انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 949 100 1

حدیث

/hadis/

مترادف حدیث: داستان، روایت، قصه، واقعه، رویداد، ماجرا، گفته، سخن، خبر، قول ، تازه، جدید، نو

متضاد حدیث: عمل، کهنه

برابر پارسی: گفتار، سخن، سروا، گفت، داستان

معنی اسم حدیث

اسم: حدیث
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hadis) (عربی) سخنی که از پیامبر اسلام (ص) یا بزرگان دین نقل کنند، روایت، سخن، گفته، (در قدیم) داستان، جدید، تازه، نو، (در قدیم) (به مجاز) عشق، سودا - سخنی که از پیامبر (ص) یا بزرگان دین نقل می کنند، داستان، سرگذشت، سخن

معنی حدیث در لغت نامه دهخدا

حدیث. [ ح َ ] (ع ص ، اِ) نو. جدید. تازه. مقابل قدیم : ابواب خزائن قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند. (جهانگشای جوینی ). || چیز نو. چیزی نو. || سخن نو.(دهار). || مرد اندک سال. جوان. || مسئله. امر. کار. شغل. باره. مطلب. قضیه. وقعه. واقعه. حادثه. حال. پیش آمد. باب. ماجری :
ای دل من زو بهر حدیث میازار
کآن بت فرهخته نیست هست نوآموز.
دقیقی (از فرهنگ اسدی چ پاول هورن ).
حدیث فرستادگان در نهان
بگفتند با شهریار جهان.
فردوسی.
سیاوش ز گفتارشان شاد گشت
حدیث فرستادگان باد گشت.
فردوسی.
دلت را به تیمار چندین مبند
بس ایمن مشو بر سپهر بلند...
تو بی جان شوی او بماند دراز
حدیثی دراز است چندین میاز.
فردوسی.
ای دوست به یک سخن ز من بگریزی
خوی تو نبد بهرحدیثی تیزی
بد گشتی از آنکه با بدان آمیزی
با دیگ بمنشین که سیه برخیزی.
فرخی.
عنایتی است به کار تو شاه مشرق را
چنانکه ایزد را در حدیث پیغمبر.
فرخی.
بنزدیک احمدبن اسماعیل نامه نبشت اندر حدیث او. (تاریخ سیستان ).و دل موفق [ باﷲ ] به حدیث شام و مصر مشغول گشته بود. (تاریخ سیستان ). و اندر خزینه مال نماند از زر و سیم که همه بکار برده و داده شد و دست فراکردند اندراوانی فروختن و زرینه و سیمینه درم و دینار زدن و بکار بردن ، اندر حدیث مطبخ و بناها ساختن. (تاریخ سیستان ). و حدیث سیستان با امیر تاریخ قرار گرفت و لشکرترکمان همه بازگشت. (تاریخ سیستان ). علی بن لیث پشیمان همی بود و چیزها همی گفت اندر حدیث عمرو [ ابن لیث ] عمرو بشنید و علی را بند برنهاد. (تاریخ سیستان ). چون خبر تقصیر کردن محمدبن اللیث شنید اندر حدیث مال فرستادن.... (تاریخ سیستان ). چنان شنودم که دو سه ماه این حدیث از وی نهان داشتند. (تاریخ بیهقی ). این حدیث فاش شد و همگان ویرا بسیار ملامت کردند. (تاریخ بیهقی ). وزیر گفت سلطان امروز خلوتی کرد و در هر باب سخن رفت و مهم تر از آن حدیث هندوستان است. (تاریخ بیهقی ص 269). و این حدیث را در دل پادشاه ، شیرین کردند. (تاریخ بیهقی ص 258). و این حدیث عبدوس به کس خود به غازی رسانید. (تاریخ بیهقی ص 234). گفت امشب این حدیث را پوشیده باید داشت تا فردا که خواجه بیاید.(تاریخ بیهقی ص 325). این حدیث در تاریخ یمینی بیاورده ام. (تاریخ بیهقی ). از این مرد بسیار عذر خواست [ ابوالقاسم پسر حصیری ] و التماس کرد تا از این حدیث [ زده شدن او ] با خداوندش [ احمد حسن ] نگوید. (تاریخ بیهقی ص 157). چنان شنودم که دو سه ماه از او [ ازمادر حسنک ] این حدیث [ کشته شدن پسرش ] پنهان داشتند. (تاریخ بیهقی ص 186). آنجا او را با خواجه پدرم رحمةاﷲ علیه صحبت و دوستی افتاد وزین حدیث بسیار گوید... (تاریخ بیهقی ص 242). پس در حدیث وزارت به پیغام با وی سخن رفت البته تن درنداد [ خواجه احمد حسن ]. (تاریخ بیهقی ص 145). هرچه از وی می پرسیدند از حدیث غلامان این روز، که تدبیر چیست... جواب میداد که ارتکین داند. (تاریخ بیهقی ص 634). بونصر مستخرج را و دیگرقوم را گفت یک ساعت این حدیث در توقف دارید. (تاریخ بیهقی ص 368). امیر را مقرر گشت حدیث مال و سخت متغیر گشت بر بوسهل و سوری ، و والی حرس و محتاج را بخواند. (تاریخ بیهقی ص 444). کدخدای علی تکین و علی تکین این حدیث را غنیمت شمردند. (تاریخ بیهقی ص 355). اگر بهانه آرد و آن حدیث قاید منجوق در دل وی مانده است ، این حدیث طی باید کرد که بی حشمت وی علی تکین رابر نتوان انداخت. (تاریخ بیهقی ص 343). خوارزمشاه تن در این حدیث نداد. (تاریخ بیهقی ص 684). چون به غزنین رسید چنان نمود که حدیث خطبه بدو راست خواهد شد. (تاریخ بیهقی ص 685). گفتم این حدیث را فراموش کن. (تاریخ بیهقی ص 685). گفت حدیث بوسهل تمام شد. (تاریخ بیهقی ص 331). این حدیث را اندر این باب خواهی بفرمان ما و خواهی از دست خویش... فرونشانی. (تاریخ بیهقی ص 162). اگر امیر [ البتکین ] در این جنگ با ما مساعدت کند... چون کارها بمراد گردد ولایتی سخت بانام که براین جانب است بنام فرزندی ازآن ِ او کرده آید و ناصحان وی بازنمودند که غور و غایت این حدیث بزرگ است و علی تکین به این یک ناحیت بازنایستد. (تاریخ بیهقی ).چون ایشان را [ قوم را ]... دید [ امیر محمد ] خدای را سپاس داری کرد و حدیث سوزیان فراموش کرد. (تاریخ بیهقی ). جواب نامه ها بر این جمله داد [ آلتونتاش ] که حدیث خانان ترکستان از فرایض است... اما حدیث خواجه احمد بنده را با چنین سخنان کاری نیست. (تاریخ بیهقی ). امیر بسیار تکلف کرده بود هم بمعنی خوان نهادن و هم بحدیث لشکر که لشکر در هم افتاده بودند. (تاریخ بیهقی ص 567). اگر پس از این در پیش من جز در حدیث عرض سخن گوئی ، گویم گردنت بزنند. (تاریخ بیهقی ص 326). پس از آنکه این تاریخ آغاز کرده بودم... و به حدیث ملک محمد سخن میگفتم... (تاریخ بیهقی ). در حدیث مادر و ولادت وی و امیر محمود سخنان گفتندی. (تاریخ بیهقی ص 308). این حدیث را پوشیده دارد. (تاریخ بیهقی ). طاهر بدین حدیث سخت شادمان شد. (تاریخ بیهقی ). باید که این حدیث را پوشیده داری. (تاریخ بیهقی ). طاهر بدین حدیث [ امر ولایت عهد دادن مأمون به رضا (ع ) ] سخت شادمانه شد که میلی داشت به علویان. (تاریخ بیهقی ص 136). پس او را [ اریارق ] به غور فرستادند نزدیک بوالحسن خلف ، تا به جانبی بازداشتش و حدیث وی به پایان آمد. (تاریخ بیهقی ص 228).
حدیث حبل سوی دانا نبود
شگفتی تر ازکار حرب جمل.
ناصرخسرو.
از این حدیث درگذر. (کلیله و دمنه ).
حدیث عشق از آن بطال منیوش
که در سختی کند یاری فراموش.
سعدی.
دانا ز حدیث او عجب ماند
خرگمشده را به سوی خود خواند.
امیرحسینی سادات.
|| ازدر. درخور. سزاوار : سالاران لشکر بر خداوند، این اشارت نکنند که جنگی قائم شده وخصمان را زده باز باید گشت ، که ترسند فردا روز که به هراة بازرسد ایشان را گوید کاهلی کردند تا مرا بضرورت باز بایست گشت و من بنده هم این اشارت نکنم که این حدیث من نباشد. (تاریخ بیهقی ص 594). || مبحث. موضوع. باب :
با ما به حدیث عشق ما چه ستیزند
هر مرغی را به پای خویش آویزند.
طاهر چغانی (امثال و حکم ص 1973).
حدیث دهانش چو آمد پدید
سخن در بیانش به تنگی کشید.
فردوسی.
سوری به من گفت این حدیث من بگذار. گفتم نتوانم خیانت کردن. (تاریخ بیهقی ص 661). چون این رسول بنزدیک ما رسید... و این حدیث بازگفت خوارزمشاه مرا [ابوریحان را ] بخواند و خالی کرد و آنچه وزیر گفته بود در این باب با من بگفت. (تاریخ بیهقی ص 685). حیلتها کرد تا از وی درگذشت و این حدیث فرابرید و تمام مردی باشد که چنین تواند کرد و گردن حرص و آز را بتواند شکست. (تاریخ بیهقی ص 255). و خداوند در این باب با من سخن گفته است و سخت ناپسندیده آمده است مرا این حدیث. (تاریخ بیهقی ص 259). از این مرد بسیار عذر خواست و التماس کرد تا از این حدیث با خداوندش نگوید.(تاریخ بیهقی ). منشور بر دسته ٔ کاغذ بخط من مقرمط نبشته شد... و طاهر بیکبارگی سپر بیفکند و اندازه بتمامی دانست و پس از آن تا آنگاه که به وزارت عراق رفت با تاش فراش سپاه سالار، نیز در حدیث کتابت سخن برننهاد و فرونگذاشت. (تاریخ بیهقی ص 143). سپاس خدای را عزوجل که ترا از این منت در گردن من حاصل نشد و حدیث من گذشت ، پیغام امیرالمؤمنین بشنو. (تاریخ بیهقی ص 172). احمد گفت بهیچ حال نباشد، این شغل را فرموده است و از عبداﷲ بهمه روزگار وجیه تر و محتشم تر بوده ام ویرا باید و دیگران را زیر علامت من رفتن و آن حدیث دراز کشید... (تاریخ بیهقی ص 408). || عقیده. اعتقاد :
در این حدیث یقینند مردمان اغلب
خدای درخور هرکس دهد هر آنچه دهد.
فرخی.
گفت این چه حدیث است ، لشکری بزرگ را هفت هشت چاه ، آب چون تواند دادیکبارگی سر حوض رویم. (تاریخ بیهقی ص 637). || عزم. قصد. عزیمت : و سلطان از این حدیث بازایستد و حاتمی را فدای این کار کند... (تاریخ بیهقی ص 322). || سودا. فکر. اندیشه. عشق : بونعیم ندیم مگر به حدیث این ترک دل به باد داده بود. در مجلس شراب سوی او دزدیده بسیار نگریستی. (تاریخ بیهقی ص 417).
حدیث اسب نباشد برون ز گوش سپاهی.
انوری.
|| خبر. اطلاع. آگاهی : یک روز به خانه ٔ خویش بودم ، گفتند سیاحی بر در است ، میگوید حدیثی مهم دارم. (تاریخ بیهقی ص 326). این حدیث به نشابور فاش شد. (تاریخ بیهقی ص 365). دیگر روز این حدیث فاش شد. (تاریخ بیهقی ص 394). نیز باید که این حدیث بر بوسهل نرسدکه از من نیازارد. (تاریخ بیهقی ص 397). حکایت کرد [بونصر مشکان ] که در آن خلوت چه رفت. گفت سلطان پرسید مرا حدیث حسنک. (تاریخ بیهقی ص 179). محمودیان این حدیث ها بشنودند سخت غمناک شدند. (تاریخ بیهقی ). این حدیث [ حدیث سر حسنک که چون نوباوه آورده بودند ] فاش شد و همگان وی را [ بوسهل را ] بسیار ملامت کردند بدین حدیث. (تاریخ بیهقی ص 185). ترا مقرر است که فاش گردانیدن این حدیث از جهت من ناممکن است. (کلیله و دمنه ). || قصه. حکایت. افسانه. داستان. نقل. سمر. (دهار) : حدیث کرد یکی از فقهای بلخ و گفت این دو تن را دیدم آن روز که به بلخ می آوردند. (تاریخ بیهقی ). هم اکنون افشین حدیث پیغام کند و خلیفه گوید من این پیغام ندادم و رسوا شوم [ احمدبن ابی دواد ]. (تاریخ بیهقی ص 173). پوشیده نگاه کردم و مرا دید هیچ نگفت تا حدیث تمام کرد. (تاریخ بیهقی ص 122). چون به خرگاه امیر رسید حدیثی آغاز کرد و سخت سره و نغز قصه ای بود. (تاریخ بیهقی ).
چون نخوانی حدیث دعد و رباب
با حدیث بثینه و آن ِ جمیل.
ناصرخسرو.
گفتم که این حدیث بدان احسن القصص
گفت این لطیفه ای بود از جان لطیف تر.
ناصرخسرو.
تا فتح جنگوان را در داستان فزود
گم شد حدیث رستم دستان ز داستان.
مسعودسعد.
و در حدیث است : بزرگان را سخن بسیار است. (نوروزنامه ).
حدیث جود تو سایرتر است در عالم
ز حال عروه و عفرا و عشق دعد و رباب.
ادیب صابر.
شاید ار لب به حدیث قدما نگشایند
ناقدانی که ادای سخن ما شنوند.
خاقانی.
عالم حدیث حسن تو و عشق من گرفت
آری چنین بود سخنی کز دهان برفت.
رفیعالدین لنبانی.
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه قصه ٔ ما بود دراز.
مولوی (کلیات شمس چ فروزانفر ج 8 ص 160).
یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون و لیلی بگفتند. (گلستان ).
خنک کسی که پس از وی حدیث خیر کنند
که جز حدیث نمی ماند از بنی آدم.
سعدی.
سعدی حدیث مستی و فریاد عاشقی
دیگر مکش که عیب بود خانقاه را.
سعدی.
|| شرح حال. ترجمه ٔ أحوال : حدیث این امام آورده آید مشبع. (تاریخ بیهقی ص 123). در تاریخ گذشته بیاورده ام دو باب درآن از حدیث این پادشاه بزرگ. (تاریخ بیهقی ). اکنون حدیث این دو سالار محتشم به پایان آمد. (تاریخ بیهقی ص 237). و این نکته ای چند نبشتم از حدیث وی و تفصیل حال وی فرادهم در این تاریخ سخت به جایهای خویش ان شاء اﷲ تعالی. (تاریخ بیهقی ص 105). || تاریخ :
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر.
فرخی.
محال باشد چیزی نبشتن که به ناراست ماند که این قوم که حدیث ایشان یاد می کنم سالهای دراز است تا درگذشته اند. (تاریخ بیهقی ص 230). در تاریخ گذشته بیاورده ام ، دو باب در آن از حدیث این پادشاه بزرگ. (تاریخ بیهقی ص 103). آنچه در کتاب نبشته اند از حدیث بهرام گور است. (تاریخ بیهقی ص 121). و چون حدیث این محبوس بوسهل زوزنی آخر آمد فریضه داشتم قصه ٔ محبوس [ دیگر ] کردن. (تاریخ بیهقی ص 338). بجای خویش بیارم حدیث این رسولان. (تاریخ بیهقی ص 217).
گفت ز شاهان حدیث ماند باقی
درعرب و در عجم نه توزی و کتان.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 650).
علی و مصطفی را گر ندانی
حدیث آدم و حوا فروخوان.
ناصرخسرو.
افسانه شد حدیث فریدون و بیوراسب
زآن هردوان کدام به مخبر نکوتر است.
خاقانی.
|| فرمان. امر. حکم. دستور: حشم و قضاة و عمال و اعیان و رعایا را فرمود تا به خدمت ما آمدند و همگان گوش و چشم به حدیث ما دادند. (تاریخ بیهقی ص 214). || محتوی.مضمون : بازگوی حدیث نامه که چه بود که مرد درشتی نرم شد. (تاریخ بیهقی ). || سخن. (حبیش تفلیسی ). حرف (در تداول امروز) چه حدیث است ؛ چه حرفی است ! || مقاوله. گفتگو. گفتار. قول.کلام. سروا. مذاکرة. ج ، احادیث :
مردمان از خرد سخن گویند
تو هوازی حدیث غاب کنی.
رودکی.
تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب
تا کی فضول گوئی و آری حدیث غاب.
رودکی.
در این حدیث بود [ پیغامبر در غزوه ٔ احد ] که تیری بیامد بر چشم قتادةبن النعمان. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
حدیث زنان سخت ناخوش بود
نه آئین مردان سرکش بود.
فردوسی.
چه حدیث است من این بوسه شماری بنهم
نبود عیش چو معشوقه بود بوسه شمار.
فرخی.
و امیر ویرا [ امیر یوسف را ] سخت گرم پرسید از اندازه گذشته و براندند و همه حدیث با وی میکرد تا روز شد. (تاریخ بیهقی ص 251). امیر از پیل بر اسب شد و براندند و یوسف در دست چپش ، حدیث میکردند تا به لشکرگاه رسیدند. (تاریخ بیهقی ص 252). گفتند [ مقدمان لشکر بوعلی سیمجور ] این چه حدیث است جنگ باید کرد. (تاریخ بیهقی ص 203). ملک سخت شد و کسان در میان آمدند تا پسر احمد و سرش فرستاده آید و حدیث پانصد هزار درم میرفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 442). خود در من [ افشین در احمدبن ابی دواد ] ننگریست و من بر آن صبر کردم و حدیثی پیوستم. (تاریخ بیهقی ص 171).
گر استوار نداری حدیث ، آسانست
مدیح شاه بخوان و نظیر شاه بیار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
کی عجب گر با تو آید چون مسیح اندر حدیث
گوسفند کشته از معلاق و مرغ از بابزن.
کمال عزی.
اگر بتول گرفت از تو این دلم نه عجب
بتول گیرد دل از حدیث ناپدرام.
خفاف.
گه ز مهرت کند زمانه حدیث
گه به جانت خورد سپهر قسم.
مسعودسعد.
گر بخواهد از این همه غم ورنج
برهاند به یک حدیث مرا.
معزی.
از آنکه مهتر و مخدوم من نکو داند
به نظم و نثر حدیث صحیح را ز سقیم.
سوزنی.
حدیث من ز مفاعیل فاعلات بود
من از کجا، سخن سرّ مملکت ز کجا.
مجیر بیلقانی.
فی الجمله حدیث مطلق از من بشنو
هر چیز که در جستن آنی آنی.
بابا افضل.
ور باورت نمیشود از بنده این حدیث
از گفته ٔ کمال دلیلی بیاورم.
حافظ.
این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت
بر در میکده ای بادف و نی ترسائی.
حافظ.
- اصحاب حدیث ؛ فِرَق مالکی و شافعی و حنبلی و داودی را گویند. (مفاتیح العلوم خوارزمی ) : میل یعقوب بیشتر بر اصحاب رأی بود، و آن ِ طاهر بر اصحاب حدیث.(تاریخ سیستان ).
- به حدیث آمدن کودک ؛ به زبان آمدن. زبان باز کردن :
کودکی نو به حدیث آمده ام
سخنم نی بجز از مدح وزیر.
سوزنی.
- امثال :
ازمرده حدیث نیاید.
که از مرده دیگر نیاید حدیث .
سعدی.
|| در اصطلاح محدثان ، گفته ٔ رسول و حکایت گفتار و کردار وی باشد. خبر. روایت. اثر. گفته ٔ رسول (ص ). (زمخشری ). سخن پیغمبر. خبررسول و جز آن : و دیگر حدیث ، چون کسری پرویز گذشته شد، خبر به پیغمبر رسید گفت : من استخلفوا؟ قالوا ابنته بوراندخت. قال (ع ) لن یصلح قوم ٌ اسندوا امرهم الی امراءة. (تاریخ بیهقی ص 386).
در حدیث آمده ست کز دل دوست
به دل دوست رهگذر باشد.
تاج الدین آبی.
هم امارت هم زبان دارم کلید گنج فتح
وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی.
خاقانی.
امام ابوالطیب سهل بن سلیمان صعلوکی را که امام حدیث بود به رسالت به ایلک خان فرستاده بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 237).
تهانوی گوید: و در «خلاصه » میگوید: قول صحابی و تابعی را هم میتوان حدیث نامید و در «خلاصة الخلاصة» گوید: و آنچه از قول و فعل و تقریر او روایت شده باشد آنرا حدیث نامند. و گاه اطلاق بر قول صحابه و تابعین و آنچه ازآثار آنان مروی است شود. و در شرح «شرح النخبة» گوید: حدیث آن چیزی است که به حضرت پیغمبر نسبت داده شود قولاً و فعلاً و تقریراً و صنعةً، و پاره ای گفته اند:و رؤیاً؛ یعنی اگر در خواب هم از پیغمبر چیزی دیده شد نقل او حدیث باشد، حتی حرکات و سکنات آن حضرت ، اگر در بیداری نقل شود حدیث است. پس حدیث نسبت به سنت اعم باشد. و بسیار واقع شده است در سخنان اهل حدیث که ترادف حدیث و سنت از سخنان آنها مفهوم گردیده ، من جمله عراقی از محدثین معروف بر این عقیده میباشد. اما صاحب «تلویح » میگوید: سنت اعم از حدیث باشد، و آن عبارت است از چیزی که از پیغمبر صادر شده باشد، غیراز قرآن از جنس گفتار و آنرا حدیث نامند یا کردار یا تقریر - انتهی. و اینکه در ضمن تعریف سنت قید قرآن کرده ، برای احتراز از خود قرآن است ، چه قرآن را در اصطلاح حدیث نگویند. و داخل میشود در قرآن آنچه تلاوت آن نسخ شده باشد خواه حکم آن باقی مانده یا نمانده باشد، و همچنان است قراآت شاذه و مشهوره. اما اول برای آنکه سیوطی در اتقان در نوع نسخ گفته که نسخ در قرآن بر سه قسم است : اول : آنچه حکم و تلاوت آن در آن واحد نسخ شده است. عایشه گفته است در آنچه نازل شده ده صفت معلوم بوده که نسخ شد به پنج صفت. در این اثنا رسول خدا به جوار رحمت الهی انتقال یافت. و آن آیات بهمان طریق قبل از نسخ قرائت میشوند. این حدیث را شیخان روایت کرده اند. اما منظور عایشه از اینکه گفته آیات بهمان طریق قبل از نسخ تلاوت میشوند، آن بوده که تلاوت آیات منسوخه هم در حیات پیغمبر نسخ شد، ولی حکم نسخ به عموم مسلمانان نرسیده بود. و بعد از وفات پیغمبر این حکم به همگی مسلمین رسید. این بود آنهائی که از نسخ آیات بیخبر بودند بهمان طریق قبل از نسخ تلاوت میکردند. ابوموسی اشعری گوید نازل شد ولی دوباره بالا رفت. دوم : آن است که حکم آن نسخ شده اما تلاوت آن نسخ نگردیده. سوم : آن است که تلاوت آن نسخ شده اما حکم آن نسخ نشده است.
ابوعبید گوید: خبر داد مارا ابن ابی مریم از ابن لهیعة از ابی الاسود از عروةبن الزبیر از عایشه که گفت : سوره ٔ احزاب در زمان پیغمبر دویست آیت قرائت میشد، و پس از آنکه عثمان امر به کتابت قرآنها داد جز آنکه در دست باقی مانده آیتی دیگر در آن سوره نبود، سپس صاحب اتقان از آیات منسوخه که در قرآن فعلی نیست آیاتی را ذکر کرده است.
اقسام حدیث : حدیث یا نبوی و یا الهی است که بنام حدیث قدسی معروف است. پس حدیث قدسی آنچنان حدیثی است که پیمبر آنرا بواسطه ٔ جبرائیل از پروردگار خود روایت کرده است. و حدیث نبوی حدیثی باشد که مستقیم از خود پیغمبر روایت شده باشد چنانکه ابن الحجر در «فتح المبین » در شرح حدیث بیست وچهارم روایت کرده. حبیبی در حاشیه ٔ تاریخ در رکن اول در بیان معنی قرآن گوید: احادیث الهیه آن احادیثی است که حق عزاسمه آنرا بسوی پیمبر در شب معراج بر طریق وحی فرستاده و آن احادیث به «أسرارالوحی » نام نهاده شده است. ابن الحجر گوید: باید بین وحی متلو که عبارت از قرآن است با وحی روایت شده از پیغمبر که از خداوند روایت کرده فرقی نهاده شود، و آن عبارت است از یک رشته احادیثی که پیغمبر از پروردگار خود در شب معراج روایت کرده ، و قریب به یکصد حدیث میباشد. و یکی از علماء آن احادیث را در یک جا جمعآوری نموده و من حیث المجموع جمله ٔ آن احادیث را بنام «حدیث قدسی » نامیده اند. و نیز گوید: کلام منسوب به خدای تعالی را اقسامی چند باشد. نخستین اقسام و اشرف آنها قرآن مجید است ، که به خصیصه ٔ اعجاز در فصاحت ، و بقاءآن معجزه بر گذر روزگاران ، و محفوظ بودن از تغییر وتبدیل ، و حرام بودن بسودن آن با دست شخص محدث ، و عدم تلاوت او در حال جنابت ، و روایت آن بمعنی ، و به تعیین آن در نماز، و به اختصاص تسمیه ٔ آن به قرآن ، و به اینکه هر حرفی از آن معادل با ده حرف از سایر کلمات باشد، و به منع معامله ٔ مجلد کلام اﷲ بین الدفتین در روایت احمد، و کراهت او نزد ما، و به تسمیه ٔ جمله ای از قرآن به آیت و سورت ، و دیگر خصایص ، از بین سایر کتب منزله ٔ آسمانی و دیگر فرموده های خداوند از احادیث قدسیه و غیره ، ممتاز و برتر و بالاتر است. و آنچه درباره ٔ قرآن مجید روا نیست درباره ٔ سایر کتب منزله رواباشد. دوم از اقسام کلام حق کتب انبیاء (ع ) است قبل از آنکه تغییر و تبدیل و تحریفی در آن کتب شده باشد.سوم از اقسام کلام حق بقیه ٔ احادیث قدسیه است. و آن عبارت است از آنچه بر سبیل خبر آحاد از پیغمبر به مارسیده است با اسناد مربوطه که از پروردگار خود روایت فرموده. پس این قبیل سخنان به حق نسبت داده شود. واین نسبت انشاء کلام به او جل شأنه باشد زیرا اوست متکلم اول و گاه این قبیل سخنان را به پیمبر نسبت دهند، زیرا او از حق خبر داده است ، بخلاف قرآن که نسبت آنرا جز به حق به احدی نتوان داد، درباره ٔ قرآن اگر ذکری بمیان آید، گویند: قال اﷲ تعالی ، و برعکس درباره ٔ احادیث قدسیه گویند: قال رسول اﷲ فیما یروی عن ربه. و اختلاف کرده اند در بقیه ٔ سنت که آیا تمامی آنچه از سنت وارد شده آن هم وحی است یا نیست. آیت «و ماینطق عن الهوی » (قرآن 3/53)، حکم میکند که سنت هم در حکم وحی است ، و از اینجاست که پیغمبر فرموده : الا انی اوتیت الکتاب و مثله معه. و منحصر نباشد این احادیث در کیفیتی از کیفیات وحی ، بلکه جایز است اینکه وحی نازل شود بهر کیفیتی از کیفیات که صورت گرفته باشد، مانند خواب دیدن و الهام و به زبان فرشته رسیدن. و برای راوی این احادیث در نزد محدثان دو صیغه است ، یکی «قال رسول اﷲ فیما یروی عن ربه » و این صیغه عبارت و گفتار علماء سلف است. دیگری «قال اﷲ تعالی فیما رواه عنه رسوله صلی اﷲ علیه و آله و سلم » و این دو صیغه برحسب معنی یکی باشند -انتهی کلامه. و نیز تهانوی گوید:حدیث به حَسَن ، صحیح و ضعیف تقسیم شود و هریک از آن به سیزده قسم منقسم شوند، بدین ترتیب : مسند، متصل ، مرفوع ، معنعن ، مغلق ، فرد، مدرج ، مشهور، عزیز، غریب ، مصحف ، مسلسل ، زائدالثقة. و ضعیف به دوازده صنف تقسیم گردد: موقوف ، مقطوع ، مرسل ، منقطع، معضل ، شاذ، منکر،معلل ، مدلس ، مضطرب ، مقلوب ، و موضوع. اینست آنچه در خلاصة الخلاصة ذکر شده. و حدیث را اقسام دیگری نیز باشد که در محل خود ذکر شود.
اهل حدیث در فرق بین حدیث و خبر اختلاف کرده اند. پاره ای گفته اند دو مترادفند. و برخی گفته اند خبر از حدیث اعم است ، چه خبر صادق آید بر هرچه از پیمبر و غیر او رسیده ، و حدیث برخلاف آن است ، چه آن بر پیمبر اختصاص دارد پس هر حدیثی خبر باشد من غیر عکس کلی. و برخی گفته اند دو متباینند، چه حدیث آن است که از پیمبر رسیده باشد و خبر آن است که از غیر روایت شده باشد. و از این روی به کسانی که به تواریخ و مانند آن اشتغال دارند اخباری گویند، و مشغولان به سنت نبوی را محدث نامند، چنانچه در شرح نخبه و شرح آن ذکر شده. و در جواهرگوید: اما اثر پس آن اصطلاح فقهاست و آن را در مورد کلام علماء سلف استعمال کنند. و خبر در حدیث پیمبر استعمال میشود. و برخی گفته اند خبر با حدیث مباین و بااثر مرادف است. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- علم حدیث ؛ علمی است که در آن از چگونگی اتصال سند حدیثها به رسول از نظر احوال راویان در ضبط و عدالت ، و از نظر چگونگی زنجیره ٔ سند که متصل یا منقطع باشد، بحث کنند، و آنرا اصول الحدیث نیز نامند. اما درایةالحدیث علمی است که در مفهوم الفاظ حدیث از نظر قواعد عربیت و طبق احوالات پیغمبر بحث کند. رجوع به کشف الظنون و مقدمه ٔ ابن خلدون ترجمه ٔ پروین گنابادی صص 901-914 شود.
تهانوی گوید: بنابه گفته ٔ مجمع السلوک آنرا علم روایت و علم اخبار وآثار نیز نامند... علم حدیث ، علمی است که اقوال و افعال رسول را بدان شناسند، و چون آن گفته ها بزبان عرب است ، دانستن زبان عرب شرط آن است و افعال پیغمبر کارهای وی است که برای ما حجت و متبع است ، و کرمانی احوال پیغمبر را نیز افزوده است.... (مقدمه ٔ کتاب کشاف اصطلاحات الفنون ). و نیز تهانوی نویسد: اهل حدیث رامراتبی است : طالب ؛ کسی را گویند که مبتدی باشد. محدث ؛ استاد کامل و شیخ و امام همین معنی دهد. حافظ؛ کسی که صدهزار حدیث داند با شرح حال آن. حجت ؛ کسی که سیصدهزار حدیث آنچنانه داند. چنین گفت ابن مطری. و جزری گفت : راوی ؛ ناقل حدیث باشد، و محدث ؛ کسی که آنرا بررسی دقیق کرده است. حافظ؛ کسی که هرچه بدو رسد حفظو نقل کند. (مقدمه ٔ کتاب کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به حافظ و حجت شود.

حدیث. [ ح ِدْ دی ] (ع ص ) پرسخن. بسیارسخن. (منتهی الارب ). بسیارحدیث. || خوش سخن. (منتهی الارب ).

حدیث. [ ح ُ دَ ] (اِخ ) نام مادر امام ابومحمد حسن بن الهادی است. و او ام ولد بود.

معنی حدیث به فارسی

حدیث
نو، تازه، جدید، چیزتازه، سخن، خبر، احادیث جمع
۱ - ( صفت ) تازه جدید نو . جمع : حداث حدثائ . یا حدیث و قدیم . نو و کهن . ۲ - ( اسم ) هر چه که از آن خبر دهند و نقل کنند خبر سخن . ۳ - خبری که از رسول صلی ا... علیه و آله و ایمه علیهم السلام نقل کنند . جمع : احادیث . یا علم حدیث . علم بخبرها و اقوالی که از رسول صلی ا... علیه و آله و ایمه علیهم السلام روایت شده .
پرسخن خوش سخن
( صفت ) نوجوان نازه جوان نوازد .
نوجوان مرد جوان
حدیث قدسی
یکی از اقسام حدیث نبوی است
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
ادعیه سر اسرار الوحی
مقابل صحیح
یکی از دوازده قسم حدیث ضعیف است
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
کلام الهی که نزول آن برای اعجاز نباشد
تحدیث
سخنی که خلف از سلف روایت کند
حدیثی که زنجیره و سند روایت آن متصل و غیر مقطوع باشد
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن
یکی از دوازده قسم حدیثهای ضعیف است
یکی از دوازده قسم حدیثهای ضعیف است
حدیثی است که یکی از صحابه از قول رسول اکرم خبر دهد
یکی از سیزده قسم حدیثهای صحیح و حسن

معنی حدیث در فرهنگ معین

حدیث
(حَ) [ ع . ] ۱ - (ص .) تازه ، جدید. ۲ - (اِ.) خبر. ۳ - خبری که از رسول (ص ) و ائمه نقل کنند. ج . احادیث .

معنی حدیث در فرهنگ فارسی عمید

حدیث
۱. سخنی که از پیغمبر اسلام و ائمه نقل شده است.
۲. سخن، کلام.
۳. [قدیمی] داستان، حکایت.
۴. (فلسفه) = حادث
۵. (صفت) [قدیمی] نو، تازه، جدید.
۶. [قدیمی] خبر.
* حدیث اسرا: حدیث معراج.
* حدیث رفع: [قدیمی] حدیثی که در آن اموری از مکلفان رفع شده است.
* حدیث قدسی: (فقه) حدیثی که پیامبر اسلام از پروردگار روایت کرده است ولی در قرآن نیست.
* حدیث نَفْس:
١. با خود سخن گفتن.
٢. سخنی که با خود بگویند.

حدیث در دانشنامه اسلامی

حدیث
حدیث اصطلاحا کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده.شیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث کلام یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره.سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنه لا الحدیث.در مجمع البحرین حدیث را مرادف کلام دانسته و وجه تسمیه باین نام را تجدید و حدوث آن گرفته.در قاموس آمده (الحدیث: الخبر و الجدید) در مصباح المنیر فرموده الحدیث ما یتحدث به و ینقل و منه حدیث الولایه.فراء گوید: واحد احادیث احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده.صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته.ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل
ظاهرا وجه تسمیه خبر بحدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرار گرفته زیرا اکثر اهل سنت قائل بقدم قرآن می باشند و از اینرو احکامی که از ناحیه شخص پیغمبر انتشار یافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم ـ قرآن) نامیده اند و ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانکه قرآن نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود قرآن به این نکته اشاره شده آنجا که فرماید: الله نزل احسن الحدیث کتابا خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است.یا در جای دیگر قرآن، فلیأتوا بحدیث مثله اگر راست می گویند که قرآن کتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند. فبای حدیث بعده یومنون شما پس از آیات خدا بکدام حدیث ایمان می آورید؟ فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث ای رسول تو کیفر مکذبان و منکران قرآن را بمن واگذار. .بعضی احتمال داده اند که چون حروف متعاقب یکدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا از آن جهت که در دل شنونده ایجاد معنی تازه می کند حدیث نامیده شده. اما خبر بمعنی مخبر به استعمال شده.در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الکذب) را در آن اضافه کرده اند ولی نزد محدثین بمعنی حدیث آمده.باید دانست که نوعا لغویین موارد استعمال را ذکر می کنند و توجه باصل معنی لغوی که موارد استعمال نوعا بمناسبتی که در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آنرا از فروع و مصادیق متذکر نمی شوند.مثلا در اینجا ظاهر معنی خبر، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) که از اسماء الهی است گفته اند (العالم) .در آیه شریفه (فکیف تصبر علی مالم تحط به خبرا) (علما) تفسیر شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره که بمعنی عالم آمده پس استعمال خبر در گفته پیغمبر (ص) از لحاظ اعلام به مضمون خبر است.چنانکه اطلاق حدیث بلحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل کلام الله قدیم (بنا بمذهب بعضی از اهل سنت) است.
حدیث
حدیث اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان پیامبر(ص) و دیگر معصومین(ع) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان باشد.
حدیث در کنار قرآن، در طی پانزده قرن تاریخ اسلام، نقشی محوری در فهم مسلمانان از دین و شریعت داشته است.
به علت اهمیت حدیث، علوم مختلفی ناظر به بررسی محتوایی و سندی احادیث پدید آمده است که تحت عنوان علوم حدیث دسته بندی می شوند. امور مربوط به سند احادیث در روایة الحدیث و محتوای آنها در درایة الحدیث مورد بررسی قرار می گیرند. علوم رجال و مصطلح الحدیث زیر مجموعه روایة الحدیث قرار دارند. در این علوم تقسیمات متعددی برای فهم و اعتبارسنجی احادیث بیان شده است.
حدیث
حدیث اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان پیامبر(ص) و دیگر معصومین(ع) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان باشد.
واژگان. حدیث در لغت به معنای چیز تازه، ضد قدیم است. و به کلام و خبر نیز حدیث می گویند، خواه کم باشد خواه زیاد. و به تعریف جامع تر، هر سخنی است که انسان از طریق شنیدن یا وحی، در خواب یا بیداری، با آن مواجه شود.. سخن و کلام را از آن رو حدیث نامیده اند که اجزای آن به تدریج و پی درپی پدیدار می شوند. جمع حدیث، برخلاف قاعده، احادیث است ، زیرا مفرد احادیث، اُحدوثه است که مترادف است با حدیث. واژه حدیث در قرآن 28 بار، 23 بار به صورت مفرد و 5 بار به صورت جمع آمده است. کاربرد واژه حدیث به صورت مفرد و جمع در قرآن برای اشاره به سرگذشت پیشینیان و در موارد متعددی به معنای مطلق کلام و خبر به کار رفته است
معنای اصطلاحی حدیث برای اهل سنت و شیعه متفاوت است
معنای اصطلاحی حدیث نزد اهل سنت
حدیث در اصطلاح اهل سنّت عبارت است از آنچه به پیامبر اکرم نسبت داده شود.، از قول و فعل و تقریر و صفاتِ خَلقی و خُلقی و حتی حرکات و سکنات آن حضرت در خواب و بیداری. به سیره، فضائل و ویژگیهای پیامبر اکرم در پیش از بعثت نیز حدیث اطلاق شده است عده ای حدیث را شامل قول، فعل و تقریرِ صحابه و تابعین و علما و صُلحا نیز دانسته اند.ظاهرا وجه نام گذاری حدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن (که هر دو بیان احکام الهی است) قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن می باشند و از این رو، احکامی را که از شخص پیغمبر(ص) صادر شده است (حدیث) در مقابل قرآن (قدیم) نامیده اند.
معنای اصطلاحی حدیث نزد شیعه
حدیث در اصطلاح علمای شیعه عبارت است از کلامی که قول، فعل یا تقریر معصوم را گزارش کند و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از باب مَجاز است .
حدیث
معنی حَدِيثٍ: سخن (در اصل ناپيدايي که پيدا شود)
معنی رُّؤْيَا: رؤيا ( در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی رُؤْيَاکَ: رؤياي تو ( رؤيا : در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی رُؤْيَايَ: رؤياي من ( رؤيا : در زبان قرآن و حديث به صحنههائي اطلاق ميشود که يک بيننده آن را ميبيند ، و غير او کسي نميبيند ، خواه در خواب باشد يا بيداري و از ماده رؤيت به معناي ديدن است )
معنی کَلَالَةً: کسی که بی اولاد و پدر ومادر است - خواهر يا برادر تني يا نا تني - کل کساني که غير از پدر و مادر و فرزند از شخصي ارث مي برند(کلمه کلاله در اصل ، مصدر و به معناي احاطه است ،مجموع هر چيزي را هم که کُل ميخوانند ، براي اين است که به همه اجزا احاطه دارد ، ي...
ریشه کلمه:
حدث‌ (۳۶ بار)
واژه حدیث ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • حدیث (روایت)، کلامی حاکی از قول یا فعل یا تقریر معصوم (علیه السلام)، در معانی دیگر خبر و سنت و روایت• حدیث (مادر امام عسکری)، به ضم حاء و فتح دال، نام مادر امام حسن عسکری (علیه السلام) و جده امام زمان (علیه السلام)
...
اقسام حدیث تقسیم بندی هایی در علوم حدیث است که برای فهم بهتر سند یا متن روایات به کار می رود.
تقسیم بر اساس تعدد سند: خبر واحد، مُسْتَفیض، غریب، عزیز و خبر متواتر
در عصر نبوی، امام علی(ع) و عده ای از صحابه احادیث پیامبر(ص) را می نوشتند. پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) اوضاع کتابت حدیث در بین اهل سنت با شیعه تفاوت زیادی پیدا کرد. خلیفه اول و دوم و به دنبال آنها عثمان سیاست رسمی حکومت را مخالفت با نقل و کتابت و تدوین احادیث پیامبر(ص) قرار دادند تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند.
عمر بن عبدالعزیز در ابتدای قرن دوم سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت. تا قرن چهارم، صحاح سته نگاشته شدند ولی بیش از یک قرن ممنوعیت کتابت حدیث، اصالت منابع بعدی را زیر سؤال برد.
شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان ائمه معصومین(ع) تا غیبت صغری احادیث را می نوشتند. کتاب علی (ع )، جامعه،... از امام علی (ع) و اصول اربعمائه از اصحاب ائمه محصول این دوره است. در قرن های بعدی تدوین و جمع آوری روایات انجام شد. کتب اربعه تا اوایل قرن پنجم نگاشته شدند و بعد از آن محدثان بیشتر به تجمیع و طبقه بندی روایات پرداختند.
حدیث کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده.
در کهن ترین فرهنگ های لغت، حدیث بدین سان معنا شده است: از هر چیز، تازه و نو آن؛ «شاب حدث» و «شابة حدثة» پسر و دختر نوسال و جوان. احمد بن فارس می گوید: (ح ـ د ـ ث) یک ریشه دارد، که بر ناپیدایی که پیداشده دلالت می کند. گفته می شود چیزی پیدا نبود سپس پیدا شد. «حدیث» هم از همین باب است؛ چون سخنی است که اندک، اندک یکی پس از دیگری پیدا می شود. ابن منظور آورده است که: حدیث آن است که گوینده آن را به زبان می آورد، و بدین معنا تفسیر شده است کلام الهی «و اِذْ اَسَّرَ النّبیُ اِلی بَعْضِ اَزْواجِهِ حدیثاً» که مراد، مطلق کلام است. طریحی نیز به لحاظ لغت، «حدیث» را مرادف «کلام» می داند و می نویسد: از آن روی کلام را حدیث گفته اند که اندک، اندک به وجود می آید. و مرحوم آیت الله مامقانی در توضیح آن نوشته اند: بنابراین حدیث، پدید آمدن چیزی است که نبوده است؛ پس حدیث، ضد قدیم است. گویا آنچه در روایتی آمده است که «ایاکم و محدثات الامور» این معنا باشد، که به گفته ابن فارس، یعنی آنچه در کتاب و سنت و اجماع عالمان شناخته نیست و نبوده است. فیّومی نوشته است که: حدیث به گفته ها و گزارش ها اطلاق می شود. فراء گوید: واحد احادیث احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده. صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته. ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل این نکته مؤید است به آنچه برخی از عالمان آورده اند که تازیان در روزگار جاهلیت بر روزهای مشهور خود، «الاحادیث» می گفتند، به لحاظ اینکه در آن روزها، حوادث بسیار رخ می داد و گزارش می شد و نقل می گردید. برخی از پژوهشیان معاصر پس از گزارش تفصیلی اقوال لغویان درباره حدیث، نتیجه گرفته اند که: معنای اصلی این واژه، شکل گیری چیزی است پس ازآنکه نبوده است. این تکوّن و تجدد، اعم است از اینکه در جواهر باشد یا اعراض، در اقوال باشد و یا در افعال... بنابراین حدیث، هر آن چیزی است که با یادکرد پدید می آید، نقل می شود، گزارش می شود و بدین سان در معنای حدیث به تازه پدید آمدن و گزارش شدن، توجه شده است. بنابراین، حدیث که به لحاظ لغت و وضع اوّلی آن به «جدید من الاشیاء» و «حدوث امر بعد ان لم یکن» اطلاق می شده است، درنهایت با توجه به آن معنای لغوی در ادامه استعمال، بر مطلق کلام اطلاق شده است.
حدیث در اصطلاح
عالمان و محدثان، حدیث را به صورت های مختلف تعریف کرده اند. شهید ثانی (رضوان الله علیه) پس ازآنکه می گوید خبر و حدیث مترادفند، آورده است:مراد از خبر، حدیث است؛ اعم از اینکه قول پیامبر (صلی الله علیه وآله) می باشد یا امام (علیه السلام)، و قول صحابی باشد یا تابعی و یا عالمان و صالحان و همگنان آنان، و چنین است فعل و تقریر آنها. این معنا در استعمال این واژه مشهورتر است و با عموم معنای لغوی سازگارتر. این تعریف حدیث، چنانکه تصریح شده است مستند است به معنای لغوی آن. عالمان و محدثان عامّه نیز غالباً حدیث را بدین گونه تعریف کرده اند و خبر را مترادف آن دانسته اند. سیوطی از عالمان و محدثان گزارش کرده است که آنان در تعریف حدیث می گفته اند: حدیث یعنی فعل، قول و تقریر پیامبر (صلی الله علیه وآله)، صحابیان و تابعین و... و خبر را عالمان فن حدیث، مترادف حدیث دانسته اند؛ بنابراین، خبر و حدیث، بر «مرفوع »، «موقوف» و «مقطوع» اطلاق می شود. (مرفوع حدیثی را گویند که منسوب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) باشد و موقوف آن است که از صحابی نقل شود، و مقطوع منقول از تابعی را گویند. ) البته در میان عالمان عامه تعاریف دیگری نیز برای حدیث یادشده است، و فرق هایی بین خبر و حدیث نهاده شده است. سیوطی در ادامه سخن پیشین می گوید:... و گفته شده است که حدیث بر آنچه از رسول الله (صلی الله علیه وآله) نقل شده اطلاق می شود و خبر بر آنچه از دیگران گزارش شده است؛ ازاین روی به آنکه اشتغال به سنت داشت «محدث» می گفتند و گزارشگران حوادث و مسائل تاریخی را، اخباری و... برخی از محققان اهل سنت معتقدند که حدیث در آغاز فقط به قول رسول الله (صلی الله علیه وآله) اطلاق می شده است و پس از وفات آن بزرگوار، معنایش وسعت یافت و اکنون اطلاق می شود به آنچه از پیامبر نقل است: قول، فعل و تقریر رسول الله (صلی الله علیه وآله). ابن حجر می گوید: در اصطلاح شرع، گزارش هر آنچه را که به پیامبر منسوب است، حدیث گویند و این گویا در برابر قرآن است که «قدیم» است. شیخ بهایی (رضوان الله علیه) در آغاز رساله کوتاه خود «الوجیزة »، حدیث را بدین گونه تعریف کرده است:حدیث، سخنی است که قول، فعل و تقریر معصوم (علیه السلام) را گزارش می کند. این تعریف، به نقد کشیده شده است. گفته اند این تعریف نه جامع است و نه مانع . از یک سوی حدیثی که نقل به معنا شده باشد داخل در این تعریف نیست، پس جامع نیست؛ از سوی دیگر، عبارات بسیاری از فقیهان پیشین را که در آثار فقهی خود عین عبارت های حدیث را با حذف سند و در قالب فتاوی می آوردند، فرا خواهد گرفت؛ مانند «شرایع» علی بن بابویه، «المقنع» و «الهدایه» صدوق، «النهایه» شیخ و... پس مانع نیست.شیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث کلام یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره.سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنه لا الحدیث. و در پایان کلام خود آورده است که: بعید نیست که حدیث، «سخن» معصوم و یا «حکایت» سخن، فعل و تقریر معصوم باشد. میرزای قمی (رضوان الله علیه) در تعریف حدیث نوشته است: حکایت سخن، فعل و تقریر معصوم را، حدیث گویند. مرحوم آیت الله مامقانی نیز پس از گزارش دیدگاه های مختلف، نوشته اند: گروهی از عالمان گفته اند «حدیث» در اصطلاح، عبارت است از گزارش قول، فعل و تقریر معصوم. آنچه در این تعریف آمده، می توان گفت مشهورترین تعریف است که عالمان و محدثان شیعه بدان پرداخته اند و نیز روشن ترین و استوارترین تعریف است.
وجه تسمیه حدیث به خبر
ظاهراً وجه تسمیه خبر به حدیث ازآن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرارگرفته زیرا اکثر اهل سنت قائل به قدم قرآن می باشند و از این رو احکامی که از ناحیه شخص پیغمبر انتشاریافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم ـ قرآن) نامیده اند و ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانکه قرآن نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود قرآن به این نکته اشاره شده آنجا که فرماید: «الله نزل احسن الحدیث کتابا؛ خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است». یا در جای دیگر قرآن، «فلیأتوا به حدیث مثله؛ اگر راست می گویند که قرآن کتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند.» «فبای حدیث به عده یومنون؛ شما پس از آیات خدا به کدام حدیث ایمان می آورید؟» «فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث؛ ای رسول تو کیفر مکذبان و منکران قرآن را به من واگذار.»بعضی احتمال داده اند که چون حروف متعاقب یکدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا ازآن جهت که در دل شنونده ایجاد معنی تازه می کند حدیث نامیده شده. اما خبر به معنی مخبر به استعمال شده. در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الکذب) را در آن اضافه کرده اند ولی نزد محدثین به معنی حدیث آمده.باید دانست که نوعاً لغویین موارد استعمال را ذکر می کنند و توجه به اصل معنی لغوی که موارد استعمال نوعاً به مناسبتی که در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آن را از فروع و مصادیق متذکر نمی شوند.مثلاً در اینجا ظاهر معنی خبر، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) که از اسماء الهی است گفته اند (العالم). در آیه شریفه «فکیف تصبر علی مالم تحط به خبرا؛ (علما) تفسیر شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره که به معنی عالم آمده پس استعمال خبر در گفته پیغمبر (ص) ازلحاظ اعلام به مضمون خبر است. چنانکه اطلاق حدیث به لحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل کلام الله قدیم (بنا به مذهب بعضی از اهل سنت) است.
رابطه سنت و حدیث
...
طبقه بندی حدیث دسته بندی کردن روایات دینی بر اساس موضوع، مرجع صدور، راوی و جز آن برای آسان ساختن دسترسی بدانهاست. در ابتدا اصحاب ائمه(ع) آنچه را می شنیدند بدون ترتیب خاصی مکتوب می کردند و در قرن های بعدی مراجعه به این مکتوبات پراکنده دشوار شد و گروهی از عالمان درصدد رفع این مشکل برآمدند و هر کدام متناسب با نیازهای موجود، دسته بندی های خاصی را در جمع آوری احادیث اساس کار خود قرار دادند. گروهی احادیث را بر اساس معصومین جمع آوری کردند، گروهی بر اساس روات احادیث، گروهی بر اساس موضوع حدیث و گروهی حروف آغازین حدیث را ملاک طبقه بندی قرار دادند.
طی قرن دوم هجری قمری، جریان تدوین در محافل مختلف اصحاب حدیث به طور هم زمان شکل گرفت و نخستین نوشته ها در این باره نامهایی چون السنن، الجامع و در موارد یگانه الموطأ و المصنف داشتند.
از مؤلفان شیعی، ابراهیم بن محمد بن ابی یحیی، غیاث بن ابراهیم اسیدی، مسعدة بن زیاد ربعی و یعقوب بن سالم احمر از شاگردان امام صادق(ع) کتابهای «باب بندی شده در حلال و حرام» داشته اند. اما اوج درخشش تبویب حدیث نزد امامیه در نسل شاگردان آن امام(ع)، کتابی موضوعی در فقه از محمد بن علی حلبی است که تا مدتها یکی از کتب مرجع شیعه شمرده می شد و الگوی آثار مفصل تر بعدی مانند کتاب محمد بن عبدالله لاحقی در موضوع بندی بوده است.
حُدَیث، همسر امام هادی(ع) و مادر امام حسن عسکری(ع). او وصی (متولی موقوفات و صدقات) امام عسکری و واسطه بین امام زمان(ع) و مردم بود. منابع شیعی او را زنِ عفیف و کریم و در نهایتِ صلاح و ورع و تقوا معرفی کرده اند. حُدیث از آن رو که مادربزرگ امام زمان(ع) بوده، در منابع تاریخی به جده مشهور شده است. وی در حرم عسکریین در سامرا مدفون است.
او را به نام های حُدَیث، سلیل، سوسن، حریبه،، عسفان و جَدّه خوانده اند. کنیه اش ام الحسن است. وجه نامیدنش به جده این است که مادربزرگ امام زمان(عج) است.
امام هادی(ع) هنگامی که سلیل را دید فرمود: او از آفت ، زشتی، ناپاکی و آلودگی به دور است... سپس بشارت تولد فرزندی از نسل او را داد که نجات بخش بشریت است.
بـرای حجیت قرائات سبع به حدیث معروف (انزل القرآن علی سبعة احرف) است، یعنی قرآن به هفت حرف نازل شده است تا اشاره ای باشد به قرائات سبع که البته این مطلب مخالفان زیادی دارد.
احرف را جمع حرف، به معنای قرائت گرفته اند ولی روشن خواهیم ساخت که حرف در این حدیث بـه مـعـنـای لهجه است قبایل مختلف عرب بالهجه های گوناگون نماز می خواندند و قرآن را بر خـلاف لهجه قریش که فصیح ترین لهجه های عرب است قرائت می کردند برخی از صحابه معترض شـده از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پرسیدند چگونه است، آیا باید تمامی عرب و تمامی مردم جهان طبق لهجه قـریـش تـلاوت کـنـند؟فرمودند: (نه، قرآن به هفت لهجه نازل شده و به لهجه قریش اختصاص ندارد) عدد هفت کنایه از کثرت است و عدد خاص منظور نیست اینک نظری به احادیث یاد شده از طرق فریقین می افکنیم، نخست در روایات منقول از اهل بیت (علیه السّلام) ، سپس روایات اهل سنت
احرف سبعه در روایات اهل بیت
حدیث احرف سبعه در روایات منقول از اهل بیت (علیه السّلام):
← سند ابـوجـعفر صدوق
در بـیـن اهل سنت ، کسی که بهتر از دیگران این احادیث را جمع آوری کرده شهاب الدین ابوشامه مقدسی اسـت او ایـن احادیث را در باب سوم کتابش به نام (المرشد الوجیز) به ترتیب زیر نقل کرده است:
← سند ابن شهاب
...
بخش معتنابهی از احادیث پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام مطالب اخلاقی است، حتی بر اساس حدیثی مشهور در بین اهل سنّت و شیعه، پیامبر اکرم مبعوث شدن خود را به پیامبری به منظور تکمیل مکارم اخلاقی دانسته است.
بسامد واژه هایی مانند اخلاق، خُلق، تقوا، وَرَع و صدق در کتاب های حدیثی، نشان دهنده اهمیت مباحث اخلاقی در حدیث دانسته می شود.اصولا اخلاق اسلامی در شکل اولیه اش عبارت بود از احادیثی از پیامبر و اقوالی از صحابه (و در میان شیعیان، احادیث ائمه علیهم السلام) که مانند دیگر احادیث از دو بخش سند و متن تشکیل شده اند.
تسامح در ادله سنن
بنا بر حدیثی، اگر برای کسی از قول پیامبر سخنی نقل شود که در آن ثوابی برای عملی ذکر شده باشد و آن شخص به امید پاداش به آن عمل کند، به وی ثواب داده خواهد شد، حتی اگر آن حدیث از پیامبر نباشد (تسامح در ادله سنن).برخی مؤلفان کتاب های اخلاقی با استناد به این حدیث، در گردآوری احادیث اخلاقی، معمولا سخت گیری متداول در مطالعات فقهی را به کار نبسته و احادیث ضعیف و حتی موضوع را نیز نقل کرده اند (برای نمونه از اهل سنّت احیاء علوم الدین و از شیعه تنبیه الخواطر و نزهة النواظر).
آثار
از نخستین دوران تدوین حدیث، بخش هایی از کتاب های مهم حدیثی، هم در میان شیعیان و هم در میان اهل سنّت، به مباحث عملی و احیانآ نظری اخلاقی اختصاص یافته و کتاب های خاص حدیثی زیادی در موضوعات اخلاقی به نگارش درآمده است.مثلاً در چندین باب از «کتاب العقل و الجهل»، «کتاب الایمان و الکفر»، «کتاب العشرة»، «کتاب الزیّ و التجمل» و «کتاب العقیقه» جامع کافی، و در بیش تر خطبه ها و حِکَم و مواعظ نهج البلاغه، و در نزد اهل سنّت در ابواب ادب و استئذان صحیح بخاری و در «کتاب الآداب» و «کتاب البر و الصلة» صحیح مسلم بن حجاج نیشابوری، احادیث اخلاقی فراوانی آمده است.
← جمع آوری
...
حدیث اربعمأة،عنوان حدیث معروف از حضرت علی (ع)که در آن چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان بیان شده است.
حدیث یاد شده از امیر مؤمنان علی علیه السّلام است که آن حضرت در مجلسی چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان را که برای اصلاح امور دین و دنیای خود بدانها نیازمندند، به اصحابش آموخت کاربردحدیث اربعمأة درفقه و فقها به مناسبت در بابهای مختلف به مضامین آن استناد کرده‏ اند، مانند استدلال به فرازهایی از آن بر کراهت استنجا با دست چپ، بطلان نماز در صورت روی گردانیدن زیاد از قبله و نگزاردن نافله در وقت فریضه.
این صفحه مدخلی از فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام است
حدیثی از امیرمؤمنان امام علی علیه السلام است که آن حضرت در مجلسی چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان را که برای اصلاح امور دین و دنیای خود بدان ها نیازمندند به اصحابش آموخت. فقها به مناسبت در باب های مختلف به مضامین این حدیث استناد کرده اند.
تکه ای از ابتدای حدیث در کتاب خصال شیخ صدوق چنین است: محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش از جدش نقل می کند که امیرمؤمنان علی علیه السلام در یک مجلس چهارصد درس از مواردی که کار دین و دنیای یک مسلمان را اصلاح می کند به یارانش آموخت:
فرمود: حجامت بدن را تندرست و عقل را نیرومند می کند، عطر زدن به شارب از اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله و گرامی داشت دو فرشته نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که موجب خشنودی خدا و سنت پیامبر است و دهان را پاکیزه می کند و روغن مالیدن پوست بدن را نرم می کند و قدرت مغز را می افزاید و مجاری آب را در بدن آسان می سازد و خشکی پوست را از بین می برد و رنگ پوست را روشن می سازد و شستن سر چرک و گرد و خاشاک را از بین می برد، مضمضه یعنی آب در دهان گرداندن و استنشاق یعنی آب به بینی کشیدن، سنت و پاک کننده دهان و بینی است. انفیه در بینی کردن مایه سلامتی سر و تنقیه بدن و از بین برنده دردهای سر است. استعمال نوره موجب نشاط و پاکیزگی تن است.
کفش نیکو به پا کردن مایه نگهداری بدن و یاری به پاکیزگی و نماز است. چیدن ناخن جلوگیری از درد بزرگ است و روزی را زیاد نموده و آن را جلب می کند. ستردن موی زیر بغل بوی بد را نابود می نماید و آن پاکیزگی و سنت و از جمله مواردی است که پیامبر پاکیزه صلی الله علیه و آله بدان دستور داده است. شستن دست ها پیش از غذا و پس از آن موجب افزایش روزی و زدودن چربی از لباس است و دیده را روشن می گرداند.
حدیث اربعمأة،عنوان حدیث معروف از حضرت علی (ع)که در آن چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان بیان شده است.
حدیث یاد شده از امیر مؤمنان علی علیه السّلام است که آن حضرت در مجلسی چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان را که برای اصلاح امور دین و دنیای خود بدانها نیازمندند، به اصحابش آموخت
کاربردحدیث اربعمأة درفقه
و فقها به مناسبت در بابهای مختلف به مضامین آن استناد کرده‏ اند، مانند استدلال به فرازهایی از آن بر کراهت استنجا با دست چپ،
بطلان نماز در صورت روی گردانیدن زیاد از قبله
و نگزاردن نافله در وقت فریضه.

این صفحه مدخلی از فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام است
حدیثی از امیرمؤمنان امام علی علیه السلام است که آن حضرت در مجلسی چهارصد مطلب از مطالب مورد نیاز مسلمانان را که برای اصلاح امور دین و دنیای خود بدان ها نیازمندند به اصحابش آموخت. فقها به مناسبت در باب های مختلف به مضامین این حدیث استناد کرده اند.
تکه ای از ابتدای حدیث در کتاب خصال شیخ صدوق چنین است: محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش از جدش نقل می کند که امیرمؤمنان علی علیه السلام در یک مجلس چهارصد درس از مواردی که کار دین و دنیای یک مسلمان را اصلاح می کند به یارانش آموخت:
فرمود: حجامت بدن را تندرست و عقل را نیرومند می کند، عطر زدن به شارب از اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله و گرامی داشت دو فرشته نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که موجب خشنودی خدا و سنت پیامبر است و دهان را پاکیزه می کند و روغن مالیدن پوست بدن را نرم می کند و قدرت مغز را می افزاید و مجاری آب را در بدن آسان می سازد و خشکی پوست را از بین می برد و رنگ پوست را روشن می سازد و شستن سر چرک و گرد و خاشاک را از بین می برد، مضمضه یعنی آب در دهان گرداندن و استنشاق یعنی آب به بینی کشیدن، سنت و پاک کننده دهان و بینی است. انفیه در بینی کردن مایه سلامتی سر و تنقیه بدن و از بین برنده دردهای سر است. استعمال نوره موجب نشاط و پاکیزگی تن است.
کفش نیکو به پا کردن مایه نگهداری بدن و یاری به پاکیزگی و نماز است. چیدن ناخن جلوگیری از درد بزرگ است و روزی را زیاد نموده و آن را جلب می کند. ستردن موی زیر بغل بوی بد را نابود می نماید و آن پاکیزگی و سنت و از جمله مواردی است که پیامبر پاکیزه صلی الله علیه و آله بدان دستور داده است. شستن دست ها پیش از غذا و پس از آن موجب افزایش روزی و زدودن چربی از لباس است و دیده را روشن می گرداند.
شب زنده داری موجب سلامتی تن و خشنودی پروردگار متعال و خود را در معرض رحمت الهی قرار دادن و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است. خوردن سیب موجب پیراستگی معده است. جویدن کندر دندان ها را نیرومند می کند و بلغم را نابود و بوی دهان را از بین می برد. نشستن در مسجد پس از طلوع فجر تا طلوع خورشید سریع ترین وسیله در طلب روزی از کوشش در زمین است. خوردن به موجب تقویت قلب ناتوان است و هم او معده را پاکیزه و نیروی دل را می افزاید و ترسو را شجاع کرده و فرزند را نیکو می کند. خوردن هر روز ناشتا بیست و یک عدد مویز جز درد مرگ، همه بیماری ها را درمان می کند.
آمیزش هر مرد مسلمان با همسرش در شب اول ماه رمضان مستحب است؛ زیرا خداوند می فرماید: «در شب روزه آمیزش با همسرانتان بر شما حلال شده است» به جز انگشتر نقره، انگشتر دیگر به دست نکنید که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «دستی که در آن انگشتر آهن است پاک نمی شود و هر که بر انگشترش اسم خدا نقش کرده به هنگام دستشویی رفتن بایستی آن را از دستی که با آن خود را می شوید، درآورد.
با توجه به اهمیت علم حدیث در فرهنگ اسلامی براى طالب حدیث آدابى ذکر شده است که به ترتیب به آنها اشاره مى شود گر چه این آداب اختصاصى به طالب حدیث نداشته و شایسته است همه افراد در مراعات آنها بکوشند.
۱- در یاد گیرى حدیث نیت خود را براى خدا خالص کرده و از قصد فخر فروشی ، مباحات، جمع کردن مرید، داشتن مجلس درس و خلاصه آن چه که جنبه دنیوى دارد پرهیز نماید.۲- براى این امر از خداوند طلب توفیق و کمک نماید.۳- اخلاق نیک و آداب پسندیده را بکار بسته و از اخلاق ناپسند دورى گزیند.۴- در دانش آموزى کوشا بوده و از تنبلى دورى گزیند.۵- در آغاز فراگیرى حدیث از اساتید شهر خود که از نظر استاد، علم و تقوى بر دیگران برترى دارند بهره برده و پس از آن براى استفاده از اساتید سایر مناطق در طلب حدیث کوچ کند.۶- احادیثى را که در باره عبادات ، آداب و فضایل اعمال آموخته در رفتار خود به کار بندد.۷- استاد و شیخ حدیث خود را احترام و تعظیم نماید.۸- در امور خود به مشورت با شیخ حدیث خود بپردازد.۹- در بدست آوردن حدیث از حیاء و کبر - در فراگیرى آن از افراد پائین تر از خود جهت سن، نسب و امور دیگر - پرهیز کند.۱۰- چنان چه در شیخ خود جفایى دید بر آن صبر کند.۱۱- در نوشتن حدیث از کتاب یا سند دیگر، کامل نوشته و از گزینش نوشتن احادیث پرهیز کند.۱۲- در شناخت و فهم احادیث جمع آورى شده تلاش کرده و از شنیدن و نوشتن بعض آنها براى نقل حدیث پرهیز کند.۱۳- چنان چه به شیخ حدیثى دسترسى پیدا کرد دیگران را نیز راهنمایى کرده و از پنهان کارى در این امور خود دارى کند.۱۴- به تصنیف شرح پیرامون احادیث مشکل پرداخته و قبل از بررسى دقیق، آن را در اختیار دیگران قرار ندهد.۱۵- پیرامون مسائلى که شایستگى آنرا ندارد به تصنیف نپرداخته و در تصنیف از عبارات روشن و اصطلاحات متداول استفاده کند.۱۶- احادیث مشهور را گرفته و از اخذ احادیث غریب و منکر پرهیز کند.۱۷- سعى کند از راویان ثقه نقل کند.۱۸- شهرت او به اهل حدیث بودن موجب برترى طلبى او نسبت به هم ردیفانش نشود.۱۹- فراگیرى حدیث او را از انصاف و اهتمام به نماز باز ندارد.۲۰ - از غیبت دیگران پرهیز کند.۲۱- در زمان فراگیرى حدیث سکوت کرده و در محضر استاد همیشه ساکت باشد.۲۲- در نسخه حدیثى خود دقت کرده و در اصلاح آن بکوشد.۲۳- احادیثى را که شخصاً از استاد نشنیده به جاى احادیث شنیده نقل نکند.۲۴- به انگیزه برترى طلبى به نشر حدیث نپردازد تا مجبور نشود از راوى غیر ثقه نیز حدیث نقل کند.۲۵- با حدیث شناسان متدین هم نشینى کند.۲۶- از افرادى که مقید به اخذ حدیث از محدثان صالح نیستند حدیث نیاموزد.۲۷- شیوه اخذ حدیث را با خواندن کتابهایى پیرامون آن بیاموزد.۲۸- حرص در تحصیل حدیث او را از رعایت کردن شروط اخذ حدیث باز ندارد.۲۹- به اخذ احادیث مهم بپردازد و وقت خود را صرف زیاد جمع کردن حدیث نکند.
سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۵۸۳.    
 ۱. ↑ سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۵۸۳.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، تاریخ بازبای ۱۳۹۵/۴/۲۸، مستند سازی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه    
...
حدیث، همسنگ قرآن است که فراگیری آن بر هر مسلمان، در صورت امکان ضروری می نماید تا از نور کلام پیشوایان معصوم (علیهم السلام) بهره گرفته شود.
بدین جهت فراگیری آن دارای آدابی به شرح ذیل است:۱. در طلب حدیث، نیت را الهی نموده و از اغراض دنیایی، دوری گزیند؛ زیرا امام صادق (علیه السلام) فرمود: «من اراد الحدیث لمنفعة الدنیا لم یکن له فی الاخرة نصیب».
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶.    
حدیث معصوم (علیه السلام)، کلامی گهربار و نفیس می باشد که بیان و نقل آن، نیز آدابی دارد.
مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۷۹، المقام الخامس، آداب التحدیث و المحدث.
کتابت حدیث خود امری بسیار ارزشمند و دارای آدابی به شرح ذیل است
مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، ج۳، ص۲۳.
...
آسیب شناسی حدیث، از آثار حجت الاسلام محمدحسن ربانی (متولد 1343ش) است که در آن به صورت مستند و تحلیلی آسیب های سندی و متنی روایات را بررسی کرده و نمونه های متعددی از آسیب های احادیث را در روایات اخلاقی، اعتقادی و فقهی به زبان فارسی توضیح داده است. محمود نظری پور ویرایش علمی و ادبی کتاب را انجام داده است.
کتاب حاضر از مقدمه ناشر، مقدمه نویسنده و متن اصلی کتاب (شامل دو بخش به ترتیب ذیل: 1- بررسی آسیب های سندی و متنی حدیث در چهار فصل و حدود دویست صفحه؛ 2- بررسی نمونه هایی از آسیب های روایات در ده فصل و حدود یک صد صفحه) تشکیل شده است. زبان و ادبیات این اثر، امروزین، روان و زیباست. نویسنده از منابع عربی و فارسی قابل توجهی (410 کتاب)، برای تولید اثر حاضر بهره برده است. شیوه نویسنده در این اثر، آموزشی و کاربردی است و به همین جهت نخست مباحث نظری و قوانین کلی را مطرح کرده و بعد با ارائه مثالهای فراوان به توضیح مصادیق و تطبیق آن اصول بر موارد جزئی و مشخص پرداخته است.
درباره محتوای این اثر چند نکته گفتنی است:
فهرست تفصیلی مطالب در ابتدای کتاب و فهرست منابع در انتهای اثر آمده است. کتاب حاضر مستند است و نویسنده، ارجاعاتش را به صورت پاورقی در پایان هر صفحه آورده است. این پاورقی ها، معمولاً ارجاعی است و نویسنده نام کتاب مورد استناد و شماره جلد و صفحه مورد نظر را آورده و همچنین وی در برخی از پاورقی ها توضیحاتی اصطلاحی، روایی، رجالی مطرح کرده است.
آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، از آثار ارزنده محمد کاظم طباطبایی است که به صورت متن آموزشی برای تدریس در حوزه های علمیه تنظیم شده است. نویسنده در این اثر، موضوعات مهمی مانند تاریخ تدوین حدیث در اسلام، علل منع آن، تدوین حدیث در عصر امامان معصوم(ع)، جعل حدیث، و روش عرضه کردن حدیث بر قرآن را توضیح داده و همچنین مهمترین کتب روایی شیعه و سنی را شناسانده و به بحث اساسی درایة الحدیث و شناسایی اقسام خبر و راه های شناخت احادیث جعلی و اصطلاحات مربوط به حدیث پرداخته است.
این کتاب از چهار فصل به ترتیب ذیل تشکیل شده است: 1. تاریخ حدیث؛ 2. کتاب شناسی کتاب های حدیثی شیعه، 3. کتاب شناسی کتب حدیثی اهل سنت، 4. درایة الحدیث. هر از این فصول نیز از درس هایی تشکیل شده و کتاب حاضر در مجموع در قالب 18 درس سامان دهی شده است.
درباره روش و محتوای این اثر چند نکته گفتنی است:
فهرست مطالب در ابتدای کتاب آمده است.
پاورقی های نویسنده به صورت استنادی و توضیحی است و گاهی نیز مطلبی انتقادی مطرح شده است.
ائمه حدیث، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به معنای استاد کامل در حدیث می باشد.
"امام" مفرد "ائمه" از مراتب اهل حدیث به معنای استاد کامل در حدیث است. از نظر دانشمندان علوم حدیث، مراد از امام، محدث و شیخ است. و غالباً بر شیخ شیوخ و شخص مبرز در بین مشایخ اطلاق می شود. بنابراین مراد از "ائمه حدیث" اساتید کامل و اساتید اساتید حدیث و ناقدان در حکم بر احادیث هستند.
ابن قیم، محمد بن أبی بکر، مختصر الصواعق المرسلة على الجهمیة والمعطلة، ص۲۴.
دانشمندان شیعه در کتب خود از کسانی هم چون مرحوم کلینی، شیخ طوسی، علاّمه مجلسی به ائمة الحدیث تعبیر کرده اند.
امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنّة و الأدب، ج۱، ص۲۷.    
در تنظیم این مقاله از منابع زیر استفاده شده است: • ابن قیم، محمد بن أبی بکر، مختصر الصواعق المرسلة علی الجهمیة والمعطلة؛    
...
وجود انگیزه های شخصی، اجتماعی و دینی در میان راویان مختلف، بحث درباره اثبات صدور حدیث را ضروری می نماید.
انگیزه هایی چون انتقام جویی از اسلام، منافع سیاسی و فرقه ای و قومی، بزرگداشت خود و رونق بخشیدن به آثار خویش از یک سو، و سعی در ترغیب مردم به دین و ارزشهای الهی از سوی دیگر، موجب گردید که «جعل» و «دس»، به جوامع حدیثی مسلمانان راه یابد. حدیث مشهوری از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نشان می دهد که این پدیده، در زمان حیات آن حضرت نیز وجود داشته است: «من کذب علی متعمدا، فلیتبوا مقعده من النار». هرکه از روی عمد به من نسبت دروغ دهد، باید جایی در آتش برای خود مهیا سازد.صبحی صالح می نویسد: «زنادقه به تنهایی (چنانکه حماد بن زید گفته است) چهارده هزار حدیث جعل کردند. عبدالکریم بن ابی العوجاء (مانوی) به تنهایی، طبق اعتراف خود، چهار هزار حدیث جعل کرد. آنگاه که در عهد مهدی عباسی خواستند او را گردن بزنند، فریاد برآورد: من در دین شما، چهار هزار حدیث اختراع کرده ام که در آن حلال را حرام و حرام را حلال می کند.» آقای کاظم مدیر شانه چی نیز می نویسد: «عده ای از حس تمایل مردم به افسانه ها و سرگذشت ایام گذشته، سوء استفاده نمودند و قصصی را که در میان قوم یهود شهرت داشت، با پر و بال بیشتری، در مجامع مسلمین نقل، و گروهی از صحابه خوشنام (چون ابن عباس) هم از آنها اخذ کردند و کم کم در طبقات بعد، روی حسن اعتماد به ناقلین، جزء مرویات تفسیری به شمار آمدند».
علوم و فنون حدیثی
این پدیده و عوامل دیگر، موجب پیدایش علوم و فنون حدیث شناسی و نقد حدیث گردید. روشی که برای نخستین بار میان محققان شیعه و اهل سنت در نقد حدیث به کار گرفته شد، فن «اثبات صدور حدیث از طریق راوی شناسی» بود که به صورت علم رجال و شرح احوال راویان آشکار گردید؛ همانگونه که فنون دیگری چون دو علم «غرائب الحدیث» و «مختلف الحدیث»، برای معنی شناسی و متن شناسی حدیث به وجود آمد.ابن خلدون در مقدمه اش (که مقدمه ای است علمی تحلیلی بر کتاب تاریخ او ) می نویسد: «و از جمله دانشهای حدیث، اندیشیدن در اسانید و شناختن احادیثی است که عمل کردن به آنها واجب است و چنین حدیثهایی، برحسب سندی روایت می شوند که شروط آن کامل باشد... و آن، از راه شناختن راویان حدیث و اطمینان به عدالت و ضبط آنان حاصل می گردد... و آنگاه، به دنبال این گونه احادیث، الفاظ و اصطلاحاتی را که به متون حدیث مربوط است، مانند غریب، مشکل، مصحف، مفترق و مختلف، و آنچه که مناسب آن باشد، می آورند. اینها قسمت عمده مسائلی است که محدثان درباره آنها بحث و تحقیق می کنند». ولی شناسایی صدور حدیث از راه شناخت متن و مضمون آن، چندان متداول و مورد تاکید نبوده است و در این حوزه، همچنان تاکید عمده بر علم رجال و راوی شناسی است. چنانکه خواهیم دید، اندیشمندان اسلامی به این اصل اصیل بی توجه نبوده اند؛ اما این شیوه، به عنوان یک معیار در نقد حدیث، میان فرزانگان برجستگی نداشته است.شناخت متن و مضمون را نخست، مورخان و پژوهشگران تاریخ علم، برای بررسی اسناد تاریخی، به کار گرفتند و از این رهگذر، بهره های فراوان نصیب مطالعات تاریخی کردند. ولی این اصل اصیل، در دنیای نقد حدیث، هنوز جایگاه و منزلت شایسته خود را باز نیافته است. مقاله حاضر، گامی است در رهنمونی بدان جایگاه.
مضمون شناسی صدور حدیث
این بررسی فشرده، جایگاه اثبات صدور از طریق مضمون شناسی را در سه محور اساسی به بحث می کشد:معیارهای اثبات صدور از طرق متن و مضمون، نقد حدیث و بررسی حوادث تاریخی، و بیان نگرش قرآن و نظرگاههای دانشمندان شیعه و اهل سنت.
← معیارهای متنی و مضمونی
...
سنت و حدیث به معنای قول، فعل و تقریر معصوم، دومین منبع دینی مسلمین است. «علم حدیث» به دانشهای حدیثی مربوط است. در «علم حدیث»، بخش وسیعی از مباحث، به مستندسازی و ارزشیابی مربوط است؛ بدان معنا که آیا آنچه در اختیار ماست، به عنوان قول یا فعل از معصوم صادر شده است یا نه؟روشن است که این گام اول است و تجزیه و تحلیل متن حدیث و فهم آن، در رتبه بعد قرار دارد.در این مقاله، همت بر آن است که از این مساله عام و کلی در باب شیوه های مستندسازی و ارزشیابی حدیث، سخن رود. بر این اساس، در این گفتار، از کلیات بحث می شود و اصل راهها و شیوه ها مورد نقد و نظر قرار می گیرد.
سنت و حدیث به معنای قول، فعل و تقریر معصوم، دومین منبع دینی مسلمین است. همانگونه که «علوم قرآن» از دانشهای مربوط به قرآن سخن می گوید، «علم حدیث» نیز به دانشهای حدیثی مربوط است. در «علم حدیث»، بخش وسیعی از مباحث، به مستندسازی و ارزشیابی مربوط است؛ بدان معنا که آیا آنچه در اختیار ماست، به عنوان قول یا فعل از معصوم صادر شده است یا نه؟روشن است که این گام اول است و تجزیه و تحلیل متن حدیث و فهم آن، در رتبه بعد قرار دارد.برای مستند سازی احادیث باید سه محور اصلی روشن گردد:۱ ـ اتصال سند به معصوم۲ ـ عدم تحریف لفظی۳ ـ حدود نقل به معنانتیجه محور اول آن است که اطمینان یا علم به صدور حدیث از معصوم حاصل شود. در محور دوم، روشن می شود که حذف و اضافه یا جابجایی عمدی که مغیر معناست، در حدیث اعمال نشده است. در محور سوم، حدود نقل به معنا و جابجایی های غیر مغیر معلوم می گردد. این محورهای سه گانه، هم بحثهای نظری و مبنایی دارد و هم بحثهای تطبیقی و عملی.نخست باید ضوابط و قواعد این سه محور تحقیق شود و سپس بر یکایک احادیث تطبیق گردد. در کتب «علم حدیث»، محور نخست، به تفصیل مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و «قواعد رجالی» و «علم رجال» عهده دار آن است. لیکن دو محور دیگر به گونه ای منسجم و ضابطه مند، مورد توجه نبوده است. در محور اول نیز با اینکه مباحث زیادی از قبیل: تنویع حدیث، معیار وثاقت، توثیقات اجمالی، الفاظ جرح و تعدیل، تمییز مشترکات، اصحاب اجماع، قراین اعتبار سند و... در کتب «علم حدیث» متداول است، اما بحث عامتر و کلی تر یعنی بررسی راههای ارزشیابی اتصال سند، کمتر مورد درنگ بوده است. به عبارت دیگر، عنوانهای یاد شده فوق، مباحث درجه دوم اند؛ زیرا در رتبه نخست، باید معلوم گردد که شارع، چه راهی را برای ارزشیابی اسناد منسوب به خود ارائه داده است و عقلا از چه راههایی تبعیت می کنند و آیا شیوه شرع و عقلا یکی است یا با یکدیگر تفاوت دارد؛ آنگاه به این مباحث پرداخته شود.
دیدگاه ارزش سندی احادیث
در این مقاله، همت بر آن است که از این مساله عام و کلی در باب شیوه های مستندسازی و ارزشیابی حدیث، سخن رود. بر این اساس، در این گفتار، از کلیات بحث می شود و اصل راهها و شیوه ها مورد نقد و نظر قرار می گیرد.در مورد ارزش سندی احادیث و بررسی اتصال آن به معصوم، دو دیدگاه کلی وجود دارد. گروهی معتقدند که به این گونه بررسیها نیازی نیست و حاجتی به «علم رجال» نمی باشد؛ زیرا روایات کتب اربعه و برخی دیگر از منابع حدیثی، بدون تردید معتبر است، و جایی برای کند و کاو نیست. این رای به محدثان و اخباریها منسوب است. در مقابل، گروه دیگری، احتمال وضع و دس در مجموعه های حدیثی را منتفی نمی دانند و «علم رجال» را برای پالایش حدیث درست از نادرست، لازم می شمرند. این نظر عالمان اصولی است. هر یک از این دو رای، آرای جزئی تری در خود نهفته دارد. در این مقاله به بررسی این دو نظریه پرداخته و آنها را مورد نقد قرار می دهیم و سپس به طرح راه پیشنهادی می پردازیم. از این رو، مباحث این نوشته در سه بخش عرضه می گردد.
← رای اخباریها
اسناد؛ اسناد به کتب اربعه؛ توضیح الأسناد المشکلة فی الکتب الأربعة (کتاب)
سنت و حدیث به معنای قول، فعل و تقریر معصوم، دومین منبع دینی مسلمین است. همانگونه که «علوم قرآن» از دانشهای مربوط به قرآن سخن می گوید، «علم حدیث» نیز به دانشهای حدیثی مربوط است.
در «علم حدیث»، بخش وسیعی از مباحث، به مستندسازی و ارزشیابی مربوط است؛ بدان معنا که آیا آنچه در اختیار ماست، به عنوان قول یا فعل از معصوم صادر شده است یا نه؟ روشن است که این گام اول است و تجزیه و تحلیلِ متن حدیث و فهم آن، در رتبه بعد قرار دارد.
شرایط حدیث مستند
برای مستند سازی احادیث باید سه محور اصلی روشن گردد:۱ ـ اتصال سند به معصوم ۲ ـ عدم تحریف لفظی ۳ ـ حدود نقل به معنا نتیجه محور اول آن است که اطمینان یا علم به صدور حدیث از معصوم حاصل شود. در محور دوم، روشن می شود که حذف و اضافه یا جابجایی عمدی که مغیر معناست، در حدیث اعمال نشده است. در محور سوم، حدود نقل به معنا و جابجایی های غیر مغیر معلوم می گردد. این محورهای سه گانه، هم بحثهای نظری و مبنایی دارد و هم بحثهای تطبیقی و عملی. نخست باید ضوابط و قواعد این سه محور تحقیق شود و سپس بر یکایک احادیث تطبیق گردد.

محور های مستند سازی حدیث
در کتب «علم حدیث»، محور نخست، به تفصیل مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و «قواعد رجالی» و «علم رجال» عهده دار آن است. لیکن دو محور دیگر به گونه ای منسجم و ضابطه مند، مورد توجه نبوده است. در محور اول نیز با اینکه مباحث زیادی از قبیل: تنویع حدیث، معیار وثاقت، توثیقات اجمالی، الفاظ جرح و تعدیل، تمییز مشترکات، اصحاب اجماع، قراین اعتبار سند و... در کتب «علم حدیث» متداول است، اما بحثِ عامتر و کلی تر یعنی بررسی راههای ارزشیابی اتصال سند، کمتر مورد درنگ بوده است. به عبارت دیگر، عنوانهای یاد شده فوق، مباحث درجه دوم اند؛ زیرا در رتبه نخست، باید معلوم گردد که شارع، چه راهی را برای ارزشیابی اسناد منسوب به خود ارائه داده است و عقلا از چه راههایی تبعیت می کنند و آیا شیوه شرع و عقلا یکی است یا با یکدیگر تفاوت دارد؛ آنگاه به این مباحث پرداخته شود. در این مقاله، همت بر آن است که از این مسأله عام و کلی در باب شیوه های مستندسازی و ارزشیابی حدیث، سخن رود. بر این اساس، در این گفتار، از کلیات بحث می شود و اصل راهها و شیوه ها مورد نقد و نظر قرار می گیرد. در مورد ارزش سندی احادیث و بررسی اتصال آن به معصوم، دو دیدگاه کلی وجود دارد. گروهی معتقدند که به این گونه بررسیها نیازی نیست و حاجتی به «علم رجال» نمی باشد؛ زیرا روایات کتب اربعه و برخی دیگر از منابع حدیثی، بدون تردید معتبر است، و جایی برای کند و کاو نیست. این رأی به محدثان و اخباریها منسوب است. در مقابل، گروهِ دیگری، احتمال وضع و دسّ در مجموعه های حدیثی را منتفی نمی دانند و «علم رجال» را برای پالایشِ حدیثِ درست از نادرست، لازم می شمرند. این نظر عالمان اصولی است. هر یک از این دو رأی، آرای جزئی تری در خود نهفته دارد. در این مقاله به بررسی این دو نظریه پرداخته و آنها را مورد نقد قرار می دهیم و سپس به طرح راه پیشنهادی می پردازیم. از این رو، مباحث این نوشته در سه بخش عرضه می گردد. یک: رأی اخباریها
اخباریگری به عنوان یک تفکر و اندیشه، از زمان ملّا امین استرآبادی (م ۱۰۳۳ ق) شکل گرفت. اصطلاح «اخباری» در برابر «اصولی» قبل از ملّا امین استرآبادی، در کلام شهرستانی (م ۵۴۸ ق) در کتاب «الملل و النحل» آمده است. وی علمای امامیه را به دو فریق اخباری و اصولی تقسیم می کند. همچنین علامه حلّی (م ۷۲۶ ق) این تقسیم را به کار گرفته و شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) و سید مرتضی (م ۴۳۶ ق) را در زمره اصولیان به حساب می آورد. در کلام قدما مانند شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، سید مرتضی و شیخ طوسی، تعبیر «المتعلقین بالاخبار »، «اصحاب الحدیث » و «المتمسکین بالاخبار » به کار رفته است. اینان (اخباریان) مسلک خود را به قدمای شیعه نسبت داده و شخصیتهایی چون شیخ صدوق (م ۳۲۹ ق) و کلینی (م ۳۲۸ ق) را نیز اخباری می دانند. گرچه نمی توان دعوای ملا امین استرآبادی را در استناد مسلک خود به قدما به طور کامل پذیرفت، و گرچه قلمداد کردن شیخ صدوق و کلینی در زمره اخباریان نسبتی صد در صد درست نیست، اما برخی ریشه های اخباریگری جدید را در کلام قدما می توان یافت و نشان داد. به عنوان مثال، شیخ مفید فرموده است: «لکن اصحابنا المتعلقین بالاخبار، اصحاب سلامه و بعد ذهن و قله فطنه، یمرون علی وجوههم فیما سمعوه من الاحادیث ولا ینظرون فی سندها، ولا یفرقون بین حقها و باطلها ولایفهمون ما یدخل علیهم فی اثباتها ولا یحصلون معانی ما یطلقون منها» . اما آن دسته از اصحاب ما که وابسته به اخبارند، افرادی سلیم النفس، کند ذهن و ساده انگارند. احادیثی را که می شنوند، با تمام وجود می پذیرند؛ تأملی در سند ندارند؛ حق و باطل آن را تمیز نمی دهند و معانی آن را درک نمی کنند. اخباریگری جدید که از ملا امین استرآبادی آغاز شد، دارای دیدگاههای ویژه ای است که یکی از آنها معتبر دانستن کتب اربعه و پاره ای کتب دیگر است. اینان گرچه در این زمینه اختلاف نظر دارند، لیکن در این مطلب مشترکند که در قلمروِ مورد نظرِ هیچ یک از آنها، نیازی به «علم رجال» و بررسی سند نیست. در واقع، اینان به مصونیت این مجموعه از «جعل» و «وضع» باور دارند. ادله دیگری که بر بی نیازی از علم رجال اقامه شده، در حقیقت مؤیدهایی است که دیگران اقامه کرده اند و نقد شده است. از این رو، اینکه عمل مشهور ما را بی نیاز از علم رجال می سازد، یا اینکه علم رجال به مفتضح ساختن راویان می انجامد و یا اینکه شرائط شهادت، در عالمان رجال جمع نیست و... همه اینها ادله فرعی است؛ دلیل عمده و اصلی این گروه، همان اعتقاد به مصونیت احادیث مورد نظر است. ملا امین استرآبادی در «فوائد المدنیه»، فصل نهم را به تصحیح احادیث کتب، اختصاص داده و دوازده دلیل که آنها را توفیق ملک علّام و دلالت اهل ذکر ـ علیهم السلام ـ می داند بر آن اقامه نموده است. پس از وی حسین بن شهاب الدین عاملی (م ۱۰۷۶ ق) همین راه را دنبال کرده است. ملا محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق) به استناد مقدمه کتاب «الوافی» به صحت احادیث کتب اربعه اعتقاد دارد. شیخ حُرّ عاملی (م ۱۱۰۴ ق) نیز ۲۲ دلیل بر صحت مآخذ وسائل الشیعه (که بیش از هفتاد کتاب است ) اقامه نموده ، و شهادت مؤلفان را بر صحت آن کتب یاد کرده و قرائن رجالی بر وثاقت راویان را ضمیمه آن نموده است. شیخ یوسف بحرانی (م ۱۱۸۶ ق) از سویی استدلال بر اعتبار کتب حدیث نموده و از سوی دیگر تصریح می کند که در اخبار موجود، حدیث جعلی یافت نمی شود: «ولعلک بمعونه ذلک تعلم ان الترجیح بین الاخبار بالتقیه ـ بعد العرض علی الکتاب العزیز ـ اقوی المرجحات. فان جُلّ الاختلاف الواقع فی اخبارنا بل کله عند التأمل والتحقیق انما نشأ من التقیه و من هنا دخلت الشبهه علی جمهور متأخری اصحابنا رضوان الله علیهم فظنوا ان هذا الاختلاف انما تنشأ من دسّ اخبار الکذب فی اخبارنا...» . به کمک آنچه گفتیم می توان فهمید که تقیه قویترین مرجح پس از قرآن است؛ زیرا مهمترین سبب اختلاف احادیث، بلکه تمام علت در اختلاف روایات، تقیه است. بسیاری از دانشمندان متأخر به اشتباه گمان برده اند سبب این اختلاف، جعل حدیث بوده است. در جای دیگر نیز تصریح کرده که منشأ اختلاف اخبار، تقیه است نه جعل و وضع . علامه مجلسی نیز روایات کتب اربعه را جایز العمل می داند . میرزا حسین نوری نویسنده کتاب «مستدرک الوسائل» در خاتمه کتاب، اعتبار کتب اربعه و سایر مآخذ خود را مورد تاکید قرار داده است . برای نقد این نظریه، به نقل پاره ای احادیث و اعترافات عالمان بزرگ شیعی، که دلالت بر جعل و دسّ دارد، اکتفا می کنیم. الف. روایات
۱ ـ علی بن ابراهیم بن هاشم عن ابیه عن حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عمر الیمانی عن ابان بن ابن عیاش عن سلیم بن قیس الهلالی قال: قلت لامیرالمومنین _ علیه السلام _ انی سمعت من سلمان و المقداد و ابی ذر شیئاً من تفسیر القرآن و احادیث عن نبی الله _ صلی الله علیه و آله _ غیر ما فی ایدی الناس ثم سمعت منک تصدیق ما سمعت منهم ورایت فی ایدی الناس اشیاء کثیره من تفسیر القرآن و من الاحادیث عن نبی الله _ صلی الله علیه و آله _ انتم تخالفونهم فیها و تزعمون ان ذلک کله باطل افتری الناس یکذبون علی رسول الله _ صلی الله علیه و آله _ متعمدین و یفسرون القرآن بآرائهم؟ فاقبل علی قال: سألت فافهم الجواب: «ان فی ایدی الناس حقاً و باطلاً و صدقاً و کذباً و ناسخاً و منسوخاً و عاماً و خاصاً و محکماً و متشابهاً و حفظاً و وهماً و قد کذب علی رسول الله _ صلی الله علیه و آله _ حتی قام خطیباً فقال: ایها الناس قد کثرت علی الکذابه فمن کذب علی متعمداً فلیتبوء مقعده من النار»

اصحاب حدیث عنوان پیروان یکی از دو گرایش اصلی در فقه اهل سنت می باشد.
اصحاب حدیث، مقابل اصحاب رأی به گروهی از عالمان سنی در سده‏های نخست اسلامی که در روش خود بر آموزش احادیث و پیروی آن اعتنایی ویژه داشته‏اند، اطلاق می‏شد. اکثر اصحاب حدیث اهل حجاز بوده‏اند.
چهره های برجسته اصحاب حدیث
احمد بن حنبل، مالک بن انس و محمد بن ادریس شافعی از حدیث گرایان برجسته به شمار می‏آیند.
شیوه و روش فقهی اصحاب حدیث
گرچه در شیوه و روش فقهی آنان تفاوتهایی وجود داشت، لیکن همه آنان در محدود کردن به کارگیری رأی، قیاس و استحسان اهتمام وافر به احادیث نبوی و آثار صحابه و تابعین ـ بر خلاف شیوه اصحاب رأی ـ متفق بودند.

اَصْحاب حَدیث، عنوان گروهی از عالمان اهل سنت در سده های نخست اسلامی که به آموزش احادیث و پیروی آن، اعتنایی ویژه داشتند. گروهی که در منابع اسلامی با عنوان اصحاب حدیث خوانده شده اند، با وجود گوناگونی روش ها، در این امر اشتراک دارند که زمینه اصلی مطالعات آنان در برخورد با معارف دینی، منابع نقلی از احادیث و آثار بوده است. علمای اصحاب حدیث در چگونگی برخورد خود با حدیث، دارای روشی همسان نبوده اند و همین امر موجب می گردد تا در مطالعه تاریخی، ضرورت تمییز میان طیف های گوناگون احساس گردد.
اگرچه اصحاب حدیث به معنای اعم، موضوعات گوناگون دینی مشتمل بر تعالیم فقهی و کلامی و جز آن را نیز مورد بررسی قرار داده و در هر یک آثار متعددی نیز بر جای گذاشته اند، اما آنان بیش از هر چیز، در تاریخ فرهنگ اسلامی به عنوان یکی از دو گرایش اصلی در فقه اهل سنت در سده های نخستین، در مقابل اصحاب رأی شهرت داشته اند.
حدیث به معنای «گفتار پیامبر(ص) و سایر معصومان» است و از سده های نخست هجری در این معنا به کار میرفته است. اما اصطلاح اصحاب حدیث در دوره هایی متأخرتر پدید آمد. هرچند ابوحاتم رازی اصحاب حدیث را گروهی دانسته است که منکر کاربرد قیاس و رأی هستند و تنها از حدیث نبوی و آراء صحابه و تابعین پیروی می کنند، با این حال به نظر می رسد که این تعریف، تعریفی نمادین است که هرگز نباید به دنبال تعمیم آن درباره تمامی گروههای شهرت یافته به اصحاب حدیث بود و با دقت در تاریخ معلوم می شود که این اصطلاح در اثر نوعی تقابل مذهبی به وجود آمده است.
شناسائی اصطلاحات علم الحدیث ما را از تفصیل در اسناد یکان یکان احادیث مستغنی می سازد. به علاوه که دانستن اصطلاحات متعارفه این فن برای سالکین این طریق از ضروریات شمرده می شود.
اکنون بی مناسبت نیست به پاره ای از اصطلاحات علم الحدیث به اجمال اشاره کنیم؛ زیرا شناسائی این اصطلاحات ما را از تفصیل در اسناد یکان یکان احادیث مستغنی می سازد. به علاوه که دانستن اصطلاحات متعارفه این فن برای سالکین این طریق از ضروریات شمرده می شود. (اصطلاحات مزبور جز معدودی راجع بسند حدیث است اما در متن حدیث (که مقصود بالذات نیز همانست) فقط به نص و مجمل و ظاهر و ماول تقسیم شده. نیز مضمون حدیث گاهی مطلق و هنگامی عام و زمانی مقید و یا خاص است ) و تفصیل اصطلاحات مزبور ضمن رساله (درایة الحدیث) که به سال ۱۳۹۷ قمری در چاپخانه دانشگاه مشهد به چاپ رسیده، بازگو گردیده.انواع حدیث (به حسب این اصطلاحات) طبق تبویب سیوطی در تدریب الراوی ۶۵ قسم است. ولی حازمی در کتاب العجاله اقسام آنرا بالغ بر صد نوع دانسته. و شهید ثانی در شرح بدایه، سی قسم را ذکر فرموده. و سبب این اختلاف بیشتر به واسطه به حساب آوردن اقسام فرعی یک مصطلح است.
تواتر و آحاد
حدیث یا متواتر است یا احاد.
← متواتر
قدماء خبر را بصحیح و غیر آن منقسم می کردند و برای صحیح نزد هر یک از ارباب حدیث فریقین شرائطی بوده که ما شرائط بخاری و مسلم را (از اهل سنت) طی تاریخ تدوین حدیث یاد کردیم. و اما شرائط صحت نزد امامیه بقرار نوشته محقق کاشانی (فیض) در مقدمات وافی عبارت است از:۱ ـ وجود حدیث در چند اصل از اصول اربعماة مشهور و متداول بین اصحاب.۲ ـ تکرار حدیث در یک یا دو اصل بطرق معتبره.۳ ـ وجود حدیث در یکی از اصول راویانی که تصدیق و توثیق آنان اجماعی است مانند زراره و محمد بن مسلم و فضیل بن یسار.۴ ـ وجود حدیث در یکی از اصول اصحاب اجماع، مانند صفوان بن یحیی و بزنطی و یونس بن عبد الرحمن و عمار ساباطی.۵ ـ وجود حدیث در کتبی که توسط اصحاب ائمه نوشته شده و چون بر امام عرضه گردیده بر آن صحه گذارده اند مانند کتاب عبید الله حلبی که بر حضرت صادق (علیه السّلام) عرضه گردید و کتاب یونس بن عبد الرحمن و فضل بن شاذان که بر حضرت عسکری(علیه السّلام) ارائه گردید.۶ ـ اخذ حدیث از کتبی که نزد پیشینیان امامیه شهرت داشته و مورد اعتماد بوده چه مؤلف آن امامی باشد مانند کتاب صلات حریز بن عبدالله سجستانی و کتب بنی سعد و علی بن مهزیار یا غیر امامی نوشته باشد مانند کتاب حفص بن غیاث قاضی و حسین بن عبدالله السعدی و کتاب قبله علی بن حسن طاطری.شیخ حر عاملی در فوائد خاتمه (هدایة الامامة) بنقل از مشرق الشمسین شیخ بهائی باختصار عناوین مزبور را (بجز عنوان ششم) قرائن صحت حدیث می شمارد.باری از زمان سید بن طاووس (جمال الدین احمد بن موسی بن طاووس متوفای ۶۷۳ ه است که کتاب بشری در اصول و حل الاشکال فی معرفة الرجال از تالیفات وی است، کتاب اخیر شامل مطالب کتب اربعه رجال (رجال کشی، رجال نجاشی، فهرست شیخ، رجال شیخ) و بخش (ضعفاء) از کتاب (رجال غضائری) است که پس از وی صاحب معالم (شیخ حسن پسر شهید ثانی) این کتاب را مرتب ساخته و بنام تحریر طاووسی نامیده) یا علامه حلی (آیة الله جمال الدین ابو منصور حسن بن یوسف معروف به (علامه حلی) از بزرگترین علمای شیعه در قرن هفتم هجری است که تالیفاتی در منطق و کلام و فلسفه و فقه و اصول و رجال دارد) بنقل شیخ بهائی در مشرق الشمسین تقسیم باصول اربعه معمول گردید.
اصول اربعه
...


حدیث در دانشنامه ویکی پدیا

حدیث
حدیث، در اصطلاح مسلمانان به سخنان پیامبران گفته می شود. شیعیان به سخنان اهل بیت نیز حدیث می گویند. در اصطلاح دانشمندان علم حدیث، به کلامی که حاکی از کردار یا تقریر معصوم (محمد، پیامبر اسلام) است، «حدیث» و گاه «خبر» یا «روایت» گفته می شود. شیعیان معتقدند: «حدیث، به دلیل انتساب آن به معصوم و وحیانی بودن محتوای آن، حجت بوده و می تواند مبنای عمل قرار گیرد»
حدیثی از محمد پیامبر اسلام: هر چیزی اساسی دارد و اساس این دین دانش است و یک دانشمند برای شیطان از هزار عابد بدتراست. (نهج الفصاحه)
بنابر عقیده مسلمانان، قرآن، به مثابه قانون اساسی اسلام، بیشتر کلیات را بیان کرده و تبیین تفاصیل و جزئیات را به روایات واگذار کرده است، از این رو روایات، پس از قرآن، مهم ترین منبع شناخت دین اسلام به شمار می آید. بدین جهت، مسلمانان به فراگیری، ثبت و تدوین احادیث، به رغم برخی فراز و نشیبها، توجه کرده و مجموعه های حدیثی را شامل هزاران روایت در تمام موضوعات مورد نیاز دین داران، فراهم آوردند. پس از آن، دانشهای رجال، تاریخ حدیث، مصطلحات حدیث، فقه الحدیث و... برای حفظ، نشر، فهم و تبیین میراث روایی پدید آمد.
تدوین هزاران اثر حدیثی نشان می دهد که مسلمانان، از آغاز تاکنون، پس از قرآن، بیشتر به حدیث توجه کرده اند. در دوران معاصر نیز اندیشمندان مسلمان با نگاهی دوباره به میراث روایی، کوشش گسترده ای را برای بهره جستن هر چه بیشتر از این منبع آغاز کردند و با تأسیس دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی حدیثی و... در این راه گامهایی برداشتند.
دانشمندان علم اصول فقه، به نقل کردن سنّت، حدیث (خبر) می گویند.
حدیث قول، فعل و تقریر پیامبر را گویند.
حدیث بی قراری ماهان عنوان یکی از مجموعه های شعر احمد شاملو است. سروده های زیر در این مجموعه قرار دارند:
کژمژ و بی انتها ...
نخستین از غلظه پنیرک ...
نخستین که در جهان دیدم ...
چون فوران فحل ْمست آتش ...
چاه شغاد را ماننده ...
با تخلص خونین بامداد
نگران، آن دو چشمان است ...
شرقاشرق شادیانه ...
شبانه
شب بیداران
حدیث بیاض و ریاض نام یک داستان عاشقانه در ادبیات عربی است که در حدود سدهٔ ۱۳ میلادی (قرن هفتم هجری) نوشته شده است. شخصیت اصلی آن ریاض، یک دختر تحصیل کرده است که در دربار یک وزیر عراقی که از او اسم برده نشده زندگی می کند.
گفته می شود که حدیث بیاض و ریاض تنها اثر مصوری است که از دوران حضور مسلمانان در اندلس اسپانیا باقی مانده است. تنها نسخهٔ موجود از این اثر، همینک در کتابخانه واتیکان نگهداری می شود.
حدیث ثَقَلین (دو گرانسنگ) یکی از حدیث های متواتر پیامبر اسلام است.
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما
«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی شوند مگر بر سر حوض کوثر.»
همچنین ام سلمه از پیامبر اسلام حدیثی با همان مضمون حدیث ثقلین نقل می کند که وی گفت: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، آنها از هم جدا نمی شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند».
میر حامد حسین نام این اشخاص را آورده است. همچنین صحّت حدیث ثقلین توسط رساله ای که «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر در چند سال پیش در مورد این حدیث چاپ کرد به اثبات رسیده است.
حدیث ثقلین از موارد اختلاف اهل تسنن و تشیع است. شیعیان اهل تسنن را به این موضوع متهم می کنند که پیشوای ایشان، عمر بن خطاب با قول معروف خویش _ «حسبنا کتاب الله» _ رهنمودهای این حدیث نبوی را زیر پا گذاشته است.
حدیث جابر یک حدیث مشهور است که شیعیان برای اثبات و تعیین امامت به آن تمسک می جویند. نام این حدیث برگرفته از نام جابر بن عبدالله انصاری، یکی از صحابه پیامبر اسلام است.
حدیث جبرئیل بر اساس عقیده مسلمانان ارکان دین شامل اسلام، ایمان، احسان و نشانه های روز قیامت را تعریف می کند.
حدیث دل یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۷ به کارگردانی حسین قاسمی جامی، می باشد که از شبکه یک پخش شد.
جابر بن سمره: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند»، سپس سخنی فرمود که من نفهمیدم، پس به پدرم گفتم پیامبر چه فرمود؟ گفت، فرمود «تمام آنها از قریشند».
حدیث دوازده جانشین، یا خلیفه (عربی: حدیث الاثنی عشر خلیفة) یک پیشگویی اسلامی است که به محمد، پیامبر اسلام نسبت داده می شود. این حدیث در میان شیعیان دوازده امامی بسیار مشهور است، از آنجایی که آنان اعتقاد دارند تفسیر این حدیث با دوازده امام شیعه برآورده شده است. این حدیث (که به عنوان حدیثی صحیح، شناخته می شود) به طور گسترده بوسیلهٔ همهٔ گروه های مسلمانان پذیرفته شده است اما تفاسیر گوناگونی از آن ارائه شده است.
حدیث راس جالوت از گفت و گوهای عقلی و مناظره های علمی که علی ابن موسی الرضا با اصحاب علمی خود داشته، با رییس دین بهودی است که به راس جالوت معروف است.بر این حدیث، شرح های بسیاری نوشته شده است که قدیمی ترین آن ها متعلق به قاضی سعید قمی است.میرزای قمی . ملا عبدالصحاب محمد ابن احمد نراقی نیز بر این حدیث شروحی نوشته اند.
حدیث سفینه از احادیثی است که در منابع معتبر شیعه و سنی نقل شده است و شیعه آن را برای اثبات حقانیت خود استفاده می کند.
این حدیث به طرق مختلف کتاب های حدیث شیعه آمده است. مثلاً، شیخ طوسی در کتاب امالی خود این روایت را از طریق ابوذر غفاری نقل می کند:
... ابوذر از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: مَثَل اهل بیت من در میان شما مانند کشتی حضرت نوح است، هر کس به این کشتی داخل شود نجات می یابد، و هر کس سوار نشود و از آن دوری و تخلف ورزد غرق و نابود می گردد.
سلسلة الذَهَب به حدیثی گفته می شود که معصوم به اسناد از پدرانش نقل کند؛ ولی به طور خاص حدیث سلسلةالذهب، حدیثی است که از علی بن موسی الرضا به هنگام ورودش به نیشابور نقل شده و عده کثیری آن را نوشته اند. سلسلة الذهب به معنی زنجیرهٔ طلا است. پیرامون سند و نظرگاه های عالمان و محدثان شیعی و سنی درباره این حدیث مطالبی ارائه شده از جمله می نویسند که :این حدیث قدسی، متواتر، مسلسل و مستند می باشد.
حدیث صحیح از دیدگاه اهل سنت اینگونه تعریف شده است: «ما اتصل سنده بالعدول الضابطین من غیر شذوذ ولا علة»
یعنی آنچه که با سند متصل، به نقل از راویان عادل و ضابط، بدون شذوذ یا علة نقل شده باشد.
همچنین از دیدگاه اهل تشیع، یک شرط دیگر برای حدیث صحیح وجود دارد و آن «امامی مذهب» بودن راویان میباشد.
اگر راویان حدیث همگی امامی مذهب نباشند (مثلاً زیدی یا فطحی مذهب باشند) حدیث از درجه صحت ساقط میشود.
حدیث فولادوند (متولد ۲۰ دی ۱۳۵۶ - تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است.
حدیث قدسی کلامی است که به باور مسلمانان از سوی خدا بدون به چالش طلبیدن ناباوران (تحدی) و بدون غرض اعجاز به پیامبر وحی شده است.
حدیث لوح فاطمه حدیثی است که مطابق منابع دست اول و کتب شیعی، خدا آن را از طریق جبرئیل به محمد داد و محمد آن را به دخترش فاطمه هدیه داد. این حدیث بر روی لوحی نوشته شده است که مشهور به لوح فاطمه است. حدیث لوح فاطمه شامل تعداد و نام امامان شیعه است.
فاطمه حدیث لوح را به جابر بن عبدالله انصاری نشان داده و او از روی آن نسخه برداری کرد. بر اساس سه روایت حدیث لوح توسط محمد باقر، امام پنجم شیعیان و جعفر صادق، امام ششم شیعیان، تایید شده است.
متواتر در لغت به معنای پیاپی و مکرّر است و حدیث متواتر، حدیثی است که شمار راویان آن در هر طبقهٔ زمانی، به حدّی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث، نزدیک به غیرممکن باشد. در مورد احادیث متواتر، احتمال نقل درست مضمون حدیث از معصوم گویندهٔ آن، قطعی است. به نظر شیعه حدیث ثقلین و بخش هایی از واقعهٔ غدیر خم از جملهٔ این احادیث به شمار می آیند.
این حدیث که منسوب به محمد (پیامبر اسلام) بوده بشرح ذیل می باشد:
لو کان الدین (او العلم) معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس
«اگر دین (و در روایت دیگری اگر علم) به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس (پارس) آن را در اختیار خواهند گرفت.»
معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد کتابی است از هوشنگ گلشیری که میان سال های ۱۳۵۴ و ۱۳۵۷ نوشته شده.
علم درایه دارای اصطلاحاتی است که یکی از آن اصطلاحات «حدیث مضطرب» است. در واقع چندگانگی در حدیث؛ چه در متن و یا سند را گویند یعنی یک بار به طوری نقل شده باشد و جایی دیگر به طور دیگری بیان شده باشد. حالا چه اضطراب از طرف راوی های متفاوت باشد و چه از طرف نگارندگان حدیث و مؤلف ها
حدیث منزلت حدیثی معروف نزد علمای اسلام است که نزد شیعیان از جمله براهین برتری علی بن ابی طالب بر سایر صحابه و از دلایل اثبات امامت و خلافت او شمرده می شود. اما اهل سنت بر این باورند که این حدیث ربطی به خلافت و امامت علی ندارد چون پیامبر حرفی در مورد خلافت و یا امامت علی در این حدیث نزده. همچنان هارون در زمان حیات موسی فوت نمود و جانشین موسی شخص دیگر بود.
«فضائل الصحابة»، صحیح البخاری، ۳۵۰۳: «حدثنی محمد بن بشار حدثنا غندر حدثنا شعبة عن سعد قال: سمعت إبراهیم بن سعد عن أبیه قال: قال النبی صلی الله علیه وسلم لعلی: أما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی.»
پیامبر اسلام به مناسبت های مختلف علی را نسبت به خود در منزلت و مقام هارون برای موسی معرفی نموده و بدو فرموده است:
«کتاب فضائل الصحابة»، صحیح مسلم، ۲۴۰۴: «قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»
أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلّا إنّه لا نبیّ بعدی.
 (ترجمه: تو برای من در مقام و منزلت هارون از موسی هستی جز این که بعد از من پیغمبری نخواهد بود.)
«کتاب المناقب»، سنن الترمذی، حدیث ۳۷۲۴، ۳۷۳۰، ۳۷۳۱.
برخی منابع که این حدیث در آن یاد شده عبارت اند از:
«کتاب المقدمة»، سنن ابن ماجه، الحدیث ۱۲۰ و ۱۲۶.
به عنوان نمونه هنگامی که پیامبر اسلام برای جنگ تبوک از مدینه حرکت می کردند، علی را برای رسیدگی به کارهای مسلمانان به جای خود گماشت. علی به محمد گفت: «مرا میان زنان و کودکان می گذاری؟» و محمد بدو پاسخ داد: «آیا راضی نیستی که برای من به منزله هارون برای موسی هستی؟»
مسند، احمد ابن حنبل، ۱/۱۷۹ و ۳/۳۳۸؛
حدیث منزلت که قطعیت صدور آن مورد اعتراف بزرگان علمای اسلام و ثقات محدثین شیعی و سنی است نزد شیعیان بر تقدم و افضلیت علی بر سایر صحابه دلالت می کند.. به اسناد معتبر از علی و عمر بن الخطاب و سعد بن ابی وقاص و معاویه و ابوسعید خدری و ام سلمه و اسماء بنت عمیس و سایر یاران پیامبر اسلام روایت شده و در صحاح و مسانید عمده چون صحیح بخاری و صحیح مسلم و صحیح ابن ماجه و سنن بیهقی و... ثبت است.
مناقب، ابن حنبل، حلیة الاولیاء، حافظ ابو نعیم اصفهانی، ۷/۱۹۵؛
تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۱/۳۲۴، ۴/۲۰۴، ۹/۲۹۲؛
کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، متقی هندی، ۱۲/۱۱۵۵ به بعد.
حدیث میرامینی (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۳۶۷ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. وی دارای مدرک کارشناسی نمایش است و به عنوان بازیگر به فعالیت های تلویزیونی و هنری می پردازد.
اسلام بدون حدیث به برداشتی از اسلام اشاره می کند که تنها مبتنی بر قرآن است و اعتقاد به حدیث را شرط مسلمانی نمی داند. این برخلاف عقیده بزرگترین فرقه های اسلامی یعنی مذهب شیعه و سنی است. در میان اقلیت های مسلمان می توان به قرآنیان نام برد که از حدیث برای تعیین احکام اسلام استفاده نمی کنند.
اهل حدیث شیعه معمولاً با اخباریان اشتباه گرفته شده و یکی حساب می شوند . حال آنکه این دو با هم تفاوت بسیار دارند .
تاریخ تدوین حدیث به موضوع سِیر تدوین احادیث محمد، پیامبر اسلام، — که به نام سنّت شناخته می شود — می پردازد. این احادیث به صورت «قول»، «فعل» یا «تقریر» از جانب پیامبر صادر شده است. برخلاف کتابت قرآن — که از روز اول وحی انجام گرفت — تدوین حدیث با تأخیر صورت گرفت. هرچند نگرش به تدوین حدیث میان اهل سنت و شیعه متفاوت بود. شیعه از آغاز به کتابت حدیث توجه، و با توجه به وجود امامان شیعه تا اواسط سدهٔ سوم هجری، بر آن اهتمام داشته و مجموعه هایی را نیز تدوین کرده و از این نظر ضعفی ندارد.
در روایات اسلامی اعم از شیعه و سنی فضائل فراوانی برای نگاشتن چهل حدیث و یا حفظ و عمل کردن بدان آمده است. به همین جهت جهت محدثان شیعه و سنی نسبت به نگارش کتبی با محتوای چهل حدیث در زمینه های مختلف همت گمارده اند. از این کتب به الاربعین یا چهل حدیث نام برده شده است.
شرح چهل حدیث کتابی نوشته روح الله خمینی است که در آن به بررسی و شرح چهل حدیث پیرامون مسئله اخلاق پرداخته شده است.
گردآوری و شرح ۴۰ حدیث، مسئله ایست که بسیاری از عالمان دینی بدان پرداخته اند و ریشه اش روایاتی است که در کتب شیعیان و اهل سنت به صورت های گوناگون روایت شده است؛ مانند:
هرکس چهل حدیث درباره امور دینی مورد احتیاج امت من حفظ کند و به آنان برساند، خداوند در روز قیامت وی را فقیهی عالم محشور می گرداند.
در اسلام، علم حدیث، علمی است که توسط آن اقوال و افعال و احوال یا تقریر پیامبر اسلام و امامان شناخته می شود و چون احادیث رسیده ازایشان، شامل گفته های آنان هم می شود شامل گفته و نیز نام وسائطی است که کلام مزبور را از وی روایت کرده اند. می توان گفت که علم حدیث علم به قوانینی است که به وسیلهٔ آن احوال سند و متن حدیث شناخته می شود
وظیفه اصلی علم حدیث، شناخت روایت معتبر از غیر معتبر است.
علم حدیث در عصر زرین اسلامی، از گیراترین دانش های آن روزگار به شمار می رفته؛ گسترش و آموزش آن در مدرسه های سده های میانه، به فراگیری علوم رایانه در روزگار نوین همانند شده است، اهمیّت علم حدیث و علوم پیرامونی آن تا آنجا بود که برخی محدثان مانند ابن حجر عسقلانی جز آن را «علم» تقلی نمی کردند.
مقدمه ای بر علم حدیث کتابی از ابن صلاح در زمینه علم حدیث، اصطلاح شناسی و قواعد علم رجال است. حدیث گفتار، عمل یا تقریر پیامبر اسلام است که به عنوان دومین منبع مشروع حقوق اسلامی به شمار می آید. علم حدیثی که این کتاب توصیف می کند مشتمل بر اصولی است که یک حدیث شناس می تواند اعتبار روایت های فردی را ارزیابی کند.
کتاب شامل ۶۵ فصل است که هر فصل شامل حدیثی دربارهٔ ان موضوع است. ۳۳ فصل اول اصطلاحات گوناگون فنی در حدیث شناسی را توصیف می کنند که شرایط اعتبار و اصالت حدیث را مشخص می سازد. فصل های بعدی مربوط به اسناد و سلسله روایت هستند و فصول بعدی به کدهای اخلاقی می پردازد که یک محدث باید آن ها را رعایت کند.
ابن صلاح کتاب مقدمه را به عنوان مجموعه ای از گفتارها شروع کرده است که برای دانشجویانش در دمشق در اواخر ۱۲۳۳ ایراد می کرده است. این کتاب توجه بسیاری از مؤلفان را بخود جلب کرده است چنان که این کتاب را تشریح کرده اند و برخی هم خلاصه کرده اند و به عنوان یک الگو در کتاب های هم سنخ خوداش لحاظ شده است. کتاب مقدمه چندین باز به زبان اصلی عربی منتشر شده است و به انگلیسی نیز ترجمه شده است.
نقد حدیث به جریان انتقادی اشاره می کند که استفاده از حدیث در فقه اسلامی را به چالش می کشد . بیشترین انتقادات مربوط به اعتبار احادیث می باشند و اینکه آیا می توان آنها را پیامبر منتسب کرد.
هر دو مذهب شیعه و سنی، که بزرگترین فرقه های اسلامی استند، اعتبار بسیاری از احادیث را می پذیرند گرچه در اعتبار بخشی از احادیث و چگونگی تفسیر آنها با هم اختلاف نظر دارند. از میان فرقه های اقلیت قرآنیان را می توان نام برد که به اسلام بدون حدیث باور دارند و تنها قرآن را مرجع مستند برای ایمان، انجام مناسک و اعمال دینی خود، قبول دارند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های حدیث

حدیث در اصطلاح دینی، به گفتار و رفتار پیامبر اسلام گفته می شود. شیعیان همچنین به سخنان معصومان نیز حدیث می گویند.
• «خواندنِ حدیث، بهتر ار ادای نمازِ سنّت است.» یا «تحصیلِ دانش بهتر از خواندنِ نمازهای سنّت است.» ذهبی، سیر اعلام النبلاء،۲۳/۱۰ -> محمد بن ادریس شافعی
• «متأسفانه ما احادیث اهل بیت (ع) را ساده گرفته ایم. ما فکر می کنیم که هر کسی می تواند از احادیث استفاده کرده و مسایلی را از آن استنباط کند در حالی که در احادیث خود اهل بیت (ع) آمده است که روایات ما نیز مانند قرآن محکمات و متشابهات دارد و به همین دلیل هر کسی اجازه نقل حدیث برای مردم را ندارد بلکه باید خودش فقیه در این امر باشد.». -> سید محمد حسینی زنجانی

حدیث در جدول کلمات

حدیث
روایت
حدیث معروف
کسا
حدیث معروف نبوی
کسا
از فیلمهای داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی | بهرام رادان و حدیث فولادوند
رز زرد
تله فیلمی ساخته منوچهر هادی با بازی بهنام تشکر و حدیث میر امینی
پاپوش
ساخته جهانگیر جهانگیری با بازی اکبر عبدی | افسانه بایگان | یوسف تیموری و حدیث فولادوند
چشمک
ساخته سعید خورشیدیان در سال 80 با بازی علی قربان زاده | رامبد شکرابی | حدیث فولادوند و پرستو صالحی
همکلاس
ساخته شهاب ملت خواه با شرکت فاطمه گودرزی | امیرمحمد زند و حدیث فولادوند
شب حورا
ساخته شهاب ملت خواه با شرکت فاطمه گودرزی | حدیث فولادوند و امیر محمد زند
شب حورا
ساخته مرحوم جهانگیر جهانگیری با بازی اکبر عبدی | رضا رویگری | افسانه بایگان و حدیث فولادوند
چشمک

معنی کلمه حدیث به عربی

حدیث را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی حدیث

متین ٠٦:٥١ - ١٣٩٥/١١/٢١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
هیوال (کردی: هه وال)
سورون (اوستایی: سورون وَنت)
اَیوچیت (سنسکریت: اَیوچیتَ، اَیوچیتیا)
آمْنیا (سنسکریت: آمنایا)
|

رضاآپادانا ٠١:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/١١
گفته
|

حدیث ٢٣:٥١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
اسم من حدیث واقعا اسم خوبیه
معنی حدیث یعنی :
بیشتر سخنان پیامبر
|

سپهر خلیقی ١١:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
سخن پیامبران
|

حدیث ١٨:١٠ - ١٣٩٧/١٠/١٥
به معنای سخنی از گذشتگان است
|

حدیث ایران ٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
سخن پیامبر - عشق - تازه
|

حدیث ١٨:٢١ - ١٣٩٧/١١/١٧
حدیث در عربی نام پسر است اما معنی آن عشق و محبت است
|

حدیث ٠١:١٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٧
بنظر من اسم حدیث ب معنای سخن است
|

حدیث ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠١/١٧
عشق و سخن
|

حدیث ٠٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
حدیث یکی از اسم های عربی هستش و دخترونس اسم من حدیث بنظرم اسم قشنگیه درضمن اسم حدیث فقط و فقط به معنای:بیشتر سخنان پیامبر هستش
|

پیشنهاد شما درباره معنی حدیث



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید > آچمز
رضاخانی > substituted
منصورامامی.کردستان.سقز > تیام
تارا > یامین
نوال > آچمز
امیرحسین خفن زاده > dance on piano keyboard
AFSANE > گنگ
نازنین > god bless you

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حديث کساء   • حديث از امام علي   • حدیث پیامبران   • حدیث کوتاه   • بانک حدیث   • حدیث امامان   • اسم حدیث   • حدیث بازیگر   • معنی حدیث   • مفهوم حدیث   • تعریف حدیث   • معرفی حدیث   • حدیث چیست   • حدیث یعنی چی   • حدیث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حدیث
کلمه : حدیث
اشتباه تایپی : pnde
آوا : hadis
نقش : اسم
عکس حدیث : در گوگل


آیا معنی حدیث مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )