انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1013 100 1

حرام

/harAm/

مترادف حرام: ممنوع، تحریم شده، غیرقانونی، غیرشرعی، ناروا، ناشایست، نامشروع، غیرشرعی مال ، ناممکن، تلخ، ناگوار، ضایع، تباه، منغص، نابود، نفله

متضاد حرام: حلال، روا

برابر پارسی: ناروا، نابایست، نابایسته، ناشایست، نشایست

معنی حرام در لغت نامه دهخدا

حرام. [ ح َ ] (ع مص ) منع کردن. (غیاث اللغات ). حظر. ممنوع کردن چیزی را. اِحْماء. حرمت. || ناروا شدن. (زوزنی ). ناروا گردیدن. در حال تعدی با کردن و فرمودن و گردانیدن ، و در لزوم با شدن و گردیدن صرف شود.

حرام. [ ح ِ ] (ع مص ) گشن خواه شدن سگ ماده و هر ماده از ذوات الظلف (چارپایان سم شکافته ): حَرِمَت الذئبة و الکلبة و کل انثی من ذوات الظلف حراماً. (منتهی الارب ).

حرام. [ ح َ ] (ع ص ) ناروا. ناشایسته. ناشایست. محرم. محظور. ممنوع. شفور. شفود. شغور. عملی که ترکش راجح و از فعلش هم منع باشد. حرمت. منکر. منکره. نامشروع. ضجاج. غیرجائز. خلاف شرع. غیرمباح. خلاف قانون. غیرقانونی. فاسد. نامجاز. محجر. محجور. کار ناشایستی که بر خلاف گفته ٔ پیغمبر بود و پیغمبر ارتکاب آنرا منع کرده باشد. (ناظم الاطباء) : و لاتقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی اﷲ الکذب. (قرآن 116/16).
ایدون فروکشی بخوشی آب می حرام
گوئی که شیر مام ز پستان همی مکی.
کسائی.
حرامست می در جهان سربسر
اگر پهلوانست اگر پیشه ور.
فردوسی.
ببخشم سراسر همه گنج اوی
حرامست بر لشکرم رنج اوی.
فردوسی.
پارسا باشید و چشم و گوش و دست و فرج از حرام و مال مردمان دوردارید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339). از ملک بیرون است و مصدق است به مسکینان در راه خدا و حرام است به من. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318). امروز آنچه از این قوم در خراسان میرود از فساد و مردم کشتن و مثله کردن و زنان حرام مسلمانان را بحلال داشتن چنانکه در این صد سال نشان داده اند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 595).
به حرام و خطا چو نادانان
مفروش ای پسرحلال و صواب.
ناصرخسرو.
اگر نان از بهر جمعیت خاطر میستانند حلال است و اگر جمع از بهر نان می نشینندحرام. (گلستان ).
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما.
حافظ.
می حرام است در آن بزم که هشیاری هست
خواب تلخ است در آن خانه که بیماری هست.
صائب.
- المسجد الحرام ؛ کعبه.(اقرب الموارد) : فول وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره. (قرآن 144/2 و150).
- بلدالحرام ؛ مکه.(اقرب الموارد).
- به حرام رفتن ؛ به گمراهی رفتن. زناکاری کردن.
- بیت اﷲ الحرام ؛ خانه ٔ کعبه. (منتهی الارب ). بیت الحرام. مسجدی در مکه که مسلمین بدانجا به حج روند. (اقرب الموارد).
- ماه حرام ؛ هر یک از اَشْهُر حُرُم. ماههای حرام به جاهلیت عرب ماههائی بود که جنگ را در آنها روا نمی دانستند و آن عبارت بود از رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم : گفت چرا اندر ماه حرام این کاروان را بزدی و این جماعت را بکشتی و قومی را به اسیری بیاوردی. (ترجمه ٔ تفسیر طبری بلعمی ).
که تازیش خواند محرم بنام
وز آزار خواندنش ماه حرام.
فردوسی.
- مغز حرام ؛ نخاع. حرام مغز. (منتهی الارب ).
- نمک بحرام ؛ کسی که نعمت کسی را ناسپاسی کند. نمک خور نمکدان شکن.
- ولد حرام . رجوع به حرامزاده شود.
|| مُحْرِم : رجل حرام ؛ مرد مُحْرِم. ج ، حُرُم. (منتهی الارب ). آنکس که احرام گرفته بود. (مهذب الاسماء). احرام گرفته. (ترجمان عادل بن علی ). || حرام ُاﷲ لاافعل کذا؛ مانند یمین اﷲ لاافعل کذا؛ یعنی سوگند به خدا که چنین نکنم.

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) نام محله و خطه ٔ بزرگی است در کوفه که آن را بمناسبت نسبت به حرام بن کعب بنی حرام گویند. || و نیز بنی حرام محله ٔ بزرگی در بصره است و منسوب به حرام بن سعدبن عدی میباشد. (مراصدالاطلاع ) (معجم البلدان ).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) موضعی به جزیره است و گمان کنم که کوه باشد.

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) رجوع به مسجدالحرام شود.

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن ابی کعب. از صحابه است. (منتهی الارب ) (تاج العروس ).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن سعدبن مالک بن سعدبن زیدبن مناةبن قیم. جد بطنی از تمیم است که در خطه ای از کوفه بهمین نام سکنی داشته اند. (معجم البلدان ).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن عثمان مدنی. از اعلام است. (منتهی الارب ).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن عوف بلوی. صحابی است. (منتهی الارب ) (تاج العروس ).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن معاویة. صحابی است و بعضی حزام با زاء اخت راء گفته اند. (منتهی الارب ) (تاج العروس ) (الاصابة ج 2 ص 77).

حرام. [ ح َ ] (اِخ ) ابن ملحان انصاری. نام یکی از صحابه ٔ پیغمبر است و دائی انس بن مالک بوده و در غزاهای بدر و احد حضور یافته و در وقعه ٔ بئر معونه بدست عامربن طفیل کشته شد. (قاموس الاعلام ترکی ) (امتاع الاسماع ج 1 ص 172) (تاج العروس ) (تاریخ گزیده ص 223) (الاصابة ج 1 ص 334).

معنی حرام به فارسی

حرام
ناروا، امری که بجا آوردنش گناه است، ضدحلال
( اسم ) ۱ - ناروا ناشایست . ۲ - کاری که اسلام آنرا منع کرده و ارتکاب آن گناه باشد آنچه که خوردن یا نوشیدن شرعا ممنوع است مقابل حلال : (( از حرام اجتناب کن . )) جمع : حرم . یا حرام و حلال . شایست و ناشایست روا و ناروا : (( حرام و حلال را از هم تمیز نمیدهد . ))
بن ملحان انصاری نام یکی از صحابه پیغمبر است
[ گویش مازنی ] /heraam booerd/
ممنوع بودن محظور بودن محرم بودن
حرام خوار نمکحرام
( صفت ) ۱ - کسی که مال حرام میخورد . ۲ - رشوه خوار رشوه گیر .
حرا خوردن
خوردن آنچه در شرع ممنوع است
حرام خوردن
ممنوع شمردن حرام دانستن
[ گویش مازنی ] /haraam roode/ روده ی بزرگ حیوانات
تنگ روزی
( اسم ) زراندک پول کم .
( مصدر ) ۱ - ممنوع گشتن از جانب شرع . ۲ - مردن حیوانات حلال گوشت .
حرام شدن
حیوان بحری یا بری از چرنده و پرنده که خوردن گوشت او در شرع روا نباشد
عمل و چگونگی حرام لقمه
آنکه مال حرام خورد
[ گویش مازنی ] /haraam maal/ چهارپایان حرام گوشت مانند: اسب و الاغ
مغز درون استخوان پشت نخاع
[ گویش مازنی ] /haraam maghz/ نخاع
نمک ناشناس ناسپاس

معنی حرام در فرهنگ معین

حرام
(حَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - ناروا، ناشایست . ۲ - کاری که اسلام از نظر شرعی آن را منع کرده و ارتکاب آن گناه باشد. مق حلال . ۳ - ضایع ، تباه .
( ~. خا) [ ع - فا. ] (ص فا.) ۱ - کسی که مال حرام می خورد. ۲ - رشوه خوار، رشوه گیر. ۳ - مفت خور، تنبل .

معنی حرام در فرهنگ فارسی عمید

حرام
۱. (فقه) امری که به جا آوردنش گناه است، ناروا.
۲. (فقه) آنچه خوردنش در شرع اسلام منع شده است.
۳. [قدیمی] احرام بسته.
۴. حرمتدار.
۱. آن که مال حرام می خورد.
۲. کسی که آنچه را خوردنش شرعاً منع شده است می خورد.
۱. کسی که با مال حرام امرار معاش می کند و رزق وروزی خود را از راه ناروا به دست می آورد.
۲. [مجاز] فقیر، نیازمند.
۱. فرزندی که از ازدواج غیر شرعی به وجود آید، ناپاک زاده، فرزند نامشروع.
۲. [مجاز] بدذات، حیله گر و فتنه انگیز.
حیوانی که شرع اسلام خوردن گوشت آن را نهی کرده است.
= نخاع
نمک به حرام، نمک ناشناس، ناسپاس، حق ناشناس.
۱. آن که حلال وحرام را رعایت نمی کند.
۲. کسی که از مال حرام دوری نمی کند.
۳. دزد، راهزن.
۴. نادرست.
نمک نشناس، ناسپاس.

حرام در دانشنامه اسلامی

حرام
حرام به عمل محرّم و ممنوع می گویند.
حرام، از اقسام محکومٌ به است که شارع به ترک آن الزام نموده و به انجام آن رخصت نداده است. به بیان دیگر، حرام عملی است که انجام آن به خاطر مفسده موجود در آن جایز نبوده و فاعل آن مستحق ذم و عقوبت است، مانند: قمار و شرب خمر .
حرام در اصطلاح فقه
حرام در اصطلاح فقه ، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود.
حرام
حرام، در فقه اسلامی، به عملی گفته می شود که ترک آن از مردم خواسته شده و انجام آن مستوجب عقاب است. حرمت، از احکام پنجگانه فقهی، و به معنای ممنوعیت انجام کار حرام است.
حرام در اسلام، عملی است که انجام آن ممنوع و ترک آن از مردم خواسته شده است.شخص مکلف در صورت انجام فعل حرام، گناهکار است.
اعمال حرام را می توان به اقسام و انواع مختلفی تقسیم کرد. در منابع فقهی، اقسام فراوانی برای حلال ذکر شده، اما تقسیم بندی حرمت و اعمال حرام، کمتر بیان شده است. منابع فقهی در بیان اقسام حرام، این موارد را برشمرده اند:
حرام
«حرام» به معنای ممنوع و ضدحلال است و در اصطلاح دینی کاری است که از طرف خدا ممنوع و نهی شده باشد و انجام آن گناه محسوب شود. ترک محرمات در کنار انجام واجبات نخستین گام برای رسیدن به قرب الهی است.
2) بازداشتن قهری و اجباری
این تحریم به طریق منع اجباری است که خدا جلوشان را گرفته است، می شود گفت که تحریم طبیعی است همان طور که شخص تعلیم ندیده از هدایت هواپیما ممنوع است همچنین مشرک از رفتن به بهشت طبیعتا ممنوع است گرچه راه بهشت بازباشد زیرا او توانائی رفتن ندارد پس حرام در این گونه آیات به معنی غیرمقدور است.
3) بتسخیر و اعمال قدرت خدا
حرام
معنی حَرَامِ: حرام - ممنوع (هم ممنوع حکمي وهم قهري)
معنی لَا يُحَرِّمُونَ: حرام نمي كنند - ممنوع نمي كنند (حكم به حرام وممنوع بودن نمي دهند)
معنی يُحَرِّمُ: حرام مي کند (حرام :ممنوع حکمي يا قهري)
معنی حَرَّمُواْ: حرام کردند
معنی حَرَّمَهُمَا: آن دو را حرام کرده
معنی لَا تُحَرِّمُواْ: حرام نكنيد - ممنوع نكنيد (حكم به حرام وممنوع بودن ندهيد)
معنی مُحَرَّمٌ: تحریم شده - حرام شده
معنی مَحْجُوراً: ممنوع شده با تحریم (حجرا محجورا عبارتی بوده که برای دفاع از خود در عرب مرسوم بوده يعني بر تو حرام است که متعرض من شوي ، چون ماه حرام است)
معنی حِجْراً: هرچيزي که با تحريم ممنوع شده(حجرا محجورا عبارتی بوده که برای دفاع از خود در عرب مرسوم بوده يعني بر تو حرام است که متعرض من شوي ، چون ماه حرام است)
معنی يُحَرِّمُونَهُ: حرامش مي کنند(حرام :ممنوع حکمي يا قهري)
ریشه کلمه:
حرم‌ (۸۳ بار)

ممنوع. (مفردات) ضدّ حلال (صحاح - اقرب) نگویی این حلال و این ممنوع است . حرام گاهی حرام تکلیفی است مثل ، . گاهی به طریق بازداشتن قهری و اجباری است نحو ، ، این تحریم به طریق منع اجباری است که خدا جلوشان را گرفته است می‏شود گفت که تحریم طبیعی است همانطور که شخص تعلیم ندیده از هدایت هواپیما ممنوع است همچنین مشرک از رفتن به بهشت باز باشد زیرا او توانائی رفتن ندارد پس حرام در اینگونه آیات به معنی غیر مقدور است . گاهی به تسخیر و اعمال قدرت خداست مثل زنان شیر ده را بر او قبلاً حرام کردیم، اینکه موسی پستان هیچ زن شیرده را نگرفت فقط خواست خدا بود تا بالاخره به مادرش برگردد. گاهی تحریم طبیعی و مقتضای طبیعت است که خدا چنان قرار داده است مثل: بر قریه‏ای که هلاک کرده‏ایم برگشتن به دنیا، حرام و نا مقدور است، آنها بر نمی‏گردند . حرم مکّه را از آن حرم گویند که بعضی چیزها در آن تحریم شده به خلاف سایر مواضع، همچنین است ماه حرام (مفردات) مثل آیا جا ندادیم آنها را در حرم امنی که میوه‏های هر چیز به انجا جمع می‏شود . در اقرب الموارد گوید: حرمت چیزیست که هتک آن حلال و جایز نیست (احترام). المسجد الحرام - البیت الحرام - الشهر الحرام،همه از این حرام شده که در غیر اینها محترم اند و حدودی دارند و چیزهائی در آنها حرام شده که در غیر آنها حرام نیست. حرم (بر وزن شتر) جمع حرام است گویند: رجل حرام و قوم حرام (مجمع البیان) مثل شکار را نکشید آنگاه که در حال احرام هستید. شخص رد حال احرام را حرام و محرم گویند که از چیزهائی (محرمات احرام) ممنوع است . ماههای حرام عبارت اند از ذوالقعده الحرام، ذوالحجة الحرام، محرّم الحرام و رجب. سه تای اوّلی پشت سر هم هستند و چهارمی تنها و ما بین جمادی الثانی و شعبان است. حکم چهار ماه مزبور حرمت جنگ در آنهاست و اگر یک طرف احترام آنها را مراعات نکرد و ابتدا به جنگ نمود مراعات احترام آن بر طرف دیگر لازم نیست چنان که بعداً خواهد آمد. ذیل آیه چنین است «فَلا تَظْلِموا فیهِنَّ اَنْفُسِکُمْ» از این جمله فهمیده می‏شود که معصیت در این جمله چهار ماه گناهش بیشتر است در المیزان می‏گوید: خداوند این چهار ماه را حرام کرد تا مردم از جنگ دست بکشند و امن دائر شود و مردم به سوی طاعت خدا روند احترام این چهار ماه از شریعت ابراهیم علیه السلام بود و عرب آنها را حتی در بت پرستی محترم می‏شمردند. «ذلِکَ الدّینُ الْقَیِّمُ» اشاره بدان است که این تحریم دین قائم به مصالح بندگان است (به اختصار) . * بعضی‏ها گفته‏اند: مراد از ماههای حرام چهار ماه مشهور است، ولی سیاق آیات نشان می‏دهد که مراد از آنها چهار ماه مهلت است که در آیه 2 این سوره ذکر شده «فَسیحُوا فی الْاَرْضِ اَرْبَعَةَ اَشْهُرٍ»نه ماههای حرام و این چهارماه، حرام خوانده شده که مزاحمت بر مشرکان در آنها حرام بود. میدانیم که اعلام سوره برائت توسط امیرالمؤمنین علیه السلام در روز دهم ذو الحجّه سال نهم هجرت بود علی هذا اشهر حرم با ماههای مهلت تطبیق می‏شود و در این صورت الف و لام «اَلْاَشْهُرُ الْحُرُمِ» برای عهد ذکری است و به آیه دوّم راجع است چنانکه المیزان گفته . ماه حرام در مقابل ماه حرام است و شکستن حرمتها را قصاصی هست هر که به شما تعدّی کرد به او تعدّی کنید همانطور که به شما تعدّی کرده. این ایه حکایت از ان دارد که اگر احترام ماه حرام را بشکند و جنگ را شروع نماید مراعات احترام آن بر طرف دیگر لازم نیست «وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ» به طور عمومی میرساند که اگر کسی حرمت کسی را از بین ببرد و مراعات نکند، طرف در مقابله به مثل حق دارد، روشنتر از آن جمله«فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ ما اعْتَدی عَلَیْکُمْ»است که در افاده مطلب ابهامی ندارد. آن است مطلب و هر که محترمهای خدا را تعظیم کند و بزرگ دارد آن برای او نزد پروردگارش خیر است. به قرینه آیات سابق روشن می‏شود که مراد از «حرمات» حج، مسجد الحرام، کعبه و غیره آنها است که بزرگداشتن آنها سبب خیر است. و میشود گفت: که «حرمات» اعمّ از اینهاست و خداوند بعد از شمردن قسمتی از آنها به طور کلی می‏فرماید: تعظیم حرمات بر آدمی خیر و مفید است . محروم به معنی ممنوع است یعنی کسیکه از روزی و درآمد کافی ممنوع است و مقابله با سائل نشان می‏دهد که او در عین حال که فقیر است از کسی سئوال نمی‏نماید با علامتشان آنها را می‏شناسی .

...
حرام اَبدی یا حرمت مؤبد، حرام بودن ازدواج مرد و زنی برای همیشه.
در فقه شیعه زنای محصنه، لعان، خواندن صیغه عقد در زمان عده و احرام، لواط با پسر، پدر و برادر زنی و طلاق همسر پس از مرتبه نهم موجب حرام شدن ازدواج زن و مرد برای همیشه می شود.
حرام ابدی، اصطلاحی فقهی به معنای حرام بودن ازدواج مرد و زنی برای همیشه است. این اصطلاح دو کاربرد دارد:
حرام دارای مصداق مرکب از چند جزء خارجی را حرام ارتباطی گویند.
حرام ارتباطی، مقابل حرام غیر ارتباطی بوده و عبارت است از حرامی که هر یک از مصادیق آن مرکب از چند جزء بوده و اجزای آن، چنان به هم مرتبط است که اگر مکلف همه اجزای آن را مرتکب شود فقط یک گناه کرده و یک فعل حرام انجام داده است و در صورتی که فقط یک جزء از آن مرکب را انجام ندهد، گناهی نکرده است، مثل: غنا که اگر با آواز و صوت مطرب و مهیج باشد، حرام است، ولی اگر یکی از این ویژگی ها را نداشته باشد؛ مثل آن که مطرب نباشد یا به صورت آواز نباشد، دیگر حرام نیست.
حرامِ دارای خطاب شرعی مستقل را حرام اصلی گویند.
حرام اصلی، مقابل حرام تبعی بوده و عبارت است از حرامی که دارای ] بوده و کلام به دلالت مطابقی بر آن دلالت می نماید، خواه مفسده ذاتی داشته باشد (حرام نفسی)، یا به خاطر چیز دیگری حرام شده باشد (حرام غیری)، مانند: «لا تشرب الخمر» که به طور مستقیم بر حرمت نفس شرب خمر دلالت می کند.
حرامِ فاقد خطاب شرعی مستقل را حرام تبعی گویند.
حرام تبعی، مقابل حرام اصلی بوده و عبارت است از حرامی که خطاب مستقلی بر مبغوضیت انجام آن دلالت نمی کند، بلکه مدلول غیر مطابقی و لازم عقلی کلام دیگری است که در آن، به حرمت چیزی حکم شده است؛ به عبارت دیگر، اراده تبعی مولا در ضمن خطابی به آن تعلق گرفته است، مانند این که از خطاب «لا تشرب الخمر» حرمت بالاصاله شرب خمر فهمیده می شود، ولی به تبع آن و به دلالت التزامی، حرمت خرید و فروش آن به ] شرب خمر نیز به دست می آید.
یکی از کارهایی که در ماه های حرام از نظر اسلامحرام شمرده سده است،جنگ می باشد.
احترام ماه های حرام و آتش بس در آن ها لازم است.الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمـت قصاص...
بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۱۲۰، برگرفته از مقاله «آتش بس در ماه های حرام».    
...
در قرآن مجید به آشامیدنی های حرام اشاره شده است.
حرام بودن هر نوع آشامیدنی پلید و آلوده :... انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلم رجس من عمل الشیطن فاجتنبوه...
مائده/سوره۵، آیه۹۰.    
خمر ، آشامیدنی حرام و لازم الاجتناب:یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منفع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما.... .
بقره/سوره۲، آیه۲۱۹.    
خون ، آشامیدنی حرام و لازم الاجتناب:انما حرم علیکم المیتة و الدم...
بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
...
ماه های حرام ماه هایی مخصوص در طول سال ، هستند که از حرمت و احترام برخوردار می باشند.
ماه های حرام ماههائی هستند که جنگ مطلقا در آن ممنوع است. الشهر الحرام بالشهر الحرام... . ماه های حرام عبارتند از: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب که جنگ در آن ها ممنوع است.
حرمت ماه های حرام در جاهلیت
یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر وصد عن سبیل الله وکفر به والمسجد الحرام... . ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم ذلک الدین القیم فلاتظـلموا فیهن انفسکم... • انما النسیء زیادة فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاما ویحرمونه عاما لیواطـوا عدة ما حرم الله فیحلوا ما حرم الله.... (نسی ء) بر وزن (کثیر) از ماده (نساء) به معنی تاخیر انداختن است (و خود این کلمه می تواند اسم مصدر یا مصدر باشد) و به داد و ستدهائی که پرداخت پول آن به تاخیر می افتد (نسیه) گفته می شود. در زمان جاهلیت عرب گاهی یکی از ماههای حرام را تاخیر می انداختند یعنی مثلا به جای ماه محرم ماه صفر را انتخاب می کردند و تشریفات آن بدین گونه بود که یکی از سران قبیله (بنی کنانة) در مراسم حج در سرزمین (منی) در یک اجتماع نسبتا بزرگ پس از تقاضای مردم این جمله را بر زبان جاری می کرد و می گفت : (من ماه محرم را امسال به تاخیر انداختم و ماه صفر را به جای آن انتخاب کردم )!
حرمت ماه های حرام بعد از اسلام
یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر و صد عن سبیل الله وکفر به... . بنابراین آیه ، اسلام سنتی را که از زمانهای قدیم و اعصار انبیای پیشین در میان عرب در مورد تحریم پیکار در ماههای حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) وجود داشته با قاطعیت امضا می کند.یـایها الذین ءامنوا لاتحلوا شعـئر الله ولاالشهر الحرام... . جعل الله الکعبة البیت الحرام قیـما للناس والشهر الحرام والهدی والقلـئد ذلک... . فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین... . مقصود از «اشهر حرم» بنا بر یک احتمال همان ماههای حرام معروف می باشد.ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم ذلک الدین القیم فلاتظـلموا فیهن انفسکم... • انما النسیء زیادة فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاما ویحرمونه عاما لیواطـوا عدة ما حرم الله فیحلوا ما حرم الله... .
براساس فرمایش امام موسی کاظم (علیه السلام) کسی که در پی روزی حلال برای خود و خانواده اش باشد، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند.
امام علی (علیه السلام) سخنانی درباره حلال و حرام فرمودند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
← اهمیت حلال و حرام
 ۱. ↑ شریف رضی، نهج البلاغه ت حسون، ص۶۷۵، نامه۴۵.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «حلال و حرام».    
...
روزه های حرام سیزده قسم است که در زیر می آید.
۱- روزه عید فطر (اول ماه شوال)؛۲- روزه عید قربان (دهم ذی الحجة)؛۳- روزه یوم الشک به نیت رمضان (یعنی: روزی که معلوم نیست آخر شعبان است یا اول رمضان)؛۴- روزه ایام تشریق (یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذی الحجّة) برای کسی که در منا باشد، اگر چه حج نگزارد؛۵- روزه وفا به نذر معصیتی؛ یعنی: نذر کرده باشد که اگر موفّق به انجام فلان حرام یا ترک فلان واجب شود، مثلا" یک روز به عنوان شکرانه آن گناه، روزه بگیرد، ولی اگر به عنوان مجازات بر خودش باشد، تا این که این روزه مقدمه ترک معصیت باشد اشکالی ندارد.۶- روزه سکوت؛ یعنی روزه بگیرد که سخن نگوید.۷- روزه وصال؛ یعنی روزه یک شبانه روز یا یک شب و دو روز بدون افطار در شب.۸- روزه مستحبی زن با نهی شوهر از آن؛۹- روزه مستحبی مملوک (غلام یا کنیز) با نهی مالک از آن؛۱۰- روزه مستحبی فرزند در صورتی که موجب ناراحتی پدر و مادر باشد؛۱۱- روزه مریض و هر کسی که روزه برایش ضرر دارد؛۱۲- روزه مسافری که روزه اش صحیح نیست؛۱۳- روزه دهر؛ یعنی در تمام روزهای سال، حتی در روزهای عید فطر و قربان هم روزه باشد. فقهای اسلام کیفیت و شروط مفطرات و کفاره روزه، احکام روزه قضا و روزه مسافر را نیز در کتاب صوم توضیح داده اند.


حرام در دانشنامه ویکی پدیا

حرام
حرام در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است یا که در این دنیا و آن دنیا استفاده نشود و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ
حرامها در فقه شیعه عبارتند از:
و
الگو:اسلام-کلان
عکس حرام
حرام (عربی: الحرام‎) یک فیلم به کارگردانی هنری برکات است که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به فاتن حمامه و زکی رستم اشاره کرد.
حرام زاده (به آلمانی: Der Bastard) نام یک سریال آلمانی محصول سال ۱۹۸۹ در ژانر جنایی ماجراجویی و مرموز است که بازیگرانی همچون پیتر ساتمان، گودرون لاندگربه، ارنست یاکوبی و کریستیان برکل در ان نقش افرینی کردند. شایان ذکر است که این سریال در ایران با نام برنامه ای برای جنایت پخش می شد.
حرام زاده در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها (IMDb)
حرام زاده در وب گاه OFDb
موزیک ویدئو سریال
پل دیوید متخصص کامپیوتر مظنون به قتل است. گویا فقط دوست و همکارش فیلیکس دنیسون که مدت سه سال همدیگر را ندیده اند می تواند به وی کمک کند. اما فیلیکس طی دو پیام مرموز یکی از طریق تلفن و دیگری از طریق کامپیوتر به پل می گوید که فرار کند. پل پیگیر ماجرا می شود و یکبار از طرف افراد ناشناس مورد حمله قرار می گیرد ولی جان سالم به در می برد. پیگیری های پیاپی وی فیلیکس را متقاعد می کند که پل را خارج شهر زیر یک درخت ملاقات کند. انجا پل در می یابد که فیلیکس اطلاعاتش را به باند مافیا فروخته است. فیلیکس به پل هشدار می دهد که هر چه زودتر بگریزد و بیشتر از این درگیر نشود. و همانجا پل را ترک می کند. همان شب فیلیکس در یک انفجار کشته می شود. پس از تحقیقات پل و دوست پلیسش متوجه می شوند که از بین شش کشته شده ان تاریخ تنها اسم پنج نفر در کامپیوتر ٍثبت شده است. هر چند که اسم فیلیکس بین ان پنج نفر است اما...
حرام زاده استانبول (انگلیسی: The Bastard of Istanbul) رمانی است به قلم الیف شافاک نویسنده پرفروش ترک که در اصل به زبان انگلیسی نگاشته شده است و در سال ۲۰۰۶ توسط Viking Adult به چاپ رسیده است.
نسل کشی ارمنی ها
نسل کشی ارمنی ها در فرهنگ
«حرام زاده استانبول» داستان خانواده ای اهل ترکیه و خانواده ای اَرمنی-آمریکایی را از زاویه دید چهار نسل از زنان روایت می کند. داستانی دربارهٔ هنجارهای جامعه، رازهای خانوادگی و نیاز مبرم به گفتگو و البته مفهوم فراموشی است؛ فراموشی جمعی که ترکیه به طور کل دچار آن شده است.
«شافاک» به خاطر اشاره به نسل کشی ارمنی ها، در رمان دوم خود «حرامزاده استانبول» از سوی دادگاه ترکیه به جرم اهانت به ترک بودن متهم شد. پرونده او در ژوئن ۲۰۰۶ بسته شد، ولی چند ماه بعد، دوباره باز و وی با احتمال سه سال زندان روبه رو شد. مترجم و ناشر او هم با همین مجازات روبه رو شدند، اما در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۶ به خاطر کمبود مدرک، پرونده او بسته شد.
این کتاب توسط گلناز غبرائی به فارسی برگردانده شده و در سال ۱۳۹۷ نشر مهری، لندن به چاپ رسیده است.
حرام گوشت، به حیوانی گفته می شود که خوردن گوشت آن ممنوع و در اصطلاح شرعی حرام باشد.
اصطلاح حرام گوشت، اصطلاحی است که در ادیان و مذاهب به کار برده می شود و به حیوانی گفته می شود که خوردن گوشت آن در آن دین یا مذهب حرام شمرده شود. این که چه حیواناتی حرام گوشت هستند بسته به ادیان و مذاهب گوناگون فرق می کند.
فهرست حیوانات حرام گوشت ذیل گروه های ۱. چهارپایان، ۲. خزندگان، ۳. آبزیان، ۴. پرندگان و ۵. حشرات قابل تفکیک هستند. فهرست حیوانات حرام گوشت در ادیان و مذاهب گوناگون تفاوت های آشکار و قابل توجهی دارد.
چهار ماه قمری ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب ماه های حرام هستند. در این چهار ماه -به جز برای دفاع- جنگ کنار گذاشته می شود و دیه افزایش می یابد. هدف از این کار ایجاد امنیت برای افرادی است که می خواهند به حج بروند یا تجارت کنند و به سلامت به شهر خود برگردند. این سنت، از قبل از اسلام به جا مانده است.
در تقویم قمری پیش از اسلام ماهی به نام نسیء وجود داشت که هر سه سال در گاه شماری قمری حضور می یافت، و در نتیجه ماه ها در زمان مشخصی از سال قرار می گرفتند تا ربیع الاول در اول بهار قرار گیرد.
در سال ۱۰ هجری پس از آمدن آیهٔ ۳۶ و ۳۷ سورهٔ توبه از نسی نهی می شود.
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کتَابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِک الدِّینُ الْقَیمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کافَّةً کمَا یقَاتِلُونَکمْ کافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ(۳۶) إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیادَةٌ فِی الْکفْرِ یضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کفَرُوا یحِلُّونَهُ عَامًا وَیحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّیوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَیحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ(۳۷)
نمک حرام (انگلیسی: Namak Haraam) یک فیلم است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به راجش خانا، آمیتاب باچان، رخا، سیمی گریوال، و آسرانی اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حرام در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:احکام پنج گانه شرعی

نقل قول های حرام

حرام در شریعت اسلامی، هر چیز یا کاری که انجام آن روا نباشد.
• «بدعتی را که مردم پدید آوردند، چیزی را که بر شما حرام است حلال نمی کند. حلال چیزی است که خدا آن را روا کرده، و حرام چیزی است که خدا آن را ناروا شمرده .» نهج البلاغه، خطبه، ۱۷۶ -> علی بن ابی طالب

حرام در جدول کلمات

حرام
ناروا
حرام کردن
تحریم
سود حرام پول
ربا
نوشیدن آن در اسلام حرام است
می

معنی حرام به انگلیسی

taboo (اسم)
حرام ، تابو ، منع یا نهی مذهبی ، حرام شمرده
tabu (اسم)
حرام ، تابو ، منع یا نهی مذهبی ، حرام شمرده
illegal (صفت)
غیر قانونی ، غیر مجاز ، حرام ، غیر مشروع ، نا مشروع
unlawful (صفت)
غیر قانونی ، حرام ، غیر مشروع ، خلاف شرع
ill-gotten (صفت)
حرام ، با وسایل غیر مشروع بدست امده

معنی کلمه حرام به عربی

حرام
حرام , غير شرعي , غير قانوني
حرام
نفاية

حرام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی حرام

پرنیا ١٣:٠٣ - ١٣٩٦/٠١/٢٢
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى پارسى آن چنینند : اَرُبا Aroba (پهلوى: حرام ، نامشروع ، غیرمجاز) ، اَنِخْوَردار Anexvardar (پهلوى: خوردنى حرام ، آنچه خوردنش شرعاً حرام است) ، اَرواک Aravak (پهلوى: حرام ، غیرمجاز ، ناروا) ، اَشایست Ashayest (پهلوى:
حرام ، ناشایست و ناروا ، نابجا) ، اَپیدات Apidat (پهلوى: حرام ، نامشروع ، غیرشرعى) ، اَداد Adad (پهلوى: حرام ، نامشروع ، غیرقانونى) ، کِرینیک Kerinik (پهلوى: تحریم شده ، حرام )، اَرُبایى Arobayi (پهلوى: اَرُباییهْ : حرمت ، حرامیت ، عدم مشروعیت) اَنِخْوَردارى
Anexvardari (پهلوى: اَنِخْورداریهْ : حرمت خوردنى ها ، شرعاً حرام بودن یک خوردنى) اَرُواکى Arovaki (پهلوى: اَرُواکیهْ : حرمت ، ناروایى ، حرامى ، ممنوعیت ، عدم مشروعیت) اَپیداتى Apidati (پهلوى: اَپیداتیهْ : حرمت ، ممنوعیت ، عدم مشروعیت و قانونیت) اَدادى Adadi
(پهلوى: اَدادیهْ : حرامیت ، حرمت ، عدم مشروعیت) در پهلوى کِرینیدن Kerinidan (پهلوى: کِرینیتن: تحریم کردن ، حرام کردن اَرُواکینیدن Arovakinidan (پهلوى: اَرُواکینیتن: تحریم کردن، غیرمجاز اعلام کردن، ناروا دانستن
|

مصیب ٢٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩
نادرست
|

پیشنهاد شما درباره معنی حرام



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حرام چیست   • نزديكي در چه شبهايي حرام است؟   • معنی حرام   • آيا نزديكي در شب قدر حرام است   • حرام است مکارم   • روزهای حرام برای بچه دار شدن   • ايا نزديكي در محرم حرام است   • چه روزهايي نزديكي حرام است   • مفهوم حرام   • تعریف حرام   • معرفی حرام   • حرام یعنی چی   • حرام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حرام
کلمه : حرام
اشتباه تایپی : pvhl
آوا : harAm
نقش : صفت
عکس حرام : در گوگل


آیا معنی حرام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )