انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1008 100 1

حضرت موسی

حضرت موسی در دانشنامه اسلامی

حضرت موسی
حضرت موسی، از پیامبران اولواالعزم، دارای شریعت و کتاب مستقل به نام تورات و دعوت جهانی بود. او از نسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) است و با شش واسطه به آن حضرت می رسد.
موسی فرزند عمران از نوادگان یعقوب می باشد. نَسَب او تا یعقوب عبارت است از (موسی بن عمران بن یصهر بن یافث بن لاوی بن یعقوب). (او ۵۰۰ سال بعد از ابراهیم خلیل ظهور کرد.) موسی نامی است که از دو جزء تشکیل شده یکی «مو» به معنای آب و دیگری «سی» به معنای درخت است. (در روایاتی دیگر نام مادر موسی را «یوکابد» گفته اند) او را موسی نام نهادند چون گهواره او در کنار درختی در داخل آب بدست آمد. نام مادرش «یوخابید» بود که در تورات نیز نامش برده شده است. موسی سه برادر داشت، هارون که بزرگتر از موسی بود و بشر و بشیر که کوچکتر بودند.
خواب فرعون
چهارصد سال گذشت تا فرعون بزرگ که از همه زیرک تر بود روی کار آمد و تسلّط او بر قوم بنی اسرائیل سه هزار و هفتصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم اتفاق افتاد. و چون پایه های قدرت خود را محکم ساخت مغرور شد و با دیدن خداپرستی مردم خود را خدای روی زمین نامید. او فرزندی نداشت و نام همسرش آسیه و خداپرست بود.شبی فرعون در خواب دید که آتش پیدا شد که خانه قبطیها یعنی مصریها را سوزانده ولی خانه های عبرانیها سالم ماند. او تمام ساحران و غیب گویان را جمع کرد. آنها گفتند که کودکی متولد می شود که دینی جدید می آورد و مردم را به خداپرستی دعوت می کند و حکومت فرعون را از او می ستاند. فرعون با شنیدن این سخن دستور داد هر فرزند پسری که از بنی اسرائیل به دنیا می آید او را به قتل برسانند.
تولّد موسی
عمران در مصر زندگی می کرد و شغلش چوپانی بود و خداپرست نیز بود، او یک دختر و یک پسر به نام هارون داشت و باز همسرش باردار بود که شبی طفلش به دنیا آمد و چون از قتل نوزادان پسر مطلع شدند، طفل را مخفی کردند چون نگهداری او خیلی دشوار بود و هر لحظه ممکن بود به قتل برسد، در این باره خیلی فکر کردند و عاقبت خداوند به مادر موسی الهام کرد که؛«او را در صندوقچه ای بگذار و سپس در رودش افکن تا آب او را به کرانه اندازد و دشمن من و دشمن موسی او را برگیرد و مهری از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی.» «و تو را برای خودم پروردم.» «مترس و اندوه مدار که ما او را به تو باز می گردانیم و از زمره پیغمبرانش قرار می دهیم.» مادر موسی بعد از این جریان نزد نجاری رفت و دستور ساخت یک گهواره به شکل تابوت را داد. مرد نجار از موضوع نوزاد آگاه گشت و نزد جاسوس فرعون رفت اما به امر الهی بر زبان او مُهر زده شد و نتوانست سخن بگوید و هرچه تلاش کرد حرفی نزد، جاسوسان فرعون نیز او را به باد کتک گرفتند و از قصر بیرون انداختند.
← حکایت لحظه تولّد
...
حضرت موسی، از پیامبران اولواالعزم، دارای شریعت و کتاب مستقل به نام تورات و دعوت جهانی بود. او از نسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) است و با شش واسطه به آن حضرت می رسد.
موسی فرزند عمران از نوادگان یعقوب می باشد. نَسَب او تا یعقوب عبارت است از (موسی بن عمران بن یصهر بن یافث بن لاوی بن یعقوب). (او ۵۰۰ سال بعد از ابراهیم خلیل ظهور کرد.)
اکبری، ربابه، داستان پیامبران، ص۱۲۳.
چهارصد سال گذشت تا فرعون بزرگ که از همه زیرک تر بود روی کار آمد و تسلّط او بر قوم بنی اسرائیل سه هزار و هفتصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم اتفاق افتاد.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۵۱.    
عمران در مصر زندگی می کرد و شغلش چوپانی بود و خداپرست نیز بود، او یک دختر و یک پسر به نام هارون داشت و باز همسرش باردار بود که شبی طفلش به دنیا آمد و چون از قتل نوزادان پسر مطلع شدند، طفل را مخفی کردند چون نگهداری او خیلی دشوار بود و هر لحظه ممکن بود به قتل برسد، در این باره خیلی فکر کردند و عاقبت خداوند به مادر موسی الهام کرد که؛«او را در صندوقچه ای بگذار و سپس در رودش افکن تا آب او را به کرانه اندازد و دشمن من و دشمن موسی او را برگیرد و مهری از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی.»
طه/سوره۲۰، آیه۳۹.    
...
حضرت موسی علیه السلام سومین پیامبر اولوالعزم و از نسل یعقوب و تبار بنی اسرائیل است او پیامبر صاحب شریعت بود و کتاب آسمانی او تورات است.
مشهور آن است که موسی صورت عربی لغت عبری موشه است که معنای آن از آب گرفته شده می باشد. این وجه تسمیه برگرفته از آیه دهم از باب دوم سفر خروج تورات است که می گوید: «و چون طفل نمو کرد (دایه) وی را نزد دختر فرعون برد و او را بمنزله پسر شد و وی را موسی نام نهاد زیرا گفت: او را از آب کشیدم».
وجه دیگر را ابن عباس گفته است:
جهت تسمیه طفل، به موسی این است که میان درخت و آب افتاده بوده و آب در زبان قبطی (مو) و درخت (سا) است.
اما سید عبدالحجت بلاغی با استناد به اینکه در زمان حضرت موسی، دیگرانی هم به این اسم گزارش شده اند. در این وجه تسمیه تردید وارد کرده است.
جمعی از مفسران و مورخان ذکر کرده اند که: حضرت موسی پسر عمران پسر یصهر پسر قاهث پسر لاوی پسر یعقوب علیه السلام است و هارون برادر او بود از مادر و پدر و در اسم مادر ایشان خلاف کرده اند: بعضی گفته اند «نحیب» بود و بعضی گفته اند «افاحیه» بود و بعضی «بوخایید» گفته اند، و مشهور قول اخیر است.
حضرت موسی علیه السلام سومین پیامبر اولوالعزم است که دارای شریعت مستقل و کتاب بود. او از نسل یعقوب و تبار بنی اسرائیل بود. نام او در قرآن، 136 مرتبه آمده و فرازهای برجسته زندگانی و دعوت حضرت موسی در 36 سوره قرآن و در قالب حدود 420 آیه بیان شده است. این مطلب نشان می دهد، که قرآن به عنوان کتاب کامل دعوت و انسان سازی و جامعه سازی به زندگی حضرت موسی توجه زیادی داشته است.
آنچه از داستان حضرت موسی علیه السلام در قرآن آمده این است که:
حضرت موسی وقتی از مصر به مدین رفت خدمت حضرت شعیب رسید که در ذیل داستانش ذکر می شود.
موسی بدون توشه راه و سفر، با پای پیاده به سوی مَدْین روانه شد و فاصله بین مصر و مدین را در هشت شبانه روز پیمود، در این مدّت غذای او سبزی های بیابان بود و براثر پیاده روی پایش آبله زد، هنگامی که به نزدیک مَدْین رسید، گروهی از مردم را در کنار چاهی دید که از آن چاه با دلو، آب می کشیدند و چهار پایان خود را سیراب می کردند، در کنار آنها دو دختر را دید که مراقب گوسفندهای خود هستند و به چاه نزدیک نمی شوند، نزد آنها رفت و گفت: «چرا کنار ایستاده اید؟ چرا گوسفندهای خود را آب نمی دهید؟»دختران گفتند: «پدر ما پیرمرد سالخورده و شکسته ای است، و به جای او ما گوسفندان را می چرانیم، اکنون بر سر این چاه مردها هستند، در انتظار رفتن آنها هستیم تا بعد از آنها از چاه آب بکشیم.»در کنار آن چاه، چاه دیگری بود که سنگی بزرگ برسر آن نهاده بودند که سی یا چهل نفر لازم بود تا با هم آن سنگ را بردارند، موسی (علیه السلام) به تنهایی کنار آن چاه آمد، آن سنگ را تنها از سر چاه برداشت و با دلو سنگینی که چند نفر آن را می کشیدند، به تنهایی از آن چاه آب کشید و گوسفندهای ان دختران را آب داد، آنگاه موسی، از آنجا فاصله گرفت و به زیر سایه ای رفت و به خدا متوجّه شد و گفت: «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ؛ پروردگارا! هر خیر و نیکی به من برسانی، به آن نیازمندم.»
امانت داری و پاکدامنی موسی
دختران به طور سریع نزد پدر پیر خود که حضرت شعیب (علیه السلام) پیامبر بود، بازگشتند و ماجرا را تعریف کردند، شعیب یکی از دخترانش (به نام صفورا) را نزد موسی (علیه السلام) فرستاد و گفت: «برو او را به خانه ما دعوت کن، تا مزد کارش را بدهم.» صفورا در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت نزد موسی (علیه السلام) آمد و دعوت پدر را به او ابلاغ نمود، موسی (علیه السلام) به سوی خانه شعیب حرکت کرد، در مسیر راه، دختر که برای راهنمایی، جلوتر حرکت می کرد، دربرابر باد قرار گرفت، باد لباسش را به بالا و پایین حرکت می داد، موسی (علیه السلام) به او گفت: «تو پشت سر من بیا، هرگاه از مسیر راه منحرف شدم، با انداختن سنگ، راه را به من نشان بده. زیرا ما پسران یعقوب به پشت سر زنان نگاه نمی کنیم.» صفورا پشت سر موسی آمد و به راه خود ادامه دادند تا نزد شعیب (علیه السلام) رسیدند.
ملاقات موسی با شعیب
شعیب (علیه السلام)از موسی (علیه السلام) استقبال گرمی کرد و به او گفت: «هیچ گونه نگران نباش از گزند ستمگران رهایی یافته ای، اینجا شهری است که از قلمرو حکومت ستمگران فرعونی، خارج است.»حضرت موسی ماجرای خود را برای حضرت شعیب (علیه السلام) تعریف کرد، شعیب او را دلداری داد و به او گفت: «از غربت و تنهایی رنج نبر، همه چیز به لطف خدا حل می شود.» موسی دریافت که در کنار استاد بزرگی قرار گرفته که چشمه های علم و معرفت از وجودش می جوشد، شعیب نیز احساس کرد که با شاگرد لایق و پاکی روبرو گشته است. نقل شده هنگامی که موسی بر شعیب وارد شد، شعیب در کنار سفره غذا نشسته بود و غذایی می خورد، وقتی که نگاهش به موسی (آن جوان غریب و ناشناس) افتاد، گفت: «بنشین از این غذا بخور.»موسی گفت: «اَعُوذُ باللهِ؛ پناه می برم به خدا.» شعیب: چرا این جمله را گفتی، مگر گرسنه نیستی؟ موسی: چرا گرسنه هستم، ولی از آن نگرانم که این غذا را مزد من در برابر کمکی که به دخترانت در آب کشی از چاه کردم قرار دهی، ولی ما از خاندانی هستیم که عمل آخرت را با هیچ چیزی از دنیا، گرچه پر از طلا باشد، عوض نمی کنیم.شعیب گفت: «نه، ما نیز چنین کاری نکردیم، بلکه عادت ما، احترام به مهمان است.» آنگاه موسی کنار سفره نشست، و غذا خورد. در این میان یکی از دختران شعیب (علیه السلام) گفت: «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِی الْأَمِینُ؛ ای پدر! او (موسی) را استخدام کن، چرا که بهترین کسی را که می توانی استخدام کنی همان کسی است که نیرومند و امین باشد.» شعیب گفت: «نیرومندی او از این جهت است که او به تنهایی سنگ بزرگ را از سرچاه برداشت و با دلو بزرگ آب کشید، ولی امین بودن او را از کجا فهمیدی؟»دختر جواب داد: در مسیر راه به من گفت: پشت سر من بیا تا باد لباس تو را بالا نزند، و این دلیل عفّت و پاکی و امین بودن او است.
ازدواج موسی با دختر شعیب
...
حضرت موسی (علیه السلام) به خاطر کمک به یک انسانی سهوا سبب یک قتل شد که در ذیل ذکر می شود.
هنگامی که موسی (علیه السلام) به حدّ رشد و بلوغ رسید، روزی وارد شهر (مصر) شد و در بین مردم عبور می کرد، دید دو نفر گلاویز شده اند و همدیگر را می زنند، یکی از آنها از بنی اسرائیل، و دیگری «قبطی»، یعنی از فرعونیان بود، در همین هنگام بنی اسرائیل از موسی (علیه السلام) استمداد نمود.از آنجا که موسی (علیه السلام) می دانست فرعونیان از طبقه اشرافی هستند و همواره به بنی اسرائیل ستم می کنند، به یاری مظلوم شتافت و تصمیم گرفت از ظلم ظالم جلوگیری کند.به گفته بعضی، موسی دید یکی از آشپزهای فرعون می خواهد یک نفر بنی اسرائیل را برای حمل هیزم، به بیگاری کشد، و بر سر همین موضوع با هم گلاویز شده اند.موسی (علیه السلام) به یاری مظلوم شتافت و مشتی محکم بر سینه مرد فرعونی زد، اما همین یک مشت کار او را ساخت، او بر زمین افتاد و مرد.موسی (علیه السلام) قصد کشتن او را نداشت، نه از این جهت که آن مرد مقتول، سزاوار کشته شدن نبود، بلکه به خاطر پیامدهای دشواری که برای موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل داشت، از این رو موسی (علیه السلام) به خاطر این ترک اولی، از درگاه خدا تقاضای عفو کرد، و از کار خود اظهار پشیمانی نمود.
حکم اعدام موسی
فرعون و اطرافیانش از ماجرا باخبر شدند، و در جلسه مشورت خود، حکم اعدام موسی (علیه السلام) را صادر کردند. یکی از خویشاوندان فرعون به نام «حزقیل» (که بعدها به عنوان مؤمن آل فرعون معروف گردید) از اخبار جلسه مشورت فرعونیان، اطّلاع یافت، از آنجا که او در نهان به موسی (علیه السلام) ایمان داشت، خود را محرمانه به موسی (علیه السلام) رسانید و گفت: «ای موسی! این جمعیت (فرعون و فرعونیان) برای اعدام تو به مشورت پرداخته اند، بی درنگ از شهر خارج شود که من از خیرخواهان تو هستم.» موسی (علیه السلام) تصمیم گرفت به سوی سرزمین «مَدْینْ» که شهری در جنوب شام و شمال حجاز قرار داشت، و از قلمرو مصر و حکومت فرعونیان جدا بود، برود و از چنگال ستمگران بی رحم نجات یابد، گرچه سفری طولانی بود و توشه راه سفر را بهمراه نداشت، ولی چاره ای جز این نداشت، با توکل به خدا و امید به امدادهای الهی حرکت کرد، در حالی که می گفت: «رَبِّ نَجِّنِی مِنَ القَوْمِ الظّالِمینَ؛ خدایا مرا از گزند ستمگران نجات بده.»
عناوین مرتبط
آسیه (همسر فرعون)• ارتباط حضرت موسی با خداوند•بعثت حضرت موسی•حضرت موسی و حضرت شعیب•خواب فرعون•رحلت حضرت موسی•ماجرای تولد حضرت موسی•آرامش بخشی به مادر موسی (قرآن)•آسیه و موسی•آرامش بخشی به موسی (قرآن)•آل فرعون و موسی•آل موسی•اذیت موسی (قرآن)•ارتباط موسی با خداوند•ارهاصات موسی•استعاذه موسی (قرآن)•استعانت از موسی
برخورد قارون و حضرت موسی
حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از نجات از شرّ فرعون و فرعونیان و سپس سامری ، به شرّ دیگری در رابطه با قارون، دچار شد.
«قارون بن یصْهُر بن قاهث » پسرعمو یا پسرخاله حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بود. و از علم و حکمت بهره وافر داشت، به طوری که جمعیت بنی اسرائیل به دو بخش تقسیم می شد، موسی ـ علیه السلام ـ عهده دار قضاوت در یک بخش بود، و قارون دادستان بخش دیگربود.
ثروت قارون
قارون، دارای ثروت کلانی شد که تنها کلیدهای خزانه های ثروت او را شصت قاطر (و به نقلی چهل قاطر) حمل می کردند.قرآن در این مورد می گوید:«وَ آتَیناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ؛ و ما آنقدر گنج ها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن، برای یک گروه زورمند، مشکل و زحمت بود.»
آغازاختلاف
تا این زمان، بین او و موسی ـ علیه السلام ـ دشمنی و جار و جنجال نبود، وقتی که فرمان گرفتن زکات ، از طرف خداوند بر موسی ـ علیه السلام ـ صادر شد، موسی ـ علیه السلام ـ نزد قارون رفت و از او مطالبه زکات نمود، آن هم زکات اندک یعنی از هر هزار دینار، یک دینار و از هر هزار درهم، یک درهم. و از هر هزار نوع کالا، یک نوع.قارون در آغاز از این دستور، سرپیچی نکرد، ولی به خانه اش آمد و به حسابرسی پرداخت، متوجه شد زکات مالش بسیار می شود. حرص و دنیاپرستی باعث گردید که برای حفظ مال خود، به یک آشوب ناجوانمردانه دست بزند.
← خنثی شدن توطئه
...
حضرت موسی علیه السلام در کنار کوه طور به رسالت مبعوث شدند.
موسی (ع) اثاث زندگی و گوسفندان خود و عصای اهدایی شعیب را برداشت و همراه خانواده اش، مدین را به مقصد مصر، ترک کرد و قدم در راه گذاشت، راهی که لازم بود با پیمودن آن در طی هشت شبانه روز، به مصر برسد، موسی (ع) در مسیر، راه را گم کرد، و شاید گم کردن راه از این رو بود که او برای گرفتار نشدن در چنگال متجاوزان شام، از بیراهه می رفت. موسی در این وقت در جانب راست غربی کوه طور بود، ابر های تیره سراسر آسمان را فراگرفته بود و رعد و برق شدیدی از هر سو شنیده و دیده می شد، از سوی دیگر درد زایمان به سراغ همسرش آمده بود، موسی (ع) در آن شرایط سخت و در هوای تاریک، حیران و سرگردان بود. ناگهان نوری در کوه طور مشاهده کرد. گمان برد در آنجا آتشی وجود دارد، به خانواده خود گفت:«همین جا بمانید، تا من به جانب کوه طور بروم، شاید اندکی آتش برای گرم کردن شما بیاورم.»وقتی که به نزدیک آن نور رسید، دید آتش عظیمی از آسمان تا درخت بزرگی که در آنجا بود، امتداد یافته است، موسی (ع) با دیدن آن منظره ترسید و نگران شد، زیرا آتشِ بدون دودی را دید که از درون درخت سبزی شعله ور بود و لحظه به لحظه شعله ورتر می شد. (در حقیقت آن شعله، آتش نبود، بلکه یک پارچه نور بود که نمایی مانند آتش داشت.) اندکی نزدیک شد، ولی همان لحظه از ترس آن، چند قدم بازگشت. اما نیاز او و خانواده اش به آتش او را از بازگشتن منصرف ساخت. نزدیک شد تا اندکی از آتش را بردارد، ناگهان از ساحل راست وادی، در آن سرزمین بلند و پر برکت از میان یک درخت ندا داده شد:«یا مُوسی اِنِّی اَنَا اللهُ رَبُّ الْعالَمِینِ؛ ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان عصای خود را بیفکن.وقتی که موسی (ع)عصای خود را افکند، مشاهده کرد که عصا چون ماری با سرعت به حرکت درآمد، ترسید و به عقب برگشت، حتی پشت سر خود را نگاه نکرد، به او گفته شد: برگرد و نترس تو در امان هستی، اکنون دستت را در گریبانت فرو بر، هنگامی که خارج می شود، سفید و درخشنده است! و این دو برهان روشن از پروردگارت به سوی فرعون و اطرافیان او است که آنها قوم فاسقی هستند.» به این ترتیب موسی(ع)به مقام پیامبری رسید و نخستین ندای وحی را شنید که با دو معجزه (اژدها شدن عصا و ید بیضاء) همراه بود. و مأمور شد که برای دعوت فرعون به توحید، حرکت کند.
حضرت موسی (علیه السلام) بعد از ۲۵۰ سال عمر، از دنیا رفتند.
در     
۲۴۰ سال از عمر موسی (علیه السلام) گذشت، موسی (علیه السلام) سالها زندگی کرد تا اینکه: روزی یوشع بن نون را طلبید و وصیت های خود را به او نمود، سپس به تنهایی به سوی کوه طور رفت، مردی را دید مشغول کندن قبر است، نزد او رفت و گفت: آیا می خواهی تو را کمک کنم؟ او گفت: آری، موسی او را کمک کرد. وقتی که کار کندن قبر تمام شد، موسی (علیه السلام) وارد قبر گردید و در میان آن خوابید تا ببیند اندازه لَحَد قبر، درست است یا نه، در همان لحظه خداوند پرده را از جلو چشم او برداشت، موسی (علیه السلام) مقام خود در بهشت را دید، عرض کرد: خدایا روحم را به سویت ببر. همان دم عزرائیل روح او را قبض کرد، و همان قبر را مرقد موسی (علیه السلام) قرار داد، و آن قبر را پوشانید، و آن مرد قبر کن، عزرائیل بود که به آن صورت درآمده بود. در این وقت منادی حق در آسمان، با صدای بلند گفت: مات موسی کلِیمُ اللهِ، فَاَی نَفْسٍ لا تَمُوتُ؛ موسی کلیم خدا مرد، چه کسی است که نمی میرد. مطابق بعضی از روایات، قبر حضرت موسی (علیه السلام) در کوه طور (واقع در نجف اشرف یا سرزمین سینا]]) می باشد.
عناوین مرتبط
آسیه (همسر فرعون)• ارتباط حضرت موسی با خداوند•بعثت حضرت موسی•حضرت موسی و حضرت شعیب•حضرت موسی و قتل یک جوان•خواب فرعون•ماجرای تولد حضرت موسی•آرامش بخشی به مادر موسی (قرآن)•آسیه و موسی•آرامش بخشی به موسی (قرآن)•آل فرعون و موسی•آل موسی•اذیت موسی (قرآن)•ارتباط موسی با خداوند•ارهاصات موسی•استعاذه موسی (قرآن)•استعانت از موسی
نبی، انسانی است که از طرف خدای تعالی به سوی مردم مبعوث می شود برای بیان احکام دین؛ اما رسول، کسی است که مبعوث می شود برای رسالتی خاص که دنبالش یا هلاکت است، اگر مردم دعوتش را رد کنند، و یا بقا و سعادت است، اگر آن را پذیرا باشند.لازم نیست که رسالت یک رسول به سوی قومی معین، بعثت به سوی همان قوم باشد؛ بلکه ممکن است رسالتش به سوی قومی خاص باشد، ولی بعثت و نبوتش به سوی تمام بشر باشد؛ و داستان رسالت موسی و عیسی (علیه السلام) به سوی بنی اسرائیل نیز از این قرار است.
خدای متعال در ارتباط با گستره رسالت حضرت موسی (علیه السلام) می فرماید: «
وَ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدیً لِبنی اسرائیل»؛ «ما به موسی کتاب آسمانی دادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل ساختیم».
آیه ۴۹ سوره آل عمران
همان گونه که در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید: «
وَ رَسُولاً إِلی بنی اسرائیل ...»؛ «و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده، که به آن ها می گوید:) من نشانه ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده ام من از گل، چیزی به شکل پرنده می سازم سپس در آن می دمم و به فرمان خدا، پرنده ای می گردد...».
گستره رسالت موسی و عیسی
ظاهر چنین آیاتی نشانگر آن است که آن ها تنها رسول بر قوم بنی اسرائیل بودند. اما از آن جا که این دو پیامبر، صاحب شریعت و از پیامبران اولوا العزم بودند، و با توجه به آیات دیگر در مورد زندگی آن دو رسول برگزیده، فهمیده می شود که بعثت آن ها فراتر از قوم بنی اسرائیل بود؛ هرچند بنی اسرائیل در صف اول مأموریت هدایت آن ها قرار داشتند؛ یعنی این که آنان در درجه اول برای بنی اسرائیل مبعوث شده بودند؛ مانند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که در درجه اول برای خاندان خویش، در درجه دوم برای مردم مکه و اطراف آن، و درجه بعدی برای جهانیان مبعوث شده بود.
← نمونه ای از آیات
...
قصه حضرت موسی ، بیان سرگذشت قرآنی حضرت موسی علیه السّلام پیامبر اولوالعزم است.
حضرت موسی علیه السّلام از پیامبران اولواالعزم الهی و رهبر بنی اسرائیل و نجات دهنده آنان از ظلم فرعون مصر بود. نام مبارک ایشان ۱۳۶ بار در قرآن کریم آمده است.
توضیح کلمه موسی
کلمه «موسی» را عبری یا مصری دانسته اند. صاحب قاموس، کتاب مقدس و لسان العرب درباره معنای آن گفته اند این واژه، مرکب از «مو» به معنای «آب»، و «سی» به معنای «درخت» است.
در قرآن
قرآن کریم داستان زندگی وی را در مقایسه با سایر پیامبران، با تفصیل بیشتری بیان کرده است. در آیات ۱۰۲ سوره اعراف ، ۷۵ - ۹۵ سوره یونس ، ۶۰ - ۸۲ سوره کهف ، ۱۰ - ۶۸ سوره شعراء ، ۱۷ - ۳۳ سوره دخان ، ۱۵ - ۲۶ سوره نازعات بیشترین بخش زندگی و پیامبری آن بزرگوار، و در آیات ۹ - ۱۰۱ سوره طه و ۳۰ - ۴۲ سوره قصص ، قصه آن حضرت با شرح و پیوستگی بیان شده است.
← چکیده داستان
...



ارتباط محتوایی با حضرت موسی

حضرت موسی در جدول کلمات

برادر حضرت موسی ( ع)
هارون
پیرو حضرت موسی (ع)
یهودی, کلیمی
پیروان حضرت موسی (ع)
یهود
پیروان دین حضرت موسی (ع)
یهود
خاندان حضرت موسی (ع)
العمران
دختر شعیب پیغمبر که به عقد حضرت موسی (ع) درآمد
صفورا
دست سپید و روشن است• کنایه از دست حضرت موسی (ع)
یدبیضا
صفت حضرت موسی (ع)
کلیم
قوم حضرت موسی (ع)
یهود
معجزه حضرت موسی (ع)
ید بیضا

معنی حضرت موسی به انگلیسی

moses (اسم)
حضرت موسی

حضرت موسی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی حضرت موسی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حضرت موسی   • مفهوم حضرت موسی   • تعریف حضرت موسی   • معرفی حضرت موسی   • حضرت موسی چیست   • حضرت موسی یعنی چی   • حضرت موسی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حضرت موسی
کلمه : حضرت موسی
اشتباه تایپی : pqvj l,sd
عکس حضرت موسی : در گوگل


آیا معنی حضرت موسی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )