انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1099 100 1

حداء

معنی حداء در لغت نامه دهخدا

حداء. [ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ حداءة. (منتهی الارب ). تبرهای دوسر.

حداء. [ ح ِ / ح ُ ] (ع مص ) راندن. سوق. حدو. زجر. زجر کردن و راندن شتران را بسرود و آواز. (منتهی الارب ). راندن شتران با نغمه ٔ حدی. || حداء لیل نهار را، تابع گردیدن شب روز را. (از منتهی الارب ). || حِداء بر، انگیختن بر. (از منتهی الارب ).

حداء. [ ح َدْ دا ] (ع ص ) مرد زجرکننده. راننده ٔ شتر بسرود. (منتهی الارب )، حدی خواننده. ساربان.

حداء. [ ح َدْ دا ](اِخ ) نام قبیله ای است. (مهذب الاسماء). بطنی از بنی مراد است. (سمعانی 159). و گاهی حدا بقصر خوانند.

حداء. [ ح َ د د ] (اِخ ) ابن ذهل بن حرث بن ذهل بن مران. مردی خوش آواز بود. (سمعانی ).

حداء. [ ح ِ ] (اِخ ) ابن نمرةبن سعد العشیرة. قبیله ای است از عرب. (قاموس ) (تاج العروس و منتهی الارب ).

حداء. [ح َدْ دا ] (اِخ ) عامربن ربیعةبن تیم اﷲ. خوش آواز بودو بعلت بیماری آوازش دیگرگون شد. (انساب سمعانی ).

حداء. [ ح ِدْ دا ] (اِخ ) نام وادئی میان جده و مکه. بدانجا قلعه و نخلستانی است و سپس آنجا را حد مینامیدند. (معجم البلدان ).

حداء. [ ح َدْءْ ] (ع مص )برگردانیدن. (از منتهی الارب ). || یاری دادن. باز داشتن از ظلم. (از منتهی الارب ). || پناه گرفتن به. (از منتهی الارب ). برچفسیدن بمکان. (از منتهی الارب ). || خشم گرفتن بر. (از منتهی الارب ). || گسسته شدن سلا در شکم گوسفندو مبتلا شدن او به درد و بیماری. (از منتهی الارب ).

حداء. [ ح ِ دَ ] (ع اِ) ج ِ حِدَاءَة. (منتهی الارب ).

معنی حداء در فرهنگ معین

حداء
(حُ یا حِ) [ ع . ] (اِ.) سرود و آوازی که ساربانان هنگام راندن شتر می خوانند.

حداء در دانشنامه اسلامی

حداء
حداء به ضم حاء سرودی که در برانگیختن شتر استفاده می شود. از آن به مناسبت در باب تجارت نام برده‏اند.
حُداء سرودی ویژه برای برانگیختن شتر بر شتاب در حرکت است.
احکام حداء
غنا حرام است؛ لیکن بنابر قول مشهور، حُداء از حرمت آن استثنا شده است.
برخی، حداء را از موضوع غنا خارج دانسته و گفته‏اند: حدا از مصادیق غنا به شمار نمی‏رود تا از آن استثنا شود و چون دلیلی بر حرمت آن وجود ندارد، جایز است.


حداء را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حداء   • مفهوم حداء   • تعریف حداء   • معرفی حداء   • حداء چیست   • حداء یعنی چی   • حداء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حداء
کلمه : حداء
اشتباه تایپی : pnhء
عکس حداء : در گوگل


آیا معنی حداء مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )