاکم مکه شد. سال بعد، حکومت مدینه و سپس سراسر حجاز و یمامه و یمن نیز به او واگذار گردید. در ۷۵ق، از سوی عبدالملک، فرمانروای عراق (نیمۀ شرقی سرزمین های خلافت ) شد. حجاج در دورۀ بیست سالۀ فرمانروایی بر عراق با خشونت، کشتار و اختناق حکومت کرد و قیام های متعددی را با قساوت درهم شکست که مهم ترین آن ها شورش عبدالرحمان بن محمد بن اشعث بود. دشمنی وی با حضرت علی و طرفداران آن حضرت حدی نداشت و جمعی از شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین (ع ) ازجمله قنبر، غلام آن حضرت ، کمیل بن زیاد نخعی و یحیی بن ام طویل را به بدترین وضعی کشت . گفته اند تا هنگام مرگ بیش از ۱۰۰هزار نفر را به قتل رساند و نزدیک به همین شمار را به زندان انداخت. شهر واسط به دست حجاج بنا نهاده شد.

ارتباط محتوایی با حجاج بن یوسف ثقفی

حجاج بن یوسف ثقفی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حجاج بن یوسف ثقفی   • مفهوم حجاج بن یوسف ثقفی   • تعریف حجاج بن یوسف ثقفی   • معرفی حجاج بن یوسف ثقفی   • حجاج بن یوسف ثقفی چیست   • حجاج بن یوسف ثقفی یعنی چی   • حجاج بن یوسف ثقفی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حجاج بن یوسف ثقفی
کلمه : حجاج بن یوسف ثقفی
اشتباه تایپی : p[h[ fk d,st ertd
عکس حجاج بن یوسف ثقفی : در گوگل


آیا معنی حجاج بن یوسف ثقفی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )