انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1079 100 1

حرز

/herz/

مترادف حرز: بازوبند، تعویذ، چشم زخم، پناهگاه، مامن، بهره، نصیب

معنی حرز در لغت نامه دهخدا

حرز. [ ح َ ] (ع مص ) اندازه کردن. خَرْص. تقدیر. تخمین. دید زدن. تخمین کردن. تقدیر کردن. (زوزنی ). تخمین کردن کشت و میوه را. حرازی کردن. || در بعض حواشی مثنوی مولانا جلال الدین بلخی در ترجمه ٔ کلمه ٔ حرز بیت ذیل ، حرز را حدس ترجمه کرده اند :
گوش را رهن معرف داشتن
آیت محجوبی است و حرز و ظن.
مولوی.
|| دروغ گفتن. (زوزنی ). || ابدال است از حرس. نگاهداشت. (منتهی الارب ). حفظ. نگاه داشتن :
مهتران از بهر حرز مال خود سازند گنج
او ز حرز مال باشد روز و شب در احتراز.
سوزنی.
باریتعالی بندگان مخلص خویش را در حرز امان میگرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 ص 293). در حیاطت حفظ و صیانت حرز باریتعالی از این غمرات بسلامت بیرون افتاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 408). || بسیار پرهیزکار گردیدن. || استوار گردیدن جای و مکان.

حرز. [ ح ِ ] (ع اِ) تعویذ. (محمودبن عمر ربنجنی ). پنام. چشم پنام. طلسم. عوذة. دعائی مأثور اعم از خواندنی و آویختنی. ج ، احراز :
حرز است مگر نامش کز داشتن او
آزاد شود بنده و به گردد بیمار.
فرخی.
منصور که حرز مدح او دائم
بر گردن عقل و طبع و جان بندم.
مسعودسعد.
پیوسته چو ابر و شمع میگریم
وین بیت چو حرز و مدح میخوانم.
مسعودسعد.
ولیک از همه پتیاره ایمن از پی آنک
مدیح صاحب خواندم همی چو حرز ز بر.
مسعودسعد.
این قوت بازوی ظفر از پی آنست
کز نعمت حرز است به بازوی ظفر بر.
سنائی.
چرخ را توقیع او حرز است چون او برکشد
آن سعادت بخش مریخ زحل وش در وغا.
خاقانی.
هین بگو ای فیض رحمت هین بگو ای ظل حق
هین بگو ای حرز امت هین بگو ای مقتدا.
خاقانی.
ببین مثال خلافت بدست نورالدین
که بهر دست سلاطین کنند حرز کمال.
خاقانی.
هر هشت حرف افضل ساوی است نزد من
حرزی که هفت هیکل رضوان شناسمش.
خاقانی.
چون حرز توام حمایل آمود.
نظامی.
من بدو داده حرزخانه ٔ خویش
خوانده او را سگ شبانه ٔ خویش.
نظامی.
بفرمود از عطا عطری سرشتن
بنام هر کسی حرزی نوشتن.
نظامی.
گر حرز مدح او رابر خطّ بحر خوانند
ماهی ّ بی زبان را بخشد زبان قاری.
سیف اسفرنگ.
بیرون نشود عشق توام یک نفس از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی.
سعدی.
شکسته متاعی که در حرز تست
از آن به که دردست دشمن درست.
(بوستان ).
یاسین کنند ورد و به طاها کشند تیغ
قرآن کنند حرز و امام مبین کشند.
وصال.
- امثال :
هیچ حرزی چو دل خود به خدا بستن نیست .
درباره ٔ حرزها و تعویذهای مذهبی مجلد دعا از کتاب بحارالانوار و «مجمع الدعوات » و درباره ٔ تاریخ آنها جلد هشتم ذریعه و جلد اول فهرست پیشین سپهسالار و جلد اول فهرست کتابخانه ٔ دانشگاه دیده شود. || پناه گاه. (مهذب الاسماء). پناه. ستر. کنف. || جای استوار. محل محکم. ج ، احراز. تهانوی گوید: موضعی را گویند که محصور و استوار و محکم بنا شده باشد چنانکه گویند: احرزه ؛ وقتی چیزی را در محلی استوار نهاده باشند، کذا فی المغرب. و در شرع جائی یا چیزی را نامند که مال را در آنجا حفظ کنند، یعنی مکانی مانند خانه و دکان و خیمه و خود شخص. و مُحْرَز بصیغه ٔ اسم مفعول از اِحراز؛ ما لایعده صاحبه مضیعاً. کذا فی البحر الرائق فی کتاب السرقة فی فصل الحرز. و در فتح القدیر گوید: حرز در لغت جائیست که چیزی را در آن محفوظ و نگاه دارند، و همچنین است در شرع ، جز آنکه در شرع قید مال شده است ، یعنی مکانی که مال را در آنجا نگاه دارند، مانند خانه و دکان و خیمه و شخص. (کشاف اصطلاحات الفنون ):
ز بی حرزی در آن خاک خرابه
مسلمان پخته کافر خورده تابه.
نظامی (الحاقی ).
یشتاسف در این قلعه رفت و حصار کرد و حرز خود ساخت. (تاریخ قم ص 78).

حرز. [ ح َ رَ ] (ع اِ) آنچه بدان گردن بندند. || جوز تراشیده ٔ هموارکه کودکان بدان جوز بازند. || چیزی که براو گرو بندند و آنرا خطر نیز گویند. || هر چیز نگاهداشته شده و بازداشته ٔ از غیر. ج ، احراز.

معنی حرز به فارسی

حرز
جای محکم واستوار، پناهگاه، بهره، نصیب، تعویذ
( اسم ) ۱ - جای استوار پناهگاه . ۲ - بهره حظ نصیب . ۳ - دعایی که بر کاغذی نویسند و با خود دارند بازو بند چشم آویز تعویذ . جمع : احراز .
اندازه کردن تخمین
آاطریلال گیاهی است شاخ آن شبیه است بچنگال مرغ
شکستن حصار و پناهگاه و ازین قبیل در اصطلاح حقوق جزائ عبارتست از تخریب سوراخ نمودن شکافتن کندن حرز و حصار و در و قفسه و صندوق و هر حافظ دیگر از این قبیل .

معنی حرز در فرهنگ معین

حرز
(حِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - جای استوار. ۲ - پناهگاه .

معنی حرز در فرهنگ فارسی عمید

حرز
حفظ کردن، نگهبانی کردن، نگه داشتن.
۱. = تعویذ
۲. [قدیمی] پناهگاه، جای امن.

حرز در دانشنامه اسلامی

حرز
حِرز، پاره ای از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثوری است که برای حفظ جان و مال از آسیب ها یا برای رفع بلا و آفات می خوانده یا به صورت مکتوب با خود حمل می کرده اند.
کلمه حرز، به کسر حاء و سکون راء (جمع آن اَحْراز) در لغت حِرز یعنی جای مطمئن، به عبارت دیگر به جایی می گویند که چنان محصور و محکم باشد که اگر کسی بدان وارد شود از گزندها و خطرها مصون بماند. حرز به این مفهوم، به معنای محلّ امن و مطمئن جهت حفظ مال از دستبرد دیگران است؛ از این رو، هنگامی که چیزی را در جای مطمئنی می گذارند و بدین وسیله آن را از دستبرد دیگران محفوظ می دارند، می گویند آن را احراز کرده اند. حرزِ هر مالی در عرف متناسب با آن مال است، به عنوان مثال، حرز طلا و جواهر، پول و اشیای قیمتی، صندوق محکم قفل دار؛ حرز لوازم خانه و اجناس درون مغازه، اتاق، کمد و مغازه و حرز چهار پایان محلّ نگهداری آن ها، مانند طویله و اسطبل است. بنابراین، جاهایی که آمد و شد در آن ها همگانی است، مانند حمام ها، کاروانسراها، قهوه خانه ها، مهمانسراها و مساجد، حرز محسوب نمی گردند. دفن کردن مال در زیر زمین حرز آن محسوب می شود؛ لیکن برخی، آن را به دفن کردن در آبادی مقید کرده و دفن در بیابان را حرز ندانسته اند. قبر برای کفن نیز حرز محسوب می شود.
معنای اصطلاحی
و در اصطلاح، نوشته ای در بردارندۀ اذکاری خاص برای دفع آفات و بلاها، مشابه با تعویذ و عُوذَه یا قسمی از آن است که با آداب شرع موافق باشد. بنا به گفته زمخشری، کاربرد حرز در معنای اصطلاحی از باب مَجاز است.
تفاوت حرز و تعویذ و دعا
درباره تفاوت حرز و تعویذ و دعا باید گفت این ها مفاهیمی متداخل اند و مرز آن ها با یکدیگر چندان مشخص نیست. در برخی از کتاب های حدیث حرزها و تعویذها در یک باب و یک ردیف جمع شده اند. شماری از حرزها نیز ذیل عنوان «عوذات الائمة علیهم السلام للحفظ» (تعویذهای امامان برای حفظ خود از آسیب ها) فراهم آمده اند. ابن طاووس دعای منسوب به امام جواد علیه السلام را که گویند برای مصون ماندن از آسیب ها برای مأمون نوشت، در مُهَج الدعوات «حرز» و در الامان «عوذه» نامیده است.
← متن کتب
...
حرز
حِرز، در لغت به معنای محصور و محکم، در اصطلاح به پاره ای از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثوری که برای حفظ جان و مال از آسیب ها می خوانده یا به صورت مکتوب با خود حمل می کرده اند، گفته می شود.
واژه حرز و مشتقات آن در قرآن کریم نیامده، اما در احادیث شیعه و سنّی و ادعیه مأثور این واژه فراوان به کار رفته است. شماری از این حدیث ها، از جمله حدیث انس بن مالک و حدیث منقول از علی بن ابی طالب(ع)، حاکی از کاربرد حرز، به معنای مصطلح، در صدر اسلام است.
حرز در فرهنگ شیعی از فرهنگ سایر مسلمانان متداول تر بوده است. وجود انبوهی از حرزها و عوذه ها و دعاهای حفظ، که در کتب ادعیه و حدیث امامیه ثبت شده، شاهد این مدعاست.
حرز ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • حرز (قواعد فقه)، یکی از قواعد فقهی به معنای یکی از شروط قطع ید سارق• حرز (تعویذ)، اره ای از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثور برای حفظ جان و مال از آسیب ها یا برای رفع بلا و آفات• حرز (حقوق جزا)، یکی از بحث های مطرح در حقوق جزا به معنای محل نگهداری مال به منظور حفظ از دستبرد
...
حِرز، پاره ای از آیات، اذکار، اوراد و ادعیه مأثوری است که برای حفظ جان و مال از آسیب ها یا برای رفع بلا و آفات می خوانده یا به صورت مکتوب با خود حمل می کرده اند.
کلمه حرز، به کسر حاء و سکون راء (جمع آن اَحْراز) در لغت حِرز یعنی جاى مطمئن، به عبارت دیگر به جایی می گویند که چنان محصور و محکم باشد که اگر کسی بدان وارد شود از گزندها و خطرها مصون بماند.
خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل واژه، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
و در اصطلاح، نوشته اى در بردارندۀ اذکارى خاص براى دفع آفات و بلاها، مشابه با تعویذ و عُوذَه
اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل واژه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
درباره تفاوت حرز و تعویذ و دعا باید گفت این ها مفاهیمی متداخل اند و مرز آن ها با یکدیگر چندان مشخص نیست. در برخی از کتاب های حدیث حرزها و تعویذها در یک باب و یک ردیف جمع شده اند.
کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۶۸.    
...
از شروطی که برای قطع ید سارق متذکر شده اند، محرز بودن مال مسروقه است. به عبارت دیگر، در سرقت حد ، قطع دست اجرا نمی شود؛ مگر اینکه مال مسروقه از حرز خارج شده باشد. از این رو می توان از آن با استفاده از روایات و با تعبیر «لا قطع الا فی حرز» بمثابه یک قاعده ی کلی در اجرای حد سرقت یاد کرد.
واژه حرز در لغت به معنای «طلسم، پناه و ستر» آمده است. در منتهی الارب آمده است: «احرزه یعنی چیزی را در محلی استوار نهاد» و در جای دیگر همان کتاب: «حرز به کسر، جمعش احراز؛ یعنی جای استوار و احرزه به معنای نگاه داشت آن را.» ابن اثیر در نهایه می گوید: «احرزت الشی ء، احرزه، احرازا، اذا حفظته و ضممته الیک و صنته عن الاخذ.» وی تعابیر مختلف حرز را در روایات و ادعیه شاهد مثال می آورد. در مجمع البحرین آمده است: «الحرز بالکسر، المواضع الحصین، و منه سمی التعویذ حرزا و الجمع احراز کاحمال.»
طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۴۸۷.    
هر چند مفهوم اصطلاحی حرز از معنای لغوی آن دور نیست، به هر حال آنچه در سرقت ملاک استناد عمل است، تعریف حقوقی و فقهی است که جزئیات این مفهوم و عناصر آن را روشن می نماید. در تعریف حرز، مشهور فقها گفته اند: «حرز مکانی مغلق یا مقفل است؛ یعنی مکانی که از چشم اشخاص مخفی باشد.» در مقابل این نظریه، اندیشه ی شیخ طوسی رحمة الله علیه است. ایشان حرز را این گونه تعریف کرده اند: «و الحرز هو کل موضع لم یکن لغیر المتصرف فیه الدخول فیه الا باذنه او یکون مقفلا... ؛
شیخ طوسی، النهایه، کتاب الحدود، ص۷۳۵.    
شیخ طوسی به دنبال توصیف حرز، مرعی را مطرح کرده که به موجب آن، اگر مالک مراعی و ناظر باشد، حرز صادق است. به احتمال، ماخذ نظریه ی شیخ یکی از امور زیر است: الف) یک احتمال این است که مستند ایشان عرف باشد. به نظر می رسد اگر عرف معیار باشد، این سخن که حرز محقق است صحیح نیست؛ زیرا عرف خلاف آن را نشان می دهد و «عرف» دائر مدار مراعی است. اگر غفلت باشد که دیگر، مال مورد نظر و مراعی نیست و اگر توجه به همان مال باشد، یعنی سرقت در حال توجه و مراقبت مالک صورت گرفته باشد، سرقت محقق نشده؛ زیرا «خفیه» که ماخوذ در معنای سرقت است محقق نیست. ب) اینکه ممکن است مستند شیخ رحمة الله علیه روایت صفوان بن امیه باشد که در بحث اعتبار حرز مشروحا ذکر کردیم؛ اما این روایت بنابر نقل «حلبی» نشانگر مراعات و نظر کردن مالک نیست؛ زیرا ظاهر آن این است که صفوان ردای خود را در مسجد گذاشته و بیرون رفت و وقتی بر گشت مواجه با سرقت آن شد. ج) احتمالی است که صاحب جواهر رحمة الله علیه مطرح می کند و آن اینکه حرز چیزی است که فی نفسه برای حفظ شی ء معد باشد و مراقبت از امثال گوسفند و دام در چراگاه ها حکم حرز را دارد. صاحب جواهر در نقد این احتمال می گوید: «بعضی اشیا اصولا فاقد حرز هستند و مراقبت و مانند آن حراست است و حراست از شی ء عرفا حرز تلقی نمی شود.
نجفی، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۰۰.    
...
کتاب حرز الامانی و وجه التهانی تالیف امام القراء ابو محمد قاسم بن فیره شاطبی شافعی است.
این اثر یکی از مهمترین آثار در علم تجوید و اصول و قواعد قرائات سبعه (قرائت های هفتگانه) می باشد که به نظم و بسیار موجز است. نام کتاب به تصریح مولف در بیت هفتاد «حرز الامانی و وجه التهانی» می باشد که به لحاظ زبان متن که نظم از نوع قصیده است به قصیده شاطبیه و به لحاظ اینکه حرف روی در قصیده لام است به قصیده لامیه شهرت پیدا کرده است. تعداد ابیات این قصیده همانگونه که ناظم در بیت ۱۱۶۱ آورده ۱۱۷۳ بیت می باشد که در شمارش مسلسل نسخه مورد ترجمه همین عدد مرقوم شده است اگرچه سید محمد باقر موسوی خوانساری در روضات الجنات ۱۳۲۰ بیت را ذکر کرده و محمد علی مدرس تبریزی در ریحانة الادب بدون اظهار نظر درباره درستی عدد ۱۱۷۳ و نادرستی عدد ۱۳۲۰ تنها به نقل قول آن اکتفا نموده است. شاطبی در سال ۵۷۲ ق به مصر رفت و در آنجا حرز الامانی را به نظم درآورد و از آنجا که این کتاب در واقع مختصر کتاب تیسیر ابو عمرو دانی است، موجب شهرت هرچه بیشتر تیسیر دانی شد و به همین جهت خود حرز الامانی نیز مورد توجه قرائت پژوهان گردید و شروح زیادی بر آن نگاشته شد.
ساختار
ناظم این قصیده را با ستایش خداوند و درود بر پیامبر -صلی الله علیه و آله وسلّم- و آل و اصحاب وی آغاز نموده است سپس استعاذه و بسمله را مطرح می نماید آنگاه به سوره حمد و ام القرآن می پردازد پس از آن مباحث مهم علم تجوید را مورد بررسی قرار می دهد مانند ادغام کبیر ، ادغام دو حرف نزدیک بهم ، هاء کنایه ، مد و قصر ، دو همزه، یک همزه، انتقال حرکت همزه به حرف ساکن قبل، اظهار ، ادغام ، احکام نون ساکن اماله و فتح. پس از اینها به بررسی اختلاف قرائت واژگان قرآن از دیدگاه قاریان هفتگانه می پردازد و از آغاز سوره بقره تا انجام سوره ناس تک تک موارد اختلافی را بازگو می نماید و آراء قاریان را با حروف رمزی بیان می نماید.
جایگاه
این اثر از دیدگاه بزرگان از اهل فضل و دانش از جایگاه ممتازی برخوردار بوده ابن خلکان گوید: تصور نمی کنم کسی در این اسلوب بر وی سبقت گرفته باشد. قرطبی گوید: نقل است که هنگامیکه شاطبی از تالیف این اثر فراغت یافت آن را با خود به مکه مکرمه برد و با آن به طواف خانه خدا پرداخت و در تمام اماکنی که دعا خواندن فضیلت دارد این دعا را با اخلاص هرچه تمام از دل خواند: اللهم فاطر السماوات و الارض، عالم الغیب و الشهادة، رب هذا البیت العظیم، انفع بها کل من قراها. و همچنین از وی نقل شده که شبی پیامبر -صلی الله علیه و آله وسلّم- را در خواب دید. به جلوی حضرت رفت و بر آن وجود مبارک سلام داد و قصیده شاطبیه را به حضرت تقدیم نمود و گفت: ای آقای من و ای پیامبر خدا توجهی به این قصیده بنمائید؟ حضرت آن را گرفت و فرمود: این مبارک است هر کس آن را حفظ کند به بهشت وارد می شود. سپس قرطبی می افزاید: بلکه هر کس بمیرد و این قصیده در خانه اش باشد به بهشت وارد می شود. البته خواننده گرامی متوجه باشد که اینگونه اظهار نظرها از روی افراط و تفریط ابراز می شود فلذا فضیلتی که اینان برای حرز الامانی درست نموده اند برای قرآن که یگانه معجزه جاوید الهی است قایل نشده اند.
شروح
...
حرز الأمانی و وجه التهانی فی القراءات السبع تألیف امام القراء ابومحمد قاسم بن فیره شاطبی شافعی است.این اثر یکی از مهمترین آثار در علم تجوید و اصول و قواعد قرائات سبعه (قرائت های هفتگانه) می باشد که به نظم و بسیار موجز است.
نام کتاب به تصریح مؤلف در بیت هفتاد«حرز الامانی و وجه التهانی» می باشد که به لحاظ زبان متن که نظم از نوع قصیده است به قصیده شاطبیه و به لحاظ اینکه حرف رویّ در قصیده لام است به قصیده لامیه شهرت پیدا کرده است.
تعداد ابیات این قصیده همانگونه که ناظم در بیت 1161 آورده 1173 بیت می باشد که در شمارش مسلسل نسخه مورد ترجمه همین عدد مرقوم شده است اگرچه سید محمد باقر موسوی خوانساری در روضات الجنات 1320 بیت را ذکر کرده و محمد علی مدرس تبریزی در ریحانة الادب بدون اظهار نظر درباره درستی عدد 1173 و نادرستی عدد 1320 تنها به نقل قول آن اکتفا نموده است.
شاطبی در سال 572ق به مصر رفت و در آنجا حرز الامانی را به نظم درآورد و از آنجا که این کتاب در واقع مختصر کتاب تیسیر ابوعمرو دانی است، موجب شهرت هرچه بیشتر تیسیر دانی شد و به همین جهت خود حرز الامانی نیز مورد توجه قرائت پژوهان گردید و شروح زیادی بر آن نگاشته شد.
ناظم این قصیده را با ستایش خداوند و درود بر پیامبر(ص) و آل و اصحاب وی آغاز نموده است سپس استعاذه و بسمله را مطرح می نماید آنگاه به سوره حمد و ام القرآن می پردازد پس از آن مباحث مهم علم تجوید را مورد بررسی قرار می دهد مانند ادغام کبیر، ادغام دو حرف نزدیک بهم، هاء کنایه، مد و قصر،دو همزه، یک همزه، انتقال حرکت همزه به حرف ساکن قبل، اظهار، ادغام، احکام نون ساکن، اماله و فتح.
گاهی سارق پس از اخراج مال از حرز - در واقع، بعد از تحقق سرقت - مال را به حرز بر می گرداند.
آخرین فرعی که در این مبحث مورد مداقه قرار می گیرد، این است که اگر سارق پس از اخراج مال از حرز- در واقع، بعد از تحقق سرقت- مال را به حرز برگرداند، آیا قطع ثابت می شود؟شیخ رحمة الله علیه در مبسوط و خلاف نظر به عدم سقوط حد دارد. محقق رحمة الله علیه در شرایع با استدلال به اینکه سبب تام حد قطع حاصل شده است، قطع را ثابت می داند؛ اما از این جهت که در اجرای حد، مطالبه مسروق منه شرط است، در حکم تردید می کند؛ زیرا با فرض اینکه مال عینا به همان حرز برگردانده شده باشد جایی برای مطالبه مسروق منه نمی ماند.بعضی از فقها در این خصوص قائل به تفصیل شده اند. با این توضیح که بر گرداندن مال به حرز، قبل از مرافعه یا بعد از آن باشد. اگر قبل از مرافعه باشد، رد را به منزله توبه دانسته اند و از این جهت آن را موجب سقوط حد دانسته اند. نسبت به مطالبه حد توسط مسروق منه نیز باید در هدف این مطالبه دقت کرد. اگر هدف از طرح شکایت اعاده مال مسروقه باشد، با اعاده مال به حرز، این حق منتفی است. اما اگر غرض از طرح دعوی، مطالبه حد و تنبیه و مجازات سارق باشد، به نظر می رسد این حق حتی بعد از اعاده مال به حرز کماکان باقی باشد.
ماهیت حقوقی سرقت
نکته ی بسیار مهمی که در اینجا به نظر می رسد این است که آیا در ماهیت حقوقی سرقت ، قصد تصاحب معتبر است یا خیر؟ در متون فقهی به این نکته پرداخته نشده است؛ در حالی که آثار و فروعات زیادی بر آن مترتب است. شخصی که اتومبیلی را از پارکینگ مقفل منزلی برای استفاده یک روز می برد و بعد تلفن می کند که اتومبیل شما را در فلان نقطه گذاشته ام، آیا این شخص سارق؟ بعید به نظر می رسد.این سؤال در مساله ی مورد بحث نیز بی اثر نیست. کسی که از لحظه ی اول تصمیم به بازگرداندن مال داشته شاید اصولا صدق سرقت نکند.
گاهی سارق مال مسروقه را که به اندازه نصاب است، قبل از اخراج، در داخل حرز می بلعد.
اگر سارق مال مسروقه را که به اندازه نصاب است، قبل از اخراج، در داخل حرز ببلعد، آیا قطع ید ثابت می شود؟
← حالات متصور
 ۱. ↑ قواعد فقه، محقق داماد، ج۴، ص۲۷۸.    
قواعد فقه،ج ۴،ص ۲۷۸،برگرفته از مقاله«بلعیدن مال در حرز»    
...
از شروطی که برای قطع ید سارق متذکر شده اند، محرز بودن مال مسروقه است. به عبارت دیگر، در سرقت حد ، قطع دست اجرا نمی شود؛ مگر اینکه مال مسروقه از حرز خارج شده باشد. از این رو می توان از آن با استفاده از روایات و با تعبیر «لا قطع الا فی حرز» بمثابه یک قاعده ی کلی در اجرای حد سرقت یاد کرد.
واژه حرز در لغت به معنای «طلسم، پناه و ستر» آمده است. در منتهی الارب آمده است: «احرزه یعنی چیزی را در محلی استوار نهاد» و در جای دیگر همان کتاب: «حرز به کسر، جمعش احراز؛ یعنی جای استوار و احرزه به معنای نگاه داشت آن را.» ابن اثیر در نهایه می گوید: «احرزت الشی ء، احرزه، احرازا، اذا حفظته و ضممته الیک و صنته عن الاخذ.» وی تعابیر مختلف حرز را در روایات و ادعیه شاهد مثال می آورد. در مجمع البحرین آمده است: «الحرز بالکسر، المواضع الحصین، و منه سمی التعویذ حرزا و الجمع احراز کاحمال.» در لسان العرب نیز حرز را «الموضع الحصین» معنا کرده اند و در آنجا آمده است: «حرز جایی محکم و استوار و غیر قابل دسترسی است.» در المنجد نیز حرز به «ما تحفظ به الاشیاء من صندوق و نحوه» تعریف شده است؛ یعنی حرز چیزی است مانند صندوق و امثال آن که اشیا را در آن نگاه می دارند و حفظ می کنند.
تعریف فقهی حرز
هر چند مفهوم اصطلاحی حرز از معنای لغوی آن دور نیست، به هر حال آنچه در سرقت ملاک استناد عمل است، تعریف حقوقی و فقهی است که جزئیات این مفهوم و عناصر آن را روشن می نماید. در تعریف حرز، مشهور فقها گفته اند: «حرز مکانی مغلق یا مقفل است؛ یعنی مکانی که از چشم اشخاص مخفی باشد.» در مقابل این نظریه، اندیشه ی شیخ طوسی رحمة الله علیه است. ایشان حرز را این گونه تعریف کرده اند: «و الحرز هو کل موضع لم یکن لغیر المتصرف فیه الدخول فیه الا باذنه او یکون مقفلا... ؛ حرز عبارت است از جایی که غیر شخص متصرف مجاز به ورود در آن نیست؛ مگر با اذن او یا جایی که بر در آن قفل زده شده باشد.» شیخ رحمة الله علیه در برخی از کتاب هایش این نظریه را به فقها نسبت داده و فرموده است: «اصحاب ما بر این نظرند.» در برخی از آثارش بر آن ادعای اجماع نموده است. در واقع، تعریف نخست شیخ از حرز تعریفی حقوقی است؛ یعنی هر جایی که شخصی در ورود به آن ماذون نباشد حرز است. در مقابل تعریف شیخ طوسی از حرز، تعریف مشهور فقها قرار دارد که تعریف مادی از حرز است و در ذیل عبارت شیخ آمده است. به این تعبیر که حرز مکان قفل شده یا بسته شده و یا محل مدفون است.
← مستند نظریه مشهور
شیخ طوسی به دنبال توصیف حرز، مرعی را مطرح کرده که به موجب آن، اگر مالک مراعی و ناظر باشد، حرز صادق است. به احتمال، ماخذ نظریه ی شیخ یکی از امور زیر است: الف) یک احتمال این است که مستند ایشان عرف باشد. به نظر می رسد اگر عرف معیار باشد، این سخن که حرز محقق است صحیح نیست؛ زیرا عرف خلاف آن را نشان می دهد و «عرف» دائر مدار مراعی است. اگر غفلت باشد که دیگر، مال مورد نظر و مراعی نیست و اگر توجه به همان مال باشد، یعنی سرقت در حال توجه و مراقبت مالک صورت گرفته باشد، سرقت محقق نشده؛ زیرا «خفیه» که ماخوذ در معنای سرقت است محقق نیست. ب) اینکه ممکن است مستند شیخ رحمة الله علیه روایت صفوان بن امیه باشد که در بحث اعتبار حرز مشروحا ذکر کردیم؛ اما این روایت بنابر نقل «حلبی» نشانگر مراعات و نظر کردن مالک نیست؛ زیرا ظاهر آن این است که صفوان ردای خود را در مسجد گذاشته و بیرون رفت و وقتی بر گشت مواجه با سرقت آن شد. ج) احتمالی است که صاحب جواهر رحمة الله علیه مطرح می کند و آن اینکه حرز چیزی است که فی نفسه برای حفظ شی ء معد باشد و مراقبت از امثال گوسفند و دام در چراگاه ها حکم حرز را دارد. صاحب جواهر در نقد این احتمال می گوید: «بعضی اشیا اصولا فاقد حرز هستند و مراقبت و مانند آن حراست است و حراست از شی ء عرفا حرز تلقی نمی شود. بنابراین می توانیم بگوییم که چون در تحقق حرز تردید وجود دارد، شبهه موضوعی تحقق می یابد که در این صورت باید در مورد مساله به قاعده ی درا تمسک کرد و حد قطع را ساقط دانست.
مفهوم هتک
...
حرز یکی از گناهان و جرائم محسوب می شود که جهت تحقق، شرایط خاص خود را دارد که مصادیقی وجود دارد که با حرز مشتبه می شود.
اگر جیب کسی را بزنند آیا سرقت از حرز صادق است؟ مشهور فقها در این مورد بین جیب ظاهر و باطن تفصیل قائل شده اند. با این توضیح که اگر سرقت از جیب رویین باشد، دست قطع نمی شود و اگر سرقت از جیب زیرین باشد، دست قطع می شود.محقق رحمة الله علیه در شرایع گفته است: «و لا یقطع من سرق من جیب انسان او کمه الظاهرین و یقطع لو کانا باطنین...» شیخ و ابن زهره نیز بر آن دعوی اجماع کرده اند.
← دسته بندی روایات
در مورد سرقت میوه ، سه فرض قابل تصور است:۱. میوه ها از درخت چیده شده و در حرز قرار گرفته باشند.۲. میوه ها روی درخت بوده و درخت در باغ غیر محصور باشد.۳. میوه ها روی درخت بوده و درخت در باغ محصور و مقفل باشد.
← بررسی سه فرض
...


حرز در دانشنامه آزاد پارسی

حِرْز
(جای امن و مکان حفاظت شده) اصطلاحی در فقه؛ فقیهان آن را به معنای اصطلاحی خاص به کار نبرده و اغلب فهم آن را به عرف حواله داده اند. گرچه کوشیده اند تبیینی روشن از این مفهوم عرفی ارائه کنند؛ ولی اختلاف نظر آنان به تبیین های بسیار متعدد و متفاوت انجامیده است. شیخ طوسی گوید حرز جایی است که غیرمالک جز با اذن او نمی تواند وارد شود. برخی آن را پنهان کردن مال در محلی امن دانسته اند به گونه ای است که سارق بدون خطر نتواند آن را برباید. در تفسیری جامع تر می توان گفت حرز جایی است که برای نگهداری مال فراهم می کنند؛ مانند خانه برای اثاثیه، مغازه برای کالا، اصطبل برای چارپا. از این رو، حرز نسبت به هر مال تفاوت می کند. چنانکه در روایات آمده است جیب پنهان در لباس، حرز برای پول است. به هر روی سرقت وقتی موجب حد دست بریدن می شود که از حرز صورت پذیرد. در باب امانت نیز، چنانچه امین، مال مورد امانت را در حرز نگهداری کند، در صورت تلف شدن، خائن نخواهد بود. معنای دیگر حرز دعای حفظ و تعویذ است. نیز ← تعویذ

ارتباط محتوایی با حرز

حرز در جدول کلمات

حرز
پناهگاه , نصیب, تعویذ

معنی حرز به انگلیسی

amulet (اسم)
حرز ، طلسم ، سنگ طلسم

حرز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع حرز   • حرز در حقوق   • بهترین حرز   • معنی حرز امام جواد   • حرز انگشتر   • حرز امام حسین   • حرز حضرت زهرا   • شکست حرز   • مفهوم حرز   • تعریف حرز   • معرفی حرز   • حرز چیست   • حرز یعنی چی   • حرز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حرز
کلمه : حرز
اشتباه تایپی : pvc
آوا : herz
نقش : اسم
عکس حرز : در گوگل


آیا معنی حرز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )