برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1314 100 1

حساسیت

/hassAsiyyat/

مترادف حساسیت: زودرنجی، نازک دلی، نازک طبعی، نازک مشربی، نازک منشی ، آلرژی

متضاد حساسیت: بی تفاوتی

برابر پارسی: سُهندگی، انگیزش، سترسایی، سهندگی

معنی حساسیت در لغت نامه دهخدا

حساسیت.[ ح َس ْ سا سی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) حساسی. رجوع به حساسی شود: حساسیت نسبت به عوامل خارجی ؛ زود متأثر شدن از آنها رجوع به جانورشناسی ج 1 صص 10-12 شود.

معنی حساسیت به فارسی

حساسیت
( مصدر ) ۱ - حساس بودن حساسی . ۲ - تاثر شدید در مقابل یک عامل خارجی ( بوی گل و غیره ) آلرژی .
[sensitivity] [زیست شناسی-میکرب شناسی، علوم سلامت] توانایی یک آزمون یا آزمایش در تشخیص درست موارد بیماری
در مقابل درد حساس بودن و نامتحمل بودن
[sensitivity on initial conditions, dependency on initial conditions] [آینده پژوهی و آینده نگری] خصوصیت محوری سامانه های آشوبناک که در نتیجۀ آن تغییرات جزئی در وضعیت اولیۀ سامانه به تغییرات بزرگ در وضعیت نهایی آن می انجامد
[sensibility of spirit level, sensitivity of spirit level] [مهندسی نقشه برداری] میزان دقت تراز که به شعاع انحنای استوانۀ شیشه ای تراز بستگی دارد
[gender sensitivity] [مطالعات زنان] نگرشی درجهت کاهش موانعی که در مسیر پیشرفت شخصی و اجتماعی و اقتصادی زنان وجود دارد و محصول موقعیت فرادست مردان بوده است
[food allergen] [تغذیه] ماده ای غذایی که حساسیت غذایی ایجاد می کند
[desensitization] [روان شناسی، علوم دارویی] [روان شناسی] کاهش واکنش هیجانی یا فیزیکی به محرک [علوم دارویی] کاهش یا قطع واکنش های حساسیت زای ناشی از مصرف دارو
[sensitometer] [سینما و تلویزیون] وسیله ای برای سنجش میزان حساسیت فیلم به نور
[sensitometry] [سینما و تلویزیون] شیوه ای علمی در اندازه گیری تأثیر نور بر لایۀ حساس برای واپایش شرایط ظهور فیلم در پردازشگاه ...

معنی حساسیت در فرهنگ معین

حساسیت
(حَ سّ یَّ) [ ع . حساسیة ] (مص جع .) ۱ - حساس بودن . ۲ - تأثر شدید در مقابل یک عامل خارجی ، آلرژی .

معنی حساسیت در فرهنگ فارسی عمید

حساسیت
۱. حساس بودن.
۲. واکنش در برابر برخی وقایع.
۳. (پزشکی) واکنش بعضی از مردم در مقابل پاره ای از مواد غذایی یا دارویی که برای دیگران بی ضرر است، آلرژی.

حساسیت در دانشنامه ویکی پدیا

حساسیت
آلرژی یا حساسیت، واکنش افراطی سیستم ایمنی بدن نسبت به عوامل گوناگون است.
حساسیت (اندازه گیری) کمترین میزان قابل تشخیص دستگاهی است.
حساس شدگی، یک نوع ابتدایی از یادگیری.
حساسیت و ویژگی
تحلیل حساسیت
حساسیت در تجهیزات اندازه گیری به حداقل اندازه دامنه ورودی اطلاق می شود که باعث ایجاد تغییر در خروجی سیستم گردد.
به شیب منحنی رگرسیون، حساسیت کالیبراسیون گفته می شود. عموماً این عدد فاقد ارزش است.
با توجه به آنکه حساسیت کالیبراسیون اطلاعات چندانی نمیدهد، حساسیت تجزیه ای تعریف شد که از تقسیم حساسیت کالیبراسیون بر انحراف استاندارد روش - شامل همه خطاها- بدست می آید. این عدد در تعیین حد تشخیص بکار میرود.
حساسیت اصطکاک تقریبی از میزان اصطکاک یا مالش یک ترکیب می تواند تحمل قبل از موعد مقرر انفجار است. به عنوان مثال، نیتروگلیسیرین دارای حساسیت بسیار بالا به اصطکاک، به این معنی که مالش بسیار کمی در برابر آن می تواند باعث انفجار آن شود . هیچ ابزار دقیقی برای تعیین میزان اصطکاک مورد نیاز برای تنظیم کردن یک ترکیب وجود ندارد، اما با میزان نیروی اعمال شده و مقدار زمان قبل از ایجاد انفجار میزان تقریبی آن بدست می آید.
حساسیت تقریبی به میزان اصطکاک یا مالش
حساسیت به نور به میزان واکنش شیء به دریافت فوتون خصوصاً نور مرئی می گویند. در پزشکی، این اصطلاح برای واکنش غیرطبیعی پوست همچون آفتاب زدگی به نور به کار می رود. سلول های گانگلیونی حساس به نور در چشم پستانداران نوع دیگری از حسگرهای نور هستند و با سلولهای گیرنده نوری متفاوتند.
ویکی پدیای انگلیسی
دستگاه های الکترونیکی خاصی همچون فوتودیود و دستگاه های شارژر سر خود، به عنوان حسگرهای نور شناخته می شوند. هنگامی که نور به سطح این قطعات برخو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با حساسیت

حساسیت در جدول کلمات

حساسیت
الرژی
حساسیت شدید
آلرژی
حساسیت و واکنش مزاج دربرابر بو و آب و هوا
الرژی

معنی حساسیت به انگلیسی

friction (اسم)
سایش ، حساسیت ، اصطکاک ، مالش ، اختلاف
liking (اسم)
میل ، تمایل ، مهر ، حساسیت ، ذوق ، شهوت و میل
delicacy (اسم)
دقت ، ظرافت ، حساسیت ، خوراک لذیذ
allergy (اسم)
حساسیت ، حساسیت نسبت بچیزی
sensitivity (اسم)
حساسیت ، میزان حساسیت
sensibility (اسم)
حساسیت ، احساس و درک ، هش
keenness (اسم)
حساسیت
sensitometer (اسم)
حساسیت ، سنج چشم

معنی کلمه حساسیت به عربی

حساسیت
احتکاک , ميل
استفزّ
حساسية
حساس

حساسیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سلمان
برای متضاد(روبروی/رویاروی/ناسازگار) واژه حساسیت بنادرست واژه گرته برداشته از انگلیسی
indifferent برابر با بیتفاوت آورده شده که لغزش بسیار شگفت و روشنی است و درخور این فرهنگ پربازدید نیست.
واژه بی انگیزگی شاید برابر بهتری باشد .

همچنین تفاوت خود وامواژه ای از عربی از ریشه فاتَ یَفوتُ فوتاً است که برابر با جدایی و شکاف و دوری است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حساسیت و خارش پوست   • حساسیت فصلی گلو   • حساسیت آبریزش بینی   • انواع حساسیت   • حساسيت فصلي درمان   • معنی حساسیت   • درمان حساسيت   • حساسیت به مواد غذایی   • مفهوم حساسیت   • تعریف حساسیت   • معرفی حساسیت   • حساسیت چیست   • حساسیت یعنی چی   • حساسیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حساسیت
کلمه : حساسیت
اشتباه تایپی : pshsdj
آوا : hassAsiyyat
نقش : اسم
عکس حساسیت : در گوگل

آیا معنی حساسیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )