انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1097 100 1

حمل

/haml/

مترادف حمل: آبستنی، بارداری، حاملگی، بار، نقل، توجیه، تعبیر، تاویل، بردن، ترابری، جابه جایی، برداشتن | بره، فروردین ماه

برابر پارسی: بردن، باربری، ترابری، ترابردن

معنی حمل در لغت نامه دهخدا

حمل. [ ح َ ] (ع مص ) باردار شدن زن. (منتهی الارب ). حامله شدن. (اقرب الموارد). حامل و حامله ، نعت است از آن. (منتهی الارب ). || بار آوردن درخت. || بر ستور خود نشاندن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی بر ستور خویش نشاندن. (المصادر). || (اِمص ) آبستنی. || احتمال. || (اِ) بار شکم از بچه. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ج ، حِمال و احمال. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || گناه. (آنندراج ). ج ، حُمول. (منتهی الارب ). رجوع به حمول شود. || بار درخت و بکسر هم آمده یا بفتح برای میوه ها که ظاهر نیست و کسر برای آنها که ظاهر باشد یا فتح برای آنچه در شکم باشد یا سر درخت و کسر ببار پشت یا سر یا بکسر میوه ٔ درخت تا هنگامی که بسیار و بزرگ نشده باشد و هنگامی که فراوان و بزرگ شد بفتح خوانده میشود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || بار. ج ، اَحمال ، حُمول. (منتهی الارب ). || اسناد چیزی بچیزی. در کلیات ابوالبقاء آمده : در تفسیر حمل اختلاف است ، گویند حمل اتحاد دو متغایر است در مفهوم بحسب هویت و این منتقض است به امور عدمی که بر موجودات خارجی حمل میشوند. چون زید اعمی است زیرا عدمیات هویتی ندارند. و گویند اتحاد دو متغایر است در مفهوم بحسب ذات. (کلیات ابوالبقاء).
- حمل اشتقاق ؛ رجوع به حمل مواطاةشود.
- حمل اولی ؛ (اصطلاح منطق ) هرچه لاحق شود چیزی را و بتوسط آن چیزی دیگر را، لحوق او متوسط را اول بود، چه بالذات متقدم بود و در جای دیگر گفته ایم هرچه محمول بود بر عامی و خاصی ، اول محمول بر عام بوده باشد و بتوسط عام بر خاص. پس در این موضوع هر محمولی که بر عامتر از موضوعی محمول نبود، آن حمل را اولی خوانند، و اگرچه حمل اولی بحقیقت خاص تر از آن باشد. (اساس اقتباس ص 384).
- حمل مواطات ؛ (اصطلاح منطق ) عبارت است از اینکه چیزی محمول برموضوع خود باشد بحقیقت و بدون واسطه. چون انسان حیوان ناطق است. بخلاف حمل اشتقاق زیرا در آن محمول کلی برای موضوع تحقق ندارد، چون انسان ذوبیاض است و خانه دارای سقف است. (تعریفات جرجانی ).

حمل. [ ح َ م َ ] (ع اِ) بره. (منتهی الارب ). خروف. (اقرب الموارد). || بره ٔ چند ماهه. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، حُملان. (اقرب الموارد). || بره ٔ سال دوم درآمده. (منتهی الارب ).
- لسان الحمل ؛ نباتی است. (اقرب الموارد).
|| ابر بسیار آب. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). میغ سیاه. (مهذب الاسماء). || برجی است در آسمان. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). و آن از برج های بهاری است. (اقرب الموارد). ماه اول سال شمسی ، بصورت میش نر است صاحب دو شاخ ، سر او بطرف مغرب و دم او بطرف مشرق و پشت بشمال و یا بجنوب و متوجه شده است بسوی پشت خود. روزی که آفتاب در این برج داخل شود همان روز، نوروز است و شرف آفتاب در این برج میشود و مدت ماندن آفتاب در این برج را فروردین گویند و ابتدای بهار از این ماه باشد. (آنندراج ). نام صورتی از صورتهای بروج فلکیه و آنرا بر صورت بره ای توهم کرده اند و کواکب آن سیزده است و از جمله شرطین که منزل اول از منازل قمر است. (از جهان دانش ). برج بره. اول این صورت سرطان است که بمنزله ٔ دو شاخ بره است سپس لطین بعد از آن ثریا که چون دنبه ٔ بره تصویر شده و مجموع این ستارگان را حمل نامند. نام برج اول از بروج دوازده گانه پس از حوت و پیش از ثور. و پیش احکامیان این برج بیت الشرف آفتاب است و مطابق است با فروردین. و روز اول آن عید نوروز یعنی عید اول سال ایرانیان است. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
چو از برج حمل خورشید اشارت کرد زی صحرا
بفرمانش بصحرا بر مطرا گشت خلقانها.
ناصرخسرو.
چون حمل ساقط شود میزان همی طالع شود
همچنان در دین از ایشان مردمی پیدا شود.
ناصرخسرو.
چون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد
سنبله میزان و عقرب قوس و جدی و دلو و حوت.
(نصاب ).
و رجوع به صبح الاعشی ج 2 ص 151 شود.

حمل. [ ح ِ] (ع اِ) بار سر و پشت. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آنچه حمل میشود. ج ، اَحمال ، حمولة. || واحدِ حمول. هودج ها یا شتری که بر آن هودج ها قرار دارند و به این معنی گاه بفتح نیز آید. (اقرب الموارد). || (مص ) برداشتن باری را بسر و به پشت. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || برانگیختن و ورغلانیدن بر کار. (منتهی الارب ). اغرا و واداشتن. (اقرب الموارد). || خیانت کردن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : فأبین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان (قرآن 33 / 72)؛ یعنی ابا کردند از خیانت کردن درامانت و خیانت کرد آنرا انسان و مراد از انسان در اینجا کافر و منافق است .

حمل. [ ح ُ م ُ ] (ع اِ) ج ِ حمال به معنی حمالة. (منتهی الارب ). رجوع به حمال و حمالة شود. || ج ِ حَمال به معنی دیه و تاوان. (از اقرب الموارد).

حمل. [ح َ م َ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح. (از اقرب الموارد).

حمل. [ ح َ ] (اِخ ) ابن سعدانه ٔ کلبی. یکی از صحابه است از طرف قوم خویش بحضورحضرت رسالت پناه فرستاده شده بود. بعدها در معیت خالدبن ولید در برخی از فتوحات شرکت کرده. در محاربه ٔ صفین از هواداران معاویه بوده. رجوع به الاصابة شود.

حمل. [ ح َ ] (اِخ ) ابن مالک بن نابغة الهذلی ، مکنی به ابونضلة. یکی از اصحاب کرام است و پاره ای احادیث شریفه را روایت نموده است.

معنی حمل به فارسی

حمل
۱ - صورتی فلکی در نیمکره شمالی . ۲ - نخستین برج از بروج دوازده گانه مطابق فروردین ماه شمسی و ۲۱ مارس تا ۲٠ آوریل فرنگی .
( اسم ) ۱ - آنچه که بدست یا دوش کشند و از جایی بجایی دیگر برند بار . جمع : احمال . توضیح در فارسی باین معنی حمل تلفظ شود . ۲ - کجاوه هودج جمع : حمول .
ابن مالک بن نابغه الهذلی مکنی به ابوفضله یکی از اصحاب کرام است و پاره احادیث شریفه را روایت نموده است
[Aries, Ari, Ram] [نجوم] صورت فلکی منطقه البروج بین دو صورت ثور و حوت که به شکل بره یا قوچ تصور می شود
( مصدر ) آبستن شدن .
چون دو معنی در ذهن آید یکی را وصف کنند بدیگر معنی نه بان طریق که حقیقت هردو یکی باشد بل بان طریق که گویند آنچه این معنی بر او اطلاق کنند همان است که دیگر معنی بر او اطلاق کنند
حمل مواطات اقتضائ آن کند که موضوع و محمول را اتحاد بود بوجهی و مغایرت بوجهی و گاه باشد که گویند ضحک محمول است بر انسان
[private transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خدماتی در حمل ونقل که به گروه خاصی اختصاص دارد و عموم مردم نمی توانند از آن استفاده کنند
[mass transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خدمات حمل ونقل انبوه مسافر با استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی، مانند مترو
[cable hauling] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] انتقال چوب از عرصه به انبارگاه به وسیلۀ مجموعه ای از دوّارها و بافه ها و قرقره ها متـ . حمل ونقل کابلی
[intercity transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خدمات حمل ونقلی که شرکت های مجاز حمل ونقل در بین شهرها و معمولاً در مسیر ثابت و با برنامۀ مشخص عرضه می کنند
[sustainable transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خدمات حمل ونقلی با آلودگی کم و صرف هزینۀ معقول که موجب تداوم کیفیت زندگی در سطح مطلوب می شود
[hauling, haulage, timber transportation, wood transportation] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] حمل ونقل ماشینی فراورده های چوبی جنگل از انبارگاه تا مراکز مصرف
[private transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خدمات حمل و نقلی که در مالکیت یا بهره برداری شخص یا گروه غیردولتی است و برای استفادۀ شخصی به کار می رود
[connecting transport] [گردشگری و جهانگردی] جابه جا کردن مسافران از نقطه ای به نقطۀ دیگر برای برقراری ارتباط میان دو وسیلۀ نقلیۀ غالباً متفاوت
[cross hauling] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بار کردن گِرده بینه ها به کامیون ازطریق غلتاندن آنها از یک شیب راهۀ بارگیری به وسیلۀ بافه ها یا زنجیرهایی که یک سر آنها به کامیون و سر دیگر به دور تنۀ گِرده بینه و دوّار وصل شده است
[street transit] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] شیوه های مختلف حمل ونقل عمومی رایج در خیابان ها
[regular transport] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جابه جایی مسافر براساس مسیر و جدول زمانی مشخص
[interline transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جابه جایی مسافر بین یک یا چند خط اتوبوس یا راه آهن در حمل ونقل عمومی
[public transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] نوعی خدمات حمل ونقل عمومی، با برنامه ای مشخص، که در آن بیش از یک مسافر را در یک یا چند مسیر معین از نقطه ای به نقطۀ دیگر جابه جا می کنند
[hybrid service] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] خطوط اتوبوس رانی بین خطوط ثابت اتوبوس و مسافربرها
[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ← حمل ونقل بافه ای
[freight transportation] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جابه جایی کالا از تولیدکننده به مصرف کننده

معنی حمل در فرهنگ معین

حمل
(حَ مَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بره . ۲ - صورت فلکی بره ، اولین برج از بروج دوازده گانه می باشد. خورشید در حرکت ظاهری خود در فروردین م اه در این برج دیده می شود.
(حَ یا حِ) (اِ.) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بردن چیزی از جایی به جایی . ۲ - (اِ.) بار. ج . احمال .
(حَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .)۱ - بردن چیزی از جایی به جای دیگر. ۲ - تصور کردن ، در وهم افتادن .

معنی حمل در فرهنگ فارسی عمید

حمل
۱. بار برداشتن، چیزی بر دوش گرفتن.
۲. بار از جایی به جایی بردن.
۳. (اسم) بار.
۴. (اسم) بار درخت.
۵. (اسم) جنین.
۱. (نجوم) اولین صورت فلکی منطقةالبروج که در نیمکرۀ شمالی قرار دارد.
۳. [قدیمی] اولین برج از برج های دوازده گانه، برابر با فروردین، بره.
آنچه برداشته شود و از جایی به جایی ببرند.

حمل در دانشنامه اسلامی

حمل
معنی حِمْلُ: بار (کلمه حِمْل وحَمْل چيزي که هست اگر با کسره خوانده شود مراد از آن باري خواهد بود که در ظاهر حمل ميشود مانند بارهايي که به دوش کشيده ميشود ، و اگر با فتحه خوانده شود مراد از آن بارهاي باطني است مانند طفل در شکم . )
معنی حَمَلَ: حمل کرد
معنی حُمِّلَ: بر او حمل شد(در جمله " عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ ": برعهده اوست آنچه بر او تکليف شده است)
معنی حَمْلٍ: بار (کلمه حِمْل وحَمْل چيزي که هست اگر با کسره خوانده شود مراد از آن باري خواهد بود که در ظاهر حمل ميشود مانند بارهايي که به دوش کشيده ميشود ، و اگر با فتحه خوانده شود مراد از آن بارهاي باطني است مانند طفل در شکم . )
معنی أَحْمِلُ: حمل مي کنم
معنی حَمَلَتْ: حمل کرد
معنی حَمَلَتْهُ: حمل کرد او را
معنی حَمْلُهُ: حمل کردن او
معنی حَمَلَهَا: آن را حمل کرد
تکرار در قرآن: ۶۴(بار)
(به فتح اوّل) برداشتن باروبار. بر آنها خرجی دهید تا بار خویش را بگذارند. حمل (به کسر اوّل) بار ظاهری مثل باریکه بر دوش گیرند مثل پیمانه پادشاه را می‏جوئیم هر که آن را بیاورد برای اوست یک بار شتر و من به آن عهده دارم . راغب گوید: حمل یک معنی دارد و در چیزهای بسیار بکار می‏رود فعل آن در همه یکی است ولی در ظاهر حمل می‏شود مثل باریکه بر دوش گیرند حمل (به کسر اوّل) گفته‏اند و به اشیائیکه در باطن حمل می‏شوند مثل فرزند در شکم، آب در ابر، میوه بر درخت، حمل (به فتح اوّل) گفته‏اند . طبرسی ذیل آیه 72 یوسف فرموده: حمل به کسر اوّل بار منفصل و به فتح اوّل بار متصل است. در صحاح از ابن سکیّت نقل می‏کند: حمل (به فتح) آن است که در شکم و بر درخت باشد و حمل (به کسر) آن است که بر سر یا دوش باشد . ولی فعل آن دربار متّصل و منفصل و معنوی یکسان است مثل و مثل و مثل . * ، . در این دو آیه مراد از حمل (به کسر اوّل)بار گناه است ولی چرا حمل گفته شده بنابر آنچه از اهل لغت نقل شد لازم بود حمل (به فتح) گفته شود زیرا گناه بار متصل و بار معنوی است ؟ باید دانست گناه بار منفصل و مانند بار بر دوش است گرچه در دنیا مجسّم و محسوس نیست، آیات ، ، مجسّم و محسوس بودن آن را روشن می‏کند علی هذا باید به آن حمل (به کسر) گفته شود چنانکه در قرآن مجید آمده است. آیه گذشته خود از دلائل روشن این مسئله است و ما قبل آن چنین است «مَنْ اَعْرَضَ عَنْهذ فَاِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیمَةِ وِزْراً. خالِدینَ فیهِ وَ ساءَلَهُمْ یَوْمَ االْقِیمَةِ حِمْلاً» ضمیر «فیه» به «وزر» راجع است یعنی آنها در آن وزر ابدی‏اند علی هذا وزر یک موجود خارجی است أ پس آن بار منفصل می‏باشد . * . در (ج ر ی) گذشت که مراد از حاملات ابرهای حامل باران و بخار آب اند و نیز از کتاب آغاز و انجام جهان نقل شد که حاملات را باتمها حمل کرده است رجوع شود به «جری». * «تحمیل. بار کردن. یعنی تورات بر آنها بار شده و به آنها بار شده و به آنهاداده شده است پروردگار ما آنچه را که طاقت نداریم بر ما بار مکن *حمولة: شتریکه بر آن بار نهند، اسم جمع است و از لفظ خود مفرد ندارد (مجمع) و از چهار پایان بار بردار و کوچک از آنها به شما داد بخورید از آنچه خدا روزی داده است . * در المیزان فرموده: حمل رزق ذخیره آن است که انسان و از حیوانات مورچه، زنبور عسل و موش ذخیره می‏کند. احتمال: به معنی حمل است (اقرب) ، ممکن است احتمال برای طلب یا مبالغه باشد که این دو از معنای افتعال اند. معنی دو آیه چنین می‏شود: سیل به شدّت کف بلندی برداشت حقّا که بهتان و گناه آشکار را برخود بار کرده است .
حمل ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • حمل (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، به معنای بیان اتحاد و دارای دو قسم حمل اولی و حمل شایع• حمل (جابجایی کالا)، به فتح حاء و سکون میم، برداشتن و جا به جا کردن کالا و دارای کاربرد فقهی• حمل (آبستنی)، به فتح حاء و سکون میم، به معنای بارداری و باروری و دارای کاربرد فقهی• حمل (بره)، به فتح حاء و میم، برّه نر چهار ماهه یا شش ماهه یا بره نر در سال نخست عمرش و دارای کاربرد فقهی
...
برّه نر چهار ماهه یا شش ماهه یا بره نر در سال نخست عمرش را حَمَل گویند. از آن در باب حج سخن گفته اند.
کلمات اهل لغت در تعریف «حَمَل» مختلف است، از جمله: برّۀ نر چهار ماهه، شش ماهه و برّۀ نر در سال نخست عمرش.
جمعی از فقها آن را به برّۀ نر چهار ماهه یا بیشتر که از شیر گرفته شده و چرنده است، تعریف کرده اند.
موارد کفاره قرارگرفتن حَمَل در حج
کفّارۀ کشتن قَطا، کبک و دُرّاج در حال احرام یک حمل است.
همچنین بنابر قول مشهور، کفّارۀ کشتن جوجۀ کبوتر در حال احرام در بیرون حرم یک حمل و در درون حرم یک حمل و نصف درهم است.

حمل(به فتح حاءوسکون میم)، به برداشتن و جا به جا کردن کالا گفته می شود
حمل به معنای برداشتن و همراه داشتن چیزی یا کسی گفته شده و در معنای دیگر به جنین یا بار داری گفته می شود.

کاربرد حمل در فقه
از حمل به معنای نخست به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج و جهاد سخن گفته‏اند.

کاربرد حمل درباب طهارت
وضو گرفتن جهت همراه داشتن قرآن مستحب و حمل آن برای جنب و حائض مکروه است.

کاربرد حمل درباب صلات
...
حمل در منطق به معنای بیان اتحاد است که به دو قسم حمل اولی و حمل شایع تقسیم می شود.
حکیمان و منطیقین در تبیین حمل اولی و حمل شایع می گویند: معنای حمل بیان اتحاد دو چیز است؛ زیرا حمل کردن چیزی بر چیز دیگر به این معنا است که، این یکی آن دیگری است. به تعبیر دیگر؛ حمل، «این همانی» است. این معنا در حقیقت دو چیز را طلب می کند؛ به بیان دیگر در هر حملی دو ادعا وجود دارد: یکی این که بین دو چیز (موضوع و محمول) تفاوت و تغایری وجود دارد؛ زیرا اگر هیچ تفاوت و تغایری نداشتند، دو چیز نخواهند بود. ادعای دوم این است که بین این دو اتحاد برقرار است. پس هر حملی خبر از وجود یک نوع اتحاد و یک نوع تغایر و تفاوت می دهد؛ حال اگر اتحاد آن دو (موضوع و محمول) فقط در مصداق باشد؛ ولی در مفهوم تفاوت و تغایر داشته باشند، در این صورت حمل را «حمل شایع صناعی» می گویند. این نام نیز به این مناسبت است که آنچه در استعمالات عرفی، رشته های علمی و صنایع علوم شیوع دارد همین نوع از حمل است. اما اگر این دو (موضوع و محمول) علاوه بر اتحاد در مصداق، در مفهوم نیز اتحاد داشته باشند، این نوع حمل را «حمل ذاتی اولی» می نامند.
اختلاف اعتباری در حمل اولی
در حمل ذاتی اولی که موضوع و محمول علاوه بر اتحاد در مصداق، در مفهوم نیز اتحاد دارند، ناچار اختلاف و تفاوت آن دو اعتباری خواهد بود؛ یعنی تفاوت بستگی به نظر و قصد حمل کننده دارد؛ گاهی تفاوت در نظر او به اجمال و تفصیل است؛ مانند آن جا که می خواهد تعریف ماهوی یک چیز را بیان کند؛ مثلا می گوید: «الانسان حیوان ناطق»؛ گاهی تفاوت به همین است که یکی را موضوع قرار داده و دیگری را محمول؛ مثلا می گوید: «الانسان انسان». البته این در جایی است که چنین توهم شود که یک چیز را می توان از خودش سلب کرد، در این صورت برای دفع این توهم آن چیز را بر خودش حمل می کند. مناسبت نامیدن این نوع حمل به «ذاتی اولی» این است که چون در این نوع حمل شیء بر ذات خود حمل می شود، از این جهت آن را «ذاتی» می گویند و از این جهت که قضایای مشتمل بر این حمل از قضایای اولی است که فقط نیاز به تصور موضوع و محمول دارد، «اولی» می نامند.
حل یک تناقض
اینکه گفته شده گاهی در سخنان منطیقین در این بحث تناقض مشاهده می شود در پاسخ باید گفت: حمل اولی و حمل شایع؛ گاهی وصف برای موضوع واقع می شوند و گاهی نیز وصف حمل قرار می گیرند. از سوی دیگر ممکن است این دو در یک قضیه متحد باشند (که اغلب قضایا این گونه هستند)؛ یعنی هم موضوع به حمل اولی موضوع است و هم حمل محمول بر آن به حمل اولی است؛ مثل این که می گوییم: «الانسان انسان» یا می گوییم: «الجزئی جزئی» در این جا موضوع که همان الانسان یا الجزئی است، به حمل اولی اخذ شده است، چنان که حمل محمول؛ یعنی انسان یا جزئی بر موضوع نیز به حمل اولی است؛ اما گاهی این دو در یک قضیه متحد نیستند و مختلف اند؛ مانند این که موضوع به حمل اولی در قضیه اخذ شده است، اما حمل محمول بر او به حمل شایع است؛ مثلا وقتی می گویند: «الجزئی کلی» (البته مرحوم مظفر در آنجا با دقت بیان کرد؛ زیرا چنین می گوید: «مفهوم الجزئی – ای الجزئی بالحمل الاولی- کلی»، ) منظور این است که الجزئی که موضوع قرار گرفته به حمل اولی اخذ شده است؛ یعنی مفهوم جزئی، موضوع است نه مصداق جزئی، اما حمل کلی بر او به حمل شایع است، نه اولی؛ یعنی مفهوم جزئی، یکی از مصادیق کلی است، نه از مصادیق جزئی. بنابراین، بین این دو سخن مظفر (رحمة الله علیه) ناسازگاری وجود ندارد.
آیه حمل یا «آیه اولات الاحمال» یا «آیه وضع حمل » به آیه ۴ سوره طلاق گفته می شود.
 ۱. ↑ طلاق/سوره۶۵، آیه۴.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۱۹۲.    
...
به نطفه مستقر در رحم حمل هم گفته می شود که در شرع احکامی برای حمل اختصاص دارد که برخی از آن ها ذکر می شود.
نطفه به محض استقرار در رحم، حتی اگر از راه نامشروع باشد، حرمت می یابد و از حقوق خاصی برخوردار می شود و به موازات رشد، خصوصاً بعد از پیدایش حیات در آن (وُلوج روح)، این حرمت و برخورداری از حقوق نیز بیش تر می شود.
حکمت اصلی وجوب تأخیر اجرای حدود شرعی و حتی تنبیهات بدنی و نیز قصاص نسبت به زن باردار، چنانکه فقها تصریح کرده اند، همین حرمت است.
در فقه امامی، اسقاط عمدی جنین (إجهاض) در هر مرحله ای و از هر راهی (مثلاً خوردن دارو که در حدیث به آن تصریح شده) حرام و موجب دیه است، زیرا که طبق روایت مذکور خلقت انسان از همان انعقاد نطفه آغاز می شود (إنَّ اوّلَ ما' یُخْلَقُ نُطْفَه).
این حکم حتی نسبت به جنین حاصل از راه غیر شرعی، خصوصاً جنین محکوم به اسلام، نیز جاری است خویی، توضیح المسائل، مسأله ۲۴۶۲؛.

← حکم إجهاض
در فقه امامی ، اسقاط به عمد یا شبه عمد جنین موجب دیه و، بنابر نظر برخی، در صورت ولوج روح و اسقاط عمدی موجب دیه و کفّاره است و پرداخت آن بر عهده فرد یا افرادی است که مباشر یا آمر بوده اند، خواه مرد یا زنی که جنین متعلق به آنهاست و خواه پزشک مباشر (و نه فقط تجویز کننده استعمال دارو ) و خواه فرد دیگر اگر اسقاطْ بخطا روی دهد و روح در جنین دمیده شده باشد دیه بر عاقله کسی است که مرتکب خطا شده، ولی نسبت به قبل از آن رأی مشهور فقها آن است که همان شخص باید دیه را بپردازد.
حتی اگر زن باردار کشته شود و جنین در رحم او بمیرد، علاوه بر دیه زن مقتول (یا قصاص )، جنین نیز دیه خواهد داشت؛ همچنان که زدن یا ترساندن زن باردار (حتی با جواز شرعی ، مثلاً فراخواندن او به دادگاه برای ادای توضیح) که بر اثر آن جنین ساقط شود، دیه دارد و اگر جنین زنده باشد و هنگام افتادن بمیرد، برخی از فقها فتوا به قصاص در صورت عمد داده اند.

← دیه جنین
برای جنین موجود، حتی قبل از حلول حیات، از دو طریق امکان مالکیت وجود دارد: ارث و وصیّت ، ولی شرط استقرار آن، زنده به دنیا آمدن جنین است.
حال اگر جنین بعد از ولادت، اگر چه با فاصله ای اندک، فوت کند سهم الارث یا مال مورد وصیت به ورثه او منتقل می شود.
البته شماری از فقها ، در این صورت نسبت به وصیت ، رد یا قبول ولی او را معتبر شمرده اند.
فقهای اهل سنت نیز در وصیت مانند فقهای شیعه فتوا داده اند و فقط مالکیان شرط وجود جنین را در موقع وصیت نفی کرده اند (فَیصِحُّ الایصاءُ لِلْحَملِ الموجودِ اَوِالّذی سَیُوجَدُ).
همچنین نسبت به تعدّد جنین و امارات وجود جنین در موقع وصیت، بر اساس بحث کوتاهترین و بلندترین مدت بارداری ، نکاتی را مطرح کرده اند.

← نظر فقهای امامی
...
اقلّ حمل کمترین مدّت حاملگی است و از آن در باب نکاح و نیز بخش مسائل مستحدثه سخن رفته است.
اقلّ حمل، شش ماه است.
احکام اقل حمل
از شرایط پیوستن نوزاد به پدر، سپری شدن اقل حمل از زمان آمیزش است. به شرط آنکه به طور مشروع انجام گرفته باشد، مانند آنکه به عقد نکاح ـ اعم از دائم و موقّت ـ یا به مالک شدن و تحلیل در مثل کنیز و یا به شبهه( آمیزش به شبهه)صورت گرفته باشد .
در صورت سپری نشدن اقلّ حمل از زمان آمیزش تا ولادت، نوزاد به شوهر ملحق نمی‏گردد، مگر آنکه از طریق معالجه طبّی در سیر طبیعی رشد و تولد جنین تسریع شده باشد و در نتیجه، نوزاد زودتر از زمان اقلّ حمل متولد شود. در این صورت، با علم به بودن
نوزاد از نطفه شوهر، به وی ملحق می‏گردد.




حمل در دانشنامه ویکی پدیا

حمل
حمل اصطلاحی در منطق، فلسفه و کلام، به معنای این همانی است. حمل بیان اتحاد موضوع و محمول از جهتی است. مثلا در گزاره «الف ب است.» ب (محمول) بر الف (موضوع) حمل شده است.
حمل ذاتی اولی یا حمل اولی
حمل شایع صناعی یا حمل شایع
حمل بتی و حمل غیربتی
حمل بسیط و حمل مرکب
حمل ماهوی
حمل مواطات
حمل اشتقاق
حمل حقیقت و رقیقت
حمل حمل اصطلاحی در منطق و نیز عنوانی برای موارد زیر است:
برج حمل اولین برج فلکی
حمل نام دیگر صورت فلکی بره
حمل نام دیگر فروردین ماه سال هجری خورشیدی
حمل یا آلفا بره یک ستاره است که در صورت فلکی برج حمل قرار دارد.
مختصات: ۳۸°۱۵′۵۴″شمالی ۴۸°۱۲′۲۲″شرقی / ۳۸٫۲۶۵۰۴۷°شمالی ۴۸٫۲۰۶۰۷°شرقی / 38.265047; 48.20607
فهرست روستاهای شهرستان اردبیل
فهرست روستاهای ایران
حمل آباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان اردبیل، بخش مرکزی، دهستان سردابه قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیّت این روستا ۱۰۴۱ نفر با ۲۲۷ خانوار بوده است.
از هواپیما برای ورود کالاهائیکه معمولاً دارای حجم کم و سرعت در وصول کال مطرح است استفاده می شود زیرا هر چند که محصولات وارده از طریق هوا هزینه بسته بندی و بیمه کمتری را به خود اختصاص می دهند ولی کرایه حمل بار محدودیت استفاده از این طریق را به وجود آورده است به خصوص آنکه معمولاً کالاهای مشخصی برای حمل و نقل هوایی پذیرفته می شود. از طرف دیگر رعایت ضوابط پیش بینی شده در قرارداد بین المللی هواپیمایی کشوری برای دول عضو لازم الاجرا می باشد که مواردی از قرارداد مورد بحث در ارتباط با ورود کالا وسایل گمرکی ذیلاً درج می گردد.
امور گمرکی حمل و نقل بین المللی، انتشارات مراکز آموزشی و تحقیقات گمرک
ایران، تیر ۱۳۷۰، چاپ ۱۱۰، نشریه شماره ۷، تیتراژ ۳۰۰۰ جلد.
حمل بار فله ای نوعی از حمل کالا است که در آن مواد در مخازن ویژه ای بسته به نوعشان حمل می شوند و این مخازن توسط وسایل نقلیه گوناگونی حمل می شوند.
حمل بار فله در حمل ریلی به سه دسته تقسیم می گردد. واگن مسقف لبه کوتاه و لبه بلند روش بارگیری و تخلیه هر کدام متناسب با نوع بار متفاوت است. انتخاب مناسب ترین وسیله و روش برای بارگیری و تخلیه از اهمیت زیادی برخوردار است.
کشتی فَلّه بَر (به انگلیسی: Bulk carrier) نوعی کشتی تجاری است که برای ترابری کالاهای بسته بندی نشده و فله ای مانند غلات، زغال سنگ، کانی ها و سیمان به کار گرفته می شود.
این گونه کشتی ها از میانه های سدهٔ نوزدهم آغاز به رفت وآمد در آب ها کردند. امروزه کشتی های فله بر یک سوم ناوگان تجاری کشتی های جهان را تشکیل می دهند.
حمل بلوک زغال سنگ (فرانسوی: Carmaux, défournage du coke) یک فیلم صامت سیاه و سفید است که در سال ۱۸۹۶ منتشر شد.
حمل و نقل (انگلیسی: La bisarca) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی به کارگردانی جورجو سیمونلی است که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد.
۱۹۵۰ (۱۹۵۰)
حمل نقل بادی به حمل و نقلی گفته می شود که توسط نیروی باد انجام می گیرد. با استفاده از بادبان می توان با کنترل کردن انرژی باد آن را به جهت حرکت دادن قایق های تجاری و تفریحی و هم چنین نفتکش و مسافربری استفاده کرد.
استفاده از قایق های بادبانی به چندین هزار سال پیش بر می گردد. در آن زمان ها قایق ها و کشتی ها دارای ملوانان ورزیده ای بودند که کار آن ها فقط کشیدن بالا و پایین بادبان ها یا اضافه کردن و حذف کردن بادبان به دکل ها بود. قایق های بادبانی سوخت بسیار کم تری نسبت به قایق های هم نوع خود مصرف می کردند زیرا از انرژی باد جهت حرکت دادن قایق و کشتی استفاده می شد. قایق های بادبانی سرعت نسبتاً بالایی نسبت به قایق های معمولی داشتند تا حدی که عبور از اقیانوس اطلس توسط قایق بادبانی ۵ روز سریع تر از قایق معمولی بود. بالاترین سرعت ثبت شده برای یک وسیله بادبانی در خشکی، ۲۳۰ کیلومتر در ساعت بوده است که توسط یک قایق سورتمه ای بادبانی روی یخ در سال ۱۹۳۸ میلادی به ثبت رسید. سرعت قایق های بادبانی آبی و تخته موج های بادبانی به مراتب در آب کم تر است چرا که مقاومت آب سرعت آن ها را کاهش می دهد. سریع السیرترین قایق بادبانی در آب، رکورد سرعت ۸۶/۲۱ کیلومتر در ساعت را در سال ۱۹۹۳ میلادی به ثبت رسانید. سریع السیرترین تخته موج بادبانی نیز ۸۴/۰۲ کیلومتر در ساعت بوده که در همان سال به دست آمد.
بِی اِریا رَپید تِرنزیت (به انگلیسی: Bay Area Rapid Transit) یا حمل و نقل سریع خلیج، معروف به BART، نام قطار شهری شهر سانفرانسیسکو در کالیفرنیا است که در سال ۱۹۷۲ میلادی تأسیس گردید.
۵ خط مترو
۱ AGT line
طول خط این متروی شهری نزدیک ۱۶۷ کیلومتر بوده که روزانه نزدیک به ۳۴۶٬۵۰۴ مسافر جابجا می کند.
این سیستم مترو ۵ خط و ۴۵ ایستگاه دارد.
شبکهٔ حمل و نقل عمومی عبارت است از خدمات حمل و نقل که در دسترس عموم قرار دارد. تفاوت خدمات حمل و نقل عمومی با روش هایی مانند تاکسی دربست، سفر اشتراکی و اتوبوس کرایه در این است که در این نوع خدمات، سفر به صورت اشتراکی توسط افرادی ناشناس بدون توافق قبلی انجام می شود.
از وسایل حمل و نقل عمومی می توان به اتوبوس معمولی، اتوبوس برقی، تراموا و قطارشهری، حمل و نقل سریع (مترو) و قایق های مسافرتی اشاره کرد. حمل ونقل عمومی بین شهری عمدتاً توسط خطوط هواپیمایی، اتوبوس های بین شهری و خطوط ریلی بین شهری انجام می شود. شبکه های قطارهای پرسرعت نیز در بسیاری از مناطق جهان توسعه یافته است.
اکثر وسایل حمل ونقل به یک جدول زمانی بر طبق یک برنامهٔ زمان بندی شده روی آورده اند که بتوانند بیشترین خدمات را در یک زمان مشخص ارائه دهند.
در بسیاری از نقاط دنیا، تاکسی های اشتراکی (غیر دربست)، خدمات تقاضا-محور ارائه می کنند درحالی که برخی دیگر از خدمات مبتنی بر این هستند که وسیله نقلیه قبل از حرکت پر شود. برخی اوقات در مناطق کم تقاضا و برای افرادی که نیاز به خدمات خانه به خانه دارند، از حمل ونقل ویژه معلولین استفاده می شود.
بُرج حَمَل (بره) (♈)، اولین برج فلکی ِ منطقةالبروج است.
برج حمل در امتداد دایرةالبروج (قوس آبی)
حمل، اولین برج ، نواری ۳۰ درجه (۰–۳۰ درجه) موازات دایرةالبروج است.
میانه برج حمل قوسی سی درجه از دایرةالبروج، متوسط خط سیر خورشید در فروردین ماه به مدت ۳۰روز و ۱۰ساعت و ۵۸دقیقه (۳۰٫۴۵۷روز) و نام دیگر این ماه در گاهشماری خورشیدی نیز می باشد. میانگین شبانه روز لحظه تحویل برج حمل ساعت صفر بامداد اول فروردین است. بعد ساعتی این قوس از برج حمل ۰ تا ۰۱:۴۹ (۰–۲۷٫۲۵ درجه) و میل آن ۰ تا ۱۱٬۴۷+درجه است.
پارتیشن های قابل حمل یک شکل از دیوارهای موقت جهت تقسیم اتاق ها به جای دیوارهای دائمی هستند. این ساختار از واحدهای کوچکتری درست شده که بسته به سازنده، به یکدیگر متصل شوند. دیوارهای قابل حمل ممکن است به صورت ثابت استفاده شود یا به عنوان اتاق تاشو یا آکاردئون مانند باشد.
در شبکه های رایانه ای، لایه انتقال سرویس های ارتباطی مبدأ به مقصد یا end-to-end را برای برنامه های کاربردی موجود در معماری لایه بندی شده پروتکل ها و اجزاء شبکه فراهم می آورد. لایه انتقال سرویس های مطمئنی از قبیل پشتیبانی از جریان داده اتصال گرا، قابلیت اطمینان، کنترل جریان و تسهیم یا مالتی پلکسینگ را ارائه می نماید.
لایه های انتقال هم در (RFC 1122) مدل TCP/IP، که مبنا و بنیان اینترنت می باشد، و هم مدل OSI موجود می باشند. تعریف لایه انتقال در این دو مدل کمی با یکدیگر تفاوت دارد. این مقاله در اصل به تعریف لایه انتقال در مدل TCP/IP اشاره دارد.
معروف ترین پروتکل لایه انتقال پروتکل کنترل انتقال یا TCP) Transmission Control Protocol) می باشد. این پروتکل نام خود را از مجموعه پروتکل اینترنت یا همان TCP/IP وام گرفته است. از این پروتکل در انتقالات اتصال گرا استفاده می شود در حالیکه پروتکل بدون اتصال UDP برای انتقالات پیام ساده مورد استفاده قرار می گیرد. TCP پروتکل پیچیده تری است و این پیچیدگی به واسطه طراحی وضعیت محوری است که در سرویس های انتقالات قابل اطمینان و جریان داده تعبیه شده است. از دیگر پروتکل های عمده در این گروه می توان به ] DCCP) Datagram Congestion Control Protocol) و ] SCTP) Stream Control Transmission Protocol) اشاره نمود.
نرم افزار قابل حمل (Portable application) به نرم افزاری گفته می شود که بدون نیاز به نصب بر روی سیستم عامل از روی لوح فشرده، یواس بی فلش درایو، حافظه فلش یا فلاپی دیسک قابل اجرا باشد.
ویکی پدیا انگلیسی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حمل در دانشنامه آزاد پارسی

حَمَل (Aries)
صورت فکلی حَمَل
(یا: بَره؛ کَبش؛ گُشن) صورت فلکی منطقه البروجی در نیمکرۀ شمالی آسمان، میان دو صورت حوت و ثور، و در نزدیکی صورت ارابه ران. نمایانگر قوچی افسانه ای است که آرگوناتها و یاسون به جست وجوی پشم های زرینش رفتند. مشخص ترین ویژگی این صورت فلکی قوسی با سه ستاره است که درخشش آن ها به ترتیب، از اولی تا سومی، کاهش می یابد. درخشان ترین آن ها ناطح (رأس الحَمَل) یا «آلفا حمل» است که ۶۵ سال نوری از زمین فاصله دارد.در گذشته اول فروردین (نقطه اعتدال ربیعی) در این صورت واقع بود.در طالع بینی، روزهای حَمَل یا نخستین برج از منطقه البروج از ۱ تا ۳۱ فروردین ماه است. نیز ← حوت

ارتباط محتوایی با حمل

حمل در جدول کلمات

حمل
بار درخت, بره, بار
حمل و نقل
ترانسپورت
حمل کننده
حامل
انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی
یاتا
انجمن حمل و نقل هوایی
یاتا
بنگاه حمل و نقل محموله ها
باربری
به خودروهایی گفته می شود که با هدف بهره گیری از حداکثر فضای داخلی جهت حمل بار یا مسافر طراحی شده اند
امپیوی, ام پی وی
جعبه حمل جنازه
تابوت
جعبه حمل مردگان
تابوت
چراغ قابل حمل قدیمی
فانوس بادی

معنی حمل به انگلیسی

bourse (اسم)
صرافی ، کیسه ، بورس ، حمل ، قیمت
shipping (اسم)
ناوگان ، حمل ، کشتیرانی ، ترابری
portage (اسم)
بردن ، حمل ، کرایه ، بارکشی ، ظرفیت کشتی
deportation (اسم)
تبعید ، اخراج ، حمل ، نفی بلد ، جلای وطن
shipment (اسم)
حمل ، محموله ، کالای حمل شده باکشتی
carting (اسم)
حمل
conveyance (اسم)
واگذاری ، حمل ، انتقال ، سند انتقال ، وسیله نقلیه
consignment (اسم)
ارسال ، حمل ، محموله

معنی کلمه حمل به عربی

حمل
شحنة
اجرة البريد
عتلة , نقل
حاسبة المراهنات
اجر , احمل , حمال , خاصية , دب , شحن , عتلة , ميناء , نقل
ميراث
کبش
فخاخ
ولادة

حمل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

الناز ١٧:٣٤ - ١٣٩٥/١١/٠١
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
فَرز farz (اوستایی: فْرَزا)
آهرَن ãhran (سنسکریت: آهَرَنَ)
آپوریش puriŝã (پهلوی: آپوریشْن)
اودوَن udvan (سنسکریت: اودوَهَنَ)
|

شاهرخ ٢٠:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
در زمینه معاملات و عقود قرارداد؛حمل مترادف:برداشت از موضوع،تعبیر،قصد از گفتار یا نوشتاری
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حمل   • حمل بلوچ   • برج حمل چه ماهی است   • ماه حمل   • خصوصیات برج حمل   • برج قوس   • صورت فلکی حمل   • برج اسد   • مفهوم حمل   • تعریف حمل   • معرفی حمل   • حمل چیست   • حمل یعنی چی   • حمل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حمل
کلمه : حمل
اشتباه تایپی : plg
آوا : haml
نقش : اسم
عکس حمل : در گوگل


آیا معنی حمل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )