انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1018 100 1

حدیث

/hadis/

مترادف حدیث: داستان، روایت، قصه، واقعه، رویداد، ماجرا، گفته، سخن، خبر، قول ، تازه، جدید، نو

متضاد حدیث: عمل، کهنه

برابر پارسی: گفتار، سخن، سروا، گفت، داستان

معنی اسم حدیث

اسم: حدیث
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hadis) (عربی) سخنی که از پیامبر اسلام (ص) یا بزرگان دین نقل کنند، روایت، سخن، گفته، (در قدیم) داستان، جدید، تازه، نو، (در قدیم) (به مجاز) عشق، سودا - سخنی که از پیامبر (ص) یا بزرگان دین نقل می کنند، داستان، سرگذشت، سخن

معنی حدیث در لغت نامه دهخدا

حدیث. [ ح َ ] (ع ص ، اِ) نو. جدید. تازه. مقابل قدیم : ابواب خزائن قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند. (جهانگشای جوینی ). || چیز نو. چیزی نو. || سخن نو.(دهار). || مرد اندک سال. جوان. || مسئله. امر. کار. شغل. باره. مطلب. قضیه. وقعه. واقعه. حادثه. حال. پیش آمد. باب. ماجری :
ای دل من زو بهر حدیث میازار
کآن بت فرهخته نیست هست نوآموز.
دقیقی (از فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).
حدیث فرستادگان در نهان
بگفتند با شهریار جهان.
فردوسی.
سیاوش ز گفتارشان شاد گشت
حدیث فرستادگان باد گشت.
فردوسی.
دلت را به تیمار چندین مبند
بس ایمن مشو بر سپهر بلند...
تو بی جان شوی او بماند دراز
حدیثی دراز است چندین میاز.
فردوسی.
ای دوست به یک سخن ز من بگریزی
خوی تو نبد بهرحدیثی تیزی
بد گشتی از آنکه با بدان آمیزی
با دیگ بمنشین که سیه برخیزی.
فرخی.
عنایتی است به کار تو شاه مشرق را
چنانکه ایزد را در حدیث پیغمبر.
فرخی.
بنزدیک احمدبن اسماعیل نامه نبشت اندر حدیث او. (تاریخ سیستان ).و دل موفق [ باﷲ ] به حدیث شام و مصر مشغول گشته بود. (تاریخ سیستان ). و اندر خزینه مال نماند از زر و سیم که همه بکار برده و داده شد و دست فراکردند اندراوانی فروختن و زرینه و سیمینه درم و دینار زدن و بکار بردن ، اندر حدیث مطبخ و بناها ساختن. (تاریخ سیستان ). و حدیث سیستان با امیر تاریخ قرار گرفت و لشکرترکمان همه بازگشت. (تاریخ سیستان ). علی بن لیث پشیمان همی بود و چیزها همی گفت اندر حدیث عمرو [ ابن لیث ] عمرو بشنید و علی را بند برنهاد. (تاریخ سیستان ). چون خبر تقصیر کردن محمدبن اللیث شنید اندر حدیث مال فرستادن.... (تاریخ سیستان ). چنان شنودم که دو سه ماه این حدیث از وی نهان داشتند. (تاریخ بیهقی ). این حدیث فاش شد و همگان ویرا بسیار ملامت کردند. (تاریخ بیهقی ). وزیر گفت سلطان امروز خلوتی کرد و در هر باب سخن رفت و مهم تر از آن حدیث هندوستان است. (تاریخ بیهقی ص 269). و این حدیث را در دل پادشاه ، شیرین کردند. (تاریخ بیهقی ص 258). و این حدیث عبدوس به کس خود به غازی رسانید. (تاریخ بیهقی ص 234). گفت امشب این حدیث را پوشیده باید داشت تا فردا که خواجه بیاید.(تاریخ بیهقی ص 325). این حدیث در تاریخ یمینی بیاورده ام. (تاریخ بیهقی ). از این مرد بسیار عذر خواست [ ابوالقاسم پسر حصیری ] و التماس کرد تا از این حدیث [ زده شدن او ] با خداوندش [ احمد حسن ] نگوید. (تاریخ بیهقی ص 157). چنان شنودم که دو سه ماه از او [ ازمادر حسنک ] این حدیث [ کشته شدن پسرش ] پنهان داشتند. (تاریخ بیهقی ص 186). آنجا او را با خواجه پدرم رحمةاﷲ علیه صحبت و دوستی افتاد وزین حدیث بسیار گوید... (تاریخ بیهقی ص 242). پس در حدیث وزارت به پیغام با وی سخن رفت البته تن درنداد [ خواجه احمد حسن ]. (تاریخ بیهقی ص 145). هرچه از وی می پرسیدند از حدیث غلامان این روز، که تدبیر چیست... جواب میداد که ارتکین داند. (تاریخ بیهقی ص 634). بونصر مستخرج را و دیگرقوم را گفت یک ساعت این حدیث در توقف دارید. (تاریخ بیهقی ص 368). امیر را مقرر گشت حدیث مال و سخت متغیر گشت بر بوسهل و سوری ، و والی حرس و محتاج را بخواند. (تاریخ بیهقی ص 444). کدخدای علی تکین و علی تکین این حدیث را غنیمت شمردند. (تاریخ بیهقی ص 355). اگر بهانه آرد و آن حدیث قاید منجوق در دل وی مانده است ، این حدیث طی باید کرد که بی حشمت وی علی تکین رابر نتوان انداخت. (تاریخ بیهقی ص 343). خوارزمشاه تن در این حدیث نداد. (تاریخ بیهقی ص 684). چون به غزنین رسید چنان نمود که حدیث خطبه بدو راست خواهد شد. (تاریخ بیهقی ص 685). گفتم این حدیث را فراموش کن. (تاریخ بیهقی ص 685). گفت حدیث بوسهل تمام شد. (تاریخ بیهقی ص 331). این حدیث را اندر این باب خواهی بفرمان ما و خواهی از دست خویش... فرونشانی. (تاریخ بیهقی ص 162). اگر امیر [ البتکین ] در این جنگ با ما مساعدت کند... چون کارها بمراد گردد ولایتی سخت بانام که براین جانب است بنام فرزندی ازآن ِ او کرده آید و ناصحان وی بازنمودند که غور و غایت این حدیث بزرگ است و علی تکین به این یک ناحیت بازنایستد. (تاریخ بیهقی ).چون ایشان را [ قوم را ]... دید [ امیر محمد ] خدای را سپاس داری کرد و حدیث سوزیان فراموش کرد. (تاریخ بیهقی ). جواب نامه ها بر این جمله داد [ آلتونتاش ] که حدیث خانان ترکستان از فرایض است... اما حدیث خواجه احمد بنده را با چنین سخنان کاری نیست. (تاریخ بیهقی ). امیر بسیار تکلف کرده بود هم بمعنی خوان نهادن و هم بحدیث لشکر که لشکر در هم افتاده بودند. (تاریخ بیهقی ص 567). اگر پس از این در پیش من جز در حدیث عرض سخن گوئی ، گویم گردنت بزنند. (تاریخ بیهقی ص 326). پس از آنکه این تاریخ آغاز کرده بودم... و به حدیث ملک محمد سخن میگفتم... (تاریخ بیهقی ). در حدیث مادر و ولادت وی و امیر محمود سخنان گفتندی. (تاریخ بیهقی ص 308). این حدیث را پوشیده دارد. (تاریخ بیهقی ). طاهر بدین حدیث سخت شادمان شد. (تاریخ بیهقی ). باید که این حدیث را پوشیده داری. (تاریخ بیهقی ). طاهر بدین حدیث [ امر ولایت عهد دادن مأمون به رضا (ع ) ] سخت شادمانه شد که میلی داشت به علویان. (تاریخ بیهقی ص 136). پس او را [ اریارق ] به غور فرستادند نزدیک بوالحسن خلف ، تا به جانبی بازداشتش و حدیث وی به پایان آمد. (تاریخ بیهقی ص 228).
حدیث حبل سوی دانا نبود
شگفتی تر ازکار حرب جمل.
ناصرخسرو.
از این حدیث درگذر. (کلیله و دمنه ).
حدیث عشق از آن بطال منیوش
که در سختی کند یاری فراموش.
سعدی.
دانا ز حدیث او عجب ماند
خرگمشده را به سوی خود خواند.
امیرحسینی سادات.
|| ازدر. درخور. سزاوار : سالاران لشکر بر خداوند، این اشارت نکنند که جنگی قائم شده وخصمان را زده باز باید گشت ، که ترسند فردا روز که به هراة بازرسد ایشان را گوید کاهلی کردند تا مرا بضرورت باز بایست گشت و من بنده هم این اشارت نکنم که این حدیث من نباشد. (تاریخ بیهقی ص 594). || مبحث. موضوع. باب :
با ما به حدیث عشق ما چه ستیزند
هر مرغی را به پای خویش آویزند.
طاهر چغانی (امثال و حکم ص 1973).
حدیث دهانش چو آمد پدید
سخن در بیانش به تنگی کشید.
فردوسی.
سوری به من گفت این حدیث من بگذار. گفتم نتوانم خیانت کردن. (تاریخ بیهقی ص 661). چون این رسول بنزدیک ما رسید... و این حدیث بازگفت خوارزمشاه مرا [ابوریحان را ] بخواند و خالی کرد و آنچه وزیر گفته بود در این باب با من بگفت. (تاریخ بیهقی ص 685). حیلتها کرد تا از وی درگذشت و این حدیث فرابرید و تمام مردی باشد که چنین تواند کرد و گردن حرص و آز را بتواند شکست. (تاریخ بیهقی ص 255). و خداوند در این باب با من سخن گفته است و سخت ناپسندیده آمده است مرا این حدیث. (تاریخ بیهقی ص 259). از این مرد بسیار عذر خواست و التماس کرد تا از این حدیث با خداوندش نگوید.(تاریخ بیهقی ). منشور بر دسته ٔ کاغذ بخط من مقرمط نبشته شد... و طاهر بیکبارگی سپر بیفکند و اندازه بتمامی دانست و پس از آن تا آنگاه که به وزارت عراق رفت با تاش فراش سپاه سالار، نیز در حدیث کتابت سخن برننهاد و فرونگذاشت. (تاریخ بیهقی ص 143). سپاس خدای را عزوجل که ترا از این منت در گردن من حاصل نشد و حدیث من گذشت ، پیغام امیرالمؤمنین بشنو. (تاریخ بیهقی ص 172). احمد گفت بهیچ حال نباشد، این شغل را فرموده است و از عبداﷲ بهمه روزگار وجیه تر و محتشم تر بوده ام ویرا باید و دیگران را زیر علامت من رفتن و آن حدیث دراز کشید... (تاریخ بیهقی ص 408). || عقیده. اعتقاد :
در این حدیث یقینند مردمان اغلب
خدای درخور هرکس دهد هر آنچه دهد.
فرخی.
گفت این چه حدیث است ، لشکری بزرگ را هفت هشت چاه ، آب چون تواند دادیکبارگی سر حوض رویم. (تاریخ بیهقی ص 637). || عزم. قصد. عزیمت : و سلطان از این حدیث بازایستد و حاتمی را فدای این کار کند... (تاریخ بیهقی ص 322). || سودا. فکر. اندیشه. عشق : بونعیم ندیم مگر به حدیث این ترک دل به باد داده بود. در مجلس شراب سوی او دزدیده بسیار نگریستی. (تاریخ بیهقی ص 417).
حدیث اسب نباشد برون ز گوش سپاهی.
انوری.
|| خبر. اطلاع. آگاهی : یک روز به خانه ٔ خویش بودم ، گفتند سیاحی بر در است ، میگوید حدیثی مهم دارم. (تاریخ بیهقی ص 326). این حدیث به نشابور فاش شد. (تاریخ بیهقی ص 365). دیگر روز این حدیث فاش شد. (تاریخ بیهقی ص 394). نیز باید که این حدیث بر بوسهل نرسدکه از من نیازارد. (تاریخ بیهقی ص 397). حکایت کرد [بونصر مشکان ] که در آن خلوت چه رفت. گفت سلطان پرسید مرا حدیث حسنک. (تاریخ بیهقی ص 179). محمودیان این حدیث ها بشنودند سخت غمناک شدند. (تاریخ بیهقی ). این حدیث [ حدیث سر حسنک که چون نوباوه آورده بودند ] فاش شد و همگان وی را [ بوسهل را ] بسیار ملامت کردند بدین حدیث. (تاریخ بیهقی ص 185). ترا مقرر است که فاش گردانیدن این حدیث از جهت من ناممکن است. (کلیله و دمنه ). || قصه. حکایت. افسانه. داستان. نقل. سمر. (دهار) : حدیث کرد یکی از فقهای بلخ و گفت این دو تن را دیدم آن روز که به بلخ می آوردند. (تاریخ بیهقی ). هم اکنون افشین حدیث پیغام کند و خلیفه گوید من این پیغام ندادم و رسوا شوم [ احمدبن ابی دواد ]. (تاریخ بیهقی ص 173). پوشیده نگاه کردم و مرا دید هیچ نگفت تا حدیث تمام کرد. (تاریخ بیهقی ص 122). چون به خرگاه امیر رسید حدیثی آغاز کرد و سخت سره و نغز قصه ای بود. (تاریخ بیهقی ).
چون نخوانی حدیث دعد و رباب
با حدیث بثینه و آن ِ جمیل.
ناصرخسرو.
گفتم که این حدیث بدان احسن القصص
گفت این لطیفه ای بود از جان لطیف تر.
ناصرخسرو.
تا فتح جنگوان را در داستان فزود
گم شد حدیث رستم دستان ز داستان.
مسعودسعد.
و در حدیث است : بزرگان را سخن بسیار است. (نوروزنامه ).
حدیث جود تو سایرتر است در عالم
ز حال عروه و عفرا و عشق دعد و رباب.
ادیب صابر.
شاید ار لب به حدیث قدما نگشایند
ناقدانی که ادای سخن ما شنوند.
خاقانی.
عالم حدیث حسن تو و عشق من گرفت
آری چنین بود سخنی کز دهان برفت.
رفیعالدین لنبانی.
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه قصه ٔ ما بود دراز.
مولوی (کلیات شمس چ فروزانفر ج 8 ص 160).
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون و لیلی بگفتند. (گلستان ).
خنک کسی که پس از وی حدیث خیر کنند
که جز حدیث نمی ماند از بنی آدم.
سعدی.
سعدی حدیث مستی و فریاد عاشقی
دیگر مکش که عیب بود خانقاه را.
سعدی.
|| شرح حال. ترجمه ٔ أحوال : حدیث این امام آورده آید مشبع. (تاریخ بیهقی ص 123). در تاریخ گذشته بیاورده ام دو باب درآن از حدیث این پادشاه بزرگ. (تاریخ بیهقی ). اکنون حدیث این دو سالار محتشم به پایان آمد. (تاریخ بیهقی ص 237). و این نکته ای چند نبشتم از حدیث وی و تفصیل حال وی فرادهم در این تاریخ سخت به جایهای خویش ان شاء اﷲ تعالی. (تاریخ بیهقی ص 105). || تاریخ :
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر.
فرخی.
محال باشد چیزی نبشتن که به ناراست ماند که این قوم که حدیث ایشان یاد می کنم سالهای دراز است تا درگذشته اند. (تاریخ بیهقی ص 230). در تاریخ گذشته بیاورده ام ، دو باب در آن از حدیث این پادشاه بزرگ. (تاریخ بیهقی ص 103). آنچه در کتاب نبشته اند از حدیث بهرام گور است. (تاریخ بیهقی ص 121). و چون حدیث این محبوس بوسهل زوزنی آخر آمد فریضه داشتم قصه ٔ محبوس [ دیگر ] کردن. (تاریخ بیهقی ص 338). بجای خویش بیارم حدیث این رسولان. (تاریخ بیهقی ص 217).
گفت ز شاهان حدیث ماند باقی
درعرب و در عجم نه توزی و کتان.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 650).
علی و مصطفی را گر ندانی
حدیث آدم و حوا فروخوان.
ناصرخسرو.
افسانه شد حدیث فریدون و بیوراسب
زآن هردوان کدام به مخبر نکوتر است.
خاقانی.
|| فرمان. امر. حکم. دستور: حشم و قضاة و عمال و اعیان و رعایا را فرمود تا به خدمت ما آمدند و همگان گوش و چشم به حدیث ما دادند. (تاریخ بیهقی ص 214). || محتوی.مضمون : بازگوی حدیث نامه که چه بود که مرد درشتی نرم شد. (تاریخ بیهقی ). || سخن. (حبیش تفلیسی ). حرف (در تداول امروز) چه حدیث است ؛ چه حرفی است ! || مقاوله. گفتگو. گفتار. قول.کلام. سروا. مذاکرة. ج ، احادیث :
مردمان از خرد سخن گویند
تو هوازی حدیث غاب کنی.
رودکی.
تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب
تا کی فضول گوئی و آری حدیث غاب.
رودکی.
در این حدیث بود [ پیغامبر در غزوه ٔ احد ] که تیری بیامد بر چشم قتادةبن النعمان. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
حدیث زنان سخت ناخوش بود
نه آئین مردان سرکش بود.
فردوسی.
چه حدیث است من این بوسه شماری بنهم
نبود عیش چو معشوقه بود بوسه شمار.
فرخی.
و امیر ویرا [ امیر یوسف را ] سخت گرم پرسید از اندازه گذشته و براندند و همه حدیث با وی میکرد تا روز شد. (تاریخ بیهقی ص 251). امیر از پیل بر اسب شد و براندند و یوسف در دست چپش ، حدیث میکردند تا به لشکرگاه رسیدند. (تاریخ بیهقی ص 252). گفتند [ مقدمان لشکر بوعلی سیمجور ] این چه حدیث است جنگ باید کرد. (تاریخ بیهقی ص 203). ملک سخت شد و کسان در میان آمدند تا پسر احمد و سرش فرستاده آید و حدیث پانصد هزار درم میرفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 442). خود در من [ افشین در احمدبن ابی دواد ] ننگریست و من بر آن صبر کردم و حدیثی پیوستم. (تاریخ بیهقی ص 171).
گر استوار نداری حدیث ، آسانست
مدیح شاه بخوان و نظیر شاه بیار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
کی عجب گر با تو آید چون مسیح اندر حدیث
گوسفند کشته از معلاق و مرغ از بابزن.
کمال عزی.
اگر بتول گرفت از تو این دلم نه عجب
بتول گیرد دل از حدیث ناپدرام.
خفاف.
گه ز مهرت کند زمانه حدیث
گه به جانت خورد سپهر قسم.
مسعودسعد.
گر بخواهد از این همه غم ورنج
برهاند به یک حدیث مرا.
معزی.
از آنکه مهتر و مخدوم من نکو داند
به نظم و نثر حدیث صحیح را ز سقیم.
سوزنی.
حدیث من ز مفاعیل فاعلات بود
من از کجا، سخن سرّ مملکت ز کجا.
مجیر بیلقانی.
فی الجمله حدیث مطلق از من بشنو
هر چیز که در جستن آنی آنی.
بابا افضل.
ور باورت نمیشود از بنده این حدیث
از گفته ٔ کمال دلیلی بیاورم.
حافظ.
این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت
بر در میکده ای بادف و نی ترسائی.
حافظ.
- اصحاب حدیث ؛ فِرَق مالکی و شافعی و حنبلی و داودی را گویند. (مفاتیح العلوم خوارزمی ) : میل یعقوب بیشتر بر اصحاب رأی بود، و آن ِ طاهر بر اصحاب حدیث.(تاریخ سیستان ).
- به حدیث آمدن کودک ؛ به زبان آمدن. زبان باز کردن :
کودکی نو به حدیث آمده ام
سخنم نی بجز از مدح وزیر.
سوزنی.
- امثال :
ازمرده حدیث نیاید.
که از مرده دیگر نیاید حدیث .
سعدی.
|| در اصطلاح محدثان ، گفته ٔ رسول و حکایت گفتار و کردار وی باشد. خبر. روایت. اثر. گفته ٔ رسول (ص ). (زمخشری ). سخن پیغمبر. خبررسول و جز آن : و دیگر حدیث ، چون کسری پرویز گذشته شد، خبر به پیغمبر رسید گفت : من استخلفوا؟ قالوا ابنته بوراندخت. قال (ع ) لن یصلح قوم ٌ اسندوا امرهم الی امراءة. (تاریخ بیهقی ص 386).
در حدیث آمده ست کز دل دوست
به دل دوست رهگذر باشد.
تاج الدین آبی.
هم امارت هم زبان دارم کلید گنج فتح
وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی.
خاقانی.
امام ابوالطیب سهل بن سلیمان صعلوکی را که امام حدیث بود به رسالت به ایلک خان فرستاده بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 237).
تهانوی گوید: و در «خلاصه » میگوید: قول صحابی و تابعی را هم میتوان حدیث نامید و در «خلاصة الخلاصة» گوید: و آنچه از قول و فعل و تقریر او روایت شده باشد آنرا حدیث نامند. و گاه اطلاق بر قول صحابه و تابعین و آنچه ازآثار آنان مروی است شود. و در شرح «شرح النخبة» گوید: حدیث آن چیزی است که به حضرت پیغمبر نسبت داده شود قولاً و فعلاً و تقریراً و صنعةً، و پاره ای گفته اند:و رؤیاً؛ یعنی اگر در خواب هم از پیغمبر چیزی دیده شد نقل او حدیث باشد، حتی حرکات و سکنات آن حضرت ، اگر در بیداری نقل شود حدیث است. پس حدیث نسبت به سنت اعم باشد. و بسیار واقع شده است در سخنان اهل حدیث که ترادف حدیث و سنت از سخنان آنها مفهوم گردیده ، من جمله عراقی از محدثین معروف بر این عقیده میباشد. اما صاحب «تلویح » میگوید: سنت اعم از حدیث باشد، و آن عبارت است از چیزی که از پیغمبر صادر شده باشد، غیراز قرآن از جنس گفتار و آنرا حدیث نامند یا کردار یا تقریر - انتهی. و اینکه در ضمن تعریف سنت قید قرآن کرده ، برای احتراز از خود قرآن است ، چه قرآن را در اصطلاح حدیث نگویند. و داخل میشود در قرآن آنچه تلاوت آن نسخ شده باشد خواه حکم آن باقی مانده یا نمانده باشد، و همچنان است قراآت شاذه و مشهوره. اما اول برای آنکه سیوطی در اتقان در نوع نسخ گفته که نسخ در قرآن بر سه قسم است : اول : آنچه حکم و تلاوت آن در آن واحد نسخ شده است. عایشه گفته است در آنچه نازل شده ده صفت معلوم بوده که نسخ شد به پنج صفت. در این اثنا رسول خدا به جوار رحمت الهی انتقال یافت. و آن آیات بهمان طریق قبل از نسخ قرائت میشوند. این حدیث را شیخان روایت کرده اند. اما منظور عایشه از اینکه گفته آیات بهمان طریق قبل از نسخ تلاوت میشوند، آن بوده که تلاوت آیات منسوخه هم در حیات پیغمبر نسخ شد، ولی حکم نسخ به عموم مسلمانان نرسیده بود. و بعد از وفات پیغمبر این حکم به همگی مسلمین رسید. این بود آنهائی که از نسخ آیات بیخبر بودند بهمان طریق قبل از نسخ تلاوت میکردند. ابوموسی اشعری گوید نازل شد ولی دوباره بالا رفت. دوم : آن است که حکم آن نسخ شده اما تلاوت آن نسخ نگردیده. سوم : آن است که تلاوت آن نسخ شده اما حکم آن نسخ نشده است.
ابوعبید گوید: خبر داد مارا ابن ابی مریم از ابن لهیعة از ابی الاسود از عروةبن الزبیر از عایشه که گفت : سوره ٔ احزاب در زمان پیغمبر دویست آیت قرائت میشد، و پس از آنکه عثمان امر به کتابت قرآنها داد جز آنکه در دست باقی مانده آیتی دیگر در آن سوره نبود، سپس صاحب اتقان از آیات منسوخه که در قرآن فعلی نیست آیاتی را ذکر کرده است.
اقسام حدیث : حدیث یا نبوی و یا الهی است که بنام حدیث قدسی معروف است. پس حدیث قدسی آنچنان حدیثی است که پیمبر آنرا بواسطه ٔ جبرائیل از پروردگار خود روایت کرده است. و حدیث نبوی حدیثی باشد که مستقیم از خود پیغمبر روایت شده باشد چنانکه ابن الحجر در «فتح المبین » در شرح حدیث بیست وچهارم روایت کرده. حبیبی در حاشیه ٔ تاریخ در رکن اول در بیان معنی قرآن گوید: احادیث الهیه آن احادیثی است که حق عزاسمه آنرا بسوی پیمبر در شب معراج بر طریق وحی فرستاده و آن احادیث به «أسرارالوحی » نام نهاده شده است. ابن الحجر گوید: باید بین وحی متلو که عبارت از قرآن است با وحی روایت شده از پیغمبر که از خداوند روایت کرده فرقی نهاده شود، و آن عبارت است از یک رشته احادیثی که پیغمبر از پروردگار خود در شب معراج روایت کرده ، و قریب به یکصد حدیث میباشد. و یکی از علماء آن احادیث را در یک جا جمعآوری نموده و من حیث المجموع جمله ٔ آن احادیث را بنام «حدیث قدسی » نامیده اند. و نیز گوید: کلام منسوب به خدای تعالی را اقسامی چند باشد. نخستین اقسام و اشرف آنها قرآن مجید است ، که به خصیصه ٔ اعجاز در فصاحت ، و بقاءآن معجزه بر گذر روزگاران ، و محفوظ بودن از تغییر وتبدیل ، و حرام بودن بسودن آن با دست شخص محدث ، و عدم تلاوت او در حال جنابت ، و روایت آن بمعنی ، و به تعیین آن در نماز، و به اختصاص تسمیه ٔ آن به قرآن ، و به اینکه هر حرفی از آن معادل با ده حرف از سایر کلمات باشد، و به منع معامله ٔ مجلد کلام اﷲ بین الدفتین در روایت احمد، و کراهت او نزد ما، و به تسمیه ٔ جمله ای از قرآن به آیت و سورت ، و دیگر خصایص ، از بین سایر کتب منزله ٔ آسمانی و دیگر فرموده های خداوند از احادیث قدسیه و غیره ، ممتاز و برتر و بالاتر است. و آنچه درباره ٔ قرآن مجید روا نیست درباره ٔ سایر کتب منزله رواباشد. دوم از اقسام کلام حق کتب انبیاء (ع ) است قبل از آنکه تغییر و تبدیل و تحریفی در آن کتب شده باشد.سوم از اقسام کلام حق بقیه ٔ احادیث قدسیه است. و آن عبارت است از آنچه بر سبیل خبر آحاد از پیغمبر به مارسیده است با اسناد مربوطه که از پروردگار خود روایت فرموده. پس این قبیل سخنان به حق نسبت داده شود. واین نسبت انشاء کلام به او جل شأنه باشد زیرا اوست متکلم اول و گاه این قبیل سخنان را به پیمبر نسبت دهند، زیرا او از حق خبر داده است ، بخلاف قرآن که نسبت آنرا جز به حق به احدی نتوان داد، درباره ٔ قرآن اگر ذکری بمیان آید، گویند: قال اﷲ تعالی ، و برعکس درباره ٔ احادیث قدسیه گویند: قال رسول اﷲ فیما یروی عن ربه. و اختلاف کرده اند در بقیه ٔ سنت که آیا تمامی آنچه از سنت وارد شده آن هم وحی است یا نیست. آیت «و ماینطق عن الهوی » (قرآن 3/53)، حکم میکند که سنت هم در حکم وحی است ، و از اینجاست که پیغمبر فرموده : الا انی اوتیت الکتاب و مثله معه. و منحصر نباشد این احادیث در کیفیتی از کیفیات وحی ، بلکه جایز است اینکه وحی نازل شود بهر کیفیتی از کیفیات که صورت گرفته باشد، مانند خواب دیدن و الهام و به زبان فرشته رسیدن. و برای راوی این احادیث در نزد محدثان دو صیغه است ، یکی «قال رسول اﷲ فیما یروی عن ربه » و این صیغه عبارت و گفتار علماء سلف است. دیگری «قال اﷲ تعالی فیما رواه عنه رسوله صلی اﷲ علیه و آله و سلم » و این دو صیغه برحسب معنی یکی باشند -انتهی کلامه. و نیز تهانوی گوید:حدیث به حَسَن ، صحیح و ضعیف تقسیم شود و هریک از آن به سیزده قسم منقسم شوند، بدین ترتیب : مسند، متصل ، مرفوع ، معنعن ، مغلق ، فرد، مدرج ، مشهور، عزیز، غریب ، مصحف ، مسلسل ، زائدالثقة. و ضعیف به دوازده صنف تقسیم گردد: موقوف ، مقطوع ، مرسل ، منقطع، معضل ، شاذ، منکر،معلل ، مدلس ، مضطرب ، مقلوب ، و موضوع. اینست آنچه در خلاصة الخلاصة ذکر شده. و حدیث را اقسام دیگری نیز باشد که در محل خود ذکر شود.
اهل حدیث در فرق بین حدیث و خبر اختلاف کرده اند. پاره ای گفته اند دو مترادفند. و برخی گفته اند خبر از حدیث اعم است ، چه خبر صادق آید بر هرچه از پیمبر و غیر او رسیده ، و حدیث برخلاف آن است ، چه آن بر پیمبر اختصاص دارد پس هر حدیثی خبر باشد من غیر عکس کلی. و برخی گفته اند دو متباینند، چه حدیث آن است که از پیمبر رسیده باشد و خبر آن است که از غیر روایت شده باشد. و از این روی به کسانی که به تواریخ و مانند آن اشتغال دارند اخباری گویند، و مشغولان به سنت نبوی را محدث نامند، چنانچه در شرح نخبه و شرح آن ذکر شده. و در جواهرگوید: اما اثر پس آن اصطلاح فقهاست و آن را در مورد کلام علماء سلف استعمال کنند. و خبر در حدیث پیمبر استعمال میشود. و برخی گفته اند خبر با حدیث مباین و بااثر مرادف است. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- علم حدیث ؛ علمی است که در آن از چگونگی اتصال سند حدیثها به رسول از نظر احوال راویان در ضبط و عدالت ، و از نظر چگونگی زنجیره ٔ سند که متصل یا منقطع باشد، بحث کنند، و آنرا اصول الحدیث نیز نامند. اما درایةالحدیث علمی است که در مفهوم الفاظ حدیث از نظر قواعد عربیت و طبق احوالات پیغمبر بحث کند. رجوع به کشف الظنون و مقدمه ٔ ابن خلدون ترجمه ٔ پروین گنابادی صص 901-914 شود.
تهانوی گوید: بنابه گفته ٔ مجمع السلوک آنرا علم روایت و علم اخبار وآثار نیز نامند... علم حدیث ، علمی است که اقوال و افعال رسول را بدان شناسند، و چون آن گفته ها بزبان عرب است ، دانستن زبان عرب شرط آن است و افعال پیغمبر کارهای وی است که برای ما حجت و متبع است ، و کرمانی احوال پیغمبر را نیز افزوده است.... (مقدمه ٔ کتاب کشاف اصطلاحات الفنون ). و نیز تهانوی نویسد: اهل حدیث رامراتبی است : طالب ؛ کسی را گویند که مبتدی باشد. محدث ؛ استاد کامل و شیخ و امام همین معنی دهد. حافظ؛ کسی که صدهزار حدیث داند با شرح حال آن. حجت ؛ کسی که سیصدهزار حدیث آنچنانه داند. چنین گفت ابن مطری. و جزری گفت : راوی ؛ ناقل حدیث باشد، و محدث ؛ کسی که آنرا بررسی دقیق کرده است. حافظ؛ کسی که هرچه بدو رسد حفظو نقل کند. (مقدمه ٔ کتاب کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به حافظ و حجت شود.

حدیث. [ ح ِدْ دی ] (ع ص ) پرسخن. بسیارسخن. (منتهی الارب ). بسیارحدیث. || خوش سخن. (منتهی الارب ).

حدیث. [ ح ُ دَ ] (اِخ ) نام مادر امام ابومحمد حسن بن الهادی است. و او ام ولد بود.

معنی حدیث به فارسی

حدیث
نو، تازه، جدید، چیزتازه، سخن، خبر، احادیث جمع
۱ - ( صفت ) تازه جدید نو . جمع : حداث حدثائ . یا حدیث و قدیم . نو و کهن . ۲ - ( اسم ) هر چه که از آن خبر دهند و نقل کنند خبر سخن . ۳ - خبری که از رسول صلی ا... علیه و آله و ایمه علیهم السلام نقل کنند . جمع : احادیث . یا علم حدیث . علم بخبرها و اقوالی که از رسول صلی ا... علیه و آله و ایمه علیهم السلام روایت شده .
پرسخن خوش سخن
( صفت ) نوجوان نازه جوان نوازد .
نوجوان مرد جوان
یکی از اقسام حدیث نبوی است
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
ادعیه سر اسرار الوحی
مقابل صحیح
یکی از دوازده قسم حدیث ضعیف است
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
کلام الهی که نزول آن برای اعجاز نباشد
تحدیث
سخنی که خلف از سلف روایت کند
حدیثی که زنجیره و سند روایت آن متصل و غیر مقطوع باشد
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از دوازده قسم حدیثهای ضعیف است
یکی از دوازده قسم حدیثهای ضعیف است
حدیثی است که یکی از صحابه از قول رسول اکرم خبر دهد
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن

معنی حدیث در فرهنگ معین

حدیث
(حَ) [ ع . ] ۱ - (ص .) تازه ، جدید. ۲ - (اِ.) خبر. ۳ - خبری که از رسول (ص ) و ائمه نقل کنند. ج . احادیث .

معنی حدیث در فرهنگ فارسی عمید

حدیث
۱. سخنی که از پیغمبر اسلام و ائمه نقل شده است.
۲. سخن، کلام.
۳. [قدیمی] داستان، حکایت.
۴. (فلسفه) = حادث
۵. (صفت) [قدیمی] نو، تازه، جدید.
۶. [قدیمی] خبر.
* حدیث اسرا: حدیث معراج.
* حدیث رفع: [قدیمی] حدیثی که در آن اموری از مکلفان رفع شده است.
* حدیث قدسی: (فقه) حدیثی که پیامبر اسلام از پروردگار روایت کرده است ولی در قرآن نیست.
* حدیث نَفْس:
١. با خود سخن گفتن.
٢. سخنی که با خود بگویند.

حدیث در دانشنامه اسلامی

حدیث
حدیث اصطلاحا کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده.شیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث کلام یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره.سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنه لا الحدیث.در مجمع البحرین حدیث را مرادف کلام دانسته و وجه تسمیه باین نام را تجدید و حدوث آن گرفته.در قاموس آمده (الحدیث: الخبر و الجدید) در مصباح المنیر فرموده الحدیث ما یتحدث به و ینقل و منه حدیث الولایه.فراء گوید: واحد احادیث احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده.صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته.ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل
ظاهرا وجه تسمیه خبر بحدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرار گرفته زیرا اکثر اهل سنت قائل بقدم قرآن می باشند و از اینرو احکامی که از ناحیه شخص پیغمبر انتشار یافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم ـ قرآن) نامیده اند و ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانکه قرآن نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود قرآن به این نکته اشاره شده آنجا که فرماید: الله نزل احسن الحدیث کتابا خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است.یا در جای دیگر قرآن، فلیأتوا بحدیث مثله اگر راست می گویند که قرآن کتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند. فبای حدیث بعده یومنون شما پس از آیات خدا بکدام حدیث ایمان می آورید؟ فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث ای رسول تو کیفر مکذبان و منکران قرآن را بمن واگذار. .بعضی احتمال داده اند که چون حروف متعاقب یکدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا از آن جهت که در دل شنونده ایجاد معنی تازه می کند حدیث نامیده شده. اما خبر بمعنی مخبر به استعمال شده.در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الکذب) را در آن اضافه کرده اند ولی نزد محدثین بمعنی حدیث آمده.باید دانست که نوعا لغویین موارد استعمال را ذکر می کنند و توجه باصل معنی لغوی که موارد استعمال نوعا بمناسبتی که در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آنرا از فروع و مصادیق متذکر نمی شوند.مثلا در اینجا ظاهر معنی خبر، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) که از اسماء الهی است گفته اند (العالم) .در آیه شریفه (فکیف تصبر علی مالم تحط به خبرا) (علما) تفسیر شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره که بمعنی عالم آمده پس استعمال خبر در گفته پیغمبر (ص) از لحاظ اعلام به مضمون خبر است.چنانکه اطلاق حدیث بلحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل کلام الله قدیم (بنا بمذهب بعضی از اهل سنت) است.
حدیث
حدیث اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان پیامبر(ص) و دیگر معصومین(ع) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان باشد.
حدیث در کنار قرآن، در طی پانزده قرن تاریخ اسلام، نقشی محوری در فهم مسلمانان از دین و شریعت داشته است.
به علت اهمیت حدیث، علوم مختلفی ناظر به بررسی محتوایی و سندی احادیث پدید آمده است که تحت عنوان علوم حدیث دسته بندی می شوند. امور مربوط به سند احادیث در روایة الحدیث و محتوای آنها در درایة الحدیث مورد بررسی قرار می گیرند. علوم رجال و مصطلح الحدیث زیر مجموعه روایة الحدیث قرار دارند. در این علوم تقسیمات متعددی برای فهم و اعتبارسنجی احادیث بیان شده است.
حدیث
حدیث اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان پیامبر(ص) و دیگر معصومین(ع) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان باشد.
واژگان. حدیث در لغت به معنای چیز تازه، ضد قدیم است. و به کلام و خبر نیز حدیث می گویند، خواه کم باشد خواه زیاد. و به تعریف جامع تر، هر سخنی است که انسان از طریق شنیدن یا وحی، در خواب یا بیداری، با آن مواجه شود.. سخن و کلام را از آن رو حدیث نامیده اند که اجزای آن به تدریج و پی درپی پدیدار می شوند. جمع حدیث، برخلاف قاعده، احادیث است ، زیرا مفرد احادیث، اُحدوثه است که مترادف است با حدیث. واژه حدیث در قرآن 28 بار، 23 بار به صورت مفرد و 5 بار به صورت جمع آمده است. کاربرد واژه حدیث به صورت مفرد و جمع در قرآن برای اشاره به سرگذشت پیشینیان و در موارد متعددی به معنای مطلق کلام و خبر به کار رفته است
معنای اصطلاحی حدیث برای اهل سنت و شیعه متفاوت است
معنای اصطلاحی حدیث نزد اهل سنت
حدیث در اصطلاح اهل سنّت عبارت است از آنچه به پیامبر اکرم نسبت داده شود.، از قول و فعل و تقریر و صفاتِ خَلقی و خُلقی و حتی حرکات و سکنات آن حضرت در خواب و بیداری. به سیره، فضائل و ویژگیهای پیامبر اکرم در پیش از بعثت نیز حدیث اطلاق شده است عده ای حدیث را شامل قول، فعل و تقریرِ صحابه و تابعین و علما و صُلحا نیز دانسته اند.ظاهرا وجه نام گذاری حدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن (که هر دو بیان احکام الهی است) قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن می باشند و از این رو، احکامی را که از شخص پیغمبر(ص) صادر شده است (حدیث) در مقابل قرآن (قدیم) نامیده اند.
معنای اصطلاحی حدیث نزد شیعه
حدیث در اصطلاح علمای شیعه عبارت است از کلامی که قول، فعل یا تقریر معصوم را گزارش کند و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از باب مَجاز است .
حدیث
معنی حَدِيثٍ: سخن (در اصل ناپيدايي که پيدا شود)
معنی رُّؤْيَا: رؤيا ( در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی رُؤْيَاکَ: رؤياي تو ( رؤيا : در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی رُؤْيَايَ: رؤياي من ( رؤيا : در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی کَلَالَةً: کسی که بی اولاد و پدر ومادر است - خواهر يا برادر تني يا نا تني - کل کساني که غير از پدر و مادر و فرزند از شخصي ارث مي برند(کلمه کلاله در اصل ، مصدر و به معناي احاطه است ،مجموع هر چيزي را هم که کُل ميخوانند ، براي اين است که به همه اجزا احاطه دارد ، ي...
ریشه کلمه:
حدث‌ (۳۶ بار)
واژه حدیث ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • حدیث (روایت)، کلامی حاکی از قول یا فعل یا تقریر معصوم (علیه السلام)، در معانی دیگر خبر و سنت و روایت• حدیث (مادر امام عسکری)، به ضم حاء و فتح دال، نام مادر امام حسن عسکری (علیه السلام) و جده امام زمان (علیه السلام)
...
اقسام حدیث تقسیم بندی هایی در علوم حدیث است که برای فهم بهتر سند یا متن روایات به کار می رود.
تقسیم بر اساس تعدد سند: خبر واحد، مُسْتَفیض، غریب، عزیز و خبر متواتر
در عصر نبوی، امام علی(ع) و عده ای از صحابه احادیث پیامبر(ص) را می نوشتند. پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) اوضاع کتابت حدیث در بین اهل سنت با شیعه تفاوت زیادی پیدا کرد. خلیفه اول و دوم و به دنبال آنها عثمان سیاست رسمی حکومت را مخالفت با نقل و کتابت و تدوین احادیث پیامبر(ص) قرار دادند تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند.
عمر بن عبدالعزیز در ابتدای قرن دوم سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت. تا قرن چهارم، صحاح سته نگاشته شدند ولی بیش از یک قرن ممنوعیت کتابت حدیث، اصالت منابع بعدی را زیر سؤال برد.
شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان ائمه معصومین(ع) تا غیبت صغری احادیث را می نوشتند. کتاب علی (ع )، جامعه،... از امام علی (ع) و اصول اربعمائه از اصحاب ائمه محصول این دوره است. در قرن های بعدی تدوین و جمع آوری روایات انجام شد. کتب اربعه تا اوایل قرن پنجم نگاشته شدند و بعد از آن محدثان بیشتر به تجمیع و طبقه بندی روایات پرداختند.
حدیث کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده.
در کهن ترین فرهنگ های لغت، حدیث بدین سان معنا شده است: از هر چیز، تازه و نو آن؛ «شاب حدث» و «شابة حدثة» پسر و دختر نوسال و جوان. احمد بن فارس می گوید: (ح ـ د ـ ث) یک ریشه دارد، که بر ناپیدایی که پیداشده دلالت می کند. گفته می شود چیزی پیدا نبود سپس پیدا شد. «حدیث» هم از همین باب است؛ چون سخنی است که اندک، اندک یکی پس از دیگری پیدا می شود. ابن منظور آورده است که: حدیث آن است که گوینده آن را به زبان می آورد، و بدین معنا تفسیر شده است کلام الهی «و اِذْ اَسَّرَ النّبیُ اِلی بَعْضِ اَزْواجِهِ حدیثاً» که مراد، مطلق کلام است. طریحی نیز به لحاظ لغت، «حدیث» را مرادف «کلام» می داند و می نویسد: از آن روی کلام را حدیث گفته اند که اندک، اندک به وجود می آید. و مرحوم آیت الله مامقانی در توضیح آن نوشته اند: بنابراین حدیث، پدید آمدن چیزی است که نبوده است؛ پس حدیث، ضد قدیم است. گویا آنچه در روایتی آمده است که «ایاکم و محدثات الامور» این معنا باشد، که به گفته ابن فارس، یعنی آنچه در کتاب و سنت و اجماع عالمان شناخته نیست و نبوده است. فیّومی نوشته است که: حدیث به گفته ها و گزارش ها اطلاق می شود. فراء گوید: واحد احادیث احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده. صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته. ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل این نکته مؤید است به آنچه برخی از عالمان آورده اند که تازیان در روزگار جاهلیت بر روزهای مشهور خود، «الاحادیث» می گفتند، به لحاظ اینکه در آن روزها، حوادث بسیار رخ می داد و گزارش می شد و نقل می گردید. برخی از پژوهشیان معاصر پس از گزارش تفصیلی اقوال لغویان درباره حدیث، نتیجه گرفته اند که: معنای اصلی این واژه، شکل گیری چیزی است پس ازآنکه نبوده است. این تکوّن و تجدد، اعم است از اینکه در جواهر باشد یا اعراض، در اقوال باشد و یا در افعال... بنابراین حدیث، هر آن چیزی است که با یادکرد پدید می آید، نقل می شود، گزارش می شود و بدین سان در معنای حدیث به تازه پدید آمدن و گزارش شدن، توجه شده است. بنابراین، حدیث که به لحاظ لغت و وضع اوّلی آن به «جدید من الاشیاء» و «حدوث امر بعد ان لم یکن» اطلاق می شده است، درنهایت با توجه به آن معنای لغوی در ادامه استعمال، بر مطلق کلام اطلاق شده است.
حدیث در اصطلاح
عالمان و محدثان، حدیث را به صورت های مختلف تعریف کرده اند. شهید ثانی (رضوان الله علیه) پس ازآنکه می گوید خبر و حدیث مترادفند، آورده است:مراد از خبر، حدیث است؛ اعم از اینکه قول پیامبر (صلی الله علیه وآله) می باشد یا امام (علیه السلام)، و قول صحابی باشد یا تابعی و یا عالمان و صالحان و همگنان آنان، و چنین است فعل و تقریر آنها. این معنا در استعمال این واژه مشهورتر است و با عموم معنای لغوی سازگارتر. این تعریف حدیث، چنانکه تصریح شده است مستند است به معنای لغوی آن. عالمان و محدثان عامّه نیز غالباً حدیث را بدین گونه تعریف کرده اند و خبر را مترادف آن دانسته اند. سیوطی از عالمان و محدثان گزارش کرده است که آنان در تعریف حدیث می گفته اند: حدیث یعنی فعل، قول و تقریر پیامبر (صلی الله علیه وآله)، صحابیان و تابعین و... و خبر را عالمان فن حدیث، مترادف حدیث دانسته اند؛ بنابراین، خبر و حدیث، بر «مرفوع »، «موقوف» و «مقطوع» اطلاق می شود. (مرفوع حدیثی را گویند که منسوب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) باشد و موقوف آن است که از صحابی نقل شود، و مقطوع منقول از تابعی را گویند. ) البته در میان عالمان عامه تعاریف دیگری نیز برای حدیث یادشده است، و فرق هایی بین خبر و حدیث نهاده شده است. سیوطی در ادامه سخن پیشین می گوید:... و گفته شده است که حدیث بر آنچه از رسول الله (صلی الله علیه وآله) نقل شده اطلاق می شود و خبر بر آنچه از دیگران گزارش شده است؛ ازاین روی به آنکه اشتغال به سنت داشت «محدث» می گفتند و گزارشگران حوادث و مسائل تاریخی را، اخباری و... برخی از محققان اهل سنت معتقدند که حدیث در آغاز فقط به قول رسول الله (صلی الله علیه وآله) اطلاق می شده است و پس از وفات آن بزرگوار، معنایش وسعت یافت و اکنون اطلاق می شود به آنچه از پیامبر نقل است: قول، فعل و تقریر رسول الله (صلی الله علیه وآله). ابن حجر می گوید: در اصطلاح شرع، گزارش هر آنچه را که به پیامبر منسوب است، حدیث گویند و این گویا در برابر قرآن است که «قدیم» است. شیخ بهایی (رضوان الله علیه) در آغاز رساله کوتاه خود «الوجیزة »، حدیث را بدین گونه تعریف کرده است:حدیث، سخنی است که قول، فعل و تقریر معصوم (علیه السلام) را گزارش می کند. این تعریف، به نقد کشیده شده است. گفته اند این تعریف نه جامع است و نه مانع . از یک سوی حدیثی که نقل به معنا شده باشد داخل در این تعریف نیست، پس جامع نیست؛ از سوی دیگر، عبارات بسیاری از فقیهان پیشین را که در آثار فقهی خود عین عبارت های حدیث را با حذف سند و در قالب فتاوی می آوردند، فرا خواهد گرفت؛ مانند «شرایع» علی بن بابویه، «المقنع» و «الهدایه» صدوق، «النهایه» شیخ و... پس مانع نیست.شیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث کلام یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره.سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنه لا الحدیث. و در پایان کلام خود آورده است که: بعید نیست که حدیث، «سخن» معصوم و یا «حکایت» سخن، فعل و تقریر معصوم باشد. میرزای قمی (رضوان الله علیه) در تعریف حدیث نوشته است: حکایت سخن، فعل و تقریر معصوم را، حدیث گویند. مرحوم آیت الله مامقانی نیز پس از گزارش دیدگاه های مختلف، نوشته اند: گروهی از عالمان گفته اند «حدیث» در اصطلاح، عبارت است از گزارش قول، فعل و تقریر معصوم. آنچه در این تعریف آمده، می توان گفت مشهورترین تعریف است که عالمان و محدثان شیعه بدان پرداخته اند و نیز روشن ترین و استوارترین تعریف است.
وجه تسمیه حدیث به خبر
ظاهراً وجه تسمیه خبر به حدیث ازآن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرارگرفته زیرا اکثر اهل سنت قائل به قدم قرآن می باشند و از این رو احکامی که از ناحیه شخص پیغمبر انتشاریافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم ـ قرآن) نامیده اند و ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانکه قرآن نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود قرآن به این نکته اشاره شده آنجا که فرماید: «الله نزل احسن الحدیث کتابا؛ خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است». یا در جای دیگر قرآن، «فلیأتوا به حدیث مثله؛ اگر راست می گویند که قرآن کتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند.» «فبای حدیث به عده یومنون؛ شما پس از آیات خدا به کدام حدیث ایمان می آورید؟» «فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث؛ ای رسول تو کیفر مکذبان و منکران قرآن را به من واگذار.»بعضی احتمال داده اند که چون حروف متعاقب یکدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا ازآن جهت که در دل شنونده ایجاد معنی تازه می کند حدیث نامیده شده. اما خبر به معنی مخبر به استعمال شده. در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الکذب) را در آن اضافه کرده اند ولی نزد محدثین به معنی حدیث آمده.باید دانست که نوعاً لغویین موارد استعمال را ذکر می کنند و توجه به اصل معنی لغوی که موارد استعمال نوعاً به مناسبتی که در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آن را از فروع و مصادیق متذکر نمی شوند.مثلاً در اینجا ظاهر معنی خبر، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) که از اسماء الهی است گفته اند (العالم). در آیه شریفه «فکیف تصبر علی مالم تحط به خبرا؛ (علما) تفسیر شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره که به معنی عالم آمده پس استعمال خبر در گفته پیغمبر (ص) ازلحاظ اعلام به مضمون خبر است. چنانکه اطلاق حدیث به لحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل کلام الله قدیم (بنا به مذهب بعضی از اهل سنت) است.
رابطه سنت و حدیث
...
طبقه بندی حدیث دسته بندی کردن روایات دینی بر اساس موضوع، مرجع صدور، راوی و جز آن برای آسان ساختن دسترسی بدانهاست. در ابتدا اصحاب ائمه(ع) آنچه را می شنیدند بدون ترتیب خاصی مکتوب می کردند و در قرن های بعدی مراجعه به این مکتوبات پراکنده دشوار شد و گروهی از عالمان درصدد رفع این مشکل برآمدند و هر کدام متناسب با نیازهای موجود، دسته بندی های خاصی را در جمع آوری احادیث اساس کار خود قرار دادند. گروهی احادیث را بر اساس معصومین جمع آوری کردند، گروهی بر اساس روات احادیث، گروهی بر اساس موضوع حدیث و گروهی حروف آغازین حدیث را ملاک طبقه بندی قرار دادند.
طی قرن دوم هجری قمری، جریان تدوین در محافل مختلف اصحاب حدیث به طور هم زمان شکل گرفت و نخستین نوشته ها در این باره نامهایی چون السنن، الجامع و در موارد یگانه الموطأ و المصنف داشتند.
از مؤلفان شیعی، ابراهیم بن محمد بن ابی یحیی، غیاث بن ابراهیم اسیدی، مسعدة بن زیاد ربعی و یعقوب بن سالم احمر از شاگردان امام صادق(ع) کتابهای «باب بندی شده در حلال و حرام» داشته اند. اما اوج درخشش تبویب حدیث نزد امامیه در نسل شاگردان آن امام(ع)، کتابی موضوعی در فقه از محمد بن علی حلبی است که تا مدتها یکی از کتب مرجع شیعه شمرده می شد و الگوی آثار مفصل تر بعدی مانند کتاب محمد بن عبدالله لاحقی در موضوع بندی بوده است.
با توجه به اهمیت علم حدیث در فرهنگ اسلامی براى طالب حدیث آدابى ذکر شده است که به ترتیب به آنها اشاره مى شود گر چه این آداب اختصاصى به طالب حدیث نداشته و شایسته است همه افراد در مراعات آنها بکوشند.
۱- در یاد گیرى حدیث نیت خود را براى خدا خالص کرده و از قصد فخر فروشی ، مباحات، جمع کردن مرید، داشتن مجلس درس و خلاصه آن چه که جنبه دنیوى دارد پرهیز نماید.۲- براى این امر از خداوند طلب توفیق و کمک نماید.۳- اخلاق نیک و آداب پسندیده را بکار بسته و از اخلاق ناپسند دورى گزیند.۴- در دانش آموزى کوشا بوده و از تنبلى دورى گزیند.۵- در آغاز فراگیرى حدیث از اساتید شهر خود که از نظر استاد، علم و تقوى بر دیگران برترى دارند بهره برده و پس از آن براى استفاده از اساتید سایر مناطق در طلب حدیث کوچ کند.۶- احادیثى را که در باره عبادات ، آداب و فضایل اعمال آموخته در رفتار خود به کار بندد.۷- استاد و شیخ حدیث خود را احترام و تعظیم نماید.۸- در امور خود به مشورت با شیخ حدیث خود بپردازد.۹- در بدست آوردن حدیث از حیاء و کبر - در فراگیرى آن از افراد پائین تر از خود جهت سن، نسب و امور دیگر - پرهیز کند.۱۰- چنان چه در شیخ خود جفایى دید بر آن صبر کند.۱۱- در نوشتن حدیث از کتاب یا سند دیگر، کامل نوشته و از گزینش نوشتن احادیث پرهیز کند.۱۲- در شناخت و فهم احادیث جمع آورى شده تلاش کرده و از شنیدن و نوشتن بعض آنها براى نقل حدیث پرهیز کند.۱۳- چنان چه به شیخ حدیثى دسترسى پیدا کرد دیگران را نیز راهنمایى کرده و از پنهان کارى در این امور خود دارى کند.۱۴- به تصنیف شرح پیرامون احادیث مشکل پرداخته و قبل از بررسى دقیق، آن را در اختیار دیگران قرار ندهد.۱۵- پیرامون مسائلى که شایستگى آنرا ندارد به تصنیف نپرداخته و در تصنیف از عبارات روشن و اصطلاحات متداول استفاده کند.۱۶- احادیث مشهور را گرفته و از اخذ احادیث غریب و منکر پرهیز کند.۱۷- سعى کند از راویان ثقه نقل کند.۱۸- شهرت او به اهل حدیث بودن موجب برترى طلبى او نسبت به هم ردیفانش نشود.۱۹- فراگیرى حدیث او را از انصاف و اهتمام به نماز باز ندارد.۲۰ - از غیبت دیگران پرهیز کند.۲۱- در زمان فراگیرى حدیث سکوت کرده و در محضر استاد همیشه ساکت باشد.۲۲- در نسخه حدیثى خود دقت کرده و در اصلاح آن بکوشد.۲۳- احادیثى را که شخصاً از استاد نشنیده به جاى احادیث شنیده نقل نکند.۲۴- به انگیزه برترى طلبى به نشر حدیث نپردازد تا مجبور نشود از راوى غیر ثقه نیز حدیث نقل کند.۲۵- با حدیث شناسان متدین هم نشینى کند.۲۶- از افرادى که مقید به اخذ حدیث از محدثان صالح نیستند حدیث نیاموزد.۲۷- شیوه اخذ حدیث را با خواندن کتابهایى پیرامون آن بیاموزد.۲۸- حرص در تحصیل حدیث او را از رعایت کردن شروط اخذ حدیث باز ندارد.۲۹- به اخذ احادیث مهم بپردازد و وقت خود را صرف زیاد جمع کردن حدیث نکند.
سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۵۸۳.    
 ۱. ↑ سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۵۸۳.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، تاریخ بازبای ۱۳۹۵/۴/۲۸، مستند سازی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه    
...
حدیث، همسنگ قرآن است که فراگیری آن بر هر مسلمان، در صورت امکان ضروری می نماید تا از نور کلام پیشوایان معصوم (علیهم السلام) بهره گرفته شود.
بدین جهت فراگیری آن دارای آدابی به شرح ذیل است:۱. در طلب حدیث، نیت را الهی نموده و از اغراض دنیایی، دوری گزیند؛ زیرا امام صادق (علیه السلام) فرمود: «من اراد الحدیث لمنفعة الدنیا لم یکن له فی الاخرة نصیب».
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶.    
حدیث معصوم (علیه السلام)، کلامی گهربار و نفیس می باشد که بیان و نقل آن، نیز آدابی دارد.
مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۷۹، المقام الخامس، آداب التحدیث و المحدث.
کتابت حدیث خود امری بسیار ارزشمند و دارای آدابی به شرح ذیل است
مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۳.
...
آسیب شناسی حدیث، از آثار حجت الاسلام محمدحسن ربانی (متولد 1343ش) است که در آن به صورت مستند و تحلیلی آسیب های سندی و متنی روایات را بررسی کرده و نمونه های متعددی از آسیب های احادیث را در روایات اخلاقی، اعتقادی و فقهی به زبان فارسی توضیح داده است. محمود نظری پور ویرایش علمی و ادبی کتاب را انجام داده است.
کتاب حاضر از مقدمه ناشر، مقدمه نویسنده و متن اصلی کتاب (شامل دو بخش به ترتیب ذیل: 1- بررسی آسیب های سندی و متنی حدیث در چهار فصل و حدود دویست صفحه؛ 2- بررسی نمونه هایی از آسیب های روایات در ده فصل و حدود یک صد صفحه) تشکیل شده است. زبان و ادبیات این اثر، امروزین، روان و زیباست. نویسنده از منابع عربی و فارسی قابل توجهی (410 کتاب)، برای تولید اثر حاضر بهره برده است. شیوه نویسنده در این اثر، آموزشی و کاربردی است و به همین جهت نخست مباحث نظری و قوانین کلی را مطرح کرده و بعد با ارائه مثالهای فراوان به توضیح مصادیق و تطبیق آن اصول بر موارد جزئی و مشخص پرداخته است.
درباره محتوای این اثر چند نکته گفتنی است:
فهرست تفصیلی مطالب در ابتدای کتاب و فهرست منابع در انتهای اثر آمده است. کتاب حاضر مستند است و نویسنده، ارجاعاتش را به صورت پاورقی در پایان هر صفحه آورده است. این پاورقی ها، معمولاً ارجاعی است و نویسنده نام کتاب مورد استناد و شماره جلد و صفحه مورد نظر را آورده و همچنین وی در برخی از پاورقی ها توضیحاتی اصطلاحی، روایی، رجالی مطرح کرده است.
آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، از آثار ارزنده محمد کاظم طباطبایی است که به صورت متن آموزشی برای تدریس در حوزه های علمیه تنظیم شده است. نویسنده در این اثر، موضوعات مهمی مانند تاریخ تدوین حدیث در اسلام، علل منع آن، تدوین حدیث در عصر امامان معصوم(ع)، جعل حدیث، و روش عرضه کردن حدیث بر قرآن را توضیح داده و همچنین مهمترین کتب روایی شیعه و سنی را شناسانده و به بحث اساسی درایة الحدیث و شناسایی اقسام خبر و راه های شناخت احادیث جعلی و اصطلاحات مربوط به حدیث پرداخته است.
این کتاب از چهار فصل به ترتیب ذیل تشکیل شده است: 1. تاریخ حدیث؛ 2. کتاب شناسی کتاب های حدیثی شیعه، 3. کتاب شناسی کتب حدیثی اهل سنت، 4. درایة الحدیث. هر از این فصول نیز از درس هایی تشکیل شده و کتاب حاضر در مجموع در قالب 18 درس سامان دهی شده است.
درباره روش و محتوای این اثر چند نکته گفتنی است:
فهرست مطالب در ابتدای کتاب آمده است.
پاورقی های نویسنده به صورت استنادی و توضیحی است و گاهی نیز مطلبی انتقادی مطرح شده است.
ائمه حدیث، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به معنای استاد کامل در حدیث می باشد.
"امام" مفرد "ائمه" از مراتب اهل حدیث به معنای استاد کامل در حدیث است. از نظر دانشمندان علوم حدیث، مراد از امام، محدث و شیخ است. و غالباً بر شیخ شیوخ و شخص مبرز در بین مشایخ اطلاق می شود. بنابراین مراد از "ائمه حدیث" اساتید کامل و اساتید اساتید حدیث و ناقدان در حکم بر احادیث هستند.
ابن قیم، محمد بن أبی بکر، مختصر الصواعق المرسلة على الجهمیة والمعطلة، ص۲۴.
دانشمندان شیعه در کتب خود از کسانی هم چون مرحوم کلینی، شیخ طوسی، علاّمه مجلسی به ائمة الحدیث تعبیر کرده اند.
امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنّة و الأدب، ج۱، ص۲۷.    
در تنظیم این مقاله از منابع زیر استفاده شده است: • ابن قیم، محمد بن أبی بکر، مختصر الصواعق المرسلة علی الجهمیة والمعطلة؛    
...


حدیث در دانشنامه ویکی پدیا

حدیث
حدیث، در اصطلاح مسلمانان به سخنان پیامبران گفته می شود. شیعیان به سخنان اهل بیت نیز حدیث می گویند. در اصطلاح دانشمندان علم حدیث، به کلامی که حاکی از کردار یا تقریر معصوم (محمد بن عبدالله ، پیامبر اسلام) است، «حدیث» و گاه «خبر» یا «روایت» گفته می شود. شیعیان معتقدند: «حدیث، به دلیل انتساب آن به معصوم و وحیانی بودن محتوای آن، حجت بوده و می تواند مبنای عمل قرار گیرد»
علم رجال
مصطلح الحدیث.
چه آنکه اگر از احوال یک یک رجال سند از لحاظ عدالت آنان و وثوق و اعتماد به روایت و نقل آن ها بحث شود، «علم رجال» نامیده می شود.
اگر از کیفیت نقل حدیث توسط راویان از لحاظ اتصال و انقطاع زنجیره حدیث یا داشتن سند یا ارسال و مانند آن سخن رود، به «مصطلح الحدیث» و گاهی به «درایه» تعبیر نمایند؛ ولی نام اول با این عمل متناسب تر است، چه آنکه درایه به معنی علم و فهم معانی است و شناسائی اصطلاحات متناسب با نام (مصطلح الحدیث) است.
حدیثی از محمد بن عبدالله پیامبر اسلام: هر چیزی اساسی دارد و اساس این دین دانش است و یک دانشمند برای شیطان از هزار عابد بدتر است. (نهج الفصاحه)
بنابر عقیده مسلمانان، قرآن، به مثابه قانون اساسی اسلام، بیشتر کلیات را بیان کرده و تبیین تفاصیل و جزئیات را به روایات واگذار کرده است، از این رو روایات، پس از قرآن، مهم ترین منبع شناخت دین اسلام به شمار می آید. بدین جهت، مسلمانان به فراگیری، ثبت و تدوین احادیث، به رغم برخی فراز و نشیبها، توجه کرده و مجموعه های حدیثی را شامل هزاران روایت در تمام موضوعات مورد نیاز دین داران، فراهم آوردند. پس از آن، دانشهای رجال، تاریخ حدیث، مصطلحات حدیث، فقه الحدیث و... برای حفظ، نشر، فهم و تبیین میراث روایی پدید آمد.
تدوین هزاران اثر حدیثی نشان می دهد که مسلمانان، از آغاز تاکنون، پس از قرآن، بیشتر به حدیث توجه کرده اند. در دوران معاصر نیز اندیشمندان مسلمان با نگاهی دوباره به میراث روایی، کوشش گسترده ای را برای بهره جستن هر چه بیشتر از این منبع آغاز کردند و با تأسیس دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی حدیثی و... در این راه گامهایی برداشتند.
عکس حدیث
حدیث بی قراری ماهان عنوان یکی از مجموعه های شعر احمد شاملو است. سروده های زیر در این مجموعه قرار دارند:
کژمژ و بی انتها ...
نخستین از غلظه پنیرک ...
نخستین که در جهان دیدم ...
چون فوران فحل ْمست آتش ...
چاه شغاد را ماننده ...
با تخلص خونین بامداد
نگران، آن دو چشمان است ...
شرقاشرق شادیانه ...
شبانه
شب بیداران
حدیث بیاض و ریاض نام یک داستان عاشقانه در ادبیات عربی است که در حدود سدهٔ ۱۳ میلادی (قرن هفتم هجری) نوشته شده است. شخصیت اصلی آن ریاض، یک دختر تحصیل کرده است که در دربار یک وزیر عراقی که از او اسم برده نشده زندگی می کند.
ادبیات حماسی عربی
ادبیات عربی
گفته می شود که حدیث بیاض و ریاض تنها اثر مصوری است که از دوران حضور مسلمانان در اندلس اسپانیا باقی مانده است. تنها نسخهٔ موجود از این اثر، همینک در کتابخانه واتیکان نگهداری می شود.
حدیث ثَقَلین (دو گرانسنگ) یکی از حدیث های متواتر پیامبر اسلام است.
صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب
مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح می باشد بر اساس نظر شیخین (بخاری و مسلم)
سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲
مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰
فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰
خصایص نسایی، ص ۲۱، ۳۰
صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص ۲۳۰
کبیر طبرانی، ج ۳، ص ۶۳–۶۲، ۱۳۷
کنزالعمال، متقی هندی، فصل اعتصام به حبل ا…ه ج ۱، ص ۴۴
تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۱۳، زیر تفسیر آیه ۴۲:۲۳
طبقات الکبری، ابن سعد، ج ۲، ص ۱۹۴، چاپ لبنان
الجمیع الصغیر، سیوطی، ج ۱، ص ۳۵۳ و نیز در جلد ۲
مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۹، ص ۱۶۳
فاتح الکبیر، بنهانی، ج ۱، ص ۴۵۱.
جامع الاصول، ابن اثیر، ج ۱، ص ۱۸۷
تاریخ ابن عساکر، ج ۵، ص ۴۳۶
درالمنثور، حافظ سیوطی، ج ۲، ص ۶۰
ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ص ۳۸، ۱۸۳
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا: کتاب الله فیه الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما
«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»
همچنین ام سلمه از پیامبر اسلام حدیثی با همان مضمون حدیث ثقلین نقل می کند که وی گفت: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، آن ها از هم جدا نمی شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند».
حدیث جابر یک حدیث مشهور است که شیعیان برای اثبات و تعیین امامت به آن تمسک می جویند. نام این حدیث برگرفته از نام جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب پیامبر اسلام است.
پس از نزول آیه اطاعت، جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اسلام پرسید: «یا رسول الله، ما خدا و رسول او را شناخته ایم، لازم است اُولِی الاَمر را نیز بشناسیم.»پیامبر اسلام پاسخ داد:
ای جابر، آنان جانشینان من و امامان بعد از من اند. نخستین آنان علی ابن ابیطالب است و سپس به ترتیب: حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین، محمد بن علی، که در تورات به «باقر» معروف است و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی نیز به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی (امام پنجم شیعه)، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش می باشد که هم نام (محمد) و هم کنیه من (ابوالقاسم) است. اوست که از نظر مردم پنهان می شود و غیبت او طولانی می گردد تا آن جا که فقط افرادی که ایمان راسخ دارند، بر عقیدهٔ به او باقی می مانند.
حدیث جبرئیل بر اساس عقیده مسلمانان ارکان دین شامل اسلام، ایمان، احسان و نشانه های روز قیامت را تعریف می کند.
در کتاب سنن نسایی به نقل از عمر آورده است:
روزی نزد پیامبر بودیم. هنگامی که مردی بر ما آشکار شد با لباسی بسیار سفید، موی بسیار سیاه، اثر سفر بر او دیده نمی شد و هیچ یک از ما او را نمی شناخت، تا این که با پیامبر نشست و زانوانش را به زانوان پیامبر رساند و دستانش را بر رانهایش نهاد. سپس گفت: ای محمد! از اسلام آگاهم کن … سپس پیامبر به من گفت: ای عمر! می دانی پرسنده کیست؟ گفتم: الله و پیامبرش داناترند. گفت: پس او جبرئیل است که نزد شما آمد تا امر دینتان را به شما بیاموزد.
همین حدیث را در کتاب صحیح و ضعیف سنن نسائی از قول ابوذر و ابو هریره نقل می کند:
حدیث دل یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۷ به کارگردانی حسین قاسمی جامی، می باشد که از شبکه یک پخش شد.
آتش کریمی
آرام بلالی
اصغر نوبخت
حبیب ثامنیه
امیرحسین گرایلی
بابک والی
حبیب الله جهانی
مهرزاد نوشیروانی
حسن کاخی
ژیلا رمضانی
سعید رضوانی
سعید شهروز
عباس صفا
عزت الله رمضانی فر
علی فخر
مصطفی معظمی
میترا توکلی
میر محمدی
نعیم جبلی بخت آرا
جابر بن سمره: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند»، سپس سخنی فرمود که من نفهمیدم، پس به پدرم گفتم پیامبر چه فرمود؟ گفت، فرمود «تمام آنها از قریشند».
حدیث دوازده جانشین، یا خلیفه (عربی: حدیث الاثنی عشر خلیفة) یک پیشگویی اسلامی است که به محمد، پیامبر اسلام نسبت داده می شود. این حدیث در میان شیعیان دوازده امامی بسیار مشهور است، از آنجایی که آنان اعتقاد دارند تفسیر این حدیث با دوازده امام شیعه برآورده شده است. این حدیث (که به عنوان حدیثی صحیح، شناخته می شود) به طور گسترده بوسیلهٔ همهٔ گروه های مسلمانان پذیرفته شده است اما تفاسیر گوناگونی از آن ارائه شده است.
اما در مورد اسماعیل نیز خواسته ی تو را اجابت نمودم و او را برکت خواهم بخشید و نسل او را چنان زیاد خواهم کرد که قوم بزرگی از او به وجود آید؛ و دوازده پادشاه از میان آنان برخواهد خواست.
حدیث راس جالوت از گفت و گوهای عقلی و مناظره های علمی که علی ابن موسی الرضا با اصحاب علمی خود داشته، با رئیس دین یهودی است که به راس جالوت معروف است. بر این حدیث، شرح های بسیاری نوشته شده است که قدیمی ترین آن ها متعلق به قاضی سعید قمی است. میرزای قمی. ملا عبدالصحاب محمد ابن احمد نراقی نیز بر این حدیث شروحی نوشته اند.
یکی از این گفتگوها دربارهٔ اثبات نبوت پیامبر اسلام است. امام هشتم شیعیان در ابتدا بیان می کند که این نبوت را پیامبران دیگر ادیان نیز شهادت داده اند. سپس شواهدی از خود کتب مقدس یعنی انجیل و تورات بر اثبات این مدعا می آورند.
نه نفر از علمای شیعه بر این حدیث شرح نوشته اند که عبارتند از:
روح الله خمینی تعلیقه ای بر این کتاب نگاشته اند که چاپ شده است.
حدیث سفینه از احادیثی است که در منابع معتبر شیعه و سنی نقل شده است و شیعه آن را برای اثبات حقانیت خود استفاده می کند.
حدیث جابر
حدیث ثقلین
این حدیث به طرق مختلف کتاب های حدیث شیعه آمده است. مثلاً، شیخ طوسی در کتاب امالی خود این روایت را از طریق ابوذر غفاری نقل می کند:
... ابوذر از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: مَثَل اهل بیت من در میان شما مانند کشتی حضرت نوح است، هر کس به این کشتی داخل شود نجات می یابد، و هر کس سوار نشود و از آن دوری و تخلف ورزد غرق و نابود می گردد.
سلسلة الذَهَب به حدیثی گفته می شود که معصوم به اسناد از پدرانش نقل کند؛ ولی به طور خاص حدیث سلسلةالذهب، حدیثی است که از علی بن موسی الرضا به هنگام ورودش به نیشابور نقل شده و عده کثیری آن را نوشته اند. سلسلة الذهب به معنی زنجیرهٔ طلا است. پیرامون سند و نظرگاه های عالمان و محدثان شیعی و سنی درباره این حدیث مطالبی ارائه شده از جمله می نویسند که :این حدیث قدسی، متواتر، مسلسل و مستند می باشد.
بررسی حدیث «سلسلة الذّهب»
الشمس المدینه فی السما الایران
کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها.
کلام «لا إلهَ إلّا اللّهُ یعنی هیچ معبودی بجز الله نیست» دژ و حصار من (خدا) است پس هر کس به دژ و حصار من داخل شود از عذاب من امنیت خواهد یافت، و این شروطی دارد و من (علی بن موسی الرّضا) یکی از آن شرط ها هستم.
و به عبارت دیگر ولایت اهل بیت پیامبر شرط توحید و یگانگی خداوند است.
اسلام بدون حدیث به برداشتی از اسلام اشاره می کند که تنها مبتنی بر قرآن است و اعتقاد به حدیث را شرط مسلمانی نمی داند. این برخلاف عقیده بزرگترین فرقه های اسلامی یعنی مذهب شیعه و سنی است. در میان اقلیت های مسلمان می توان به قرآنیان نام برد که از حدیث برای تعیین احکام اسلام استفاده نمی کنند.
أَفَغَیْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِی حَکَمًا وَهُوَ الَّذِی أَنزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلًا ۚ وَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّ بِّکَ بِالْحَقِّ ۖ فَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِ ینَ
برای حدیث سه منبع تحریف عمده پیشنهاد شده است: اختلافات سیاسی، تعصبات فرقه ای، و تمایل برای ترجمه معنی به جای ترجمه لغت به لغت. مسلمانان سنتی، که بیشینه مسلمانان استند، وجود احادیث جعلی را نفی نمی کنند ولی باور دارند که در روند کار فقهی بسیاری از این احادیث جعلی حذف شده اند. از میان منتقدان حدیث، قرآنیان باور دارند که تمامی مسایل ضروری در قرآن آورده شده است. آن ها به عبارت "مَّا فَرَّ طْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ" در آیه ۳۸ سوره انعام استناد می کنند که معنای لغوی آن اینست که "هیچ جیز را در کتاب فرو نگذاشته ایم". دیگر منتقدان حدیث اگرچه ادعا نمی کنند که تمامی مسایل در قرآن آورده شده است، ولی باور دارند که جزئیات فرومانده نیز شرط رستگاری نیستند و به عهده مسلمانان هر زمانه گذاشته شده است تا با توجه به شرایط مکان و زمان آن ها را پیاده سازی کنند.
جان اسپسیتو می نویسد "دانشمندان مدرن غربی مبنای تاریخی و اعتباری حدیث را به شدت زیر پرسش برده اند"، با تأیید این مطلب که "بسیاری از سنتهای نسبت داده شده به حضرت محمد در حقیقت پس از زمانی طولانی نوشته شده اند". ژوزف اسکاچ، که پدر جنبش بازنگری خوانده شده است، نتیجه می گیرد که "سنت منتسب به پیامبر نه کلمات پیامبرند و نه اعمال او، بلکه رسومی ساختگی اند از زمان بعد از پیامبر". اما برخی دیگر از دانشمندان مانند وایفرد مدلونگ اعتقاد دارند که رد کلی حدیث به عنوان افسانه منطقی نیست.
برخی مسلمانان مانند کسیم احمد پیشنهاد کرده اند که منع اولیه حدیث منجر به عصر طلایی اسلام شده بود زیرا که قرآن زیر تفکر و پرسشگری منطقی بود و مسلمانان یاد داده شده بودند که پرسشگر باشند و پیوسته جویای پاسخها.. همچنین برخی حدیث را منشا انحرافات و اختلافات فرقه ای میان مسلمانان می دانند و رجوع به کتاب را راه حل وحدت میان مسلمانان. . حجم زیاد منابع حدیث کاوش آن ها را برای عوام مسلمان غیرممکن می سازد و عوام دیندار را به ناچار وابسته گروه حدیث دان می سازد. پیشنهاد شده است که با قرار دادن تنها قرآن به عنوان مرجع دینی عوام دیندار دیگر نیازی به پیروی کورکورانه از خواص حدیث دان نخواهند داشت. .
اهل حدیث رویکردی در اسلام است كه در اصول دین و فروع دين به ظاهر قرآن و سنت عمل مى ‏كنند و از بكارگيرى عقل در زمينه مسائل دينى به شدت پرهيز مى‏ كنند. معروفترین اهل حدیث در صدر اسلام احمد بن حنبل است.نبو
در میان شیعه معمولاً با اخباریان اشتباه گرفته شده و یکی حساب می شوند . حال آنکه این دو با هم تفاوت بسیار دارند .
فیض کاشانی می نویسد : تقلید اگر از روی بصیرت و آگاهی باشد تقلیدی جائز است ، تا آنجا که می گوید : و تقلیدی که از روی بصیرت و آگاهی نیست ولی جائز است تقلید از اخباریون در در فتواهایشان است . حال آنکه اهل حدیث شیعه مانند حر عاملی در کتاب فصول المهمه ابواب فراوانی در حرمت تقلید از غیر معصوم دارد و اشاره دارد که فقها تنها و تنها ناقلان احادیث هستند و فهم آن ها حجت نیست ولی اخباریانی مانند فیض کاشانی تقلید از فقیه اخباری را جائر می دانند.
شیخ یوسف بحرانی در کتاب درر النجفیه می نویسد : انما أخذ بقول هذا الأخباری الذی أفتاه بناء علی ما فهمه من الأخبار، و أن الحکم فی تلک المسألة کذلک، فکیف یکون مقلّدا للإمام، و الأخباری الآخر یفتی بخلافه باعتبار ما أدّی إلیه فهمه و وصل إلیه إدراکه؟ تا آنجا که میگوید: من أنه ربّما نشأ من اختلاف الأخبار، و ربّما نشأ من اختلاف الأفهام، الذی هو السبب التام فی أکثر الأحکام در اینجا شیخ یوسف بحرانی اشاره دارد که اخباریان و اصولیان در واقع یک طریق در وصول به احکام دارند و تنها فرق اخباریان و اصولیان این است که اخباریان به فهم فقیه عمل می کنند و اصولیان عقل را حجت می دانند .
تاریخ تدوین حدیث به موضوع سِیر تدوین احادیث محمد، پیامبر اسلام، — که به نام سنّت شناخته می شود — می پردازد. این احادیث به صورت «قول»، «فعل» یا «تقریر» از جانب پیامبر صادر شده است. برخلاف کتابت قرآن — که از روز اول وحی انجام گرفت — تدوین حدیث با تأخیر صورت گرفت. هرچند نگرش به تدوین حدیث میان اهل سنت و شیعه متفاوت بود. شیعه از آغاز به کتابت حدیث توجه، و با توجه به وجود امامان شیعه تا اواسط سدهٔ سوم هجری، بر آن اهتمام داشته و مجموعه هایی را نیز تدوین کرده و از این نظر ضعفی ندارد.
در میان شیعه به خاطر پیشینهٔ کتابت حدیث، از همان آغاز تدوین حدیث و فقه شکل گرفت. به گفتهٔ شوقی ضیف، علت توجه قوی شیعه به کتابت فقه، اعتقاد آنان در موضوع امامت و امامان شیعه بوده؛ و چون این احادیث برای شیعه در حکم فتوا بوده، ازاین رو به فتاوی و قضاوت های علی بن ابی طالب توجه داشتند. در همین زمینه، گردآوری حدیث از میان شیعه و به دست سلیم بن قیس هلالی انجام گرفته است. بدین ترتیب تا اواسط سدهٔ سوم هجری، کتبی در میان شیعه پدید آمد که از سوی اصحاب امامان شیعه گردآوری شده بود. تعداد این کتاب ها از زمان جعفر صادق به بعد بسیار زیاد است.
کتاب های حدیثی موجود از اهل سنت همگی در اواخر سدهٔ دوم هجری و پس از آن در سدهٔ سوم گردآوری شده. با توجه به بعضی روایات تاریخی به نظر می رسد که از ابتدای سدهٔ دوم، کمابیش تعدادی از محدثان، اقدام به نوشتن روایاتی کردند که مدون نبوده است. پس از آن، این نوشته های کوچک، منبع آثار بزرگ تر قرار گرفته اند. بااین حال بسیاری از احادیث موجود در کتاب های بزرگ، از طریق حفظ نوشته شده اند و پیش از آن در جایی مکتوب نشده بودند. یکی از علل تأخیر کتابت حدیث، جلوگیری بعضی از خلفا در نوشتن احادیث بوده که متعاقب آن، گروهی از صحابه و تابعین، از این امر پیروی کردند. همهٔ صحابه و تابعین مشمول این موضوع نبودند. تعدادی از آنان مانند علی بن ابی طالب حدیث را می نوشته و به نوشتن دستور نیز می کردند. اما نوشتن احادیث از سوی دیگر صحابه زمانی آغاز شد که منع خلفا، به امر خلفا در نوشتن حدیث تغییر کرد. تنها چیزی که از پیشینیان اهل سنت به ارث مانده بود، حفظ و به یادسپردن حدیث بود؛ و ازهمین رو، ازبین بردن این روحیه بسیار مشکل بود؛ آن چنان که بعضی از محدثان اواخر سدهٔ دوم هنوز نسبت به نوشتن احادیث کراهت داشتند.
در روایات اسلامی اعم از شیعه و سنی فضائل فراوانی برای نگاشتن چهل حدیث یا حفظ و عمل کردن بدان آمده است. به همین جهت جهت محدثان شیعه و سنی نسبت به نگارش کتبی با محتوای چهل حدیث در زمینه های مختلف همت گمارده اند. از این کتب به الاربعین یا چهل حدیث نام برده شده است.
الاربعین عن الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین، اثر:محمدبن احمد خزاعی (جد شیخ ابوالفتح رازی) قرن پنجم. (نسخه خطی آن در کتابخانه آیت الله مرعشی قم موجود است)
سنه الاربعین فی سنه الاربعین، اثر:سید ضیاءالدین فضل الله حسینی راوندی کاشانی قرن ششم
الاربعین در مناقب فاطمه الزهرا، اثر:ابن شهر آشوب قرن ششم
الاربعین چهل حدیث از چهل شیخ از چهل نفر از صحابه رسول خدا، اثر:شیخ منتخب الدین، قرن ششم
الاربعین معروف به اربعین ابی الفوارس، اثر:ابی عبدالله محمدبن مسلم بن ابی الفوارس رازی، قرن ششم
الاربعین چهل حدیث در فضائل و مناقب، اثر:اسعدبن ابراهیم حلی یااسعدبن ابراهیم حنبلی نویسنده از شافعی و احمدبن حنبل نقل می کند که منظر پیامبر از حفظ کردن چهل حدیث در روایت معروف «من حفظ علی امتی…» روایات مربوط به مناقب اهل بیت است.
الاربعین، اثر:شیخ سعد اربلی قرن هفتم. در اعلام الشیعه آمده است که اربعین اسعدبن ابراهیم بن حسن که در سال ۶۱۰ تألیف شده شامل چهل حدیث در مناقب امام اول شیعیان و اهل بیت در منابع عامه است اما برخی گفته اند که هر دو یک کتاب است.
الاربعین فی حقوق الاخوان، اثر:سیدمحیی الدین محمدبن عبدالله الحسینی، معروف به ابن زهره قرن هفتم
الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین، اثر:شیخ جمال الدین یوسف شامی عاملی، قرن هفتم
اربعین بهائی، اثر:عماد الدین طبری پیرامون خلافت اام اول شیعیان و مناقب وی در طرق اهل تسنن، قرن هفتم
اربعین، اثر شهید اول
الاربعین، اثر:حسن بن محمد دیلمی، قرن هشتم
الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین، اثر:امیر جمالالدین عطاءالله حسینی فارسی دشتکی
الاربعون حدیثاً فی امر المهدی، اثر:احمد بن عبداللّه اصفهانی، مشهور به حافظ ابونُعیم در قرن پنجم (کهن ترین اربعین حدیث پیرامون امام دوازدهم شیعیان)
شرح چهل حدیث اثر سید روح الله موسوی خمینی
چهل حدیث ها در ابتدا موضوع خاصی نداشت اما در ادامه نویسندگان بنا به ذوق و علاقه خود در زمینه های خاصی از جمله فضائل و مناقب امام اول شیعیان و اهل بیت پیامبر، امام دوازدهم شیعیان، جهاد، اخلاق، مواضع و خطب، زهد، اصول یا فروع دین و… چهل حدیث نگاشته اند. برخی چهل حدیث ها به نظم درآمده است. برخی دارای به فارسی یا عربی یا هر دو و تعدادی دارای شرح و توضیح است.
در برخی منابع تعداد کتاب های چهل حدیث ها را (شیعه و سنی) تا رقم هزار کتاب نیز شمرده اند.
نخستین چهل حدیث ها را به عبداللّه بن مبارک مروزی، ابوالحسن محمّد بن اسلم بن سالم کندی طوسی، از محدّثان خراسان وحافظ ابوالحسن مؤیّد بن محمّد بن علی قرشی طوسی دانسته اند.
شرح چهل حدیث کتابی نوشته سیدروح الله خمینی است که در آن به بررسی و شرح چهل حدیث پیرامون مسئله اخلاق پرداخته شده است.
نگاهی به «شرح چهل حدیث» امام خمینی (ره)، وبگاه آفتاب.
گردآوری و شرح ۴۰ حدیث، مسئله ایست که بسیاری از عالمان دینی بدان پرداخته اند و ریشه اش روایاتی است که در کتب شیعیان و اهل سنت به صورت های گوناگون روایت شده است؛ مانند:
هرکس چهل حدیث دربارهٔ امور دینی مورد احتیاج امت من حفظ کند و به آنان برساند، خداوند در روز قیامت وی را فقیهی عالم محشور می گرداند.
فهرست آثار امام سید روح الله خمینی
در اسلام، علم حدیث، علمی است که توسط آن اقوال و افعال و احوال یا تقریر پیامبر اسلام و امامان شناخته می شود و چون احادیث رسیده ازایشان، شامل گفته های آنان هم می شود شامل گفته و نیز نام وسائطی است که کلام مزبور را از وی روایت کرده اند. می توان گفت که علم حدیث علم به قوانینی است که به وسیلهٔ آن احوال سند و متن حدیث شناخته می شود
علم رجال
مصطلح الحدیث.
وظیفه اصلی علم حدیث، شناخت روایت معتبر از غیر معتبر است.
علم حدیث در عصر زرین اسلامی، از گیراترین دانش های آن روزگار به شمار می رفته؛ گسترش و آموزش آن در مدرسه های سده های میانه، به فراگیری علوم رایانه در روزگار نوین همانند شده است، اهمیّت علم حدیث و علوم پیرامونی آن تا آنجا بود که برخی محدثان مانند ابن حجر عسقلانی جز آن را «علم» تلقی نمی کردند.
علم حدیث، به علم روایة الحدیث و درایة الحدیث منقسم می گردد، زیرا آنچه را مربوط به سند (سلسله ناقلان) است، روایة الحدیث یا اصول الحدیث می نامند و آنچه را مربوط به فهم کلام پیامبر اسلام و امام است درایة الحدیث گویند.
مقدمه ای بر علم حدیث کتابی از ابن صلاح در زمینه علم حدیث، اصطلاح شناسی و قواعد علم رجال است. حدیث گفتار، عمل یا تقریر پیامبر اسلام است که به عنوان دومین منبع مشروع حقوق اسلامی به شمار می آید. علم حدیثی که این کتاب توصیف می کند مشتمل بر اصولی است که یک حدیث شناس می تواند اعتبار روایت های فردی را ارزیابی کند.
کتاب شامل ۶۵ فصل است که هر فصل شامل حدیثی دربارهٔ ان موضوع است. ۳۳ فصل اول اصطلاحات گوناگون فنی در حدیث شناسی را توصیف می کنند که شرایط اعتبار و اصالت حدیث را مشخص می سازد. فصل های بعدی مربوط به اسناد و سلسله روایت هستند و فصول بعدی به کدهای اخلاقی می پردازد که یک محدث باید آن ها را رعایت کند.
ابن صلاح کتاب مقدمه را به عنوان مجموعه ای از گفتارها شروع کرده است که برای دانشجویانش در دمشق در اواخر ۱۲۳۳ ایراد می کرده است. این کتاب توجه بسیاری از مؤلفان را بخود جلب کرده است چنان که این کتاب را تشریح کرده اند و برخی هم خلاصه کرده اند و به عنوان یک الگو در کتاب های هم سنخ خوداش لحاظ شده است. کتاب مقدمه چندین باز به زبان اصلی عربی منتشر شده است و به انگلیسی نیز ترجمه شده است.
از آنجا که کتاب مقدمه به صورت رسمی توسط مؤلف آن نامگذاری نشده است کاوش و بررسی هایی دربارهٔ نام و عنوان حقیقی آن وجود دارد که همراه با احتمالات گوناگونی هست. ذهبی از این کتاب به عنوان علوم الحدیث یاد کرده است چنان که ابن حجر و محمد ابن جعفر کتانی نیز این کتاب را به همین نام خوانده اند.
نقد حدیث به جریان انتقادی اشاره می کند که استفاده از حدیث در فقه اسلامی را به چالش می کشد . بیشترین انتقادات مربوط به اعتبار احادیث می باشند و اینکه آیا می توان آنها را پیامبر منتسب کرد.
قرآنیان
تضاد مفاتیح الجنان با قرآن
هر دو مذهب شیعه و سنی، که بزرگترین فرقه های اسلامی استند، اعتبار بسیاری از احادیث را می پذیرند گرچه در اعتبار بخشی از احادیث و چگونگی تفسیر آنها با هم اختلاف نظر دارند. از میان فرقه های اقلیت قرآنیان را می توان نام برد که به اسلام بدون حدیث باور دارند و تنها قرآن را مرجع مستند برای ایمان، انجام مناسک و اعمال دینی خود، قبول دارند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حدیث در دانشنامه آزاد پارسی

حَدیث
سخنی حاکی از کلام یا فعل یا تقریر معصوم. از آن به خبر و سنّت نیز تعبیر می شود، با این تفاوت که احیاناً در مصطلحات علمی، گفتار و کردار عموم افراد بشر را خبر می نامند و مورخان را در مقابل محدّثان، اخباری می خوانند (و این، غیر از اصطلاح دیگر اخباری در مقابل اصولی است). همچنین سنّت معمولاً عطف بر کتاب (قرآن) به کار می رود و نیز دسته ای از احادیث را که متضمن احکام عملی و آیین های شرعی باشد، سنّت و جمع آن سنن می نامند. حدیث از ارکان مهم شناخت معارف و احکام و موضوعات اسلامی است، و در ساختار فرهنگ و تمدن اسلامی نقش عمده ای ایفا می کند که تکیه گاه تمامی علوم دینی (فقه و اصول و تفسیر و کلام و اخلاق ...) است، چنان که در علوم نظری و تجربی، همچون طب و هیئت و ریاضیات، و نیز در تاریخ و ادبیات و فرهنگ و هنر تأثیر فراوانی گذاشته است. در این جا به چند موضوع مهم دربارۀ حدیث اشاره می شود:
اصطلاحات کلی. محدّث: کسی است که سندها و متون احادیث را شناخته و از علل و نقایص حدیث و اسماء روات و رجال آگاهی داشته باشد. حافظ: به کسی گویند که سنن رسول اکرم (ص) را بداند، و موارد اتفاق و اختلاف را بشناسد و از احوال و طبقات راویان و سلسله های سند آگاهی کافی داشته باشد. بعضی گفته اند حافظ آن است که ۱۰۰هزار حدیث با سند آن ها حفظ داشته باشد، و «حجت» آن است که ۳۰۰هزار حدیث را حفظ باشد. سَنَد: زنجیرۀ راویان و ناقلان حدیث را گویند، زیرا تکیه گاه و مستند حدیث و راه رسیدن به مضمون آن است، لذا با کلمۀ طریق نیز از آن تعبیر می کنند. شیخ: استاد حدیث و جمع آن مشایخ، مجموعۀ اساتید محدث را مَشیخه می گویند. طبقه: کسانی که هم عصر و در ملاقات اساتید و مشایخ شریک باشند. مقبول: حدیثی است که علما مضمون آن را پذیرفته و بدان عمل کرده باشند. مردود: خبری است که اطمینانی به صدق آن نیست؛ معتبر: حدیثی است که بدان عمل کنند و همه یا اکثر علما آن را پذیرفته باشند.
تاریخ حدیث. به استناد احادیثی بسیار که از پیامبر (ص) و ائمۀ اطهار (ع) رسیده، حفظ و نقل و کتابت و نشر حدیث در بین مسلمانان از صدر اسلام آغاز شده و در تمامی دوره های تاریخ اسلام ادامه داشته است. گرچه بین اهل تسنّن براثر منع خلیفۀ اول و دوم، سال ها تدوین حدیث به تأخیر افتاد، اما جمعی از صحابه، همچون سلمان و ابوذر و ابورافع و جابربن عبدالله انصاری، آثاری از احادیث رسول اکرم (ص) را تدوین کردند. جمعی بسیار از تابعین نیز به فراگیری و نشر و تألیف حدیث پرداختند و مجموعه های ارزشمندی فراهم ساختند، سپس در عصرهای بعد تا زمان حاضر آثاری بی شمار در این باره تألیف شده است که معمولاً جوامع حدیث نامیده می شوند.
علوم حدیث. نظر به نقش حساس حدیث در ساختار فکری مسلمانان و تمدن و پیشرفت آنان، چندین علم برای ارزیابی حدیث تأسیس شده است، ازجمله درایةالحدیث: در ارزیابی کلی حدیث از لحاظ سند و متن؛ رجال حدیث: در شناخت اسناد و افراد راویان و اطمینان از وثاقت آنان؛ فقه الحدیث: بررسی متون احادیث و شناخت صحیح معنی و مفهوم آن ها و تطبیق بر موضوعات و مسائل مورد نیاز، و جایگاه آن ها در رابطه و مقایسه با سایر اصول استنباط؛ مختلف الحدیث: علم شناخت احادیث مختلف و متعارض و چگونگی جمع بین آن ها و شرح و تفسیر آن ها؛ غریب الحدیث: توضیح و بیان احادیثی که الفاظ مشکل و نامأنوس دارند. در هریک از این علوم آثار بسیار تألیف شده است که مهم ترین آن ها نزد شیعه کافی، شیخ کلینی ( ـ۳۲۹ق)، من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق ( ـ۳۸۱ق)، تهذیب الاحکام و استبصار شیخ طوسی ( ـ۴۶۰ق)، الوافی ملا محمد محسن فیض کاشانی ( ـ۱۰۹۱ق)، وسائل الشیعه شیخ محمد بن الحسن حر عاملی ( ـ۱۱۰۴ق)، بحارالانوار ملا محمد باقر مجلسی ( ـ۱۱۱۱ق)، و مستدرک الوسائل حاج میرزا حسین نوری ( ـ۱۳۲۰ق) است. مجموعه های مهم حدیث نزد اهل سنت، صحاح ستّه و برخی سنن و مسندهاست. نیز ← خبر؛ درایة ال

نقل قول های حدیث

حدیث در اصطلاح دینی، به گفتار و رفتار پیامبر اسلام گفته می شود. شیعیان همچنین به سخنان معصومان نیز حدیث می گویند.
• «خواندنِ حدیث، بهتر ار ادای نمازِ سنّت است.» یا «تحصیلِ دانش بهتر از خواندنِ نمازهای سنّت است.» ذهبی، سیر اعلام النبلاء،۲۳/۱۰ -> محمد بن ادریس شافعی
• «متأسفانه ما احادیث اهل بیت (ع) را ساده گرفته ایم. ما فکر می کنیم که هر کسی می تواند از احادیث استفاده کرده و مسایلی را از آن استنباط کند در حالی که در احادیث خود اهل بیت (ع) آمده است که روایات ما نیز مانند قرآن محکمات و متشابهات دارد و به همین دلیل هر کسی اجازه نقل حدیث برای مردم را ندارد بلکه باید خودش فقیه در این امر باشد.». -> سید محمد حسینی زنجانی

ارتباط محتوایی با حدیث

حدیث در جدول کلمات

حدیث
روایت
حدیث معروف
کسا
حدیث معروف نبوی
کسا
از فیلمهای داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی | بهرام رادان و حدیث فولادوند
رز زرد
تله فیلمی ساخته منوچهر هادی با بازی بهنام تشکر و حدیث میر امینی
پاپوش
ساخته جهانگیر جهانگیری با بازی اکبر عبدی | افسانه بایگان | یوسف تیموری و حدیث فولادوند
چشمک
ساخته سعید خورشیدیان در سال 80 با بازی علی قربان زاده | رامبد شکرابی | حدیث فولادوند و پرستو صالحی
همکلاس
ساخته شهاب ملت خواه با شرکت فاطمه گودرزی | امیرمحمد زند و حدیث فولادوند
شب حورا
ساخته شهاب ملت خواه با شرکت فاطمه گودرزی | حدیث فولادوند و امیر محمد زند
شب حورا
ساخته مرحوم جهانگیر جهانگیری با بازی اکبر عبدی | رضا رویگری | افسانه بایگان و حدیث فولادوند
چشمک

معنی کلمه حدیث به عربی

حدیث را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی حدیث

متین ٠٦:٥١ - ١٣٩٥/١١/٢١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
هیوال (کردی: هه وال)
سورون (اوستایی: سورون وَنت)
اَیوچیت (سنسکریت: اَیوچیتَ، اَیوچیتیا)
آمْنیا (سنسکریت: آمنایا)
|

رضاآپادانا ٠١:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/١١
گفته
|

حدیث ٢٣:٥١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
اسم من حدیث واقعا اسم خوبیه
معنی حدیث یعنی :
بیشتر سخنان پیامبر
|

سپهر خلیقی ١١:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
سخن پیامبران
|

حدیث ١٨:١٠ - ١٣٩٧/١٠/١٥
به معنای سخنی از گذشتگان است
|

حدیث ایران ٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
سخن پیامبر - عشق - تازه
|

حدیث ١٨:٢١ - ١٣٩٧/١١/١٧
حدیث در عربی نام پسر است اما معنی آن عشق و محبت است
|

حدیث ٠١:١٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٧
بنظر من اسم حدیث ب معنای سخن است
|

حدیث ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠١/١٧
عشق و سخن
|

حدیث ٠٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
حدیث یکی از اسم های عربی هستش و دخترونس اسم من حدیث بنظرم اسم قشنگیه درضمن اسم حدیث فقط و فقط به معنای:بیشتر سخنان پیامبر هستش
|

حدیث ١٨:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤
این اسم ریشه عربی داره و در اشعار فارسی شاعرهای بزرگ خیلی از این کلمه استفاده شده
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری / به آب دیده خونین نبشه صورت حال
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست / به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
|

پیشنهاد شما درباره معنی حدیث



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عرفان > thats terrible
داوین ص > داوین
بی بهار > Untested
نوشین > Good order
امیرحمیدی > راه خارج شهر
امیرحمیدی > همبستگی
الف > facilities
سپهر رضوانیان > sharing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حديث کساء   • حديث از امام علي   • حدیث پیامبران   • حدیث کوتاه   • بانک حدیث   • حدیث امامان   • اسم حدیث   • حدیث بازیگر   • معنی حدیث   • مفهوم حدیث   • تعریف حدیث   • معرفی حدیث   • حدیث چیست   • حدیث یعنی چی   • حدیث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حدیث
کلمه : حدیث
اشتباه تایپی : pnde
آوا : hadis
نقش : اسم
عکس حدیث : در گوگل


آیا معنی حدیث مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )