برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1347 100 1

حوامل

معنی حوامل در لغت نامه دهخدا

حوامل. [ ح َ م ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حاملة. زنان حامله. (غیاث ) (آنندراج ). || ج ِ حامل. (ناظم الاطباء). || پاها. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پی قدم و پی ذراع. (منتهی الارب ). عصب قدم و عصب ذراع. (از اقرب الموارد).

معنی حوامل به فارسی

حوامل
جمع حامله زنان حامله .

معنی حوامل در فرهنگ فارسی عمید

حوامل
۱. برنده، حمل کننده.
۲. (نجوم) حامل فلکی میان هر یک از افلاک شش گانه.

حوامل را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حوامل   • مفهوم حوامل   • تعریف حوامل   • معرفی حوامل   • حوامل چیست   • حوامل یعنی چی   • حوامل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حوامل
کلمه : حوامل
اشتباه تایپی : p,hlg
عکس حوامل : در گوگل

آیا معنی حوامل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )