برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1293 100 1

حرب

/harb/

مترادف حرب: آرزم، جدال، جنگ، دعوا، رزم، ستیزه، کارزار، محاربه، مواقعه، نبرد

متضاد حرب: آشتی، سازش، صلح، مصالحه

برابر پارسی: کارزار، جنگ، نبرد، رزم

معنی حرب در لغت نامه دهخدا

حرب. [ ح َ ] (ع اِ) نبرد. ناورد. آورد. ستیز. رزم. کارزار. (مهذب الاسماء). جنگ.(ترجمان عادل ). مقابل صلح. کین. کینه. معرکه. وقیعه. وقعت. مقاتله. وغا. ام صبار. (المرصع). ام صبور. ام قسطل. (المرصع). پرخاش. پیکار. ج ، حُروب :
پیامی بدادی به آئین و چرب
بدان تا نباشد به بیداد حرب.
فردوسی.
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
چنین حرب سازند مردان مرد.
فردوسی (از لغت فرس اسدی ص 241).
به بدر واحد هم به خیبر نبود
مگر جستن حرب کار علی.
ناصرخسرو.
وَرْت به حرب افتد با یار کار
حرب به اندازه و مقدار کن.
ناصرخسرو.
قولت تیر است و زبانت کمان
گرْت بدین حرب بدل رغبت است.
ناصرخسرو.
زی حرب تو آمده ست دیوی
بدفعل تر از همه شیاطین.
ناصرخسرو.
آنکه تا هرکش منکر شدی از خلق جهان
جز که شمشیر نبودی بگه حرب گواش.
ناصرخسرو.
این سه دشمن چو همی سوی من آیند بحرب
نیستشان خنجر بُرّنده مگر آرزوم.
ناصرخسرو.
از واقعه ٔ جور هفت گردون
پنداری در حرب هفت خوانم.
مسعودسعد.
آتش حرب سوزان شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 350). شعله ٔ آن حرب بر آن حالت زبانه میزد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 352). میان ایشان حربی سخت قائم شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 389). بحر حرب در موج آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 368). میان فریقین حربی عظیم قائم شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 29). لشکری که با حرب و ضرب الفت گرفته بودند و عادت بر قهر و قسر خصم کرده. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چاپی ص 390).
از خیال حرب نهراسید کس
لاشجاعة قبل حرب ای جان و بس.
مولوی.
|| غزو. غزوة : سال نهم فتح خیبر و حجةالوداع بود و سبب حرب پیدا گشت که... (قصص الانبیاء جویری ص 219).
- حرب عظیم ؛ ملحمة (ج ، مَلاحِم ).
|| (ص ) دشمن جنگی : رجل حرب. (منتهی الارب ). در مذکر و مؤنث و مفرد و جمع. (منتهی الارب ).

حرب.[ ...

معنی حرب به فارسی

حرب
جنگ، پیکر، کارزار، حروب جمع، هلاک، بدبختی، ویل، کلمهای برای تاسف یاندبه میت
۱ - ( مصدر ) جنگ کردن جنگیدن : (( بحرب دشمن شتافت . )) ۲ - ( اسم ) جنگ نبرد کار زار پیکار: (( روان محمد ازین حرب شادست )) ( عثمان بن حرب سجزی ). جمع : حروب .
ابن زهیر محدث است
[ گویش مازنی ] /hereb bedaa/ زودگذر - با سرعت گذشتن
یکی از غزوات معروف پیغمبر است
عالم بفنون جنگ
جنگیدن
هیئت صاحب منصبان که اداره سپاهیان را متعهد است
محمد از نویسندگان معاصر مصر

معنی حرب در فرهنگ معین

حرب
(حَ) [ ع . ] (اِ.) جنگ ، نبرد.

معنی حرب در فرهنگ فارسی عمید

حرب
جنگ، نبرد، رزم، پیکار، کارزار.

حرب در دانشنامه اسلامی

حرب
حرب در مقابل صلح به معنی جنگ و ستیز است.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود:«فَخُذُوا لِلْحَرْبِ اهْبَتَها، وَ اعِدُّوا لَها عُدَّتَها، فَقَدْ شَبَّ لَظاها، وَ عَلاسَناها وَ اسْتُشْعِرُوا الصَّبْرَ فَانَّهُ ادْعی الَی النَّصْرِ» پس برای جنگ آماده شوید و لوازم آن را فراهم کنید که آتش کارزار افروخته شده و شعله های آن بلند گشته است. شکیبایی و استقامت را شعار خود سازید، که مهمترین راه رسیدن به فتح و پیروزی و غلبه بر دشمن، شکیبایی است.
حرب در قرآن
در قرآن کلمه حرب به معنی جنگ آمده است، آنجا که می فرماید:«... حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ اوْزارَها...» تا هنگامی که جنگ سختیهای خود را فرو گذارد.کلمه حرب و مشتقاتش، شش بار در قرآن مجید آمده است:«فَامَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فیِ الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ» اگر در کار زاری با آنها رو به رو شدی به وسیله کشتن ایشان، کسانی را که دنبال آنها هستند، پراکنده سازید.
فرق حرب با معرکه
فرق حرب با معرکه این است که معرکه در اصل به معنی محل قتال است، نه خود قتال، گر چه به معنی قتال نیز آمده است.
حرب
معنی حَرْبٍ: جنگ
معنی مِحْرَابَ: محراب (محراب مسجد را بقول بعضي از اين جهت محراب خواندهاند که آنجا جاي حرب و ستيز نمودن با دشمن و با هواي نفس است و بعض ديگر گفتهاند : بدين جهت محراب خوانده شده که انسان جا دارد که در آنجا حريب يعني بريده از کارهاي دنيا و پراکندگي خاطر باشد . بعضي ديگ...
تکرار در قرآن: ۱۱(بار)
جنگ. در اذن گذشت که هر گاه «اذن» با باء متعدی شود به معنی علم است معنی آیه این است: یقین کنید به جنگ با خدا و رسول . کسانیکه با خدا و رسول محاربه می‏کنند و در زمین به فساد می‏کوشند سزایشان فقط این است که کشته شوند و یا بردار شوند، یا یکی از دستها و یکی از پاهایشان به عکس یکدیگر بریده شود، یا از آن سرزمین تبعید شوند. کحارب و حدّاو محارب در مکتب اهل بیت علیه السلام کسی است که صلاح به دست گیرد و ناامنی ایجاد کند (یاغی) خواه در شهر باشد یا در خارج آن امام باقر و صادق علیه السلام فرموده‏اند جزاء محارب به قدر استحقاق اوست پس اگر مرتکب قتل شده، کشته ...


ارتباط محتوایی با حرب

حرب در جدول کلمات

حرب
جنگ, کارزار , نبرد

معنی حرب به انگلیسی

fight (اسم)
نبرد ، پیکار ، جنگ ، زد و خورد ، حرب ، کارزار
combat (اسم)
نبرد ، پیکار ، مبارزه ، مصاف ، رزم ، محاربه ، زد و خورد ، حرب
war (اسم)
نزاع ، جنگ ، رزم ، محاربه ، حرب ، افند

معنی کلمه حرب به عربی

حرب
حرب , معرکة

حرب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آنسه
حرب بن امیه پدر ابوسفیان است.
حرب نام پدر ابوسفیان است.
آنسه
حرب به معنی جنگ و پیکار و ستیز است
رضاآپادانا
کارزار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حرب در جدول   • حرب یعنی چه   • معنی حرب   • حرب ابن امیه   • حرب یار امام حسن   • عبدالمطلب   • حرب پدر ابوسفیان   • حزب   • مفهوم حرب   • تعریف حرب   • معرفی حرب   • حرب چیست   • حرب یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی حرب
کلمه : حرب
اشتباه تایپی : pvf
آوا : harb
نقش : اسم
عکس حرب : در گوگل

آیا معنی حرب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )