برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1317 100 1

خاله

/xAle/

مترادف خاله: خواهر مادر ، لک، لکه، تک خال

متضاد خاله: خال، خالو، دایی، عم، عمو، عمه

برابر پارسی: مادرتای، دایزه، مِرخا

معنی خاله در لغت نامه دهخدا

خالة. [ ل َ ] (ع اِ) مؤنث خال. خواهر مادر.(آنندراج ) (ناظم الاطباء). یقال : «هما ابنا خالة» و لا یقال ابناعمة. (ناظم الاطباء). رجوع به خاله شود.

خالة. [ ل َ ] (اِخ ) نام آبی است مر کلب بن وبرة را ببادیه ٔ شام . نابغه آرد:
بخاله او ماء الذنابة او سوی
مظنة کلب او میاه المواطر.
(از معجم البلدان یاقوت حموی ج 3 ص 391).

خاله. [ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) خواهر مادر. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (مهذب الاسماء) (اشتینکاس ). کاکی. (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ج 1 ص 379). دایزَه. مِرخا (در لهجه ٔ دیلمان ). ج ، خالات :
نالش او را کشید مادر و فرزند
شربت او را چشید عمه و خاله.
ناصرخسرو.
- امثال :
اگر خاله را خایه بدی خالو شدی .
اگر خاله ام ریش داشت آقادائیم بود.
خاله ام زائیده خاله زام هو کشیده .
خاله را میخواهند برای درز و دوز اگرنه چه خاله و چه یوز.
وقت گریه و زاری برید خاله را بیاورید.
وقت نقل و نواله حالا نیست جای خاله .
- پسرخاله ؛فرزند ذکور خاله.
- خاله باجی ؛ مرکب از فرزند خاله و باجی. (ترکی بمعنی خواهر) اطلاق بر زن نکره میشود: فلانه.
- خاله ٔ تنی ؛ خواهر تنی مادر. خواهر مادر که از پدر و مادر یکی باشد.
- خاله چادرنمازی ؛ زن اُمّل. زنی که نه از خانواده ٔ محترم است.
- خاله چادری ؛ زنی نه از خانواده ٔ محترم.
- خاله چسونه ؛ بمزاح به دخترکهای بسیار کوچک میگویند که چادر بسر میکنند و میخواهند خود را بزرگ قلمداد کنند.
- خاله خاک انداز ؛ بمزاح فلانه. (از کتاب امثال و حکم دهخدا).
- خاله خانباجی ؛ زن نه از خانواده ٔ محترم. خاله چادری : بدستور خاله خانباجیها معالجه ٔ بیماران خود مکنید.
- خاله خرسه ؛ که دوستی اوبنفع آدمی نباشد و از این ترکیب است اصطلاح «دوستی خاله خرسه ».
- خاله خمره ؛ زن فربه. زن گوشتناک.
- خاله خمیره ؛ زن فربه با صورتی گوشتناک.
- خاله خوابرفته ؛ زن لاقید و بی علاقه در امر پیرایش و آرایش خویش. مرد بی اعتنا به لذات و شهوات. (از امثال و ...

معنی خاله به فارسی

خاله
خواهرمادر، خالات جمع
مونث خال خواهر مادر
[ گویش مازنی ] /Khaale baaji/ حشره ای کوچک و قرمز رنگ با بدنی خال دار کفش دوزک
دهی است از دهستان خور خوره بخش دیواندره شهرستان سنندج .
نام آشی است از آش های آرد که در آن برنج نیز کنند .
[ گویش مازنی ] /Khaale pachkaa/ نوعی بازی
یکی از چهار زن کتاب کلثوم ننه است و در آن کتاب اشاره بائمه اربعه اهل سنت و جماعت است .
زنی را بعنوان خاله نامیده که با مادر خود قرابت خواهری ندارد .
[ گویش مازنی ] /Khaale deter/ خاله دتر - خال دتر
[ گویش مازنی ] /Khaale ro ro/ نوعی بازی
پسر خاله دختر خاله
[ گویش مازنی ] /Khaale zanek/ مرد زن صفت
دهی است جزئ دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان .
دهی است جزئ دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش .
گوگال خبزدو
[ گویش مازنی ] /Khaale shi/ شوهرخاله
...

معنی خاله در فرهنگ معین

خاله
(لِ) [ ع . خالة ] (اِ.)خواهر مادر. ج .خالات .
( ~. زَ نَ) (ص مر.) (کن .) شخص دارای رفتار و گفتار مبتذل ، سخن چین و پی گیر موضوع های بی اهمیت و غیرجدی .

معنی خاله در فرهنگ فارسی عمید

خاله
خواهر مادر.
نوعی آش که از آرد و برنج تهیه می شود.
"
شتر.

خاله در دانشنامه اسلامی

خاله
به خواهر مادر ، خاله گفته می شود .
از احکام آن در بابهای تجارت، نکاح، عتق، اطعمه و اشربه و ارث سخن رفته است.
احکام فقهی در مورد خاله
مرد نمی تواند مالک خاله خود که برده است گردد و در صورت تملک وی از طریق خریدن و مانند آن، وی به طور قهری آزاد می شود. در تسری حکم یاد شده به خاله رضاعی اختلاف است. خاله، هر چند با واسطه، مانند خاله پدر یا مادر، جزء محارم است و ازدواج با او باطل و حرام می باشد. در این حکم فرقی بین خاله نسبی و رضاعی نیست.
← ازدواج با خواهر زاده همسر
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۲۴،ص ۱۴۱- ۱۴۲.    
...
خاله به خواهر مادر و خواهر جده پدری و مادری گفته می شود و جمع آن خالات است.
• «حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم اللاتی ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة و امهات نسائکم و ربائبکم اللاتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ان الله کان غفورا رحیما؛ بر شما حرام ابدی شده ( ازدواج با هفت گروه از خویشانتان که محارم نامیده می شوند: ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه هایتان و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و (همچنین شش گروه دیگر، از راه شیر خوردن و عقد بستن: ) آن مادرانتان که به شما شیر داده اند و خواهران رضاعی تان، و مادران زنهاتان و دختران همسرانتان که در دامان (و تحت کفالت) شمایند از آن همسرانی که با آنها همبستر شده اید، و اگر با آنها همبستر نشده اید پس گناهی بر شما نیست (که مادر را رها کنید و با آنها ازدواج نمایید)، و نیز همسران پسرانتان که از صلب شمایند (نه پسرخوانده ها) و نیز جمع میان دو خواهر (در یک زمان) جز آنچه (در زمان جاهلیت) گذشته، که همانا خداوند همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.» • «لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تاکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم ...

ارتباط محتوایی با خاله

معنی خاله به انگلیسی

aunt (اسم)
عمه ، خاله ، زن دایی ، زن عمو

معنی کلمه خاله به عربی

خاله
عمة
ابن العم

خاله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سونیا
AUNT
محمدرحیم ریگی
(دده مام)
علی
خاله در فرهنگ کوچه بازاری به زن جاکش هم گفته میشود.
ــــ
به زنی که خیلی منحرف هست هم میگن
مهدی
در زبان بختیاری به خاله میگویند بتی یا بوتی
مریم
در زبان ترکی قشقایی به خاله ، دازا گفته میشود .پسر خاله : دازا اوقوله ، دختر خاله : دازا قزه ، شوهر خاله ، دازا اره گفته میشود
آبرار
در زبان گیلکی و گویش رشتی خالا می گویند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خاله های تهران   • داستان من و عشقم   • خاله تهران   • داستان من و رضا   • خاله یعنی   • عمه   • خاله جون   • خاله مریم   • معنی خاله   • مفهوم خاله   • تعریف خاله   • معرفی خاله   • خاله چیست   • خاله یعنی چی   • خاله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاله
کلمه : خاله
اشتباه تایپی : ohgi
آوا : xAle
نقش : اسم
عکس خاله : در گوگل

آیا معنی خاله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )