انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 953 100 1

حمایل

/hamAyel/

مترادف حمایل: آویزه، مدال، هیکل

معنی حمایل در لغت نامه دهخدا

حمایل. [ ح َ ی ِ ] (ع اِ) حَمائِل. ج ِ حمالة، در گردن آویخته. دوال شمشیر و آنچه در بر اندازند. جواهر و زرینه که زنان در گردن اندازند و از زیربغل بدر آورند. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
دو ساعد را حمایل کرد بر من
فروآویخت از من چون حمایل.
منوچهری.
فتنه مشو هیچ بر حمایل زرین
علم نکوتر ز علم ساز حمایل.
ناصرخسرو.
حمایل دستها در گردن یار
درخت نارون پیچیده بر نار.
نظامی.
حمایل ها فکنده هر کسی زیر
یکی شمشیر و دیگر زخم شمشیر.
نظامی.
رجوع به حمالة شود.
- حمایل بستن :
برین تن کو حمایل بر فلک بست
بسرهنگی حمایل چون کنی دست.
نظامی.
- حمایل شمشیر ؛ دوال شمشیر. (ناظم الاطباء).
- حمایل فلک ؛ میل شمالی یا جنوبی فلک. (ناظم الاطباء).
- حمایل کردن :
بسرهنگی حمایل کردن تیغ
بسا مه را که پوشد چهره در میغ.
نظامی.
گوهمه شهرم نظر کنند و ببینند
دست در آغوش یار کرده حمایل.
سعدی.
- حمایل کش :
صبح مفرد رو حمایل کش
در رکابت نفس برآرد خوش.
نظامی.
|| پارچه ٔ ابریشمی دوال مانندی پهن برنگ سفید یا سرخ یا سفید و سرخ یا سبز یا آبی و جز آن به اعتبار درجات که پادشاه بنوکرهای خود در ازای خدمات میدهد و در روز سلام آنرا زیب پیکر خودمی کنند. || قرآن کوچکی که در بر می آویزند. (ناظم الاطباء).

معنی حمایل به فارسی

حمایل
حمایل، بندشمشیر، آنچه به شانه وپهلو آویزان کنند
(اسم ) جمع حماله و حمیله . ۱ - بند های شمشیر آنچه بشانه و پهلو آویزند مانند شمشیر و جز آن . ۲ - قر آن کوچکی که در بر آویزند . ۳ - پارچ. ابریشمین و دوال مانند و پهن برنگهای مختلف که پادشاه بخدمتکاران باعتبار درجات و بازای خدمات آنان عطا کند .
[harness] [علوم نظامی] بند برزنتی چهاررشته ای که معمولاً سربازان پیاده نظام از روی دوش به فانوسقه می بندند

معنی حمایل در فرهنگ معین

حمایل
(حَ یِ) [ ع . حمائل ] (اِ.) ۱ - بند شمشیر و آن چه به شانه و پهلو آویزند. ۲ - قرآن کوچکی که به بغل آویزند.
( ~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) از شانه یکبری آویختن .

معنی حمایل در فرهنگ فارسی عمید

حمایل
= حماله

حمایل در دانشنامه اسلامی

حمایل
حمایل عنوان تسمه شمشیر می باشد.
حمایل به تسمه شمشیرگفته می شود.
کاربرد حمایل درفقه
از آن به مناسبت در باب صلات و ارث نام برده اند.نماز خواندن با حمایل تهیه شده از میته و پوست حیوان حرام گوشت باطل است. شمشیر میت از حبوه به شمار می رود که به پسربزرگ تر می رسد.آیا حمایل شمشیر نیز جزء حبوه است؟برخی بر جزئیت و الحاق آن به شمشیر تصریح کرده اند.

ارتباط محتوایی با حمایل

معنی حمایل به انگلیسی

baldric (اسم)
حمایل ، بند شمشیر
gimp (اسم)
حمایل ، نوعی ریسمان ماهی گیری
bandoleer (اسم)
حمایل ، جای فشنگ ، قطار فشنگ
bandolier (اسم)
حمایل ، جای فشنگ ، قطار فشنگ

معنی کلمه حمایل به عربی

حمایل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی حمایل

شهریار آریابد ١١:٠٨ - ١٣٩٧/١٢/١٩
در پارسی " برآویز " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی حمایل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع حمایل   • حمایل چیست   • معنی حمایل   • مفهوم حمایل   • تعریف حمایل   • معرفی حمایل   • حمایل یعنی چی   • حمایل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حمایل
کلمه : حمایل
اشتباه تایپی : plhdg
آوا : hamAyel
نقش : اسم
عکس حمایل : در گوگل


آیا معنی حمایل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )