برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1349 100 1

حریص

/haris/

مترادف حریص: آزمند، آزور، پرآز، پرحرص، پرطمع، رژد، طماع، طمعکار ، زیاده طلب، زیاده خواه، گرسنه چشم، ولوع ، علاقه مند، مشتاق، مولع

متضاد حریص: قانع، چشم و دل سیر

برابر پارسی: آ زمند، آزمند، آزمَند، آزور، آزوند

معنی حریص در لغت نامه دهخدا

حریص. [ ح َ ] (ع ص ) آنکه فزونی طلبد. آنکه زیادتی خواهد. آزمند. آزوَر. (دهار). آزور. آزپرور. آزآور. شره. آزناک. آزدار. زیادت جوی. زیادت طلب. شحشح. شحشاح. شحشحان. شحیح. طامع. طسع. طسیع. طمع. هقع. طماع. طمعکار. ولوع. مولع. (دهار). حلس. نهیم. مبرم. مردی به آز. نهم. منهوم. رغیب. لغذمی. سدک. طزع. طزیع. لعو. فلحس. ضغرس. ج ، حِراص ، حُرَصاء : و حریص را راحت نیست زیرا که وی چیزی طلبد که شاید ویرا ننهاده اند. (تاریخ بیهقی ص 339). با وی [ با عیسی ] مقدمان بودندو لشکر حریص و آراسته. (تاریخ بیهقی ص 244). در حال چیزی بیشتر نگفتم که امیر را سخت حریص دیدم. (تاریخ بیهقی ص 259). گفت [ احمد حسن ] خداوند سلطان را بر این حریص کرده اند که آنچه برادرش داده است به صلت... پس ستانند. (تاریخ بیهقی ص 259). هرکه از خدمتکاران خدمتی شایسته بواجب بکردی در حال او را نواخت و انعام فرمودند بر قدر خدمت او تا دیگران بر نیک خدمتی حریص گشتند. (نوروزنامه ). دمنه حریص تر بود. (کلیله و دمنه ). بیچاره حریص در دهان اژدها افتاد. (کلیله و دمنه ). و بر وصل ایشان حریص مباش. (کلیله و دمنه ). حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. (گلستان ).
چه کند بنده ٔ مخلص که قبولش نکنند
ما حریصیم به خدمت تو نمیفرمائی.
سعدی.
پند دلبند تو در گوش من آید هیهات
من که بر درد حریصم چه کنم درمان را.
سعدی.
عقلم گویددلا مگر نشنیدی
منع چو بیند حریصتر شود انسان.
قاآنی.
|| ثوب ٌ حریص ؛ جامه ٔ شکافته و کفانیده.

معنی حریص به فارسی

حریص
آزمند، آزور، دارای آزوشره، بسیارمشتاق وراغب
( صفت ) کسی که حرص ورزد آزمند طمع کار خداوند آز. جمع : حرصائ حراص
طرف هر چه بیند او را خواهد
طماع سخت حریص شدن
ظن حرص بردن بکسی
تشویق کردن ترغیب کردن

معنی حریص در فرهنگ معین

حریص
(حَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - آزمند. ۲ - سخت خواستار چیزی و شتابناک برای دست یافتن به او.

معنی حریص در فرهنگ فارسی عمید

حریص
۱. آزمند، آزور، دارای آز و شره.
۲. بسیار مشتاق و راغب به چیزی.
حریف
١. همکار، هم پیشه.
٢. هم نبرد.
۳. هم نشین.
٤. [قدیمی] طرف شخص در بازی یا نبرد.
٥. دوست، رفیق.
٦. [قدیمی] معشوق.

حریص در دانشنامه اسلامی

حریص
معنی حَرِيصٌ: علاقمند شديد
معنی أَحْرَصَ: حريص تر-حريص ترين
معنی هَلُوعاً: به شدت حريص
معنی تَحْرِصْ: که حريص باشي
معنی أَشِحَّةً: بخيل-حريص (جمع شحيح)
معنی سَوَّلَتْ لَکُمْ: خوب جلوه داد به شکلي که بديهايش ديده نشد (از مصدر تسويل ، به معناي جلوه دادن چيزي است که نفس آدمي حريص بر آن است ، به طوري که زشتيهايش هم در نظر زيبا شود . )
معنی رَّحْمَـٰنِ: آن کس که مهربانيش هميشگي و شامل همه است - هميشه رحم کننده - هميشه مهربان (رحمان صفت مشبهه از رحم است ،رحمن صورتي از رحمت ومهرباني خداست که شامل همه مخلوقاتش مي شود و اين صفت خاص پروردگار است ونا ميدن ديگران به آن صحيح نيست .کاربرد وزن فَعلان در آیات ...
ریشه کلمه:
حرص‌ (۵ بار)

«حرص» در لغت، به معنای شدت علاقه به چیزی است، و جالب این که در سوره «توبه»، به طور مطلق می گوید: «حریص بر شما است»، نه سخنی از هدایت به میان می آورد و نه از چیز دیگر. اشاره به این که به هر گونه خیر و سعادت شما، و به هر گونه پیشرفت و ترقی و خوشبختیتان عشق میورزد (و به اصطلاح، حذف متعلق دلیل بر عموم است).
علاقه شدید. (مفردات) رنج بردنتان بر او سخت است و بر شما شدیداً علاقمند است هرگز نمی‏توانید میان زنان عدالت کنید هر چند به شدّت بخواهید. در تفسیر عیّاشی از هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: آن در محبّت است یعنی نمی‏توانید زنان را یکسان دوست بدارید و این طبیعی است انسان نمی‏تواند به دو زن مثلا یک اندازه محبّت داشته باشد ذیل آیه نیز آن را تأیید می‏کند و می‏گوید: پس از یکی به تمام معنی میل نکنید تا او را بلا تکلیف بگذارید. و اگر مراد علّت ظاهری و شرعی باشد نتیجه‏اش این می‏شودکه بیشتر از یک زن گرفتن جایز نیست حال آنکه صدر آیه تا چهار زن را مجاز می‏داند «مَثْنی وَ ثُلثَ وَ رُباعَ»حرص به دنیا از صفات مذموم و سبب هلاکت است و اخبار درباره آن فراوان می‏باشند.

حریص در دانشنامه ویکی پدیا

حریص
حریص آلبومی از محسن چاوشی - ۱۳۸۹
حریص فیلمی ساخته شکرالله رفیعی - ۱۳۵۲
حریص نام سومین آلبوم استودیویی محسن چاوشی است که با ترانه های امیر ارجینی، حسین صفا و علی بحرینی و نیز تنظیم های کوشان حداد، شهاب اکبری، محسن چاوشی، امیرحسین سرگزی و امید حجت ساخته شد. آهنگسازی کلیه قطعات با محسن چاوشی بوده است.
محسن چاوشی
ترانه شناسی محسن چاوشی
میکس و مسترینگ کلیه قطعات: کوشان حداد
میکس و مسترینگ قطعه بوف کور: استودیو پاپ (حمید آداب)
ضبط کلیه قطعات: استودیو شخصی محسن چاوشی
حریص فیلمی به کارگردانی شکراله رفیعی و نویسندگی ایرج رضایی محصول سال ۱۳۵۲ است.
رضا بیک ایمانوردی
سیمین غفاری
عزت اله رمضانی فر
منوچهر والی زاده
مهری ودادیان
مرسده کامیاب
فرشته فرزین
منوچهر پوراحمد
زانیچ
علی اکبر مهدوی فر
صمد شیرازی
سهراب
فرهاد محبت
رضا حاجیان
نجفی
لاله
اکبر
سید کریم
چنگیز (رضا بیک ایمانوردی)، پسر هرمزان، شکارچی شروری است که به دختران آبادی آزار می رساند. او از مرجان (مرسده کامیاب) هتک حیثیت می کند و قول می دهد که با او ازدواج کند. مراسم خواستگاری صفر (منوچهر والی زاده) و گلی (سیمین غفاری) برگزار می شود؛ اما چنگیز که فریفتهٔ گلی شده او را به بهانه ای به صحرا می کشاند و از او نیز هتک حرمت می کند. گلی موضوع را با صفر در میان می گذارد، و صفر در مقابله با چنگیز به شدت مصدوم می شود. گلی با اغواگری چنگیز را به صحرا می کشاند و او را با ضربات چاقو از پا درمی آورد. مرجان به عنوان قاتل چنگیز دستگیر می شود، و گلی درصدد خودکشی برمی آید؛ اما خسرو (رضا بیک ایمانوردی)، برادر همزاد چنگیز، که وکیل دعاوی است، گلی را نجات می دهد و پس از اعتراف او به قتل چنگیز دفاع از او را به عهده می گیرد. گلی تبرئه می شود و با صفر ازدواج می کند، و خسرو بامرجان، که از برادرش آبستن است، پیمان زناشویی می بندد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حریص در جدول کلمات

معنی حریص به انگلیسی

avaricious (صفت)
خسیس ، ازمند ، حریص ، طماع ، زیادهجو
eager (صفت)
مشتاق ، پر هوس ، حریص ، ترد و شکننده ، پر از اشتیاق ، پر اشتیاق
avid (صفت)
مشتاق ، ارزومند ، متمایل ، ازمند ، حریص ، پولکی
fierce (صفت)
خشمگین ، سبع ، ژیان ، حریص ، تندخو ، قوی ، درنده ، خشم الود ، شرزه
greedy (صفت)
ازمند ، حریص ، طماع ، پولکی ، دندان گرد ، پر خور
voracious (صفت)
حریص ، پر خور ، خیلی گرسنه
hungry (صفت)
مشتاق ، حریص ، گرسنه ، دچار گرسنگی ، حاکی از گرسنگی ، گرسنگی اور
esurient (صفت)
حریص ، گرسنه
sharp-set (صفت)
حریص ، گرسنه ، دارای لبه تیز ، بسیار مشتاق ، با اشتها
perfervid (صفت)
تابان ، مشتاق ، گرم ، حریص ، بسیار باحرارت ، بسیار غیور
self-covetous (صفت)
حریص

معنی کلمه حریص به عربی

حریص
جائع , جشع , طماع , عقاب , عنيف , نهم
طمع

حریص را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fatemeh
زیاده خواه
علی قناد
آزمند سخت خواستار چیزی بودن
نیایش
دندان گرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حریص در جدول   • حریص پرسشکده   • معنی حریص دوحرفی   • چرک عفونت   • فیلم حریص   • شخص قابل اعتماد   • حریص دو حرفی   • حریص چاوشی   • مفهوم حریص   • تعریف حریص   • معرفی حریص   • حریص چیست   • حریص یعنی چی   • حریص یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حریص
کلمه : حریص
اشتباه تایپی : pvdw
آوا : haris
نقش : صفت
عکس حریص : در گوگل

آیا معنی حریص مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )