برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1324 100 1

خاره

معنی اسم خاره

اسم: خاره
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: خارا

معنی خاره در لغت نامه دهخدا

خاره. [ رَ / رِ ] (اِ) سنگ خارا. || سنگ. (آنندراج ) (برهان قاطع). سنگ سخت. (غیاث اللغة) (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ جهانگیری ) :
از آن کوهسار آتش افروختند
برآن خاره بر خار می سوختند.
فردوسی.
چگونه راهی ، راهی درازناک و عظیم
همه سراسر سیلاب کند و خاره خار .
بهرامی.
ملک را عونی و اندیشه به وی یافته است
که تف هیبتش از خاره کند خاکستر.
فرخی (چ عبدالرسولی ص 57).
تا همی پیدا بود نیک از بد ونرم از درشت
همچو سنگ خاره از بیجاده و لیل از نهار.
فرخی.
بر سنگلاخ دشت فرود آمدی خجل
اندر میان خاره و اندر میان خار.
فرخی.
شکفته لاله رخساره حجاب لاله جراره
بر از عاج و دل از خاره تن از سیم و لب از شکر.
عنصری (از آنندراج ).
نبشته چنین است برخاره سنگ
که گیتی بکس برندارد درنگ.
(گرشاسب نامه ).
آتش به مراد تست زنده
در آهن و سنگ خاره پنهان.
ناصرخسرو.
کهن گشتی و نو بودی تو بی شک
کهن گردد نو ار سنگ است خاره.
ناصرخسرو.
از سنگ خاره رنج بودحاصل
بی عقل مرد سنگ بود خاره.
ناصرخسرو.
ازخاک و خار و خاره به اردیبهشت ماه
روید بنفشه زار و سمن زار و لاله زار.
سوزنی.
گروگان خوهی سرخ و مرغول رومه
بسختی چو خاره به تیزی چو خاده.
سوزنی.
برشه از رای سدید وی بود آسان گشای
سد اسکندر که هست از خاره و روی و حدید.
سوزنی.
نسیم خلق تو گر در ضمیر وی چو خضر
بخاره بر گذرد بر دمد زخاره خضر.
سوزنی.
آتش زآهن آمد و زو گشت ایمن آب
آهن زخاره زاد و از او گشت خاره سست.
خاقانی.
زیرا بخاک و خاره دهد خرقه آفتاب
هرک آفتاب دید چنین اعتبار کرد.
خاقانی.
دولت آنجا که راهبر گردد
خار خرما و خاره زر گردد.
نظامی.
به هر خارش که با آن ...

معنی خاره به فارسی

خاره
خارا، سنگ خارا، سنگ سخت
( اسم ) ۱ - سنگی است سخت خارا . ۲ - زن مقابل مرد . ۳ - پتک مقابل سندان . ۴ - آلتی مرکب از مویهای درشت و خشن مانند ماهوت پاک کن .
بمعنی خاده نیز آمده است که چوب راست رسته باشد .
[ گویش مازنی ] /khaare/ جذام
[barbed, barbellate] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی زِبرکرکی که در سطح یا حاشیۀ آن زواید ریز و تیز وجود دارد
ظاهرا خفتانی که از جنس خاره باشد
شکافنده سنگ خاره کنایه از قدرت است و صلابت .
چیزیکه خاره ز سوراخ کند ثاقب الحجر
سنگ خاره سنگی که از جنس خاره باشد
غوره ای که از خرما پاره و خشک شده باشد شیسف .
نام موضعی است از انازنکوه متعلق بهزار جریب .
کوهی که از جنس سنگ خاره باشد کنایه از محکمی و صلابت است .
[ گویش مازنی ] /anjil Khaare/ پری شاهرخ – انجیر خوار که نام علمی آن oos otio oos orio می باشد
[ گویش مازنی ] /oo khaare/ آبشخور - آدمی که در نوشیدن آب زیاده روی می کند ۳سوراخ داخل کرت های شالیزار که آب از آن خارج می شود
( اسم ) ۱- سنگی باشد که چرک پاراپاک کند سنگ پا قیشور . ۲ - هر چیز که چرک پا را بسترد .
دندان خاره ...

معنی خاره در فرهنگ معین

خاره
(رِ) (اِ.) نک خارا.

معنی خاره در فرهنگ فارسی عمید

خاره
۱. (زمین شناسی) = خارا: ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت / حوالهٴ سر دشمن به سنگ خاره کنم (حافظ: ۷۰۰)، به دندان مزد از او خواهم قمیصی / اگر اطلس بُوَد یا خاره یا خز (سوزنی: لغت نامه: خاره).
۲. پتکی که آهنگران با آن آهن بر روی سندان می کوبند: به زیر ضربت شمشیر و گرزشان گفتی / که آبگینه و موم است خاره و سندان (عبدالواسع جبلی: ۳۹۲).
چیزی که می تواند سنگ خاره را سوراخ کند.

معنی کلمه خاره به عربی

صخرة

خاره را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خاره   • مفهوم خاره   • تعریف خاره   • معرفی خاره   • خاره چیست   • خاره یعنی چی   • خاره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاره
کلمه : خاره
اشتباه تایپی : ohvi
عکس خاره : در گوگل

آیا معنی خاره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )