انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1066 100 1

حکومت

/hokumat/

مترادف حکومت: امارت، پادشاهی، حکمرانی، دولت، ریاست، سلطنت، صدارت، فرمانروایی، وزارت

برابر پارسی: فرمانروایی، سالاری، فرماندهی، فرمان روایی

معنی حکومت در لغت نامه دهخدا

حکومت. [ ح ُ م َ ] (ع مص ) حکومة. قضا. قضاوت کردن. داوری کردن. || حکم راندن. دیوان کردن. || فرمانروایی کردن. || سلطنت کردن ، پادشاهی کردن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) فرماندهی. حکمرانی. حکم. (در تمام معانی ) سلطنت. سلطان. || ترافع. داوری. قضاوت : منزلت تو نزدامیرالمؤمنین منزلت راستگوی امین است نه گمان زده ٔ تهمتناک ، چرا که امر حکومت را بتو سپرده... (تاریخ بیهقی ص 313). گفت : یا عمر مرا با وی حکومتی است. عمر هشام را گفت : او بر تو دعوی دارد. (راحةالصدور راوندی ). بیطار از آنچه در چشم چارپایان می کشند در دیده ٔ او کشید و کور شد، حکومت بداور بردند. (گلستان ). ج ، حکومات. || (اصطلاح علم اصول ) عبارت است ازآنکه دلیلی به دلالت لفظی حکم عامی را که دلیل حکمی دیگر بطور عموم بیان کرده به برخی از افراد آن اختصاص دهد. و یا آنکه حکومت عبارت از تصرف دلیل است در دلیل دیگری ، خواه این تصرف نسبت بموضوع آن باشد و خواه نسبت بمحمول ، مثلاً دلیلی که میگوید لاشک لکثیرالشک بر دلیل اذا شککت فابن علی الاکثر، حکومت خواهد داشت ،زیرا حکم بنای بر اکثر را که بر همه افراد شک کننده متوجه بود بر غیر کثیرالشک متوجه میسازد. در کتاب اصول الاستنباط آمده : حکومت عبارت است از اخراج بعض افراد عام از حکم یا ادخال آن در حکم ولی با تصرف در موضوع غالباً، چنانچه اگر «اکرم العلماء» داشته باشیم ونصی گوید: «المنجم لیس بعالم » این نص نسبت به اکرم العلما حکومت دارد و فرق حکومت با تخصیص آن است که تخصیص تصرف در موضوع عام و در حکم ندارد. برای تفصیل بیشتر رجوع به اصول الاستنباط، چ بغداد ص 236 شود. علمای اصولی متأخر در این زمینه کتابها نوشته اند و از آن جمله است کتاب فصل الخصومة فی الورود و الحکومة.

معنی حکومت به فارسی

حکومت
حکم دادن، فرمان دادن، فرمانروایی کردن
۱ - ( مصدر ) فرمان دادن امر کردن . ۲ - فرمانروایی کردن . ۳ - سلطنت کردن پادشاهی کردن . ۴ - داوری کردن قضاوت کردن . ۵ - ( اسم ) فرمانروایی . ۶ - سلطنت پادشاهی . ۷ - داوری قضاوت .
[government, state] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] سازوکاری قاعده مند متشکل از نهادها و قوانین برای حکمرانی در سطح محلی و منطقه ای و ملی
[military government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی موقت که یک نیروی نظامی خارجی در سرزمین تحت اشغالش ایجاد می کند
[governability] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیتی که جامعه در تعامل با حکومت در آن قرار می گیرد که برایند خواست جامعه از یک سو و توانایی حکومت در برآوردن آن از سوی دیگر است
[governance] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعمال حاکمیت و نحوۀ اعمال آن
[multilevel governance] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومت داری فراملی و منطقه ای ازطریق ساختارهای سیاست گذار که مراکز اقتدار سیاسی را در سطوح مختلف با یکدیگر و با بخش خصوصی مرتبط می کند
اعمال و بکار بردن سلطه و قوه حاکمی حکومت کردن تحکم
[territorial state] [جغرافیای سیاسی] حکومتی که در آن یک سرزمین مبنای نظام سلسله مراتبی قدرت قرار می گیرد و مردم تابعیت خود را از یک شخص به حکومت منتقل می کنند؛ قدرت سیاسی در چنین حکومتی در چارچوب سرزمینی با مرزهای مشخص تعیین می شود
[big government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی فاسد و ناکارا و بیش ازحد بزرگ که با تجاوز از حدود اختیاراتش، در عرصۀ سیاست گذاری عمومی و زندگی خصوصی شهروندان دخالت می کند
دارالاماره فرماندهی
[statism] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] باوری که براساس آن حکومت باید برنامه ریزی و تعیین خط مشی در زمینۀ اجتماعی و اقتصادی را در احاطه کامل خود داشته باشد
[absolute government] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی که برای اِعمال قدرت هیچ محدودیتی ندارد
[limited government] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی که حدومرز فعالیت هایش را قانون تعیین می کند
شهر یا قصبه که مقر حاکمی که از عاصمه ملک رود نشیند : حکومت نشین کردستان سنندج است دار الحکومه
معلق ماندن قوانین مدنی موقتا و نائب مناب شدن قوانین لشگری آنرا برای مصلحتی عام
[martial law] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعمال حاکمیت نظامیان به طور موقت بر تمام یا بخشی از کشور در پی اعلام وضعیت اضطراری
[military government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حاکمیت بر نهادهای حکومتی غیرنظامی توسط نظامیان معمولاً در پی جنگ داخلی
فرماندهی کردن داوری کردن
[unitary state, unitary government] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] نوعی حکومت که در آن تنها دولت مرکزی اقتدار دارد
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← شناسایی حکومت
[state apparatus] [جغرافیای سیاسی] مجموعه ای از نهادها و سازمان های دارای کنش متقابل که دولت ازطریق آنها قدرت خود را اعمال می کند
[recognition of government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اقدام یک یا چند دولت در به رسمیت شناختن حکومتی که به تازگی در کشوری دیگر به قدرت رسیده است متـ . به رسمیت شناختن حکومت

معنی حکومت در فرهنگ معین

حکومت
(حُ مَ) [ ع . حکومة ] (مص ل .) ۱ - حُکم دادن ، فرمان کردن . ۲ - فرمانروایی .

معنی حکومت در فرهنگ فارسی عمید

حکومت
۱. حکم دادن، فرمان دادن.
۲. (اسم) (سیاسی) فرمانروایی کردن بر یک شهر یا کشور و اداره کردن شئون اجتماعی و سیاسی مردم.
* حکومت عادله: [قدیمی] حکومتی که اساس آن بر عدالت باشد.

حکومت در دانشنامه اسلامی

حکومت
حکومت به توسعه یا تضییق تعبدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم اطلاق می شود. حکومت چهار معنی دارد:۱.به معنای ناظر و مفسر بودن دلیلی نسبت به دلیلی دیگر.۲.حکومت مقابل کشف.۳.قضاوت.۴.ارش جنایت.
حکومت، به معنای نظارت یک دلیل بر دلیل دیگر به منظور تفسیر آن است، چه دلیل حاکم، موضوع دلیل محکوم را تفسیر نماید، چه متعلق آن را و چه حکم آن را.
← معنای نظارت و تفسیر در تعریف
از کلمات بعضی از اصولیون هم چون مرحوم « شیخ انصاری » به دست می آید که «دلیل محکوم» باید قبل از «دلیل حاکم» تحقق پیدا نماید، به گونه ای که اگر دلیل محکوم از مولا صادر نشده باشد، تحقق دلیل حاکم، لغو و بیهوده است.اما بعضی دیگر از اصولیون این نظر را رد نموده و اعتقاد دارند حتی اگر دلیل حاکم، پیش از دلیل محکوم تحقق پیدا کند، حکومت محقق می گردد و مصداق بارز آن را حکومت امارات بر اصول عملی می دانند؛ زیرا حتی اگر اصول عملی وضع نمی شد، وضع امارات لغو و بیهوده نمی بود.
نکته
بحث حکومت و ورود به ابتکار مرحوم «شیخ انصاری» در اصول پدید آمده است، هر چند برخی اعتقاد دارند تفاوت این دو خیلی روشن نیست. مرحوم « محقق نایینی »، تعریف دیگری از حکومت ارائه داده است. وی می گوید: در حکومت، یکی از دو دلیل به مدلول مطابقی اش باعث تصرف در عقدالوضع دلیل دیگر (به اثبات یا نفی) یا عقدالحمل دلیل دیگر (به تضییق) می شود. در نظر وی، نتیجه حکومت، تخصیص است، همان گونه که نتیجه ورود، تخصص است. با این تعریف دیگر لزومی ندارد که دلیل حاکم بر دلیل محکوم ناظر باشد. مرحوم «محقق نایینی» به خلاف مشهور، حکومت را از مصادیق تعارض بدوی ندانسته و معتقد است میان دو دلیل در حقیقت تعارضی نیست، بلکه دلیل حاکم همواره چیزی به مفاد دلیل محکوم می افزاید و میان آن دو تنافی نیست.
تعریف حکومت به معنای ناظر و مفسر بودن و کاربرد آن
...
حکومت به توسعه یا تضییق تعبدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم اطلاق می شود. حکومت چهار معنی دارد:۱.به معنای ناظر و مفسر بودن دلیلى نسبت به دلیلى دیگر.۲.حکومت مقابل کشف.۳.قضاوت.۴.ارش جنایت.
حکومت، به معنای نظارت یک دلیل بر دلیل دیگر به منظور تفسیر آن است، چه دلیل حاکم، موضوع دلیل محکوم را تفسیر نماید، چه متعلق آن را و چه حکم آن را.
اصول الاستنباط، حیدری، علی نقی، ص۳۰۰.    
از کلمات بعضی از اصولیون هم چون مرحوم « شیخ انصاری » به دست می آید که «دلیل محکوم» باید قبل از «دلیل حاکم» تحقق پیدا نماید، به گونه ای که اگر دلیل محکوم از مولا صادر نشده باشد، تحقق دلیل حاکم، لغو و بیهوده است.اما بعضی دیگر از اصولیون این نظر را رد نموده و اعتقاد دارند حتی اگر دلیل حاکم، پیش از دلیل محکوم تحقق پیدا کند، حکومت محقق می گردد و مصداق بارز آن را حکومت امارات بر اصول عملی می دانند؛ زیرا حتی اگر اصول عملی وضع نمی شد، وضع امارات لغو و بیهوده نمی بود.
کفایة الاصول، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص۱۳۱.
بحث حکومت و ورود به ابتکار مرحوم «شیخ انصاری» در اصول پدید آمده است، هر چند برخی اعتقاد دارند تفاوت این دو خیلی روشن نیست.
شرح اصول فقه، محمدی، علی، ج۳، ص۴۳۰.
...
حکومت نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می شوند.
حکومت از حکم، و حکم به معنای منع برای اصلاح و منع از ظلم است.
معنای حاکم
به حاکم از این جهت حاکم گفته می شود که ظالم را از ظلم کردن منع می کند.
حاکم در اصطلاح
و در اصطلاح، فرایند اعمال سیاست ها و تصمیمات از سوی مقامات رسمی در دستگاه سیاسی و یا اشاره به مجموعه مقامات رسمی مسئول برای اتخاذ تصمیمات سیاسی لازم الاجراست.
نکته
...
برخی قضاوت های نادرست از حسادت یهود نسبت به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خـانـدانـش سـرچـشـمـه مـی گـیـرد و بـه هـمـیـن دلیل بی ارزش است، آنها بر اثر ظلم و ستم و کفران نعمت، مقام نبوت و حکومت را از دست دادنـد، و بـه هـمین جهت مایل نیستند این موقعیت الهی به دست هیچ کس سپرده شود، و لذا نسبت بـه پـیـامـبـر اسلام (صلی الله علیه وآله) و خـانـدانـش کـه مشمول این موهبت الهی شده اند حسد می ورزند، و با آن گونه قضاوت های بی اساس می خواهند آبی بر شعله های آتش حسد خویش بپاشند.
•• «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا»؛ «یا اینکه نسبت به مردم (= پیامبر و خاندانش )، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها (= پیامبران بنی اسرائیل ) قرار دادیم».
← تفسیر آیه
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۵۴.    
...
آرای نویسندگان و اندیشمندان اسلامی معاصر درباره حکومت همواره مورد توجه مسلمانان بوده است که در مقاله حاضر به این موضوع پرداخته شده است.
در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم زمینه شکل گیری و گسترش اندیشه های دینی نو در باب حکومت در اسلام فراهم شد و اصلاح طلبان اسلامی در این عرصه از دین به مثابه ایدئولوژی سیاسی بهره گرفتند.

← دیدگاه سیدجمال الدین اسدآبادی
 ۱. ↑ رضوان سید، سیاسیات الاسلام المعاصر: مراجعات و متابعات، ج۱، ص۱۸، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷. ۲. ↑ الیویه روآ، تجربه اسلام سیاسی، ج۱، ص۷۴ـ۷۵، ترجمه محسن مدیر شانه چی و حسین مطیعی امین، تهران ۱۳۷۸ش. ۳. ↑ سمیر ابوحمدان، جمال الدین الافغانی و فلسفة الجامعة الاسلامیة، ج۱، ص۷۸ـ۸۶، بیروت ۱۴۱۳الف. ۴. ↑ حمیدرضا شریعتمداری، سکولاریزم در جهان عرب، ج۱، ص۸۱، قم ۱۳۸۲ش. ۵. ↑ جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۷۱ـ۱۷۲، چاپ هادی خسروشاهی، تهران ۱۴۲۱. ۶. ↑ جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده، العروة الوثقی، ج۱، ص۷۲ـ۷۴، چاپ هادی خسروشاهی، تهران ۱۴۲۱. ۷. ↑ عبدالرحمان کواکبی، الاعمال الکاملة، ج۱، ص۱۸۹ـ ۱۹۴، چاپ محمد عماره قاهره ۲۰۰۷. ۸. ↑ عبدالرحمان کواکبی، الاعمال الکاملة، چاپ محمد عماره قاهره ۲۰۰۷. ۹. ↑ جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده، العروة الوثقی، ج۱، ص ۱۱۶ـ۱۱۸، چاپ هادی خسروشاهی، تهران ۱۴۲۱.۱۰. ↑ عبدالمجید شرفی، اسلام و مدرنیته، ج۱، ص۱۶۶ـ۱۶۷، با مقدمه و ترجمه مهدی مهریزی، تهران ۱۳۸۳ش. ۱۱. ↑ مظفر نامدار، «مدخلی بر جنبشهای اسلامی معاصر»، ج۱، ص۱۲۷، در تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، به اهتمام موسی نجفی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۷ش. ۱۲. ↑ مظفر نامدار، «مدخلی بر جنبشهای اسلامی معاصر»، ج۱، ص۱۲۹ـ۱۳۰، در تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، به اهتمام موسی نجفی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۷ش. ۱۳. ↑ حاتم قادری، اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران، ج۱، ص۲۲۵ـ۲۲۶، تهران ۱۳۷۸ ش. ۱۴. ↑ حمیدرضا شریعتمداری، سکولاریزم در جهان عرب، ج۱، ص۱۰۰، قم ۱۳۸۲ش. ۱۵. ↑ عبدالمجید شرفی، اسلام و مدرنیته، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۶۹، با مقدمه و ترجمه مهدی مهریزی، تهران ۱۳۸۳ش. ۱۶. ↑ مجید خدوری، تجدید حیات سیاسی اسلام از سیدجمال الدین تا اخوان المسلمین، ج۱، ص۳۴ـ۳۹، نقد و ترجمه حمید احمدی، تهران ۱۳۵۹ش. ۱۷. ↑ رضوان سید، سیاسیات الاسلام المعاصر: مراجعات و متابعات، ج۱، ص۸۹، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷. ۱۸. ↑ عبدالمجید شرفی، اسلام و مدرنیته، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۲، با مقدمه و ترجمه مهدی مهریزی، تهران ۱۳۸۳ش. ۱۹. ↑ رضوان سید، سیاسیات الاسلام المعاصر: مراجعات و متابعات، ج۱، ص۳۶ـ۳۷، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷. ۲۰. ↑ عبدالمجید شرفی، اسلام و مدرنیته، ج۱، ص۵۲، با مقدمه و ترجمه مهدی مهریزی، تهران ۱۳۸۳ش. ۲۱. ↑ سیدقطب، معالم فی الطریق، ص ۱۱۸ـ۱۳۰، (قاهره) ۱۳۸۴/۱۹۶۴. ۲۲. ↑ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج۳، جزء۷، ص۸۰ـ۹۶، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷. ۲۳. ↑ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج۳، جزء۹، ص۷۳۶، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷. ۲۴. ↑ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج۷، جزء۲۷، ص۵۹۰، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷. ۲۵. ↑ سیدقطب، العدالة الاجتماعیة فی الاسلام، ج۱، ص۱۸ـ۱۹، قاهره ۱۴۱۵/۱۹۹۵. ۲۶. ↑ ابوالاعلی مودودی، نظریة الاسلام و هدیه فی السیاسة و القانون و الدستور، ج۱، ص۲۵۸، بیروت ۱۳۸۹/۱۹۶۹. ۲۷. ↑ ابوالاعلی مودودی، نظریة الاسلام و هدیه فی السیاسة و القانون و الدستور، ج۱، ص۲۶۱، بیروت ۱۳۸۹/۱۹۶۹. ۲۸. ↑ ابوالاعلی مودودی، نظریة الاسلام و هدیه فی السیاسة و القانون و الدستور، ج۱، ص۲۹۱ـ۲۹۵، بیروت ۱۳۸۹/۱۹۶۹. ۲۹. ↑ علی اصغر حلبی، تاریخ نهضت های دینی ـ سیاسی معاصر، ص۲۸۱، تهران ۱۳۸۲ش.۳۰. ↑ علی اصغر حلبی، تاریخ نهضت های دینی ـ سیاسی معاصر، ص۲۸۳، تهران ۱۳۸۲ش.۳۱. ↑ محمد اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ج۱، ص۱۷۸ـ۱۸۰، ترجمه احمد آرام، (تهران ۱۳۴۶ش). ۳۲. ↑ ابوالحسن علی ندوی، ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین، ص ۱۳۲ـ۱۳۷، قاهره ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.۳۳. ↑ ابوالحسن علی ندوی، ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین، ص ۱۴۸ـ۱۵۱، قاهره ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.۳۴. ↑ ابوالحسن علی ندوی، ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین، ص ۲۳۰ـ۲۵۷، قاهره ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸. ۳۵. ↑ ابوالحسن علی ندوی، محاضرات اسلامیة فی الفکر و الدعوة، ج۱، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ عبدالماجد غوری، دمشق ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱. ۳۶. ↑ ابوالحسن علی ندوی، محاضرات اسلامیة فی الفکر و الدعوة، ج ۲، ص ۱۰۴ـ۱۰۵، چاپ عبدالماجد غوری، دمشق ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.

منابع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حکومت در اسلام»، شماره۶۳۹۴.    
...
احکام حکومت، احکام مربوط به حکومت یک دلیل بر دلیل دیگر را می گویند.
مراد از احکام حکومت، اعتبارات و آثاری است که بر حکومت مترتب است.
← مهم ترین احکام
 ۱. ↑ بحوث فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۷، ص ۱۷۲-۱۷۱.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۰۸، برگرفته از مقاله «احکام حکومت».    
...
امام علی (علیه السّلام) در خطبه ۹۲ نهج البلاغه بعد از کشته شدن عثمان هنگام بیعت مردم با وی می فرمایند: مرا واگذارید و دیگری را طلب کنید ...، برخی از اهل سنت بر این خطبه امام (علیه السّلام) شبهاتی مطرح کرده و می گویند اگر ایشان از طرف پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) منصوب به خلافت بود، نباید این چنین سخن بگوید.پاسخ این دسته، علاوه بر مدارک فراوانی که بر ولایت و خلافت بلافصل حضرت در تمام منابع سنی و شیعه وارد شده، در همین خطبه امام نیز بیان گردیده است. لذا به عنوان اعلام خطر به هنگامی که مردم می خواستند با ایشان بیعت کنند می گوید: مرا رها کنید زیرا شما طاقت و تحمل اجرای حق و عدالت مرا ندارید.در ادامه شبهات مطرح شده بر کلام امام را به صورت اجمالی مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.
بر خطبه ۹۲ نهج البلاغه شبهاتی مطرح شده که در ادامه با بیان خطبه و شبهات به صورت اجمالی پاسخ مناسب به شبهات می دهیم.امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) در خطبه ۹۲ نهج البلاغه می فرماید: دَعُونِی وَ الَْتمِسُوا غَیْرِی فَاِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ اَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ اَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ وَ اِنَّ الْ آفَاقَ قَدْ اَغَامَتْ وَ الَْمحَجَّه قَدْ تَنَکَّرَتْ. وَ اعْلَمُوا اَنِّی اِنْ اَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا اَعْلَمُ وَ لَمْ اُصْغِ اِلَی قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ وَ اِنْ تَرَکْتُمُونِی فَاَنَا کَاَحَدِکُمْ وَ لَعَلِّی اَسْمَعُکُمْ وَ اَطْوَعُکُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ اَمْرَکُمْ وَ اَنَا لَکُمْ وَزِیراً خَیْرٌ لَکُمْ مِنِّی اَمِیراً.
امام علی (علیه السّلام)، نهج البلاغه، خطبه۹۲.    
شبهه دوم این است که آیا این لهجه کسی است که از سوی خدا تعیین شده؟ اگر واقعاً از سوی خدا عزّوجل و رسول اَلله (صلی الله علیه و آله وسلّم) تعیین شده دیگر این پیش شرط ها چیست؟ مگر شنیده شده که پیامبری بیاید و بگوید، اولاً شرایط مساعد نیست، دست از سر من بردارید «دعونی و التمسوا غیری» در ثانی اگر اصرار کنید به شرطی خواهم پذیرفت که هر جور خودم می خواهم جامعه را رهبری کنم؟ در پاسخ باید گفت اوّلاً: مراد حضرت علی (علیه السّلام) این است که: اگر قبول حکومت نمایم به آنچه که از کتاب و سنت در یافته ام بر شما حکومت خواهم نمود، نه بطوری که دلخواه شما باشد. و همین شرط را نیز در قضیه شورای شش نفره بیان فرمود.و ثانیاً: قرآن با کمال صراحت می گوید: که مبنای حکم حاکم اسلامی باید بر طبق دستور الهی باشد نه دلخواه مردم. (لتحکم بین الناس بما اراک اللّه) (ومن لم یحکم بما انزل اللّه فاولئک هم الکافرون الفاسقون الظالمون)و ثالثاً: مگر حضرت موسی بنا به دلخواه مردم حکومت می کرد، اگر این چنین بود با گوساله پرستی و ده ها موارد خلافی که مورد خواست مردم بود، نباید مخالفت می کرد.و رابعاً: هر حاکم اسلامی و غیر اسلامی اگر بخواهد بنا به دلخواه مردم حکومت کند شیرازه جامعه از هم پاشیده می شود، چون هر بخشی از مردم چیزی می خواهند که با خواست بخش دیگر در تضاد است. اما این که گفنه شده: که علی چرا سکوت کرد با اینکه چند تا دوست و یاور داشت. باید گفت: اگر چنانچه شما به خود نهج البلاغه و بعضی از کتب اهل سنت مراجعه می کردید این چنین شبهه طرح نمی کردید.چون حضرت علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه با صراحت می فرماید: اللهمّ انی استعدیک علی قریش فانهم قد قطعوا رحمی، واکفاوا انائی، واجمعوا علی منازعتی حقا کنت اولی به من غیری، وقالوا: الا ان فی الحق ان تاخذه وفی الحق ان تمنعه، فاصبر مغموما او مت متاسفا، فنظرت فاذا لیس لی رافد ولا ذاب ولا مساعد الا اهل بیتی، فضننت بهم عن المنیه فاغضیت علی القذی، وجرعت ریقی علی الشجی، و صبرت من کظم الغیظ علی امر من العلقم، وآلم للقلب من حز الشفار.
امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۷، خطبه ۲۱۲، محمد عبده.    
در شبهه سوم می گویند: حضرت می فرمایند: «و اگر رهایم کنید مانند یکی از شما خواهم بود». چطور؟ یعنی کسی که مسئولیتش از مسئولیت پیامبران هم مهمتر است تا این حد از مسئولیت فرار می کند که خودش را مانند بقیه مردم که مسئولیت ندارند به حساب می آورند بلکه علاوه بر آن می فرماید: (و شاید شنواتر و فرمانبردارتر از شما برای کسی باشم که حکومت خود را به او می سپارید.)در شبهه چهارم می گویند: حضرت فرمودند: (لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ اَمْرَکُمْ) «کسی که حکومت خود را به او می سپارید». چرا فرمود حکومت خود را؟ مگر حکومت وام مردم است و آنها اختیار دارند که به هر کس خواستند بسپارند؟ مگر نه این است که امام و خلیفه را خداوند عزّوجل تعیین می کند و مردم هیچگونه حقی در تعیین آن ندارند؟ مگر نمی گویند که تعین خلیفه شورایی نیست؟ مگر نه این است که اهل شوری را غاصب نامیدند؟ پس چگونه حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید: به هر کسی که حکومت خود را بسپارید اطاعت می کنم «ولیتموه» چرا نگفت؟ «ولاه الله» هر کسی را که خدا تعیین کند من از او اطاعت می کنم؟ حضرت می فرماید: (وَ اِنْ تَرَکْتُمُونِی فَاَنَا کَاَحَدِکُمْ) اگر مرا رها کنید همانند یکی از شما خواهم بود. نظر حضرت فرار از مسئولیت نیست؛ بلکه زیر بار حکومت غیرالهی که مورد خواست مردم هست، نرفتن است؛ و جمله (لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ اَمْرَکُمْ) بهترین دلیل بر این است که این ولایت مورد نظر شما قابل قبول من نیست و به هر کس می خواهید واگذار کنید، و سراغ آن کس بروید که حاضر هست این چنین حکومتی را قبول کند.
نقد و برررسی شبهه پنجم
...
معیار تحقق حکومت بین دو دلیل را ضابطه حکومت گویند.
ضابطه حکومت، معیاری است که در تمام انواع حکومت وجود داشته و بدون آن، حکومت محقق نمی شود.
اقوال در تعییین ضابطه حکومت
در تعیین ضابطه حکومت، دیدگاه های متفاوتی ارایه شده است؛ بعضی معتقدند ضابطه حکومت آن است که دلیل حاکم به مدلول لفظی اش، شارح و مفسر موضوع یا حکم دلیل محکوم باشد.برخی دیگر هم چون مرحوم «میرزای نایینی» اعتقاد دارند ضابطه حکومت آن است که یکی از دو دلیل در موضوع (عقد الوضع) یا حکم (عقد الحمل) دلیل دیگر تصرف کند، مثل این که مفاد دلیل حاکم در عالم تشریع، رافع موضوع دلیل محکوم باشد، همانند: حکومت امارات بر اصول عملی.
فقه شیعه ، فقه اداره نظام معاش و معاد آدمی و عجین با حکومت است و تمامی مقررات و قوانین اسلام ، براساس دولت و حکومت و تشکیلات، بنا نهاده شده اند. این مهم را می شود از روح حاکم بر اسلام و تک تک ابواب و مسائل فقهی فهمید. نویسنده در این مقاله به طور مبسوط به این مسئله مهم و حیاتی پرداخته و مناسبات فقه و حکومت را مورد بحث و بررسی قرار داده است. حاصل این که موضوعات و مسائل فقهی در مقایسه با فقه از چند حالت خارج نیستند:اموری که تنها، وظیفه حکومت است؛ اموری که بخشی از آن وظیفه حکومت است؛ اموری که نیازمند حمایت و پشتیبانی حکومت است؛ اموری که متولی خاصی ندارند و طبعاً از باب حسبه بر عهده سازمان هایی است که وابسته به حکومت اند.
تتبع در کتب فقهی و تأمل در اندیشه فقیهان، این واقعیت را نشان می دهد که هماره دو نگاه و دو گونه انتظار از فقه وجود داشته است:
← نگاه فردگرایانه
واژه فقه در لغت به معنای فهمیدن، دانستن، ادراک و علم آمده است. در اصطلاح نیز، به سه معنای عام ، خاص و اخص آمده است. مقصود از اصطلاح عام، تمامی معارف و احکامی است که از طرف خداوند در زمینه های اعتقادی، اخلاقی و فروع عملی نازل شده است. معنای خاص از فقه نیز شامل احکام شرعی و فرعی عملی است که عبادات ، معاملات ، مسائل حقوقی، کیفری، تجاری و غیره است که بخشی از آن در رساله های عملی به صورت فتوا دیده می شود. در معنای اخص، « علم فقه » مقصود است و معروف ترین تعریف برای آن، عبارت است از:«الفقه هو العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلتها التفصیلیه؛ فقه، علم به احکام شرعی فرعی از روی ادله تفصیلی است».
تعریف حکومت
در تعریف حکومت گفته اند:«حکومت عبارت است از مجموعه نهادهای فرمان روا، وظایف و اختیارات هر کدام از آن ها و روابطی که میان اندام های حکومتی موجود است». در فرهنگ سیاسی، در تعریف حکومت آمده است:«حکومت یعنی تشکیلات سیاسی و اداری کشور و چگونگی و روش اداره یک کشور». با کمی دقت در اهداف اصلی پیامبران الهی، روشن می شود که رسیدن به اهداف بزرگی چون رهانیدن آدمی از سلطه و اسارت بیگانگان و در نتیجه اعطای حریت و آزادی به وی، تعلیم و تربیت فراگیر بشر، احیای ارزش های انسانی، اقامه قسط و عدل و مردم گرایی، اکمال و رساندن آدمیان به تعالی و رشد الهی و رستگاری، همه و همه مستلزم برپایی تشکیل حکومت است، و اجرای این برنامه ها و وصول به این آرمان ها بدون ابزار حکومت امکان پذیر نیست. در واقع، حکومت و نظام و سیاست، وسیله اجرای اهداف پیامبران است. از این جهت می بینیم که هر کدام از آن بزرگواران، نظیر داوود و سلیمان و نبی اکرم (ص) که موفق به تشکیل حکومت شدند، تا چه اندازه در تعقیب و وصول به اهداف الهی خود موفق بوده اند، و هر کدام که چنین ابزاری را به دست نیاوردند، تا چه اندازه راه حرکت آن ها ناهموار، و در رسیدن به اهداف خود تا چقدر در تنگنا بوده اند. همچنین بی جهت نیست که طواغیت و دشمنان ادیان در همیشه تاریخ، بر سر راه ایجاد حکومت های دینی، مانع ایجاد می کردند و همواره به دنبال براندازی حاکمیت صالحان بر زمین بوده اند.کوتاه سخن اینکه، هیچ یک از اهداف مقدس پیامبران الهی - جز در مقیاسی محدود - بدون تشکیل حکومت دینی تحقق نمی یابد. فقه اسلامی نیز که برنامه علمی زندگی مسلمانان است، جز با تشکیل حکومت به اهداف مقدس خود نمی رسد.
نسبت فقه و حکومت
...



حکومت در دانشنامه ویکی پدیا

حکومت
سریالی تولید شبکه CW است. این سریال از سال ۲۰۱۳ در حال پخش می باشد و به روایتی داستان گونه از سال های ابتدایی حکومت ملکه ماری استوارت (ملکه اسکاتلند و فرانسه) در طی سال های حضور او در فرانسه و بعد در اسکاتلند تا لحظه مرگش می پردازد.
آدلاید کین
مگان فالوز
تورانس کومبس
توبی رگبو
جنسا گرنت
سلینا سیندن
کیتلین استیسی
آنا پاپپلول
آلان ون اسپرانگ
جاناتان کلتز
Sean Teale
کریگ پارکر
Rose Williams
ریچل اسکارستن
Charlie Carrick
Ben Geurens
این سریال در شبکه جم تی وی با دوبله فارسی پخش شد.
ویکی پدیا انگلیسی
حکومت ائتلاف موقت عراق (عربی: سلطة الائتلاف المؤقتة‎) دولتی انتقالی بود که پس از حملهٔ نیروهای آمریکا، بریتانیا، استرالیا و لهستان در ۲۸ اسفند ۱۳۸۱ در قالب نیروی چند ملیتی به عراق تشکیل شد.
این حکومت با اتکا به قطعنامهٔ ۱۴۸۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۰۳) و قانون جنگ، مسئولیت های اجرایی، تقنینی و قضایی دولت عراق را از ۱ اردیبهشت ۱۳۸۲ تا ۸ تیر ۱۳۸۳ به عهده گرفت.
دفتر بازسازی و کمک های انسان دوستانه (ORHA) در ۳۰ دی ۱۳۸۱ توسط ایالات متحده دو ماه پیش از تهاجم به عراق تشکیل شد. قرار بود این دفتر تا تشکیل حکومتی مردمی به عنوان دولت سرپرست در عراق حاکم باشد.
جی گارنر، سپهبد بازنشسته نیروی زمینی ایالات متحده به عنوان مدیر این دفتر منصوب شد و سه معاون برای وی در نظر گرفته شدند. با انحلال این دفتر و تشکیل حکومت ائتلاف موقت در سال ۲۰۰۳ میلادی گارنر به عنوان نخستین رئیس اجرایی این حکومت انتخاب شد. پشتوانهٔ وی برای کسب این مقام تجربهٔ جنگی در عراق در جریان عملیات توفان صحرا در سال ۱۹۹۱ و تلاش های وی برای بازسازی در شمال عراق طی عملیات تأمین آسایش و همچنین ارتباط نزدیک با دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا بود. با این حال دورهٔ کار وی در این سمت کوتاه بود و تنها از ۱ تا ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۲ طول کشید. وی جای خود را به پل برمر داد.
حکومت اَردَلان حکومت شمال غرب ایران در دوران ملوک الطوایفی از ۱۱۶۸–۱۸۶۷ میلادی. در تاریخ کردها از سلسله امیران محلی که حاکمیت در کردستان جنوبی و بخشی از کردستان شمالی، و مرکزیت منطقه جزیره را از قرن هفتم هجری قمری به عهده داشته اند، با عنوان حکام اردلان یاد شده است. دارالملک یا کرسی آن موصل بوده، اردلان همچنین نام طایفه ای است که این حاکمان به آن تعلق داشتند.
تاریخ ساسانیان
تاریخ مردوخ
منبع شناسی تاریخ ساسانی
فهرست شاهان ساسانی
فهرست شاهان ایران
اردلان
حکام اردلان
ایران در دوران ملوک الطوایفی
اتابکان لر بزرگ
اتابکان لر کوچک
خاندان پاشایان بابان
سوران کردستانی
حوزهٔ متصرفی و شناخته شده خاندان اردلان در کردستان ایران، استان کردستان کنونی به مرکزیت سنندج، ودیواندره ،سقز،بانه،سردشت،کامیاران،مریوان، گروس( بیجار)، اسفند آباد( قروه امروزی)، سنقر توابعی چون اورامان لهون، تخت، ژاورو و ... و دیگر نقاطی که ورای سیروان گستره ای سرزمینی را با همان نام اورامان تشکیل می داده،بوده است که با تضعیف حکومت خاندان پاشایان بابان ؛ خاندان اردلان با پشتیبانی حکومت صفویه و سپس افشاریه و قاجاریه از آن ها ؛بر این مناطق رفته رفته نفوذ پیدا کردند.
اردلان در لغت به معنای «موبد» و «پرهیزگار» و (اردلانی) به معنای «جایگاه موبدان» می باشد. اردلان نام جغرافیایی خاصی بوده که به مرکز کردستان اطلاق می شده است و نیز نام خاندان بزرگی است که بر قلمرو حکومت اردلان، امارات و سیطره داشته اند. آخرین پایتخت آن ها سنه یا سنندج بود. حکام اردلان حدود هفتصدسال درغرب ایران و مناطق کردنشین حکومت می کردند.
در تاریخ از سلسله امیران محلی کردستان که حکومت اردلان در کردستان ایران، کردستان عراق امروزی و بخشی از کردستان ترکیه امروزی، و مرکزیت منطقه ای که جزیره ابن عمر گفته می شده و دارالملک یا کرسی آن موصل بوده، را از قرن هفتم هجری قمری به عهده داشته اند، با عنوان حکام اردلان یاد شده است.
حکومت اسلامی نوعی از حکومت دینی درجوامع مسلمان که حزب یا اشخاص حاکم معتقد به برتری اسلام، سعی درپیاده سازی قوانین بر پایه احکام و معارف اسلامی دارند. به عبارت دیگر، مقصود از حکومت دینی، حکومتی است که تمامی ارکان آن بر اساس دین شکل گرفته است.
مجلس شورای اسلامی (برگزاری انتخابات در هر چهار سال)
شورای نگهبان (برگزاری انتخابات در هر چهار سال یک بار)
مجلس خبرگان (برگزاری انتخابات در هر هشت سال یک بار) که با رأی مردم انتخاب شده و وظیفه انتخاب رهبر را بر عهده دارند.
حاکمان اسلامی معتقدند اسلام برنامه کاملی است که از جانب خدا راه چگونه زندگی کردن را آموخته است. حکومت نیز جزئی از زندگی ماست پس برای حکومت نیز باید از راهنمایی خدا استفاده کرد. این افراد نظریه جدایی دین از سیاست را قبول ندارند.
در حال حاضر تنها حکومت اسلامی شیعه در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و از ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام یاد می شود.
در دیدگاه های جمهوری اسلامی ایران حکومت دینی نه تنها در آن قوانین دینی اجرا می شود بلکه مجریان آن یا مستقیماً از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوم منصوب شده اند.
حکومت اسلامی یا دولت اسلامی در یکی از موارد زیر به کار می رود:
حکومت اسلامی: نوعی نظام حکومتی بر پایهٔ اسلام یا یکی از مذهب های اسلامی
نظام جمهوری اسلامی: یکی از گونه های نظام اسلامی
ولایت فقیه: نظریه ای رایج در فقه شیعه با محوریت «ولی فقیه» که اساس حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران است
دولت اسلامی عراق و شام (داعش): کشوری خودخوانده که خود را «دولت اسلامی» می خواند
دولت اسلامی عراق و شام-خراسان (به عربی: الدولة الإسلامیة فی العراق والشام - ولایة خراسان) یا داعش خراسان، گروهیست متشکل از پیکارجویان افغانستانی و پاکستانی که در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۵ رسماً توسط دولت اسلامی عراق و شام ایجاد شد. تمرکز این گروه بر مناطق سنی نشین کشور پاکستان، افغانستان و هند است.
داعش
ابوبکر البغدادی
خراسان
اواخر سپتامبر ۲۰۱۴ گروه داعش که در اوج قدرت خود به سر می برد، نمایندگانی را به صورت مخفی به کشور پاکستان فرستاد. هدف این کار تشکیل یک گروه سلفی-جهادی مطابق با الگوهای رفتاری داعش بود. نمایندگان پس از چند ماه مذاکره با روسای قبایل محلی و رهبران گروه های شورشی پاکستان، به نتیجه نهایی رسیدند و پس از تبلیغات گسترده، این گروه با نام دولت اسلامی عراق و شام-خراسان کار خود را آغاز کرد. اولین اقدامات رهبران این گروه، پخش کردن صفحات تبلیغاتی، پرچم و جزوه های آموزشی با هدف گسترشایدئولوژیگروه داعش بود. این جزوه ها علاوه بر آموزش های جدید نظامی، پیکارجویان محلی را به تبعیت از ابوبکر البغدادی تشویق می کرد.
داعش خراسان در ابتدای فعالیت خود هیج رهبری را انتخاب نکرده بود و به صورت موقت توسط شورای رهبری به کار خود ادامه می داد. با شدت گرفتن وظایف آن توسط حکومت مرکزی مستقر در عراق و شام، انتخاب یک فرد به عنوان رهبر در دستور کار بزرگانش قرار گرفت.
در ژانویه ۲۰۱۵ شش نفر با چهرهای پوشیده در یک پیام ویدیویی، وفاداری خود را به ابوبکر البغدادی اعلام کرده و برای اولین بار به صورت رسمی اعلام موجودیت کردند.
«حکومت اشرافی» (انگلیسی: Aristocracy) یک فیلم درام آمریکایی است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد.
۲۶ نوامبر ۱۹۱۴ (۱۹۱۴-11-۲۶)
حکومت اَوَدْهْ طی سالهای ۱۷۲۲ تا ۱۸۵۶ میلادی بر منطقه اَوَدْهْ در هند حکومت می کرد. این دودمان شیعه مذهب بود. توسط عده ای از درباریان دربار مغولان هند حضور داشتند تأسیس گردید. بنیانگذار این سلسله سعادت علی خان بود.
حکومت بریتانیا در برمه از سال ۱۸۲۴ مقارن با جنگ های انگلیس-برمه تا سال ۱۹۴۸ هنگام استقلال برمه به طول انجامید. آغاز حکومت بریتانیا با وقوع اولین جنگ از جنگ های انگلیس-برمه شروع شد، پس از آن برمه به عنوان استانی از هند بریتانیا تحت سلطه بریتانیا بود. برمه متعاقب مدت زمانی که به عنوان مستعمره مستقل اداره می شد در نهایت در سال ۱۹۴۸ از بریتانیا مستقل شد. بخش های مختلف سرزمین های برمه از جمله آراکان و تناسریم پس از پیروزی بریتانیا در جنگ اول انگلیس و برمه به اشغال درآمد. در سال ۱۸۵۲ و پس از جنگ دوم انگلیس-برمه بود که برمه سفلی اشغال و ضمیمه خاک بریتانیا شد. این سرزمین ها در سال ۱۸۶۲ به عنوان استان جزئی و زیرمجموعه هند بریتانیا شناخته شدند. برمه علیا پس از جنگ سوم اشغال شد و استان برمه به عنوان یکی از استان های اصلی هند بریتانیا رسماً در سال ۱۸۹۷ تشکیل شد. با توجه به نقش اساسی اهالی اسکاتلند در استعمار و اداره برمه، در بعضی از مواقع از برمه به عنوان مستعمره اسکاتلند نیز یاد می شود.
پرچم از ۱۹۳۷
حکومت پاسخگو مفهومی از حکومت است که متضمن مفهوم مسوولیت پذیری پارلمانی، بنیان نظام وستمینستر دموکراسی نیابتی است. حکومت ها (معادل قوه مجریه) در دمکراسی های وستمینستر به جای فرمانروا به پارلمان یا در پیش زمینه استعماری به حکومت امپراطوری ٬ و در یک پیش زمینه جمهوری به رئیس جمهور پاسخگو هستند، خواه به طور کامل یا جزیی.
اگر پارلمان دومجلسی باشد، آنگاه حکومت اول به مجلس سفلای پارلمان، که از مجلس اعلا نیابتی تر است پاسخگوست، چرا که تعداد بیشتری از اعضای آن با انتخابات مستقیم برگزیده می شوند.
انسان، اقتصاد، و حکومت (به انگلیسی: Man, Economy, and State) کتابی است از ماری راتبارد در علم کنش شناسی. این کتاب از مهمترین آثار در مکتب اقتصادی اتریش است. هدف ابتدایی راتبارد در نوشتن این کتاب توضیح و تصریح مطالب کتاب کنش انسانی اثر فن میزس، با زبانی ساده تر و قابل فهم تر برای غیرمتخصصان بود. لیک در طی نوشتن کتاب، راتبارد از هدف اصلی اش فراتر رفت و رساله ای جامع و مستقل در اقتصاد نوشت که البته بنیان فلسفی و روش شناختی اش مبتنی بر کنش انسانی میزس بود. نوآوری های کتاب در زمینه های نظریهٔ تولید و انحصار شایان ذکر است. به علاوه راتبارد در این کتاب حتی دولت حداقلی را هم که میزس بدان معتقد بود نالازم می داند و از جامعهٔ بدون دولت دفاع می کند و معتقد است که می توان خدماتی را که عموماً از دولت انتظار دارند در بازار آزاد ابتیاع کرد.
Rothbard, Murray, N. Man , Economy, and State, with Power and Market, Scholar's Edition (2nd edition). Ludwig von Mises Institute.
جامعه بی حکومت جامعه ایست که حکومتی آن را اداره نمی کند. در جوامع بی حکومت اقتدار تمرکز کمی دارد بیشتر مناصب اقتداری که وجود دارند خیلی قدرت محدودی دارند و عموماً دائمی نیستند؛ بدنه اجتماعی که اختلافات را بر اساس مقررات از پیش تعیین شده حل می کند کوچکند.
اراده گرایی
آنارشیسم
کمونیسم
جوامع بی حکومت در سازمان اقتصادی و امور فرهنگی شدیداً متفاوتند.
حکمت و حکومت کتابی از مهدی حائری یزدی فقیه و فیلسوف شیعه ایرانی است که در آن نظریه خود مبنی بر اشتقاق حکومت از حکمت را تحلیل و تئوری معروف به وکالت مالکان شخصی مشاع را بیان می کند. او در این کتاب با نقدی درون مذهبی بر حکومت دینی و نظریه ولایت سیاسی فقیه از نظریه وکالی بودن حکومت و مشروعیت دمکراتیک دولت جانبداری می کند. بر اساس نظریه حائری افراد جامعه نسبت به کشور خود نوعی مالکیت شخصی مشاع دارند و اداره آن را به وکالت از خود به شخص حاکم واگذار کرده اند.
وکالت مالکان شخصی مشاع
مهندسی سیاست
یکی از نتایج برآمدن واژه حکومت از واژه حکمت که در این کتاب تشریح می شود این است که حکومت به معنی تدبیر و رایزنی خردمندانه در امور کشور است و هرگز به معنای امر کردن و فرمان دادن به زیردستان نیست.
حائری یزدی در کتاب حکمت و حکومت نخستین محققی است که به رد نظریه ولایت فقیه می پردازد. مصطفی محقق داماد از جایگاه این کتاب در حوزه فلسفه اسلامی به زبان فارسی با عبارت «جمهوری نو یا تالی مدینه فاضله فارابی» یاد می کند.
خلاصه کلام این است که نه از مفهوم نبوت و نه از مفهوم امامت، هیچ ایما واشاره ای به تشکیل یک نظام سیاسی که مسئولیت اجرای تکالیف را بر عهده بگیرد استنباط نمی شود، تنها این خود مردم و مکلفین اند که باید همانگونه که در تدبیر بهزیستی خود و خانواده خویش می کوشند به همان نحو، فرد اکمل واصلح جامعه خود را که احیانا پیامبر ویا امام است شناسائی کرده و برای زمامداری سیاسی کشور خود انتخاب نمایند.... آئین کشور داری نه جزوی از نبوت است و نه در ماهیت امامت که همه دانائی است، مدخلیت دارد.
دو رساله دربارهٔ حکومت (یا دو رساله دربارهٔ حکومت: در اولی، اصول و مبانی اشتباه سر رابرت فیلمر و پیروانش، یافت و ابطال می شود. دومی انشایی است دربارهٔ سرچشمه، وسعت، و فرجام حکومت مدنی) (به انگلیسی: Two Treatises of Government) اثری در باب فلسفهٔ سیاسی از جان لاک است که در سال ۱۶۸۹ بدون ذکر نام مؤلف به چاپ رسید. رسالهٔ اول عقاید پدرسالارانهٔ رابرت فیلمر را به روش خط بطلان کشیدن بر روی تک تک جملاتش به سختی به چالش می کشد و رسالهٔ دوم دورنمایی از نظریهٔ جامعهٔ سیاسی یا مدنی را بر اساس حقوق طبیعی و قراردهای اجتماعی به تصویر می کشاند.
این کتاب تحت عنوان رساله ای درباره حکومت توسط حمید عضدانلو در ۲۸۲ صفحه به فارسی ترجمه شده و توسط نشر نی منتشر شده است.
رئیس حکومت به مقامی گفته می شود که مسئولیت ِ هدایت و پیشبرد ِ فعالیت های حکومت یک کشور و رهبری هیئت وزیران را بر عهده دارد. در نظام های دمکراتیک ِ ریاستی رئیس حکومت و رئیس دولت یک شخص هستند: مثل رئیس جمهور آمریکا و روسیه که هم بالاترین مقام سیاسی کشور محسوب شده و ریاست کشور و دولت را بر عهده دارند و هم ریاست حکومت در اختیار آن هاست. اما در نظام های پارلمانی چون بریتانیا و آلمان معمولاً رهبر حزب حاکم پارلمان رهبری قوه مجریه را بر عهده دارد و رئیس حکومت محسوب می شود. در نظام های ریاستی مشروعیت رئیس حکومت برخاسته از آرای وی در انتخابات سراسری است اما در سیستم های پارلمانی حمایت نمایندگان مردم در قوه مقننه است که به رئیس حکومت مشروعیت می بخشد. در فرانسه، که یک نظام نیمه ریاستی محسوب می شود، رئیس جمهور رئیس حکومت نیست اما می تواند ریاست جلسات هیئت دولت را بر عهده بگیرد و مسئولیت های مستقیمی را در مسائل مربوط به دفاع ملی و سیاست خارجی اعمال کند. او همچنین حق انتخاب و برکناری رئیس حکومت یعنی نخست وزیر را دارد.
رئیس کشور
حکومت، ساختاری است که یک کشور یا جامعه توسطِ آن اداره می شود. حکومت غالباً برای اشاره به کل ساختار سیاسی یک کشور بکار می رود اما ممکن است گاهی برای اشاره به قوهٔ مجریه نیز استفاده شود. در حالت نخست، حکومت شامل قوهٔ مقننه و قضائیه هم می گردد. شیوهٔ حکومت «رژیم»، «نظام حکومتی» یا «نظام» خوانده می شود. علاوه بر کشورها، سازمان های مذهبی همچون کلیساها، شرکت ها، کلوب ها و سایر مجموعه های زیرملی نیز شیوهٔ حکومتی دارند.
شیوهٔ دیگر حکومت، حکومت با ایجاد ترس از جنگ با دشمن فرضی است، مثلاً هر مدت چند بار به گروه و دولت خاصی دشمن شدن واحساس خطر برای مردم عامی بوجود آوردن یا گروهک های مختلف در نزدیکی محل حکومت بوجود آوردن به اسم آن گروهکها مردم را ترساندن و به مردم حکومت کردن،
راه دیگر، ایجاد خرافه در بین مردم و مردم را از دانش دور کردناست؛ برای یک دولتمرد فاسد، بهترین مردم، مردم کم دانش و خنگ هستند.
حکومت در معنای کلی، ابزاری برای اِعمال سیاست های کشوری و همچنین سازوکاری برای تعیین خط مشی های کشور است. منظور از شیوه های حکومت در این نوشتار مجموعه ای از نظام ها و نهادهای سیاسی است که ساختار یک حکومت خاص را تشکیل می دهند.
مقر حکومت یا مرکز حکومت به ساختمان، مجتمع، منطقه یا شهری گفته می شود که بیشتر سران حکومت و دفاتر دولتی در آن مستقر است و فرمانهای دولت از آنجا صادر می شود.
در هلند، پایتخت آمستردام است ولی محل استقرار دولت مرکزی شهر لاهه است.
معمولاً محل استقرار دولت مرکزی در پایتخت هر کشور است. برای مثال شهرهایی مانند تهران، سئول، توکیو، آنکارا و لندن هم پایتخت و هم محل استقرار دولتهای ملی کشورهای متبوعه هستند. در کشورهای دارای چند پایتخت احتمال جدا بودن مقر دولت از پایتخت بیشتر است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حکومت در دانشنامه آزاد پارسی

حُکومت (government)
نظامی برای اِعمال اقتدار سیاسی. در نظام های امروزیِ حکومت، بین مردم سالاری های آزادمنش (لیبرال)، دولت های تمامت خواه (تک حزبی)، و حکومت های خودکامه (دولت های اقتدارگرایی که به جای ایدئولوژی بر زور تکیه دارند) تمایز گذاشته می شود. ارسطو، فیلسوف یونانی، نخستین کسی بود که کوشید طبقه بندی منظمی از حکومت ها به دست دهد. او تفاوت اصلی را میان حکومت یک شخص، حکومت تعدادی اندک، و حکومت تعداد بسیار (تک سالاری، چند سالاری و مردم سالاری) می دانست، اگرچه ممکن است در هر گروه دولت هایی با ویژگی هایی متفاوت وجود داشته باشند و هر یک به تباهی و جباریّت (حکومت نخبگانی سرکوبگر در مورد چندسالاری و حکومت اوباش در مورد مردم سالاری) کشیده شوند.
انواع حکومت. مونتسکیو۱، فیلسوف فرانسوی، بین حکومت های قانونی خواه پادشاهی خواه جمهوری، که در چارچوب انواع محدودیت های قانونی و دیگر محدودیت ها فعالیت دارند، و حکومت استبدادی، که هیچ محدودیتی نمی شناسد، فرق می گذاشت. بسیاری از این اصطلاحات (دیکتاتوری، جباریت، تمامت خواه، مردم سالار) بار معنایی منفی یا مثبتی به خود گرفته اند که کاربرد عینی آن ها را دشوار می کند. اصطلاح مردم سالاری آزادمنش (لیبرال) برای متمایزکردن انواع غربی مردم سالاری از نظام های سیاسی متعدد دیگری وضع شد که مدعی مردم سالاری بودند. ویژگی های اصلی مردم سالاری آزادمنش وجود بیش از یک حزب سیاسی، باز و شفاف بودن نسبی فرآیندهای حکومت و بحث سیاسی، و تفکیک قواست. صفت تمامت خواه (توتالیتر) دربارۀ هر دو دسته از دولت های فاشیست و کمونیست به کار رفته و نشانگر نظامی است که در آن همۀ قدرت ها و اختیارات در دست دولت متمرکزند و خود دولت نیز تحت کنترل حزب واحدی است که مشروعیت خود را از ایدئولوژی بسته و انحصارطلبانه ای می گیرد. در حکومت خودکامه که در برخی از کشورهای جهان سوم روی کار آمده است، قدرت و اختیارات دولت در دست شخص یا در اختیار ارتش است. در این نوع حکومت معمولاً ایدئولوژی نقشی اساسی ندارد، آزادی های فردی در صورت تعارض با اقتدار گروه حاکمه سرکوب می شوند و تکیۀ حکومت بر زور و قهر است. دیگر تفاوت های میان حکومت ها عبارت اند از تمایز میان حکومت های فدرال (که در آن ها اختیارات میان مناطق مختلفی توزیع شده است که از برخی جهات خودگردان اند) و حکومت های وحدت گرا (که در آن ها اختیارات در دست یک مرجع مرکزی متمرکز است)؛ و میان نظام های ریاست جمهوری (که در آن ها ریاست کشور برعهدۀ رئیس دولت است که با رأی مستقیم مردم انتخاب می شود و عضو قوۀ مقننه نیست) و نظام های پارلمانی (که در آن ها دولت از دل قوۀ مقننۀ منتخب مردم تشکیل می شود و این قوه می تواند آن را برکنار کند). در ۱۹۹۵، از ۱۹۲ دولت خودمختار جهان، ۷۳ دولت دارای نظام مردم سالاری لیبرال، ۷۲ دولت مردم سالاری های نوپا، سیزده دولت رژیم های ملی گرای اقتدارطلب، دوازده دولت حکومت خودکامه، هشت دولت سوسیالیست ـ ملی گرا، هفت دولت نظامی، پنج دولت کمونیست، و دو دولت ملی گرای اسلامی بودند.
حکومت اسلامی. مفهوم جدید نظریۀ حکومت اسلامی عمدتاً زادۀ بحرانی است که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در جوامع اسلامی روی نمود؛ بحرانی که «بحران خلافت» خوانده شده است. استدلال نظریه پردازان حکومت اسلامی این بود که خلافت قابل احیا نیست. بدین سان، طیف گسترده ای از اندیشمندان عالم اسلام، حکومت اسلامی را در کانون مباحث خود قرار دادند که مهم ترین آن ها محمدرشید رضا و شماری از علمای الازهر بودند. تا پیش از این، مسئلۀ حکومت اسلامی در همۀ شاخه هایی که اندیشۀ سیاسی در اسلام در ذیل آن ها پرورده شده است (فقه، فلسفه و کلام، و اندرزنامه ها)، در معنای اختصاصی امروزین آن کاربرد نداشت. بر این مبنا، نظریۀ جدید حکومت اسلامی اصالتاً واکنشی بود در برابر دنیای مدرن و بر خردورزی و انسان دوستی اسلام تأکید می کرد و بر آن بود که با بازگشت به آرمان صدر اسلام ملزومات زندگی جدید را با آن آرمان ها هماهنگ کند. رشیدرضا، که به حق مهم ترین نظریه پرداز حکومت اسلامی است، درپی نقد اندیشۀ خلافت اسلامی آرای خود را دربارۀ حکومت اسلامی پی می افکند. به باور رشیدرضا، نظریۀ خلافت در اساس بر بنیاد شرع استوار است و چنان که معتزله می پندارند، بنیادی عقلی ندارد. درپی این بحث، رشیدرضا معضلی اساسی را مطرح می کند، و آن این که خلیفۀ مناسب، و شهری که مرکز خلافت اسلامی باشد، در اساس ناممکن است. این جاست که رشیدرضا برای نخستین بار اصطلاح حکومت اسلامی را مطرح می کند. حکومت اسلامی، به باور رشیدرضا، برای تأمین مردم سالاری، بر بنیاد اصل شورا یا مشورت میان حاکمان و حکومت شوندگان استوار است و وظیفۀ فقها در حکومت این است که شرایط حق مقاومت را در برابر بیدادگری تعیین کنند. مسئلۀ قانون گذاری، به تعبیر او «اشتراع»، نیز به علما محول شده است که هم به معنی وضع قوانین است، و هم به معنی قدرت استنباط احکام شریعت. نظریۀ رشیدرضا و پیروان او عمدتاً در طیف سنی مذهب جای می گیرد، اما در حوزۀ تفکر شیعی، نظریۀ حکومت عمدتاً در قالب مشروطیت و ولایت فقیه جلو ه گر می شود. برجسته ترین نظریه پرداز روحانی مشروطیت محمدحسین نائینی است که کوشید مبنایی شرعی برای نظریۀ مشروطیتِ اخذشده از فرهنگ سیاسی غربی بپردازد. مبنای اصلی بحث حکومت مشروطه لزوم تحدید اختیارات سلطان یا شاه است و مجلس قانون گذاری بازوی اصلی این تحدید به شمار می رود. نظریۀ ولایت فقیه نیز عمدتاً مبتنی بر ولایت سیاسی فقیه عادل و عالم است. مراد امام خمینی (ره) از حکومت اسلامی، در کتاب حکومت اسلامی همان ولایت فقیه است. نیز ← ولایت_فقیهMontesquieu

نقل قول های حکومت

یک حکومت نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می شوند. حکومت ابزاری است که به وسیله آن سیاست های دولت مورد اعمال واقع می شوند و همین طور این نهاد خود سیاست گذار و تعیین کننده راهبرد های پیش روی کشور است.
• «آن را یک امر دنیایی نه الهی می داند که مردم بر اساس همفکری و مشورت و ایجاد هم رأیی به تشکیل آن مبادرت می کنند و استدلال او این است که کلمة «امر» که جمع آن «امور» است در قرآن به معنای کارهای دنیایی مردم از جمله تشکیل دولت و حکومت است. -> سید محمد جواد غروی
• «یک دولتِ واقعی باید بتواند حکومت و مدیریت کند. بدیهی است که نمی فهمم چرا برخی سیاستمداران این مسأله را بسیار پیچیده و گیج کننده می دانند. نکتهٔ اصلی که دولت باید انجام دهد ، تعهّداتش و کمک به ملّت برای خوب زندگی کردن است. در «تلاش برای روسیه/ The Struggle for Russia»، ص 20 -> بوریس یلتسین
• «کسانی که از هر حکومتی پشتیبانی می کنند و با هر دولتی همکاری می کنند جزء افراد یک ملت حساب نمی شوند.» سعد زغلول

ارتباط محتوایی با حکومت

حکومت در جدول کلمات

حکومت
دولت, امارت
حکومت ا تحادیه ای
فدرال
حکومت شورایی
ساونت, ساویت
حکومت ضد مذهبی
لاییک
حکومت عصر هیتلر
رایش
حکومت مردم بر مردم
دموکراسی
پس از سامانیان بر ایران حکومت کردند
سوییچ
حرف حکومت آلمان نازی
اس
در حکومت بر جنگل با شیر هماورد است
ببر
سردار ایرانی که امویان را برانداخت و عباسیان را به حکومت نشاند
ابو مسلم خراسانی

معنی حکومت به انگلیسی

regimen (اسم)
پرهیز ، حکومت ، دسته ، پرهیز غذایی ، سیستم اداری
administration (اسم)
اجرا ، حکومت ، سیاست ، وصایت ، ادارهء کل ، الغاء ، تصفیه ، فرمداری
government (اسم)
حکومت ، صلاحدید ، دولت ، فرمانداری ، طرز حکومت هیئت دولت ، عقل اختیار
reign (اسم)
حکومت ، سلطنت ، حکمفرمایی ، حکمرانی
power (اسم)
پا ، حکومت ، برتری ، بازو ، عظمت ، قدرت ، نیرو ، برق ، توان ، زبر دستی ، زور ، سلطه ، سلطنت ، نیرومندی ، بنیه ، توش ، اقتدار ، قدرت دید ذره بین ، سلطهنیروی برق
dominion (اسم)
حکومت ، قلمرو ، ملک
raj (اسم)
حکومت ، سلطنت

معنی کلمه حکومت به عربی

حکومت
ادارة , حکومة , سيادة , عجل مخصي , عهد ، إدارَة
بيروقراطية
حکومة الخبراء
دکتاتورية
ارستقراطية
امبريالية
الحکم الملکي
حکم الإرهاب
حکم الغابة
الإدارة اذاتية ، الحکم الذاتي
السلطة الذاتية
حکومة النار والحديد
برجوازيات
فاشية
اِتِّحادٌ استِقلالي ، اِتّحادٌ مَرکَزي ، نظامٌ اتحادي
الإدارة المَرکزية
ديمقراطية
حکومة العلمانية
دولة اِتحادية ، الإدارة المَرکزية
حکومة مطلقة
الحکم الدستوري

حکومت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فاطمه ١٣:٠٢ - ١٣٩٥/١١/٢٣
الف ـ روح حاکم بر قوانین یک کشور است؛ به عبارت دیگر، منبع استخراج قوانین یک کشور را گویند. وقتی گفته می شود حکومت اسلامی، یعنی قوانین کشور برگرفته از احکام اسلام است. ب ـ به معنی دولت. وقتی گفته
می شود حکومت ایران، عراق، پاکستان و ... یعنی دولت ایران و ...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حکومت چیست   • حکومت مستقل در حل جدول   • تعریف حکومت   • معنی حکومت   • انواع حکومت   • رهبران حکومت در جدول   • حکومت مستقل در جدول   • نام دیگر حکومت مستقل   • مفهوم حکومت   • معرفی حکومت   • حکومت یعنی چی   • حکومت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حکومت
کلمه : حکومت
اشتباه تایپی : p;,lj
آوا : hokumat
نقش : اسم
عکس حکومت : در گوگل


آیا معنی حکومت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )