برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1225 100 1

حکومت

/hokumat/

مترادف حکومت: امارت، پادشاهی، حکمرانی، دولت، ریاست، سلطنت، صدارت، فرمانروایی، وزارت

برابر پارسی: فرمانروایی، سالاری، فرماندهی، فرمان روایی

معنی حکومت در لغت نامه دهخدا

حکومت. [ ح ُ م َ ] (ع مص ) حکومة. قضا. قضاوت کردن. داوری کردن. || حکم راندن. دیوان کردن. || فرمانروایی کردن. || سلطنت کردن ، پادشاهی کردن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) فرماندهی. حکمرانی. حکم. (در تمام معانی ) سلطنت. سلطان. || ترافع. داوری. قضاوت : منزلت تو نزدامیرالمؤمنین منزلت راستگوی امین است نه گمان زده ٔ تهمتناک ، چرا که امر حکومت را بتو سپرده... (تاریخ بیهقی ص 313). گفت : یا عمر مرا با وی حکومتی است. عمر هشام را گفت : او بر تو دعوی دارد. (راحةالصدور راوندی ). بیطار از آنچه در چشم چارپایان می کشند در دیده ٔ او کشید و کور شد، حکومت بداور بردند. (گلستان ). ج ، حکومات. || (اصطلاح علم اصول ) عبارت است ازآنکه دلیلی به دلالت لفظی حکم عامی را که دلیل حکمی دیگر بطور عموم بیان کرده به برخی از افراد آن اختصاص دهد. و یا آنکه حکومت عبارت از تصرف دلیل است در دلیل دیگری ، خواه این تصرف نسبت بموضوع آن باشد و خواه نسبت بمحمول ، مثلاً دلیلی که میگوید لاشک لکثیرالشک بر دلیل اذا شککت فابن علی الاکثر، حکومت خواهد داشت ،زیرا حکم بنای بر اکثر را که بر همه افراد شک کننده متوجه بود بر غیر کثیرالشک متوجه میسازد. در کتاب اصول الاستنباط آمده : حکومت عبارت است از اخراج بعض افراد عام از حکم یا ادخال آن در حکم ولی با تصرف در موضوع غالباً، چنانچه اگر «اکرم العلماء» داشته باشیم ونصی گوید: «المنجم لیس بعالم » این نص نسبت به اکرم العلما حکومت دارد و فرق حکومت با تخصیص آن است که تخصیص تصرف در موضوع عام و در حکم ندارد. برای تفصیل بیشتر رجوع به اصول الاستنباط، چ بغداد ص 236 شود. علمای اصولی متأخر در این زمینه کتابها نوشته اند و از آن جمله است کتاب فصل الخصومة فی الورود و الحکومة.

معنی حکومت به فارسی

حکومت
حکم دادن، فرمان دادن، فرمانروایی کردن
۱ - ( مصدر ) فرمان دادن امر کردن . ۲ - فرمانروایی کردن . ۳ - سلطنت کردن پادشاهی کردن . ۴ - داوری کردن قضاوت کردن . ۵ - ( اسم ) فرمانروایی . ۶ - سلطنت پادشاهی . ۷ - داوری قضاوت .
[government, state] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] سازوکاری قاعده مند متشکل از نهادها و قوانین برای حکمرانی در سطح محلی و منطقه ای و ملی
[military government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومتی موقت که یک نیروی نظامی خارجی در سرزمین تحت اشغالش ایجاد می کند
[governability] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیتی که جامعه در تعامل با حکومت در آن قرار می گیرد که برایند خواست جامعه از یک سو و توانایی حکومت در برآوردن آن از سوی دیگر است
[governance] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعمال حاکمیت و نحوۀ اعمال آن
[multilevel governance] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکومت داری فراملی و منطقه ای ازطریق ساختارهای سیاست گذار که مراکز اقتدار سیاسی را در سطوح مختلف با یکدیگر و با بخش خصوصی مرتبط می کند
اعمال و بکار بردن سلطه و قوه حاکمی حکومت کردن تحکم
[territorial state] [جغرافیای سیاسی] حکومتی که در آن یک سرزمین مبنای نظام سلسله مراتبی قدرت قرار می گیرد و مردم تابعیت خود را از یک شخص به حکومت منتقل می کنند؛ قدرت سیاسی در چنین حکومتی در چارچوب سرزمینی با مرزهای مشخص تعیین می شود
[big government] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] حکو ...

معنی حکومت در فرهنگ معین

حکومت
(حُ مَ) [ ع . حکومة ] (مص ل .) ۱ - حُکم دادن ، فرمان کردن . ۲ - فرمانروایی .

معنی حکومت در فرهنگ فارسی عمید

حکومت
۱. حکم دادن، فرمان دادن.
۲. (اسم) (سیاسی) فرمانروایی کردن بر یک شهر یا کشور و اداره کردن شئون اجتماعی و سیاسی مردم.
* حکومت عادله: [قدیمی] حکومتی که اساس آن بر عدالت باشد.

حکومت در دانشنامه اسلامی

حکومت
حکومت به توسعه یا تضییق تعبدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم اطلاق می شود. حکومت چهار معنی دارد:۱.به معنای ناظر و مفسر بودن دلیلی نسبت به دلیلی دیگر.۲.حکومت مقابل کشف.۳.قضاوت.۴.ارش جنایت.
حکومت، به معنای نظارت یک دلیل بر دلیل دیگر به منظور تفسیر آن است، چه دلیل حاکم، موضوع دلیل محکوم را تفسیر نماید، چه متعلق آن را و چه حکم آن را.
← معنای نظارت و تفسیر در تعریف
از کلمات بعضی از اصولیون هم چون مرحوم « شیخ انصاری » به دست می آید که «دلیل محکوم» باید قبل از «دلیل حاکم» تحقق پیدا نماید، به گونه ای که اگر دلیل محکوم از مولا صادر نشده باشد، تحقق دلیل حاکم، لغو و بیهوده است.اما بعضی دیگر از اصولیون این نظر را رد نموده و اعتقاد دارند حتی اگر دلیل حاکم، پیش از دلیل محکوم تحقق پیدا کند، حکومت محقق می گردد و مصداق بارز آن را حکومت امارات بر اصول عملی می دانند؛ زیرا حتی اگر اصول عملی وضع نمی شد، وضع امارات لغو و بیهوده نمی بود.
نکته
بحث حکومت و ورود به ابتکار مرحوم «شیخ انصاری» در اصول پدید آمده است، هر چند برخی اعتقاد دارند تفاوت این دو خیلی روشن نیست. مرحوم « محقق نایینی »، تعریف دیگری از حکومت ارائه داده است. وی می گوید: در حکومت، یکی از دو دلیل به مدلول مطابقی اش باعث تصرف در عقدالوضع دلیل دیگر (به اثبات یا نفی) یا عقدالحمل دلیل دیگر (به تضییق) می شود. در نظر وی، نتیجه حکومت، تخصیص است، همان گونه که نتیجه ورود، تخصص است. با این تعریف دیگر لزومی ندارد که دلیل حاکم بر دلیل محکوم ناظر باشد. مرحوم «محقق نایینی» به خلاف مشهور، حکومت را از مصادیق تعارض بدوی ندانسته و معتقد است میان دو دلیل در حقیقت تعارضی نیست، بلکه دلیل حاکم همواره چیزی به مفاد دلیل محکوم می افزاید و میان آن دو تنافی نیست.
تعریف حکومت به معنای ناظر و مفسر بودن و کاربرد آن
...
حکومت به توسعه یا تضییق تعبدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم اطلاق می شود. حکومت چهار معنی دارد:۱.به معنای ناظر و مفسر بودن دلیلى نسبت به دلیلى دیگر.۲.حکومت مقابل کشف.۳.قضاوت.۴.ارش جنایت.
حکومت، به معنای نظارت یک دلیل بر دلیل دیگر به منظ ...


حکومت در دانشنامه ویکی پدیا

حکومت
سریالی تولید شبکه CW است. این سریال از سال ۲۰۱۳ در حال پخش می باشد و به روایتی داستان گونه از سال های ابتدایی حکومت ملکه ماری استوارت (ملکه اسکاتلند و فرانسه) در طی سال های حضور او در فرانسه و بعد در اسکاتلند تا لحظه مرگش می پردازد.
آدلاید کین
مگان فالوز
تورانس کومبس
توبی رگبو
جنسا گرنت
سلینا سیندن
کیتلین استیسی
آنا پاپپلول
آلان ون اسپرانگ
جاناتان کلتز
Sean Teale
کریگ پارکر
Rose Williams
ریچل اسکارستن
Charlie Carrick
Ben Geurens
این سریال در شبکه جم تی وی با دوبله فارسی پخش شد.
ویکی پدیا انگلیسی
حکومت ائتلاف موقت عراق (عربی: سلطة الائتلاف المؤقتة‎) دولتی انتقالی بود که پس از حملهٔ نیروهای آمریکا، بریتانیا، استرالیا و لهستان در ۲۸ اسفند ۱۳۸۱ در قالب نیروی چند ملیتی به عراق تشکیل شد.
این حکومت با اتکا به قطعنامهٔ ۱۴۸۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۰۳) و قانون جنگ، مسئولیت های اجرایی، تقنینی و قضایی دولت عراق را از ۱ اردیبهشت ۱۳۸۲ تا ۸ تیر ۱۳۸۳ به عهده گرفت.
دفتر بازسازی و کمک های انسان دوستانه (ORHA) در ۳۰ دی ۱۳۸۱ توسط ایالات متحده دو ماه پیش از تهاجم به عراق تشکیل شد. قرار بود این دفتر تا تشکیل حکومتی مردمی به عنوان دولت سرپرست در عراق حاکم باشد.
جی گارنر، سپهبد بازنشسته نیروی زمینی ایالات متحده به عنوان مدیر این دفتر منصوب شد و سه معاون برای وی در نظر گرفته شدند. با انحلال این دفتر و تشکیل حکومت ائتلاف موقت در سال ۲۰۰۳ میلادی گارنر به عنوان نخستین رئیس اجرایی این حکومت انتخاب شد. پشتوانهٔ وی برای کسب این مقام تجربهٔ جنگی در عراق در جریان عملیات توفان صحرا در سال ۱۹۹۱ و تلاش های وی برای بازسازی در شمال عراق طی عملیات تأمین آسایش و همچنین ارتباط نزدیک با دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا بود. با این حال دورهٔ کار وی در این سمت کوتاه بود ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حکومت در دانشنامه آزاد پارسی

حُکومت (government)
نظامی برای اِعمال اقتدار سیاسی. در نظام های امروزیِ حکومت، بین مردم سالاری های آزادمنش (لیبرال)، دولت های تمامت خواه (تک حزبی)، و حکومت های خودکامه (دولت های اقتدارگرایی که به جای ایدئولوژی بر زور تکیه دارند) تمایز گذاشته می شود. ارسطو، فیلسوف یونانی، نخستین کسی بود که کوشید طبقه بندی منظمی از حکومت ها به دست دهد. او تفاوت اصلی را میان حکومت یک شخص، حکومت تعدادی اندک، و حکومت تعداد بسیار (تک سالاری، چند سالاری و مردم سالاری) می دانست، اگرچه ممکن است در هر گروه دولت هایی با ویژگی هایی متفاوت وجود داشته باشند و هر یک به تباهی و جباریّت (حکومت نخبگانی سرکوبگر در مورد چندسالاری و حکومت اوباش در مورد مردم سالاری) کشیده شوند.
انواع حکومت. مونتسکیو۱، فیلسوف فرانسوی، بین حکومت های قانونی خواه پادشاهی خواه جمهوری، که در چارچوب انواع محدودیت های قانونی و دیگر محدودیت ها فعالیت دارند، و حکومت استبدادی، که هیچ محدودیتی نمی شناسد، فرق می گذاشت. بسیاری از این اصطلاحات (دیکتاتوری، جباریت، تمامت خواه، مردم سالار) بار معنایی منفی یا مثبتی به خود گرفته اند که کاربرد عینی آن ها را دشوار می کند. اصطلاح مردم سالاری آزادمنش (لیبرال) برای متمایزکردن انواع غربی مردم سالاری از نظام های سیاسی متعدد دیگری وضع شد که مدعی مردم سالاری بودند. ویژگی های اصلی مردم سالاری آزادمنش وجود بیش از یک حزب سیاسی، باز و شفاف بودن نسبی فرآیندهای حکومت و بحث سیاسی، و تفکیک قواست. صفت تمامت خواه (توتالیتر) دربارۀ هر دو دسته از دولت های فاشیست و کمونیست به کار رفته و نشانگر نظامی است که در آن همۀ قدرت ها و اختیارات در دست دولت متمرکزند و خود دولت نیز تحت کنترل حزب واحدی است که مشروعیت خود را از ایدئولوژی بسته و انحصارطلبانه ای می گیرد. در حکومت خودکامه که در برخی از کشورهای جهان سوم روی کار آمده است، قدرت و اختیارات دولت در دست شخص یا در اختیار ارتش است. در این نوع حکومت معمولاً ایدئولوژی نقشی اساسی ندارد، آزادی های فردی در صورت تعارض با اقتدار گروه حاکمه سرکوب می شوند و تکیۀ حکومت بر زور و قهر است. دیگر تفاوت های میان حکومت ها عبارت اند از تمایز میان حکومت های فدرال (که در آن ها اختیارات میان مناطق مختلفی توزیع شده است که از برخی جهات خودگردان اند) و حکومت های وحدت گر ...

نقل قول های حکومت

یک حکومت نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می شوند. حکومت ابزاری است که به وسیله آن سیاست های دولت مورد اعمال واقع می شوند و همین طور این نهاد خود سیاست گذار و تعیین کننده راهبرد های پیش روی کشور است.
• «آن را یک امر دنیایی نه الهی می داند که مردم بر اساس همفکری و مشورت و ایجاد هم رأیی به تشکیل آن مبادرت می کنند و استدلال او این است که کلمة «امر» که جمع آن «امور» است در قرآن به معنای کارهای دنیایی مردم از جمله تشکیل دولت و حکومت است. -> سید محمد جواد غروی
• «یک دولتِ واقعی باید بتواند حکومت و مدیریت کند. بدیهی است که نمی فهمم چرا برخی سیاستمداران این مسأله را بسیار پیچیده و گیج کننده می دانند. نکتهٔ اصلی که دولت باید انجام دهد ، تعهّداتش و کمک به ملّت برای خوب زندگی کردن است. در «تلاش برای روسیه/ The Struggle for Russia»، ص 20 -> بوریس یلتسین
• «کسانی که از هر حکومتی پشتیبانی می کنند و با هر دولتی همکاری می کنند جزء افراد یک ملت حساب نمی شوند.» سعد زغلول

ارتباط محتوایی با حکومت

حکومت در جدول کلمات

حکومت
دولت, امارت
حکومت ا تحادیه ای
فدرال
حکومت شورایی
ساونت, ساویت
حکومت ضد مذهبی
لاییک
حکومت عصر هیتلر
رایش
حکومت مردم بر مردم
پس از سامانیان بر ایران حکومت کردند
سوییچ
حرف حکومت آلمان نازی
اس
در حکومت بر جنگل با شیر هماورد است
ببر
سردار ایرانی که امویان را برانداخت و عباسیان را به حکومت نشاند
ابو مسلم خراسانی

معنی حکومت به انگلیسی

regimen (اسم)
پرهیز ، حکومت ، دسته ، پرهیز غذایی ، سیستم اداری
administration (اسم)
اجرا ، حکومت ، سیاست ، وصایت ، ادارهء کل ، الغاء ، تصفیه ، فرمداری
government (اسم)
حکومت ، صلاحدید ، دولت ، فرمانداری ، طرز حکومت هیئت دولت ، عقل اختیار
reign (اسم)
حکومت ، سلطنت ، حکمفرمایی ، حکمرانی
power (اسم)
پا ، حکومت ، برتری ، بازو ، عظمت ، قدرت ، نیرو ، برق ، توان ، زبر دستی ، زور ، سلطه ، سلطنت ، نیرومندی ، بنیه ، توش ، اقتدار ، قدرت دید ذره بین ، سلطهنیروی برق
dominion (اسم)
حکومت ، قلمرو ، ملک
raj (اسم)
حکومت ، سلطنت

معنی کلمه حکومت به عربی

حکومت
ادارة , حکومة , سيادة , عجل مخصي , عهد ، إدارَة
بيروقراطية
حکومة الخبراء
دکتاتورية
ارستقراطية
امبريالية
الحکم الملکي
حکم الإرهاب
حکم الغابة
الإدارة اذاتية ، الحکم الذاتي
السلطة الذاتية
حکومة النار والحديد
برجوازيات
فاشية
اِتِّحادٌ استِقلالي ، اِتّحادٌ مَرکَزي ، نظامٌ اتحادي
الإدارة المَرکزية
ديمقراطية
حکومة العلمانية
دولة اِتحادية ، ال ...

حکومت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
الف ـ روح حاکم بر قوانین یک کشور است؛ به عبارت دیگر، منبع استخراج قوانین یک کشور را گویند. وقتی گفته می شود حکومت اسلامی، یعنی قوانین کشور برگرفته از احکام اسلام است. ب ـ به معنی دولت. وقتی گفته
می شود حکومت ایران، عراق، پاکستان و ... یعنی دولت ایران و ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حکومت چیست   • حکومت مستقل در حل جدول   • تعریف حکومت   • معنی حکومت   • انواع حکومت   • رهبران حکومت در جدول   • حکومت مستقل در جدول   • نام دیگر حکومت مستقل   • مفهوم حکومت   • معرفی حکومت   • حکومت یعنی چی   • حکومت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حکومت
کلمه : حکومت
اشتباه تایپی : p;,lj
آوا : hokumat
نقش : اسم
عکس حکومت : در گوگل

آیا معنی حکومت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )