برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1277 100 1

خارجی

/xAreji/

مترادف خارجی: برونی، بیرونی، ظاهری ، اجنبی، بیگانه، غریب، غریبه ، برون مرزی، پیرو فرقه خوارج

متضاد خارجی: داخلی، درونی، آشنا، خودی، هم وطن

برابر پارسی: بیگانه، انیرانی، بیرونی، فرنگی

معنی خارجی در لغت نامه دهخدا

خارجی. [ رِ ] (ص نسبی ) آن که بنفس خود مهتر شود بی اصالت. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || منسوب به خارج. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). بیرونی.(ناظم الاطباء) . بِرونی مقابل داخلی ، بیگانه. مقابل اندرونی و درونی ، غیر هم وطن. اجنبی. || مقابل ذهنی : وجود خارجی مقابل وجود ذهنی. وجود عینی. || منسوب است به بنوالخارجیه. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || وحشی. || استعمال خارجی ، دارو و ضماد و مرهم تدهین و امثال آن بکار رود مقابل استعمال داخلی. || دینار خارجی. دینار بیرونی. || قضیه ای که حکم در آن فقط روی افراد خارجی میرود. (کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 448). درکتب منطق بواسطه ٔ مطابقت صفت با موصوف بانتهای آن تاء اضافه می کنند و قضیه ٔ خارجیة می گویند: منه قول صاحب المنظومة: تسمی القضیة خارجیة و هی التی حکم فیها علی افراد موضوعها الموجودة فی الخارج محققة مثل : کل من فی العسکر قتل. (شرح منظومه ٔ حاجی ملاهادی سبزواری چ ناصری ص 49). || آفاقی . || هر کس که معتقد مذهب خوارج باشد او را خارجی گویند و کیش او را خارجیه نامند و آنها فرقه ٔ بزرگی از فرق اسلامی هستند و بر هفت شعبه تقسیم میشوند. محکمیة - یهیشیه - ازراقیه - نجدات - اصفریه - اباضیه - عجاردة. (کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 448). و از این جمله اند کسانی که بر علی علیه السلام خروج کردند. (الانساب سمعانی ). || آنکه بر خلیفه یا امام وقت خروج کند. کافر خروج کننده بر دولت مسلم. ج ، (بسیاق فارسی ). خارجیان : آذرج [ بشام ] شهری است خرم وبا نعمت و در وی خارجیانند. (حدود العالم ص 100).
امسال که جنبش کند آن خسرو چالاک
روی همه گیتی کند از خارجیان پاک.
منوچهری.
چه باید کرد در نشاندن آتش فتنه ٔ این خارجی عاصی. (تاریخ بیهقی ص 411 چ ادیب پیشاوری ). فرق میان پادشاهان مؤید... و میان خارجی متغلب آن است که پادشاهان چون دادگر باشند طاعت باید داشت... و متغلبان را خارجی باید گفت. (تاریخ بیهقی ). متغلبان را که ستمکار بدکردار باشند خارجی باید گفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 93). در سال سیصد بار دیگر امیر احمدبن اسماعیل سپاهی بگشادن سیستان فرستاد زیرا که مردم آن دیاربر او شوریده و خل ...

معنی خارجی به فارسی

خارجی
( صفت ) منسوب به خارج و خارجه . ۱ - بیرونی ظاهری مقابل داخلی : در خارجی.۲ - کسی که از کشور بیگانه باشد تابع مملکت بیگانه : دولت خارجی . ۳ - خروج کننده آنکه مخالفت خلیفه یا پادشاه یا جمهور ملت کند. جمع : خوارج. ۴ - پیرو مذهب خوارج . جمع : خوارچ .
ترجمه لقبی است که اشک بیستم به پسرش مهرداد داد .
کسی که شکل و ترکیب خارجی دارد کسی که مذهب خارجی دارد .
کسی که مذهب و آئین خارجی دارد طرفداران مذهب خوارج پیروان آئین خارجیان .
[foreign object damage, FOD] [حمل ونقل هوایی] صدمه دیدن موتور توربین گازی به علت مکش جسم خارجی به داخل آن در حین کار کردن
از خوارج اباضیه
[external swell] [مهندسی مواد و متالورژی] برجستگی های حجیم و نامنظم بر روی سطح خارجی و گوشه های قطعۀ ریختگی
[external oblique ridge, external oblique line] [پزشکی-دندان پزشکی] برآمدگی طولی استخوانی در سطح لُپی فک پایین که از لبۀ قدامی شاخینه (ramus) تا ناحیۀ آسیای سوم امتداد دارد
[international flight] [حمل ونقل هوایی] پرواز بر فراز یک یا چند کشور بیگانه
[external fixation] [ارتاپزشکی] تثبیت با استفاده از وسایل ویژه ای که خارج از پوست قرار می گیرند
[external shrinkage] [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی مواد و متالورژی] ← تنجش با ...

معنی خارجی در فرهنگ معین

خارجی
(رِ) ~[ ع - فا. ] (ص نسب .) ۱ - بیرونی . ۲ - بیگانه . ۳ - در قدیم به مخالفان خلیفه می گفتند. ج . خوارج .

معنی خارجی در فرهنگ فارسی عمید

خارجی
۱. مربوط به خارج از کشور.
۲. بیگانه.
۳. تهیه شده در خارج از کشور.
۴. [مقابلِ داخلی] آنچه مربوط به بیرون و ظاهر چیزی باشد، بیرونی.
۵. [قدیمی] کسی که بر خلیفۀ وقت خروج کند.
کسی که معتقد به مذهب خوارج باشد.

خارجی در جدول کلمات

خارجی
بیرونی
استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور ••••• است
ممنوع
استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور•••••• است
ممنوع
استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور••• است
ممنوع
این کشور با 4/25میلیون دلار در رتبه سوم فهرست سرمایه گذاران خارجی ایران در سال های 2000 تا 2007 قرار گرفته است
المان
این کشور با 7/24میلیارد دلار در رتبه چهارم فهرست سرمایه گذاران خارجی ایران در سال های 2000 تا 2008 قرار گرفته است
ایتالیا
بخش خارجی گوش
نرمه
بخش خارجی هر چیز
بدنه
بخشی از دوربین عکاسی است که قابلیت اضافه کردن فلاش خارجی را به دوربین میدهد
کفشک
پرفروش ترین داستان خارجی در بازار کتاب نوشته «خالد حسینی»
هزار خورشید تابان

معنی خارجی به انگلیسی

alien (اسم)
مخالف ، خارجی
foreigner (اسم)
بیگانه ، خارجی ، غریب ، اجنبی
gringo (اسم)
بیگانه ، خارجی ، خصوصا انگلیسی یا امریکایی
exterior (صفت)
خارج ، خارجه ، خارجی ، ظاهر ، بیرونی ، ظاهری ، واقع در سطح خارجی ، صوری
peripheral (صفت)
خارجی ، پیرامونی ، جنبی ، دورهای ، ثانوی ، وابسته به محیط
extrinsic (صفت)
فرعی ، اتفاقی ، خارجی ، بیرونی ، دارای مبداء خارجی ، جزئی
extern (صفت)
خارجی ، بیرونی ، ظاهری ، واقع در خارج
extraneous (صفت)
فرعی ، خارجی ، غیر اصلی ، خارج از قلمرو چیزی
alien (صفت)
غیر ، مغایر ، نا سازگار ، بیگانه ، خارجی ، غریب ، غیره
out (صفت)
خارج ، خارجی ، اشکار ، بیرونی ، حذف شده ، افشاء شده
outside (صفت)
خارجی ، ظاهر ، برونی ، ظاهری
foreign (صفت)
خارج ، خارجه ، بیگانه ، خارجی ، اجنبی ، ناجور ، بیرونی ، غریبه ، نا مناسب
strange (صفت)
غیر عادی ، خل ، بیگانه ، خارجی ، غریب ، عجیب ، عجب ، اجنبی ، نا معلوم ، غریبه ، نا شناس ، نااشنا
exotic (صفت)
بیگانه ، خارجی ، عجیب و غریب
oversea (صفت)
بیگانه ، خارجی ، انطرف دریا ، متعلق بماوراء دریاها
external (صفت)
بیرون ، خارج ، خارجی ، ظاهر ، بیرونی ، ظاهری
outer (صفت)
خارج ، خارجی ، بیرونی
extra- (پیشوند)
خارجی ، خارج از

معنی کلمه خارجی به عربی

خارجی
اجنبي , اضافي , خارج , خارجي , ضيف , عرضي , غريب ، أجْنَبي
مستنقع
عرضي
تجسيد
واجهة
خارج

خارجی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پارسا
(= بیگانه) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
رَیوژی rayuži (اوستایی: رَئُژدی)
پَروکس paroks (سنسکریت: پَروکسَ)
ویدیسین (سنسکریت: ویدِسین)، اَنودَگ (پهلوی)
حسن بهارلو
بیرونی
محمدرحیم ریگی
برون گانه
مازیار ایرانی
بیگانه و انیرانی و فرنگی بجاترین میباشد
طاهره
لاتین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود آهنگ جدید خارجی برای ماشین   • بهترین سایت دانلود موزیک خارجی   • دانلود آهنگ جدید خارجی شاد   • دانلود آهنگ خارجی جدید 2015   • دانلود بهترین اهنگ های خارجی 2016   • دانلود آهنگ جدید خارجی 2016   • سایت دانلود آهنگ خارجی   • دانلود آهنگ خارجی شاد   • معنی خارجی   • مفهوم خارجی   • تعریف خارجی   • معرفی خارجی   • خارجی چیست   • خارجی یعنی چی   • خارجی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خارجی
کلمه : خارجی
اشتباه تایپی : ohv[d
آوا : xAreji
نقش : اسم
عکس خارجی : در گوگل

آیا معنی خارجی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )