انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 954 100 1

حشیش

/haSiS/

مترادف حشیش: بنگ، چرس، شاهدانه

برابر پارسی: شاهدانه، بنگ، منگ

معنی حشیش در لغت نامه دهخدا

حشیش. [ ح َ ] (ع اِ) گیاه خشک. (دهار) (مهذب الاسماء). گیاه خشک و شبیه به خشک شده نباتیست که بر روی زمین پهن نبوده باساق باشد و بحد ثمنش نرسد. اصار. ایصر. تن. || در استعمال شعرای فارسی زبان مطلق گیاه :
ای خواجه با بزرگی اشغال چی ترا
برگیر جاخشوک و بر او میدر و حشیش .
شهید بلخی.
جواب داد سلام مرا بگوشه ٔ ریش
چگونه ریشی مانند یکدو دسته حشیش.
انوری.
گاو که بود تا تو ریش او شوی
خاک چه بود تا حشیش او شوی.
مولوی.
از برای اینقدر ای خام ریش
آتش افکندی در این مرج حشیش.
مولوی.
ژنده پوشید و در حشیش آمد.
سعدی (هزلیات ).
میفراز گردن به دستار و ریش
که دستار پنبه است و ریشت حشیش.
سعدی (بوستان ).
ابن بیطار نیز آن را به معنی مطلق گیاه بکار برده است : و هو [ ای عنب الدب ] ثمر نبات منخفض شبیه بما یکون بین الشجر و الحشیش. (ابن البیطار).
|| چرس. بنگ. آنچه ازبرگ خشک شاهدانه ٔ هندی سازند تخدیر را. گردی که بر برگهای شاهدانه پدید آید و از آن چرس و بنگ کنند :
خاصیت بنهاده در کف حشیش
کو زمانی میرهاند از خودیش.
مولوی.
|| سبزه. ورق الخیال. (یادداشت مؤلف ). || خشک. یابس : خرج الولد حشیشاً؛ ای یابساً. بچه که در شکم خشک شده باشد.بچه ٔ مرده در شکم. || در بعضی کتب به معنی بلغور و بربور و کبیده ٔ گندم و جو و امثال آن آورده اند. لکن ظاهراً آن مصحف جشین باشد با جیم معجمة.

حشیش. [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حصن بخش زرند شهرستان کرمان. واقع در 35هزارگزی باختر زرند و 9هزارگزی جنوب راه مالرو زرند به بافق. ناحیه ای است واقع در جلگه ، معتدل. دارای 65 تن سکنه میباشد.فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات ، حبوبات ، پسته ، پنبه. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

حشیش. [ ح ُ ش َ ] (اِخ ) ابن حرقوص بن مازن مالک بن عمربن تمیم. (لباب الانساب سمعانی ) (ابن اثیر).

حشیش. [ ح ُ ش َ ] (اِخ ) ابن عدی بن عامر از قبیله ٔ کنانة است. (لباب الانساب ).

حشیش. [ ح ُ ش َ ] (اِخ ) ابن عمران. از قبیله ٔ تمیم بطنی از یربوع بن حنظله. (لباب الانساب ).

حشیش. [ ح ُ ش َ ] (اِخ ) ابن هلال بن حرث بن رزاخ از قبیله ٔ بجیلة. (لباب الانساب ).

حشیش. [ ح ُ ش َ ] (اِخ ) ابومحرز. محدث است.

معنی حشیش به فارسی

حشیش
گیاه خشک، واحد آن:حشیشه حشائش جمع، گیاه شاهدانه
( اسم ) ۱ - گیاه خشک . ۲ - شاهدانه . ۳ - سر شاخه های گل دار گیاه شاهدانه که خشک کنند و پس از آماده کردن بطرق مخصوص و کوبیدن آنها را بصورت جویدن در دهان و یا تدخین مورد استفاده قرار دهند .
ابومحرز محدث است
(اسم ) سنبل الطیب
بنکو اسپغول اسفرزه
حشیش کشیدن
( مصدر ) تدخین حشیش

معنی حشیش در فرهنگ معین

حشیش
(حَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - گیاه خشک . ۲ - بنگ ، سرشاخه های گل دار گیاه شاهدانه که پس از خشک کردن و آماده کردن به طرق مخصوص آن را به صورت جویدن یا تدخین مورد استفاده قرار می دهند.

معنی حشیش در فرهنگ فارسی عمید

حشیش
۱. ماده ای مخدر که از خشک کردن و آماده ساختن سرشاخههای گُل دار گیاه شاهدانه تهیه می شود.
۲. [قدیمی] گیاه خشک.

حشیش در دانشنامه ویکی پدیا

حشیش
حشیش به فارسی دَری «چرس» ماده ای ست که از انگم گیاه شاه دانه به دست می آید. تفاوت حشیش با ماری جوآنا در این است که ماری جوانا از برگ و گل خشک شدهٔ گیاه شاه دانه حاصل می شود.
ترکیبات مؤثر در حشیش کمابیش همان ترکیبات سایر قسمت های گیاه شاهدانه با خلوص بالاتر است. برگ و جوانه این گیاه گراس نامیده می شود. روغنی که از صمغ شاهدانه تهیه می شود، خالص ترین حالت ماده توهم زای مصرفی است که از شاهدانه به دست می آید. تأثیر حشیش، ناشی از تتراهیدروکانابینول (THC) است که یک توهم زای طبیعی به شمار می رود.
روش های گوناگونی برای مصرف حشیش وجود دارد. کشیدن حشیش با استفاده از پایپ، قُلقُلی، قرار دادن بر روی قاشق داغ، به روش چلم و شایعتر از همه به صورت سیگاری در ترکیب با تنباکو یا گراس است. در کشور افغانستان نوعی مخلوط نوشیدنی از مواد مختلف و روغن شاهدانه ماده می سازند و مصرف می کنند که نشئگی آن با مصرف دودی متفاوت و طولانی و از ماندگاری بیشتری برخوردار است و مطابق با فتوای علمای مسلمان حرام است. استفاده خوراکی از حشیش هم ممکن است. آن را می توان به تنهایی خورد یا با حل کردن در روغن پخت به عنوان یک ماده افزودنی در انواع کیک و شیرینی مصرف کرد.
بزرگ ترین مراکز تولید حشیش در جهان، کشورهای مراکش و پاراگوئه هستند و استرالیا، ایالات متحده آمریکا و کانادا هم بیشترین تعداد مصرف کنندگان حشیش و گراس را در خود جای داده اند.
حشیش (زرند)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حشیش در جدول کلمات

حشیش
گیاه خشک, گیاه شاهدانه

معنی حشیش به انگلیسی

marijuana (اسم)
ماری جوانا ، حشیش ، کنف ، تنباکوی وحشی بیابانی ، بته شاهدانه
marihuana (اسم)
ماری جوانا ، حشیش ، کنف ، تنباکوی وحشی بیابانی ، بته شاهدانه
kef (اسم)
کیف ، نشئه ، حشیش ، بنگ
hashish (اسم)
حشیش ، بنگ
hemp (اسم)
حشیش ، بنگ ، کنف ، بوته شاهدانه ، مزد گیاه

معنی کلمه حشیش به عربی

حشیش
قنب , ماريوانا

حشیش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی حشیش

شهریار آریابد ١٢:٣٥ - ١٣٩٧/١٢/١٩
در پهلوی " هاسیس " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
در پارسی " خس "
|

فریدون شمعون زاده ١٠:١٣ - ١٣٩٧/١٢/٢٤
علوفه درو .. و بسته بندی شده جهت خوراک دام
|

پیشنهاد شما درباره معنی حشیش



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فواید حشیش   • حشیش چگونه درست میشود؟   • طرز تهیه حشیش   • ترک حشیش   • قیمت حشیش   • بوی حشیش   • عوارض حشیش   • حشیش سیگاری   • معنی حشیش   • مفهوم حشیش   • تعریف حشیش   • معرفی حشیش   • حشیش چیست   • حشیش یعنی چی   • حشیش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حشیش
کلمه : حشیش
اشتباه تایپی : pada
آوا : haSiS
نقش : اسم
عکس حشیش : در گوگل


آیا معنی حشیش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )