انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 917 100 1

معنی خانواده در لغت نامه دهخدا

خانواده. [ ن َ / ن ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خاندان. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). دودمان. خیل خانه. (ناظم الاطباء). تبار. دوده :
اصیل زاده و از خانواده ٔ حرمت
بزرگوار و به اقبال و دولت اندرخور.
سوزنی.
|| اهل خانه. اهل البیت. (ناظم الاطباء).
تاریخ خانواده و اشکال آن : یگانه سازمان اجتماعی که بادوام و همگانی است و از دیرباز در زندگی بشرهای ماقبل تاریخ وجود داشته و حتی قبل از عبادتگاه و دولت و هر سازمانی که برای تمرکز فعالیت آدمی بوجود آمده است خانواده میباشد. گرچه در طول تاریخ خطراتی برای آن پیش آمده و بر اثر آن نزدیک بوده است که خانواده از بین برود ولی چون روابط انسانی در این سازمان بیشتر و بهتر از سایر روابط دیگر برآورنده ٔ مهمترین خواستهای حیاتی اوست ، لذا این امر موجب شده که این سازمان بتواند بکار مستمرش ادامه دهد و از جمع به پراکندگی نگراید. مردم شناسان میگویند: علت استمرار و دوام خانواده از آن است که در خانواده روابط اجتماعی به بهترین وجهی حوائج آدمی را برمی آورد و رفع نیازمندیهای او در هیچ رابطه ای بغیر این رابطه به این خوبی و آسانی امکان پذیر نیست. روابط آدمیان و اشکال خانوادگی ، بستگی بقدرت خاص انسانی دارد و شکل آن در ادوار مختلف متفاوت است. صاحبنظران را نظر این است : در هر زمان و مکان خاصی شکل هر سازمان اجتماعی (که خانواده نیز یکی از آنهاست ) در حقیقت شکلی است که از برخورد احتیاجات کلی بشر با درنظر گرفتن شرایط موجود خاص حاصل میشود و این شکل با تغییر شرایط عوض می گردد و نیز اگر احتیاجاتی که زیربنای جامعه است تغییر پذیرد، شکل خانواده نیز تغییر خواهد کرد. با بیان این قاعده همواره میتوان اشکال متفاوت و متغیر خانواده ها را تشخیص داد. بسیاری از دانشمندان قرن نوزدهم بر این بوده اند که اشکال فعلی خانواده مترقی ترین شکل آن میباشد،شکلی که در نیم قرن بعد تغییر یافت. برحسب تشخیص آنان اشکال خانواده در طول تاریخ بدین گونه بوده است : «گروههای مختلط»، «خانواده های پدرسالاری با چند زن »، «مادرسالاری » و «خانواده های مرکب از پدر و مادر و بچه ها» (البته با تغییراتی چند). باری آنچه در اینجا باید گفت این است : تفاوت موجود بین فرق مختلف خانواده ها در سرتاسر جهان بیشتر بستگی بتاریخ و فرهنگ آنها دارد تا بستگی به قضایای بیولوژیکی. مثلاً اموری چون «مجرد بودن و به ازدواج تن درندادن »، «جلوگیری از آبستنی »، «خیانت زنان و شوهران بهم »، «حرامزادگی »، «زنابا محارم »، «شیرخواره کشی »، «سر از حفظ طفل باززدن » که در همه ٔ نقاط جهان یافت میشود و نیز سیستمهای مختلف خویشاوندی و ازدواج ، چون : تبنی (فرزندخواندگی ). منع زنای با محارم و سایر قواعد اخلاقی که فعلاً در همه ٔ دنیا هست ، همه ٔ آنها بستگی به اجتماع دارد و اگر آن ها را وابسته به اجتماع ندانیم و از برای هر یک علل فردی و شخصی قائل شویم حتماً از طریق مستقیم و بحث صحیح دور خواهیم افتاد. بلی یک سلسله علل فردی و خصوصی در امور اجتماعی دیده میشود که بموجب آنها فقط اشکال خاص خانوادگی تحقق میپذیرد نه اشکال کلی و عمومی که آنها هم چندان مهم نیستند. خلاصه علی رغم ظاهر امر، شکل خانواده در انسانها هیچگاه یک امر غریزی و طبیعی نبوده ؛ یعنی در آدمی قدرت ذاتی و جبلی وجود نداردکه برحسب آن قدرت تشکیل خانواده محقق شود و بسط یابد، بلکه آن امری اجتماعی است.
اشکال سازمان خانواده : پاره ای از مطالعات نژادشناسی ما را به آنجا کشیده است که در طبقه بندی اشکال موجود در خانواده بنتایج مفیدی برسیم : اصل «هم خونی » در گذشته پایه و اساس زندگی خانوادگی بوده بخصوص در بین جوامع اولیه. رالف - لینتون میگوید: یک خانواده یا از فرزندان و زن و شوهری بوجود آمده است که آنها در حول اوجاق خانواده با صمیمیت زیست میکنند و یا آنکه از فرزندان و مادر و پدری تشکیل یافته که چندان رابطه ٔ محکم با هم ندارند وبلکه فقط کارهای دستجمعی موجب اتصال آنها بهم شده است. البته امور مامور به یا منهی عنه در هر دو این خانواده ها نیز وجود دارد. این تقسیم او در مقابل تقسیمی است که دیگران بوسیله ٔ شخصی بالغ بعمل می آورند براین تقریر: هر شخص بالغ دو نوع خانواده دارد یا آنکه او متعلق بخاندان و خانواده ٔ پدری است و یا آنکه خود او بوجودآورنده ٔ خانواده ٔ نوی است. مسأله ٔ «ازدواج با محارم » که از امور منهی عنه میباشد مبین این است که خانواده های هم خون سعی دارند با ازدواجهای خود خانواده را از استهلاک نجات دهند. مثلاً فرعونان در مصر قدیم میگفتند: ما با ازدواج با خواهران خود همواره زنجیره ٔ شاهی را حفظ خواهیم کرد ولی با این وجود اصل مورد نظر آنها اصل عملی نبوده و توده های مردم بشدت آن را نفی میکرده اند. خلاصه حوادث واقع بین دو جنگ بین المللی اول و دوم موجب شده است که تأکیدات دانش طلبهای اجتماعی مسائل مربوطبقضایای خانوادگی را از تکیه بر اصول بیولوژیکی بر تکیه به اصول تاریخی کشانند و بر اثر آن تعابیر اصول خانوادگی از طریق روانشناسی حل و فصل گردد و بالنتیجه مسأله ٔ خانواده از تحت الحمایگی خارج شود و به یک رابطه ٔ دوستانه بگراید. مسأله ٔ فرزند داشتن امروز برخلاف قدیم که فرزندها را ثروت خانواده میشمردند، بصورت قلم خرج جلوه کرده و باعث شده است که پدران و مادران درباره ٔ آنها بمحاسبات دقیق پردازند. بالاخره امور دیگری چون امر بهداشت عمومی و تعلیم و تربیت و حفظافراد از بلیات ، دیگر به عهده ٔ خانواده نبود و اجتماع عهده دار آن است. حال که مسائل کلی راجع به خانواده مطالعه شد ذیلاً به تاریخ آن در ایران می پردازیم.
خانواده در نزد آریاها: مشیرالدوله آرد: خانواده بر اقتدار پدر یا بزرگتر خانواده تشکیل شده بود. زن اگرچه اختیاراتی نسبت به شوهر نداشت و با وجود این بانوی خانه محسوب میشد و کلیةً چنین بنظر می آمد که مقام زنها نزد آریانهای ایرانی بهتر از مقام آنها در نزد مردمان دیگر بوده ، اولاد تابع محض پدر بودند. رئیس خانواده در عهود بسیار قدیم در آن واحد قاضی و مجری آداب مذهبی بود. زیرا در این ادوار از جهت سادگی آداب مذهبی طبقه ٔ روحانیین وجود نداشت. یکی از تکالیف حتمی رئیس خانواده این بود که مراقب اجاق خانواده بوده نگذارد آتش آن خاموش شود. اجاق خانواده در جای معین واقع و مورد احترام بوده. عده ٔ طبقات چنانکه از اوستا دیده میشود سه است ، روحانیون. مردان جنگی و برزگران. ولی در عهد قدیم طبقه ٔ روحانیون وجود نداشت. اجرای آداب مذهبی و قربانی کردن را رؤسای خانواده ها بر عهده داشتند. شکل حکومت در این ازمنه ملوک الطوایفی است ،از چند خانواده تیره ای تشکیل میشد و مسکن آن ده بوده که «ویس » میگفتند. از چند تیره ، عشیره یا قبیله ترکیب می یافت و محل سکنای آن بلوک بود که در آن زمان «کئو» می نامیدند. چند عشیره قوم یا مردمی را تشکیل میداد و محل سکنای آن را که ولایت بوده «ده یو» می گفتند.رؤسای خانواده ها رئیس تیره و رؤسای تیره ها رئیس قبیله را انتخاب میکردند. رئیس قوم یا ولایت نیز در اوایل انتخابی بود ولی چون فرماندهی لشکر را در موقع جنگ بعهده داشت بعدها بر اختیارات خود افزود. ولی نه به اندازه ای که اختیارات رؤسای خانواده ها و تیره ها بکلی ملغی گردد رئیس تیره را «ویس پت » و رئیس قوم یا مردم را «ده یوپت » میگفتند. (از ایران باستان ج 1 ص 161).
خانواده ٔ پارتی : تعدد زوجات در نزد پارتی ها متداول بوده ولیکن بیش از یک زن عقدی نمی توانستند داشته باشند. تعدد زنان غیرعقدی در میان آنها و بخصوص در خانواده ٔ سلطنتی از زمانی متداول شده بود که بثروت رسیده بودند زیرازندگانی صحراگردی مانع از داشتن زنهای متعدد است. شاهان اشکانی زن عقدی خود را از شاهزاده خانم ها یا لااقل زنان پارتی انتخاب میکردند. زن قبل از فوت شوهرش نمیتوانسته شوهر دیگر اختیار کند؛ یعنی طلاق جایز نبوده ولیکن زن محترمه در صورت عدم رضایت از شوهر خود به آسانی طلاق میگرفته است. مرد فقط در چهار مورد می توانسته زن خود را طلاق بدهد: 1 - وقتی که زن عقیمه بود.2 - بجادوگری می پرداخت. 3 - اخلاقش فاسد بود. 4 - ایام قاعده را از شوهر پنهان میکرد. بعضی از مورخان اروپایی ازدواج شاهان اشکانی را با اقربا و خویشان نزدیک با نهایت نفرت ذکر میکنند. چنین نسبتی را نیز هردوت به کمبوجیه و پلوتارک به اردشیر دوم هخامنشی داده اند. لیکن بعضی از نویسندگان پارسی زرتشتی این نسبت را رد کرده میگویند: کلمه ٔ خواهر را در مورد اشکانیان نباید به معنی واقعی گرفت. کلیه ٔ شاهزاده خانمها راشاهان پارتی خواهر می خواندند. زیرا از یک دودمان و خانواده بودند و دخترعمو نوه ٔ عمو و غیره نیز در تحت این عنوان در می آمدند. ولی چون در تاریخ نویسی باید حقیقت را جستجو کرد و نوشت حاق مسأله این است که ازدواج با اقربای خیلی نزدیک در ایران قدیم موسوم به «خوتک دس » پسندیده بود و ظاهراً جهت آن را حفظ خانوادگی و پاکی نژاد قرار میدادند. ولی معلوم است که زرتشتی های ازمنه ٔ بعد آن را مثل سایر ملل فوق العاده مذموم دانسته اند چنانکه امروز هم از چنین نسبتی کاملاً منزه میباشند. زنهای پارتها با مردها خلطه و آمیزش نداشته اند ولیکن بعضی از ملکه ها بطوری که از سکه های شاهان و بعضی از آثار دیگر معلوم میشود در مجالس جشن حاضر میشدند چنانکه فرهاد پنجم با مادر خود بتخت نشست وسکه های او صورت مادر و فرزند را داراست و حجاریهای تنگ سااولک که بارون دوبد در کوههای بختیاری در سنه ٔ1841 م. یافته و بعضی از محققین مربوط بدوره ٔ اشکانی میدانند این نظر را تأیید میکنند. قاعده ٔ عمومی بر جدا بودن زنها از مردها بوده و زنها در زندگانی مردها شرکت نمیکردند. کلیةً مقام زنها نزد پارتیها پست تر از مقام آنها نزد پارسیها بوده و یکی از خصائص دوره ٔ اشکانی عدم مداخله ٔ زنهاست در امور دولتی. این است که برخلاف بعضی از شاهان هخامنشی در این دوره نفوذحرم سرا و خواجه سرایان در امور درباری و دولتی هیچ دیده نمیشود. جنایاتی که در خانواده واقع میشود مثل قتل زن بدست شوهر یا پسر و دختر بدست پدر و یا خواهر بدست برادر یا جنایاتی مابین پسران و برادران بعدلیه رجوع نمیشد و بایستی خود خانواده قراری در مورد اینگونه جنایات بدهد زیرا بعقیده ٔ پارتیها این نوع جنایات بحقوق عمومی مربوط نبوده و تصور میکرده اند که فقطبحقوق خانواده خلل وارد می آورد. ولیکن اگر دختر یا خواهری که شوهر دارد موضوع چنین جنایاتی واقع میشد امر بعدلیه محول میگشت زیرا زنی که شوهر میکرد جزو خانواده ٔ شوهر محسوب میشد. از مجازاتهای این دوره اطلاعاتی در دست نیست همین قدر معلوم است که مجازات خیانت زن بشوهر خیلی سخت بوده. مرد حق کشتن زن را داشته ودیگر اینکه اگر کسی مرتکب عمل شنیعی برضد طبیعت میشد بایستی خودکشی کند و در این باب پارتیها به اندازه ای سخت بودند که هیچ استثنائی را روا نمیداشتند. این است مختصر اطلاعاتی که از اخلاق پارتیها بما رسیده است. (از تاریخ ایران باستان ج 3 صص 2693 - 2795).
خانواده در دوره ٔ ساسانی : اصل تعدد زوجات اساس تشکیل خانواده بشمار میرفت. در عمل ، عده ٔ زنانی که مرد می توانست داشته باشد بنسبت استطاعت او بود. ظاهراً مردمان کم بضاعت بطور کلی بیش از یک زن نداشتند. رئیس خانه (کذگ خوذای = کدخدا)از حق ریاست دودمان (سرداریه ی دوذگ = سرداری دوده )بهره مند بود. یکی از زنان سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را زن ی پادشاییها (پادشاه زن ) یا «زن ممتاز» میخواندند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را «زن خدمتکار» (زن ی چگاریها) میگفتند. حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود. ظاهراً کنیزان زرخرید و زنان اسیر جزء طبقه ٔ چاکرزن بوده اند، معلوم نیست که عده ٔ زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر. اما در بسی از مباحث حقوقی از مردی که دو زن ممتاز دارد سخن بمیان آمده است. هر زنی از این طبقه عنوان «بانوی خانه » (گذگ بانوگ = کدبانو) داشته است و گویا هر یک از آنها دارای خانه ٔ جداگانه بوده اند. شوهر مکلف بود که مادام العمر زن ممتاز خود را نان دهد و نگاهداری نماید. هر پسری تا سن بلوغ و هر دختری تا زمان ازدواج دارای همین حقوق بوده است. اما زوجه هایی که عنوان چاکرزن داشته فقط اولاد ذکور آنان در خانواده ٔ پدری پذیرفته میشده است. در کتب پارسی متأخر پنج نوع ازدواج شمرده شده است. ولی ظاهراً در قوانین ساسانی جز دو قسمی که ذکر شد قسم دیگری نبوده است. نصاری بر زردتشتیان خرده میگرفتند که به آسانی مزاوجت میکنند و به آسانی طلاق میدهند ولی این ایراد مبنای صحیحی ندارد. اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه ٔ جامعه ٔ ایرانی بشمار میرفت تا بحدی که ازدواج با محارم را جایز میشمردند و چنین وصلتی را «خویذ وگدس » میخواندند در اوستا این کلمه «خوایت ودث » است. این رسم از قدیم معمول بود حتی درعهد هخامنشیان اگر چه معنی لفظ «خویت ودث » در اوستای موجود مصرح نیست ولی در نسکهای مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بوده ، در بغ نسک و ورشتمان سرنسک اشاره به اجرای این عمل شده. مثلاً اینکه مزاوجت بین برادر و خواهر بوسیله ٔ فره ایزدی روشن میشود و دیوان را بدور میراند. نرسی برزمهر مفسر ادعا کرد که خویذ وگدس معاصی کبیره را محو میکند. در زمان ساسانیان نه تنها در کتب معاصران مثل آگاثیاس و کتاب منسوب به ابن دیصان ذکر این عمل رفته بلکه در وقایع آن دوره هم شواهد چند میبینیم. یکی از اولیاء آن عهد اردای ویراز که هفت خواهر خود را بزنی گرفته بود، ممکن است وجود خارجی نداشته باشد، اما وهرام چوبین خواهر خود گردیک (گردیه ) را گرفت و مهران گشنسب نیز پیش از گرویدن بکیش نصاری بنابر عادت ناشایست و ناپاکی که این گمراهان آن را قانونی و بحق می پندارند خواهرش را عقد کرده بود بطریق ماربها هم عصر انوشیروان در کتاب حقوق سریانی که راجع به ازدواج است گوید: «عدالت خاصه ٔ پرستندگان اوهرمزد بنحوی جاری میشود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند». و مثالهایی آورده است که زرتشتیان برای تأیید و تقدیس این امر روایت میکرده اند. یا وجود اسناد معتبری که در منابع زرتشتی و کتب بیگانگان معاصر عهد ساسانی دیده میشود. کوششی که بعضی از پارسیان جدید برای انکار این عمل یعنی وصلت با اقارب میکنند بی اساس و سبکسرانه است. مثلاً تأویلی که «بلسارا» از کلمه ٔ خویذوگدس کرده و گفته است معنی آن «حصول رابطه است بین خدا و بنده بوسیله ٔ زهد و پرهیزگاری » و نیز او گوید: اگر در زمان تحریر کتب پهلوی معنی ازدواج نامشروع به این کلمه تعلق گرفته است ، ظاهراً مراد اعمالی بوده که منحصراً بحکمای مزدکی مذهب نسبت میداده اند نه زرتشتیان. ولی باید دانست که ازدواج با اقارب به هیچوجه زنا محسوب نمیشده ، بلکه عمل ثوابی بوده که از لحاظ دین اجری عظیم داشته است. محتمل است که قول هیون تسیانگ چینی در اوایل قرن هفتم میلادی که گوید: ازدواج عصر او بسیار آشفته است ناظر بهمین رسم باشد. هنگام تولد طفل پدر باید شکر خدای را به انجام مراسم دینی خاص و دادن صدقات بجای آرد، صدقه ٔ دختر بیش از پسر بود. بعد ازآن مراسم نامگذاری کودک فرامیرسد، در نامگذاری اختیار اسم کفار را گناه میدانستند. تقریباً همه ٔ اسمهایی که در نقوش و مهرها میبینیم از طبقه ٔ ممتاز است و اکثر صورت دینی دارند. مثلاً بعضی از آنها اسامی موجودات الهی است مانند هرمزد (اوهرمزد، اهورمزدا) و وهرام (ورثرغن ) و نرسه (نیریوسئهه ) یا ترکیبی است از اسم دو ایزد. مثل مهرنرسه (مهر نرسی ) یا ترکیبی از دو جزء که یکی از آنها نام ایزدی است مانند مهروراز (مهرگراز) و مهر بوزید (مهر نجات میدهد) و زروان داد (آفریده ٔ زروان ) و یزدیخت (خدا نجات داده ) و آناهیدپناه (کسی که در پناه آناهیتاست ) و غیره. اسامی که مرکب از کلمه ٔ آذر بسیار معمول بوده مثل آذربوی (نجات بوسیله ٔ آتش ) و ترکیبی از اسامی آتشکده های بزرگ مانند «آذرگشنسب »، «گشنسب « »مهران گشنسب »، «گشنسب فرن »، «آذرفربک »، «فربک »، «برزین »، «پناه برزین ». اسامی مرکب از سه جزء دیده میشود مثل (آذر خورشید آذر). اسم گاهی مبین شرافت نسب طفل بود مانند شاهپور (شاه پور) یا حاکی از فال نیک می شده مانند پیروز و نام ویه (نام به ) نامهای مصغر را با شکل مختلفه ترکیب میکردند. غالباًجزو آخر اسم را قطع کرده بجای آن ویه میگذاشتند مانند ماهویه که از ماه و یک جزء مجهولی ترکیب یافته و جوانویه (جوان بمعنی جوان و دلیر است ) اسامی زنان غالباً بکلمه ٔ دخت «دختر» ختم میشده است مانند هرمزددخت و یزدان دخت (که اگر هرمزد یا یزدان نام پدر صاحب اسم نبود معنی دختر خدا یا دختر خدایان را داشت ). و آزرمیدخت (دختر عفیف ) بعض اسامی به «گاف » ختم میشد مانند دینگ (از دین بمعنی کیش ) و وردگ (از ورد بمعنی گل سرخ ) صفات نسبی را هم بجای اسم زنان بکار میبرده اند مانند شیرین. از اواسط قرن پنجم اسامی دلاوران تاریخ داستانی قدیم استعمال عام پیدا کرد. کواذ ساسانی اسم کواتد پادشاه داستانی را گرفت که در یشتهای اوستااز او ذکری شده است. در قرن پنجم و ششم و هفتم میلادی اشخاصی معروفند که نام قدما را مثل سیاوش و خسرو ورستهم (رستم ) گرفته اند. این اتخاذ دلیل است بر علاقه ٔ جدیدی که مردم دوره ٔ ساسانی نسبت بداستانهای پرافتخار قدیم حاصل کرده بودند. در همین سه قرن اخیر داستانهای قدیم بصورت قطعی چنانکه در «خوذا ینامک » ضبط شده در آمده است. بایستی طفل خردسال را از آسیب چشم بد محفوظ بدارند و مواظبت کنند تا زن حائض نزدیک او نشود زیرا پلیدی شیطانی آن زن را موجب بدبختی طفل می پنداشتند. شیطان را بوسیله ٔ آتش و روشنایی دور میکردند خصوصاً در سه شب اول تولد طفل عصاره ٔ نبات هائومه بطفل میدادند و روغن بهاری به او می چسبانیدند. پرستاری از طفل و شیردادن و در قنداق پیچیدنش میبایستی مطابق آداب مذهبی بعمل آید، قواعدی نیز برای نخستین سرتراشی طفل مقرر بوده ، تربیت طفل بعهده ٔ مادر بود و در صورت احتیاج پدر، خواهر یا دختر بزرگ خود را بتربیت کودک میگماشت. اگر پسری پدر را چنانکه سزاوار شأن اوست حرمت نمیگذاشت ارث پدری او تعلق بمادر میگرفت مشروط بر اینکه مادر بیش از فرزند شایستگی و اهلیت میداشت ، تعلیم مذهبی دختر را مادر به عهده میگرفت لیکن حق شوهر دادن او بپدر اختصاص داشت. اگر پدر در قیدحیات نبود شخص دیگری اجازه ٔ شوهر دادن دختر را داشت این حق نخست بمادر تعلق میگرفت و اگر مادر مرده بود، متوجه یکی از اعمام یا اخوال دختر میشد. دختر خود مستقلاً حق اختیار شوی نداشت از طرف دیگر پدر یا شخصی که ولی دختر بشمار میرفت مکلف بود بمجرد رسیدن بسن بلوغ او را بشوهر دهد زیرا منع دختر از توالد گناه عظیمی بشمار می آید. مراسم نامزدی غالباً در سن طفولیت بعمل می آمد و ازدواج در جوانی صورت میگرفت. در پانزده سالگی دختر باید شوهردار میشد معمولاً وصلت بوسیله ٔ یکنفر واسطه بعمل می آمد. مهر را معین میکردند پس آنگاه شوهر مبلغی بپدر آن دختر میپرداخت. لکن میتوانست آن پول را در بعضی موارد مجدداً مطالبه کند. مثلاً اگر بعد از عروسی معلوم میشد که زن ارزش آن مبلغ را ندارد ظاهراً مقصود از این عبارت آن است که زن عقیم باشد. بعلاوه پدر نبایستی دختر را مجبور به اختیار شوهری که خود تعیین کرده بنماید و اگر دختر ابا میکرد پدر حق نداشت او را بدین سبب از ارث محروم کند. پس از عقد ازدواج اجر اعمال خیر زن متوجه شوهرش میشد. اگر دختر جوانی که در موقع مناسب پدر او را بشوهر نداده بود ارتباط غیرمشروع پیدا میکرد حق نفقه از طرف پدر داشت و از بردن ارث محروم نمیشد بشرط اینکه آن ارتباط را قطع کند و حتی اطفالی که از این پیوند غیرمشروع بدنیا می آمدند نفقه شان بعهده ٔ پدر آن دختر بود. شوهر میتوانست بوسیله ٔ یک سند قانونی زن را شریک خویش سازد در این صورت شریک المال میشد و میتوانست مثل شوی خود در آن تصرف کند بدین طریق زوجه میتوانست معامله ٔ صحیحی با شخص ثالث بعمل آورد زیرا در این قبیل امور و در عواقب قانونی آن زن را شخص مستقلی میدانستندنه عضو یک خانواده (واًلا بموجب قانون زناشویی فقط شوهر شخصیت حقوقی داشت ) در این مورد مدعی زوجه میتوانست بدون احتیاجی برضایت شوهر بر ضد زن اقامه ٔ دعوی نماید. دائن در آن صورت میتوانست حقوق خود را خواه از زن مطالبه کند و خواه از شوهر، شوهر میتوانست با دو زوجه ٔ ممتاز خویش اشتراک منفعتی برقرار کند در این صورت نفع هر یک از آن دو زوجه با شوهر مشترک بود، اما فیمابین خودشان هر یک از زنان جداگانه مالک نفع خود بودند، مرد میتوانست در هر موقع این شرکت را بهم زند ولی زنان از این حق محروم بودند. اما در شرکتی که میان دو مرد برای منفعتی منعقد میشد هر یک از آنهامیتوانست بمیل خود قرارداد را لغو نماید. احکامی موجود بود که حقوق زن ممتاز را راجع بتصرف در اموال شوهری که مجنون شده بود معین می نمود. معمولاً پدر خانواده که صاحب اختیار همه بود از عواید اموال خاص زوجه و غلامان خود تصرف میکرد با این تفاوت که اگر مرد زن را طلاق میداد مکلف بود عواید خاص را به او بدهد لیکن اگر بنده ٔ زرخریدی را آزاد میکرد آن بنده حق مطالبه ٔ چیزی از آقای خود نداشت. در مورد طلاقی که به رضای زوجه واقع میشد زن حق نداشت اموالی را که شوهر در موقع عروسی به او داده نگاهدارد. مفهوم مخ
الف این حکم آن است که زن میتوانسته است در موقع طلاقی که بی رضایت او واقع شده باشد همه ٔ مال یا قسمتی از آن را نگاهدارد. احوال حقوقی زن که در نتیجه ٔ تحقیقات بارتلمه معلوم شده مشتمل بر مسایل متضاد است و سبب این تضاد آن است که احوال قانونی زن در طول عهد ساسانیان تحولاتی یافته است. بنابر قول بارتلمه اصولاً زن در این زمان شخصیت حقوقی نداشت حقوقش بتبع غیر بود. اما در حقیقت بعقیده ٔ ما زن نیز دارای حقوق مسلمه ای بوده است. ساسانیان احکام عتیقی داشته اند و قوانین جدیدی که ظاهراً با هم متضاد بوده اند. پیش از اینکه اعراب مسلمان ایران را فتح کنند محققاًزنان ایران در شرف تحصیل حقوق و استقلال خود بوده اند. یکی از مقررات خاصه ٔ ساسانی ازدواج «ابدال » است که نویسنده ٔ نامه ٔ تنسر بشرح آن پرداخته است. در ترجمه ٔ فارسی این نامه ذکر این قسم مزاوجت را به اختصار می بینیم و تفصیل آن در کتاب «ماللهند» بیرونی است که مستقیماً از ترجمه ٔ مفقود ابن مقفع گرفته است و آن این است : «اًذا مات الرجل و لم یخلف ولدا اًن ینظروافاًن کانت له امراءة زوجوها من اقرب عصبته باسمه ، واًن لم تکن له امراءة فابنة المتوفی او ذات قرابته فاًن لم توجد خطبوا علی العصبیة من مال المتوفی فمن کان من ولد فهو له و من اغفل ذلک و لم یفعل فقد قتل ما لایحصی من الانفس لأَنه قطع نسل المتوفی و ذکره الی آخر الدهر»؛ یعنی اگر مردی بمیرد و فرزندی نداشته باشد باید دید اگر زنی دارد او را به نزدیکترین خویشاوندان متوفی باید بدهند و اگر زن ندارد دختر یا نزدیکترین بستگان او را با اقرب خویشان باید نکاح ببندند ولی اگر هیچ زنی از بستگان او موجود نباشد از مال شخصی متوفی باید زنی را جهیزه داده به یکی از مردان خویشاوند میت بدهند. پسری که از این ازدواج حاصل شود فرزند آن مرد میت محسوب میشود. کسی که از ادای این تکلیف غفلت ورزد سبب قتل نفوس بیشمار شده است زیرا که نسل میت را قطع و نام او را تا آخر دنیا خاموش نموده است. قاعده ٔ قبول نیز یکی از رسومی است که در جامعه ٔ زرتشتیان فوق العاده متداول بوده است. چون مردی می مرد و فرزندی بالغ نمیگذاشت که جانشین او شود و ریاست خانواده را بعهده گیرد، صغار میت را بقیم میسپردند و اگر میت توانگر بود بایستی شخصی بعنوان پسرخوانده قایم مقام او شود و ترکه ٔ او را اداره کند. و اگر آن مرد زنی ممتاز داشت و آن زن بعنوان پسرخوانده مدیر ماترک او میشد ولی زوجه ٔ او که چاکرزن بود نمیتوانست به این سمت نصب شود بایستی او را مثل صغار دیگر بقیم بسپارند. در این صورت مرد قیم پدر آن چاکرزن محسوب میگردید. و اگر قیم وفات می یافت برادر چاکرزن یا برادری که در میان چند فرزند مقام ارشدیت داشت و یا یکی از خویشاوندان نزدیکش قیم او میشد. اگر در خانه ٔ مرد میت زنی ممتاز یا دختری یگانه نبود سمت فرزندخواندگی به برادر و پس از او بخواهر و سپس بدختر برادر و بعد به پسر برادر تعلق میگرفت و پس از این طبقات به سایر خویشاوندان نزدیک میرسید. شرایط قانونی «ستر» این بود که کبیر باشد و از زرتشتیان باشد و عاقل باشدو خود نیز دارای عائله ٔ کثیر باشد و صاحب فرزندان باشد یا امید و امکان فرزند یافتن داشته باشد و مرتکب هیچیک از معاصی کبیره نشده باشد. شرایط زنی که عنوان ستری می یافت قانوناً چنین مقرر بود که شوهر نداشته باشد و در طلب آن هم نباشد و کنیز کسی نباشد و از فاحشگی امرار معاش نکند و در خانواده ٔ دیگر سمت فرزندخواندگی نداشته باشد. زیرا که زنان جز در یک جا نبایستی «ستر» بشوند ولی مرد میتوانست رفته در چند خانواده سمت «فرزندخوانده » بگیرد؛ ستر فرزند بمجرد انتصاب به این سمت واجد حق ولایت تامه و اختیار مطلق نمیشد.نشانه ٔ این عنوان اخیر مراقبت در روشن نگاه داشتن آتش مقدس خانه بود. ستری بر سه نوع است : «ستر فرزند خود» عنوان زن ممتاز یا دختر یگانه و دوشیزه است. نصب چنین زنی یا دختری بمقام ستری طبیعی است و لزوم قهری دارد محتاج قانون خاص نیست. «ستر منصوص » کسی را گویند که از جانب متوفی قبلاً به این سمت معین شده باشدو این اصطلاح در مقابل کسی است که بعد از فوت آن شخص از طرف اقربا نصب شود. چنین کس را «سترمجعول » گویند. زن ممتاز چون بیوه باید مراقب امور خانواده باشد ومراسم دینی و امور خیریه را که بر هر خانواده واجب است انجام دهد. باید دختر شوی خود را شوهر دهد و خواهران شوی را اگر تحت قیمومتش باشند پرستاری کند و مانند اینها. مشارٌالیها حق دارد که قسمت بزرگی از دارایی متوفی را بمصارف شخصی خود برساند. اما بمحض اینکه دختری شوهر اختیار کرد قدرت مادر تقسیم میشود و یک بهر به داماد تعلق میگیرد و این اختیار داماد وقتی افزوده میشود که فرزندی بیابد که روزی امکان داشته باشد که به ریاست خانواده برسد. نوع دیگر هم از فرزندخواندگی متداول بود. و آن همین است که ما معمولاً آن را «تبنی » میگوییم. در این صورت پدر و مادر که طفلی را بفرزندی می پذیرفتند حق ارث بردن از او نداشتند. اگر این قسم فرزندخوانده که مادرش زنی ممتاز (پادشاه زن ) بوده قبل از سن بلوغ میمرد، دارایی او به ناپدری او میرسید. در باب ارث مقرر بود که زن ممتاز و پسرانش یکسان ارث ببرند. اما دختران شوهرنکرده را نصف سهم میدادند. چاکرزن و فرزندان او حق ارث از او نداشتند. ولی پدر میتوانست قبلاً چیزی از دارائی خود را به آنان بخشد یا وصیت کند که پس از مرگ به آنان بدهند. برای مراقبت در اجرای قوانین ارث نُظّاری معین میکردند. چون کسی بدرود حیات میگفت بایستی موبدان مطابق مقررات وصیتنامه بتقسیم اموال او بپردازند و اگر میت چیز نداشت مصارف تجهیز جنازه و نگاهداشت فرزندان او را هم موبدان کفایت میکردند. چینن مقرر بود که «ابدال ابناء ملوک همه ابناء ملوک باشند و ابدال خداوند درجات هم ابناء درجات » (نامه ٔ تنسر). اگر کسی در وقت مردن قسمتی از اموال خود را به اشخاص بیگانه میداد ووارث قانونی خویش را محروم میکرد این عمل او صورت قانونی نداشت ، مگر برای تأدیه ٔ دینی یا نفقه ٔ زنی یاپرستاری اولاد و پدر یا پیرمردی که در ظل حراست او بوده داده شده باشد. اگر کسی در زمان ابتلاء بمرضی که چندان خطری نداشته وصایایی میکرد چون شفا می یافت صورت قانونی داشت بشرط آنکه وصیت را در حال شعور کرده ونقضی در قوای او نبوده باشد. چون کسی وصیت میکرد مکلف بود که سهمی به هر یک از دختران بی شوهر و دو سهم به زن ممتاز خود بدهد. اگر قیم پسر صغیری قسمتی از دارایی خانواده را بمصرف پرداخت دینی میرساند چون پسربحد رشد بالغ میشد میتوانست اعتراض کند. وقتی یکی از کنیزان زرخرید را بمقدار یک عشر آزاد میکرد فرزندی که از آن کنیز تولد مییافت همچنین بمقدار یک عشر آزاد میبود. این قانون عجیب عیناً در کتاب فقه سریانی تألیف عیشوبخت هم مسطور است. (از کتاب ایران در زمان ساسانیان تألیف پرفسور آرتور کریس تن سن ترجمه ٔ رشید یاسمی چ 2 صص 346 - 358).
خانواده در تمدن اسلام : اساس خانواده در اواسط دوره ٔ تمدن اسلام مانند امروز زن بود و ذیلاً پاره ای از ممیزات خانواده ٔ اسلامی را شرح میدهیم و آن عبارت از حجاب و تعدد زوجات و طلاق میباشد. اگر مقصود از حجاب پوشاندن تن و بدن زن باشد، این وضع پیش از ظهور اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز هم در خود اروپا باقی مانده است. اگر مقصود از حجاب زندانی ساختن زن در خانه و جلوگیری از معاشرت وی با مردان است ، باید گفت که این وضع میوه ای از میوه های درخت تمدن اسلام میباشد و پیش از آن شایع نبوده است و همینکه مسلمانان کاملاً با زندگی تجمع و عیاشی آشنا شدند قضیه بیش از پیش شدت یافت و راجع به آن دقتهای فوق العاده مبذول گشت. زن بدوی عرب در همه چیز با مرد برابر بود و چه بسا که از میان همان چادرهای صحرائی زنانی درآمدندکه در امور بازرگانی و ادبی و دلیری و خردمندی و هشیاری و غیره نابغه محسوب میشدند. ولی بعد از ظهور اسلام کنیزان و اسیران فراوان گشتند و مردان هم خواجه های متعدد یافتند. طبعاً زن و مرد از هم بدگمان شدند وآن غیرت و علاقمندی سابق را از دست دادند و چون اختیارات مرد بیشتر بود از اوایل سلطنت امویان زنان در خانه محبوس گشتند و خواجگان سفید و سیاه برای مراقبت رفتار آنان معین شدند. پرده پوشی سختی که امروز در خانواده های اسلامی معمول است موجبش همان بدگمانی مرد اززن و خودکامی نسبت بخانواده است که هرنوع لذت و خوشی را منحصراً برای خود میخواهد. در صورتی که چنین وضعی با اصول تعالیم اسلام موافقت ندارد. و اگر در موضوع حجاب به آیات قرآنی مراجعه شود تفسیر آیات بیشتر با رفع حجاب وفق میدهد، اما چه میتوان کرد که مردم میل دارند آیات دینی را مطابق فکر و نظر و غرض خودشان تفسیر کنند و این مخصوص مسلمانان نیست بلکه پیروان هر دینی پس از متمدن شدن میل دارند احکام دینی را مطابق میل خود تعبیرنمایند. مثلاً در کتب مذهبی مسیحیان راجع به جلوگیری ازتعدد زوجات نص صریحی یافت نمیشود اما اولیای امور کلیسا تصور کرده اند که یک زن داشتن موجب سعادت خانواده و جامعه است و لذا از روی پاره ای قراین بعضی آیات را تفسیر و تأویل کرده و تعدد زوجات را حرام دانسته اند. همینطور موقعی که کنیز در میان مسلمانان فراوان شد، زن و مرد مسلمان از هم بدگمان شدند و مردان درصدد محبوس ساختن زنان برآمدند و آیات و احکام را با آن نظر تأویل و تفسیر کردند و زن را از هر جهت در تنگنا گذاردند تا آنجا که زن گمان برد کارهایی بر مرد حلال است که بر وی حلال نمیباشد و البته این اعتقاد از روی ترس و ناچاری پدید آمد و بالطبع مهر و دوستی زنان نسبت به مردان مبدل به ترس و ریاکاری شد. مرد هم که از راز زنان آگاه گشت از مکر و حیله ٔ وی اندیشناک شد او را پشت پرده گذارد و خودش با کنیزان و امردان و غلامان سرگرم شد، بندرت با زن خویش هم سفره و هم بستر و هم نشین میبود و او را موجود مکار و حیله باز میدانست و افتخار مردان بر این شد که زن را از حجله تا گور در خانه حبس کنند. اما باید دانست که ستمگری نسبت بزنان و خوار و ذلیل داشتن آنان با نص صریح آیات قرآنی مخالف میباشد. زیرا قرآن مردان را مأمور فرموده که با زنان بدوستی و مهربانی رفتار کنند و اینک نص آیه ٔ قرآن : «و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةو رحمة» (قرآن 21/30) و آیه ٔ: «لهن مثل الذی علیهن بمعروف » (قرآن 228/2) و آیه ٔ: «و عاشروهُن َّ بالمعروف ». (قرآن 4/19). مردان جز خودکامی و شهوترانی چیزی نخواستند بخصوص بعد از پایان دوره ٔ علم و تمدن و شیوع جهل و فساد که فقیهان نیز مطابق نظر توده ٔ جاهل رأی دادند، همانطور که کشیشان مسیحی نیز در دوره های تاریک چنان بودند و مطابق فکر کوتاه و نظر پست محیط رأی و فتوا صادر کردند. بویژه که ظلم و استبداد در ممالک اسلامی شدت یافت و نتایج شوم آن بر زن ستمدیده تحمیل شد چه در دوره ٔ استبداد مرد ظلم حاکم را تحمیل می کند چون زورش به وی نمی رسد، ولی همینکه بمنزل می آیدخودش از هر حاکم ظالمی نسبت به اهل خانه اش ظالم تر میشود و انتقام حاکم ظالم را از زن و بچه اش میگیرد. این وضع در تمام اجتماعات حال و گذشته معمول بوده که بعد از شیوع ظلم و فساد اوضاع خانواده ها نیز تیره تر می گردد. و در هر کشوری که دیکتاتوری حکمروا باشد معمولاً مرد خانه نیز به اهل خانه ٔ خود ستم میدارد و بر عکس اگر در مملکتی عدل و داد حکومت کند، زن میتواند حق خود را مطالبه کند و مرد هم از ادای حق زن خودداری نمی نماید و چنانکه گفته اند هر خانواده و خانه ای یک دولت کوچکی را میماند. زنان مسلمان تا اواخر قرن گذشته (قرن نوزدهم میلادی ) چنان بودند و پیشوایان اسلام هم خواه و ناخواه سکوت داشتند. کم کم بعضی از نویسندگان مسلمان درباره ٔ حقوق زنان مطالبی نگاشتند و معایب پرده را برشمردند و برادران خود را بمبارزه بر ضد پرده پوشی برانگیختند و تا آنجا که میدانیم نخستین کسی که راجع به زنان مسلمان و حقوق آنها مقالاتی انتشار داده مرحوم شیخ احمد فارس الشدیاق است که در مجله ٔ الجوائب چاپ استانبول مطالب مفصلی منتشر ساخت. پس از وی نیز بعضی ها مطالب مختصری نوشته و سرانجام قاسم بک امین در اواخر قرن نوزدهم میلادی کتاب مشهور تحریر المراءة را تألیف و منتشر نمود و حق مطلب را از هر جهت ادا کرد بقسمی که برای هیچ کس جای سؤال و جواب باقی نماند.
تعدد زوجات : یکی از بدبختی های خانواده های اسلامی تعدد زوجات است ، یعنی اینکه مرد هر چه بخواهد زن بگیرد. شریعت اسلام تعدد زوجات را با اجرای شرایط بسیار سخت اجازت داده که تقریباً آن را جزء محالات آورده است. مثلاً نص آیه تصریح دارد مرد می تواند از یک تا چهار زن بستاند مشروط بر اینکه با همه ٔ آنان عدالت کند و اگر نتواند عدالت کند بیش از یک زن نباید بستاند و اینک متن آیه : «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع فاًن خفتم الاتعدلوا فواحدة». (قرآن 3/4). و آیه ٔ دیگر: «و لن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم فلاتمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقة». (129/4).حال اگر مفهوم این دو آیه را با هم جمع کنید معلوم میشود که منع تعدد زوجات اقوی از جواز آن میباشد از آن رو مردمان خردمند و باانصاف به یک زن اکتفاء داشتند و با کنیزان هم بستر نمیشدند و از قلت نسل هم بیم نمیکردند زیرا کنیزان فرزند می آوردند و در هرحال تاکنون هم مسلمانان معمولی بیش از یک زن میستانند بقسمی که پنج و یا منتهی ده درصد مردم عادی یک زن دارند وبقیه بیش از یک زن اختیار می کنند. اما طبقه ٔ خواص چنانکه گفته شد معمولاً یک زن میگیرند مگر اینکه موجبات مهمی تعدد زوجات را برای آنان ایجاب کند. دسته ٔ دیگری از مسلمانان موضوع عدالت مصرح در آیه را بعدالت در نفقه نه در محبت تعبیر میکنند و در هر صورت در اواسط دوره ٔ تمدن اسلام مردمان متمکن و با جاه و جلال هم زنان متعدد می گرفتند و هم کنیزان متنوع نگاه می داشتند. اما زن نخستین غالباً بانوی حرم محسوب میگشت ولی زنان زرنگ پرهیزکار خودشان کنیزان ماهرو بشوهران هدیه میدادند چنانکه زبیده زن هارون برای اینکه از عشق شوهر خود نسبت به «دنائیر» [ یکی از کنیزان زیبای حرم ] بکاهد، چندین کنیز پری پیکر به هارون تقدیم نمود. گاه هم زنان برای ثواب آخرت زن جوانی به شوهر پیر خود هدیه میدادند. شیخ جبروتی تاریخ نویس مصری می گوید: زنان پدر من بسیار خداترس بودند. از آن جمله یکی از آنها خیلی به پدرم محبت میکرد و از محبت های او اینکه گاه و بیگاه کنیزان ماهروی با پول خود می خرید و آنان را آرایش میکرد و جامه ٔ فاخر میپوشانید و پیش پدرم می فرستاد تا خدا او را (زن پدرم را) پاداش بدهد. پدرم که این را می دید علاوه بر کنیزان تقدیمی او زنان دیگری اختیار میکرد و این خانم نیکوکار بردبار بر عکس سایر زنها ابداً بدش نمی آمد و به آن عمل اعتراضی نداشت.
طلاق : در مورد طلاق هم مانند تعدد زوجات میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر هست. بعضی ها آن را مکروه میدانند زیرا آیات و احادیث متعددی در مکروه بودن طلاق وارد شده است از آن جمله آیه ٔ ذیل :«و اًن خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها اءَن یریدا اصلاحاً یوفق اﷲ بینهما» (قرآن 35/4) و آیه ٔ: «فان کرهتموهن فعسی اءَن تکرهوا شیئاً و یجعل اﷲ فیه خیراً کثیراً» (قرآن 19/4). و حدیث : «ابغض الحلال عنداﷲ الطلاق ». گرچه طلاق حلال است اما خدا آن را دوست ندارد، با این همه بسیاری از صحابه بطور وفور زن میگرفتند و طلاق میدادند. مغیرةبن شعبة بین 250 - 300 زن گرفت و طلاق داد. ولی در هر حال بزرگان اسلام طلاق را مکروه میداشتند عموماً تا موجب کلی پدید نمی آمد طلاق واقع نمیشد و بیشتر در خانواده های عادی طلاق رخ میداد. یکی از موجبات کثرت طلاق همانا حجاب میباشد زیرا جوانی که زن نادیده را میگیرد یگانه امید راه گریزش طلاق است که اگر او را دید و نپسندید باطلاق خود را خلاص میسازد در صورتی که مقررات اسلامی صریحاً تأکید می کند که مرد میتواند و باید پیش از نامزدی و عقد زن خود را ببیند و اگر به این روایات عمل شود البته طلاق کمتر میگردد. این را هم باید گفت که در پاره ای موارد طلاق از نظر امور خانوادگی و اجتماعی سود فراوان دارد و ملتهایی که آن را تحریم کرده اند از آن فواید محروم هستند. (از تاریخ تمدن اسلام ترجمه ٔفارسی ج 5 صص 106 - 112). فلاسفه ٔ اسلام تحت تأثیر یونانیان شعبه ای از حکمت عملی را به نام تدبیر منزل ، که اصول مرعیه برای قوام خانواده است ، مدوّن کرده و درزیر مختصری از رأی آنها در این باب آورده میشود تانظرشان در این مسأله از لحاظ کلی و فلسفی روشن شود. خواجه نصیر در اخلاق ناصری میگوید: پنج فصل در تدبیر منزل باید مورد لحاظ واقع شود: فصل اول در سبب احتیاج بمنازل و معرفت ارکان آن. فصل دوم در معرفت سیاحت و تدابیر اموال و اقوات. فصل سوم در معرفت سیاست وتدبیر اهل. فصل چهارم در سیاست تدبیر اولاد. فصل پنجم در سیاست خادم و عبید. فصل اول در سبب احتیاج بمنازل و معرفة ارکان آن : این فصل بطور مفصل ذیل کلمه ٔ خانه آمده است. به کلمه ٔ خانه رجوع شود. فصل دوم در معرفة سیاست و تدبیر اموال و اقوات : چون نوع مردم به اذخار اقوات مضطر است بقای بعضی اقوات در زمانی بیشتر ممکن است تا زمانی پس بجمیع مایحتاج از هر جنس احتیاج افتد تا اگر بعضی از اجناس تلف شود بعضی که از فساد دورتر بوده ، بماند. از آنجا که نقل پول از مکانی بمکان دیگر آسانتر از نقل اقوات و اجناس است و از طرف دیگر با بودن پول میتوان مایحتاج را در هر مکان تهیه کرد. لذا وجود پول رافع هرگونه موانعی است که درزندگی انسانی پیش آید. بعد از بیان این مقدمه گوئیم نظر در حال مال بر سه وجه تواند بود: 1 - به اعتباردخل. 2 - به اعتبار حفظ. 3 - به اعتبار خرج.
1 - دخل مال یا از طریق کار و فعالیت بدست می آید یا نمی آید آنچه از طریق کار بدست می آید چون اموال حاصل از تجارت و صناعت و آنچه از طریق کار بدست نمی آید چون اموال حاصل از مواریث و عطایا. خواجه نصیر در ذیل این بحث کسب ها و صناعات نیکو را مفصلاً شرح میدهد و اصناف آن را معین میکند. (صص 129 - 140 اخلاق ناصری چ هند با تصرف ). 2 - حفظ: حفظ مال بی تثمیر میسرنشود چه خرج ضروری است و در آن سه شرط باید نگاه داشت. الف - اختلالی بمعیشت اهل منزل راه نیابد. ب - اختلالی بدیانت و عرض راه نیابد. ج - مرتکب به رذیلتی مانند بخل و حرص نگردد.
چون این شرایط رعایت شود سه اصل دیگر باید برای حفظ مال رعایت گردد. الف - خرج با دخل مقابل نبود بلکه کمتر بود. ب - در چیزی که تثمیر آن متعذر بود مانند ملکی که بعمارت آن قیام نتوان کرد و جوهری که راغب آن عزیزالوجود بود صرف نکند. ج - مال در جایی به تثمیر گذارد که رواج کار باشد و سود متواتر، اگر چه اندک بود و چنین سود را بر منافع بسیار که بر وجه اتفاق افتد ترجیح دهد.
3 - خرج. در خرج از چهار چیز باید احتراز شود: الف : باید از «لوم و تقتیر[ » تنگ بر عیال گرفتن ] احتراز کرد. ب : باید از «اسراف وتبذیر» دوری جست. ج : باید از «ریا و مباهات » اجتناب کرد و آن چنان بود که بطریق تصلف و اظهار ثروت در مقام مفاخرت انفاق کند. د: سوء تدبیر، و آن چنان بود که در بعضی مواضع زیاده از اقتصاد بکار برود و در برخی کمتر از آن. خواجه در تتمیم این بحث مصارف مال و اصناف آن را مفصلاً شرح میدهد. (صص 131 - 132). فصل سوم در معرفت سیاست و تدبیر اهل : باید که باعث بر تأهل دو چیز بود: حفظ مال و طلب نسل نه داعیه ٔ شهوت یا غرضی دیگر از اغراض. زن صالح شریک مرد بود در مال و قیم او در کدخدایی و تدبیر منزل و نایب او در وقت غیبت. بهترین زنان زنی بود که در عقل و دیانت و عفت و فطنت و حیا و رقت و تودد و کوتاه زبانی و اطاعت شوهر و بذل نفس در خدمت او و ایثار رضای او و وقار و هیبت نزدیک اهل خویش متحلی بود و عقیم نبود در ترتیب منزل و تقدیر نگاه داشتن در انفاق واقف و قادر بود و بمجامله و مدارات و خوشخویی سبب مؤانست و تسلی هموم وجلای احزان شوهر گردد. خواجه نصیر در خواص زن و علل ازدواج مطالب بسیار نیکو می گوید. (صص 132 - 133). و سپس سه اصل زیر را در زن داری بیان می کند:
1 - هیبت. هیبت آن بود که خویشتن را در چشم زن مهیب دارد تا در امتثال اوامر و نواهی او اهمال جایز نشمرد. 2 - کرامت. و آن این است که زن را مکرم دارد و بچیزهایی که مستدعی محبت و شفقت بوداقدام کند و اصناف کرامات شش است. و خواجه نصیر مفصلاً این شش صنف را بیان میدارد. (صص 133 - 134). 3 - شغل خاطر. و آن بود که خاطر زن پیوسته بتکفل مهمات منزل و نظر در مصالح آن و قیام آنچه مقتضی نظام معیشت بود مشغول بود زیرا فراغت موجب بسیاری از خطرات میشود. مرد نیز در باب سیاست زن از سه چیز باید احتزار جوید: اول : از فرط محبت بزن و اگر کسی بچنین محبتی گرفتار آمد دیگر مصالح زندگیش فدای آن محبت میشود. دوم : در مصالح کلی با زن مشورت نکند و البته او را بر اسرار خود وقوف ندهد. سوم : زنان را از ملاهی و نظر به اجانب و استماع حکایت های ناشایست بازدارد. خواجه نصیر سپس در عللی که باعث اهمیت زنان نزد شوهران میشودبحث میکند و آن را پنج چیز میداند: 1 - عفت. 2 - اظهار کفایت. 3 - هیبت داشتن از ایشان. 4 - حسن تبعل واحتراز از نشوز. 5 - قلت عتاب و مجامله در عشرت. و نیز می گوید: مرد باید از ازدواج با زنانی که حکمای عرب نهی کرده اند احتراز کند؛ یعنی از ازدواج با «حنانه » و «منانه » و «انانه » و «کیة القفا» و «خضراءالدمن ». حنانه زنی بود که او را فرزندان باشند از شوهر دیگر و پیوسته بمال این شوهر بر ایشان مهربانی نماید. منانه زنی بود متموله که بمال خود بر شوهر منت نهد. انانه زنی بود که پیشتر از این شوهر حالی بهتر داشته باشد یا شوهری بزرگتر را دیده و پیوسته از این حال و شوهر بشکایت و انین بود. کیة القفا: زنی بود غیرعفیفه که شوهر او از هر محفلی که غایب شود مردمان بذکراو داغی برقفای آن مرد نهند. خضراءالدمن. زنی بود جمیله از اصلی بد و او را مشابهت کرده اند بسبزه ٔ مزابل. کسی که بشرایط سیاست زنان قیام نتواند نمود اولی آن بود که عزب باشد و دامن از ملابست امور ایشان کشیده دارد. فصل چهارم در سیاست و تدبیر اولاد. چون فرزندبوجود آید ابتداء تسمیه ٔ او باید کرد بنامی نیکو چه اگر نامی ناموافق بر او نهند مدت عمر از او ناخوشدل بود. پس دایه اختیار باید کرد که معلول و احمق نباشد. چون رضاع طفل تمام شود بتأدیب و ریاضت اخلاق او مشغول باید پیشتر از آنکه اخلاق تباه فراگیرد، چه کودک مستعد آن بود و با اخلاق ذمیمه میل بیشتر کند بسبب نقصان و حاجتی که در طبیعت دارد و در تهذیب اخلاق او اقتداء بطبیعت باید؛ یعنی هر قوت که حدوث او در بنیه ٔکودک بیشتر شود تکمیل آن قوت مقدم باید داشت. اول چیزی از آثار قوت تمییز در کودک ظاهر شود حیا بود. پس نگاه باید کرد که اگر حیا بر او غالب بود بیشتر اوقات سردر پیش افکنده دارد و وقاحت ننماید دلیل نجابت او بود، چه نفس از قبیح محترز است و بجمیل مایل. و این علامت استعداد تأدب بود و چون چنین بود عنایت بتأدب و اهتمام بحسن تربیتش زیاده باید داشت و اهمال وترک را رخصت نباید داد و اول چیزی از تأدب آن بود که او را از مخالطت اضداد که مجالست و ملاعبت ایشان مقتضی افساد طبع او بود نگاه دارند. چه نفس کودک ساده باشد و قبول صورت از اقران خود زودتر کند و باید که او را بر محبت کرامت تنبیه دهند خاصه کراماتی که بعقل و تمییز و دیانت استحقاق آن کسب کند نه آنکه بمال و نسبت تعلق دارد، پس سنن و وظایف دین در او آموزندو او را بر مواظبت آن ترغیب کنند و بر امتناع از آن تأدیب ، و اخیار را نزدیک او مدح گویند و اشرار را مذمت و اگر جمیلی از او صادر شود او را محمدت گویند و اگر اندک قبیحی صادر شود بمذمت تخویف کنند و استهانت به اکل و شرب و لباس فاخر در نظر او تزیین دهند وترفیع نفس از حرص بر مطاعم و مشارب و دیگر لذات و ایثار آن برغیر در دل او شیرین گردانند و با او تقریردهند که جامه های ملون و منقش لایق زنان بود تا چون بر آن برآید و اهل شرف و نبالت را بجامه التفات نبود و سمع او از آن پر شود و تکرار و تذکار متواتر گردد بعادت گیرد و کسی را که ضد این معانی گوید خاصه از اتراب و اقران او از او دور دارند و او را از آداب و افعال بد زجر کنند که کودک در ابتدای نشو و نما افعال قبیحه بسیار کند و در اکثر احوال کذوب و حسود و سروق و نموم و لجوج بود و فضولی کند و بر کید و اضرار دیگران ارتکاب نماید. بعد از آن بتأدیب و سن و تجارب از آن بگردد. پس باید که در طفولیت او را بدان مؤاخذه کنند. پس تعلیم او آغازند و محاسن اخبار و اشعار که با آداب شریف ناطق بود او را حفظ دهند تا مؤکدآن معانی شود که در او آموخته باشند. خواجه نصیر درذیل این بحث از اغذیه و آداب غذاخوری و خواب و آداب سخن گفتن و سواری و صناعاتی که بیاد طفل باید داد وبالاخره معلوماتی که باید بیاموزد و غیر اینها مفصلاًسخن می گوید. (صص 148 - 149). فصل پنجم در سیاست خدم و عبید: بباید دانست که خدم و عبید در منزل بمنزله ٔ دست و پا و جوارحند چه کسی که بجهت غیری تکفل امری کند که به اعانت دست در آن حاجت افتد قایم مقام دست آن غیره بوده باشد. کسی که سعی کند در کاری که قدم را در آن کار رنجه باید کرد مشقت قدم کفایت کرده باشد وکسی که بچشم نگاهدارد چیزی را که نظر در آن صرف باید کرد زحمتی از بصر بازداشته باشد و اگر نه وجود این طایفه بود ابواب راحت مسدود گردد و بتوسط قیام و قعود متواتر و حرکات و سکنات مختلف و اقبال و ادبار متوالی که مقتضی تعب ابدان سقوط و هیبت و ذهاب وقار باشد بمهمات قیام توان نمود. پس باید که بر وجود این جماعت شکرگزاری بشرط بجا آرند و ایشان را ودایع خدای تعالی شمرند و انواع رفق و مدارات و لطف و مواسات دراستعمال ایشان بکار دارند، چه این صنف مردم را نیز ملال و کلال و فتور و ماندگی به اعضاء و جوارح راه یابد و دواعی حاجات و ارادات در طبایع ایشان مرکوز بود پس دقیقه ای به انصاف و عدالت رعایت باید کرد و از تعسف و جور اجتناب نمود تا سیاست خدای تعالی بتقدیم رسانیده باشد و شکر نعمت او گزارد. طریق اتخاذ خدم آن بود که بعد از معرفت و تجربه ٔ تمام وقوف بر احوال کسی که او را استخدام کند اگر میسر نشود بفراست و حدس و توهم استعانت نمایند و از ارباب صور متفاوت و خلقتهای مختلف تحاشی واجب دانند که در اغلب احوال خلق تابع خلق افتد. چون خادم میسر شود او را بصناعتی که بصلاحیت آن موسوم باشد مشغول گردانند و امور او را مکفی نمایند و از کاری بکاری و صناعتی بصناعتی تحویل نفرمایند، بل بر آنچه طبع او بدان مایل بود و آلات او راحاصل قناعت کنند. چه هر طبیعتی را با صناعتی خاص خاصیتی بود. در دل خدم باید که مقرر کرده باشد که ایشان را بمفارقت او طریقی و سبیلی نخواهد بود بهیچوجه وسبب ، تا هم بمروت نزدیک باشد و هم بوفا و کرم لایق وهم خادم شرط شفقت و هوی داری و متابعت و احتیاط بجا آرد. خواجه نصیر در ذیل این بحث مفصلاً سخن میراند تاآنجا که میگوید: اصناف بندگان بحسب طبیعت سه اند: اول «حر» دویم «عبد». سوم «عبد بشهوت ». اول را بمنزله ٔاولاد باید داشت و بر تعلیم ادب صالح تحریض فرمود. دوم را بمنزله ٔ دواب و مواشی استعمال باید کرد و مرتاض گردانید. سوم را بقدر حاجت بمشتهی می باید رسانید وبه استهانت و استخفاف کار فرمود. خواجه نصیر پس از بیان اصناف عبد می گوید آن را از چه قومی باید اتخاذ کرد و فصل مشبعی در این زمینه می آورد (صص 152 - 155).(از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی چ بمبئی سال 1267). || قبیله ٔ بزرگ و مشهور. طایفه ٔ نامدار. (ناظم الاطباء). || نوع. رسته. تیره (در اصطلاح نبات شناسی )، چون : این گل از خانواده ٔ... میباشد. || نژاد. تخمه. چون : خانواده ٔ سیاهان دارای بینی پهن هستند.

معنی خانواده به فارسی

خانواده
خاندان، دودمان، اهل خانه، زن وفرزند، فامیل
(اسم) خانواده اهل خانه اهل البیت دودمان .
خاندان دودمان
[family therapy] [روان شناسی] نوعی روان درمانی برای حل مشکلات روان شناختی اعضای یک خانواده و روابط و الگوهای رفتاری آنها
[family recovery] [اعتیاد] نوعی خودیابی مبتنی بر بهبود تک تک افراد خانواده، بازسازی خرده نظام های خانواده نظیر رابطۀ والدـ فرزند و برادرـ خواهر و دست یافتن به روابط مرزبندی شدۀ سالم با مردم و مراکز خارج از خانواده متـ . بهبود خانواده
[family planning program, family planning] [علوم سلامت] اقداماتی که به زوج ها در پیشگیری از بارداری های ناخواسته و فاصله گذاری بین حاملگی ها و تعیین تعداد فرزندان خانواده کمک می کند
[گردشگری و جهانگردی] ← غذاخوری خانواده
[family-style restaurant] [گردشگری و جهانگردی] نوعی غذاخوری خودمانی که غذاهای آن غالباً در دیس عرضه می شود و مهمانان خودشان از خود پذیرایی می کنند متـ . رستوران خانواده
[cognate set] [زبان شناسی] مجموعه ای از واژه ها یا تکواژ های در زبان های خواهر یا خویشاوند که نیای مشترک دارند
[family mediation] [روان شناسی] فرایندی که در آن شخص ثالث و بی طرفی که معمولاً یک متخصص سلامت روان یا وکیل مجرب است، به افراد خانواده برای حل تعارض و توافق در مورد مسائلی مانند طلاق یا حضانت فرزند کمک می کند
[اعتیاد] ← خودیابی خانواده
[family life cycle] [روان شناسی] زنجیرۀ مراحلی که در زندگی هر خانواده طی می شود، مانند ازدواج و فرزندپروری و بازنشستگی
[cognate] [زبان شناسی] ویژگی واژه ها و زبان هایی که نیای مشترک دارند
[family support services] [روان شناسی] خدماتی که به اعضای خانوادۀ فرد مبتلا به ناتوانی تحولی (developmental disability) ارائه می شود تا توان آنها را برای مراقبت از فرد بیمار افزایش دهد
[family systems theory, family systems model, Bowen family systems theory] [روان شناسی] نظریه ای مبتنی بر اینکه درمانگر برای ایجاد تغییرات سازنده در خانواده نمی تواند فقط به تک تک اعضای خانواده توجه کند، بلکه باید کلیت خانواده را در نظر گیرد
[sociology of the family, family sociology] [جامعه شناسی] شاخه ای از جامعه شناسی که موضوع آن مطالعۀ خانواده در تمام ابعاد اجتماعی است
[cognate languages] [زبان شناسی] زبان هایی که نیای مشترک دارند
[family counsellor] [روان شناسی] مشاوری با وظیفۀ حمایت عاطفی و اطلاع رسانی و راهنمایی برای حل مشکلات خانواده
[family counselling] [روان شناسی] راهنمایی والدین یا سایر اعضای خانواده در مسائلی مانند پرورش فرزند و فرزندخواندگی و اعتیاد و مساعدت های عمومی توسط روان شناسان و مددکاران اجتماعی و مشاوران
[family-style service, German style, family service] [گردشگری و جهانگردی] شیوه ای از پذیرایی که در آن غذا یکجا در ظروف بزرگ بر روی میز گذاشته می شود و مهمانان خودشان غذا را می کشند
[family interaction method] [روان شناسی] روشی برای مطالعۀ رفتار خانواده ازطریق مشاهدۀ تعامل اعضای آن در موقعیتی واپایش شده، مانند آزمایشگاه یا درمانگاه
[natural family planning methods] [علوم سلامت] روش های تنظیم خانواده بدون عقیم سازی یا استفاده از ابزارها یا داروهای پیشگیری از بارداری

معنی خانواده در فرهنگ معین

خانواده
(نْ یا نِ دِ) (اِمر.) ۱ - اهل خانه ، اهل البیت . ۲ - مجموعة افراد دارای پیوند سببی یا نسبی که در زیر یک سقف زندگی می کنند. ۳ - مجموعه خویشاوندان ، خاندان . ۴ - تیره ، خاندان .

معنی خانواده در فرهنگ فارسی عمید

خانواده
۱. کوچک ترین واحد اجتماعی که شامل پدر، مادر، و فرزندان آن ها است.
۲. (زیست شناسی) تیره.
۳. خاندان، دودمان، فامیل.

خانواده در دانشنامه اسلامی

خانواده
خانواده، اولین نهاد اجتماعی و کوچکترین واحد تشکیل دهنده جامعه است.
هر خانواده از مجموعه ای از افراد تشکیل می یابد که در پیوند خویشاوندی و زیستی قرار دارند و معمولا در یک خانوار زندگی می کنند.
ساختار
کلیات وضع و ساختار خانواده در نظام اجتماعی مسلمانان مشابه با ادیان پیشرفته دیگر است.گفته می شود که ساختار خانواده امروزی اسلامی را می توان در سه هزار سال قبل از میلاد در بین النهرین باستان در جامعه سومری، بابلی، آشوری و غیره یافت.همین سنّت سامی در میان یهودیان و مسیحیان نیز استمرار یافته و در میان عرب پیش از اسلام نیز رایج بوده است.این صورت از خانواده به صورت پدرخطی بوده که در بیش تر جوامع بشری نیز رواج داشته است.در جوامع پدر خطی نام فرزند و میراث از شاخه پدری انتقال می یابد و فرزندان به نام پدرانشان شناخته می شوند، گو این که تمام خانواده های پدر خطی به یکسان پدرسالار نیستند.
← موافقت اسلام
در واقع به طور کلی در جوامع اسلامی از صدر اسلام تا جهان امروز، همچون دیگر جوامع سه ساختار عمده خانواده همواره ملاحظه می شده است :
← گسترده
...
خانواده از دیدگاه ثقلین، قرآن در آیات متعدد، و معصومین (علیهم السلام) در روایات، نقش حفاظتی زن در بازداشتن خانواده از انحرافات، همدردی با شوهر و ایجاد آرامش روحی و روانی برای وی و بالعکس، را بیان کرده و برای آن اهمیت زیادی قائل شده است.
خانواده، اجتماع کوچکی است که ابتداء با یک مرد و زن تشکیل می شود، دو نفری که بناست در تکامل معنوی و رشد مادی یکدیگر مشارکت کنند و بالاتر آن که هریک کمبود دیگری را در اوج محبّت و مودت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید کرد و آرمان های فکری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه کنند و برای بقای خویش برنامه ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن کریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می کند: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لَایاتٍ لِقَومٍ یتَفَکَّرُونَ» «از نشانه های خداست آن که آفرید برای شما همسرانی از جنس خودتان تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرت هاست».امام محمد باقر (علیه السلام) از قول جدّش رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل کرده که فرمود: «ما بُنِی بَناءٌ فِی الاِسلامِ اَحَبُّ اِلی اللهِ -عزّ وَ جَلّ- من التزویج ؛ هیچ بنائی در مکتب اسلام طرح ریزی نشده که در نزد خداوند بزرگ محبوب تر از ازدواج باشد.»
اصول اساسی
سه اصل اساسی در تشکیل خانواده عبارتند از:
← عشق به همسرداری
با توجه به مطلب فوق، عده ای از مفسّران گفته اند: در آیه ۲۱ سوره روم «وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن این دو کلمه که -حکایت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگی این دو به یکدیگر است و این دو واژه مفاهیم عمیق و ژرفی را در دل دارد- سه احتمال وجود دارد:
← فرق اول
...
بَنّانی (یا: اَلْبَنّانی)، خانواده ای از یهودیانِ مسلمان شده فاس که از قرن دوازدهم به بعد، علمای مذهبی برجسته ای در آن پرورش یافته اند. این خانواده، و چند خانواده یهودی تبار دیگر، هنوز هم از نخبگان علمای اسلامی فاس به شمار می آیند.
مهمترین اعضای این خانواده در ذیل آورده می شود:
← محمد بن عبدالسّلام
(۱) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین، ج ۲، در حاجی خلیفه، کشف الظنون، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰).(۲) یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸.(۳) احمدبن خالد سلاوی، الاستقصا.(۴) عبدالحفیظ فاسی، ریاض الجنه.(۵) محمدبن طیب قادری، نشرالمثانی.(۶) محمدبن جعفر کتانی، سلوة الانفاس.(۷) محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی، فهرس الفهارس و الاثبات و معجم المعاجم و المشیخات و المسلسلات، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲).(۸) محمدبن محمد مخلوف، شجرة النور الزکیة.
خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون به عنون اصلی ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و خاستگاه فرهنگ ها، تمدن ها و تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و هدایت آن به جایگاه واقعی اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن، موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه نابودی بوده است.
اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز، بیشترین توجه را به والایی خانواده دارد. از این رو، این نهاد مقدس را کانون تربیت می شمرد. نیک بختی و بدبختی جامعه انسانی را نیز به صلاح و فساد این بنا وابسته می داند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای عاطفی و معنوی انسان از جمله دست یابی به آرامش برمی شمارد.
واژه ی بیت به معنای خانه، هفتاد و یک بار با مشتقات آن در صیغه های بیت و جمع آن بیوت در قرآن کریم آمده است. این کلمات در دوازده مورد با مصداق بیت الله، یعنی کعبه (خانه خدا)، دو مورد برای بیت عتیق، دو مورد بیت معمور و باقی به معنای خانه همان محیط مخصوص زندگی خانواده آمده است.
با نظر به آیات الهی و پرداختن آیات متعددی در قرآن به کلمه بیت، چنین بدست می آید که این مکان مسقف محدود که محل اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش است، مورد عنایت حق بوده و بر حسب کارایی و جایگاهش در حیات انسانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در اینجا به بعضی از این موارد اشاره می شود:
اولین کارکرد خانه، تامین آرامش جسم و تسکین جان اعضای آن است که البته مرهون امنیت همه جانبه ی این محیط برای اعضاست. فضای محدود و امن خانه، حریمی برای ابراز احساسات بیان اسرار، ارضای غرایز و تامین نیازهای جسمی و روحی انسان است. این سکونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می دهد و می فرماید: والله جعل لکم من بیوتکم سکنا؛ خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد.
واژه سکن به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله ی آن تسکین یابد. انسان علاوه بر نیاز به سکونت در خانه، به محلی برای تسکین آلام روحی، رهاشدن از برخی قیودات اجتماعی، استراحت به نحو دلخواه، خلوت کردن و راز و نیاز با خدا و محرمان نیاز دارد. اگر خانه تامین کننده این نیازها نباشد، مسکن نخواهد بود.
«واذکرن ما یتلی فی بیوتکن من آیات الله والحکمه»؛ به یاد آورید آنچه در خانه هایتان از آیات و حکمت تلاوت شده است.
خانواده در اسلام اثر استاد حسین مظاهری، کتابی است به زبان فارسی که به بیان مسائل اخلاقی در خانواده پرداخته است.
کتاب با مقدمه ناشر در اشاره به مباحث آغاز شده و مطالب، مشتمل است بر نوزده جلسه سخنرانی مؤلف، در قرارگاه سپاه قم که توسط مرکز بررسی و تحقیقات، از نوار پیاده شده است.
مؤلف، مطالب اخلاقی خانواده را به صورت فشرده و اجمالی، با تمسک به آیات و روایات شریف، همراه با اشعار و حکایات آموزنده و سودمند، با بیانی شیرین و شیوا بیان فرموده اند.
متن کتاب، با مطلبی پیرامون مسؤلیت آغاز می شود. مؤلف، ابتدا از مسؤلیت همه ذرات عالم سخن گفته و به این نکته اشاره نموده است که در هستی، هیچ ذره ای بدون مسؤلیت وجود ندارد. سپس، از مسؤلیت انسان سخن گفته و انسان را دارای دو نوع مسؤلیت اصلی دانسته است:
1. مسؤلیت عبودی؛ 2. مسؤلیت فردی.
یکی ازپاداشهای خداوند به بندگان در بهشت آن است که آنان را به خانواده در بهشت کرد هم می آورد.
اعضای خانواده در صورت صالح بودن در بهشت به یکدیگر ملحق می شوند.جنت عدن یدخلونها ومن صلح من ءابآئهم وازوجهم وذریتهم.. > (همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می شوند و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می گردندنه تنها آیه فوق که بعضی دیگر از آیات قرآن نیز صریحا این مطلب را بیان می کند که در جمع بهشتیان، پدران و همسران و فرزندان آنها که صالح بوده اند وارد می شوند، و این در حقیقت برای تکمیل نعمتهای الهی بر آنان است، تا هیچ کمبودی حتی از نظر فراق افراد مورد علاقه خود نداشته باشند، و از آنجا که در آن سرا که سرای نوین و متکاملی است همه چیز تازه و نو می شود آنها نیز با چهره های تازه و نو و محبت و صمیمیتی داغتر و گرمتر وارد می شوند، محبتی که ارزش نعمتهای بهشتی را چند برابر می کند.گر چه در آیه فوق تنها پدران و فرزندان و همسران ذکر شده اند، ولی در واقع همه بستگان در این جمع، جمعند، چرا که حضور فرزندان و پدران بدون حضور برادران و خواهران و حتی سایر بستگان ممکن نیست، و این مطلب با کمی دقت روشن می شود، زیرا هر گاه کسی بهشتی باشد پدر صالح او نیز به او ملحق می شود، و از آنجا که پدر صالح بهشتی است، همه فرزندانش به او می پیوندند و به این ترتیب برادران به هم ملحق می شوند. و با همین محاسبه سایر بستگان نیز در آن جمع حضور خواهند داشت (دقت کنید). در بهشت اعضای خانواده در صورت دارا بودن ایمان و عمل نیک به یکدیگر ملحق می شموند.والذین ءامنوا واتبعتهم ذریتهم بایمـن الحقنا بهم ذریتهم وما التنـهم من عملهم من شیء.. کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از آنان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق می کنیم و از (پاداش) عملشان چیزی نمی کاهیم و هر کس در گرو اعمال خویش استاین نیز خود یک نعمت بزرگ است که انسان، فرزندان با ایمان و مورد علاقه اش را در بهشت در کنار خود ببیند، و از انس با آنها لذت برد، بی آنکه از اعمال او چیزی کاسته شود.از تعبیرات آیه برمی آید که منظور، فرزندان بالغی است که در مسیر پدران گام برمی دارند، در ایمان از آنها پیروی می کنند، و از نظر مکتبی به آنها ملحق می شوند.اینگونه افراد اگر از نظر عمل کوتاهی و تقصیراتی داشته باشند، خداوند به احترام پدران صالح، آنها را می بخشد و ترفیع مقام می دهد، و به درجه آنان می رساند، و این موهبتی است بزرگ برای پدران و فرزندان.ولی جمعی از مفسران" ذریه" را در اینجا به معنی اعم، تفسیر کرده اند به طوری که اطفال خردسال را نیز شامل می شود، اما این تفسیر با ظاهر آیه سازگار نیست، زیرا تبعیت در ایمان دلیل بر رسیدن به مرحله بلوغ یا نزدیک آن است.مگر اینکه گفته شود اطفال خردسال در قیامت به مرحله بلوغ می رسند و آزمایش می شوند، هر گاه از این آزمایش پیروز درآیند ملحق به پدران می شوند، چنان که این معنی در حدیثی در کتاب کافی نقل شده است که از امام ع سؤال از اطفال مؤمنان کردند، در پاسخ فرمود: " روز قیامت که می شود خداوند آنها را جمع می کند، آتشی برمی افروزد و به آنها دستور می دهد خود را در آتش بیفکنند، آنها که این دستور را عملی کنند آتش برای آنها سرد و سالم می شود و سعادتمندند، و آنها که سر باز زنند از لطف خدا محروم می شوند ولی این حدیث علاوه بر اینکه از نظر سند ضعیف است، اشکالات دیگری در متن آن وجود دارد که اینجا جای شرح آن نیست.البته هیچ مانعی ندارد که فرزندان خردسال نیز به احترام پدران به بهشت روند و در کنار آنها قرار گیرند، سخن در این است که آیا آیه فوق ناظر به این مطلب می باشد یا نه؟ گفتیم تعبیر به پیروی از پدران در ایمان نشان می دهد که منظور بزرگسالان است.به هر حال، از آنجا که ارتقاء این فرزندان به درجه پدران ممکن است این توهم را به وجود آورد که از اعمال پدران برمی دارند و به فرزندان می دهند به دنبال آن آمده است" و ما التناهم من عملهم من شی ء"" ما چیزی از اعمال آنها نمی کاهیم"."ابن عباس" از" پیغمبر گرامی اسلام صنقل می کند که فرمود:اذا دخل الرجل الجنة سال عن ابویه و زوجته و ولده، فیقال له انهم لم یبلغوا درجتک و عملک، فیقول رب قد عملت لی و لهم فیؤمر بالحاقهم به:" هنگامی که انسان وارد بهشت می شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را می گیرد، به او می گویند: آنها به درجه و مقام و عمل تو نرسیده اند، عرض می کند پروردگارا! من برای خودم و آنها عمل کردم، در اینجا دستور داده می شود که آنها را به او ملحق کنید. قابل توجه اینکه: در پایان آیه می افزاید: " هر کس در گرو و همراه اعمال خویش است" (کل امرئ بما کسب رهین).بنا بر این تعجب ندارد که از اعمال پرهیزکاران و پاداش آنها چیزی کاسته نشود، چرا که این اعمال همه جا با انسان است، و اگر خداوند لطف و تفضلی در باره فرزندان متقین می کند، و آنها را به پرهیزگاران در بهشت ملحق می سازد این به معنی آن نیست که از پاداش اعمال آنها چیزی کاسته شود. ربنا وادخلهم جنت عدن التی وعدتهم ومن صـلح من ءابائهم وازوجهم وذریتهم.. پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!
ملحق شدن همسران در بهشت
مؤمنان و تسلیم شدگان، به همراه همسرانشان با حالتی شادمانه وارد بر بهشت می شوند.الذین ءامنوا بـایـتنا وکانوا مسلمین• ادخلوا الجنة انتم وازوجکم تحبرون. همان کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند. • (به آنها خطاب می شود: ) شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شویدروشن است بودن در کنار همسران با ایمان و مهربان هم برای مردان لذت بخش است و هم برای زنانشان که اگر در اندوه دنیا شریک بودند در شادی آخرت نیز شریک باشند.بعضی ازواج را در اینجا به معنی همردیفان و دوستان و نزدیکان تفسیر کرده اند که اگر آنهم باشد خود نعمت بزرگی است، ولی ظاهر آیه همان معنی نخست است. .
مبانی حقوقی و اخلاقی خانواده در قرآن در مواردی مورد بحث قرار گرفته است که در اینجا بعضی از این مبانی ذکر گردیده است.
بدیهی است که هدف اصلی از تشکیل خانواده بقای نسل تشکیل جامعه سالم و تامین سلامت روانی افراد است در مرحله بعد یکی از اهداف زندگی خانوادگی تامین نیازهای افراد خانواده در سایه زندگی مشترک است و هر کاری به نسبت مقدار تاثیری که در بر آوردن این هدف داشته باشد ارزشمند خواهد بود.کارهایی که اعضای خانواده در مسیر تامین این هدف انجام می دهند به دو نوع اصلی تقسیم می شود.الف) کارهایی که از همه اعضای خانواده ساخته است و همه به طور یکسان می توانند با انجام آن ها در تامین این هدف مؤثر باشند.ب) کارهایی که از همه اعضاء ساخته نیست بلکه به تناسب ویژگی ها و خصوصیات جسمی و روانی اعضا هر یک از آن ها از فرد خاصی ساخته است و انجام آن از توان اعضای دیگر خارج خواهد بود و بر همین اساس به طور طبیعی نوعی تقسیم کار در بین اعضای خانواده شکل می گیرد.مثلا ایفای نقشی که زن در محیط خانواده می تواند داشته باشد هیچ گاه در توان مرد نیست. زن با توجه به ویژگی ساختمان طبیعی و جسمانی اش می توان باردار شود و پس از وضع حمل قادر است کودک خود را با شیری که در سینه دارد تغذیه کند و با توجه به خصوصیات روانی مادرانه او را پرورش دهد اما این گونه کارها از مرد که دارای ویژگی های جسمانی و روانی دیگری است بر نمی آید.متقابلا مرد نیز با توجه به خصوصیات جسمانی و روانی خود می تواند وظایفی را در مسیر تامین اهداف خانواده بر عهده بگیرد که زن قادر به انجام آن ها نیست.پس تفاوت ارزش مرد و زن در تامین اهداف خانواده به تفاوت ویژگی های روحی و جسمی آنان مربوط می شود و در یک سنجش کلی می توان گفت که زن از نظر احساسات و عواطف معمولا قوی تر است و مرد از نظر تدبیر و تعقل. واز آن جا که محیط خانواده هم به تدبیر نیاز دارد و هم به پرورش و تربیت این تقسیم کار به شکل طبیعی به وجود می آید که مرد به اداره خانواده و تامین نیازهای اقتصادی آن بپردازد و زن که از عشق و احساس به فرزندان خود لبریز است و بیش تر می تواند آنها را تحمل کند، پرورش فرزندان را بر عهده گیرد.بنابراین، بررسی دقیق اخلاق در خانواده و شناخت احکام و ارزش هایی که اسلام در این زمینه مطرح کرده است تا حد بسیاری به شناخت خصوصیت های جسمی و روحی هر یک از اعضای خانواده و نقش های ویژه ای که می توانند ایفا کنند بستگی دارد.اکنون با توجه به آن چه گفته شد اصول و مبانی حاکم بر خانواده را به طور خلاصه بیان می کنیم.
مبانی حقوقی و اخلاقی خانواده
در قرآن برای مبانی حقوقی و اخلاقی خانواده در چند جا مواردی را ذکر کرده است:
← اصل تامین نیازهای جنسی
آثار اصلاح خانواده؛ آشتی در خانواده؛ اخلاق خانواده.
یکی از ابعاد و زوایای قابل تأمل و کنکاش در زندگانی اشخاص، به ویژه شخصیت های بزرگ جهانی، بررسی تعداد همسران و فرزندان و کیفیت برخورد با آن هاست. به همین جهت در این نوشتار، برآنیم تا در خصوص خانواده امام حسن مجتبی علیه السلام بحثی را ارائه دهیم. این بحث از سوی مورخان زیادی مورد پژوهش قرار گرفته است؛ ولی متأسفانه مطالب غیرواقعی و دور از حقیقت نیز در کتاب های تاریخی آمده؛ تا جایی که امروزه که «عصر فضا و اتم» نام گرفته است بانهایت بی دقتی و یا دشمنی، در کتاب دائرة المعارف اسلامی (نوشته مستشرقین) چه نسبت های ناروایی به ساحت مقدس امام حسن علیه السلام داده می شود! بنابراین چه نیک و ضروری است که در این مقوله، بحث های دقیقی ارائه شود؛ تا حقایق روشن شده، نسبت های ناروا نیز از ساحت قدسی آن معصوم زدوده گردد.
در خصوص فرزندان آن حضرت چندان اختلافی نیست و چنانچه اختلافات جزیی در تعداد آن ها وجود داشته باشد، اما این اختلافات دست مایه اتهامات و نسبت های ناشایست نشده است؛ بلکه در محدوده بحث های تاریخی، محدود مانده است. ولی در خصوص تعداد همسران آن حضرت، بسیاری از مورخان راه افراط را پیش گرفته اند و در این وادی بسی جولان داده اند، لاجرم فرسنگ ها از حقایق و واقعیت ها فاصله گرفته اند.
از این رو برمااست که به بررسی و تحقیق بپردازیم؛ تا در حد امکان، حقایق مجهول آشکار گردد. آن چه در زبان مردم و در نوشتار بسیاری از مورخان؛ حتی برخی از مورخان شیعه راه یافته است و شاید تا مرز پندار مسلم نیز پیشرفته، این است که امام حسن علیه السلام دارای همسران متعدد و کثیری بوده است. گرچه تعدادی از تاریخ نگاران در این مورد اتفاق نظر دارند؛ اما در مورد تفسیر و تحلیل آن، هرگز یک رأی وجود ندارد.
دشمنان اهل بیت علیهم السلام و هم چنین کسانی که پی به حقیقت والای امامت نبرده اند و هرگز کام معرفتشان با چشمه زلال و شفاف ولایت آشنا نگشته است، این مطلب (ازدواج های آن حضرت) را دست آویز خود قرار داده، برای سرکوب شخصیت بی نظیر امام حسن علیه السلام، به او معترض گشته اند. آنان، امام علیه السلام را به عنوان یک شخص عیاش قلمداد کرده اند و علت صلح او را نیز در همین راستا تحلیل و تفسیر نموده اند. معاندان می گویند: امام برای راحت ماندن از مشکلات حکومت و برای رسیدن به بزم، ترک رزم نمود و تن به صلح داد. اینان در تأیید کلامشان به هر چیزی تمسک جسته و در این وادی چنان پیشرفته اند که مواد صلح نامه را نیز در همین راستا تفسیر کرده اند.
در مقابل گروه فوق، دوستداران اهل بیت علیهم السلام هستند که ضمن قبول اصل مطلب (کثرت زوجات) در تحلیل و تفسیر آن نظر دیگری دارند که با نظریه فوق در تضاد کامل است؛ چه این که اینان، مطلب را نه تنها کسر شأن شخصیت امام علیه السلام ندانسته اند، بلکه آن را توجیه کرده و یکی از فضایل و مناقب آن حضرت به حساب آورده اند.
دلیل این گروه هم این است که امام علیه السلام شخصاً اقدام به این کار نمی کرده است بلکه خود زنان و والدین آن ها اقدام به وصلت با امام کرده و به این کار افتخار می نمودند. در چنین فضایی بود که آن حضرت بنا به مصالحی، می پذیرفت. حال که این دو نظریه متضاد در یک موضوع تاریخی وجود دارد، سزاوار است یک تحقیق و بررسی دقیقی انجام گیرد؛ تا اولاً: ماهیت و صحت و سقم آن روشن شود و ثانیاً: در صورت اثبات مطلب، علل آن بررسی گردد؛ تا روشن شود. حق با کدامین گروه است؟
با توجه به مطالبی که پیشتر مطرح شد، بحث در این رابطه در چند مقام خواهد بود:
اصلاح در برابر افساد، به معنای برطرف کردن فساد و تباهی و انجام دادن کار شایسته است.
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «آثاراصلاح خانواده».    
...
یکی از موارد مهم و حساس اختلاف و قهر در خانواده هاست که مسلمانان باید بین آنها را آشتی بدهند.
 ۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۶۵، برگرفته از مقاله «آشتی در خانواده »    
...
خانواده، کوچک ترین اجتماع انسانی است که روابط اعضای آن در درجه نخست از پیوندی عاطفی و خونی برخوردار است.
خانواده کوچک ترین اجتماع انسانی است که روابط اعضای آن در درجه نخست از پیوندی عاطفی و خونی برخوردار است که این رابطه تکالیف و حقوق خاصی را ایجاد می کنند. نقش همسری ، پدری ، مادری ، فرزندی ، برادری و خواهری نقش هایی هستند که در خانواده وجود دارد. این نقش ها رابطه ای حقوقی را میان اعضای خانواده پدید می آورد. این روابط حقوقی در بخش هایی از حقوق مدنی و فقه همچون کتاب نکاح ، طلاق ، ارث و... بررسی می شوند. اجرای احکام حقوقی در خانواده حافظ نظم خانواده به عنوان جزئی از جامعه است. این نظم کمک می کند که اعضای خانواده از حمایت های رسمی حکومت در برابر تعدی برخی دیگر از اعضای خانواده برخوردار شوند. ولی در برقراری نظم خانوادگی اصل قانون نیست؛ آن چه روابط خانوادگی را مستحکم می کند محبتی است که میان اعضای خانواده برقرار می شود. شناخت احکام اخلاقی خانواده و عمل به آن ها محبت خانوادگی را سالم و بارور نگاه می دارد و در سایه باروری نهال محبت ، نظم خانوادگی استوار می ماند؛ بی آن که نیازمند حمایت دستگاه قضایی باشد.

کارکردهای خانواده
برای آن که ارزش اخلاقی روابط خانوادگی را بشناسیم باید به دو مسئله توجه کنیم نخست مانند هر ارزشگذاری اخلاقی دیگری باید هدف غایی انسان را معیار اصلی و اصیل ارزش رفتارهای اختیاری قرار دهیم و دوم آن که باید اهداف اختصاصی خانواده و کارکردهای آن را شناسایی کنیم. به نظر می رسد خانواده کارکردهای زیرا را داراست: پاسداری از امنیت اخلاقی جامعه - تأمین آرامش زن و مرد ، این دو هدف از طریق ازدواج به عنوان سنگ بنای خانواده تأمین می شود. - تولید نسل - تأمین غذا، بهداشت، پوشاک و مسکن فرزندان و پرورش جسمی آن ها - حمایت های اجتماعی و حقوقی از فرزندان - پرورش روحی و معنوی فرزندان - انتقال فرهنگ جامعه به فرزندان و زمینه سازی برای جامعه پذیری آن ها با توجه به این کارکردها، به خوبی معلوم می شود که بیشترین مسئولیت اخلاقی متوجه پدر و مادر است از این پس وظایف اخلاقی اعضای خانواده را با توجه به نقش آن ها بیان خواهیم کرد. پیش از بیان نقش ها و وظایف اخلاقی اعضای خانواده، لازم است یادآوری کنیم که احکام حقوقی اسلامی درباره خانواده بن ابر مصالح واقعی وضع شده است در نتیجه رعایت آن ها شرط لازم رسیدن به کمال واقعی و هدف غایی انسان است. به همین دلیل رعایت قوانین فقهی به نیت درک آثار واقعی آن، در تقرب به خداوند دارای ارزش اخلاقی مثبت است. این نکته درباره همه احکام شرعی و در همه ابواب فقه صادق است.

ازدواج نخستین گام برای تشکیل خانواده
ازدواج نخستین گام برای تشکیل خانواده است و به سبب همه کارکردها و نتایجی که خانواده داراست، عملی ارزشمند و ستوده است.

ازدواج مایه آرامش زن و مرد
...
اخلاق خانواده یکی از شاخه های اخلاق است و اسلام نیز با توجه ویژه ای که به بنیان خانواده به عنوان برترین بنیان در اسلام(مطابق حدیث نقل شده از پیامبر) نموده است تعالیم بسیاری در این مورد دارد.
اخلاق خانواده یکی از شاخه های اخلاق است که حکما و دانشمندان تدوین کننده علم اخلاق از قدیم بدان توجه ویژه می نموده اند. به عنوان نمونه ارسطو فیلسوف بزرگ یونان باستان در فلسفه سیاست با تأکید بر این نکته که «هر شهری از خانواده ها فراهم می آید»، جایگاه خاصی برای خانواده قایل بوده و بخش اول کتاب سیاست را به بحث تدبیر منزل اختصاص داده است و حکمای یونان، تدبیر منزل را دومین قسم از اقسام سه گانه حکمت عملی، به همراه تهذیب اخلاق (قسم اول) و سیاست مدرن (قسم سوم) برشمرده اند.
در کتاب های اخلاقی اسلامی نیز بعضاً بخش مجزایی در این باب وجود دارد از جمله اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی به زبان فارسی که مقاله دوم آن به تدبیر منزل و بیان جامع مباحث آن اختصاص یافته و خود از مفصل ترین مباحثی است که در این خصوص در عالم اسلام مطرح شده است.
تکریم و تعظیم خانواده در اسلام بسیار ممتاز است. کتاب آسمانی اسلام به ازدواج و تشکیل خانواده توصیه بسیاری می نماید و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله من التزویج؛ هیچ بنایی در اسلام محبوب تر از بنیان خانواده برپا نشده است و در احادیث دیگر معصومین علیهم السلام، به شدت به ازدواج توصیه گردیده و عزوبت نهی شده است.
خدای متعال، همسر را محل آرامش و خانواده را کانون مودت و رحمت معرفی می کند: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (سوره روم/ آیه 12) و در جای دیگر از زن و مرد به عنوان لباس یکدیگر یاد می نماید: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن؛ آن ها لباس شما هستند و شما لباس آن هایید». (سوره بقره/ 187)
علامه طباطبائی رحمه الله این عبارت قرآنی را با توجه به کل آیه ای که در آن واقع شده این گونه معنا نموده اند که هر یک از زن و مرد وسیله حفظ دیگری از انجام فجور است. و در عین حال همچون لباس که بدن را از همه مستور می کند ولی بر خودش بدن پوشیده نیست. هر یک از این دو بر خودشان طرف مقابل پوشیده نیست.
قرآن هر فردی را علاوه بر حفظ خود بر حفظ خانواده خود نیز مسئول می نماید و می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَة»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید خود و اهلتان را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ ها هستند حفظ کنید. (سوره تحریم/ آیه 6)
تنوع روابط بین افراد خانواده به هر دو بخش بهداشت جسمی و روانی امتداد می یابد؛ اما اهمیت ویژه آن در دنیای امروز موجب شده تا مستقلا مورد بحث قرار گیرد.
قرآن با نهی از گونه های مختلف روابط نامشروع مانند زنا : «ولا تَقرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فـحِشَةً و ساءَ سَبیلا» و همجنس بازی : «اَتَأتونَ الذُّکرانَ مِنَ العــلَمین» از ابتلا به بیماری های مقاربتی و بحران های روانی پیشگیری کرده است. نهی از نگاه ناپاک: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـرِهِم ویَحفَظوا فُروجَهُم ذلِکَ اَزکی لَهُم...» و سفارش به ایجاد فضایی اخلاقی در روابط زن و مرد در همین راستا قابل شناخت است؛ همچنین در انتخاب همسر به گزینش همسران با ایمان و پاک سفارش کرده: «ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَة... و لَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِک...» که در سلامت خانواده مؤثر است.
برقراری عدالت در روابط حقوقی بین زن و شوهر
برقراری عدالت در روابط حقوقی بین زن و شوهر نیز مورد تصریح آیات قرآن قرار گرفته و در مواقع بروز اختلاف به تلاش جهت آشتی و بازیابی مهر زناشویی سفارش شده است. در ارتباط با فرزندان نیز به پنهان ساختن روابط زناشویی از مقابل دید آنان دستور داده شده است: «واِذا بَلَغَ الاَطفـلُ مِنکُمُ الحُلُمَ فَلیَستَـذِنوا...» همچنین سفارش فراوان به لزوم احترام به پدر و مادر و احسان به آن ها: «و بالوالدین احسانا» و اطاعت و شکرگزاری از آن ها: «اَنِ اشکُر لی ولِولِدَیکَ • و اِن جـهَداکَ عَلی...» حریم خانواده را از درگیری و تشنج های روانی مصون نگه می دارد.

«پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده»، اثر محمّدرضا حسین زاده (متولد 1344ش)، است که در آن به صورت مستند، تحقیقی و تحلیلی به برخی از پرسش های قرآنی در مورد ضرورت، اهداف و چگونگی ازدواج و تشکیل خانواده و مباحث مرتبط با آن پاسخ داده است. مخاطبان عبارت از عموم اهل مطالعه و پژوهش هستند.
نویسنده در پاسخگویی به پرسش ها، فقط پاسخ صحیح را نوشته و غالباً از ورود به مباحث اختلافی و بیان سایر اقوال خودداری کرده است. نویسنده به مباحث مهمی پرداخته و بسیاری از پرسش ها و شبهات در مورد ازدواج و افزایش روزی، ترک ازدواج به خاطر عرفان و عشق به خدا، تنبیه بدنی زن، ازدواج مجدد و... را پاسخ داده است. در این اثر، در مجموع به 127 پرسش پاسخ داده شده است.
کتاب حاضر از مقدمه مدیریت مرکز فرهنگ و معارف قرآن و نیز مقدمه نویسنده و هفت فصل به ترتیب ذیل تشکیل شده است: 1. ضرورت ها و اهداف ازدواج؛ 2. محرم ها و نامحرم ها؛ 3. همسرگزینی؛ 4. خواستگاری، عقد و عروسی؛ 5. حقوق خانواده؛ 6. عوامل استحکام کانون خانواده؛ 7. ازدواج مجدد در قرآن.
نویسنده از تعداد قابل توجهی از کتاب های معتبر علمی قدیم و جدید (88 عنوان) برای تولید کتاب حاضر، استفاده کرده است. در این اثر، شیوه بیان مباحث به صورت پژوهشی و تحلیلی و همراه با استناد به منابع معتبر قدیم و جدید است و مخاطبان عبارت از استادان و پژوهشگران هستند و زبان و ادبیات اثر حاضر نیز امروزی، گویا و شیواست.
در مورد مباحث این کتاب چند نکته گفتنی است:
یکی از دغدغه های دولت ها، به خصوص از قرن بیستم، بحث کنترل جمعیت بوده است. این موضوع همچنان با عنوان یک مساله مهم، ذهن دولت ها را به خود مشغول داشته است. ملت هایی با افزایش بی رویه جمعیت به دلیل عدم برخورداری از ظرفیت مناسب، دچار مشکل شده اند. از سوی دیگر کشورهایی با کنترل شدید جمعیت اکنون به موقعیتی رسیده اند که با پیری جمعیت روبرو شده اند و معلوم نیست در آینده چه سرنوشتی پیدا خواهندکرد. کشور ایران را نیز نمی توان از این مسئله استثناء دانست.
مسئله تحدید نسل، کنترل جمعیت و یا تنظیم خانواده، با داشتن سابقه ای طولانی هم چنان مسئله روز و مورد بحث و مناقشه در محافل علمی و اجتماعی معاصر بوده و اندیشمندان را به دو گروه مخالف و موافق تقسیم کرده است. بر اهل فن پوشیده نیست که این مسئله از جوانب مختلف و در ابعاد گوناگون پزشکی، اقتصادی، جمعیت شناسی و غیره قابل بحث و بررسی است.این روزها بحث کنترل جمعیت بار دیگر بر سر زبان ها افتاده است. باید ببینیم چه اتفاقی افتاده است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از این موضوع احساس نگرانی کرده می فرمایند:سیاست تحدید نسل در یک برهه ای از زمان درست بود؛ اهدافی هم برایش معین کردند. آن طوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمی این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم.کشور باید نگذارد که غلبه نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروز قاعده جمعیتی ما جوان است - و به تدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیری جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانی را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلی مان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهای خطرناکی است؛ اینها را بایستی مسئولین کشور به جد نگاه کنند و دنبال کنند. در این سیاست تحدید نسل، حتما بایستی تجدیدنظر شود و کار درستی باید انجام بگیرد. این مسئله افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمی است که واقعا همه مسئولین کشور - نه فقط مسئولین اداری - روحانیون، کسانی که منبرهای تبلیغی دارند، باید در جامعه درباره آن فرهنگ سازی کنند؛ از این حالتی که امروز وجود دارد - یک بچه، دو بچه - باید کشور را خارج کنند. رقم صدو پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقم ها برسیم. (بیانات امام راحل در دیدار کارگزاران نظام)ایشان در جای دیگر خاطرنشان کرده اند: «البته اجرای سیاست کنترل جمعیت در اوایل دهه هفتاد کار صحیحی بود؛ اما ادامه آن از اواسط دهه هفتاد اشتباه بود و مسئولین کشور و از جمله رهبری در این اشتباه سهیم هستند و باید از خداوند طلب عفو کنند».
آسیب شناسی کاهش جمعیت
با توجه به آمار و ارقام موجود، می توان نگرانی مسئولان را در دو محور بررسی کرد.
← کاهش نرخ باروری و نرخ رشد جمعیت
...
ازدواج در میان همه اقوام و ملل و جوامع انسانی از قداستی خاص برخوردار است و به همین دلیل نیز،آداب و رسوم ویژه خود را دارد که به تناسب عقیده و مرام، نژاد و زبان، جغرافیا و عوامل دیگری، گوناگون و متنوع است.
دست توانمند آفرینش، غریزه قدرتمند جنسی را با ذات آدمی، عجین کرده که خود، عامل تکامل انسان، تحکیم عواطف و احساسات، بقای نسل و بسیاری مواهب دیگر است. از دیدگاه شریعت مقدّس اسلام و دیگر ادیان الهی، برای ارضای غریزه جنسی، راهی جز ازدواج وجود ندارد؛ بنابراین، ازدواج، ناموس طبیعت بشری، خواست فطرت و حکمت آفرینش است؛ چنان که هسته مرکزی و سنگ زیرین جامعه بشری را نیز تشکیل می دهد.
تشکیل خانواده در قرآن
قرآن مجید در این راستا می فرماید:«وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ انْفُسِکُمْ ازْواجاً لِتَسْکُنوُا الَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» و از نشانه های او، این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان، مودّت و رحمت قرار داد.همچنین از ازدواج با عنوان «پیوند محکم» یاد کرده، می فرماید:«... وَ اخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً» زنان (هنگام عقد) از شما پیمان محکمی گرفته اند.
تشکیل خانواده در سخن پیامبر
رهبر بزرگوار اسلام، حضرت محمّد صلّی الّله علیه و آله درباره ازدواج می فرماید:«ما بُنِیَ بِناءٌ فِی الْاسْلامِ احَبَّ الَی الَّلهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْویجِ» در اسلام هیچ بنیادی پی ریزی نشده که مانند ازدواج، محبوب خدای بزرگ باشد.
ازدواج سبب افزونی عبادت
...
حقوق خانواده، شاخه ای از حقوق مدنی است که به مقررات و قواعد شکل گیری، تداوم و انحلال خانواده می پردازد.
در این شاخه از حقوق، با در نظر گرفتن اموری چون مصالح اعضا و نهاد خانواده و کارکردهای این نهاد (مانند حفظ و بقای نسل، تأمین نیازهای عاطفی و روانیِ اعضا و برقراری نظام مراقبتی و حمایتی از کودکان)، چگونگی روابط حقوقی اعضای خانواده تبیین، و حقوق و تکالیف آنان نسبت به یکدیگر مشخص می شود.

خانواده در قانون اساسی و مدنی ایران
اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خانواده را واحدِ بنیادیِ جامعه اسلامی خوانده است، اما نه در فقه و نه در قانون مدنی ایران برای خانواده تعریف روشنی ارائه نشده است.
در عین حال، با توجه به قواعد و مقررات حقوق مدنی، می توان آن را گروهی دانست که اعضای آن، به دلیل قرابت یا زوجیت، همبستگی حقوقی و اجتماعی یافته اند.
این گروه شامل زن، شوهر و فرزندان آن ها می شود که با ریاست شوهر در کنار هم زندگی می کنند.
اگرچه خانواده در قوانین حقوقی ایران و بسیاری از کشورها فاقد شخصیت حقوقی است، شماری از حقوق دانان از اعطای شخصیت حقوقی به خانواده دفاع کرده اند.

حقوق خانواده در کشورهای اسلامی
هر چند در منابع فقهی، حقوق و تکالیف زن و شوهر و مادر و پدر و فرزندان در برابر یکدیگر، در ابواب متعدد (از جمله نکاح، طلاق و احکام اولاد)، مطرح شده است، اما کاربرد اصطلاح حقوق خانواده، به عنوان یکی از مهم ترین مباحث حقوق خصوصی، در کشورهای اسلامی پیشینه چندانی ندارد و مقررات آن در این کشورها معمولا در قالب مبحث «اَحوال شخصیه•» مطرح می گردد.

مسائل خانواده در منابع جدید
...
در این جا سخن از مهمترین عامل تعادل در خانواده یعنی، مسرت زندگی و خوشرویی است که گویی تمام جنبه های حیات انسانی را در خود متبلور می کند.
از ویژگی های برجسته پیامبران الهی و اولیای بزرگ پروردگار، خوش خلقی و گشاده رویی با مردم و اطرافیان ذکر شده است و شخصیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در میان همه آنان از حیث نرمی اخلاق و خوشرویی و نفوذ در انسان ها، ممتاز است. «فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِکَ»
آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
روابط اجتماعی، مشحون از تبادلات روحی و عاطفی میان انسان هاست. باید بپذیریم که در خلا زندگی نمی کنیم و ناگزیر از زندگی در جمع هستیم. هر نوع حالت روحی ما اعم از شادی و غم، خواه ناخواه تاثیرات فوری و مشخصی بر اطرافیان ما بر جای می گذارد. ازاین رو، انتخاب نوع تاثیر بر دیگران، بر عهده خود ماست. این که علاقه مند باشیم بر دیگران تاثیر مثبتی بر جای گذاریم یا خاطره نامطلوبی از ما در ذهن داشته باشند، بستگی به نوع گزینش ما دارد. همه ما عباراتی نظیر: «افسرده دل، افسرده کند انجمنی را» و یا «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» را به کرات شنیده ایم؛ این ها و نظایر آن، در برگیرنده واقعیت غیر قابل انکاری است که دیگران از ما روحیه می گیرند و یا روحیه خود را می بازند. هر نوع عاطفی اعم از شادکامی و یا تلخ کامی ما در همسر، اثر تعیین کننده و مشخصی بر جای می گذارد. ما، خود نیز از تاثیرات مسلم و انکارناپذیر روحیه همسرمان برکنار نیستیم. روحیات زن و شوهر به مثابه ظروف مرتبط به هم عمل می کنند.
چند توصیه تربیتی
۱.شادکامی، یک احساس درونی با منشا باطنی است و آثار بیرونی هم دارد که تا قلباً خود را آماده خوش رفتاری و خوشرویی نکنیم، در رفتارمان تجلی نخواهد کرد.۲.هر یک از زن و مرد، در شادکامی زندگی، نقش بر جسته ای دارند. ولی مرد به لحاظ مدیریت خانواده، در این زمینه مسئولیت سنگین تری دارد. همه اعضای خانواده، به او تکیه می زنند. لذا مرد شاد کام، خانواده شاد کام خواهد داشت.۳.خود را باید علیه بی حالی روحی و بی حوصلگی حفظ کنید و سهم خود را در شادکامی زندگی و خانواده ارتقا دهید. هرگز اجازه ندهید افکار منفی و یاس آلود، چون موریانه ها، ریشه های مسرت و شادکامی زندگی تان را از بین ببرند و بر شما مسلط شوند.۴.معیار های شخصی خود را در زمینه سود و ضرر، بازبینی کنیم. شادکامی، عمدتاً به ادراک صحیح واقعیت، بستگی دارد.همیشه، به دست آوردن چیزی سود و از دست دادن چیزی ضرر نخواهد بود. آن چیزهایی را که به دست آوردنش ممکن است نظیر مال و منال، برای فقدانش متاسف نشوید. «لِکَیْلَا تَاْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ»
حدید/سوره۵۷، آیه۲۳.    
...
در این جا سخن از مهمترین عامل تعادل در خانواده یعنی، مسرت زندگی و خوشرویی است که گویی تمام جنبه های حیات انسانی را در خود متبلور می کند.
از ویژگی های برجسته پیامبران الهی و اولیای بزرگ پروردگار، خوش خلقی و گشاده رویی با مردم و اطرافیان ذکر شده است و شخصیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در میان همه آنان از حیث نرمی اخلاق و خوشرویی و نفوذ در انسان ها، ممتاز است. «فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِکَ» در روابط متقابل زن و مرد، لحظه ها، سرشار از بیم و امید است. زمانی می توان زندگی را قرین شادکامی ساخت که در چهره زوجین، نشانه هایی که بیشتر حاکی از امید های آینده هستند تا بیم و نگرانی، مشاهده گردد.در برخورد دو شخصیت، آن چه ابتدا تاثیرگذار است، ظاهر شاد و با نشاط آنها است، فروغ زندگی است که از چشمانشان ساطع می شود. به ویژه زمانی که این دو زوج جوان آرزومندی باشند که از دریچه روابط امروز، فردایی روشن و پرامید را در ذهن خود به تصویر می کشند.
← دیدگاه امام علی (علیه السّلام)
روابط اجتماعی، مشحون از تبادلات روحی و عاطفی میان انسان هاست. باید بپذیریم که در خلا زندگی نمی کنیم و ناگزیر از زندگی در جمع هستیم. هر نوع حالت روحی ما اعم از شادی و غم، خواه ناخواه تاثیرات فوری و مشخصی بر اطرافیان ما بر جای می گذارد. ازاین رو، انتخاب نوع تاثیر بر دیگران، بر عهده خود ماست. این که علاقه مند باشیم بر دیگران تاثیر مثبتی بر جای گذاریم یا خاطره نامطلوبی از ما در ذهن داشته باشند، بستگی به نوع گزینش ما دارد. همه ما عباراتی نظیر: «افسرده دل، افسرده کند انجمنی را» و یا «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» را به کرات شنیده ایم؛ این ها و نظایر آن، در برگیرنده واقعیت غیر قابل انکاری است که دیگران از ما روحیه می گیرند و یا روحیه خود را می بازند. هر نوع عاطفی اعم از شادکامی و یا تلخ کامی ما در همسر، اثر تعیین کننده و مشخصی بر جای می گذارد. ما، خود نیز از تاثیرات مسلم و انکارناپذیر روحیه همسرمان برکنار نیستیم. روحیات زن و شوهر به مثابه ظروف مرتبط به هم عمل می کنند.
چند توصیه تربیتی
۱.شادکامی، یک احساس درونی با منشا باطنی است و آثار بیرونی هم دارد که تا قلباً خود را آماده خوش رفتاری و خوشرویی نکنیم، در رفتارمان تجلی نخواهد کرد.۲.هر یک از زن و مرد، در شادکامی زندگی، نقش بر جسته ای دارند. ولی مرد به لحاظ مدیریت خانواده، در این زمینه مسئولیت سنگین تری دارد. همه اعضای خانواده، به او تکیه می زنند. لذا مرد شاد کام، خانواده شاد کام خواهد داشت.۳.خود را باید علیه بی حالی روحی و بی حوصلگی حفظ کنید و سهم خود را در شادکامی زندگی و خانواده ارتقا دهید. هرگز اجازه ندهید افکار منفی و یاس آلود، چون موریانه ها، ریشه های مسرت و شادکامی زندگی تان را از بین ببرند و بر شما مسلط شوند.۴.معیار های شخصی خود را در زمینه سود و ضرر، بازبینی کنیم. شادکامی، عمدتاً به ادراک صحیح واقعیت، بستگی دارد.همیشه، به دست آوردن چیزی سود و از دست دادن چیزی ضرر نخواهد بود. آن چیزهایی را که به دست آوردنش ممکن است نظیر مال و منال، برای فقدانش متاسف نشوید. «لِکَیْلَا تَاْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» و آن چیزهایی که نصیبتان می شود، شما را خیلی خوشحال ننماید.«لِکَیْلَا تَاْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» معیار های سنجش سود و ضرر را از این گونه امور بالاتر ببرید و از زاویه دیگری آن ها را ببینید.در چنین صورتی، تعادلتان برهم نمی ریزد و در خود در برابر مسایل زندگی، نیروی مقاومت بیشتری احساس خواهید نمود.۵.از احساس نفرت و انزجار نسبت به خودتان فاصله بگیرید. اگر در گذشته زندگی مطابق دلخواهتان نبوده، آینده را فدای گذشته نکنید. می توان با بهتر زندگی کردن و برخورد مثبت و عقلانی از رنج های زیاد کاست. اگر با خودتان کمی مهربان و واقع بین باشید، شادکامی زندگی را بهتر احساس خواهید نمود.۶.خود را آماده کسب تجربه از دیگران نظیر اطرافیان و همسرتان نمایید.تجارب تلخ و نامطبوع دیگران، شما را متوجه ارزش های موجود زندگی تان و قدردانی از آن ها و در نتیجه شادکامی بیشتر خواهد نمود.تجارب مطبوع دیگران، نیز قابل انتقال به زندگی شخصی ما خواهد بود و بر نشاط و شادابی زندگی خواهد افزود.۷.توجه به جهان بیرون از خویشتن، راهی برای فرار از تلخ کامی و زانوی غم در بغل گرفتن است. غم خوردن یک عاطفه انسانی است. برای رهایی از آن باید با تغییرات و فراز و نشیب ها، خویشتن را تطبیق دهیم.باید این واقعیت را بپذیریم که همه آن چه را که موجب نگرانی ما می شود، هرگز رخ نمی دهد و آن بخشی که واقع می شود، نیز غیر قابل اجتناب است.۸.به جای عیب جویی نسبت به هم عیب پوش باشید و از شیوه های صحیح انتقاد برای تغییر و اصلاح رفتار کمک بگیرید.


خانواده در دانشنامه ویکی پدیا

خانواده
در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می شود که با یکدیگر از طریق هم خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند. خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه پذیری کودکان است. سازمان ملل متحد (۱۹۹۴) نیز در آمار جمعیتی خود، خانواده را چنین تعریف می کند: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره ای اطلاق می شود که با هم زندگی می کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.» انسان شناسان به طور کلی نهاد خانواده را این طور طبقه بندی می کنند: مادرتباری (مادر و فرزندان او)، زناشویی (زن و شوهر، و فرزندان؛ که خانواده هسته ای نیز خوانده می شود)، و خانواده گسترده (consanguinal) یا هم خونی که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می کنند. همچنین در برخی جوامع مفاهیم دیگری از خانواده وجود دارد که روابط سنتی خانواده را کنار گذاشته اند. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعیِ جامعه پذیری، در جامعه شناسی خانواده مورد بررسی قرار می گیرد. تبارشناسی رشته ای است که دودمان های خانوادگی را در تاریخ مطالعه می کند. همچنین اقتصاد خانواده در علم اقتصاد بررسی می شود. اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می کند که بانیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. در خانواده نقش های مختلفی وجود دارد که هر کدام با توجه به ویژگیشان توسط یک یا چند نفر از اعضای خانواده انجام می شوند. به عنوان مثال وظیفه امرار معاش خانواده بر عهده پدر خانواده می باشد. یکی از وظایف بسیار مهم در خانواده تربیت فرزند است که به عهده پدر و مادر می باشد ولی به خاطر ارتباط بیشتر مادر با فرزند تأثیر بیشتر از طرف مادر بر فرزند صورت می پذیرد.
خانواده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خانواده (فیلم ۱۹۸۷)
خانواده (فیلم ۲۰۰۱)
خانواده (فیلم ۲۰۰۶)
خانواده (فیلم ۲۰۱۳)
خانواده (به ایتالیایی: La famiglia) فیلمی ایتالیایی محصول ۱۹۸۷ به کارگردانی اتوره اسکولا و هنرمندی بازیگرانی چون ویتوریو گاسمن، فنی آردانت ،فیلیپ نوآره و استفانیا ساندرلی است.
خانواده (انگلیسی: Family) یک فیلم یاکوزای ژاپنی به کارگردانی تاکاشی میکه است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کوئیچی ایواکی اشاره کرد.
«خانواده» (انگلیسی: Family) فیلمی هندی در سبک جنایی و درام است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.
«خانواده» (انگلیسی: The Family (2013 film)) یک فیلم در سبک جنایی، اکشن، و کمدی به کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. در بعضی از کشورها این فیلم با نام های Malavita و Cosa Nostra منتشر شد. از بازیگران آن می توان به رابرت دنیرو، میشل فایفر، تامی لی جونز، و دیانا ایگران اشاره کرد.
خانواده یک فیلم درام به کارگردانی گوستاوو راندون کوردووا محصول سال ۲۰۱۷ است. این فیلم برای نمایش در بخش هفته منتقدان هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شده است.
خانواده آدامز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خانواده آدامز (مجموعه پویانمایی ۱۹۷۳)
خانواده آدامز (مجموعه پویانمایی ۱۹۹۲)
خانواده آدامز (مجموعه تلویزیونی ۱۹۶۴)
خانواده آدامز عنوان یک مجموعه تلویزیونی پویانمایی می باشد که در سال ۱۹۷۳ ساخته شده است.
خانواده آدامز (انگلیسی: The Addams Family) یک مجموعه پویانمایی تلویزیونی آمریکایی است که در توسط هانا-باربرا تولید و از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۳ میلادی از شبکهٔ اِی بی سی پخش شد.
این مجموعه بر اساس یک داستان مصور به همین نام (اثرِ چارلز آدامز) ساخته شد و دومین مجموعهٔ کارتونی بود که بر اساس آن تولید شد. (پیش از آن یک نسخه دیگر در سال ۱۹۷۳ ساخته شده بود)
خانواده آدامز (انگلیسی: The Addams Family) نام یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی است که از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۶ میلادی در ۶۴ قسمت از شبکه تلویزیونی اِی بی سی پخش شد.
این مجموعه بر اساس یک داستان مصور به همین نام (اثرِ چارلز آدامز) ساخته شده است.
خانواده آنیلی، (به ایتالیایی: famiglia Agnelli) خانواده برجسته ایتالیایی با پیشینه ای صنعتی است، که بنیانگذار آن، جووانی آنیلی می باشد. وی شرکت خودروسازی فیات را، در سال ۱۸۹۹ در شهر تورین تاسیس نمود.
جووانی آنیلی: مؤسس شرکت فیات
در حال حاضر اعضای خانواده آنیلی کماکان مالکیت اکثریت سهام شرکت خودروسازی فیات را در اختیار دارند. کمپانی فیات تنها بخشی از دارایی های این خانواده بشمار می آید. امروزه خانواده آنیلی از طریق شرکت هلدینگ اکسور، مالکیت باشگاه فوتبال یوونتوس، صنایع فیات، اف پی تی، اویکو، روزنامه لا استامپا و از طریق شرکت فیات کرایسلر اتومبیلز؛ مالک شرکت های فراری، مازراتی، جیپ، آلفا رومئو، دوج، آبارت، کرایسلر موتورز، فیات اتومبیلز، فیات پروفشنال، لانچیا، رم تراکس و استریت اند ریسینگ تکنولوژی، همچنین فیات و کرایسلر می باشند.
جیانی آنیلی: سیاستمدار وبنیانگذار شرکت اکسور (پسر جووانی)
از اعضای شناخته شده خانواده آنیلی، می توان به افراد زیر اشاره کرد:
اومبرتو آنیلی
جان الکان: رییس هیئت مدیره کنونی شرکت فیات، که نوه جیانی آنیلی (فرزند دختر وی) می باشد و از سوی آنیلی بعنوان وارث انتخابی دارایی های وی برگزیده شد.
ادواردو آنیلی: فرزند جیانی آنیلی.
آندرا آنیلی
خانواده اجزاجی باشی، (به ترکی استانبولی: Eczabaşı family) خانواده اهل ترکیه فعال در تجارت و کارآفرینی می باشند، که در حال حاضر پس از خانواده کوچ و خانواده سابانجی، به عنوان سومین خانواده ثروتمند ترک، شناخته می شوند.
خانواده اجزاجی باشی توسط داروساز ترک؛ سلیمان اجزاجی باشی و فرزندش دکتر نجات اجزاجی باشی پایه گذاری شد و امروزه نسل سوم از این خانواده، (فرزندان و نوادگان نجات) بولنت اجزاجی باشی، شاکر و فاروغ، کنترل شرکت ها و دارایی های خانواده اجزاجی باشی را برعهده دارند.
این خانواده از طریق شرکت اجزاجی باشی هولدینگ، مالکیت چندین شرکت تابعه و زیرمجموعه را، در اختیار دارد. مجله فوربز در سال ۲۰۰۶ دو عضو از این خانواده که ثروتی بالاتر از یک میلیارد دلار دارند را در فهرست ثروتمندترین افراد جهان، رتبه بندی کرده است، که در سال ۲۰۱۳ نجات اجزاجی باشی با ۱٫۷ میلیارد دلار در رتبه ۸۸۲ و فاروغ اجزاجی باشی با ۱٫۵ میلیارد دلار در رتبه ۸۸۳ قرار گرفتند.
خانواده ارنست فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محسن دامادی ساختهٔ سال ۱۳۸۸ است.
خانواده اسپاگتی (به انگلیسی: Spaghetti Family) یک سریال انیمیشنی ایتالیایی ساخته برونو بوزتو محصول سال ۲۰۰۲ است.
خاندان اسد (به عربی: آل الأسد/اسرة الاسد/عائلة الاسد) به خاندان حاکمهٔ سوریه گفته می شود.
خانوادهٔ اشرافی تننبام (به انگلیسی: The Royal Tenenbaums) نام فیلم درامی است که در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی وس اندرسن ساخته شد. این فیلم موفق شد در رشتهٔ بهترین فیلم نامهٔ غیراقتباسی نامزد جایزه اسکار شود.
خانواده اصفهانی، (به انگلیسی: Ispahani family) خانواده تاجر فارسی زبان بنگالی مستقر در بنگلادش می باشند، که مالکیت گروه اصفهانی را در اختیار دارند. این گروه در حال حاضر بزرگترین شرکت خوشه ای بنگلادش و یکی از بزرگترین گروه های صنعتی این کشور، بشمار می آید.
میرزا محمد اصفهانی (۱۷۸۹-۱۸۵۰)
بنیانگذار این خانواده میرزا محمد اصفهانی (۱۷۸۹-۱۸۵۰) است. وی که بازرگانی ایرانی تبار و مقیم اصفهان بود، در اواخر دهه ۱۸۱۰ میلادی از اصفهان به بمبئی مهاجرت کرد. میرزا محمد در سال ۱۸۲۰ گروه اصفهانی را تاسیس نمود. این گروه صنعتی توسط نسل های بعدی خانواده اصفهانی، توسعه پیدا کرد.
میرزا مهدی اصفهانی (۱۸۴۱-۱۹۱۳)
از افراد شناخته شده خانواده اصفهانی می توان به اشخاص زیر اشاره کرد:
میرزا محمد دوم اصفهانی (۱۸۷۱-۱۹۲۵)
گرچه امروزه اغلب اعضای خانواده اصفهانی در کشورهای بنگلادش، بریتانیا و پاکستان مستقر می باشند، ولی در مجموع از اقلیت پارسیان هند بشمار می آیند و از لحاظ نفوذ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، هم ردیف خانواده گودرج و خانواده تاتا می باشند.
میرزا احمد اصفهانی (۱۸۹۸-۱۹۸۶)
میرزا ابوالحسن اصفهانی (۱۹۰۲-۱۹۸۱)
میرزا صدری اصفهانی (۱۹۲۳-۲۰۰۴)
فرحناز اصفهانی
خانواده ام ۲۰ (به انگلیسی: Mooney_M20) یک هواگرد از نوع شخصی ساخت شرکت Mooney International Corporation است. هواگرد خانواده ام ۲۰ نخستین پروازش را در ۱۹۵۳ میلادی انجام داد. این هواگرد در سال ۱۹۵۵ میلادی رسماً معرفی گردید و در سال های 1955–1971, 1974–2008, 2014–present تولید شده است. در مجموع، تعداد>۱۱٬۰۰۰ فروند از این هواگرد ساخته شده است.
طراح این هواگرد، Al Mooney بود.
خانواده امروزی (به انگلیسی: Modern family) نام یک مجموعه تلویزیونی کمدی آمریکایی است که توسط کریستوفر لوید و استیون لویتان در شبکه تلویزیونی ABC ساخته شد. در سال ۲۰۱۰ این مجموعه توانست جایزه بهترین کمدی جوایز امی را به همراه چهار جایزه دیگر امی از آن خود کند. فصل اول تا سوم این مجموعه در قالب ۷۲ قسمت ۲۲ دقیقه ای ساخته و پخش شده اند. فصل چهارم این سریال در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۲ به نمایش درآمد.
در این سریال تلویزیونی ۳ خانواده که از قشر نسبتاً مرفه آمریکا هستند با روابط خانوادگی، به یک دیگر مربوط شده و داستان زندگی آن ها به صورت طنز به تصویر کشیده می شود.
اقتصاد خانواده به بررسی جوانب مختلف چرخه "عمر خانواده" می پردازد. چرخه عمر خانواده از زمان ازدواج تا زمان مرگ یا طلاق است. استراتژی کلی در مطالعه این شاخه از علم، استفاده از روش های اقتصادی برای تجزیه و تحلیل انتخاب های مردان و زنان در اموری هم چون شکل گیری، تداوم و انحلال خانواده است.
اقتصاددان ها تلاش می کنند تا نحوه تصمیم گیری مردم را از زمان ازدواج تا زایمان و طلاق به عنوان نتیجه مقایسهٔ سود حاشیه ای و هزینه حاشیه ای آحاد اقتصادی درک کنند.
پزشکی خانواده نوعی از طبابت است که در آن پزشکان خانواده به صورت مستقیم با خانواده ها در تماس هستند. این پزشکان مراقبت های اولیه را بر عهده دارند و پزشک سلامت نگر هستند ، یعنی علاوه بر درمان بیماری ، به بهداشت جسم و روان افراد تجت پوشش خود نیز توجه دارند.آنها عموماً" در صورت بیماری و یا حوادث ناگوار با خانواده ها هستند. ایشان به صورت همزمان خدمات مشاورتی و درمانی برای خانواده ها انجام می دهند. این پزشکان به دلیل شناخت دقیق اشخاص تحت طبابت خود و آشنایی با تاریخچه بیماری آنها، قادرند زودتر به کسالت آنها پی برده و بیماران را درمان کنند. پزشکان خانواده در صورت صلاحدید بیماران را به پزشکان متخصص ارجاع می دهند و پزشک متخصص نتیجه معاینات ، نوع بیماری و اقدامات درمانی و پی گیری های لازم را به پزشک خانواده اعلام می کند.
۵ خانواده ۵ خانواده تبهکار اصلی مافیایی ایتالیایی آمریکایی شهر نیویورک هستند که پس از سال ۱۹۳۱ میلادی با این عنوان شناخته شده اند.
این ۵ خانواده عبارتند از: بونانو، کلمبو، گامبینو، گنووسه و لوچزه.
پی ام سی خانواده (به انگلیسی: PMC Family) یک شبکه تلویزیونی سرگرم کننده فارسی زبان متعلق به «شرکت رسانه فارسی» (Persian Media Corporation - PMC) است. این شبکه تلویزیونی ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته به پخش برنامه های تلویزیونی سرگرم کننده از جمله مجموعه ها، سریال ها و مستندهای تلویزیونی، با دوبله و یا زیرنویس فارسی می پردازد. دفتر مرکزی این شبکه تلویزیونی در شهر رسانه ای دبی از کشور امارات متحده عربی واقع است.
شبکه تلویزیونی پی ام سی خانواده طی یک جداسازی در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۱۰ راه اندازی شد و تا پیش از این تاریخ برنامه هایش در شبکه تلویزیونی ادغام شده ای به نام «پی ام سی» (PMC) هر روز عصر نمایش داده می شد.
تجمع خانواده همچنین شناخته شده به عنوان تجمع خانوادگی است که خوشه بندی برخی از صفات ورفتارها و یا اختلالات در درون یک خانواده است. تجمع خانواده ممکن است به دلیل تشابهات ژنتیکی یا محیطی بوجود می آیند
تعارض کار-خانواده (انگلیسی: Work–family conflict) در زمانی رخ می دهد که خواسته های ناسازگارانه بین کار (شغل) و نقش خانوادگی یک فرد وجود دارد و این مناقشه، مشارکت فرد در هر دو نقش را دشوارتر می سازد. بر این اساس، درگیری در محل کار و زندگی رخ می دهد.
تنظیم خانواده به معنای پیش گیری از حاملگی های پرخطر است. از دیدگاه تنظیم خانواده، حاملگی های برنامه ریزی نشده و نهایتاً سقط ها غیرقانونی است و به عبارت دیگر، هدف از برنامهٔ تنظیم خانواده، تواناسازی زوج ها و افراد به تصمیم گیری آزادانه و مسئولانه در مورد تعداد و فاصله گذاری بین فرزندانشان و برخورداری از اطلاعات و وسایل لازم برای وصول به این هدف و اطمینان از انتخابی آگاهانه و در اختیارگذاردن مجموعهٔ کاملی از روش های مؤثّر و مطمئن، برای جلوگیری از بارداری است؛ بنابراین، موفقیت درازمدت برنامهٔ تنظیم خانواده، مستلزم رعایت اصل انتخاب آگاهانه و آزادانه است و داشتن آگاهی و دسترسی به بهترین روش های مطمئن، مؤثر، کم هزینه و مقبول پیش گیری از بارداری که برخلاف قانون نباشد، از حقوق مردان و زنان محسوب می گردد. زوجینی که درحال حاضر و یا برای همیشه نمی خواهند باردار شوند، معمولاً در صورت داشتن آگاهی واطلاعات کافی در زمینهٔ دسترسی به خدمت از وسایل پیش گیری از بارداری استفاده می کنند؛ بنابراین تنظیم خانواده می تواند با هدف به تأخیرانداختن موقت بارداری و یا توقف همیشگی فرزندآوری، مورد استفاده قرار گیرد.
حقوق خانواده یا قانون خانواده به آن بخش از حقوق یا قوانین گفته می شود که به خانواده می پردازد و به مجموعه قواعد و مقرراتی مربوط است که حاکم بر روابط افراد خانواده و افراد متشکل آن (از قبیل شوهر، زن، فرزند، پدر و مادر) و امور مالی مرتبط با آن (مانند مهریه زوجه و نفقه همسر و اقارب) است.
خ مثل خانواده (انگلیسی: F Is for Family) نام یک مجموعه تلویزیونی بزرگسالانه که از شبکه نتفلیکس پخش می شود.
خاطرات خانواده (ایتالیایی: Cronaca familiare) فیلمی به کارگردانی والریو زورلینی است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مارچلو ماسترویانی و ژاک پرن اشاره کرد.
این فیلم موفق شد جایزهٔ شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز را از آنِ خود کند.
خودروی خانواده یک رده بندی از خودروهاست است که در اروپا به خودروهای اندازه معمولی گفته می شود. همان طور که از نام اینگونه خودرو پیداست، این خودروها بیشتر مناسب خانواده ها هستند تا خانواده ها بوسیله آنها به خرید روند و یا تعطیلات خود را سپری کنند. بیشتر خودروهای خانواده هاچ بک و سدان است، گرچه به برخی از خودروهای رده مینی ون، استیشن واگن و خودروهای تغییرپذیر نیز خودروی خانواده می گویند.
خودروهای خانواده به دو گروه اصلی تقسیم می شوند.
دفتر خانواده (انگلیسی: Family office) یا شرکت خانواده، یک شرکت خصوصی است که در زمینه مدیریت سرمایه گذاری و دارایی های خانوادگی، فعالیت می کند. سرمایه مالی این شرکت ها، ثروت شخصی خانوادگی می باشد، که اغلب از دارایی های نسل های پیشین خانواده، انباشته شده است. در گذشته دفاتر سنتی خانواده ها، خدمات شخصی مانند مدیریت کارکنان خانوار و ترتیب دادن سفرهای خانوادگی را ارائه می دادند. این دفاتر امروزه خدماتی چون مدیریت سرمایه گذاری و اموال، آموزش، حسابداری روزانه، فعالیت های بشردوستانه، برنامه ریزی و مدیریت امور حقوقی را نیز پوشش می دهند.
زبان تک خانواده یا یگانه یا منفرد زبانی طبیعی است که با دیگر زبانها خویشاوندی نداشته باشد و نتوان نیای مشخصی برای آن تعیین کرد. به دیگر سخن زبان منفرد خانواده ای زبانی است با تنها یک عضو.
زبانهای نسبتاآلبانیایی، ارمنی و یونانی که به آنها «هندواروپایی تک خانواده» هم می گویند. اینها جزئی از خانواده زبانهای هندواروپایی به شمارند ولی پیوندی به هیچ شاخه ای از این خانواده (مانند هندوایرانی، رومی تبار، ژرمنی و اسلاوی) ندارند و خود شاخه های مستقلی را تشکیل می دهند. البته اصطلاح منفرد بیشتر برای گروه نخست به کار می رود.
سگ خانواده (به انگلیسی: Family Dog) یک پویانمایی تلویزیونی آمریکایی ساختهٔ برد برد است که تابستان سال ۱۹۹۳ از شبکه سی بی اس پخش شد. داستان این مجموعه دربارهٔ خانواده ای به نام بینسفورد است و این داستان ها از طریق چشمان سگ خانواده روایت می شود.
سیمای خانواده برنامه ایست که در روزهای شنبه تا پنج شنبه هر هفته از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود.
پخش این برنامه از سال ۱۳۷۳ تاکنون ادامه داشته است.
صدمین قسمت ویژهٔ مرد خانواده اپیزود ویژه ای بود که بعد از پخش صدمین قسمت این سریال پخش شد. این قسمت، ۴ نوامبر ۲۰۰۷ روی آنتن رفت.
فرهنگسرای خانواده یکی از فرهنگسراهای فعال در شهر تهران است.
این فرهنگسرا، اسفند ماه سال ۱۳۷۶ در زمینی به مساحت بیش از ۸۰۰۰ متر مربع در ۵ طبقه بنا شده و در منطقه ۸ شهرداری تهران واقع است. این فرهنگسرا دارای نگارخانه، آمفی تئاتر و کتابخانه است.
فعالیت هایی که در این مکان برگزار می شود شامل هنرهای تجسمی، آموزش انواع هنرهای دستی، موسیقی وعلوم قرآنی است. نگارخانه این مجموعه هر هفته آثاری از هنرهای دستی و تجسمی را به معرض نمایش می گذارد. از آمفی تئاتر این مجموعه برای نمایش فیلم و اجرای تئاتر، موسیقی، برگزاری سمینار و سخنرانی استفاده می شود.
کتابخانه گلستان ۳ طبقه از این فرهنگسرا را به خود اختصاص داده است و ۴۸۳۱۷ جلد کتاب دارد که به صورت شبانه روزی فعالیت می کند.
این مقاله شامل شخصیت های خیالی مجموعه پویانمایی مرد خانواده می باشد.
مرد خانواده مجموعه ای کمدی است که از شبکه فاکس پخش می شود. آن چه در پی می آید فهرست صداپیشگان این پویانمایی است.
قانون حمایت از خانواده در ایران قانونی است که در ایران به بحث های حقوقی دربارهٔ امور خانواده از جمله بحث ازدواج و طلاق پرداخته است.
در ایران تاکنون سه بار قانون تصویب شده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های خانواده

خانواده و خویشاوندان
• «آدمی هر چند ثروثمند باشد، از خویشاوندان بی نیاز نیست تا با دست و زبان از او دفاع کنند. چرا که خویشاوندان وی از همه بدو نزدیکترند و جانب او را بهتر فراهم آورند، و به هنگام رسیدن بلا از دیگران مهربان ترند، و نام نیکی که خدا از آدمی میان مردمان بر جای گذارد، بهتر از میراثی است که دیگری بردارد». نهج البلاغه، خطبه، ۲۳ -> علی بن ابی طالب
• «نزدیکترین خویشاوندانم، خودم هستم.» از «فرهنگ گفته های طنزآمیز، نشر فرهنگ معاصر» چاپ ۱۳۸۸، ش ۵۶۱ -> ترنتیوس
• «نزدیکانِ آدمی مثل موهای او هستند که بعضی را باید آراست و ارج نهاد و حرمت نمود و برخی را باید نهفته داشت یا سترد و بدور افکند.» از «لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء» نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی، به اهتمام قاسم السامرائی، چاپ لیدن، ۱۹۷۸، بارگذاری شده در ویکی نبشتهٔ عربی -> امین
• «تمام خانواده ها شبیه به هم هستند، ولی خانواده های غیر سعادتمند هریک به نحوی خاص تیره روزند.»
• «خویشاوند، کسی است که دوستی، او را به آدمی نزدیک ساخته، گرچه نژاد (و تبار) او دور باشد؛ و بیگانه کسی است که از دیدگاه دوستی دور است، هر چند تبار (و نژاد) او نزدیک باشد.» -> حسن بن علی
• «کسی که او را عیال و فرزندان بُوَد، ایشان در صلح بدارد و به شب از خواب بیدار شود کودکان را برهنه بیند، جامه بر ایشان افگند، آن عمل او از غزو فاضلتر بود.» -> بایزید بسطامی
• «خانواده مهم ترین چیز در دنیاست.» -> دایانا، شاهدخت ولز
• «نبودنِ خانواده و بودن در جایی که احساس می کنی خانهٔ تو نیست، رنج آور است.» در مصاحبه با شرق؛ چاپ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶/ ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ -> نرگس اشتری

ارتباط محتوایی با خانواده

خانواده در جدول کلمات

خانواده گندم و جو
غله
خانواده و دودمان
خاندان
با نماد Si عنصری شیمیایی از خانواده شبه فلز هاست که در گروه چهارم و دوره سوم جدول تناوبی عنصرها جای دارد
سیلیسیم
برنامه عروسکی پربیننده دهه 60 ایرانی درباره یک خواهر و برادر و خانواده اشان
هادی و هدا
پول یا چیزی که داماد به خانواده عروس می دهد
شیربها, شیر بها
پولی که داماد به خانواده عروس دهد
شیربها
درختی از خانواده شاه پسند
ساج
رییس کمیته حزب ناسیونال سوسیالیست و وزیر اطلاعات و تبلیغات آلمان | که در هنگام حمله متفقین | خود و با افراد خانواده اش را مسموم کرد
گوبلز
شرکت نرم افزاری نروژی که محصولات ان از خانواده مرورگرهای وب می باشد
اپرا
گیاهی آبزی در مصر از خانواده جگن
پاپیروس

معنی خانواده به انگلیسی

tribe (اسم)
تبار ، خیل ، قبیله ، طایفه ، خانواده ، عشیره ، حی ، سبط ، ایل ، قبایل ، ابه
dynasty (اسم)
دودمان ، سلسله ، خاندان ، خانواده ، خاندان پادشاهان ، ال
clan (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، طایفه ، خانواده
gens (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، خانواده
family (اسم)
خاندان ، طایفه ، خانواده ، فامیل ، خانوار ، عشیره ، حی
household (اسم)
صمیمی ، خاندان ، خانواده ، اهل خانه ، اهل بیت ، مستخدمین خانه ، خانمان
ilk (اسم)
جور ، طبقه ، نوع ، گونه ، خانواده

معنی کلمه خانواده به عربی

خانواده
امة , عائلة , عشيرة
طائر البرقش
غرام
حمضيات
اب
رييسة الاسرة
عائلي

خانواده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی خانواده

غزل ٢٠:٥٨ - ١٣٩٦/٠٧/١٠
خاندان
|

آریا بهداروند ٢١:٤٣ - ١٣٩٦/٠٧/١١
در زبان لری بختیاری به معنی
خان::خان.بزرگ ایل
وا::باید
ده ::بده

در زمان گذشته تمام مردم ایران رعیت
خانها بودند و جیره و مواجب آنها
به عهده خان بود
و مرد خانه در جواب درخواست
چیزی از طرف اهل خانه به آنها
می گفت خانواده*خان باید بدهد*
.پول باید بدهد تا من به شما دهم
|

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٤٤ - ١٣٩٦/١١/٢٠
خانِواده-
خان! و پسوندنسبت اَوِستایی "واده"
|

علی دوستی نوگورانی ٠١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
اهل
|

پیشنهاد شما درباره معنی خانواده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خانواده خوشبخت   • خانواده در اسلام   • خانواده چیست   • خانواده خوب   • تعریف خانواده   • خانواده موفق   • اهمیت خانواده   • خانواده اسلامی   • معنی خانواده   • مفهوم خانواده   • معرفی خانواده   • خانواده یعنی چی   • خانواده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خانواده
کلمه : خانواده
اشتباه تایپی : ohk,hni
آوا : xAnevAde
نقش : اسم
عکس خانواده : در گوگل


آیا معنی خانواده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )