برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

حضور

/hozur/

مترادف حضور: ظهور، وجود ، آستان، پیشگاه، خدمت، درگاه، جلوت ، تشریف، روبرو، محضر، نزد، جلوه، نمود، توجه، تمرکز

متضاد حضور: غیبت، خلوت، تفرقه

برابر پارسی: نزد، درگاه، پیشگاه، آمادگی، بودش، رودررویی، بودن

معنی حضور در لغت نامه دهخدا

حضور.[ ح ُ ] (ع مص ) حاضر آمدن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (از المصادر زوزنی ). حاضر شدن. نقیض غیبت. (آنندراج ). شهود. مشهد .
- حضور بهم رسانیدن ؛ حضور داشتن.
- حضور داشتن ؛ بودن در جایی. شرکت کردن در مجلسی.
- حضور یافتن ؛ حاضر شدن.
- مبارک حضور :
شنیدم که مردی مبارک حضور
بنزدیک شاه آمد از راه دور.
سعدی.
|| (اِ) پیش رو. برابر. مقابل غیبت : نشست در مجلس عالی بحضور اولیای دولت. (تاریخ بیهقی ).
آنچه درغیبتت ای دوست بمن میگذرد
نتوانم که حکایت کنم الا بحضور.
سعدی.
سخنها دارم از درد تو بر دل
ولیکن در حضورت بیزبانم.
سعدی.
|| مقابل تفرقه و تشتت. مقابل بر رفت :
حضورش پریشان شد و کار زشت
سفر کرد و برطاق مسجد نوشت.
سعدی.
می ترسم از خرابی ایمان که میبرد
محراب ابروی تو حضور از نماز من.
حافظ.
هر ساعتی آنچه که بر ما گذشته است حساب کنیم ، بر رفت و حضور چیست می بینیم که همه نقصان است. (بخاری ).
- حضور ذهن ؛ جمع بودن حواس. در مقابل تشتت ذهن.
|| در عرف ، کلمه ٔ تعظیم است بلکه بر ذات مخدومان اطلاق کنند و فارسیان شکفتگی وخرمی استعمال نمایند. (آنندراج ).
- بی حضور ؛ تنگدل و منقبض و بیمار. (آنندراج ) :
از بس دلم ز حلقه ٔ کثرت رمیده شد
گردید بی حضور ز جمعیت هراس.
مخلص کاشی.
چون خامه ٔ سبک مغز از بی حضوری دل
شد پیش روشنائی در هر سجود ما را.
عارف الحی (از آنندراج ).
یار عاشق شده ست درمان چیست
عیسی آنجا که بی حضور شود.
حکیم شفائی.
ترا که در لب نوشین هزارگونه شفاست
چرا همیشه مرا بی حضور باید داشت.
شانی تکلو.
|| ج ِ حاضر. || (اصطلاح عرفان ) حضور آنانندکه همواره حاضر وقت خویشند یا غفلت و ذهول و نسیان در آنان راه ندارد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حضورقلب به حق هنگام غیبت از خلق است. (تعریفات ) :
بگذر ز کوی میکده تا زمره ٔ حضور
اوقات خود ز بهر ...

معنی حضور به فارسی

حضور
حاضرشدن، نزدکسی بودن، حاضربودن، نزد، پیشگاه
۱ - ( مصدر) حاضر گردیدن نزد کسی بودن . ۲ - ( اسم ) وجود ظهور مقابل غیبت . ۳ - نزد روبروی . ۴ - ( اسم ) درگاه آستان پیشگاه . ۵ - پیش از نام بزرگان برای تعظیم آید: (( حضور حضرت آقای ... )) ۶ - مقابل غیبت است و غیبت از خلق است و حضور عند الحق است . ۷ - مقام وحدت . ۸ - یا حضور جناب عالی حضور محترم ... بهنگام خطاب یا ارسال نامه نزد شخصی محترم بکار برند. یا حضور و غیاب . حاضر و غایب کردن . شناختن کسانی که حاضرند و کسانی که غایبند . یا حضور بهم رساندن . حاضر شدن .
نام شهری است و کوهی به یمن از اعمال زبید و آنرا حضورائ نیز نامند
[roll call] [حمل ونقل دریایی] خواندن اسامی تمام خدمه و مسافران برای بررسی و حصول اطمینان از حضور آنها در محل استقرار
( مصدر ) ۱ - حاضر شدن آمدن . ۲- حال یافتن نشاط و سرور و وجد یافتن .
از القاب دوره قاجاری بود
قصد از خدمتی می باشد که شخص خادم در حضور آقای خود بجا آورد نه در غیاب .
خوش محضر خوش مجلس

معنی حضور در فرهنگ معین

حضور
(حُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) حاضر شدن . ۲ - (اِمص .) وجود، ظهور. ۳ - (اِ.) درگاه ، آست ان . ،~ُ غیاب حاضر و غایب کردن ، شناختن کسانی که حاضرند و کسانی که غایبند.

معنی حضور در فرهنگ فارسی عمید

حضور
۱. [مقابلِ غیبت] حاضر شدن، حاضر بودن.
۲. نزد کسی بودن.
۳. وجود و ظهور.
۴. (اسم) نزد، پیشگاه.
۵. (اسم) کلمۀ احترام آمیز که پیش از نام شخص بزرگ گفته و نوشته می شود.
۶. (تصوف) غیبت از خلق و نزدیک شدن به حق.
۷. [قدیمی] شکفتگی و خرمی.
تنگ دل و افسرده.

حضور در دانشنامه اسلامی

حضور
حضور مقابل غیبت است. از آن در بابهای طهارت، صلات، حج، جهاد، طلاق، قضاء و حدود سخن گفته‏اند.
حضور حاضر شدن یا بودن در مکانی یا زمانی می باشد.

احکام حضور
← احکام حضور در طهارت
 ۱. ↑ العروة الوثقی ج۲، ص۲۱.    
...
حضور امام حسین در مکه
کاروان امام حسین (علیه السّلام) پنج روز پس از خروج از مدینه در سوم شعبان سال شصت هجری، وارد شهر مکه شد. نقل شده که چون حدود مکه از دور نمایان گردید و کوه های شهر از دور دیده شد، امام (علیه السّلام) به تلاوت این آیه از قرآن پرداختند: «و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل؛ و هنگامی که موسی (علیه السّلام) متوجه شهر مدین شد گفت: امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست، هدایت کند»
امام حسین (علیه السّلام) وارد شهر مکه شد ساکنان مکه و زائران بیت الله الحرام با شنیدن خبر ورود امام (علیه السّلام) به مکه بسیار شادمان شدند. مردم، صبح و شام، نزد حضرت (علیه السّلام) در رفت و آمد بودند و این بر عبدالله بن زبیر، سخت گران می آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وی بیعت کنند. لیکن آنچه را که در دل داشت، برای امام (علیه السّلام) آشکار نمی کرد. او نیز چونان دیگر مردم با امام (علیه السّلام) رفت و آمد داشت؛ در نماز ایشان شرکت می کرد، نزد حضرت (علیه السّلام) می نشست و به سخنان ایشان گوش فرا می داد؛ ولی با این همه، می دانست که تا امام حسین (علیه السّلام) در مکه هست، کسی با او بیعت نمی کند؛ زیرا جایگاه امام حسین (علیه السّلام) در نزد مردمان مکه، بسیار بالاتر از جایگاه پسر زبیر بود.
نامه گروه اول به امام
نامه کوفیان به امام (علیه السّلام) و دعوت از او برای قیام:مدت چندانی از ورود امام (علیه السّلام) به مکه نگذشته بود که شیعیان عراق خبر مرگ معاویه را دریافت کردند و از سرپیچی امام حسین (علیه السّلام) و ابن زبیر از بیعت با یزید با خبر گشتند، پس به جنبش در آمدند و در منزل سلیمان بن صرد خزایی، گرد آمدند. آنان از هلاکت معاویه سخن به میان آوردند و خداوند را بر آن شکر نمودند. سلیمان بن صرد به پا خاست و خطاب به حاضرین در مجلس ...


حضور در دانشنامه ویکی پدیا

حضور
حضور می تواند به موارد زیر اشاره کند:
حضور (آلبوم)
حضور (فیلم ۱۹۷۹)
حضور (فیلم ۲۰۱۰)
حضور (گروه موسیقی)
حضور ۱
حضور ۲
«حضور» (به انگلیسی: Presence) آلبومی از لد زپلین است که در ۳۱ مارس ۱۹۷۶ (۱۹۷۶-03-۳۱) منتشر شد.
عروج یا حضور یا بودن (به انگلیسی: Being There) رمانی از یرژی کوشینسکی است که فیلم حضور بر پایهٔ آن ساخته شده است. محمد قاضی و غلامحسین میرزاصالح این رمان را با عنوان «عروج»؛ ساناز صحتی و شهناز انوشیروانی با عنوان «حضور» و مهسا ملک مرزبان با عنوان «بودن» به فارسی ترجمه کرده اند.
حضور، ساناز صحتی، تهران: نشر نو، ۱۳۶۲
عروج، محمد قاضی و غلامحسین میرزاصالح، تهران: انتشارات نیلوفر، ۱۳۶۳
حضور، شهناز انوشیروانی، تهران: انتشارات محیط، ۱۳۷۴
بودن، مهسا ملک مرزبان، تهران: نشر آموت، ۱۳۹۳
کتاب عروج که با نام "آنجا بودن" در سال ۱۹۷۱ منتشر شد تبدیل به یکی از پُر فروشترین کتاب های آن دهه در ایالات متحده و چند کشور اروپایی گردید، مترجمین فارسی این رمان در نام گذاری آن، عنوان اصلی اثر را که تنها برای خوانندگان انگلیسی زبان تا اندازه ای گویا و مفهوم است در نظر نگرفتند و نام فرانسوی کتاب را که مترجم فرانسوی آن "حضور ۱۰" گذاشته بود برنگزیدند، چرا که این دو نام را برای توصیف و بیان چگونگی تحول سریع موقعیت اجتماعی قهرمان کتاب که آدمی ساده و نیمه خُل است و از باغبانی به نامزدی ریاست جمهوری می رسد رسا ندانستند و لذا نام "عروج" را که بیانگر و نشان این ترقی سریع است برگزیدند.
حضور به عربی ( الَحضُور )، روستایی است در دهستان وادی اجبار از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حضور در دانشنامه آزاد پارسی

(به معنی حاضرشدن) در اصطلاح عرفا، حالتی که سالک در دل خود احساس می کند و از خود به طور کامل غیب می شود و به حق می رسد. حضور، رسیدن دل به حضرت حق و دیدن او در همۀ احوال است و عرفا قبولی اعمال سالک را در عبادات، با حضور دل او مرتبط داشته اند، و به دست آوردن حضور دل، جز با دوستی حضرت حق امکان ندارد. آنان معتقدند با غیبت از خود، حضور حق ایجاد می شود. گروهی حضور را بر غیبت مقدم دانسته اند و گروهی بر تقدم غیبت بر حضور نظر داده اند.

ارتباط محتوایی با حضور

حضور در جدول کلمات

حضور داشتن
بودن
حضور ندارد
غایب
آخرین فیلم اکران شده داریوش مهرجویی با حضور مهتاب کرامتی | همایون ارشادی | مهدی سلطانی | رابعه مدنی | حسن معجونی | پیمان معادی و امیرعلی دانایی
اشباح
از فیلم های پیتر ویر با حضور هریسون فورد
شاهد
از فیلم های وودی آلن با حضور خودش و دایان کیتون
انیهال
از فیلم های بهروز افخمی با حضور پور عرب و نیکی کریمی
عروس
از فیلم های یداله صمدی با حضور مرحوم هادی اسلامی و حمید طاعتی
اتوبوس
از فیلمهای ام نایت شیالامان با حضور مارک والبرگ
اتفاق
از فیلمهای سیدنی لومت با حضور آل پاچینو
سرپیکو
از فیلمهای مایک نیکولز با حضور جک نیکلسون و میشل فایفر
گرگ

معنی حضور به انگلیسی

presence (اسم)
مجاورت ، پیش ، حضور ، محضر ، پیشگاه ، در نظر مجسم کننده ، وقوع و تکرار
tendance (اسم)
توجه ، مواظبت ، حضور ، پرستاری ، مراقبت
attendance (اسم)
توجه ، رسیدگی ، حضور ، حضار ، ملازمت ، همراهان ، خدمت ، سرپرستی ، تیمار ، پرستاری ، ملتزمین
presentment (اسم)
شرح ، نمایش ، حضور ، بیان ، ارائه ، طرز نمایش

معنی کلمه حضور به عربی

حضور
حضور , وجود
اِحْتَفَظَ بِوجودِه في المنطقة
احضر
الحضور في الساحة
لزوم
آنية

حضور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسرا
این واژه تازى (اربى) ست و بجاى آن میتوان از کترون Katrun (پهلوى: اقامت، حضور، سکنا) بهره جست. در پهلوى: کترونتنKatruntan : اقامت-سکنا کردن، حاضر شدن ، حضور بهم رساندن ، ماندگار شدن
جاوید مدرس اول
حضور
هجویری گوید:
مراد از حضور حضور دل بود به دلالت یقین، تا حکم غیبی ورا چون حکم عینی گردد
و مراد از غیبت غیبت دل بود از دون حق تا حدی که از خود غایب شود ....
پس غیبت از خود حضور به حق آمدو حضور به حق غیبت از خود است.
(کشف المحجوب ص 319 ) ابونصر سراج گوید ((غیبت غیبت قلب است از مشاهده خلق
به سبب حضور بحق و حضور حضور قلب است که با صفای یقین آنچه را هم که از اعیان حق
در پرده است آشکار میبیند
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
...
دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور
بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد
...
از دست غیبت تو شکایت نمی‌کنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
...
ی که در دلق ملمع طلبی نقد حضور
چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری
...
نه حافظ را حضور درس خلوت
نه دانشمند را علم الیقینی

جاوید مدرس(رافض)
بهرام س
باشش
پاشا رازانی
حضور یعنی همه چیز در آن واحد حاضر باشد مثلا در دیدن ، یک بیننده هست یک دیده شده و خود دیدن . آنگاه دیدن حضوری می شود که بیننده و دیدن و دیده شده یکی باشد . عالم و علم و معلوم یکی باشند ، شاهد و شهود و مشهود یکی باشند و تمام اینها در آن واحد است البته منسلخ از زمان و مکان .
نیازعلی شمس
بایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حضور   • حضور داشتن   • فیلم حضور   • سایت حضور   • حضور محترم   • معنی حظور   • مترادف کلمه حضور   • مترادف حضور   • مفهوم حضور   • تعریف حضور   • معرفی حضور   • حضور چیست   • حضور یعنی چی   • حضور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حضور
کلمه : حضور
اشتباه تایپی : pq,v
آوا : hozur
نقش : اسم
عکس حضور : در گوگل

آیا معنی حضور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )