انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 984 100 1

خانواده

/xAnevAde/

مترادف خانواده: اعقاب، اهل بیت، تبار، تیره، خاندان، دودمان، سلاله، طایفه، فامیل

معنی خانواده در لغت نامه دهخدا

خانواده. [ ن َ / ن ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خاندان. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). دودمان. خیل خانه. (ناظم الاطباء). تبار. دوده :
اصیل زاده و از خانواده ٔ حرمت
بزرگوار و به اقبال و دولت اندرخور.
سوزنی.
|| اهل خانه. اهل البیت. (ناظم الاطباء).
تاریخ خانواده و اشکال آن : یگانه سازمان اجتماعی که بادوام و همگانی است و از دیرباز در زندگی بشرهای ماقبل تاریخ وجود داشته و حتی قبل از عبادتگاه و دولت و هر سازمانی که برای تمرکز فعالیت آدمی بوجود آمده است خانواده میباشد. گرچه در طول تاریخ خطراتی برای آن پیش آمده و بر اثر آن نزدیک بوده است که خانواده از بین برود ولی چون روابط انسانی در این سازمان بیشتر و بهتر از سایر روابط دیگر برآورنده ٔ مهمترین خواستهای حیاتی اوست ، لذا این امر موجب شده که این سازمان بتواند بکار مستمرش ادامه دهد و از جمع به پراکندگی نگراید. مردم شناسان میگویند: علت استمرار و دوام خانواده از آن است که در خانواده روابط اجتماعی به بهترین وجهی حوائج آدمی را برمی آورد و رفع نیازمندیهای او در هیچ رابطه ای بغیر این رابطه به این خوبی و آسانی امکان پذیر نیست. روابط آدمیان و اشکال خانوادگی ، بستگی بقدرت خاص انسانی دارد و شکل آن در ادوار مختلف متفاوت است. صاحبنظران را نظر این است : در هر زمان و مکان خاصی شکل هر سازمان اجتماعی (که خانواده نیز یکی از آنهاست ) در حقیقت شکلی است که از برخورد احتیاجات کلی بشر با درنظر گرفتن شرایط موجود خاص حاصل میشود و این شکل با تغییر شرایط عوض می گردد و نیز اگر احتیاجاتی که زیربنای جامعه است تغییر پذیرد، شکل خانواده نیز تغییر خواهد کرد. با بیان این قاعده همواره میتوان اشکال متفاوت و متغیر خانواده ها را تشخیص داد. بسیاری از دانشمندان قرن نوزدهم بر این بوده اند که اشکال فعلی خانواده مترقی ترین شکل آن میباشد،شکلی که در نیم قرن بعد تغییر یافت. برحسب تشخیص آنان اشکال خانواده در طول تاریخ بدین گونه بوده است : «گروههای مختلط»، «خانواده های پدرسالاری با چند زن »، «مادرسالاری » و «خانواده های مرکب از پدر و مادر و بچه ها» (البته با تغییراتی چند). باری آنچه در اینجا باید گفت این است : تفاوت موجود بین فرق مختلف خانواده ها در سرتاسر جهان بیشتر بستگی بتاریخ و فرهنگ آنها دارد تا بستگی به قضایای بیولوژیکی. مثلاً اموری چون «مجرد بودن و به ازدواج تن درندادن »، «جلوگیری از آبستنی »، «خیانت زنان و شوهران بهم »، «حرامزادگی »، «زنابا محارم »، «شیرخواره کشی »، «سر از حفظ طفل باززدن » که در همه ٔ نقاط جهان یافت میشود و نیز سیستمهای مختلف خویشاوندی و ازدواج ، چون : تبنی (فرزندخواندگی ). منع زنای با محارم و سایر قواعد اخلاقی که فعلاً در همه ٔ دنیا هست ، همه ٔ آنها بستگی به اجتماع دارد و اگر آن ها را وابسته به اجتماع ندانیم و از برای هر یک علل فردی و شخصی قائل شویم حتماً از طریق مستقیم و بحث صحیح دور خواهیم افتاد. بلی یک سلسله علل فردی و خصوصی در امور اجتماعی دیده میشود که بموجب آنها فقط اشکال خاص خانوادگی تحقق میپذیرد نه اشکال کلی و عمومی که آنها هم چندان مهم نیستند. خلاصه علی رغم ظاهر امر، شکل خانواده در انسانها هیچگاه یک امر غریزی و طبیعی نبوده ؛ یعنی در آدمی قدرت ذاتی و جبلی وجود نداردکه برحسب آن قدرت تشکیل خانواده محقق شود و بسط یابد، بلکه آن امری اجتماعی است.
اشکال سازمان خانواده : پاره ای از مطالعات نژادشناسی ما را به آنجا کشیده است که در طبقه بندی اشکال موجود در خانواده بنتایج مفیدی برسیم : اصل «هم خونی » در گذشته پایه و اساس زندگی خانوادگی بوده بخصوص در بین جوامع اولیه. رالف - لینتون میگوید: یک خانواده یا از فرزندان و زن و شوهری بوجود آمده است که آنها در حول اوجاق خانواده با صمیمیت زیست میکنند و یا آنکه از فرزندان و مادر و پدری تشکیل یافته که چندان رابطه ٔ محکم با هم ندارند وبلکه فقط کارهای دستجمعی موجب اتصال آنها بهم شده است. البته امور مامور به یا منهی عنه در هر دو این خانواده ها نیز وجود دارد. این تقسیم او در مقابل تقسیمی است که دیگران بوسیله ٔ شخصی بالغ بعمل می آورند براین تقریر: هر شخص بالغ دو نوع خانواده دارد یا آنکه او متعلق بخاندان و خانواده ٔ پدری است و یا آنکه خود او بوجودآورنده ٔ خانواده ٔ نوی است. مسأله ٔ «ازدواج با محارم » که از امور منهی عنه میباشد مبین این است که خانواده های هم خون سعی دارند با ازدواجهای خود خانواده را از استهلاک نجات دهند. مثلاً فرعونان در مصر قدیم میگفتند: ما با ازدواج با خواهران خود همواره زنجیره ٔ شاهی را حفظ خواهیم کرد ولی با این وجود اصل مورد نظر آنها اصل عملی نبوده و توده های مردم بشدت آن را نفی میکرده اند. خلاصه حوادث واقع بین دو جنگ بین المللی اول و دوم موجب شده است که تأکیدات دانش طلبهای اجتماعی مسائل مربوطبقضایای خانوادگی را از تکیه بر اصول بیولوژیکی بر تکیه به اصول تاریخی کشانند و بر اثر آن تعابیر اصول خانوادگی از طریق روانشناسی حل و فصل گردد و بالنتیجه مسأله ٔ خانواده از تحت الحمایگی خارج شود و به یک رابطه ٔ دوستانه بگراید. مسأله ٔ فرزند داشتن امروز برخلاف قدیم که فرزندها را ثروت خانواده میشمردند، بصورت قلم خرج جلوه کرده و باعث شده است که پدران و مادران درباره ٔ آنها بمحاسبات دقیق پردازند. بالاخره امور دیگری چون امر بهداشت عمومی و تعلیم و تربیت و حفظافراد از بلیات ، دیگر به عهده ٔ خانواده نبود و اجتماع عهده دار آن است. حال که مسائل کلی راجع به خانواده مطالعه شد ذیلاً به تاریخ آن در ایران می پردازیم.
خانواده در نزد آریاها: مشیرالدوله آرد: خانواده بر اقتدار پدر یا بزرگتر خانواده تشکیل شده بود. زن اگرچه اختیاراتی نسبت به شوهر نداشت و با وجود این بانوی خانه محسوب میشد و کلیةً چنین بنظر می آمد که مقام زنها نزد آریانهای ایرانی بهتر از مقام آنها در نزد مردمان دیگر بوده ، اولاد تابع محض پدر بودند. رئیس خانواده در عهود بسیار قدیم در آن واحد قاضی و مجری آداب مذهبی بود. زیرا در این ادوار از جهت سادگی آداب مذهبی طبقه ٔ روحانیین وجود نداشت. یکی از تکالیف حتمی رئیس خانواده این بود که مراقب اجاق خانواده بوده نگذارد آتش آن خاموش شود. اجاق خانواده در جای معین واقع و مورد احترام بوده. عده ٔ طبقات چنانکه از اوستا دیده میشود سه است ، روحانیون. مردان جنگی و برزگران. ولی در عهد قدیم طبقه ٔ روحانیون وجود نداشت. اجرای آداب مذهبی و قربانی کردن را رؤسای خانواده ها بر عهده داشتند. شکل حکومت در این ازمنه ملوک الطوایفی است ،از چند خانواده تیره ای تشکیل میشد و مسکن آن ده بوده که «ویس » میگفتند. از چند تیره ، عشیره یا قبیله ترکیب می یافت و محل سکنای آن بلوک بود که در آن زمان «کئو» می نامیدند. چند عشیره قوم یا مردمی را تشکیل میداد و محل سکنای آن را که ولایت بوده «ده یو» می گفتند.رؤسای خانواده ها رئیس تیره و رؤسای تیره ها رئیس قبیله را انتخاب میکردند. رئیس قوم یا ولایت نیز در اوایل انتخابی بود ولی چون فرماندهی لشکر را در موقع جنگ بعهده داشت بعدها بر اختیارات خود افزود. ولی نه به اندازه ای که اختیارات رؤسای خانواده ها و تیره ها بکلی ملغی گردد رئیس تیره را «ویس پت » و رئیس قوم یا مردم را «ده یوپت » میگفتند. (از ایران باستان ج 1 ص 161).
خانواده ٔ پارتی : تعدد زوجات در نزد پارتی ها متداول بوده ولیکن بیش از یک زن عقدی نمی توانستند داشته باشند. تعدد زنان غیرعقدی در میان آنها و بخصوص در خانواده ٔ سلطنتی از زمانی متداول شده بود که بثروت رسیده بودند زیرازندگانی صحراگردی مانع از داشتن زنهای متعدد است. شاهان اشکانی زن عقدی خود را از شاهزاده خانم ها یا لااقل زنان پارتی انتخاب میکردند. زن قبل از فوت شوهرش نمیتوانسته شوهر دیگر اختیار کند؛ یعنی طلاق جایز نبوده ولیکن زن محترمه در صورت عدم رضایت از شوهر خود به آسانی طلاق میگرفته است. مرد فقط در چهار مورد می توانسته زن خود را طلاق بدهد: 1 - وقتی که زن عقیمه بود.2 - بجادوگری می پرداخت. 3 - اخلاقش فاسد بود. 4 - ایام قاعده را از شوهر پنهان میکرد. بعضی از مورخان اروپایی ازدواج شاهان اشکانی را با اقربا و خویشان نزدیک با نهایت نفرت ذکر میکنند. چنین نسبتی را نیز هردوت به کمبوجیه و پلوتارک به اردشیر دوم هخامنشی داده اند. لیکن بعضی از نویسندگان پارسی زرتشتی این نسبت را رد کرده میگویند: کلمه ٔ خواهر را در مورد اشکانیان نباید به معنی واقعی گرفت. کلیه ٔ شاهزاده خانمها راشاهان پارتی خواهر می خواندند. زیرا از یک دودمان و خانواده بودند و دخترعمو نوه ٔ عمو و غیره نیز در تحت این عنوان در می آمدند. ولی چون در تاریخ نویسی باید حقیقت را جستجو کرد و نوشت حاق مسأله این است که ازدواج با اقربای خیلی نزدیک در ایران قدیم موسوم به «خوتک دس » پسندیده بود و ظاهراً جهت آن را حفظ خانوادگی و پاکی نژاد قرار میدادند. ولی معلوم است که زرتشتی های ازمنه ٔ بعد آن را مثل سایر ملل فوق العاده مذموم دانسته اند چنانکه امروز هم از چنین نسبتی کاملاً منزه میباشند. زنهای پارتها با مردها خلطه و آمیزش نداشته اند ولیکن بعضی از ملکه ها بطوری که از سکه های شاهان و بعضی از آثار دیگر معلوم میشود در مجالس جشن حاضر میشدند چنانکه فرهاد پنجم با مادر خود بتخت نشست وسکه های او صورت مادر و فرزند را داراست و حجاریهای تنگ سااولک که بارون دوبد در کوههای بختیاری در سنه ٔ1841 م. یافته و بعضی از محققین مربوط بدوره ٔ اشکانی میدانند این نظر را تأیید میکنند. قاعده ٔ عمومی بر جدا بودن زنها از مردها بوده و زنها در زندگانی مردها شرکت نمیکردند. کلیةً مقام زنها نزد پارتیها پست تر از مقام آنها نزد پارسیها بوده و یکی از خصائص دوره ٔ اشکانی عدم مداخله ٔ زنهاست در امور دولتی. این است که برخلاف بعضی از شاهان هخامنشی در این دوره نفوذحرم سرا و خواجه سرایان در امور درباری و دولتی هیچ دیده نمیشود. جنایاتی که در خانواده واقع میشود مثل قتل زن بدست شوهر یا پسر و دختر بدست پدر و یا خواهر بدست برادر یا جنایاتی مابین پسران و برادران بعدلیه رجوع نمیشد و بایستی خود خانواده قراری در مورد اینگونه جنایات بدهد زیرا بعقیده ٔ پارتیها این نوع جنایات بحقوق عمومی مربوط نبوده و تصور میکرده اند که فقطبحقوق خانواده خلل وارد می آورد. ولیکن اگر دختر یا خواهری که شوهر دارد موضوع چنین جنایاتی واقع میشد امر بعدلیه محول میگشت زیرا زنی که شوهر میکرد جزو خانواده ٔ شوهر محسوب میشد. از مجازاتهای این دوره اطلاعاتی در دست نیست همین قدر معلوم است که مجازات خیانت زن بشوهر خیلی سخت بوده. مرد حق کشتن زن را داشته ودیگر اینکه اگر کسی مرتکب عمل شنیعی برضد طبیعت میشد بایستی خودکشی کند و در این باب پارتیها به اندازه ای سخت بودند که هیچ استثنائی را روا نمیداشتند. این است مختصر اطلاعاتی که از اخلاق پارتیها بما رسیده است. (از تاریخ ایران باستان ج 3 صص 2693 - 2795).
خانواده در دوره ٔ ساسانی : اصل تعدد زوجات اساس تشکیل خانواده بشمار میرفت. در عمل ، عده ٔ زنانی که مرد می توانست داشته باشد بنسبت استطاعت او بود. ظاهراً مردمان کم بضاعت بطور کلی بیش از یک زن نداشتند. رئیس خانه (کذگ خوذای = کدخدا)از حق ریاست دودمان (سرداریه ی دوذگ = سرداری دوده )بهره مند بود. یکی از زنان سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را زن ی پادشاییها (پادشاه زن ) یا «زن ممتاز» میخواندند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را «زن خدمتکار» (زن ی چگاریها) میگفتند. حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود. ظاهراً کنیزان زرخرید و زنان اسیر جزء طبقه ٔ چاکرزن بوده اند، معلوم نیست که عده ٔ زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر. اما در بسی از مباحث حقوقی از مردی که دو زن ممتاز دارد سخن بمیان آمده است. هر زنی از این طبقه عنوان «بانوی خانه » (گذگ بانوگ = کدبانو) داشته است و گویا هر یک از آنها دارای خانه ٔ جداگانه بوده اند. شوهر مکلف بود که مادام العمر زن ممتاز خود را نان دهد و نگاهداری نماید. هر پسری تا سن بلوغ و هر دختری تا زمان ازدواج دارای همین حقوق بوده است. اما زوجه هایی که عنوان چاکرزن داشته فقط اولاد ذکور آنان در خانواده ٔ پدری پذیرفته میشده است. در کتب پارسی متأخر پنج نوع ازدواج شمرده شده است. ولی ظاهراً در قوانین ساسانی جز دو قسمی که ذکر شد قسم دیگری نبوده است. نصاری بر زردتشتیان خرده میگرفتند که به آسانی مزاوجت میکنند و به آسانی طلاق میدهند ولی این ایراد مبنای صحیحی ندارد. اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه ٔ جامعه ٔ ایرانی بشمار میرفت تا بحدی که ازدواج با محارم را جایز میشمردند و چنین وصلتی را «خویذ وگدس » میخواندند در اوستا این کلمه «خوایت ودث » است. این رسم از قدیم معمول بود حتی درعهد هخامنشیان اگر چه معنی لفظ «خویت ودث » در اوستای موجود مصرح نیست ولی در نسکهای مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بوده ، در بغ نسک و ورشتمان سرنسک اشاره به اجرای این عمل شده. مثلاً اینکه مزاوجت بین برادر و خواهر بوسیله ٔ فره ایزدی روشن میشود و دیوان را بدور میراند. نرسی برزمهر مفسر ادعا کرد که خویذ وگدس معاصی کبیره را محو میکند. در زمان ساسانیان نه تنها در کتب معاصران مثل آگاثیاس و کتاب منسوب به ابن دیصان ذکر این عمل رفته بلکه در وقایع آن دوره هم شواهد چند میبینیم. یکی از اولیاء آن عهد اردای ویراز که هفت خواهر خود را بزنی گرفته بود، ممکن است وجود خارجی نداشته باشد، اما وهرام چوبین خواهر خود گردیک (گردیه ) را گرفت و مهران گشنسب نیز پیش از گرویدن بکیش نصاری بنابر عادت ناشایست و ناپاکی که این گمراهان آن را قانونی و بحق می پندارند خواهرش را عقد کرده بود بطریق ماربها هم عصر انوشیروان در کتاب حقوق سریانی که راجع به ازدواج است گوید: «عدالت خاصه ٔ پرستندگان اوهرمزد بنحوی جاری میشود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند». و مثالهایی آورده است که زرتشتیان برای تأیید و تقدیس این امر روایت میکرده اند. یا وجود اسناد معتبری که در منابع زرتشتی و کتب بیگانگان معاصر عهد ساسانی دیده میشود. کوششی که بعضی از پارسیان جدید برای انکار این عمل یعنی وصلت با اقارب میکنند بی اساس و سبکسرانه است. مثلاً تأویلی که «بلسارا» از کلمه ٔ خویذوگدس کرده و گفته است معنی آن «حصول رابطه است بین خدا و بنده بوسیله ٔ زهد و پرهیزگاری » و نیز او گوید: اگر در زمان تحریر کتب پهلوی معنی ازدواج نامشروع به این کلمه تعلق گرفته است ، ظاهراً مراد اعمالی بوده که منحصراً بحکمای مزدکی مذهب نسبت میداده اند نه زرتشتیان. ولی باید دانست که ازدواج با اقارب به هیچوجه زنا محسوب نمیشده ، بلکه عمل ثوابی بوده که از لحاظ دین اجری عظیم داشته است. محتمل است که قول هیون تسیانگ چینی در اوایل قرن هفتم میلادی که گوید: ازدواج عصر او بسیار آشفته است ناظر بهمین رسم باشد. هنگام تولد طفل پدر باید شکر خدای را به انجام مراسم دینی خاص و دادن صدقات بجای آرد، صدقه ٔ دختر بیش از پسر بود. بعد ازآن مراسم نامگذاری کودک فرامیرسد، در نامگذاری اختیار اسم کفار را گناه میدانستند. تقریباً همه ٔ اسمهایی که در نقوش و مهرها میبینیم از طبقه ٔ ممتاز است و اکثر صورت دینی دارند. مثلاً بعضی از آنها اسامی موجودات الهی است مانند هرمزد (اوهرمزد، اهورمزدا) و وهرام (ورثرغن ) و نرسه (نیریوسئهه ) یا ترکیبی است از اسم دو ایزد. مثل مهرنرسه (مهر نرسی ) یا ترکیبی از دو جزء که یکی از آنها نام ایزدی است مانند مهروراز (مهرگراز) و مهر بوزید (مهر نجات میدهد) و زروان داد (آفریده ٔ زروان ) و یزدیخت (خدا نجات داده ) و آناهیدپناه (کسی که در پناه آناهیتاست ) و غیره. اسامی که مرکب از کلمه ٔ آذر بسیار معمول بوده مثل آذربوی (نجات بوسیله ٔ آتش ) و ترکیبی از اسامی آتشکده های بزرگ مانند «آذرگشنسب »، «گشنسب « »مهران گشنسب »، «گشنسب فرن »، «آذرفربک »، «فربک »، «برزین »، «پناه برزین ». اسامی مرکب از سه جزء دیده میشود مثل (آذر خورشید آذر). اسم گاهی مبین شرافت نسب طفل بود مانند شاهپور (شاه پور) یا حاکی از فال نیک می شده مانند پیروز و نام ویه (نام به ) نامهای مصغر را با شکل مختلفه ترکیب میکردند. غالباًجزو آخر اسم را قطع کرده بجای آن ویه میگذاشتند مانند ماهویه که از ماه و یک جزء مجهولی ترکیب یافته و جوانویه (جوان بمعنی جوان و دلیر است ) اسامی زنان غالباً بکلمه ٔ دخت «دختر» ختم میشده است مانند هرمزددخت و یزدان دخت (که اگر هرمزد یا یزدان نام پدر صاحب اسم نبود معنی دختر خدا یا دختر خدایان را داشت ). و آزرمیدخت (دختر عفیف ) بعض اسامی به «گاف » ختم میشد مانند دینگ (از دین بمعنی کیش ) و وردگ (از ورد بمعنی گل سرخ ) صفات نسبی را هم بجای اسم زنان بکار میبرده اند مانند شیرین. از اواسط قرن پنجم اسامی دلاوران تاریخ داستانی قدیم استعمال عام پیدا کرد. کواذ ساسانی اسم کواتد پادشاه داستانی را گرفت که در یشتهای اوستااز او ذکری شده است. در قرن پنجم و ششم و هفتم میلادی اشخاصی معروفند که نام قدما را مثل سیاوش و خسرو ورستهم (رستم ) گرفته اند. این اتخاذ دلیل است بر علاقه ٔ جدیدی که مردم دوره ٔ ساسانی نسبت بداستانهای پرافتخار قدیم حاصل کرده بودند. در همین سه قرن اخیر داستانهای قدیم بصورت قطعی چنانکه در «خوذا ینامک » ضبط شده در آمده است. بایستی طفل خردسال را از آسیب چشم بد محفوظ بدارند و مواظبت کنند تا زن حائض نزدیک او نشود زیرا پلیدی شیطانی آن زن را موجب بدبختی طفل می پنداشتند. شیطان را بوسیله ٔ آتش و روشنایی دور میکردند خصوصاً در سه شب اول تولد طفل عصاره ٔ نبات هائومه بطفل میدادند و روغن بهاری به او می چسبانیدند. پرستاری از طفل و شیردادن و در قنداق پیچیدنش میبایستی مطابق آداب مذهبی بعمل آید، قواعدی نیز برای نخستین سرتراشی طفل مقرر بوده ، تربیت طفل بعهده ٔ مادر بود و در صورت احتیاج پدر، خواهر یا دختر بزرگ خود را بتربیت کودک میگماشت. اگر پسری پدر را چنانکه سزاوار شأن اوست حرمت نمیگذاشت ارث پدری او تعلق بمادر میگرفت مشروط بر اینکه مادر بیش از فرزند شایستگی و اهلیت میداشت ، تعلیم مذهبی دختر را مادر به عهده میگرفت لیکن حق شوهر دادن او بپدر اختصاص داشت. اگر پدر در قیدحیات نبود شخص دیگری اجازه ٔ شوهر دادن دختر را داشت این حق نخست بمادر تعلق میگرفت و اگر مادر مرده بود، متوجه یکی از اعمام یا اخوال دختر میشد. دختر خود مستقلاً حق اختیار شوی نداشت از طرف دیگر پدر یا شخصی که ولی دختر بشمار میرفت مکلف بود بمجرد رسیدن بسن بلوغ او را بشوهر دهد زیرا منع دختر از توالد گناه عظیمی بشمار می آید. مراسم نامزدی غالباً در سن طفولیت بعمل می آمد و ازدواج در جوانی صورت میگرفت. در پانزده سالگی دختر باید شوهردار میشد معمولاً وصلت بوسیله ٔ یکنفر واسطه بعمل می آمد. مهر را معین میکردند پس آنگاه شوهر مبلغی بپدر آن دختر میپرداخت. لکن میتوانست آن پول را در بعضی موارد مجدداً مطالبه کند. مثلاً اگر بعد از عروسی معلوم میشد که زن ارزش آن مبلغ را ندارد ظاهراً مقصود از این عبارت آن است که زن عقیم باشد. بعلاوه پدر نبایستی دختر را مجبور به اختیار شوهری که خود تعیین کرده بنماید و اگر دختر ابا میکرد پدر حق نداشت او را بدین سبب از ارث محروم کند. پس از عقد ازدواج اجر اعمال خیر زن متوجه شوهرش میشد. اگر دختر جوانی که در موقع مناسب پدر او را بشوهر نداده بود ارتباط غیرمشروع پیدا میکرد حق نفقه از طرف پدر داشت و از بردن ارث محروم نمیشد بشرط اینکه آن ارتباط را قطع کند و حتی اطفالی که از این پیوند غیرمشروع بدنیا می آمدند نفقه شان بعهده ٔ پدر آن دختر بود. شوهر میتوانست بوسیله ٔ یک سند قانونی زن را شریک خویش سازد در این صورت شریک المال میشد و میتوانست مثل شوی خود در آن تصرف کند بدین طریق زوجه میتوانست معامله ٔ صحیحی با شخص ثالث بعمل آورد زیرا در این قبیل امور و در عواقب قانونی آن زن را شخص مستقلی میدانستندنه عضو یک خانواده (واًلا بموجب قانون زناشویی فقط شوهر شخصیت حقوقی داشت ) در این مورد مدعی زوجه میتوانست بدون احتیاجی برضایت شوهر بر ضد زن اقامه ٔ دعوی نماید. دائن در آن صورت میتوانست حقوق خود را خواه از زن مطالبه کند و خواه از شوهر، شوهر میتوانست با دو زوجه ٔ ممتاز خویش اشتراک منفعتی برقرار کند در این صورت نفع هر یک از آن دو زوجه با شوهر مشترک بود، اما فیمابین خودشان هر یک از زنان جداگانه مالک نفع خود بودند، مرد میتوانست در هر موقع این شرکت را بهم زند ولی زنان از این حق محروم بودند. اما در شرکتی که میان دو مرد برای منفعتی منعقد میشد هر یک از آنهامیتوانست بمیل خود قرارداد را لغو نماید. احکامی موجود بود که حقوق زن ممتاز را راجع بتصرف در اموال شوهری که مجنون شده بود معین می نمود. معمولاً پدر خانواده که صاحب اختیار همه بود از عواید اموال خاص زوجه و غلامان خود تصرف میکرد با این تفاوت که اگر مرد زن را طلاق میداد مکلف بود عواید خاص را به او بدهد لیکن اگر بنده ٔ زرخریدی را آزاد میکرد آن بنده حق مطالبه ٔ چیزی از آقای خود نداشت. در مورد طلاقی که به رضای زوجه واقع میشد زن حق نداشت اموالی را که شوهر در موقع عروسی به او داده نگاهدارد. مفهوم مخ
الف این حکم آن است که زن میتوانسته است در موقع طلاقی که بی رضایت او واقع شده باشد همه ٔ مال یا قسمتی از آن را نگاهدارد. احوال حقوقی زن که در نتیجه ٔ تحقیقات بارتلمه معلوم شده مشتمل بر مسایل متضاد است و سبب این تضاد آن است که احوال قانونی زن در طول عهد ساسانیان تحولاتی یافته است. بنابر قول بارتلمه اصولاً زن در این زمان شخصیت حقوقی نداشت حقوقش بتبع غیر بود. اما در حقیقت بعقیده ٔ ما زن نیز دارای حقوق مسلمه ای بوده است. ساسانیان احکام عتیقی داشته اند و قوانین جدیدی که ظاهراً با هم متضاد بوده اند. پیش از اینکه اعراب مسلمان ایران را فتح کنند محققاًزنان ایران در شرف تحصیل حقوق و استقلال خود بوده اند. یکی از مقررات خاصه ٔ ساسانی ازدواج «ابدال » است که نویسنده ٔ نامه ٔ تنسر بشرح آن پرداخته است. در ترجمه ٔ فارسی این نامه ذکر این قسم مزاوجت را به اختصار می بینیم و تفصیل آن در کتاب «ماللهند» بیرونی است که مستقیماً از ترجمه ٔ مفقود ابن مقفع گرفته است و آن این است : «اًذا مات الرجل و لم یخلف ولدا اًن ینظروافاًن کانت له امراءة زوجوها من اقرب عصبته باسمه ، واًن لم تکن له امراءة فابنة المتوفی او ذات قرابته فاًن لم توجد خطبوا علی العصبیة من مال المتوفی فمن کان من ولد فهو له و من اغفل ذلک و لم یفعل فقد قتل ما لایحصی من الانفس لأَنه قطع نسل المتوفی و ذکره الی آخر الدهر»؛ یعنی اگر مردی بمیرد و فرزندی نداشته باشد باید دید اگر زنی دارد او را به نزدیکترین خویشاوندان متوفی باید بدهند و اگر زن ندارد دختر یا نزدیکترین بستگان او را با اقرب خویشان باید نکاح ببندند ولی اگر هیچ زنی از بستگان او موجود نباشد از مال شخصی متوفی باید زنی را جهیزه داده به یکی از مردان خویشاوند میت بدهند. پسری که از این ازدواج حاصل شود فرزند آن مرد میت محسوب میشود. کسی که از ادای این تکلیف غفلت ورزد سبب قتل نفوس بیشمار شده است زیرا که نسل میت را قطع و نام او را تا آخر دنیا خاموش نموده است. قاعده ٔ قبول نیز یکی از رسومی است که در جامعه ٔ زرتشتیان فوق العاده متداول بوده است. چون مردی می مرد و فرزندی بالغ نمیگذاشت که جانشین او شود و ریاست خانواده را بعهده گیرد، صغار میت را بقیم میسپردند و اگر میت توانگر بود بایستی شخصی بعنوان پسرخوانده قایم مقام او شود و ترکه ٔ او را اداره کند. و اگر آن مرد زنی ممتاز داشت و آن زن بعنوان پسرخوانده مدیر ماترک او میشد ولی زوجه ٔ او که چاکرزن بود نمیتوانست به این سمت نصب شود بایستی او را مثل صغار دیگر بقیم بسپارند. در این صورت مرد قیم پدر آن چاکرزن محسوب میگردید. و اگر قیم وفات می یافت برادر چاکرزن یا برادری که در میان چند فرزند مقام ارشدیت داشت و یا یکی از خویشاوندان نزدیکش قیم او میشد. اگر در خانه ٔ مرد میت زنی ممتاز یا دختری یگانه نبود سمت فرزندخواندگی به برادر و پس از او بخواهر و سپس بدختر برادر و بعد به پسر برادر تعلق میگرفت و پس از این طبقات به سایر خویشاوندان نزدیک میرسید. شرایط قانونی «ستر» این بود که کبیر باشد و از زرتشتیان باشد و عاقل باشدو خود نیز دارای عائله ٔ کثیر باشد و صاحب فرزندان باشد یا امید و امکان فرزند یافتن داشته باشد و مرتکب هیچیک از معاصی کبیره نشده باشد. شرایط زنی که عنوان ستری می یافت قانوناً چنین مقرر بود که شوهر نداشته باشد و در طلب آن هم نباشد و کنیز کسی نباشد و از فاحشگی امرار معاش نکند و در خانواده ٔ دیگر سمت فرزندخواندگی نداشته باشد. زیرا که زنان جز در یک جا نبایستی «ستر» بشوند ولی مرد میتوانست رفته در چند خانواده سمت «فرزندخوانده » بگیرد؛ ستر فرزند بمجرد انتصاب به این سمت واجد حق ولایت تامه و اختیار مطلق نمیشد.نشانه ٔ این عنوان اخیر مراقبت در روشن نگاه داشتن آتش مقدس خانه بود. ستری بر سه نوع است : «ستر فرزند خود» عنوان زن ممتاز یا دختر یگانه و دوشیزه است. نصب چنین زنی یا دختری بمقام ستری طبیعی است و لزوم قهری دارد محتاج قانون خاص نیست. «ستر منصوص » کسی را گویند که از جانب متوفی قبلاً به این سمت معین شده باشدو این اصطلاح در مقابل کسی است که بعد از فوت آن شخص از طرف اقربا نصب شود. چنین کس را «سترمجعول » گویند. زن ممتاز چون بیوه باید مراقب امور خانواده باشد ومراسم دینی و امور خیریه را که بر هر خانواده واجب است انجام دهد. باید دختر شوی خود را شوهر دهد و خواهران شوی را اگر تحت قیمومتش باشند پرستاری کند و مانند اینها. مشارٌالیها حق دارد که قسمت بزرگی از دارایی متوفی را بمصارف شخصی خود برساند. اما بمحض اینکه دختری شوهر اختیار کرد قدرت مادر تقسیم میشود و یک بهر به داماد تعلق میگیرد و این اختیار داماد وقتی افزوده میشود که فرزندی بیابد که روزی امکان داشته باشد که به ریاست خانواده برسد. نوع دیگر هم از فرزندخواندگی متداول بود. و آن همین است که ما معمولاً آن را «تبنی » میگوییم. در این صورت پدر و مادر که طفلی را بفرزندی می پذیرفتند حق ارث بردن از او نداشتند. اگر این قسم فرزندخوانده که مادرش زنی ممتاز (پادشاه زن ) بوده قبل از سن بلوغ میمرد، دارایی او به ناپدری او میرسید. در باب ارث مقرر بود که زن ممتاز و پسرانش یکسان ارث ببرند. اما دختران شوهرنکرده را نصف سهم میدادند. چاکرزن و فرزندان او حق ارث از او نداشتند. ولی پدر میتوانست قبلاً چیزی از دارائی خود را به آنان بخشد یا وصیت کند که پس از مرگ به آنان بدهند. برای مراقبت در اجرای قوانین ارث نُظّاری معین میکردند. چون کسی بدرود حیات میگفت بایستی موبدان مطابق مقررات وصیتنامه بتقسیم اموال او بپردازند و اگر میت چیز نداشت مصارف تجهیز جنازه و نگاهداشت فرزندان او را هم موبدان کفایت میکردند. چینن مقرر بود که «ابدال ابناء ملوک همه ابناء ملوک باشند و ابدال خداوند درجات هم ابناء درجات » (نامه ٔ تنسر). اگر کسی در وقت مردن قسمتی از اموال خود را به اشخاص بیگانه میداد ووارث قانونی خویش را محروم میکرد این عمل او صورت قانونی نداشت ، مگر برای تأدیه ٔ دینی یا نفقه ٔ زنی یاپرستاری اولاد و پدر یا پیرمردی که در ظل حراست او بوده داده شده باشد. اگر کسی در زمان ابتلاء بمرضی که چندان خطری نداشته وصایایی میکرد چون شفا می یافت صورت قانونی داشت بشرط آنکه وصیت را در حال شعور کرده ونقضی در قوای او نبوده باشد. چون کسی وصیت میکرد مکلف بود که سهمی به هر یک از دختران بی شوهر و دو سهم به زن ممتاز خود بدهد. اگر قیم پسر صغیری قسمتی از دارایی خانواده را بمصرف پرداخت دینی میرساند چون پسربحد رشد بالغ میشد میتوانست اعتراض کند. وقتی یکی از کنیزان زرخرید را بمقدار یک عشر آزاد میکرد فرزندی که از آن کنیز تولد مییافت همچنین بمقدار یک عشر آزاد میبود. این قانون عجیب عیناً در کتاب فقه سریانی تألیف عیشوبخت هم مسطور است. (از کتاب ایران در زمان ساسانیان تألیف پرفسور آرتور کریس تن سن ترجمه ٔ رشید یاسمی چ 2 صص 346 - 358).
خانواده در تمدن اسلام : اساس خانواده در اواسط دوره ٔ تمدن اسلام مانند امروز زن بود و ذیلاً پاره ای از ممیزات خانواده ٔ اسلامی را شرح میدهیم و آن عبارت از حجاب و تعدد زوجات و طلاق میباشد. اگر مقصود از حجاب پوشاندن تن و بدن زن باشد، این وضع پیش از ظهور اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز هم در خود اروپا باقی مانده است. اگر مقصود از حجاب زندانی ساختن زن در خانه و جلوگیری از معاشرت وی با مردان است ، باید گفت که این وضع میوه ای از میوه های درخت تمدن اسلام میباشد و پیش از آن شایع نبوده است و همینکه مسلمانان کاملاً با زندگی تجمع و عیاشی آشنا شدند قضیه بیش از پیش شدت یافت و راجع به آن دقتهای فوق العاده مبذول گشت. زن بدوی عرب در همه چیز با مرد برابر بود و چه بسا که از میان همان چادرهای صحرائی زنانی درآمدندکه در امور بازرگانی و ادبی و دلیری و خردمندی و هشیاری و غیره نابغه محسوب میشدند. ولی بعد از ظهور اسلام کنیزان و اسیران فراوان گشتند و مردان هم خواجه های متعدد یافتند. طبعاً زن و مرد از هم بدگمان شدند وآن غیرت و علاقمندی سابق را از دست دادند و چون اختیارات مرد بیشتر بود از اوایل سلطنت امویان زنان در خانه محبوس گشتند و خواجگان سفید و سیاه برای مراقبت رفتار آنان معین شدند. پرده پوشی سختی که امروز در خانواده های اسلامی معمول است موجبش همان بدگمانی مرد اززن و خودکامی نسبت بخانواده است که هرنوع لذت و خوشی را منحصراً برای خود میخواهد. در صورتی که چنین وضعی با اصول تعالیم اسلام موافقت ندارد. و اگر در موضوع حجاب به آیات قرآنی مراجعه شود تفسیر آیات بیشتر با رفع حجاب وفق میدهد، اما چه میتوان کرد که مردم میل دارند آیات دینی را مطابق فکر و نظر و غرض خودشان تفسیر کنند و این مخصوص مسلمانان نیست بلکه پیروان هر دینی پس از متمدن شدن میل دارند احکام دینی را مطابق میل خود تعبیرنمایند. مثلاً در کتب مذهبی مسیحیان راجع به جلوگیری ازتعدد زوجات نص صریحی یافت نمیشود اما اولیای امور کلیسا تصور کرده اند که یک زن داشتن موجب سعادت خانواده و جامعه است و لذا از روی پاره ای قراین بعضی آیات را تفسیر و تأویل کرده و تعدد زوجات را حرام دانسته اند. همینطور موقعی که کنیز در میان مسلمانان فراوان شد، زن و مرد مسلمان از هم بدگمان شدند و مردان درصدد محبوس ساختن زنان برآمدند و آیات و احکام را با آن نظر تأویل و تفسیر کردند و زن را از هر جهت در تنگنا گذاردند تا آنجا که زن گمان برد کارهایی بر مرد حلال است که بر وی حلال نمیباشد و البته این اعتقاد از روی ترس و ناچاری پدید آمد و بالطبع مهر و دوستی زنان نسبت به مردان مبدل به ترس و ریاکاری شد. مرد هم که از راز زنان آگاه گشت از مکر و حیله ٔ وی اندیشناک شد او را پشت پرده گذارد و خودش با کنیزان و امردان و غلامان سرگرم شد، بندرت با زن خویش هم سفره و هم بستر و هم نشین میبود و او را موجود مکار و حیله باز میدانست و افتخار مردان بر این شد که زن را از حجله تا گور در خانه حبس کنند. اما باید دانست که ستمگری نسبت بزنان و خوار و ذلیل داشتن آنان با نص صریح آیات قرآنی مخالف میباشد. زیرا قرآن مردان را مأمور فرموده که با زنان بدوستی و مهربانی رفتار کنند و اینک نص آیه ٔ قرآن : «و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةو رحمة» (قرآن 21/30) و آیه ٔ: «لهن مثل الذی علیهن بمعروف » (قرآن 228/2) و آیه ٔ: «و عاشروهُن َّ بالمعروف ». (قرآن 4/19). مردان جز خودکامی و شهوترانی چیزی نخواستند بخصوص بعد از پایان دوره ٔ علم و تمدن و شیوع جهل و فساد که فقیهان نیز مطابق نظر توده ٔ جاهل رأی دادند، همانطور که کشیشان مسیحی نیز در دوره های تاریک چنان بودند و مطابق فکر کوتاه و نظر پست محیط رأی و فتوا صادر کردند. بویژه که ظلم و استبداد در ممالک اسلامی شدت یافت و نتایج شوم آن بر زن ستمدیده تحمیل شد چه در دوره ٔ استبداد مرد ظلم حاکم را تحمیل می کند چون زورش به وی نمی رسد، ولی همینکه بمنزل می آیدخودش از هر حاکم ظالمی نسبت به اهل خانه اش ظالم تر میشود و انتقام حاکم ظالم را از زن و بچه اش میگیرد. این وضع در تمام اجتماعات حال و گذشته معمول بوده که بعد از شیوع ظلم و فساد اوضاع خانواده ها نیز تیره تر می گردد. و در هر کشوری که دیکتاتوری حکمروا باشد معمولاً مرد خانه نیز به اهل خانه ٔ خود ستم میدارد و بر عکس اگر در مملکتی عدل و داد حکومت کند، زن میتواند حق خود را مطالبه کند و مرد هم از ادای حق زن خودداری نمی نماید و چنانکه گفته اند هر خانواده و خانه ای یک دولت کوچکی را میماند. زنان مسلمان تا اواخر قرن گذشته (قرن نوزدهم میلادی ) چنان بودند و پیشوایان اسلام هم خواه و ناخواه سکوت داشتند. کم کم بعضی از نویسندگان مسلمان درباره ٔ حقوق زنان مطالبی نگاشتند و معایب پرده را برشمردند و برادران خود را بمبارزه بر ضد پرده پوشی برانگیختند و تا آنجا که میدانیم نخستین کسی که راجع به زنان مسلمان و حقوق آنها مقالاتی انتشار داده مرحوم شیخ احمد فارس الشدیاق است که در مجله ٔ الجوائب چاپ استانبول مطالب مفصلی منتشر ساخت. پس از وی نیز بعضی ها مطالب مختصری نوشته و سرانجام قاسم بک امین در اواخر قرن نوزدهم میلادی کتاب مشهور تحریر المراءة را تألیف و منتشر نمود و حق مطلب را از هر جهت ادا کرد بقسمی که برای هیچ کس جای سؤال و جواب باقی نماند.
تعدد زوجات : یکی از بدبختی های خانواده های اسلامی تعدد زوجات است ، یعنی اینکه مرد هر چه بخواهد زن بگیرد. شریعت اسلام تعدد زوجات را با اجرای شرایط بسیار سخت اجازت داده که تقریباً آن را جزء محالات آورده است. مثلاً نص آیه تصریح دارد مرد می تواند از یک تا چهار زن بستاند مشروط بر اینکه با همه ٔ آنان عدالت کند و اگر نتواند عدالت کند بیش از یک زن نباید بستاند و اینک متن آیه : «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع فاًن خفتم الاتعدلوا فواحدة». (قرآن 3/4). و آیه ٔ دیگر: «و لن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم فلاتمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة». (129/4).حال اگر مفهوم این دو آیه را با هم جمع کنید معلوم میشود که منع تعدد زوجات اقوی از جواز آن میباشد از آن رو مردمان خردمند و باانصاف به یک زن اکتفاء داشتند و با کنیزان هم بستر نمیشدند و از قلت نسل هم بیم نمیکردند زیرا کنیزان فرزند می آوردند و در هرحال تاکنون هم مسلمانان معمولی بیش از یک زن میستانند بقسمی که پنج و یا منتهی ده درصد مردم عادی یک زن دارند وبقیه بیش از یک زن اختیار می کنند. اما طبقه ٔ خواص چنانکه گفته شد معمولاً یک زن میگیرند مگر اینکه موجبات مهمی تعدد زوجات را برای آنان ایجاب کند. دسته ٔ دیگری از مسلمانان موضوع عدالت مصرح در آیه را بعدالت در نفقه نه در محبت تعبیر میکنند و در هر صورت در اواسط دوره ٔ تمدن اسلام مردمان متمکن و با جاه و جلال هم زنان متعدد می گرفتند و هم کنیزان متنوع نگاه می داشتند. اما زن نخستین غالباً بانوی حرم محسوب میگشت ولی زنان زرنگ پرهیزکار خودشان کنیزان ماهرو بشوهران هدیه میدادند چنانکه زبیده زن هارون برای اینکه از عشق شوهر خود نسبت به «دنائیر» [ یکی از کنیزان زیبای حرم ] بکاهد، چندین کنیز پری پیکر به هارون تقدیم نمود. گاه هم زنان برای ثواب آخرت زن جوانی به شوهر پیر خود هدیه میدادند. شیخ جبروتی تاریخ نویس مصری می گوید: زنان پدر من بسیار خداترس بودند. از آن جمله یکی از آنها خیلی به پدرم محبت میکرد و از محبت های او اینکه گاه و بیگاه کنیزان ماهروی با پول خود می خرید و آنان را آرایش میکرد و جامه ٔ فاخر میپوشانید و پیش پدرم می فرستاد تا خدا او را (زن پدرم را) پاداش بدهد. پدرم که این را می دید علاوه بر کنیزان تقدیمی او زنان دیگری اختیار میکرد و این خانم نیکوکار بردبار بر عکس سایر زنها ابداً بدش نمی آمد و به آن عمل اعتراضی نداشت.
طلاق : در مورد طلاق هم مانند تعدد زوجات میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر هست. بعضی ها آن را مکروه میدانند زیرا آیات و احادیث متعددی در مکروه بودن طلاق وارد شده است از آن جمله آیه ٔ ذیل :«و اًن خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها اءَن یریدا اصلاحاً یوفق اﷲ بینهما» (قرآن 35/4) و آیه ٔ: «فان کرهتموهن فعسی اءَن تکرهوا شیئاً و یجعل اﷲ فیه خیراً کثیراً» (قرآن 19/4). و حدیث : «ابغض الحلال عنداﷲ الطلاق ». گرچه طلاق حلال است اما خدا آن را دوست ندارد، با این همه بسیاری از صحابه بطور وفور زن میگرفتند و طلاق میدادند. مغیرةبن شعبة بین 250 - 300 زن گرفت و طلاق داد. ولی در هر حال بزرگان اسلام طلاق را مکروه میداشتند عموماً تا موجب کلی پدید نمی آمد طلاق واقع نمیشد و بیشتر در خانواده های عادی طلاق رخ میداد. یکی از موجبات کثرت طلاق همانا حجاب میباشد زیرا جوانی که زن نادیده را میگیرد یگانه امید راه گریزش طلاق است که اگر او را دید و نپسندید باطلاق خود را خلاص میسازد در صورتی که مقررات اسلامی صریحاً تأکید می کند که مرد میتواند و باید پیش از نامزدی و عقد زن خود را ببیند و اگر به این روایات عمل شود البته طلاق کمتر میگردد. این را هم باید گفت که در پاره ای موارد طلاق از نظر امور خانوادگی و اجتماعی سود فراوان دارد و ملتهایی که آن را تحریم کرده اند از آن فواید محروم هستند. (از تاریخ تمدن اسلام ترجمه ٔفارسی ج 5 صص 106 - 112). فلاسفه ٔ اسلام تحت تأثیر یونانیان شعبه ای از حکمت عملی را به نام تدبیر منزل ، که اصول مرعیه برای قوام خانواده است ، مدوّن کرده و درزیر مختصری از رأی آنها در این باب آورده میشود تانظرشان در این مسأله از لحاظ کلی و فلسفی روشن شود. خواجه نصیر در اخلاق ناصری میگوید: پنج فصل در تدبیر منزل باید مورد لحاظ واقع شود: فصل اول در سبب احتیاج بمنازل و معرفت ارکان آن. فصل دوم در معرفت سیاحت و تدابیر اموال و اقوات. فصل سوم در معرفت سیاست وتدبیر اهل. فصل چهارم در سیاست تدبیر اولاد. فصل پنجم در سیاست خادم و عبید. فصل اول در سبب احتیاج بمنازل و معرفة ارکان آن : این فصل بطور مفصل ذیل کلمه ٔ خانه آمده است. به کلمه ٔ خانه رجوع شود. فصل دوم در معرفة سیاست و تدبیر اموال و اقوات : چون نوع مردم به اذخار اقوات مضطر است بقای بعضی اقوات در زمانی بیشتر ممکن است تا زمانی پس بجمیع مایحتاج از هر جنس احتیاج افتد تا اگر بعضی از اجناس تلف شود بعضی که از فساد دورتر بوده ، بماند. از آنجا که نقل پول از مکانی بمکان دیگر آسانتر از نقل اقوات و اجناس است و از طرف دیگر با بودن پول میتوان مایحتاج را در هر مکان تهیه کرد. لذا وجود پول رافع هرگونه موانعی است که درزندگی انسانی پیش آید. بعد از بیان این مقدمه گوئیم نظر در حال مال بر سه وجه تواند بود: 1 - به اعتباردخل. 2 - به اعتبار حفظ. 3 - به اعتبار خرج.
1 - دخل مال یا از طریق کار و فعالیت بدست می آید یا نمی آید آنچه از طریق کار بدست می آید چون اموال حاصل از تجارت و صناعت و آنچه از طریق کار بدست نمی آید چون اموال حاصل از مواریث و عطایا. خواجه نصیر در ذیل این بحث کسب ها و صناعات نیکو را مفصلاً شرح میدهد و اصناف آن را معین میکند. (صص 129 - 140 اخلاق ناصری چ هند با تصرف ). 2 - حفظ: حفظ مال بی تثمیر میسرنشود چه خرج ضروری است و در آن سه شرط باید نگاه داشت. الف - اختلالی بمعیشت اهل منزل راه نیابد. ب - اختلالی بدیانت و عرض راه نیابد. ج - مرتکب به رذیلتی مانند بخل و حرص نگردد.
چون این شرایط رعایت شود سه اصل دیگر باید برای حفظ مال رعایت گردد. الف - خرج با دخل مقابل نبود بلکه کمتر بود. ب - در چیزی که تثمیر آن متعذر بود مانند ملکی که بعمارت آن قیام نتوان کرد و جوهری که راغب آن عزیزالوجود بود صرف نکند. ج - مال در جایی به تثمیر گذارد که رواج کار باشد و سود متواتر، اگر چه اندک بود و چنین سود را بر منافع بسیار که بر وجه اتفاق افتد ترجیح دهد.
3 - خرج. در خرج از چهار چیز باید احتراز شود: الف : باید از «لوم و تقتیر[ » تنگ بر عیال گرفتن ] احتراز کرد. ب : باید از «اسراف وتبذیر» دوری جست. ج : باید از «ریا و مباهات » اجتناب کرد و آن چنان بود که بطریق تصلف و اظهار ثروت در مقام مفاخرت انفاق کند. د: سوء تدبیر، و آن چنان بود که در بعضی مواضع زیاده از اقتصاد بکار برود و در برخی کمتر از آن. خواجه در تتمیم این بحث مصارف مال و اصناف آن را مفصلاً شرح میدهد. (صص 131 - 132). فصل سوم در معرفت سیاست و تدبیر اهل : باید که باعث بر تأهل دو چیز بود: حفظ مال و طلب نسل نه داعیه ٔ شهوت یا غرضی دیگر از اغراض. زن صالح شریک مرد بود در مال و قیم او در کدخدایی و تدبیر منزل و نایب او در وقت غیبت. بهترین زنان زنی بود که در عقل و دیانت و عفت و فطنت و حیا و رقت و تودد و کوتاه زبانی و اطاعت شوهر و بذل نفس در خدمت او و ایثار رضای او و وقار و هیبت نزدیک اهل خویش متحلی بود و عقیم نبود در ترتیب منزل و تقدیر نگاه داشتن در انفاق واقف و قادر بود و بمجامله و مدارات و خوشخویی سبب مؤانست و تسلی هموم وجلای احزان شوهر گردد. خواجه نصیر در خواص زن و علل ازدواج مطالب بسیار نیکو می گوید. (صص 132 - 133). و سپس سه اصل زیر را در زن داری بیان می کند:
1 - هیبت. هیبت آن بود که خویشتن را در چشم زن مهیب دارد تا در امتثال اوامر و نواهی او اهمال جایز نشمرد. 2 - کرامت. و آن این است که زن را مکرم دارد و بچیزهایی که مستدعی محبت و شفقت بوداقدام کند و اصناف کرامات شش است. و خواجه نصیر مفصلاً این شش صنف را بیان میدارد. (صص 133 - 134). 3 - شغل خاطر. و آن بود که خاطر زن پیوسته بتکفل مهمات منزل و نظر در مصالح آن و قیام آنچه مقتضی نظام معیشت بود مشغول بود زیرا فراغت موجب بسیاری از خطرات میشود. مرد نیز در باب سیاست زن از سه چیز باید احتزار جوید: اول : از فرط محبت بزن و اگر کسی بچنین محبتی گرفتار آمد دیگر مصالح زندگیش فدای آن محبت میشود. دوم : در مصالح کلی با زن مشورت نکند و البته او را بر اسرار خود وقوف ندهد. سوم : زنان را از ملاهی و نظر به اجانب و استماع حکایت های ناشایست بازدارد. خواجه نصیر سپس در عللی که باعث اهمیت زنان نزد شوهران میشودبحث میکند و آن را پنج چیز میداند: 1 - عفت. 2 - اظهار کفایت. 3 - هیبت داشتن از ایشان. 4 - حسن تبعل واحتراز از نشوز. 5 - قلت عتاب و مجامله در عشرت. و نیز می گوید: مرد باید از ازدواج با زنانی که حکمای عرب نهی کرده اند احتراز کند؛ یعنی از ازدواج با «حنانه » و «منانه » و «انانه » و «کیة القفا» و «خضراءالدمن ». حنانه زنی بود که او را فرزندان باشند از شوهر دیگر و پیوسته بمال این شوهر بر ایشان مهربانی نماید. منانه زنی بود متموله که بمال خود بر شوهر منت نهد. انانه زنی بود که پیشتر از این شوهر حالی بهتر داشته باشد یا شوهری بزرگتر را دیده و پیوسته از این حال و شوهر بشکایت و انین بود. کیة القفا: زنی بود غیرعفیفه که شوهر او از هر محفلی که غایب شود مردمان بذکراو داغی برقفای آن مرد نهند. خضراءالدمن. زنی بود جمیله از اصلی بد و او را مشابهت کرده اند بسبزه ٔ مزابل. کسی که بشرایط سیاست زنان قیام نتواند نمود اولی آن بود که عزب باشد و دامن از ملابست امور ایشان کشیده دارد. فصل چهارم در سیاست و تدبیر اولاد. چون فرزندبوجود آید ابتداء تسمیه ٔ او باید کرد بنامی نیکو چه اگر نامی ناموافق بر او نهند مدت عمر از او ناخوشدل بود. پس دایه اختیار باید کرد که معلول و احمق نباشد. چون رضاع طفل تمام شود بتأدیب و ریاضت اخلاق او مشغول باید پیشتر از آنکه اخلاق تباه فراگیرد، چه کودک مستعد آن بود و با اخلاق ذمیمه میل بیشتر کند بسبب نقصان و حاجتی که در طبیعت دارد و در تهذیب اخلاق او اقتداء بطبیعت باید؛ یعنی هر قوت که حدوث او در بنیه ٔکودک بیشتر شود تکمیل آن قوت مقدم باید داشت. اول چیزی از آثار قوت تمییز در کودک ظاهر شود حیا بود. پس نگاه باید کرد که اگر حیا بر او غالب بود بیشتر اوقات سردر پیش افکنده دارد و وقاحت ننماید دلیل نجابت او بود، چه نفس از قبیح محترز است و بجمیل مایل. و این علامت استعداد تأدب بود و چون چنین بود عنایت بتأدب و اهتمام بحسن تربیتش زیاده باید داشت و اهمال وترک را رخصت نباید داد و اول چیزی از تأدب آن بود که او را از مخالطت اضداد که مجالست و ملاعبت ایشان مقتضی افساد طبع او بود نگاه دارند. چه نفس کودک ساده باشد و قبول صورت از اقران خود زودتر کند و باید که او را بر محبت کرامت تنبیه دهند خاصه کراماتی که بعقل و تمییز و دیانت استحقاق آن کسب کند نه آنکه بمال و نسبت تعلق دارد، پس سنن و وظایف دین در او آموزندو او را بر مواظبت آن ترغیب کنند و بر امتناع از آن تأدیب ، و اخیار را نزدیک او مدح گویند و اشرار را مذمت و اگر جمیلی از او صادر شود او را محمدت گویند و اگر اندک قبیحی صادر شود بمذمت تخویف کنند و استهانت به اکل و شرب و لباس فاخر در نظر او تزیین دهند وترفیع نفس از حرص بر مطاعم و مشارب و دیگر لذات و ایثار آن برغیر در دل او شیرین گردانند و با او تقریردهند که جامه های ملون و منقش لایق زنان بود تا چون بر آن برآید و اهل شرف و نبالت را بجامه التفات نبود و سمع او از آن پر شود و تکرار و تذکار متواتر گردد بعادت گیرد و کسی را که ضد این معانی گوید خاصه از اتراب و اقران او از او دور دارند و او را از آداب و افعال بد زجر کنند که کودک در ابتدای نشو و نما افعال قبیحه بسیار کند و در اکثر احوال کذوب و حسود و سروق و نموم و لجوج بود و فضولی کند و بر کید و اضرار دیگران ارتکاب نماید. بعد از آن بتأدیب و سن و تجارب از آن بگردد. پس باید که در طفولیت او را بدان مؤاخذه کنند. پس تعلیم او آغازند و محاسن اخبار و اشعار که با آداب شریف ناطق بود او را حفظ دهند تا مؤکدآن معانی شود که در او آموخته باشند. خواجه نصیر درذیل این بحث از اغذیه و آداب غذاخوری و خواب و آداب سخن گفتن و سواری و صناعاتی که بیاد طفل باید داد وبالاخره معلوماتی که باید بیاموزد و غیر اینها مفصلاًسخن می گوید. (صص 148 - 149). فصل پنجم در سیاست خدم و عبید: بباید دانست که خدم و عبید در منزل بمنزله ٔ دست و پا و جوارحند چه کسی که بجهت غیری تکفل امری کند که به اعانت دست در آن حاجت افتد قایم مقام دست آن غیره بوده باشد. کسی که سعی کند در کاری که قدم را در آن کار رنجه باید کرد مشقت قدم کفایت کرده باشد وکسی که بچشم نگاهدارد چیزی را که نظر در آن صرف باید کرد زحمتی از بصر بازداشته باشد و اگر نه وجود این طایفه بود ابواب راحت مسدود گردد و بتوسط قیام و قعود متواتر و حرکات و سکنات مختلف و اقبال و ادبار متوالی که مقتضی تعب ابدان سقوط و هیبت و ذهاب وقار باشد بمهمات قیام توان نمود. پس باید که بر وجود این جماعت شکرگزاری بشرط بجا آرند و ایشان را ودایع خدای تعالی شمرند و انواع رفق و مدارات و لطف و مواسات دراستعمال ایشان بکار دارند، چه این صنف مردم را نیز ملال و کلال و فتور و ماندگی به اعضاء و جوارح راه یابد و دواعی حاجات و ارادات در طبایع ایشان مرکوز بود پس دقیقه ای به انصاف و عدالت رعایت باید کرد و از تعسف و جور اجتناب نمود تا سیاست خدای تعالی بتقدیم رسانیده باشد و شکر نعمت او گزارد. طریق اتخاذ خدم آن بود که بعد از معرفت و تجربه ٔ تمام وقوف بر احوال کسی که او را استخدام کند اگر میسر نشود بفراست و حدس و توهم استعانت نمایند و از ارباب صور متفاوت و خلقتهای مختلف تحاشی واجب دانند که در اغلب احوال خلق تابع خلق افتد. چون خادم میسر شود او را بصناعتی که بصلاحیت آن موسوم باشد مشغول گردانند و امور او را مکفی نمایند و از کاری بکاری و صناعتی بصناعتی تحویل نفرمایند، بل بر آنچه طبع او بدان مایل بود و آلات او راحاصل قناعت کنند. چه هر طبیعتی را با صناعتی خاص خاصیتی بود. در دل خدم باید که مقرر کرده باشد که ایشان را بمفارقت او طریقی و سبیلی نخواهد بود بهیچوجه وسبب ، تا هم بمروت نزدیک باشد و هم بوفا و کرم لایق وهم خادم شرط شفقت و هوی داری و متابعت و احتیاط بجا آرد. خواجه نصیر در ذیل این بحث مفصلاً سخن میراند تاآنجا که میگوید: اصناف بندگان بحسب طبیعت سه اند: اول «حر» دویم «عبد». سوم «عبد بشهوت ». اول را بمنزله ٔاولاد باید داشت و بر تعلیم ادب صالح تحریض فرمود. دوم را بمنزله ٔ دواب و مواشی استعمال باید کرد و مرتاض گردانید. سوم را بقدر حاجت بمشتهی می باید رسانید وبه استهانت و استخفاف کار فرمود. خواجه نصیر پس از بیان اصناف عبد می گوید آن را از چه قومی باید اتخاذ کرد و فصل مشبعی در این زمینه می آورد (صص 152 - 155).(از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی چ بمبئی سال 1267). || قبیله ٔ بزرگ و مشهور. طایفه ٔ نامدار. (ناظم الاطباء). || نوع. رسته. تیره (در اصطلاح نبات شناسی )، چون : این گل از خانواده ٔ... میباشد. || نژاد. تخمه. چون : خانواده ٔ سیاهان دارای بینی پهن هستند.

معنی خانواده به فارسی

خانواده
خاندان، دودمان، اهل خانه، زن وفرزند، فامیل
(اسم) خانواده اهل خانه اهل البیت دودمان .
خاندان دودمان
[family therapy] [روان شناسی] نوعی روان درمانی برای حل مشکلات روان شناختی اعضای یک خانواده و روابط و الگوهای رفتاری آنها
[family planning program, family planning] [علوم سلامت] اقداماتی که به زوج ها در پیشگیری از بارداری های ناخواسته و فاصله گذاری بین حاملگی ها و تعیین تعداد فرزندان خانواده کمک می کند
[اعتیاد] ← خودیابی خانواده
[family-style service, German style, family service] [گردشگری و جهانگردی] شیوه ای از پذیرایی که در آن غذا یکجا در ظروف بزرگ بر روی میز گذاشته می شود و مهمانان خودشان غذا را می کشند
[sociology of the family, family sociology] [جامعه شناسی] شاخه ای از جامعه شناسی که موضوع آن مطالعۀ خانواده در تمام ابعاد اجتماعی است
[family support services] [روان شناسی] خدماتی که به اعضای خانوادۀ فرد مبتلا به ناتوانی تحولی (developmental disability) ارائه می شود تا توان آنها را برای مراقبت از فرد بیمار افزایش دهد
[family recovery] [اعتیاد] نوعی خودیابی مبتنی بر بهبود تک تک افراد خانواده، بازسازی خرده نظام های خانواده نظیر رابطۀ والدـ فرزند و برادرـ خواهر و دست یافتن به روابط مرزبندی شدۀ سالم با مردم و مراکز خارج از خانواده متـ . بهبود خانواده
[گردشگری و جهانگردی] ← غذاخوری خانواده
[family interaction method] [روان شناسی] روشی برای مطالعۀ رفتار خانواده ازطریق مشاهدۀ تعامل اعضای آن در موقعیتی واپایش شده، مانند آزمایشگاه یا درمانگاه
[natural family planning methods] [علوم سلامت] روش های تنظیم خانواده بدون عقیم سازی یا استفاده از ابزارها یا داروهای پیشگیری از بارداری
[cognate languages] [زبان شناسی] زبان هایی که نیای مشترک دارند
[family-style restaurant] [گردشگری و جهانگردی] نوعی غذاخوری خودمانی که غذاهای آن غالباً در دیس عرضه می شود و مهمانان خودشان از خود پذیرایی می کنند متـ . رستوران خانواده
[cognate set] [زبان شناسی] مجموعه ای از واژه ها یا تکواژ های در زبان های خواهر یا خویشاوند که نیای مشترک دارند
[family life cycle] [روان شناسی] زنجیرۀ مراحلی که در زندگی هر خانواده طی می شود، مانند ازدواج و فرزندپروری و بازنشستگی
[family counsellor] [روان شناسی] مشاوری با وظیفۀ حمایت عاطفی و اطلاع رسانی و راهنمایی برای حل مشکلات خانواده
[family counselling] [روان شناسی] راهنمایی والدین یا سایر اعضای خانواده در مسائلی مانند پرورش فرزند و فرزندخواندگی و اعتیاد و مساعدت های عمومی توسط روان شناسان و مددکاران اجتماعی و مشاوران
[family constellation] [روان شناسی] مجموع روابط در درون یک خانواده با توجه به عواملی مانند تعداد و ترتیب تولد و سن و نقش و الگوهای تعامل افراد
[family mediation] [روان شناسی] فرایندی که در آن شخص ثالث و بی طرفی که معمولاً یک متخصص سلامت روان یا وکیل مجرب است، به افراد خانواده برای حل تعارض و توافق در مورد مسائلی مانند طلاق یا حضانت فرزند کمک می کند
[family systems theory, family systems model, Bowen family systems theory] [روان شناسی] نظریه ای مبتنی بر اینکه درمانگر برای ایجاد تغییرات سازنده در خانواده نمی تواند فقط به تک تک اعضای خانواده توجه کند، بلکه باید کلیت خانواده را در نظر گیرد

معنی خانواده در فرهنگ معین

خانواده
(نْ یا نِ دِ) (اِمر.) ۱ - اهل خانه ، اهل البیت . ۲ - مجموعة افراد دارای پیوند سببی یا نسبی که در زیر یک سقف زندگی می کنند. ۳ - مجموعه خویشاوندان ، خاندان . ۴ - تیره ، خاندان .

معنی خانواده در فرهنگ فارسی عمید

خانواده
۱. کوچک ترین واحد اجتماعی که شامل پدر، مادر، و فرزندان آن ها است.
۲. (زیست شناسی) تیره.
۳. خاندان، دودمان، فامیل.

خانواده در دانشنامه اسلامی

خانواده
خانواده، اولین نهاد اجتماعی و کوچکترین واحد تشکیل دهنده جامعه است.
هر خانواده از مجموعه ای از افراد تشکیل می یابد که در پیوند خویشاوندی و زیستی قرار دارند و معمولا در یک خانوار زندگی می کنند.
ساختار
کلیات وضع و ساختار خانواده در نظام اجتماعی مسلمانان مشابه با ادیان پیشرفته دیگر است.گفته می شود که ساختار خانواده امروزی اسلامی را می توان در سه هزار سال قبل از میلاد در بین النهرین باستان در جامعه سومری، بابلی، آشوری و غیره یافت.همین سنّت سامی در میان یهودیان و مسیحیان نیز استمرار یافته و در میان عرب پیش از اسلام نیز رایج بوده است.این صورت از خانواده به صورت پدرخطی بوده که در بیش تر جوامع بشری نیز رواج داشته است.در جوامع پدر خطی نام فرزند و میراث از شاخه پدری انتقال می یابد و فرزندان به نام پدرانشان شناخته می شوند، گو این که تمام خانواده های پدر خطی به یکسان پدرسالار نیستند.
← موافقت اسلام
در واقع به طور کلی در جوامع اسلامی از صدر اسلام تا جهان امروز، همچون دیگر جوامع سه ساختار عمده خانواده همواره ملاحظه می شده است :
← گسترده
...
خانواده، اولین نهاد اجتماعی و کوچکترین واحد تشکیل دهنده جامعه است.
هر خانواده از مجموعه ای از افراد تشکیل می یابد که در پیوند خویشاوندی و زیستی قرار دارند و معمولا در یک خانوار زندگی می کنند.
ساختار
کلیات وضع و ساختار خانواده در نظام اجتماعی مسلمانان مشابه با ادیان پیشرفته دیگر است.گفته می شود که ساختار خانواده امروزی اسلامی را می توان در سه هزار سال قبل از میلاد در بین النهرین باستان در جامعه سومری، بابلی، آشوری و غیره یافت.همین سنّت سامی در میان یهودیان و مسیحیان نیز استمرار یافته و در میان عرب پیش از اسلام نیز رایج بوده است.این صورت از خانواده به صورت پدرخطی بوده که در بیش تر جوامع بشری نیز رواج داشته است.در جوامع پدر خطی نام فرزند و میراث از شاخه پدری انتقال می یابد و فرزندان به نام پدرانشان شناخته می شوند، گو این که تمام خانواده های پدر خطی به یکسان پدرسالار نیستند.
← موافقت اسلام
در واقع به طور کلی در جوامع اسلامی از صدر اسلام تا جهان امروز، همچون دیگر جوامع سه ساختار عمده خانواده همواره ملاحظه می شده است :
← گسترده
...
خانواده از دیدگاه ثقلین، قرآن در آیات متعدد، و معصومین (علیهم السلام) در روایات، نقش حفاظتی زن در بازداشتن خانواده از انحرافات، همدردی با شوهر و ایجاد آرامش روحی و روانی برای وی و بالعکس، را بیان کرده و برای آن اهمیت زیادی قائل شده است.
خانواده، اجتماع کوچکی است که ابتداء با یک مرد و زن تشکیل می شود، دو نفری که بناست در تکامل معنوی و رشد مادی یکدیگر مشارکت کنند و بالاتر آن که هریک کمبود دیگری را در اوج محبّت و مودت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید کرد و آرمان های فکری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه کنند و برای بقای خویش برنامه ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن کریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می کند: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لَایاتٍ لِقَومٍ یتَفَکَّرُونَ» «از نشانه های خداست آن که آفرید برای شما همسرانی از جنس خودتان تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرت هاست».امام محمد باقر (علیه السلام) از قول جدّش رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل کرده که فرمود: «ما بُنِی بَناءٌ فِی الاِسلامِ اَحَبُّ اِلی اللهِ -عزّ وَ جَلّ- من التزویج ؛ هیچ بنائی در مکتب اسلام طرح ریزی نشده که در نزد خداوند بزرگ محبوب تر از ازدواج باشد.»
اصول اساسی
سه اصل اساسی در تشکیل خانواده عبارتند از:
← عشق به همسرداری
با توجه به مطلب فوق، عده ای از مفسّران گفته اند: در آیه ۲۱ سوره روم «وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن این دو کلمه که -حکایت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگی این دو به یکدیگر است و این دو واژه مفاهیم عمیق و ژرفی را در دل دارد- سه احتمال وجود دارد:
← فرق اول
...
اصلاح در برابر افساد، به معنای برطرف کردن فساد و تباهی و انجام دادن کار شایسته است.
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «آثاراصلاح خانواده».    
...
یکی از موارد مهم و حساس اختلاف و قهر در خانواده هاست که مسلمانان باید بین آنها را آشتی بدهند.
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۶۵، برگرفته از مقاله «آشتی در خانواده »    
...
خانواده، کوچک ترین اجتماع انسانی است که روابط اعضای آن در درجه نخست از پیوندی عاطفی و خونی برخوردار است.
خانواده کوچک ترین اجتماع انسانی است که روابط اعضای آن در درجه نخست از پیوندی عاطفی و خونی برخوردار است که این رابطه تکالیف و حقوق خاصی را ایجاد می کنند. نقش همسری ، پدری ، مادری ، فرزندی ، برادری و خواهری نقش هایی هستند که در خانواده وجود دارد. این نقش ها رابطه ای حقوقی را میان اعضای خانواده پدید می آورد. این روابط حقوقی در بخش هایی از حقوق مدنی و فقه همچون کتاب نکاح ، طلاق ، ارث و... بررسی می شوند. اجرای احکام حقوقی در خانواده حافظ نظم خانواده به عنوان جزئی از جامعه است. این نظم کمک می کند که اعضای خانواده از حمایت های رسمی حکومت در برابر تعدی برخی دیگر از اعضای خانواده برخوردار شوند. ولی در برقراری نظم خانوادگی اصل قانون نیست؛ آن چه روابط خانوادگی را مستحکم می کند محبتی است که میان اعضای خانواده برقرار می شود. شناخت احکام اخلاقی خانواده و عمل به آن ها محبت خانوادگی را سالم و بارور نگاه می دارد و در سایه باروری نهال محبت ، نظم خانوادگی استوار می ماند؛ بی آن که نیازمند حمایت دستگاه قضایی باشد.

کارکردهای خانواده
برای آن که ارزش اخلاقی روابط خانوادگی را بشناسیم باید به دو مسئله توجه کنیم نخست مانند هر ارزشگذاری اخلاقی دیگری باید هدف غایی انسان را معیار اصلی و اصیل ارزش رفتارهای اختیاری قرار دهیم و دوم آن که باید اهداف اختصاصی خانواده و کارکردهای آن را شناسایی کنیم. به نظر می رسد خانواده کارکردهای زیرا را داراست: پاسداری از امنیت اخلاقی جامعه - تأمین آرامش زن و مرد ، این دو هدف از طریق ازدواج به عنوان سنگ بنای خانواده تأمین می شود. - تولید نسل - تأمین غذا، بهداشت، پوشاک و مسکن فرزندان و پرورش جسمی آن ها - حمایت های اجتماعی و حقوقی از فرزندان - پرورش روحی و معنوی فرزندان - انتقال فرهنگ جامعه به فرزندان و زمینه سازی برای جامعه پذیری آن ها با توجه به این کارکردها، به خوبی معلوم می شود که بیشترین مسئولیت اخلاقی متوجه پدر و مادر است از این پس وظایف اخلاقی اعضای خانواده را با توجه به نقش آن ها بیان خواهیم کرد. پیش از بیان نقش ها و وظایف اخلاقی اعضای خانواده، لازم است یادآوری کنیم که احکام حقوقی اسلامی درباره خانواده بن ابر مصالح واقعی وضع شده است در نتیجه رعایت آن ها شرط لازم رسیدن به کمال واقعی و هدف غایی انسان است. به همین دلیل رعایت قوانین فقهی به نیت درک آثار واقعی آن، در تقرب به خداوند دارای ارزش اخلاقی مثبت است. این نکته درباره همه احکام شرعی و در همه ابواب فقه صادق است.

ازدواج نخستین گام برای تشکیل خانواده
ازدواج نخستین گام برای تشکیل خانواده است و به سبب همه کارکردها و نتایجی که خانواده داراست، عملی ارزشمند و ستوده است.

ازدواج مایه آرامش زن و مرد
...
اخلاق خانواده یکی از شاخه های اخلاق است و اسلام نیز با توجه ویژه ای که به بنیان خانواده به عنوان برترین بنیان در اسلام(مطابق حدیث نقل شده از پیامبر) نموده است تعالیم بسیاری در این مورد دارد.
اخلاق خانواده یکی از شاخه های اخلاق است که حکما و دانشمندان تدوین کننده علم اخلاق از قدیم بدان توجه ویژه می نموده اند. به عنوان نمونه ارسطو فیلسوف بزرگ یونان باستان در فلسفه سیاست با تأکید بر این نکته که «هر شهری از خانواده ها فراهم می آید»، جایگاه خاصی برای خانواده قایل بوده و بخش اول کتاب سیاست را به بحث تدبیر منزل اختصاص داده است و حکمای یونان، تدبیر منزل را دومین قسم از اقسام سه گانه حکمت عملی، به همراه تهذیب اخلاق (قسم اول) و سیاست مدرن (قسم سوم) برشمرده اند.
در کتاب های اخلاقی اسلامی نیز بعضاً بخش مجزایی در این باب وجود دارد از جمله اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی به زبان فارسی که مقاله دوم آن به تدبیر منزل و بیان جامع مباحث آن اختصاص یافته و خود از مفصل ترین مباحثی است که در این خصوص در عالم اسلام مطرح شده است.
تکریم و تعظیم خانواده در اسلام بسیار ممتاز است. کتاب آسمانی اسلام به ازدواج و تشکیل خانواده توصیه بسیاری می نماید و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله من التزویج؛ هیچ بنایی در اسلام محبوب تر از بنیان خانواده برپا نشده است و در احادیث دیگر معصومین علیهم السلام، به شدت به ازدواج توصیه گردیده و عزوبت نهی شده است.
خدای متعال، همسر را محل آرامش و خانواده را کانون مودت و رحمت معرفی می کند: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (سوره روم/ آیه 12) و در جای دیگر از زن و مرد به عنوان لباس یکدیگر یاد می نماید: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن؛ آن ها لباس شما هستند و شما لباس آن هایید». (سوره بقره/ 187)
علامه طباطبائی رحمه الله این عبارت قرآنی را با توجه به کل آیه ای که در آن واقع شده این گونه معنا نموده اند که هر یک از زن و مرد وسیله حفظ دیگری از انجام فجور است. و در عین حال همچون لباس که بدن را از همه مستور می کند ولی بر خودش بدن پوشیده نیست. هر یک از این دو بر خودشان طرف مقابل پوشیده نیست.
قرآن هر فردی را علاوه بر حفظ خود بر حفظ خانواده خود نیز مسئول می نماید و می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَة»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید خود و اهلتان را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ ها هستند حفظ کنید. (سوره تحریم/ آیه 6)



خانواده در دانشنامه ویکی پدیا

خانواده
در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می شود که با یکدیگر از طریق هم خونی، تمایل سببی، یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند. خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه پذیری کودکان است. سازمان ملل متحد (۱۹۹۴) نیز در آمار جمعیتی خود، خانواده را چنین تعریف می کند:«خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره ای اطلاق می شود که با هم زندگی می کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.» انسان شناسان به طور کلی نهاد خانواده را این طور طبقه بندی می کنند: مادرتباری (مادر و فرزندان او)، زناشویی (زن و شوهر، و فرزندان؛ که خانواده هسته ای نیز خوانده می شود)، و خانواده گسترده (consanguinal) یا هم خونی که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می کنند. همچنین در برخی جوامع مفاهیم دیگری از خانواده وجود دارد که روابط سنتی خانواده را کنار گذاشته اند. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعیِ جامعه پذیری، در جامعه شناسی خانواده مورد بررسی قرار می گیرد. تبارشناسی رشته ای است که دودمان های خانوادگی را در تاریخ مطالعه می کند. همچنین اقتصاد خانواده در علم اقتصاد بررسی می شود. اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می کند که بانیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. در خانواده نقش های مختلفی وجود دارد که هر کدام با توجه به ویژگیشان توسط یک یا چند نفر از اعضای خانواده انجام می شوند. به عنوان مثال وظیفه امرار معاش خانواده بر عهده پدر خانواده می باشد. یکی از وظایف بسیار مهم در خانواده تربیت فرزند است که به عهده پدر و مادر می باشد; ولی به خاطر ارتباط بیشتر مادر با فرزند تأثیر بیشتر از طرف مادر بر فرزند صورت می پذیرد.
خویشاوندی
خانه
امنیت خانواده
عکس خانواده
خانواده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خانواده (فیلم ۱۹۸۷)
خانواده (فیلم ۲۰۰۱)
خانواده (فیلم ۲۰۰۶)
خانواده (فیلم ۲۰۱۳)
خانواده (به ایتالیایی: La famiglia) فیلمی ایتالیایی محصول ۱۹۸۷ به کارگردانی اتوره اسکولا و هنرمندی بازیگرانی چون ویتوریو گاسمن، فنی آردانت ،فیلیپ نوآره و استفانیا ساندرلی است.
فیلم داستان به تصویر کشیدن یک خانواده بورژوازی ایتالیایی از دید کارلو، آموزگار بازنشسته ای است که آخرین پدر سالار خانواده است. خاطرات کارلو داستان کل فیلم است. از زمان عصر زیبا (the Belle Epoque) تا دهه هشتاد، از میان دو جنگ جهانی، رونق اقتصادی، عشق، دوستی و همه رخدادهایی که زندگی آدمی را تشکیل می دهد. فیلم در اطراف آپارتمان حریداری شده توسط پدربزرگ کارلو روایت می شود.
خانواده (انگلیسی: Family) یک فیلم یاکوزای ژاپنی به کارگردانی تاکاشی میکه است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کوئیچی ایواکی اشاره کرد.
«خانواده» (انگلیسی: Family) فیلمی هندی در سبک جنایی و درام است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران این فیلم می توان آکشی کومار، آمیتاب باچان و بومیکا چاولا را نام برد.
پسری برای انتقام مرگ برادرش که توسط یکی از بزرگترین خلافکاران هند به قتل رسیده، خانوادهٔ او را گروگان می گیرد و…
خانواده (انگلیسی: The Family) فیلمی در ژانر جنایی، اکشن و کمدی به کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. در بعضی از کشورها این فیلم با نام های Malavita و Cosa Nostra منتشر شد. از بازیگران آن می توان به رابرت دنیرو، میشل فایفر، تامی لی جونز، و دیانا ایگران اشاره کرد.
لوک بسون
Michael Caleo
رئیس مافیا Giovanni Manzoni که از فرمان Don Luchese تخطی کرده است به همراه خانواده اش در یک غذاخوری از یک حمله برای نابودی نجات می یابد او همراه خانواده دست به...
خانواده یک فیلم درام به کارگردانی گوستاوو راندون کوردووا محصول سال ۲۰۱۷ است. این فیلم برای نمایش در بخش هفته منتقدان هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شده است.
مه ۲۰۱۷ (۲۰۱۷-05) (کن)
خانواده آدامز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خانواده آدامز (مجموعه پویانمایی ۱۹۷۳)
خانواده آدامز (مجموعه پویانمایی ۱۹۹۲)
خانواده آدامز (مجموعه تلویزیونی ۱۹۶۴)
خانواده آدامز (انگلیسی: The Addams Family) فیلمی در ژانر کمدی و ترسناک به کارگردانی بری ساننفلد است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
کارولین تامپسون
لاری ویلسون
داستان فیلم دور محوره ای خانواده ای آدامز می چزخد که خانواده ای عجیب قریب است و به دنبال پسر عموی خود میگردن که با استخدام وکیل شرور ان ها را به دروغ می برد maklin
خانواده آدامز (انگلیسی: The Addams Family) یک فیلم پویانمایی سه بعدی در ژانر کمدی ترسناک به کارگردانی کنراد ورنن است که از سوی یونایتد آرتیستس در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹ منتشر خواهدشد.
Kevin Pavlovic
David Ian Salter
خانواده آدامز عنوان یک مجموعه تلویزیونی پویانمایی می باشد که در سال ۱۹۷۳ ساخته شده است.
ویکی پدیای انگلیسی
اقتصاد خانواده به بررسی جوانب مختلف چرخه "عمر خانواده" می پردازد. چرخه عمر خانواده از زمان ازدواج تا زمان مرگ یا طلاق است. استراتژی کلی در مطالعه این شاخه از علم، استفاده از روش های اقتصادی برای تجزیه و تحلیل انتخاب های مردان و زنان در اموری هم چون شکل گیری، تداوم و انحلال خانواده است.
Rhona C. Free (2010) +Free. &source=bl&ots=31XSX6oVDT&sig=U1IyUTWaaUcv0CEaRienmGMZuII&hl=en&sa=X&ei=fhMdUJKSFM32sgbCnIDgDg&ved=0CDIQ6AEwAA#v=onepage&q=21st%20century%20economics%20%3A%20a%20reference%20handbook%20%2F%20edited%20by%20Rhona%20C. %20Free. &f=false “ECONOMIC ANALYSIS OF THE FAMILY” in handbook of 21st Century ECONOMICS.
Mark R. Rozenzweig, Oded Stark (1997) Handbook of population and family economics, vol. 1B
اقتصاددان ها تلاش می کنند تا نحوه تصمیم گیری مردم را از زمان ازدواج تا زایمان و طلاق به عنوان نتیجه مقایسهٔ سود حاشیه ای و هزینه حاشیه ای آحاد اقتصادی درک کنند.
یکی از اتفاقات مهم در اقتصاد پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم، گسترش تجزیه و تحلیل اقتصادی پیرامون موضوعاتی بود که به طور سنتی در محدودهٔ اقتصاد در نظر گرفته نمی شد. کتاب هایی مانند فریکونومیک این کاربرد جدید اقتصاد را نشان می دهند، موفقیت این کتاب ها در کسب محبوبیت بین مخاطبین نشان می دهد که تقاضا برای استفاده از اقتصاد در زمینهٔ روشن کردن بسیاری از مسائل اجتماعی وجود دارد. یکی از اولین نهادهای اجتماعی که شخصی به نام گری بکر در این روش مطرح کرد خانواده بود. سی سال پیش، گری بکر نظریه بازار ازدواج را مطرح کرد. این نظریه در عمق تحلیل طیف وسیعی از رفتار زناشویی نفس می کشید. اقتصاددانان و دیگر دانشمندان علوم اجتماعی کار او را دنبال کرده اند.
زمانی که اقتصاددانان برای اولین بار شروع به تجزیه و تحلیل اقتصادی مسائل مربوط به خانواده به این شکل را کردند، بسیاری اعتراض کردند که این کار باعث کاهش محبت در خانواده می شود؛و قائل بودند که این گونه نگاه به ازدواج اشتباه و آسیب زا می باشد. ولی مطالعات بعدی نشان داد این نگرانی ها بی جاست.
پزشکی خانواده نوعی از طبابت است که در آن پزشکان خانواده به صورت مستقیم با خانواده ها در تماس هستند. این پزشکان مراقبت های اولیه را بر عهده دارند و پزشک سلامت نگر هستند ، یعنی علاوه بر درمان بیماری ، به بهداشت جسم و روان افراد تحت پوشش خود نیز توجه دارند.آنها عموماً" در صورت بیماری یا حوادث ناگوار با خانواده ها هستند. آن ها به صورت هم زمان خدمات مشاورتی و درمانی برای خانواده ها انجام می دهند. این پزشکان به دلیل شناخت دقیق اشخاص تحت طبابت خود و آشنایی با تاریخچه بیماری آنها، قادرند زودتر به کسالت آن ها پی برده و بیماران را درمان کنند. پزشکان خانواده در صورت صلاحدید بیماران را به پزشکان متخصص ارجاع می دهند و پزشک متخصص نتیجه معاینات ، نوع بیماری و اقدامات درمانی و پیگیری های لازم را به پزشک خانواده اعلام می کند.
پنج خانواده (به انگلیسی: Five Families؛ به ایتالیایی: Cinque famiglie) خانواده های تبهکار اصلی شهر نیویورک با پس زمینه ایتالیایی آمریکایی هستند که بخشی از مافیا به حساب می آیند. پنج خانواده پس از سال ۱۹۳۱ میلادی با این عنوان شناخته می شوند. این ۵ خانواده عبارتند از: بونانو، کلمبو، گامبینو، گنووسه و لوچزه. هریک از این خانواده ها، یکی از پنج ناحیه شهر نیویورک را از نظر جرائم سازمان یافته تحت کنترل مطلق خود داشت.
مافیای آمریکایی
پی ام سی خانواده (به انگلیسی: PMC Family) یک شبکه تلویزیونی سرگرم کننده فارسی زبان متعلق به «شرکت رسانه فارسی» (Persian Media Corporation - PMC) است. این شبکه تلویزیونی ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته به پخش برنامه های تلویزیونی سرگرم کننده از جمله مجموعه ها، سریال ها و مستندهای تلویزیونی، با دوبله یا زیرنویس فارسی می پردازد. دفتر مرکزی این شبکه تلویزیونی در شهر رسانه ای دبی از کشور امارات متحده عربی واقع است.
پی ام سی موسیقی
فهرست شبکه های تلویزیونی فارسی زبان
شبکه تلویزیونی پی ام سی خانواده طی یک جداسازی در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۱۰ راه اندازی شد و تا پیش از این تاریخ برنامه هایش در شبکه تلویزیونی ادغام شده ای به نام «پی ام سی» (PMC) هر روز عصر نمایش داده می شد.
تجمع خانواده همچنین شناخته شده به عنوان تجمع خانوادگی است که خوشه بندی برخی از صفات ورفتارها یا اختلالات در درون یک خانواده است. تجمع خانواده ممکن است به دلیل تشابهات ژنتیکی یا محیطی به وجود می آیند
داده ها از مطالعات تجمع خانواده به طور گسترده ای به منظور تعیین نحوه توارث اسکیزوفرنی مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات نشان داده اند که زمانی که تعداد زیادی از خانواده های مورد مطالعه قرار می گیرند، حالت ساده ازنحوه وراثت از نظر آماری قابل پشتیبانی نیست. اکثر مطالعات تجزیه و تحلیل برای نحوه وراثت به این نتیجه رسیده اند که احتمال یک آستانه چند عاملی زیاد است.
سازگارترین و دراماتیک شواهد تأثیر خانواده در بیماری های قلبی عروقی (CVD) است تجمع خانواده از عوامل فیزیولوژیکی است. در مطالعات متعددی والدین-فرزند و خواهر و برادر-خواهر و برادر همبستگی فشار خون تقریباً .۲۴هستند . ژنتیکی بودن فشار خون قوی است اما همه واریانس ها راتوضیح نمی دهد.
بیماری پارکینسون (PD)خانوادگی وجود دارد اما نادر است. تحقیقات اولیه موفق به نشان دادن تجمع خانواده برای بیماری پارکینسون نشدند.
تعارض کار-خانواده (انگلیسی: Work–family conflict) در زمانی رخ می دهد که خواسته های ناسازگارانه بین کار (شغل) و نقش خانوادگی یک فرد وجود دارد و این مناقشه، مشارکت فرد در هر دو نقش را دشوارتر می سازد. بر این اساس، درگیری در محل کار و زندگی رخ می دهد.
دورکاری
تنظیم خانواده به معنای پیش گیری از حاملگی های پرخطر است. از دیدگاه تنظیم خانواده، حاملگی های برنامه ریزی نشده و نهایتاً سقط ها غیرقانونی است و به عبارت دیگر، هدف از برنامهٔ تنظیم خانواده، تواناسازی زوج ها و افراد به تصمیم گیری آزادانه و مسئولانه در مورد تعداد و فاصله گذاری بین فرزندانشان و برخورداری از اطلاعات و وسایل لازم برای وصول به این هدف و اطمینان از انتخابی آگاهانه و در اختیار گذاردن مجموعهٔ کاملی از روش های مؤثّر و مطمئن، برای جلوگیری از بارداری است؛ بنابراین، موفقیت درازمدت برنامهٔ تنظیم خانواده، مستلزم رعایت اصل انتخاب آگاهانه و آزادانه است و داشتن آگاهی و دسترسی به بهترین روش های مطمئن، مؤثر، کم هزینه و مقبول پیش گیری از بارداری که برخلاف قانون نباشد، از حقوق مردان و زنان محسوب می گردد. زوجینی که در حال حاضر یا برای همیشه نمی خواهند باردار شوند، معمولاً در صورت داشتن آگاهی و اطلاعات کافی در زمینهٔ دسترسی به خدمت از وسایل پیش گیری از بارداری استفاده می کنند؛ بنابراین تنظیم خانواده می تواند با هدف به تأخیرانداختن موقت بارداری یا توقف همیشگی فرزندآوری، مورد استفاده قرار گیرد.
قرص های خوراکی و کاندوم
روش های تزریقی یک و سه ماهه
آی. یو. دی
روش های کاشتنی
بستن لوله در زن و مرد
کنترل زاد و ولد از زمان های قدیم وجود داشته به طوری که چهار هزارسال قبل از میلاد در مصر و ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد در هند نیز به کار رفته است. با جوشانده ریشه های گیاه، قرص باروت و جیوه، عسل حاوی زنبورهای مرده و حتی شستشوی دستگاه تناسلی با آبلیمو و سرکه شاهدی بر این مدعا است.
تنظیم خانواده به اجتناب از بارداری ناخواسته و برنامه ریزی نشده اطلاق می شود. به دو صورت وجود دارد: ۱) روش های موقتی و ۲)روش های دائمی روش های موقتی شامل:
مردانه: (کاندوم مردانه) زنانه: (کاندوم:زنانه-دیافراگم پوششی واژنی-کلاهک سرویکس (کاپ)-اسفنج-افشانه ها ژل ها لوسیون ها و کرم های اسپرم کش-کپسول های کاشتنی) روش های دائمی شامل: عقیم سازی زنان یا توبکتومی TUBECTOMY عبارت است از بستن و قطع کردن لوله های رحمی (فالوپ) در زنان که به دو روش شکمی و واژینال قابل انجام است. عقیم سازی مرد یا وازکتومی VASECTOMY عبارت است از بستن و قطع کردن لوله های (مجرای) وازودفران که به آسانی ظرف مدت ۱۵تا۲۰دقیقه با بی حسی موضعی و در مطب به صورت سرپایی می توان انجام داد.
حقوق خانواده به مجموعه قوانین و مقرراتی اطلاق می شود که ناظر به تنظیم روابط خانواده است. حقوق خانواده شامل سه بخش مهم است: ازدواج، طلاق و روابط والدین با فرزندان. مباحثی مانند مهریه زوجه و نفقه همسر در بحث ازدواج و مباحث جدایی و طلاق و فسخ نکاح در بخش دوم (طلاق) و مباحث مربوط به نفقه اقارب در بخش سوم قرار دارد.
حقوق خانواده در وهله اول باید به بهبود کنشهای اجتماعی و تقویت ارزشهای اخلاقی در خانواده کمک کند. تعریف استانداردهای رفتاری توسط قانون گذار می تواند در این جهت کارآمد باشد. احترام قانون گذار به دو جنس مرد و زن، ایجاد تعادل در حقوق و تکالیف آنها و توجه به نیازهای متعارف و منطقی آنان از جمله اصولی است که نظام حقوقی باید از آن بهره گیرد. دخالت حداقلی در روابط بین والدین و فرزندان از دیگر اصولی است که حقوق خانواده باید از آن پیروی کند.
ادر این کتاب، نظام حقوق خانواده در ایران مورد بررسی قرار گرفته و گاهی نیز به صورت تطبیقی به نظامهای دیگر اشاره شده است. زن و مرد از طریق نکاح و ازدواج پایگاهی را به نام خانواده ایجاد می کنند که ستونهای این بنا زن و مرد هستند. فصل اول این کتاب به مباحث ازدواج و نکاح اختصاص دارد. مباحث نکاح در هفت گروه دسته بندی شده است. در گفتار اول مفهوم، انواع و مشخصات نکاح بررسی می شود. سپس مسائل مربوط به خواستگاری و نامزدی بیان می گردد. موانع نکاح شامل موانع ناشی از قرابت و غیر آن در گفتار سوم و شرایط انعقاد نکاح در گفتار چهارم بحث می شود. مهریه در گفتار پنجم، حقوق و تکالیف زوجین در گفتار ششم و نفقه در گفتار هفتم بیان می گردد.
وی اضافه کرده است: زناشویی ممکن است به دلایل متعددی زایل و به پایان برسد. فسخ یکی از طرق انحلال عقد است که به صورت محدود در نکاح نیز جریان پیدا می کند. عقد نکاح همچنین به بروز برخی از حوادث و وقایع ممکن است خود به خود منفسخ گردد. روش رایج برای پایان دادن به نکاح طلاق است که ممکن است با توافق زوجین، به تقاضای مرد یا به تقاضای زن انجام گیرد. موارد و مسائل  انحلال عقد نکاح در فصل دوم بررسی شده است.
خ مثل خانواده (انگلیسی: F Is for Family) نام یک مجموعه تلویزیونی بزرگسالانه که از شبکه نتفلیکس پخش می شود.
بیل بور
Michael Price
داستان سریال که بر اساس دوران کودکی کمدین "بیل بور" می باشد، در مورد زندگی خانواده ای از قشر متوسط جامعه در دهه 1970 می باشد.
خاطرات خانواده (ایتالیایی: Cronaca familiare) فیلمی به کارگردانی والریو زورلینی است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مارچلو ماسترویانی و ژاک پرن اشاره کرد.
این فیلم موفق شد جایزهٔ شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز را از آنِ خود کند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خانواده در دانشنامه آزاد پارسی

خانواده (family)
گروهی از افراد با پیوندهایی بر پایۀ همخونی (نَسَبی) یا ازدواج (سببی). خانواده واحد اصلی ساختار اجتماعی است و تعریف دقیق آن و وظایفی که برعهدۀ خانواده است، از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر می کند و ثابت نیست. خانواده ها معمولاً دارای دو نوع گسترده و هسته ایاند؛ خانوادۀ گسترده بر گروهی وسیع از منسوبان اطلاق می شود که در کنارِ یکدیگر زندگی می کنند یا ارتباطی نزدیک با یکدیگر دارند. خانوادۀ هسته ای خانواده ای مشتمل بر والدین و فرزندان است. خانوادۀ گسترده، در برخی از جوامع، مشتمل است بر گروه وسیعی از اشخاصِ نسل های متفاوت، با رابطه های دور و نزدیک، که برای حمایت و تأمین اقتصادی به کمک یکدیگر وابسته اند. در جوامعی دیگر خانوادۀ گسترده به واحدهایی کوچک متشکل از اعضایی تقسیم می شود که به تنهایی یا در قالبِ خانواده های هسته ای به سر می برند. در برخی جوامع، خانوادۀ تک والد، درنتیجۀ جداشدنِ والدین یا مرگِ یکی از آنان به وجود می آید. در روم، پدر طبق قانون تنها فرد مستقل شناخته می شد و مالک تمام اموال خانواده بود و در یک کلام، زندگی و مرگ اعضای خانواده در دست او بود. پس از مرگ وی، نام، اموال و قدرت وی به وارثین مذکّرش انتقال می یافت. نظام رومی با بسیاری از جزئیات آن به قوانین مذهبی و عرفی اروپای غربی راه یافت. در قرن ۱۹، که کشورهای غربی برای زنان در ارتباط با مالکیت اموال، سرپرستی فرزندان، طلاق و غیره حقوقی برابر با مردان قایل شدند ساختار خانواده دچار تحولی اساسی شد. تحصیلات به شکل فزاینده ای از خانه به مدرسه انتقال یافت. انقلاب صنعتی بسیاری از وظایف اقتصادی از قبیل ریسندگی، بافندگی و پختن نان و امثال آن را از خانه به کارخانه منتقل کرد. شرایط جدید اجتماعی و اقتصادی مانع حضور پدر و مادر در خانه شد زیرا آن ها ناگزیر از کار در خارج از خانه بودند. از این رو، مراقبت از فرزندان برعهدۀ دیگران واگذار شد. جامعه شناسان و روان شناسان منشأ بسیاری از مشکلات نظیر روزافزونی طلاق، بیماری های روانی و بزهکاری نوجوانان را در این روابط تغییر یافته در خانواده های مدرن اروپایی و امریکایی می دانند. یکی از مهم ترین کارکردهای خانواده، انتقال فرهنگ بومی به نسل آینده است. در خانواده فرزندان به طور طبیعی با ارزش های فرهنگی آشنا می شوند. گسیختگی فرهنگی موجود در جوامع صنعتی را ناشی از بروز اختلال در این فرآیند دانسته اند. به تعبیر جامعه شناسان، خانواده کانو ن پذیرایی از نسل جدید در هر اجتماع است و بدون استحکام مبانی خانواده، بنیان تربیت فرزندان سست و لرزان است. آلوین تافلر، نظریه پرداز امریکایی، سرچشمۀ بحران های اخلاقی، عاطفی و اجتماعی در جهان غرب را متلاشی شدن بنیان خانواده در این کشورها می داند. روگردانی گروه وسیعی از جوانان غربی از برقراری پیوند زناشویی و تشکیل خانواده، که منجر به رشد منفی جمعیت در این کشورها شده است، روزبه روز بر وخامت اوضاع می افزاید، چه پرورش عاطفی فرزندان و رشد و تقویت عواطف انسانی در آن ها از دیگر کارکردهای مهم خانواده است که در غیاب این نهاد نیرومند دستخوش اختلال و اضمحلال است.

نقل قول های خانواده

خانواده و خویشاوندان
• «آدمی هر چند ثروثمند باشد، از خویشاوندان بی نیاز نیست تا با دست و زبان از او دفاع کنند. چرا که خویشاوندان وی از همه بدو نزدیکترند و جانب او را بهتر فراهم آورند، و به هنگام رسیدن بلا از دیگران مهربان ترند، و نام نیکی که خدا از آدمی میان مردمان بر جای گذارد، بهتر از میراثی است که دیگری بردارد». نهج البلاغه، خطبه، ۲۳ -> علی بن ابی طالب
• «نزدیکترین خویشاوندانم، خودم هستم.» از «فرهنگ گفته های طنزآمیز، نشر فرهنگ معاصر» چاپ ۱۳۸۸، ش ۵۶۱ -> ترنتیوس
• «نزدیکانِ آدمی مثل موهای او هستند که بعضی را باید آراست و ارج نهاد و حرمت نمود و برخی را باید نهفته داشت یا سترد و بدور افکند.» از «لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء» نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی، به اهتمام قاسم السامرائی، چاپ لیدن، ۱۹۷۸، بارگذاری شده در ویکی نبشتهٔ عربی -> امین
• «تمام خانواده ها شبیه به هم هستند، ولی خانواده های غیر سعادتمند هریک به نحوی خاص تیره روزند.»
• «خویشاوند، کسی است که دوستی، او را به آدمی نزدیک ساخته، گرچه نژاد (و تبار) او دور باشد؛ و بیگانه کسی است که از دیدگاه دوستی دور است، هر چند تبار (و نژاد) او نزدیک باشد.» -> حسن بن علی
• «کسی که او را عیال و فرزندان بُوَد، ایشان در صلح بدارد و به شب از خواب بیدار شود کودکان را برهنه بیند، جامه بر ایشان افگند، آن عمل او از غزو فاضلتر بود.» -> بایزید بسطامی
• «خانواده مهم ترین چیز در دنیاست.» -> دایانا، شاهدخت ولز
• «نبودنِ خانواده و بودن در جایی که احساس می کنی خانهٔ تو نیست، رنج آور است.» در مصاحبه با شرق؛ چاپ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶/ ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ -> نرگس اشتری

خانواده در جدول کلمات

خانواده گندم و جو
غله
خانواده و دودمان
خاندان
با نماد Si عنصری شیمیایی از خانواده شبه فلز هاست که در گروه چهارم و دوره سوم جدول تناوبی عنصرها جای دارد
سیلیسیم
برنامه عروسکی پربیننده دهه 60 ایرانی درباره یک خواهر و برادر و خانواده اشان
هادی و هدا
پول یا چیزی که داماد به خانواده عروس می دهد
شیربها, شیر بها
پولی که داماد به خانواده عروس دهد
شیربها
درختی از خانواده شاه پسند
ساج
رییس کمیته حزب ناسیونال سوسیالیست و وزیر اطلاعات و تبلیغات آلمان | که در هنگام حمله متفقین | خود و با افراد خانواده اش را مسموم کرد
گوبلز
شرکت نرم افزاری نروژی که محصولات ان از خانواده مرورگرهای وب می باشد
اپرا
گیاهی آبزی در مصر از خانواده جگن
پاپیروس

معنی خانواده به انگلیسی

tribe (اسم)
تبار ، خیل ، قبیله ، طایفه ، خانواده ، عشیره ، حی ، سبط ، ایل ، قبایل ، ابه
dynasty (اسم)
دودمان ، سلسله ، خاندان ، خانواده ، خاندان پادشاهان ، ال
clan (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، طایفه ، خانواده
gens (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، خانواده
family (اسم)
خاندان ، طایفه ، خانواده ، فامیل ، خانوار ، عشیره ، حی
household (اسم)
صمیمی ، خاندان ، خانواده ، اهل خانه ، اهل بیت ، مستخدمین خانه ، خانمان
ilk (اسم)
جور ، طبقه ، نوع ، گونه ، خانواده

معنی کلمه خانواده به عربی

خانواده
امة , عائلة , عشيرة
طائر البرقش
غرام
حمضيات
اب
رييسة الاسرة
عائلي

خانواده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی خانواده

غزل ٢٠:٥٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٠
خاندان
|

آریا بهداروند ٢١:٤٣ - ١٣٩٦/٠٧/١١
در زبان لری بختیاری به معنی
خان::خان.بزرگ ایل
وا::باید
ده ::بده

در زمان گذشته تمام مردم ایران رعیت
خانها بودند و جیره و مواجب آنها
به عهده خان بود
و مرد خانه در جواب درخواست
چیزی از طرف اهل خانه به آنها
می گفت خانواده*خان باید بدهد*
.پول باید بدهد تا من به شما دهم
|

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٤٤ - ١٣٩٦/١١/٢٠
خانِواده-
خان! و پسوندنسبت اَوِستایی "واده"
|

علی دوستی نوگورانی ٠١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
اهل
|

کسریٰ ٠٧:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥
خانواده و کنفدراسیون هر دو از یک ریشه هستند و در اصل:
Con Father هستند.

به مجموعهء افرادی که تحت قیمومت یک شخص واحد (پدر مشترک) باشند میگوییم خانواده. (مجموعه افراد همـپدر)
|

پیشنهاد شما درباره معنی خانواده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خانواده خوشبخت   • خانواده در اسلام   • خانواده چیست   • خانواده خوب   • تعریف خانواده   • خانواده موفق   • اهمیت خانواده   • خانواده اسلامی   • معنی خانواده   • مفهوم خانواده   • معرفی خانواده   • خانواده یعنی چی   • خانواده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خانواده
کلمه : خانواده
اشتباه تایپی : ohk,hni
آوا : xAnevAde
نقش : اسم
عکس خانواده : در گوگل


آیا معنی خانواده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )