انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 801 100 1

معنی خاش در لغت نامه دهخدا

خاش. [ ] (ص ، اِ) کسی را گویند که محبت آن مفرط باشد. (برهان قاطع)(انجمن آرای ناصری ) (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ شعوری ج 1 ص 366) (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ حافظ اوبهی ). || مادرزن و مادرشوهر. (آنندراج ) (برهان قاطع)(فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ جهانگیری ) (انجمن آرای ناصری ). || ریزه ٔ چوب و خار و خاشاک و آن را خاش و خشک نیز گفته اند. (برهان قاطع) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرای ناصری ) (فرهنگ شعوری ج 1 ص 366) :
ز هر خاشه ای خویشتن پرورد
بجز خاش وی را چه اندر خورد.
(فرهنگ شعوری ج 1 ص 366).
|| قماش ریزه. دم مقراض. (برهان قاطع). || (اِمص ) خائیدن. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (فرهنگ جهانگیری ) :
نشست و سخن را همی خاش زد
ز آب دهان کوزه را شاش زد.
رودکی.
|| (اسم فعل ) هس (در تداول مردم دیلمان ). رجوع به هس شود. || (اِ) استخوان (در تداول مردم دیلمان و سیاه کل ). || جنگ است با «پر» ترکیب میشود و پرخاش میگردد. (فرهنگ شعوری ج 1 ورق 366). و آن ظاهراً براساسی نیست.

خاش. (ع اِ) قماش خانه و متاع روی آن. || خش ّ است که بمعنی پیادگان باشد. (منتهی الارب ). || (ص ) در حالت رفع و جر بدون الف و لام از خشی بمعنی ترسیدن.

خاش. (اِ) نام گیاهی است که در شیرکوه منزول نام دهند. قطیم. عودالخیر . (معجم انجلیزی عربی فی العلوم الطبیة و الطبیعیة چ محمد شرف ).

خاش. (اِخ ) نام برادر افشین است : مازیار بر خلاف افشین گواهی داد که خاش برادر افشین ببرادراو کوهیار نامه نوشته و اسلام آشکار ساخته. (از تاریخ طبری بنابر حاشیه ٔ ص 358 مجمل التواریخ و القصص ).

خاش. (اِخ ) یکی از بخشهای سه گانه ٔ شهرستان زاهدان است. این بخش در جنوب زاهدان واقع است. و راه شوسه ٔ زاهدان به ایرانشهر از مرکز آن عبور می نماید و حدود آن به شرح زیر است : از طرف شمال به بخش زاهدان و بخش میرجاوه ، از طرف خاور به شهرستان سراوان از طرف جنوب باختری به شهرستان ایرانشهر و از طرف باختر به بخش فهرج از شهرستان بم. خاش منطقه ای است جلگه ای و فقط دهستان گوشه در دامنه ٔ کوه تفتان قرار دارد در سایر قسمتهای بخش تپه های خاکی وجود دارد. هوای آن گرمسیر معتدل و مالاریائی است. این بخش طبق سازمان کشور تابعشهرستان زاهدان و دارای 9 دهستان به شرح زیر است :
1- دهستان حومه 21 آبادی -1000/ نفر
2- گلنکور 5 آبادی -1000/ نفر
3- گوهرکوه 10 آبادی -2000/ نفر
4- گوشه 8 آبادی -1500/ نفر
5- نازل 15 آبادی -2500/ نفر
6- ایرندگان 24 آبادی -3500/ نفر
7- اسگل آباد 7 آبادی -1000/نفر
8- ده بالا 12 آبادی -3000/ نفر
9- کارواندر 19 آبادی -1500/ نفر
بنا بر آمار فوق بخش خاش از9 دهستان و 121 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و جمعیت آن 23000 نفر می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

خاش. (اِخ ) شهری است کوچک مرکز بخش خاش شهرستان زاهدان واقعدر 185 کیلومتری جنوب زاهدان ، در مسیر شوسه ٔ زاهدان به ایرانشهر و زاهدان به سراوان میباشد. مختصات جغرافیائی آن به شرح زیر است : طول آن 61 درجه 10 دقیقه 25 ثانیه و عرض آن 28 درجه 13 دقیقه و 35 ثانیه است.خاش در جنوب کوه تفتان واقع است و هوای آن گرم و معتدل و متغیر است. خاش در گذشته اهمیتی نداشته و فقط از زمانی که مرکز لشکر و تیپ مکران شده رو به آبادی نهاده است. و در آن جا قنواتی احداث شده و روز بروز به اهمیت آن افزوده میشود. سکنه ٔ فعلی خاش در حدود سه هزار تن است و شغل مردان کسب و تجارت و باغبانی و زراعت و گله داری است و در حدود 150 باب دکان مختلف ویک مسجد و یک گاراژ و 2 دبستان دارد. از ادارات دولتی مرکز تیپ و گروهان ژاندارمری و بخشداری و پست و تلگراف و نماینده آمار و فرهنگ و بهداری و گارد مسلح گمرک و شهرداری و شهربانی در آنجا وجود دارد. در هفته دو مرتبه پست و همه روز اتومبیل از زاهدان به آنجاآمدورفت می نماید. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

معنی خاش به فارسی

خاش
شهرستانی است در افغانستان از مضافات فراه که بفاصله کمی در مشرق چخانور ( نقطه سرحدی افغانستان و سیستان در چند فرسخی زابل ) واقع شده .
( اسم ) کسی که محبت بافراط دارد عاشق شوریده .
نام برادر افشین است .
[COD, chemical oxygen demand] [مهندسی محیط زیست و انرژی] مقدار اکسیژنی که باید برای اُکسایش آلودگی های موجود در فاضلاب مصرف شود متـ . خواست اکسیژن شیمیایی
[ گویش مازنی ] /khaash/ بوسه & لاغر و مردنی & استخوان – تکه ای استخوان - خوب
[ گویش مازنی ] /khaash o/ آب گوارا آب خوردن - آب دوم خزانه ی حمام های قدیمی که صاف تر از آب خزانه ی اول یعنیکلو kao بوده است
[ گویش مازنی ] /khaash baen/ لاغر شدن زیاد تا حدی که پوستی بر استخوان مانده باشد
[ گویش مازنی ] /khaash bemooen/ خوش آمدن از چیزی یا کسی
[ گویش مازنی ] /khaash e bien/ از خود بودن – نیروی خودی – از اقوام، آشنایان و افراد فامیل بودن
[ گویش مازنی ] /khaash bin/ خوش بین – نیک نظر
[ گویش مازنی ] /khaash khaar/ خوش خوراک
[ گویش مازنی ] /khaash khaashek/ آهسته آهسته
[ گویش مازنی ] /khaash khaan/ خوش خوان – خوش آواز – خوش صدا
این لغت از توابع است و معنی آن خاش ریزه باشد .
[ گویش مازنی ] /khaash khond/ خوش آواز
[ گویش مازنی ] /khaash kho/ خوش خواب، کسی که بلافاصله پس از درازکشیدن به خواب عمیق فرو رود
[ گویش مازنی ] /khaash khaver/ خوش خبر
[ گویش مازنی ] /khaash dast/ دست پر برکت - وسایل و ابزار خوش فرم
[ گویش مازنی ] /khaash roo/ خوش برخورد همیشه خندان و شاد
نام رودی بوده است در سیستان .
[ گویش مازنی ] /khaash zeghaale/ گردوی خوش پوست
[ گویش مازنی ] /khaash ghadem/ خوش قدم
[ گویش مازنی ] /khaash ghol/ خوش پیمان – متعهد
[ گویش مازنی ] /Khaash gom/ خوش قدم

معنی خاش در فرهنگ معین

خاش
(اِ.) عاشق شوریده .
(اِ.) = خش . خشو. خوشه : مادرزن ، مادر شوهر.
(اِ.) ریزة چوب و علف .

معنی خاش در فرهنگ فارسی عمید

خاش
= خاشاک
۱. مادرزن.
۲. مادرشوهر.
عاشق شوریده، شیدا.

خاش در دانشنامه ویکی پدیا

خاش
خاش یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است. جمعیت این شهر بر پایه آمار سرشماری سال ۸۵ برابر با ۵۶۶۸۳ نفر است.
خاش دارای کارخانه سیمان است. کشاورزی در روستاهای پیرامون خاش بیشتر توسط مهاجران یزدی انجام می گیرد.
طوایف این شهرستان عبارتند از:ریگی -کرد، میربلوچ زهی- کرمزهی- جمشیدزهی -ایرندگانی-شهنوازی (یاراحمدزهی)- براهویی - جمال زهی، خاشی-هاشم زهی -مرادزهی-محمودزهی-شهلی بر-قلندر زهی-تمندانی - ترشابی - گمشادزهی - عمرزهی - سالارزهی - داوودی - زنگ شاهی
خاش در سال های پس از انقلاب ۵۷ از مراکز مهم مهاجرپذیر شرق ایران شد به طوری که بر پایه سرشماری سال ۱۳۶۵ خورشیدی، شمار مهاجران شهر خاش بیش از یک ششم کل جمعیت شهر بود. بیشتر این مهاجران را شهروندان کشورهای هندوستان، پاکستان و افغانستان تشکیل می دادند.;-)
مس نازیل خاش یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر نوک آباد استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
منگنز خاش یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر خاش استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، منگنز است.سنگ میزبان این اندیس کالردملانژ است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه بالایی-پالئوسن می رسد.
میر خاش یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر شارقنج استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
کرومیت میرآباد خاش یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر خاش استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کرومیت است.سنگ میزبان این اندیس پریدوتیت آلتره وتکتونیزه است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه بالای می رسد.
بازارچه سرپوش خاش مربوط به دوره پهلوی اول است و در خاش، خیابان امام خمینی، بازارچه سرپوش یا قصابان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۰۹۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بخش مرکزی شهرستان خاش یکی از بخش های شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
تپه مرتضی علی خاش مربوط به سدهٔ ۹ و۱۰ ه. ق. است و در شهرستان خاش، روستای ناصری واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۰۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۲۸°۱۳′۱۱″ شمالی ۶۱°۱۲′۴۷″ شرقی / ۲۸.۲۱۹۷° شمالی ۶۱.۲۱۳۱° شرقی / 28.2197; 61.2131
شهرستان خاش (به بلوچی: ءواش (واش)) یکی از شهرستانهای بلوچستان است. مرکز این شهرستان، شهر خاش است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۶۷٫۸۵۱ نفر بوده است.
ابراهیم آباد قناتی است که در روستای سازنیک از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
اسلام آباد قناتی است که در روستای گلنگور از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
اسماعیل آباد قناتی است که در روستای اسماعیل آباد از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
افضل آباد قناتی است که در روستای افضل آباد از توابع بخش مرکزی شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
الله آباد قناتی است که در روستای الله آباد از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
امیرآباد قناتی است که در روستای شند از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
اکبرآباد قناتی است که در روستای اکبرآباد از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
بگوگ قناتی است که در روستای نارون از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
بهرآباد قناتی است که در روستای نازیل از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
بیدستان حیدریه قناتی است که در روستای بیدستر از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
بیدک قناتی است که در روستای بیدک از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.
بین آباد قناتی است که در روستای بینگ از توابع بخش مرکزی، شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خاش

خاش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی خاش



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهسا > مهسا
Hjz > Recommend
Sajadmasoumi > Threshold
پوریا معصومی > carried out
پریسا > Booked solid
simiaco.ir > Qualification
مهرسا عزیزی از اطاقور لنگرود گیلان 17 ساله > خنگ
پریا > علی رضا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پادگان ارتش خاش   • فاصله خاش تا زاهدان   • پادگان خاش   • فرودگاه خاش   • خاش درگیری   • ۰۸ خاش   • نقشه خاش   • فاصله خاش تا چابهار   • معنی خاش   • مفهوم خاش   • تعریف خاش   • معرفی خاش   • خاش چیست   • خاش یعنی چی   • خاش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاش
کلمه : خاش
اشتباه تایپی : oha
آوا : xAS
نقش : اسم
عکس خاش : در گوگل


آیا معنی خاش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )