انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1039 100 1

حنیف

/hanif/

مترادف حنیف: مسلمان، موحد ، راست کیش، پاک دین، راست دین ، راست، برحق، درست

متضاد حنیف: کافر، مشرک، ناخداباور، بدکیش، ناحق

معنی اسم حنیف

اسم: حنیف
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hanif) (عربی) درست و پاک، راستین، (در ادیان) معتقد به یگانگی خداوند، خداپرست پیش از ظهور اسلام - درست و پاک، راستین، خداپرست

معنی حنیف در لغت نامه دهخدا

حنیف. [ ح َ ] (ع ص ،اِ) مایل از هر دین باطل بسوی دین اسلام ثابت بر آن.(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || برگشته از ملت های باطل. (ترجمان عادل بن علی ). || حاجی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و در کلیات آمده در هر موضعی از قرآن که حنیف با مسلم آمده ، مراد حاجی است نحو ولکن کان حنیفاًمسلماً و در هر موضع به تنهایی آمده ، به معنی مسلم است نحو حنیفاً ﷲ. (اقرب الموارد). || آنکه در ملت ابراهیم (ع ) باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ، حُنفاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || کوتاه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قصیر. (اقرب الموارد) (آنندراج ). || کفشگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حذاء. (اقرب الموارد) (آنندراج ). || مختون. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ختنه کرده. || مسلمان. (مهذب الاسماء). مسلمان راست دین. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پاک دین. فرهودی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || مستقیم. (اقرب الموارد).
- دین حنیف ؛ دین راست بدون اعوجاج. (ناظم الاطباء).

حنیف. [ ] (اِخ ) ابن ریاب الانصاری. یکی از اصحاب است. در غزوه ٔ احد و دیگرغزوات حضور داشت و در محاربه ٔ معونه بشهادت رسید.

معنی حنیف به فارسی

حنیف
ثابت وپایداردردین، متمسک بدین اسلام یاملت موحد
(صفت ) ۱ - راست مستقیم . ۲ - ثابت در دین راست کیش . ۲ - آنکه در ملت ابراهیم باشد متمسک بدین اسلام . جمع : حنفائ .
ابن ریاب الانصاری یکی از اصحاب است در غزوه احد و دیگر غزوات حضور داشت و در محاربه معونه بشهادت رسید .

معنی حنیف در فرهنگ معین

حنیف
(حَ نِ) [ ع . ] (ص .) ۱ - راست ، مستقیم . ۲ - معتقد به اسلام .

معنی حنیف در فرهنگ فارسی عمید

حنیف
۱. راست، مستقیم.
۲. ثابت و پایدار در دین.
۳. کسی که متمسک به دین اسلام یا در ملت ابراهیم و موحد باشد.

حنیف در دانشنامه اسلامی

حنیف
حنیف، (جمع آن: حُنَفاء و احناف)، واژه ای قرآنی به معنای یکتاپرست و پیرو دین حقیقی و راستین (دین ابراهیم علیه السلام) می باشد.
برخی محققان اخیر، ریشه این واژه را مبهم و تعیین معنای دقیق و اصلی آن را دشوار می دانند .
به نظر برخی دیگر برای درک معنای اسلامی و کاربرد قرآنی حنیف، نیازی به پیدا کردن وجه اشتقاق آن نیست .
ازآنرو که قرآن به زبان عربی و برای هدایت قوم عرب سخن گفته است، استعمال کلمه حنیف نمی بایست در ذهن شنوندگان زمان حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم ابهامی ایجاد کرده باشد.
در این میان، جفری اظهار کرده است که آمدن برخی قیدها بعد از کلمه حنیف، نشانه آن است که مخاطبان قرآن برای دریافت معنای درست واژه، نیاز به توضیح و تبیین داشته اند.

تعداد به کار رفتن کلمات حنیف و حنفاء در قرآن
واژه حنیف ده بار در قرآن به کار رفته است؛ هشت بار آن به صراحت درباره دین حضرت ابراهیم است که حنیفیت بوده و دو بار دیگر خطاب به پیامبر و بیان اهمیت حنیف بودن در دین است.
در هشت مورد و نیز در آیه ۳۱ سوره حج (با عبارت «حُنَفاءَ لِلّهِ غیرَمشرکینَ بِه»)، آشکارا و بلافاصله توضیح داده شده که شاخص مهم شخص حنیف مشرک نبودن است.شهرستانی همراه بودن دائم حنیف و غیرمشرک را از این باب دانسته که توحید مهمترین رکن حنیف بودن است. حُنَفاء نیز دوبار در قرآن به کار رفته که هر دو آیه در مدینه و برای احتجاج با اهل کتاب و مشرکان نازل شده است.از بررسی آیات قرآن چنین برمی آید که واژه حنیف بیش از هر چیز ناظر به عقیده توحید و نافی شرک و باورهای یهودیان و نصرانیان بوده است.

معنای کلمه حنیف
بنابر منابع لغت عربی، حنیف از ریشه حَنَفَ به معنای گرایش از گمراهی به راه راست است و در مقابل آن، جَنَف به معنای گرایش از راه راست به گمراهی است .
برخی معنای اصلی آن را مطلق گرایش و میل ذکر کرده اند . که در کاربردهای گوناگون معنایش تغییر میکند.
استواری نیز در ضمن معنای حنف آمده است . در واژه نامه های عربی برای حَنِفَ معنای «کژی و اعوجاج در پا» را نیز ذکر کرده اند و به کسی که بر پشت پا راه میرود احنف می گویند ازاینرو صخر (از رجال معروف صدر اسلام که در فتح ایران نقش مهمی داشت)، به سبب کژی در پایش، به احنف بن قیس معروف شد. بیشتر لغویان و مفسران، ریشه این واژه را عربی دانسته اند.
ابن هشام با فرض امکان تبدیل ثاء به فاء در زبان عربی، تَحَنُّف و تَحَنُّث (از حنث به معنای گناه، و تحنّث یعنی دوری از گناه؛ را از یک ریشه، و هر دو را به معنای تبرّر (فرمانبرداری کردن و پرهیز از گناه) می داند.
با این همه، برخی دانشمندان از دیرباز دریافته بودند که حنیف از واژه های دخیل است، از جمله مسعودی این کلمه را معرّب «حنیفوا» یا «حنیبوا» ی سریانی دانسته و ابن عبری «حنفه» سریانی را در اشاره به صابئین به کار برده است. واژه سریانی حَنْفه (حَنپه، حنیبوا یا حنیفوا) در اصل به معنای کافر و مشرک است و در برخی موارد به اشخاصِ دارای فرهنگ یونانی (یونانی مآب) نیز اطلاق می شده است . بعضی دانشمندان لفظ صابئه را اسم فاعل «صباء» به معنای میل دانسته و گفته اند کسی که کیش خود را تغییر می داد صابئی نامیده می شد و از اینجا میان ایشان و احناف رابطه ای یافته اند.
عده ای نیز گفته اند که ریشه واژه حنیف، عبری یا حبشی است .
حتی احتمال داده شده است که حنیف برگرفته از ریشه پهلوی هونوی (وعده خوب) باشد به گفته جفری ، به نظر می رسد واژه حنیف از حنفه سریانی و به معنای کافر و مشرک باشد و احتمالا مردم عرب پیش از اسلام نیز آن را، در همان معنای اصلی خود و به عنوان اصطلاحی رایج و معروف، بر کسانی اطلاق می کردند که نه بر دین یهود و نصاری بودند نه بر دین خودشان.چنین فرضی با شواهد و مدارک پیش از اسلام آن در معنای کافر و مشرک ناسازگار نیست، و با وضع افرادی که قبل از اسلام به حنیف مشهور بودند نیز همخوانی دارد.

در اعراب جاهلی به چه کسانی حنیف می گفتند
...
آیین حنیف، دین مطابق با فطرت، مستقیم، خالص و دارای احکام عملی خاص و صفت دینی که پیامبران الهی از آدم (علیه السلام) تا خاتم (صلی الله علیه وآله وسلم) مأمور تبلیغ آن در میان انسان ها بوده اند.
حنف در لغت به معنای کج، خم و مایل شدن، آمده است.
لسان العرب، ابن منظور، ج۳، ص۳۶۲، محمد بن مکرم، دار صادر، بیروت.
کلمه «حنیف» به دلیل کاربردهای مختلفی که در علم تفسیر، علم حدیث، و تاریخ عرب در دوره جاهلیت، داشته، اصطلاحات گوناگونی یافته است:
← پیرو آیین حضرت ابراهیم
کلمه حنیف ده بار در قرآن تکرار شده و جمع آن یعنی کلمه « حنفاء » نیز دو بار آمده است
حج/سوره۲۲، آیه۳۱؛ بیّنه:۵.    
...
آیین حنیف؛ به معنای دین مطابق با فطرت، عنوانی است برای دینی که پیامبران الهی از آدم (ع) تا خاتم (ص) مأمور تبلیغ آن بوده اند.
حنیف در اصطلاح عام، صفتی برای دین الهی که مستقیم و دور از راه ها و ادیان باطل است و در اصطلاح خاص توصیفی برای حضرت ابراهیم و دین او است.
دین حنیف، دینی که کژی در آن نیست «حنف» در اصل به معنای میل است و «حنیف» کسی است که بر آیین حضرت ابراهیم علیه السّلام است و آیین او را از آن رو حنیف گفته اند که به باطل میل نداشته است.
کلمه «حنیف»، به معنای توحید فطری و روش و منش انبیای الهی- به ویژه حضرت ابراهیم علیه السّلام - دوازده بار در قرآن آمده است و نقطه مقابل شرک است. میان حنیف و فطرت ، پیوندی هست. خداوند درباره او می فرماید: «ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه مسلمانی حنیف بود و از مشرکان نبود.»
وجه نامگذاری اسلام به آئین حنیف
پاره ای روایات ، دین اسلام را آیین حنیف سمحه و سهله خوانده اند. در روزگار جاهلیت کسی را که از دو سنت ختنه و حج پیروی می کرد، «حنیف» می گفتند و کسانی را که از بت پرستی دست کشیده بودند، «حنفاء» می خواندند.
مراد از فطرت الله در قرآن
قرآن کریم ، «فطرت الله» را همان دین حنیف دانسته است. و ابن مسعود آیه «ان الدین عند الله الاسلام» را به معنای «ان الدین عندالله الحنفیه» انگاشته است. بنابراین، دین ، امری است فطری و اسلام، همان دین فطری و آیین سهل گیر حنیف است که با آفرینش و نظام تکوین به گونه کامل سازگار است.
سَهْلِ بْن حُنَیف اَوسی اَنْصاری، از بزرگان صحابه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) است. وی در جنگ های بدر و جنگ احد در زمان پیامبر و در جنگ صفین در زمان حکومت امیرالمؤمنین حضور داشت. وی هنگام حرکت امام علی(ع) به سوی عراق برای جنگ جمل، جانشین وی در مدینه شد. او یکی از اعضای شرطة الخمیس بود. سهل انصاری پس از بازگشت از جنگ صفین در کوفه درگذشت.
سهل بن حنیف بن واهب اوسی انصاری، کنیه اش ابوسعید یا ابو سعد یا ابو عبد که در کوفه در سال ۳۸ق درگذشت.
سهل در جنگ بدر و همه جنگها با پیامبر(ص) شرکت کرد و در جنگ احد که برخی مسلمانان گریختند، وی از اندک کسانی بود که پابرجا ماند و در آن روز برای مرگ با پیامبر(ص) بیعت کرد و با تیر از وی دفاع می کرد و پیامبر(ص) گفت: به سهل تیر دهید که آسان تیراندازی می کند.
کلید واژه: یاران امام علی علیه السلام، سهل بن حنیف، فضایل سهل بن حنیف
سهل بن حُنَیْف انصاری (به ضم حاء) برادر عثمان بن حُنَیْف است که بیاید ذکرش، از اَجِلاّء صحابه و از دوستان بااخلاص حضرت امیرالمومنین علیه السلام است، در بَدْر و اُحُد حاضر بوده و در اُحُد مردانگی ها نموده و در صفین ملازمت رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام داشته و بعد از مراجعت آن حضرت از صفین در کوفه وفات کرد، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: لَوْ اَحَبَّنی جَبَلٌ لَتَهافَتْ؛ یعنی اگر کوه مرا دوست دارد هر آینه پاره پاره شود؛ زیرا بلا و امتحان خاص دوستان اهل بیت است و آن جناب او را کفن کرد در بُرْد اَحْمَر حبره و در نماز بر او بیست و پنج مرتبه تکبیر گفت و فرمود که اگر هفتاد تکبیر بر او بگویم اهلیت آن دارد.
و در (مجالس) است که صاحب (استیعاب) آورده که او در جمیع غزوات و مشاهد حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حاضر گردیده و در جنگ احد که اکثر صحابه فرار برقرار اختیار نموده ثبات قدم ورزیده به رَمْیِ سهام اَعدا را از حرم سید اَنام دور می ساخت و بعد از آن در سلک اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منتظم بوده و آن حضرت در وقت خروج به حرب جمل، او را در مدینه خلیفه و نائب خود نموده و در حرب صفین با آن حضرت طریق مجاهده پیموده و حکومت فارس بعضی اوقات به او متعلق بوده پس آن حضرت به واسطه ناسازگاری اهل آن جا او را معزول نمود و (زیاد) را والی آن جا ساخت. پس از رحلت پیامبر، سهل انصاری از جمله مخالفان خلافت ابوبکر بود که به همراه یازده تن از صحابه به مخالفت از بیعت با ابوبکر داد سخن داد. او بعد از قتل عثمان از نخستین گروندگان به امیرالمؤمنین علیه السلام بود. هنگامی که امام برای سرکوبی شورشیان پیمان شکن راهی بصره شد، سهل انصاری را به عنوان جانشین خود در مدینه منصوب نمود. از این رو او در نبرد جمل حضور نداشت ولی پس از آن، جهت شرکت در جنگ با ستم پیشگان شامی راهی عراق شد و به همراه امام علی علیه السلام در جنگ صفین شرکت جست. پس از پایان نبرد صفین وی به عنوان استاندار فارس راهی آن سامان شد ولی مردم آن دیار وی را پذیرا نشدند و او به کوفه بازگشت. این قهرمان انصاری سرانجام در سال 38 قمری در شهر کوفه دار فانی را وداع گفت و امیر مومنان علیه السلام را از مرگ خود محزون و نگران ساخت. امام بر پیکر سهل انصاری نماز گزارد و او را کفن کرد و به خاک سپرد.
عثمان بن حُنَیف اوسی انصاری از صحابه پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع). عثمان در حکومت امام علی(ع) تا قبل از جنگ جمل، والی بصره بود. هنگامی که برپاکنندگان جنگ جمل به بصره وارد شدند عثمان با آنها مقابله کرد و پس از جنگی شدید که میان آنها درگرفت با آنها پیمان بست که تا ورود امام علی(ع) اقدامی نکنند. اما زبیر و یارانش پیمان شکنی کردند و شبانه به عثمان و یارانش حمله کردند؛ بسیاری از یاران عثمان را کشتند و عثمان را پس از شکنجه رها کردند. وی پس از رهایی به اردوگاه امیرالمؤمنین(ع) پیوست.
عثمان بن حنیف بن واهب اوسی انصاری، که پس از شهادت امام علی(ع) در دوره معاویه، در کوفه درگذشت.
مادر وی ام سهل دختر رافع بن قیس بن معاویه بن امیه ابن زید بن مالک بن عوف بود. کنیه عثمان، ابوعبدالله است.
عثمان بن حنیف عامل امیرالمومنین در بصره بود. به امام خبر رسید که او را به مهمانی مردمی از بصره خوانده اند و او بدانجا رفته است.

حنیف در دانشنامه آزاد پارسی

حَنیف
(در لغت به معنای رویگردان از باطل به حق. برخی این واژه را سریانی می دانند) در قرآن، اصطلاحی به معنای نگاه و روش توحیدی و حق گرایانۀ پیامبران. این واژه دَه بار به صورت مفرد و دوبار به صورت جمع در قرآن به کار رفته است. از آیات ۷۹ سورۀ انعام و ۳۰ سورۀ روم برمی آید که پیوند و ارتباطی میان حنیف و فطرت، یعنی نگرش پاک و بی آلایش و گرایش فطری به آفریدگار جهان، برقرار است. در قرآن، حضرت ابراهیم بارها «حنیف» شمرده شده است. (بقره، ۱۳۵؛ آل عمران، ۹۵؛ نساء، ۱۲۵). از آیۀ ۱۳۵ سورۀ بقره و ۶۷ سورۀ آل عمران دو نکته استنباط می شود: ۱. حنیفیت نه یهودیت است نه مسیحیت؛ ۲. با مُسلم بودن (معنای قبل از اسلامی آن) مترادف است.

حنیف در جدول کلمات

حنیف
رزاست , مستقیم

معنی حنیف به انگلیسی

orthodox (صفت)
درست ، فریور ، حنیف ، دارای عقیده درست ، مطابق عقاید کلیسای مسیح ، مطابق مرسوم

حنیف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بتول زرگوش نسب ١٨:٥١ - ١٣٩٧/٠٤/١٣
Unmixed
|

یاسر ٢١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٤
حنيف کسی است که تعصب قومی و مذهبی را رها کرده است مانند ابراهیم عليه السلام پدر گمراه و دین باطلش را رها کرد و گرویده ی دین حق گشت
|

عبدالله هوایی ٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/١٠/١٧
حنیف در معنی عبری حبشی به کسی گفته می شود کاری بکند خدا از او خوشش بیاید در زمان ابراهیم کارهایی که ابراهیم انجام میداد هیچکس انجام نداده چندتا از آن کارها ختنه کردن است اصلاح کردن موهای بدن از تمیز کردن وکوتاه کردن ناخن ها است مسواک کردن است و.....
|

اندیشمند ١٦:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨
حنیف در قران به معنی راست و درست بکار گرفته شده در حالیکه معنی اصلی آن کج و منحرف است. این نشان میدهد محمد معنی درست این کلمه را نمی دانسته است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حنیف   • مذهب حنیف عمران زاده   • حنیف مدی   • دین حنیف   • حنیف عمران زاده و همسرش   • رسوایی اخلاقی حنیف عمران زاده   • حنیف عمران زاده و دوست دخترش   • آیین حنیف   • مفهوم حنیف   • تعریف حنیف   • معرفی حنیف   • حنیف چیست   • حنیف یعنی چی   • حنیف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حنیف
کلمه : حنیف
اشتباه تایپی : pkdt
آوا : hanif
نقش : صفت
عکس حنیف : در گوگل


آیا معنی حنیف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )