انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1096 100 1

خاله

/xAle/

مترادف خاله: خواهر مادر ، لک، لکه، تک خال

متضاد خاله: خال، خالو، دایی، عم، عمو، عمه

برابر پارسی: مادرتای، دایزه، مِرخا

معنی خاله در لغت نامه دهخدا

خالة. [ ل َ ] (ع اِ) مؤنث خال. خواهر مادر.(آنندراج ) (ناظم الاطباء). یقال : «هما ابنا خالة» و لا یقال ابناعمة. (ناظم الاطباء). رجوع به خاله شود.

خالة. [ ل َ ] (اِخ ) نام آبی است مر کلب بن وبرة را ببادیه ٔ شام . نابغه آرد:
بخاله او ماء الذنابة او سوی
مظنة کلب او میاه المواطر.
(از معجم البلدان یاقوت حموی ج 3 ص 391).

خاله. [ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) خواهر مادر. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (مهذب الاسماء) (اشتینکاس ). کاکی. (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ج 1 ص 379). دایزَه. مِرخا (در لهجه ٔ دیلمان ). ج ، خالات :
نالش او را کشید مادر و فرزند
شربت او را چشید عمه و خاله.
ناصرخسرو.
- امثال :
اگر خاله را خایه بدی خالو شدی .
اگر خاله ام ریش داشت آقادائیم بود.
خاله ام زائیده خاله زام هو کشیده .
خاله را میخواهند برای درز و دوز اگرنه چه خاله و چه یوز.
وقت گریه و زاری برید خاله را بیاورید.
وقت نقل و نواله حالا نیست جای خاله .
- پسرخاله ؛فرزند ذکور خاله.
- خاله باجی ؛ مرکب از فرزند خاله و باجی. (ترکی بمعنی خواهر) اطلاق بر زن نکره میشود: فلانه.
- خاله ٔ تنی ؛ خواهر تنی مادر. خواهر مادر که از پدر و مادر یکی باشد.
- خاله چادرنمازی ؛ زن اُمّل. زنی که نه از خانواده ٔ محترم است.
- خاله چادری ؛ زنی نه از خانواده ٔ محترم.
- خاله چسونه ؛ بمزاح به دخترکهای بسیار کوچک میگویند که چادر بسر میکنند و میخواهند خود را بزرگ قلمداد کنند.
- خاله خاک انداز ؛ بمزاح فلانه. (از کتاب امثال و حکم دهخدا).
- خاله خانباجی ؛ زن نه از خانواده ٔ محترم. خاله چادری : بدستور خاله خانباجیها معالجه ٔ بیماران خود مکنید.
- خاله خرسه ؛ که دوستی اوبنفع آدمی نباشد و از این ترکیب است اصطلاح «دوستی خاله خرسه ».
- خاله خمره ؛ زن فربه. زن گوشتناک.
- خاله خمیره ؛ زن فربه با صورتی گوشتناک.
- خاله خوابرفته ؛ زن لاقید و بی علاقه در امر پیرایش و آرایش خویش. مرد بی اعتنا به لذات و شهوات. (از امثال و حکم دهخدا).
- خاله خوش وعده ؛ زن یا مردی که در آمد و رفت و زیارت دوستان و اقربا پای بست بمراسم دعوت و امثال آن نباشد و بی تکلفی بخانه ٔ خویشان و مهربانان رود. (از امثال و حکم دهخدا).
- خاله خونده ؛ زنی که انسان خاله ٔ خود خواند. مجازاً زنی را گویند که با همه طرح دوستی ریزد.
- خاله رورو ؛ به استهزاء به آنکه بسیار آید و رود گویند. (از امثال و حکم دهخدا).
- خاله زنک ؛ زنی بی سروپا. مجازاً بمردانی اطلاق میشود که خو و عادت زنانه دارند.
- خاله قرباغه ؛ خاله قورباغه.
- خاله قزی ؛ دختر خاله : مرکب از خاله (عربی ) و قز (ترکی ).
- خاله قمقمه ؛ زن فربه و کوتاه.
- خاله قورباغه ؛ بمزاح یا به توهین زنی را خطاب کنند. (در افسانه ها که برای کودکان گویند قوباغه را با خاله بصورت ترکیب مذکور آرند).
- خاله گردن دراز ؛ اشتر. شتر. (در قصه ها که اطفال را گویند).
- خاله ماستی ؛ اصطلاحی است که در جواب راستی آید بر این شکل : راستی ؟ جون خاله ماستی !
- خاله وارس ؛ کسی که در همه چیز شک کند و آنها را مورد جستجوقرار دهد. کنجکاو. متجسس. رجوع به خاله وارسی شود.
- خاله وارفته ؛ زن لاقید در امر پیرایش و آرایش خویش. مرد بی اعتنا به لذات. خاله خواب رفته.
- دختر خاله ؛ فرزند اناث خاله.
- شوهر خاله ؛ زوج خاله.
- عروس خاله ؛ زن پسرخاله.
- نوه خاله ؛ فرزند فرزند خاله.
|| شاخ و شاخه ٔ درخت. (فارسی گیلکی ). || شعبه ٔ رود. شاخه ٔ رود.

خاله. [ ل َ ] (اِخ ) شمس الدین محمدبن مؤید حدادی معروف به خاله. یکی از شعرای پارسی گوست و عوفی چنین آورد: شمس الدین محمدبن مؤید حدادی معروف به خاله که هاله ؛ یعنی خرمن ماه گدای ضمیر اوست و عطارد چون سنبله خوشه چین کشت زار لطایف او، در کمال لطف طبع و جمال فضل و حسن معاشرت و لطف منادمت عدیم المثل ، وقتی مرصاحب اجل را هجوی گفته :
دوش دیدم صاحب پردخل خرج انگیز را
آتشی بر سر چو شمع و تافته دل چون سراج
گفتم ای دستور گردون مرتبت در ملک شاه
تا بداری همچو بخت و سرفرازی همچو تاج
این تفکر چیست گفتازشت باشد ای جوان معجزی در عهد ما با ملک وانگه بی خراج. (از لباب الالباب عوفی چ سعید نفیسی ص 514).

معنی خاله به فارسی

خاله
خواهرمادر، خالات جمع
مونث خال خواهر مادر
[ گویش مازنی ] /Khaale baaji/ حشره ای کوچک و قرمز رنگ با بدنی خال دار کفش دوزک
دهی است از دهستان خور خوره بخش دیواندره شهرستان سنندج .
نام آشی است از آش های آرد که در آن برنج نیز کنند .
[ گویش مازنی ] /Khaale pachkaa/ نوعی بازی
یکی از چهار زن کتاب کلثوم ننه است و در آن کتاب اشاره بائمه اربعه اهل سنت و جماعت است .
زنی را بعنوان خاله نامیده که با مادر خود قرابت خواهری ندارد .
[ گویش مازنی ] /Khaale deter/ خاله دتر - خال دتر
[ گویش مازنی ] /Khaale ro ro/ نوعی بازی
پسر خاله دختر خاله
[ گویش مازنی ] /Khaale zanek/ مرد زن صفت
دهی است جزئ دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان .
دهی است جزئ دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش .
گوگال خبزدو
[ گویش مازنی ] /Khaale shi/ شوهرخاله
جستجوی بیجا تحقیق بی مورد
( اسم ) پسر خواهر مادر خاله زاده . یا پسر خال. دسته دیزی . بمزاج خویشاوند نزدیک را گویند : او پسر خال. دسته دیزی من نیست .
دهی از دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان
دختر خواهر مادر
رودخانه ای است که به بحر خزر می ریزد و محل صید ماهی می باشد .

معنی خاله در فرهنگ معین

خاله
(لِ) [ ع . خالة ] (اِ.)خواهر مادر. ج .خالات .
( ~. زَ نَ) (ص مر.) (کن .) شخص دارای رفتار و گفتار مبتذل ، سخن چین و پی گیر موضوع های بی اهمیت و غیرجدی .

معنی خاله در فرهنگ فارسی عمید

خاله
خواهر مادر.
نوعی آش که از آرد و برنج تهیه می شود.
"
شتر.

خاله در دانشنامه اسلامی

خاله
به خواهر مادر ، خاله گفته می شود .
از احکام آن در بابهای تجارت، نکاح، عتق، اطعمه و اشربه و ارث سخن رفته است.
احکام فقهی در مورد خاله
مرد نمی تواند مالک خاله خود که برده است گردد و در صورت تملک وی از طریق خریدن و مانند آن، وی به طور قهری آزاد می شود. در تسری حکم یاد شده به خاله رضاعی اختلاف است. خاله، هر چند با واسطه، مانند خاله پدر یا مادر، جزء محارم است و ازدواج با او باطل و حرام می باشد. در این حکم فرقی بین خاله نسبی و رضاعی نیست.
← ازدواج با خواهر زاده همسر
 ۱. ↑ جواهر الکلام، ج۲۴،ص ۱۴۱- ۱۴۲.    
...
خاله به خواهر مادر و خواهر جده پدری و مادری گفته می شود و جمع آن خالات است.
• «حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم اللاتی ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة و امهات نسائکم و ربائبکم اللاتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ان الله کان غفورا رحیما؛ بر شما حرام ابدی شده ( ازدواج با هفت گروه از خویشانتان که محارم نامیده می شوند: ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه هایتان و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و (همچنین شش گروه دیگر، از راه شیر خوردن و عقد بستن: ) آن مادرانتان که به شما شیر داده اند و خواهران رضاعی تان، و مادران زنهاتان و دختران همسرانتان که در دامان (و تحت کفالت) شمایند از آن همسرانی که با آنها همبستر شده اید، و اگر با آنها همبستر نشده اید پس گناهی بر شما نیست (که مادر را رها کنید و با آنها ازدواج نمایید)، و نیز همسران پسرانتان که از صلب شمایند (نه پسرخوانده ها) و نیز جمع میان دو خواهر (در یک زمان) جز آنچه (در زمان جاهلیت) گذشته، که همانا خداوند همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.» • «لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تاکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم او بیوت عماتکم او بیوت اخوالکم او بیوت خالاتکم او ما ملکتم مفاتحه او صدیقکم لیس علیکم جناح ان تاکلوا جمیعا او اشتاتا فاذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عند الله مبارکة طیبة کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تعقلون؛ بر افراد نابینا و لنگ و بیمار (خصوصا) و بر خود شما (عموما) گناهی نیست در اینکه (در این خانه های یازده گانه) در خانه های خودتان (فرزندان یا همسرانتان) یا خانه های پدرانتان یا خانه های مادرانتان یا خانه های برادرانتان یا خانه های خواهرانتان یا خانه های عموهایتان یا خانه های عمه هایتان یا خانه های دایی هایتان یا خانه های خاله هایتان یا خانه هایی که کلیدهایش را در اختیار دارید یا (خانه) دوست تان؛ بر شما گناهی نیست در اینکه (در این خانه ها به وارد شدن و استراحت و استفاده از خوراکی و غیره) دسته جمعی یا جدا جدا تصرف نمایید. و چون به خانه هایی وارد شدید بر خویشتن (بر خویشان و هم کیشان خود) سلام کنید سلامی از جانب خدا پربرکت و پاکیزه. این گونه خداوند آیات (احکام) را برای شما بیان می کند، باشد که بیندیشید.» • «یا ایها النبی انا احللنا لک ازواجک اللاتی آتیت اجورهن و ما ملکت یمینک مما افاء الله علیک و بنات عمک و بنات عماتک و بنات خالک و بنات خالاتک اللاتی هاجرن معک و امراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنکحها خالصة لک من دون المؤمنین قد علمنا ما فرضنا علیهم فی ازواجهم و ما ملکت ایمانهم لکیلا یکون علیک حرج و کان الله غفورا رحیما؛ ای پیامبر، (فعلا هفت طایفه از زن ها را) بر تو حلال کردیم: آن همسرانت را که مهر آنها را پرداخته ای، و برده های مملوکت را از آنهایی که خداوند (در جنگ به عنوان اسارت) به تو ارزانی داشته، و دختران عمویت و دختران عمه هایت و دختران دائیت و دختران خاله هایت را که با تو (از مکه به سوی مدینه) هجرت کرده اند، و زن باایمانی را که خود را به پیامبر ببخشد (مجانا بدون مهر در اختیار او نهد) اگر پیامبر بخواهد او را به همسری گیرد، در حالی که (این حکم که با عقد هبه و قبول آن، زوجیت حاصل شود) مخصوص توست نه دیگر مؤمنان. ما آنچه را درباره همسران و بردگان مردم بر آنان واجب کردیم (از عدد زن و مهر و نفقه و احکام برده) دانسته ایم (و این توسعه را برای تو در امر زن ها قرار داده ایم) تا تو را حرج و مشقتی نباشد (و بتوانی با ازدواج های مختلف طوایفی از عرب را با خود و اسلام مرتبط سازی) و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.»
تفسیر آیات
این چند زنی که در آیه ۲۳ سوره نساء اصنافشان ذکر شده است زنانی هستند که بر حسب نسب ازدواج با آنها، حرام است، و این محرمات نسبی هفت صنفند: ۱- مادران ۲- دختران ۳- خواهران ۴- عمه ها ۵- خاله ها ۶- دختران برادر ۷- دختران خواهر.اما صنف اول: یعنی مادران عبارتند از زنانی که ولادت انسان به آنان منتهی می شود، و نسب آدمی از راه ولادت به آنان متصل می گردد، حال چه این که آن زن آدمی را بدون واسطه زائیده باشد، و یا با واسطه، مانند مادر پدر، که اول پدر را به دنیا آورد، و سپس ما از آن پدر متولد شدیم و یا مادر مادر، که اول مادر ما را بدنیا آورد سپس مادر ما ما را بدنیا آورد و یا با چند واسطه مانند مادرانی که جد، از آنان متولد شده اند.و اما صنف دوم: یعنی دختران، عبارتند از هر دختری که تولد خودش و یا پدر و مادرش و یا تولد جد و جده اش از ما باشد.و اما صنف سوم: یعنی خواهران عبارتند از دختران و زنانی که نسبت شان از جهت ولادت متصل به ما باشد، به این معنا که تولدشان از پدر و مادر ما باشد، و یا تنها از پدر ما باشد، هر چند مادرش مادر ما نباشد، و یا تولدش از مادر ما باشد، هر چند که پدرش، پدر ما نباشد.و اما صنف چهارم: یعنی عمه، عبارت است از خواهر پدر، و خواهر جد، چه اینکه این خواهر و برادری آن دو از پدر و مادر هر دو باشد، و چه اینکه تنها از پدر باشد، و چه اینکه تنها از مادر، خواهر و برادر باشند.و اما صنف پنجم: یعنی خاله، عبارت است از زنی که با مادر ما و یا با جده ما از یک پدر و مادر متولد شده باشند، و یا تنها از یک پدر و یا تنها از یک مادر به دنیا آمده باشند.و همچنین صنف ششم و هفتم:، یعنی دختر برادر و دختر خواهر، که آن دو نیز منحصر در برادر و خواهر پدر و مادری نیستند، بلکه دختر برادر و دختر خواهری که تنها از پدر، و یا تنها از مادر ما باشند برادر زاده و خواهر زاده اند.
به فرزند خاله اعم از دختر و پسر خاله زاده اطلاق می شود که از آن در بابهای نکاح، عتق و ارث سخن گفته اند.
کسی که قبل از ازدواج با دختر خاله، با خاله خود زنا کند، بنابر مشهور نمی تواند با دختر خاله خود ازدواج نماید. بر عدم جواز ادعای اجماع شده است.
خاله زاده درباب عتق
کسی که خاله زاده خود را تملک کند، مستحب است او را آزاد نماید .
خاله زاده در باب ارث
خاله زاده از طبقه سوم ارث بران به شمار می رود، از این رو، چنانچه برای میت جز خاله زاده وارثی نزدیک تر به او نباشد، تمامی مال به او می رسد، لیکن با وجود خاله یا عمه یا دایی یا عمو، خاله زاده ارث نمی برد.

ارتباط محتوایی با خاله

معنی خاله به انگلیسی

aunt (اسم)
عمه ، خاله ، زن دایی ، زن عمو

معنی کلمه خاله به عربی

خاله
عمة
ابن العم

خاله را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سونیا ١٤:٣٨ - ١٣٩٦/٠٤/٣١
AUNT
|

محمدرحیم ریگی ٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٩
(دده مام)
|

علی ٢٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٠٦
خاله در فرهنگ کوچه بازاری به زن جاکش هم گفته میشود.
|

ــــ ١٧:٠٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٥
به زنی که خیلی منحرف هست هم میگن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خاله های تهران   • داستان من و عشقم   • خاله تهران   • داستان من و رضا   • خاله یعنی   • عمه   • خاله جون   • خاله مریم   • معنی خاله   • مفهوم خاله   • تعریف خاله   • معرفی خاله   • خاله چیست   • خاله یعنی چی   • خاله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاله
کلمه : خاله
اشتباه تایپی : ohgi
آوا : xAle
نقش : اسم
عکس خاله : در گوگل


آیا معنی خاله مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )