انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1101 100 1

حرکت

/harekat/

مترادف حرکت: تحرک، تکان، جنبش ، قیام، نهضت ، رحلت، کوچ ، عزیمت، سیر، گردش، اهتزاز، نوسان، رفتار، عمل، وول

متضاد حرکت: سکون، رفرم، اقامت

برابر پارسی: جنبش، پویش، تکان، جُنبه

معنی حرکت در لغت نامه دهخدا

حرکت. [ ح َ رَ ک َ ] (ع مص ) حَرَکة. جنبش. جنبیدن. مقابل سکون ، آرام ، آرامیدن ، درنگ. تحشحش. حشحشة. کون. ذماء. تقتقة. رکضت. نهضت. مور. تمور. تکان. تکان خوردن. سید جرجانی گوید: حرکت اشغال حیزی است پس از حیزی. و هم او گوید: حرکت خروج از قوه است به فعل بر سبیل تدریج. و نیز حرکت دو بُوِش در دو آن در دو مکان ، چنانکه سکون دو بوش است در دو آن در مکان واحد : به یک حرکت به بام رسیدمی. (کلیله و دمنه ). قوت حرکت در فرزند پیدا آید. (کلیله و دمنه ). بعضی گفته اند اوج شمس را حرکت نیست. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 260).
- امثال :
حرکت از تو برکت از خدا.
|| رفتن. ذهاب : اینک رایت ها حرکت خواهد نمود جانب بست. (تاریخ بیهقی ص 510). حرکت خواهیم کرد ما [ مسعودبن محمود ] بر جانب بلخ... آنگاه سوی غزنین رفته آید. (تاریخ بیهقی ). علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. (تاریخ بیهقی ص 356). و ما چون از ری حرکت کردیم تا تخت ملک پدر را ضبط کرده آید و به دامغان رسیدیم بوسهل زوزنی به ما پیوست. (تاریخ بیهقی ص 332). صواب آن است که من پیوسته ام تا صلح پیدا آید و از آنجا بسلامت حرکت کرده شود. (تاریخ بیهقی ). طلیعه را بازگردانید که خوارزمشاه حرکت خواهد کرد. (تاریخ بیهقی ص 375). بر اثر به سه روز حرکت کنم. (تاریخ بیهقی ص 379).خواجه احمد حسن پس از حرکت رایت عالی ، به یک هفته گذشته شد. (تاریخ بیهقی ص 371). بر جانب هدایت حرکت خواهد کرد. (تاریخ بیهقی ص 400). دختر وی را که عقد نکاح کرده شده بباید آورد، پیش از آنکه از نشابور حرکت کرده باشد. (تاریخ بیهقی ص 383). دمنه گفت... ملک... حرکت و نشاط شکار فروگذاشته. (کلیله و دمنه ). بهیچ جانب حرکت و نشاط نمی کرد. (کلیله و دمنه ). که راه مخوف است... و هنگام حرکت نامعلوم. (کلیله و دمنه ). || (اِ) عمل. فعل. کار. رفتار : عامه ٔ مردم ویرا لعنت کردند بدین حرکت ناشیرین که کرد. (تاریخ بیهقی ). ملک زوزن را خواجه ای بود کریم النفس.... اتفاقاً از او حرکتی در چشم سلطان ناپسند آمد. (گلستان ). و این کلمه را در فارسی در حال لزوم با کردن صرف کنند، و معنی جنبیدن و رفتن دهد و در حال تعدی با دادن و معنی تحریک و جنبانیدن و بردن بخشد. ج ، حرکات. || (اصطلاح نحو) هریک از سه جنبش حرف یعنی فتحه و ضمه و کسره. حرکات ثلاث. مقابل سکون و جزم. حرف مصوت . و رجوع به اعراب شود. || (اصطلاح عروض ) یکی از رَس ّ واشباع و حذو و توجیه و مجری و نفاذ در قافیه. || (اصطلاح موسیقی ) زخم و ضربی که بر اوتار آید از زخمه یا کمان یا ناخن . || (اصطلاح فیزیک ) وضع را گویند که موقع آن نسبت به نقطه ٔ ثابتی تغییر کند. هرگاه مسافت مطویه بواسطه ٔ جسم متحرک متناسب با زمان باشد حرکت را متشابه وگرنه متغیر گویند. اگر در حرکت متغیر سرعت جسم به نسبت معینی تغییر کند حرکت را متغیر متشابه نامند. || (اصطلاح روانشناسی ) در اصطلاح روانشناسی ، حرکت بر چهار قسم است. دکتر سیاسی آرد: از جنبش ساده ٔ موجودات یک سلولی گذشته سایر حرکات را میتوان به چهار دسته تقسیم نمود بدین قرار: 1- حرکت انعکاسی یا بازتاب. 2- حرکت غریزی. 3- حرکت عادی. 4- حرکت ارادی. و نیز گوید: هر فعلی معمولاً از چندین حرکت ترکیب یافته است و از همین جهت ، هرچند که لفظ فعل (کنش ) ولفظ حرکت (جنبش ) غالباً بجای هم استعمال میشوند، ولی بهتر است حرکات مرکب را فعل یا کنش بخوانیم و از اطلاق این لفظ به حرکت ساده ٔ بسیط یا جنبش مانند اکثر حرکتهای انعکاسی خودداری کنیم.
- حرکت اختلاجی وجه و غیره ؛ لقوه.
- حرکت اختیاری . رجوع به حرکت ارادی شود.
- حرکت ارادیة ؛ مقابل حرکت قسریة. رجوع به حرکت ارادی شود.
- حرکت انبساطیه ٔ قلب و شرائین ؛ جنبش کشش و گسترش دل و شریانها. مقابل حرکت انقباضیه.
- حرکت انتقالیة ؛ حرکت دوری اجسام فلکی در مدار خود.
- حرکت انقباضیه ٔ قلب و شرائین ؛ جنبش فراهم آمدگی دل و شریانها. مقابل حرکت انبساطیه.
- حرکت بمعنی التوسط ؛ در مقابل حرکت بمعنی القطع. رجوع به حرکت توسطی شود.
- حرکت بمعنی القطع. رجوع به حرکت قطعی شود.
- حرکت در اَین ؛ حرکت جسمی است از مکانی به مکان دیگر وآنرا نقلة نامند. (تعریفات جرجانی ).
- حرکت در کَم ّ ؛ انتقال جسم است از کمیتی به کمیت دیگر، چنانکه از نمو به ذبول و برعکس. (جرجانی ).
- حرکت در کیف ؛ انتقال جسم است از کیفیتی به کیفیت دیگر، مانند گرم شدن آب و سرد شدن آن ، و این حرکت را استحالة خوانند. (جرجانی ). و باز گوید: هی الکیفیة الحاصلة للمتحرک مادام متوسطاً بین المبداء و المنتهی و هو امر موجود فی الخارج.
- حرکت در وضع ؛ حرکت وضعی. حرکت گِردگردانی یعنی مستدیره است. رجوع به حرکت وضعی شود.
- حرکت ذاتیة ؛ حرکتی است که عُروض آن بر ذات جسم بنفسه است. (تعریفات جرجانی ).
- حرکت طبیعیة ؛ مقابل حرکت قسریة. آن است که بسبب امری حاصل نگردد و شعور و اراده ای نیز با وی نباشد. رجوع به حرکت طبیعی شود.
- حرکت عَرَضیة ؛ حرکتی است که عُروض آن بر جسم بواسطه ٔ عُروض اوست بر جسمی دیگر بالحقیقة، مانند حرکت جالس سفینه. (تعریفات جرجانی ).
- حرکت قسریة ؛ مقابل حرکت ارادیة و مقابل حرکت طبیعیة. رجوع به حرکت قسری شود.

حرکة. [ ح َ رَ ک َ ] (ع مص ) رجوع به حرکت شود.

حرکة. [ ح َ ک َ ] (ع اِ) درخت چوب پنبه. شویر. شوبر. زلنفج. برینس.

معنی حرکت به فارسی

حرکت
جنبش، ضدسکون، حرکات جمع، حرکت انتقالی ومداری
۱- ( مصدر ) جنبش کردن جنبیدن مقابل سکون. ۲- خروج از حالت موجود بطور تدریج و آن عبارتست از فعل و کمال اول چیزیست که بالقوه است . پس قوت برای موجود متحرک بمنزل. فصل مقوم است و مقابل حرکت سکون است از باب تقابل عدم و ملکه و بالجمله حقیقت حرکت عبارت از حدوث تدریجی و خروج از قوت بفعل است ۳ - ( اسم ) حرف مصوف وایل . جمع : حرکات . ترکیبات اسمی . یا حرکت ارادی . حرکت یک عضو یا تمام بدن تحت فرمان مراکز دماغی یا بمیل و اراد. خود شخص مقابل حرکت غیر ارادی . یا حرکت انتقالی . حرکت کر. زمین در مدت ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه یعنی یک سال شمسی گرد آفتاب مقابل حرکت وضعی. یا حرکت ( جوهریه ) . هراکلیتوس فیلسوف یونانی و گروهی از حکمای دیگر قابل بوقوع حرکت در مقول. جوهر بوده اند . صدر الدین شیرازی این مساله را بنحوی خاص مورد بحث قرار داده گوید: حرکت در مقول. جوهر واقع است و ازین قول نتایجی گرفته است . یا حرکت دائم ( دائمه ) . حرکت افلاک را گویند که دایم است و مستدیر است . یا حرکت سعاوی . حرکات افلاک همواره مستدیر و قدیم انداز جهت اجزائ و واسط. میان حوادث و قدیمند یا حرکت طبیعی . مقابل حرکت قسری است که مبدائ آن میل طبیعی باشد مانند حرکت آتش بسوی بالا . یا حرکت غیر ارادی . حرکتی که بدون فرمان مراکز دماغی و بدون اراد. شخصی انجام گیرد . مقابل حرکت ارادی . یا حرکت قسری . هرحرکت که مخالف میل طبیعی متحرک و مستفاد از خارج باشد و آنرا حرکت قهری هم نامند بعبارت دیگر حرکتی است که محرکش خارج از ذات متحرک باشد . یا حرکت قهری . یا حرکت وضعی . حرکت کر. زمین در مدت ۲۴ ساعت یک شبانه روز - بدور محور خود مقابل حرکت انتقالی . یا به ( در ) حرکت در آوردن . بجنبش در آوردن .
[way] [حمل ونقل دریایی] جابه جایی شناور در آب
[cloud movement] [علوم جَوّ] جابه جایی ابرها یا حرکت ابرهای منفرد در درون مجموعۀ ابرهای منفرد که از سطح زمین یا داخل هواپیما یا ماهواره دیده می شود
[administrative movement] [علوم نظامی] حرکت سازمان یافتۀ نیروها و خودروها برای تسریع در حرکت و صرفه جویی در وقت و انرژی، هنگامی که خطر مداخلۀ نظامی دشمن در میان نباشد
[running movement] [حمل ونقل ریلی] حرکت قطار در خط اصلی که با مجوز علامت اصلی صورت می گیرد
[pan] [سینما و تلویزیون] حرکت چرخشی دوربین به راست یا چپ، حول محور ثابت و در سطح افق متـ . افق گَرد
[translational motion] [فیزیک] حرکت جسم صُلب بدون هیچ گونه چرخش
[نجوم] ← گردش 3
حرکت ارتعاشی حرکت نوسانی
[apsidal motion] [نجوم] چرخش خط اوج و حضیض در مدار بیضوی جِرمی به دور جِرم دیگر که براثر اختلالات گرانشی یک یا چند جِرم آسمانی دیگر در نزدیک آن دو رخ می دهد
[critical movement] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] بیشترین حجم تردد، در هنگام سبز بودن چراغ در یک مسیر
[retrograde movement] [علوم نظامی] هرنوع حرکت یگان به سمت عقب یا در جهت دور شدن از دشمن که ممکن است براثر فشار دشمن یا به اختیار اجرا شود
[kinetoscope] [علوم پایۀ پزشکی] ابزاری برای تصویربرداری از حرکات بدن
[kinetoscopy] [علوم پایۀ پزشکی] تصویربرداری از حرکات بدن
[counterclockwise motion] [فیزیک] حرکت در جهت مخالف حرکت عقربه های ساعت
[wh-movement] [زبان شناسی] قاعده ای گشتاری در برخی از زبان ها که گزارۀ پرسش واژه ای را به جایگاه آغازین جمله می آورد
[conjunct motion] [موسیقی] حرکت از یک صدا به صدای مجاور در یک بخش (part)
[slablike motion] [علوم جَوّ] میدان سرعت افقی که برای آن می توان تقریب تختالی را به کار بست
[precession] [نجوم] جابه جایی تدریجی راستای محور چرخش زمین یا هر جسم چرخان که مخروطی فرضی را در فضا ایجاد می کند
[trapping] [مهندسی محیط زیست و انرژی] حرکتی که در آن دامنۀ انتشار عمودی دودستون بین دو لایۀ وارونگی محدود می شود
[فیزیک] ← حرکت دوره ای
[mass movement] [زمین شناسی] حرکت بخشی از سطح زمین به صورت یک واحد

معنی حرکت در فرهنگ معین

حرکت
(حَ رَ کَ) [ ع . حرکة ] ۱ - (مص ل .) تکان خوردن ، جنبیدن . ۲ - جابه جا کردن ، تکان دادن . ۳ - جنبش ، فعالیت . ۴ - رفتار، عمل . ۵ - (اِ.) هر یک از سه نشانة نوشتاری واکه های کوتاه شامل فتحه ، کسره و ضمه . ۶ - خروج از حالت موجود به طور تدریج (فلسفه ).

معنی حرکت در فرهنگ فارسی عمید

حرکت
۱. تغییر مکان دادن: فردا حرکت خواهم کرد.
۲. [مجاز] رفتار: حرکت بی ادبانه.
۳. جنبش.
۴. (ادبی) هریک از سه علامت نوشتاری واکه های کوتاه، شامل -َ ،-ِ، و-ُ.
=حرکت انتقالی: (نجوم) حرکتی که کرۀ زمین در مدت ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه دور خورشید انجام می دهد و موجب به وجود آمدن چهار فصل می شود.
=حرکت وضعی: (نجوم) حرکتی که کرۀ زمین در مدت ۲۴ ساعت دور محور خود انجام می دهد و موجب به وجود آمدن شب و روز می شود.

حرکت در دانشنامه اسلامی


...
حرکت در دو معنا استعمال شده است. از حرکت به معنای نخست در بابهای طهارت، صلات، حج و صید و ذباحه سخن گفته اند.
۱-تکان خوردن، جابه جا شدن، مقابل سکون۲-هر یک از سه نشانه نوشتاری زیر، زبر و پیش.
احکام حرکت به معنای نخست
هنگام تلقین میت، مستحب است با دست راست شانه راست میت و با دست چپ شانه چپ او را گرفته و دهان را به گوشش نزدیک نموده، به شدت تکان بدهند و تلقین کنند. در نمازهای واجب، واجب است بدن و مکان نمازگزار استقرار داشته باشد، یعنی ساکن و بدون حرکت باشد.بر لال واجب است در تکبیرة الاحرام و ذکرهای واجب نماز و نیز بنابر مشهور هنگام تلبیه زبان خود را همراه با اشاره انگشت حرکت دهد. سایه قرار دادن بر بالای سر در حال حرکت بر مرد محرم حرام است. از شرایط صحّت تذکیه آن است که حیوان پس از ذبح حرکتی بکند که نشانگر حیات یا استقرار حیات او باشد؛ هرچند به پلک زدن یا حرکت دادن دم باشد. برخی، علاوه بر آن، خروج خون به مقدار متعارف را لازم دانسته اند.
احکام حرکت به معنای دوم
از حرکت به معنای دوم در باب صلات سخن گفته اند.اخلال عمدی به حرکات کلمه در قرائت و نیز ذکرهای واجب نماز موجب بطلان آن می شود.
مقالات مرتبط
...
حرکت در لغت به معنای جنبیدن و تکان خوردن است. در اصطلاح فلسفه این عنوان در ضمن مباحث قوه و فعل مورد بحث قرار می گیرد. بهترین تعریف برای حرکت تغیر تدریجی است. برخی از فلاسفه یونان باستان تغیر تدریجی و حرکت را انکار کرده اند.
حرکت به اصطلاح فلسفه اخص از حرکت به معنای لغوی است زیرا حرکت لغوی شامل تغییر دفعی و تدریجی هر دو می شود، در حالی که تنها تغییر تدریجی، حرکت فلسفی است.با بیان فوق اجمالا تعریف حرکت هم معلوم شد، اما قبل از تفصیل تعریف یا تعاریف حرکت باید این نکته را متذکر شویم که هیچ یک از تعاریفی که برای حرکت ارائه شده است تعریف حدی و حقیقی نیست، بلکه همگی تعریف به رسم هستند؛ یعنی صرفا از طریق آن ها می توان حرکت را از غیر حرکت بازشناخت، ولی نمی توان به حقیقت و ذات آن پی برد.
مطهری، مرتضی، حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، ج۱، ص۱۹، حکمت، ۱۳۶۹.    
تعاریف زیادی برای حرکت ارائه شده است که معروف ترین آنها عبارت است از:الف) تغییر تدریجیب) خروج تدریجی شیء از قوه به فعل.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، بدایة الحکمة، مرحله دهم، فصل سوم، ص۱۲۰.    
گروهى از فلاسفه یونان باستان مانند پارمنیدس و زنون الئایی تغیر تدریجى و حرکت را انکار کرده اند این سخن در آغاز عجیب بنظر مى رسد و فورا این سؤال را در ذهن خواننده و شنونده پدید مى آورد که مگر ایشان این همه حرکات مختلف را نمى دیده اند و مگر خود ایشان در روى زمین حرکت نمى کرده اند اما با دقت در سخنان ایشان روشن مى شود که مطلب به این سادگى نیست و حتى بازگشت سخن بعضى از کسانى که قائل به حرکت بوده اند و سرسختانه از آن دفاع کرده اند مانند بعضى از سخنان مارکسیست ها نیز به قول الئاییان است.
مصباح یزدی، محمدتقی آموزش فلسفه، ج۲، ص۲۸۹.    
...
متفکران الهی هرکدام، از راهی به سوی خدا پی برده، و از آن طریق بر وجود او اقامه برهان کرده‏اند، و در حقیقت مقصد و هدف همگان یکی است هرچند در طریق و شیوه اقامه برهان، با هم تفاوت دارند. فلاسفه الهی از تقسیم وجود به واجب و ممکن، بر وجود واجب استدلال نموده ‏اند . ولی دانشمندان طبیعت‏شناس از طریق وجود حرکت در طبیعت، بر وجود محرک غیر متحرک، و متکلمان از طریق حدوث عالم ماده، اعم از جوهر و عرض، بر وجود خالق و پدید آرنده جهان، استدلال کرده‏اند. شیخ الرئیس در حالی که هر سه برهان را متذکر شده است، برهان نخست را استوارتر از دو برهان بعدی دانسته است؛ زیرا در برهان نخست اصل هستی مورد مطالعه قرار می‏گیرد آنگاه، واجب الوجود بالذات، اثبات می‏گردد، در حالی که در دو طریقه اخیر از ویژگی‏های وجود امکانی(حرکت و حدوث) به پدید آرنده آن پی می‏بریم، و این در حقیقت از نوع برهان انی است.
هر برهانی برای خود پیام و مخاطبان خاصی دارد، وهرگز نباید از هر برهان انتظار اثبات همه مدعای الهیون را داشت، بلکه نتیجه هر برهان، متناسب با مقدمات آن است. و در مقبولیت ‏یک برهان کافی است که بخشی از مدعا را ثابت کند، هرچند بخش دیگر آن را دلیل دیگر عهده‏دار شود.

← قلمرو برهان حرکت
با توجه به این دو مطلب اکنون به تقریر برهان حرکت‏ به صورت موجز و روشن می‏پردازیم:
این برهان در کلمات قائلان به گونه‏ای مختلف تقریر شده است که دو تقریر آن را یادآور می‏شویم:

← الف: تقریر اول برهان حرکت
«محرک غیر متحرک بدان گونه که در حکمت مشاء ثابت می‏شود می‏تواند جسم و یا صورت جسمیه باشد؛ زیرا حرکت در حکمت مشاء در برخی از اوصاف وعوارض جسم است و لذا برهان حرکت نیاز به محرک را در محور همان اوصاف و عوارض اثبات می‏ نماید، و با این بیان گوهر و ذات عالم طبیعی وجسمانی همان گونه که از حرکت، تغییر و حدوث مصون می‏ماند، از محرک نیز بی نیاز می‏شود».
و به دیگر سخن: قائلان به برهان حرکت‏ شبهه ازلیت ماده و یا صورت جسمیه را نیز نمی‏توانند دفع کنند؛ زیرا جسم که مرکب از صورت و ماده است، در بیرون از ذات، یعنی در محور عرض و یا محور صور نوعیه‏ای که بر جسم عارض می‏شوند متغیر بوده و محتاج به محرک می‏باشد نه فزونتر از آن‏که ماده و یا صورت جسمی را در برگیرد.
حاصل اشکال این است که ما برای توجیه حرکت در اعراض و یا صورتهای نوعیه به یک محرک غیر متحرک نیاز داریم، و کافی است که بگوییم حرکت در این امور (اعراض و صورتهای نوعیه) از صورت جسمیه که ثابت و غیر متحرک است، سرچشمه می‏گیرد؛ در این صورت برهان حرکت عقیم خواهد بود و نخواهد توانست‏حدوث ماده، یا صورت جسمی را ثابت، و ما را به ماورای طبیعت رهنمون گردد؛ زیرا محرک غیر متحرک در همین عالم نیز یافت می‏شود و آن صورت جسمیه است.

تحلیل اشکال
...
برهان حرکت یا مُحَرِّک اول از براهین جهان شناختی اثبات وجود خداست که براساس حرکت جهان به اثبات خداوند می پردازد. ارسطو نخستین کسی بود که برهان حرکت را در قالب برهان ارائه کرد. این برهان در فلسفه اسلامی و غرب تکمیل و ایراداتی نیز به آن وارد شد. برهان حرکت براساس مطلق حرکت، حرکت نفس انسانی، حرکت جوهری و حرکت افلاک تقریر شده است. هر یک از این تقریرها از طریق علت فاعلی و علت غایی نیز تبیین شد ه اند.
از نظر گروهی، برخی از آیات مرتبط با حرکت موجودات مانند سیر تکاملی انسان، اشاره به برهان حرکت دارند. از دیدگاه برخی برهان حرکت، فقط ماوراء طبیعت را اثبات می کند و از اثبات واجب الوجود ناتوان است.
براساس برهان حرکت، از حرکتی که در جهان مشاهده می شود، می توان به مُحرِّک نامُتحرِّک رهنمون شد. محتوای کلی این برهان چنین است:
حرکت در اصطلاح فلاسفه به تغییر تدریجی اطلاق می شود. از دیدگاه فلاسفه حرکت را می توان براساس موضوع، فاعل، مسافت، زمان و... تقسیم کرد.
مقومات حرکت در تمام حرکات وجود دارد و قابل تنوع و تفاوت نیست تا براساس اختلاف آنها بتوان اقسام مختلفی را برای حرکت در نظر گرفت. اما مشخصات و لوازم حرکت کمابیش قابل تفاوت و تنوع است و می توان برحسب اختلاف آنها اقسامی را برای حرکت اثبات کرد؛ مثلاً اختلاف مدار در حرکات انتقال کاملاً محسوس است و اشکال مختلفی که برای آن تصور می شود، موجب تفاوت حرکات مربوطه می گردد.ولی از یک سوی، اختلاف مدارات انواع محصوری ندارد و از سوی دیگر، نتیجه فلسفی خاصی بر این تنوع مترتب نمی شود. ازاین رو، تقسیم حرکات برحسب اختلاف مدارات چندان فایده ای دربرنخواهد داشت.همچنین جهات حرکات هر چند از نظر کلی قابل تقسیم به شش جهت اصلی معروف است، اما اولاً، این اقسام قراردادی است، و ثانیاً، تقسیم حرکات برحسب اختلاف آنها فاقد ثمرهٔ فلسفی می باشد. نیز سرعت حرکت مراتب بی شماری دارد، اما این اختلاف مراتب تاثیری در تحلیل فلسفی آنها ندارد.اما تقسیم حرکت برحسب اختلاف فاعل ها، در واقع تابع اقسام فاعل است. به طور کلی می توان حرکت را به دو قسم طبیعی و ارادی تقسیم کرد؛ زیرا فاعل های بالقصد و بالعنایه و بالرضا و بالتجلی، همهٔ فاعل های ارادی هستند و فاعل های بالجبر و بالتسخیر هم حالات خاصی از آن به شمار می روند، چنان که فاعل قسری، حالت خاصی از فاعل طبیعی محسوب می شود.
تقسیم حرکت براساس شتاب
اتومبیلی را در نظر بگیرید که عقربه کیلومترشمار آن تدریجاً از صفر به طرف یک صد کیلومتر در ساعت، بالا می رود، و مدتی روی این شماره می ایستد و سپس تدریجاً به طرف صفر پایین می آید. این اتومبیل در طول مدت حرکت خود، از نقطهٔ (الف) به نقطهٔ (ب) انتقال می یابد که حرکتی انتقالی و در بستر مکان می باشد، اما در این جریان، دو تغییر تدریجی دیگر هم مشاهده می شود، یکی تغییر سرعت از صفر به یک صد، و دیگری تغییر آن از یک صد به صفر. این تغییر نیز از نظر فلسفی مشمول تعریف حرکت است و می توان آن را نوعی حرکت کیفی به شمار آورد، از این جهت که تندشدن و کندشدن، دو کیفیت ویژهٔ حرکت محسوب می شوند که عارض کمیت سرعت آن می گردند. نظیر همین تغییر را در انواع دیگری از حرکت می توان در نظر گرفت و حتی یک حرکت کیفی، از نظر دیگری می تواند متصف به حرکت کیفی دیگری شود؛ مثلاً فرض کنید که جسم بی رنگی تدریجاً سیاه رنگ می شود و مدتی به همان حالت سیاهی باقی می ماند و سپس رنگ آن تدریجاً می پرد و دوباره بی رنگ می گردد. بی شک تغییر رنگ جسم، حرکتی در مقوله کیف به شمار می رود، اما ممکن است درجه سیاه شدن یا رنگ پریدن آن در همه اجزاء زمان یک نواخت نباشد و مثلاً سرعت سیاه شدنِ آن تدریجاض افزایش یابد و سپس به همین منوال رو به کاهش برود. این تغییر سرعت، تغییر دیگری غیر از اصل تغییر رنگ است و ازاین رو می توان آن را حرکتی روی حرکت اول تلقی کرد، چنان که می توان حرکت یک نواخت را فاقد این تغییر دانست و آن را از نظر سرعت «ثابت» شمرد.
← اقسام حرکت از دیدگاه ثبات
دانستیم که تکاملی بودن حرکت به معنای شدت یافتن و شتاب گرفتن آن کلیت ندارد و هیچ کدام از تعاریف حرکت هم اشعاری به این مطلب ندارد. اما به معنای تکامل یافتن متحرک در اثر حرکت، ممکن است از دو تعریف یادشده چنین استنباطی بشود که چون متحرک به واسطهٔ حرکت به فعلیت و کمال جدیدی می رسد، ضرورتاً هر حرکتی اشتدادی و موجب تکامل یافتن متحرک خواهد بود.کسانی که چنین استنباطی کرده اند، خود را با مشکل بزرگی مواجه دیده اند و آن این است که بسیاری از اشیاء تدریجاً رو به ضعف و پژمردگی و نابودی می روند و نه تنها حرکات و دگرگونی های تدریجی آنها بر کمالشان نمی افزاید، بلکه پیوسته از کمالاتشان می کاهد و آنها را به مرگ و نیستی نزدیک می کند، چنان که نباتات و حیوانات پس از گذراندن دوران رشد و شکوفایی، وارد مرحلهٔ پیری و ناتوانی می شوند و حرکت ذبولی و نزولی آنها آغاز می گردد.برای رهایی از این مشکل، به این صورت چاره جویی کرده اند که این گونه حرکات نزولی و انحطاطی، همراه با حرکات موجودات رشدیابنده دیگری است، مثلاً سیبی که در اثر کرم زدگی فاسد می شود، کرم درون آن رشد می یابد و حرکت حقیقی، همان حرکت تکاملی کرم است که موجب کاهش کمالات سیب می گردد و پژمردگی و فاسد شدن آن، حرکتی بالعرض می باشد.
توأم بودن حرکت نزولی و اشتدادی
...
حرکت عبارتست از خروج تدریجی شیء از قوه به فعل و حرکت در حرکت عبارتست از حرکت ثانوی و دومی که برای اعراض مفارق مانند کم خاص، کیف خاص و مقدار خاص، اتفاق می افتد. با این توضیح که وقتی جوهر جسمی بر اساس حرکت جوهری تغییر می کند و حرکت می نماید، در اعراض آن جسم دو حرکت روی می دهد؛ یک: حرکت در همه اعراض (چه آنها که ثابت به نظر می رسند و لازم جسم هستند و چه آنها که متحرک و متغیر به نظر می رسند و مفارق هستند).
اعراضی که لازمه وجود موضوع در خارج هستند و وجود آن بدون آنها امکان ندارد؛ مانند اعراضی که لازمه ماهیت شیء هستند، با جعل موضوعشان به جعل واحد ایجاد می شوند، بی آنکه میان آنها و موضوعشان جعل دیگری صورت بگیرد. در نتیجه، تحول یکی به معنای تحول و تغییر دیگری خواهد بود؛ زیرا ثبات و برقراری صفات با وجود تغییر و دگرگونی موضوع بی معناست و تحول و دگرگونی یکی یه معنای تغییر و تحول دیگری خواهد بود. علاوه بر این حرکت عمومی -که در همه احوالات و اعراض جسم روی می دهد و آنرا می توان حرکت نخست و اولیه نامید- حرکت دیگری نیز در اعراض مفارق (اعراض مفارق احوالی هستندکه موضوع بدون وجود انها هم می تواند در خارج موجود شودو وجودش ضرورتی برای وجود موضوع ندارد؛ مانند کتابت، سیاهی، حرارت و مانند آنها.) که به واسطه حرکت بر موضوعات خود عارض می شوند، روی می دهد؛ مانند آنچه که در حرکات مقوله های این، کم، کیف و وضع مشاهده می شود. این حرکت را می توان حرکت ثانوی یا حرکت در حرکت نامید. مثلا وقتی که سیب، تغییر رنگ می دهد، جوهر و عوارض آن (حتی رنگ آن) تغییر می یابد ولو در ظاهر، رنگ آن ثابت به نظر باید. پس تغییر رنگ سیب، خودش تبدیل سیب از نوعی به نوع دیگر است که حرکت ثانوی آن عرض خواهد بود. این حرکت را که محسوس نیست و اسم ندارد علامه طباطبایی کشف و اثبات نمود. هر چند که به نظر استاد مطهری ، بهتر است نام آنرا حرکت مرکب بنامیم نه حرکت در حرکت. زیرا حرکت در حرکت در جایی است که حرکتی در ضمن حرکت دیگر روی دهد. مثلا وقتی سنگی از بالا به طرف زمین پرتاب می شود، سنگ در ضمن این حرکتش، دائما سرعتش افزایش می یابد و در حقیقت در ضمن حرکتش، حرکت دیگری نموده است. این مطلب در کلمات قدما در ضمن بحث حرکت در مقوله "ان ینفعل و ان یفعل" آمده است و تا زمان ملاصدرا ، اکثرا به محال بودن آن معتقد بودند و در میان معاصرین، علامه طباطبایی به درستی آنرا به اثبات رساندند.
اشکالات حرکت در حرکت
دو ایراد بر این حرکت وارد نموده اند: اولا: حرکت در یک مقوله مستلزم آن است که در هر یک آن، یکی از افراد آن مقوله، بر متحرک وارد شود، در حالی که اگر تغییر رنگ سیب، یک حرکت ثانوی و حرکت در حرکت باشد، مقوله کیف فاقد فردی که حداقل یک لحظه موجود باشد، می شود؛ لذا امکان ندارد که در هر آن، یک فرد از آن مقوله بر سیب وارد شود بلکه وجود هر فرد نیز تدریجی و در ظرف زمان خواهد بود. بنابراین نمی توان ورود تدریجی این افراد را حرکت شمرد. ثانیا: متحرک در هر یک از حدود حرکت، نباید بیش از یک "آن" قرار بگیرد؛ زیرا اگر در یک حد مدتی استقرا یابد، در آن حد ساکن خواهد بود و این خلف متحرک بودن آن است. حال اگر دو حرکت و افراد فرضی آن دارای امتداد زمانی باشند و خودشان تدریجی باشند، متحرک در هر بک از دو حرکت، مدتی مستقر خواهد شد، پس رسیدنش به یک حد، مصادف با خروجش نخواهد بود و این خلف متحرک بودن آن است.
← پاسخ اشکالات
 ۱. ↑ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، ص۲۵۴، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۲ه. ق، چ شانزدهم.۲. ↑ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، ص۲۶۳.۳. ↑ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، ص۲۶۳.۴. ↑ شیروانی، علی، ترجمه و شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۳۰۸، فم، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۶ه. ش، چ هفتم.۵. ↑ ملاصدرا، اسفار اربعه، ج۷، ص۳۹۰.۶. ↑ طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحکمه، ص۲۶۳.۷. ↑ شیروانی، علی، شرح نهایه الحکمه، ج۲، ص۳۰۹.۸. ↑ مطهری، مرتضی، حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، ج۱، ص۳۸۳، تهران، نشر حکمت، ۱۳۶۹ه. ش، چ سوم.    
...



حرکت در دانشنامه ویکی پدیا

حرکت
حرکت در فیزیک به معنی تغییر مکان جسم در ارتباط با زمان است. حرکت در فیزیک از نیرو ناشی می شود و با مفاهیم سرعت، شتاب، جابجایی و زمان مرتبط است. بنا بر قانون اول نیوتن، سرعت یک جسم تنها در حالتی تغییر می کند که نیرویی جدید به آن وارد شود؛ این مفهوم تحت عنوان اینرسی شناخته می شود.
فیزیک حرکت بخشی از فیزیک است که به توصیف حرکت و علل آن اختصاص دارد. فیزیک حرکت یا حرکت شناسی به صورت کلاسیک خود به دو بخش تقسیم می شود:
مکانیک: مکانیک بخشی از حرکت شناسی است که خود به دو بخش سینماتیک (برگرفته از زبان یونانی: سینما به معنی حرکت) و دینامیک تشکیل شده است و به صورت کلاسیک از قوانین نیوتون پیروی می کند.
مکانیک شاره ها: قسمتی از حرکت شناسی که در آن حرکت شاره ها اعم از مایع گاز یا پلاسما بررسی می شود.
عکس حرکت
حرکت تغییر مکان جسم در طول زمان است.
حرکت (هنرهای تجسمی)
حرکت (ترانه کیت بوش)
حرکت همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
«حرکت» تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا کیت بوش است که در ۶ فوریه ۱۹۷۸ (۱۹۷۸-02-۰۶) منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم لگد درون قرار داشت.
حرکت در هنرهای تجسمی ممکن است با نقطه یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. اندازه و مقدار حرکت ممکن است کوچک بزرگ پهن باریک تابیده و رشد یابنده باشد. شکل حرکت نیز ممکن است به صورت راست مدور مستقیم زیگزاگ مارپیچی گرد و تودرتو وجود داشته باشد. وضعیت و جهت آن نیز از جانب راست به چپ یا بالعکس از بالا به پایین از اطراف به جانب مرکز یا به همه جهات باشد. علاوه بر این حرکت ممکن است از نظر تعداد مدنظر قرار گیرد. حرکت که به وسیله عناصر تصویری ایجاد می گردد دارای انرژی تصویری است که بستگی به شدت عمل مواد طراحی و طراح و فعل طراحی دارد. فعال تر از نقطه خط می باشد که مهم ترین عنصر تصویری است و جلوه های مختلف حرکت را به وجود می اورد. اغلب تجربه های مستقیم حرکت زمانی اتفاق می افتد که چشم یک جهت خطی را دنبال می کند. این مورد ممکن است در سطح دوبعدی و در روی صفحه ای واقع شود یا اینکه در فضای سه بعدی ایجاد گردد. در هر صورت همواره حرکت در مسیرهای خطی مستتر است. خط کناره یا پیرامون اشکال یا احجام خود مسیر خطی را مشخص می کند که به هنگام مشاهده آن برای بیننده احساس حرکت را ایجاد می کند.
ایجاد حرکت به وسیله تکرار:
یکی از مشخصه های طبیعت و زندگی حرکت و تغییر است و جهان پیرامون ما از تحرکی درونی برخوردار است. ما نیز به عنوان جزئی از این طبیعت دائم در حال تغییر می باشیم و تحمل یک وضعیت ثابت برایمان دشوار است. به طوری که حتی در حالت خواب نیز وضعیت مان را تغییر می دهیم. به همین دلیل هنرمندان از دیرباز علاقه مند به بیان و ثبت حرکت در اثارشان بودند و این امر به شیوه های مختلف در اثار هنری به چشم می خورد. مسئلهٔ حرکت در اثار نقاشی دوران گذشته کم و بیش مطرح بوده است چنان که در اثار حجاری شده مصر باستان نقاشی های دوره بیزانس و خصوصاً اثار دوره رنسانس می توان این مسئله را به صورت روشن تری مشاهده کرد.
هر ماده ای در ذرات خویش در حرکت و تکاپوست و هر موجودی در طبیعت از تحرکی درونی برخوردار می باشد. انسان نیز خود هم در ظاهر و هم در باطن مرتباً درحالت تحول و دگرگونی بوذه هیچگاه در لحظه ای از زمان و مکان ثابت و ایستانیست. در این رابطه دانشمند المانی مینکوسکی در کتاب اصول نسبیت می گوید هرگز کسی مکان معینی را مگر در زمانی معین و زمان معینی را مگر در مکان معین ندیده است. دستگاه بینایی نیز که از سیستم بسیار پیچیده ای شکل گرفته تحریک ها و دریافت های حسی پی در پی خود را مرتباً با حرکت و تکاپوی درونی انطباق می دهد و رویدادهای خارجی و دنیای عینی را به صورت خاطره و تجربه های بصری در حافظه ثبت می کند. اما ثبت هر نمونه عینی حتی اگر به ظاهر ساکن و بدون حرکت باشد بعلت ارگانیسم پویا و زندهٔ وجود انسان در هر لحظه از زمان حالتی متفاوت با لحظه های دیگر خواهد داشت. با بررسی مجدد و بازبینی مفاهیم قدیمی نسبت به سکون و ایستایی عناصر طبیعی درک تازه ای از حرکت درونی پدیده ها و دنیای عینی به وجود امد و در نتیجه موجب گشودن دیدگاه های جدیدی در عالم هنری خصوصاً نقاشی گردید. ثبت احوادث و بازنمایی صحنه های طبیعی با پرسپکتیو خطی و ایجاد سایه روشن هایی که بعد کاذب ایجاد می کند فضایی را به وجود می اورد که فقط لحظه ای از زمان را نشان می دهد. بدین ترتیب گویی هر چیزی در یک لحظه از زمان و در یک نقطه از مکان توقف کرده است. اما با توجه به این نکته که هر چیزی اعم از ثابت و ساکن در درون خود پویاست و علاوه بر این محیط زندگی انسان امروزی نیز تحت تأثیر پیشرفتهای علمی و تکنولوژی دستخوش تحرک و جنبش زایدالوصفی شده است دیگر روش های قدیمی نمی تواند نمایشگر عالم حاضر باشد. به همین جهت است که ضرورت یافتن راه ها و روش های جدید معلوم می گردد.
امروزه پیرامون ما را فضاهای مختلف شهری احاطه کرده اند و ماشین ها مغازه ها اجناس رنگارنگ و سیستم های ارتباطی مدرن عمومیت یافته اند. در نتیجه نمی توان مانند گذشته ارزیابی و سنجش را انجام داد و امروزه که تا حدودی عمق پدیده ها برای انسان شناخته شده و حرکت نظر همه را جلب کرده مهم ترین بیان هنری زمانه را به عهده گرفته است.
اسلوموشن (به انگلیسی: Slow motion یا slowmo)، حرکت آهسته یا کُندنمایی به افکتی گفته می شود که در فیلمسازی زمان کندتر می شود و حرکت ها آهسته تر می گردند. این روش نمایش را آگوست موسکر اهل اتریش اختراع کرد.
تصویربرداری زمان گریز
در این روش فیلمبرداری فیلم با سرعت معمولی فیلمبرداری می گردد و در زمان نمایش سرعت پخش آن را کاهش می دهند. بعضی از دوربین های فیلمبرداری قابلیت فیلم برداری با تعداد فریم بیشتر از ۳۰ فریم در ثانیه را دارند که باعث می شود در زمانی که فیلم با سرعت آهسته نمایش داده می شود کیفیت آن افت نکند.
حرکت از انطاکیه به اورشلیم در نخستین جنگ صلیبی (انگلیسی: March from Antioch to Jerusalem during the First Crusade)، حرکت به سمت جنوب صلیبیون پس از تصرف انطاکیه به سمت اورشلیم طی جنگ صلیبی اول که از ۱۳ ژانویه ۱۰۹۹ آغاز شد و تا ۷ ژوئن ۱۰۹۹ که سپاه صلیبی به اورشلیم ــ که در سال ۱۰۹۸ توسط فاطمیان تسخیر شده بود ــ رسید، ادامه یافت.
Albert of Aix, Historia Hierosolymitana
Anna Comnena, Alexiad
Guibert of Nogent, Dei gesta per Francos
Fulcher of Chartres, Historia Hierosolymitana
Gesta Francorum et aliorum Hierosolimitanorum, (anonymous)
Ibn al-Qalanisi, The Damascus Chronicle of the Crusades
Michael the Syrian, Chronicle
Peter Tudebode, Historia de Hierosolymitano itinere
Raymond of Aguilers, Historia Francorum qui ceperunt Iherusalem
William of Tyre, A History of Deeds Done Beyond the Sea
در همین میان، سپاه صلیبیون به سوی انطاکیه که تقریباً در نیمهٔ راه اورشلیم و قسطنطنیه قرار داشت، حرکت کرد. استفان بلوآ این شهر را، «شهری فراتر از باور و بسیار مستحکم و غیرقابل تسخیر» توصیف کرده است و ایدهٔ گرفتن شهر با حملهٔ مستقیم باعث سستی صلیبیون گردید. به جای آن، آن ها به وادار کردن شهر به تسلیم، یا پیدا کردن خیانتکاری درون شهر امید بسته بودند. (تاکتیکی که در گذشته نیز در انطاکیه روی داده بود و منجر به سلطهٔ بیزانسی ها و پس از آن ترکان سلجوقی گشته بود) سپاه صلیبی در ۲۰ اکتبر ۱۰۹۷، انطاکیه را محاصره کرد. در طول تقریباً هشت ماه محاصره، آن ها مجبور شدند دو سپاه بزرگ کمکی به فرماندهی دقاق و فخرالملوک رضوان، امیران حلب و دمشق را شکست دهند. انطاکیه چنان شهر بزرگی بود که صلیبیون نیرو و سرباز کافی برای محاصرهٔ کامل آن در اختیار نداشتند، و در نتیجهٔ این امر، به شهر کمک و پشتیبانی رسانده می شد. در ۴ مه ۱۰۹۸، ناوگانی از صلیبیون انگلیسی به آنجا رسید و حامل نیروهای کمکی و بسیاری از تجهیزات و تدارکات مورد نیاز برای آنان بود. به لطف این نیروها و تجهیزات فراهم شده حلقه محاصره شهر کامل گردید.
در اوایل ماه مه ۱۰۹۸، کربغا، اتابک موصل به همراه نیروهایی از دیگر مناطق عراق و ایران و جمعی از نیروهای امیر ارتقی شمال سوریه از موصل برای پایان دادن به محاصره به سوی انطاکیه حرکت نمود. در پی رسیدن این اخبار به صلیبیون آنان به سرعت به چاره اندیشی برای مقابله با این تهدید بسیار بزرگ افتادند. بوهموند توانست یک نگهبان ارمنی تازه مسلمان به نام فیروز را بخرد تا برجش را تسلیم نماید. در نتیجه، در ۳ ماه ژوئن صلیبیون وارد شهر شدند و بسیاری از ساکنان مسلمان آن را قتل عام کردند. گرچه، تنها چند روز بعد در ۷ ژوئن سپاه کربغا از راه رسید، و صلیبیون را در انطاکیه محاصره کرد. برطبق گفتهٔ ریموند آگلیرز، در همین هنگام بود که راهبی به نام پیتر بارتولومیو، ادعا کرد که نیزه مقدس را در شهر یافته است، و گرچه برخی افراد دیرباور درمیانشان وجود داشت، ولی این رویداد به عنوان نشانه ای برای پیروزی آن ها قلمداد شد.
صلیبیون در ۲۸ ژوئن ۱۰۹۸، سپاه کربغا را در نبردی تن به تن و خارج از شهر شکست دادند. دلیل این پیروزی صلیبیون، ناتوانی کربغا در سازماندهی گروه ها و دسته های مختلف سپاهش بود. هنگامی که صلیبیون به سوی مسلمانان حرکت می کردند، دسته ای از سپاه مسلمانان که گمان می کردند با پیروزی کربغا بر صلیبیون قدرتش بسیار بیشتر می گردد به همراه دقاق، امیر دمشق از میدان جنگ گریختند و با فرارشان وحشت را به دل سپاهیان کربغا انداختند و در پی این رویداد امیر ارتقی و امیر حمص نیز از میدان گریختند و سپاه ترکان درهم شکست و همگی گریختند و شمار بسیاری نیز در هنگام تعقیب به دست صلیبیون کشته شدند. یکی از فرماندهان صلیبی، در اسکندرون به نام استفان بلوآ با آگاهی از وضعیت ناامید کنندهٔ انطاکیه در پیش از شکست کربغا، شام را ترک کرد و در راه بازگشتش به فرانسه به امپراتور الکسیوس و سپاهش که در راه یاری صلیبیون بودند نیز هشدار داد و امپراتور نیز تصمیم گرفت به قسطنطنیه بازگردد. تصمیم به بازگشت الکسیوس و رها کردن جنگ در نظر صلیبیون خیانتی بزرگ بود و رهبران صلیبی، به ویژه بوهموند، با استفاده از این فرصت ایجاد شده، سوگندهای وفاداریشان نسبت به الکسیوس را باطل اعلام کردند. در همان هنگام بوهموند ادعای حکومت انطاکیه را نمود، که با واکنش منفی دیگر رهبران به ویژه ریموند تولوز مواجه گشت. در نتیجه به دلیل سرگرم شدن اشراف در میان خودشان، ادامهٔ جنگ صلیبی و حرکت به سوی سرزمین مقدس برای شش ماه به تأخیر افتاد. هنگام بحث در مورد این دوره، یک دیدگاه تاریخ نگاری عام که توسط برخی از محققان مطرح شده این است که، فرانک های شمال فرانسه، پروانسی های جنوب فرانسه و نورمن های جنوب ایتالیا خودشان را «ملت های» جداگانه می نامیدند، و از آنجایی که هریک تلاش داشتند جایگاه خودشان را بهبود دهند، موجب ایجاد درگیری و اغتشاش می شدند. تاریخ نگاران دیگری نیز در کنار اختلافات نژادی، مقصر و دلیل اصلی این درگیری ها را جاه طلبی های شخصی بر سر قدرت میان رهبران صلیبی دانسته اند.
حرکت اسب (انگلیسی: Knight Moves) فیلمی در ژانر جنایی، معمایی، و مهیج روان شناسانه به کارگردانی کارل شنکل است که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. موضوع این فیلم که نوشته براد میرمن می باشد دربارهٔ یک استادبزرگ شطرنج است که متهم به ارتکاب چندین فقره قتل است.
۲۲ ژانویه ۱۹۹۲ (۱۹۹۲-01-۲۲) (آلمان)
۲۲ ژانویه ۱۹۹۳ (۱۹۹۳-01-۲۲) (آمریکا)
حزب حرکت اسلامی از احزاب مجاهدین افغانستان می باشد. این حزب در فروردین (برج حمل) سال ۱۳۵۷ توسط جمعی از روحانیان شیعه افغانستان مقیم حوزه علمیه قم به رهبری آصف محسنی برای مبارزه با حکومت افغانستان تشکیل شد. حرکت اسلامی تنها جریان مهم شیعه مجاهدین افغانستان بود که حاضر نشد به حزب وحدت اسلامی افغانستان هزاره ها بپیوندد. حزب حرکت اسلامی مجموعه ای از گروه های کوچکی چون: دفاع از محراب، ملت، تشیع، و قرآن و عترت و روحانیت مبارز، سازمان آزادی، ندای عدالت و… بود. رهبری آن در ابتدا آصف محسنی، سید محمد علی جاوید رئیس شورای مرکزی و شهید غلامحسن کاشفی مسئول نظامی سید حسین انوری فرمانده نظامی این حزب بود.
با وجودی ماهیت شیعی حزب حرکت اسلامی این حزب بعدها به سبب برخی سیاستهای ایران در امور افغانستان به پاکستان کوچید. این حزب در دوران حکومت طالبان به ائتلاف شمال پیوست.
حزب حرکت اسلامی افغانستان در مرحله اول در افغانستان و خارج از افغانستان پیش رفت طوریکه صدها پایگاه نظامی در افغانستان و خارج از افغانستان داشت و این پایگاه ها در مقابل ارتش شوروی سابق مبارزه می کردند و پیروزی های زیادی را بدست آوردند.
حزب حرکت اسلامی در بُعد نظامی بیش از ۱۰۰ پایگاه نظامی در ۱۹ ولایت (استان) افغانستان ایجاد نموده و ده ها هزار نیروی مسلح را علیه قوای شوروی سابق سازماندهی و رهبری کرد.
حزب حرکت اسلامی مردم افغانستان یکی از احزاب افغانستان است.
این حزب در۲۲ دلو ۱۳۸۲ رسماً اعلان موجودیت نمود و طی یک کنکره سراسری حزب که با شرکت اعضای شورای ولایتی ان در کابل دایر شده بخش نظامی ان ملغی گردید و طی یک انتخابات ازاد سید حسین انوری به سمت رهبری حزب انتخاب گردید.
هر چند اختلاف نظرها دراستراتژی سیاسی حزب میان آیت الله محسنی و اقای انوری که انزمان سمت فرمانده نظامی حزب را دارا بود به شکاف های عمیقی در حزب انجامیده بود مخصوصا تفاوت دیگاه انان در مورد مبارزه با نیروها طالبان، و عملاً از ان به بعد اقای انوری شاخه جداگانه جزب حرکت اسلامی را رهبری می نمود که عمدتاً فرماندهان سابق حزب و سایر هواداران او وی را همراهی می کردند و کاملاً بر اساس اهداف مشخص و استراتژی روشن در قبال مسایل مسایل سیاسی فعالیت می نمودند.
امابا برگزاری کنکره سراسری حزب در زمستان سال ۱۳۸۲ و ثبت حزب در وزارت عدلیه بتاریخ ۲۰/۳/۱۳۸۳بحیث یک حزب جدید عرض اندام نمود.
حرکت اشتباه (به آلمانی: Falsche Bewegung) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی ویم وندرس محصول سال ۱۹۷۵ است. در این فیلم بازیگرانی مثل رودیگر فوگلر و هانا شیگولا بازی کرده اند.
حرکت زمین به دور خورشید در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت را (مدار بیضی شکل که خورشید در یکی از کانون های آن واقع است) حرکت انتقالی زمین و آن مسیر را مدار زمین می گویند. در این خصوص انسان حرکت واقعی را نمی بیند بلکه حرکت ظاهری خورشید را می بیند که به نظر می رسد در یک سال یک بار به دور زمین می گردد. این مدار ظاهری خورشید دائرة البروج نامیده می شود. نواری به عرض ۸ درجه در هر سوی دائرة البروج را منطقةالبروج می خوانند. ۱۲ صورت فلکی بر این نوار قرار دارند که خورشید در حرکت ظاهریش هر سال یکبار از آنها می گذرد.
حرکت وضعی زمین
فاصلهٔ متوسط بین زمین و خورشید ۱۴۹٫۶۰ میلیون کیلومتر (۹۲۹۶۰۰۰۰ مایل) است، و طی یک مدار کامل در هر ۳۶۵٫۲۵۶ روز رخ می دهد (۱ سال نجومی)، که برای پیمودن آن زمین ۹۴۰ میلیون کیلومتر (۵۸۴ میلیون مایل) سفر کرده است. مدار زمین دارای یک خروج از مرکز مداری ۰٫۰۱۶۷ است. حرکت مداری زمین یک جنبش ظاهری خورشید نسبت به ستارگان دیگر را در نرخی نزدیک به ۱ درجه در روز (یا با قطر خورشید یا ماه هر ۱۲ ساعت) به سمت شرق نشان می دهد که از زمین دیده می شود.
خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «nb» وجود دارد، اما برچسب <references group="nb"/> متناظر پیدا نشد. ().
آشکارساز حرکت دستگاهی است که از یک ساختار فیزیکی یا حسگری الکترونیکی تشکیل شده است. این نوع از حسگرها می توانند به صورت کیفی حرکت را تشخیص داده (این حرکت می تواند متعلق به خود جسم مورد نظر یا اجزای متصل به آن باشد) و کاربر را نسبت به وجود این حرکت در میدان تحت نظر آگاه سازد.
http://www.jameco.com/Jameco/PressRoom/proximity.html How to build your own motion detector
http://www.simplehelp.net/2006/09/27/how-to-use-your-pc-and-webcam-as-a-motion-detecting-and-recording-security-camera/ How to use your PC and Webcam as a motion-detecting and recording security camera
یک تشخیص دهنده الکترونیکی از یک حسگر حرکت که می تواند تشخیص حرکت را به یک سیگنال الکتریکی تبدیل کند تشکیل شده است. این منظور می تواند با اندازه گیری تغییرات نوری یا شنوایی در میدان تحت نظر تحقق یابد. نور مادون قرمز یا تکنولوژی لیزر می تواند برای قسمت تشخیص نوری مورد استفاده قرار گیرند. بیشتر تشخیص دهنده های حرکت می توانند ۵۰ تا ۸۰ فوت رأ تشخیص دهند. این دسته از حسگرها قسمت مهم و حیاتی از سیستم های قوی و کامل امنیتی را که هم برای خانه ها و هم شرکت ها استفاده می شوند را تشکیل می دهند. وقتی تشخیص حرکت توسط یک ساختار طبیعی صورت گیرد آن را درک کردن حرکت می نامیم. همچنین تشخیص دهنده های حرکتی نیز وجود دارند که از دوربین های متصل به کامپیوترها استفاده می کنند. این دوربین ها می توانند عکس های گرفته شده را ذخیره و مدیریت کنند تا توسط یک شبکه کامپیوتری یا فرد دیگری در زمان دیگری قابل مشاهده باشند. یک راه ساده برای تشخیص حرکت توسط دوربین های ثابت این است که تصویر را با یک تصویر مرجع مقایسه کرده و به آسانی میزان تفاوت در پیکسل ها را محاسبه کند. از آنجایی که تصاویر به صورت طبیعی به دلایل عواملی همچون نور دهی متغیر، لرزش دوربین و غیره تغییر می کند، برای کاهش هشدارهای غلط پیش پردازش تصاویر ضروری به نظر می رسد. راه های پیچیده تری برای شرایط پیچیده تر که خود دوربین نیز حرکت می کند یا باید تشخیص حرکت یک جسم متحرک در میدانی که اجسام متحرک دیگری نیز وجود دارند صورت پذیرد، لازم به نظر می رسد. به طور مثال می توانیم به حفاظت از یک نقاشی در یک نمایشگاه هنگامی که توسط بازدید کنندگان احاطه شده است اشاره نماییم. به دلیل گستردگی طیف حسگرهای تشخیص دهنده حرکت روش کار بعضی از آن ها به طور جداگانه در قسمت کاربرد حسگرها تفضیلا توضیح داده شده است.
به طور اساسی سه دسته از حسگرها در گسترهٔ تشخیص دهندهای حرکت استفاده می شوند:
به دنبال گرمای جسم می گردد. هیچ گونه انرژی از حسگر منتشر نمی شود.
آنالیز حرکت (به انگلیسی Gait Analysis)، به علم مطالعه نحوه حرکت حیوانات، و به طور تخصصی تر نحوه حرکت انسان، با استفاده از ابزارهای اندازه گیری حرکت بدن، مکانیک بدن و فعالیت عضلات بدن و همچنین چشم و مغز مشاهده کننده، گفته می شود. آنالیز حرکت برای ارزیابی، برنامه ریزی و درمان نحوه حرکت کردن افراد و به خصوص افراد آسیب دیده به کار می رود. همچنین از این علم در بیومکانیک ورزشی برای کمک به ورزشکاران جهت بهتر و مؤثرتر دویدن استفاده می شود.
استفاده از کرنومتر و علامت گذاری بر روی زمین
راه رفتن بر روی حصیر فشار
پیشگامان آنالیز علمی حرکت آریستول و کمی بعدتر در سال ۱۶۸۰ میلادی، جووانو آلفونسو بورلی بودند. در سال ۱۸۹۰، آناتومیست آلمانی کریستین ویلهلم بران به همراه اتو فیشر مجموعه ای از مقالات را در مورد بیومکانیک حرکت انسان در شرایط بارگذاری شده و بی بار را منتشر کردند.
با پیشرفت علوم عکسبرداری و فیلمبرداری، تهیه تصاویر پشت سر هم از روند حرکت انسان میسر شد. این امر به کشف شدن برخی از زوایای پنهان بیومکانیک حرکت انسان منجر شد که تا پیش از آن زمان، فهمش با چشم غیر مسلح امکان پذیر نبود. ادوارد می بریج و ژولز ماری از پیشگامان استفاده از این روش در آنالیز حرکت بودند.
یک آزمایشگاه معمولی آنالیز حرکت، دارای چندیدن دوربین (ویدئو یا مادون قرمز) نصب شده در اطراف یک مسیر پیش فرض است، که به یک رایانه متصل شده اند. در قسمت های مختلف و اصلی بدن بیمار، نشانگرهایی نصب شده است. با حرکت بیمار در مسیر پیش فرض، رایانه خط سیر هر نشانگر را در فضای سه بعدی محاسبه می کند. برای مثال، در یک مدل حرکت استخوان های اصلی بدن مورد محاسبه قرار می گیرد. نتیجهٔ این مدل، به محاسبه کامل حرکت مفاصل می انجامد.
ادراک حرکت فرایند استنتاج سرعت و جهت عناصر در یک صحنه بر اساس ورودی های بصری، ویستیبولار و proprioceptive است. اگر چه این فرایند برای اکثر ناظران صریح به نظر می رسد، اما ثابت شده است که مشکل دشواری از دیدگاه محاسباتی است و توضیج آن از نظر پردازش عصبی بسیار دشوار است.
Barber's pole
Biological motion
Cognitive map
Eye movement
Illusory motion
Induced movement
Jerkiness
Lilac chaser
Max Wertheimer
Motion aftereffect
Motion (physics)
Motion sensing in vision
Optic flow
Peripheral drift illusion
Persistence of vision
Pulfrich effect
Strobe light
Stroboscopic effect
Visual modularity#Motion processing
Visual perception
Wagon-wheel effect
ادراک حرکت توسط بسیاری از رشته ها، از جمله روانشناسی (یعنی ادراک بصری)، مغز، نوروفیزیولوژی، مهندسی، و علوم رایانه مورد مطالعه قرار گرفته است.
ناتوانی در درک حرکت، آکینتوپسی نامیده می شود و ممکن است ناشی از ضایعه به قسمت قشر V5 در قشر اکستراستریت ایجاد شود. مطالعات عصبی-روان شناختی یک بیمار که نمی تواند حرکت را ببیند، و در عوض دنیا را در یک سری از «فریم ها» ایستا مشاهده می کند، پیشنهاد می کند که منطقه بصری V5 در انسان، منطبق با منطقه پردازش حرکت MT در پریمیت است.
دو یا چند محرک که در تناوب روشن و خاموش می شوند، می توانند دو درک مختلف حرکت را ایجاد کنند. اولی، که در شکل سمت راست نشان داده شده «حرکت بتا» می باشد، که اغلب در صفحه های بیلبورد استفاده می شود، که در آن یک شی در حال حرکت مشاهده می شود، در واقع، مجموعه ای از تصاویر ثابت در حال ارائه می باشد. این همچنین «حرکت ظاهری» نامیده می شود و اساس فیلم و تلویزیون است. با این حال، در سرعت های جابجایی سریع تر و اگر فاصله بین محرک ها درست باشد، یک شی «تصویر» که هم رنگ پس زمینه است، دیده می شود که بین دو محرک حرکت می کند و به طور متناوب آنها را می پوشاند. این پدیده phi نامیده می شود و گاهی اوقات به عنوان یک مثال از تشخیص حرکت «خالص» است، که دست نخورده است و همچون حرکت بتا با استفاده از نشانه های شکل شرح داده می شود. این توضیح، با این حال، تا حدودی متناقض است، زیرا در صورت عدم درک شکلی چنین حرکتی امکان پذیر نیست.
انتقال اندازه حرکت(به انگلیسی: Momentum transfer) مقدار اندازه حرکتی است که ذره ای به ذره دیگر منتقل می کند.مطالعه انتقال اندازه حرکت در علومی چون فیزیک، شیمی و مهندسی کاربرد دارد.
برنامه ریزی حرکت (نام دیگر، «مشکل ناوبری»، مسئله «حرکت دهنده پیانو»)اصطلاحی است که در رباتیک به فرایند جزئی سازی کاری، درقالب حرکت های جداگانه و گسسته اطلاق می شود. به عنوان مثال، هدایت رباتی سیار در داخل یک ساختمان به سمت هدفی دور را، در حالی که باید از دیوارها بدون برخورد عبور کند و مراقب پایین افتادن از پله ها باشد، در نظر بگیرید. الگوریتم برنامه ریزی حرکت این وظایف جداگانه را به عنوان ورودی می گیرد، فرمان سرعت و چرخش چرخ ها را تولید می کند و به ربات ارسال می کند. الگوریتم های برنامه ریزی حرکت ربات ممکن است با تعداد بیشتری از مفاصل (به عنوان مثال بازوهای صنعتی)، وظایفی پیچیده تر (به عنوان مثال دستکاری اشیاء)، محدودیت های مختلف (به عنوان مثال یک ماشین که فقط به جلو می تواند برود)، و عدم قطعیت (به عنوان مثال مدل ناقص محیط یا ربات) روبرو باشند.
اگر ربات یک نقطه(بااندازه صفر) در صفحه ۲ بعدی باشد(فضای کار)،C یک صفحه می باشد و پیکربندی می تواند با استفاده از دو پارامتر(x،y) بیان شود.
اگر ربات شی ای ۲بعدی باشد و بتواند حرکت و چرخش کند، فضای کار هنوز ۲ بعدی محسوب می شود با این حال،C گروه اقلیدسی خاصی به شرح زیر است: S E ( 2 ) = R 2 ∗ S O ( 2 ) {\displaystyle SE(2)=R^{2}*SO(2)}   (که (S0(2 یک گروه متعامد خاص، از حرکت های دوبعدی می باشد )واین پیکربندی می تواند با 3 پارامتر (x, y, θ) نمایش داده شود.
اگر ربات جسمی 3 بعدی باشد که می تواند حرکت و چرخش کند، فضای کار 3 بعدی است. اما C گروه اقلیدسی خاصی به شرح زیر است: S E ( 3 ) = R 3 ∗ S O ( 3 ) {\displaystyle SE(3)=R^{3}*SO(3)}
برنامه ریزی حرکت دارای کاربردهای رباتیکی زیادی از قبیل خودمختاری، خودکارسازی، نرم افزار طراحی به وسیله کامپیوتر و نیز برنامه های کاربردی در زمینه های دیگر مانند پویانمایی شخصیت های دیجیتال، طراحی معماری، جراحی رباتیک و مطالعه مولکول های زیستی می باشد.
مسئلهٔ اصلی برنامه ریزی حرکت، تولید یک حرکت مداوم است که پیکربندی شروع S را به پیکربندی هدف G متصل کند، در حالی که از برخورد با موانع شناخته شده اجتناب کند. هندسهٔ ربات و موانع، در فضای کاری ۲ یا ۳ بعدی تعریف می شود. در حالی که حرکت، به عنوان یک مسیر (احتمالاً در ابعاد بالاتر) در فضای پیکربندی تعریف می شود.
یک پیکربندی، مکان روبات را تشریح می کند و فضای پیکربندی C، مجموعهٔ تمام پیکربندی های ممکن آن(تمام نقاطی که روبات امکان دستیابی به آن ها را دارد)می باشد. برای مثال :
برهان حرکت یا برهان محرک اول ‏ (به لاتین: Primum movens)، یکی از براهین اثبات وجود خداست.
برهان حدوث
این برهان از ابداعات ارسطو می باشد. بعدها توماس آکویناس به عنوان نخستین برهانش به آن پرداخت.
در جهان اسلام نیز کسانی چون ملاصدرا و هادی سبزواری به شرح آن پرداختند.
هر حرکتی محرّکی لازم دارد و چون امتداد سلسلهٔ حرکت ها و محرک ها تا بی نهایت محال است، در نهایت امر باید همهٔ حرکتها منتهی به امری ثابت بشوند که آن ثابت یا محرک اول غیر متحرک را خدا می نامیم.
تهوع
بیماری حرکت (به انگلیسی: Motion sickness) یا بیماری سفر یک عارضه در حین مسافرت است که سیستم تعادلی گوش داخلی دچار تغییر می شود و عدم تطابق سیستم تعادلی گوش داخلی باعث ایجاد اقسام حفظ تعادلی بدن می شود. سرگیجه، تهوع و استفراغ و خستگی از نشانه های این بیماری حرکتی محسوب می شود. داروهایی مانند دیمن هیدرینات، سیناریزین و هیوسین در درمان این بیماری بکار می روند.
تشخیص حرکت (به انگلیسی: Gesture recognition) مبحثی در علوم رایانه و تکنولوژی زبان است که هدف آن تفسیر حرکات انسان از طریق الگوریتم های ریاضی می باشد. منشأ حرکات می تواند به صورت جابجایی یا تغییر حالت هر عضو بدن باشد، اما معمولاً از دست یا صورت استفاده می شود. در حال حاضر تمرکز در این زمینه شامل تشخیص احساسات از طریق چهره و تشخیص حرکات دست می باشد. الگوریتم های بسیاری برای استفاده از دوربین و بینایی رایانه ای ساخته شده اند تا بتوانند زبان اشاره را تفسیر کنند. همچنین شناسایی و تشخیص طرز ایستادن یا نشستن، راه رفتن، همجواری و رفتار انسان نیز بخشی از تکنولوژی تشخیص حرکت است.
تشخیص حرکت می تواند به عنوان آغاز راهی برای درک زبان بدن انسان توسط کامپیوترها باشد. بدین ترتیب می تواند شروعی برای ایجاد یک ارتباط غنی تر بین ماشین و انسان باشد، که تاکنون از رابط کاربری متنی اولیه یا حتی واسط گرافیکی کاربر (GUI) استفاده شده و هنوز هم بیشتر محدود به ورودی های صفحه کلید و ماوس است.
ضبط حرکت (انگلیسی: Motion capture) ردیابی حرکت (motion tracking) و mocap اصطلاحاتی هستند که برای توصیف جنبش یا حرکت افراد و اشیاء در صحنه سه بعدی به کار می روند. از این فناوری در سرگرمی (سینما، بازی و …)، ارتش (برای شبیه سازی میدان نبرد)، ورزش و برنامه های کاربردی پزشکی استفاده می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های حرکت

حرکت در فیزیک به معنی تغییر مکان جسم در ارتباط با زمان است. حرکت در فیزیک از نیرو ناشی می شود و با مفاهیم سرعت، شتاب، جابجایی و زمان مرتبط است. بنا بر قانون اول نیوتن، سرعت یک جسم تنها در حالتی تغییر می کند که نیرویی جدید به آن وارد شود؛ این مفهوم تحت عنوان اینرسی شناخته می شود.
• «از تو حرکت از خدا برکت.» -> ضرب المثل فارسی
• «تا جسم حرکت نکند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.» -> آلبرت انیشتین

ارتباط محتوایی با حرکت

حرکت در جدول کلمات

حرکت آرام و درجا
وول
حرکت آونگی
نوسان
حرکت آونگی داشتن و تاب خوردن
نوسان
حرکت اسب در شطرنج
ال
حرکت اهانت آمیز
هل
حرکت اونگی
نوسان
حرکت به جلو
خیز
حرکت به شیوه کرم
وول
حرکت پاندول ساعت
نوسان
حرکت دورانی
گردش

معنی حرکت به انگلیسی

departure (اسم)
انحراف ، حرکت ، کوچ ، مرگ ، عزیمت ، فراق
stroke (اسم)
ضربه ، حرکت ، ضربت ، ضرب ، لطمه ، تکان ، دست کشیدن روی
progress (اسم)
پیشرفت ، حرکت ، جریان ، پیش روی ، ترقی ، گردش ، سفر ، تکامل
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
stir (اسم)
فعالیت ، حرکت ، جنبش
move (اسم)
اقدام ، حرکت ، جنبش ، تکان ، تغییر مکان ، نقل مکان ، نوبت حرکت یابازی
movement (اسم)
حرکت ، جنبش ، گردش ، وزن ، نهضت ، تکان ، سیر ، تغییر مکان ، ژست ، حرکت سریع
motion (اسم)
حرکت ، جنبش ، پیشنهاد ، تکان ، سیر ، ژست ، جنب وجوش
travel (اسم)
حرکت ، جنبش ، گردش ، سفر ، سیر ، جهانگردی ، مسافرت ، سیاحت
gesture (اسم)
حرکت ، رفتار ، اشاره ، وضع ، قیافه ، ادا ، ژست
behavior (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی
demeanor (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک
locomotion (اسم)
حرکت ، جنبش ، نقل و انتقال ، مسافرت ، تحرک ، نقل و انقال نیرو بوسیلهحرکت
poke (اسم)
حرکت ، اماس ، فشار با نوک انگشت ، بهم زدن اتش بخاری
gest (اسم)
عمل ، حرکت ، رفتار ، اشاره ، قیافه ، کار نمایان
stirabout (اسم)
حرکت ، جنب وجوش ، غذایی شبیه اش جو ، اش جو

معنی کلمه حرکت به عربی

حرکت
بادرة , تحرک , تحريک , حرکة , سفر , سلوک , ضربة , مغادرة , وکزة
حركة الاستقلال
نبلة
هزة
سوط
انتفاضة
نبتة
لعوب
قفز
الحرکة التلقائية
ادفع , انهض , تحرک , تحريک
خلسة
موکب
قاطرة
تطور
ارتجاف
ضفيرة
اندفاع
دوران
الحرکة التلقائية
ايراد , تحرک , تصرف , تنين , قادر

حرکت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مازیار ایرانی ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧
بهترین واژه برای حرکت بر پایه شاهنامه واژه رویشن یا همان روشن از رفتن میباشد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حرکت   • انواع حرکت   • حرکت در جدول   • تعریف حرکت   • حرکت در فیزیک   • حرکت انسان   • حرکت چیست   • مفهوم حرکت   • معرفی حرکت   • حرکت یعنی چی   • حرکت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حرکت
کلمه : حرکت
اشتباه تایپی : pv;j
آوا : harekat
نقش : اسم
عکس حرکت : در گوگل


آیا معنی حرکت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )