انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1096 100 1

خبوشان

معنی خبوشان در لغت نامه دهخدا

خبوشان. [ خ َ ] (اِخ ) بنا بر نقل صاحب انجمن آرای ناصری شهری است بخراسان در حدود نیشابور و بقوچان مشهور شده. صاحب آنندراج نیز خبوشان را چون انجمن آرای ناصری معرفی میکند دمشقی آنرا در ناحیه ٔ نیشابور می آوردو یاقوت در معجم البلدان می گوید این شهر شهر کوچکی است که در ناحیه ٔ نیشابور واقع و قصبه ٔ کوره ٔ اَستُوا است. مستوفی می گوید: خبوشان شهری وسط است از اقلیم چهارم و توابع بسیار دارد و در دفاتر دیوان آن ولایت را استو نویسند و در عهد مغول هولاکوخان تجدید عمارت آن کرد و نبیره اش ارغون خان بر آن عمارت افزود و آب و هوای خوب دارد حاصلش غله و پنبه و انگور و میوه فراوان باشد. (از نزهة القلوب چ لیدن ج 3 ص 150). زین العابدین شیروانی مختصات جغرافیایی خبوشان را بقرن دوازدهم هجری چنین می آورد: «شهری است از خراسان اکنون مشهور به قوچان است آبش معتدل و هوایش بسردی مایل ، گویند در زمین هموار اتفاق افتاده و جوانب آن گشاده است قریب به هزار باب خانوار به آنست و نواحی معموره مضافات اوست. مردمش کرد و تاجیک و عموماً شیعی مذهب و نیک مشربند، شجاع و دلیر و در بعضی اوصاف دلپذیرند. حاکم آن دیار در کمال استقلال و اقتدار است و اسباب و آلات صلح و جنگ او باستقرار، مکرر تعریف حاکم آنجا راشنیده ، و چون ندیدم بشرح احوال وی نپرداختم. مرد خردمند آنست که از دیده گوید نه از شنیده و از عیان سنجد نه از گمان. آنچه گوید راست گوید و طریق کذب نپوید. اصحاب فضل و هنر از آنجا ظهور نموده اند من جمله مخدوم الاعظم الشیخ حاجی محمد مرید شیخ شاه علی اسفراینی و از خلفاء شیخ رشیدالدین محمد و او از خلفای امیرشهاب الدین عبداﷲ برزش آبادی مشهدی که مدعی خلافت خواجه اسحاق ختلانی بوده ». (بستان السیاحه چ 1 ص 230) در مطلع الشمس ج 1 و سفرنامه ٔ ناصرالدین شاه بخراسان بسال 1300 هَ. ق. اعتمادالسلطنه خبوشان را قوچان معرفی می کند. و ظاهراً محل فعلی قوچان با خبوشان قدیم کمی فرق دارد. شهر قوچان فعلی که نام دیگر آن ناصری است پس از زلزله 1311 و 1312 ساخته شده و نزدیک خبوشان قدیم است و امروزه خبوشان نام دهی است در این حدود.

خبوشان. [خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فاروج بخش حومه ٔ شهرستان قوچان واقع در 36 هزارگزی شمال باختری قوچان و هشتهزار گزی شمال شوسه ٔ قوچان بشیروان. این ناحیه در جلگه واقع و هوای آن معتدل و دارای 529 تن سکنه است.مردم آنجا ترک و کرد و فارسی زبانند. آبش از قنات و چشمه ، و محصولاتش غلات و انگور است. اهالی به کشاورزی و مالداری و کرباس بافی گذران میکنند و آنجا نیز راه فرعی بشوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی خبوشان به فارسی

خبوشان
دهی است از دهستان فاروج بخش حومه شهرستان قوچان . واقع در ۳۶ هزار گزی شمال باختری قوچان و هشتهزار گزی شمال شوسه قوچان بشیروان .

خبوشان در دانشنامه ویکی پدیا

خبوشان
خبوشان ممکن است در یکی از موارد زیر به کار رود:
ولایت خبوشان، یکی از ولایت های دوازده گانه ربع نیشابور در خراسان بزرگ
بخش خبوشان، از توابع شهرستان فاروج در استان خراسان شمالی ایران
در کتاب سفرنامه خراسان، نویسنده: ناصرالدین شاه قاجار و خوشنویس میرزا محمدرضا کلهر چنین بیان شده است: در روز یکشنبه غرّه شوّال المکرّم از ده نجف آباد که دهِ بسیار معتبریست کدشتیم دست چپ نزدیک دامنۀ کوه شهر قدیم خبوشانست که خرابه و آثاری از آن باقیست دهِ بزرکی هم در قرب آنست که آنجا حالا موسوم بخبوشانست ضمیع الّدوله روی اسب روزنامه ارُوپ میخواند قدری دیکر که رفتیم بین راه قلعه کهنه محکمی با خندق عمیق و برج و بارو دیده شد از شجاع الّدوله سؤال کردیم عرض کرد علی آباد است که رضا قلیخان پدرش در عهد خاقان مغفور فتحعلی شاه ساخته و خانوار از آخال آورده نشانده بود و در آنوقت آب و آبادی داشته و وقف بر نجف اشرف بوده است فرمودیم آبش را در آورده باز آباد نماید خلاصه رسیدیم بدهِ غرقاب یعنی اوّل از دهِ یام کذشتیم که دهِ بسیار معظم معتبریست.(نگاری 1398)
بخش خبوشان به مرکزیت شهر تیتکانلو یکی از بخش های شهرستان فاروج در استان خراسان شمالی ایران است. در این بخش تعداد محدودی روستای ترک زبان از جمله اسفجیر، کوران ترکیه وجود دارند.
فهرست بخش های ایران
استان خراسان شمالی
شهرستان فاروج
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش خبوشان شهرستان فاروج در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۵۳۴۰ نفر بوده است.
محمدحسین یگانه مدتی از عمر خود را در تیتکانلو گذرانده است. همچنین اباصلت که از صنعتگران و ابزارسازان کشاورزی و یکی از استادان برجسته در نواختن دوتار کردی است. اصغر باکردار خوانندهٔ کرمانج متولد تیتکانلو است.
محمدرضا شرفی خبوشان، متولد ۱۳۵۷، مدرس ادبیات فارسی، نویسنده و شاعر ایرانی است. وی بابت رمان بی کتابی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات و نثر معاصر در دوره سی و پنجم را به دست آورد.
بالای سر آب ها
http://www.rasanews.ir/detail/news/549321/52یادداشتی درباره رمان بی کتابی از علی محمدمودب
https://shahrestanadab.com/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8Cپرونده ای برای رمان بی کتابی
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3749399یک رمان موفق و یک جایزه ویژه
خَبُوشان یا اُسْتُوَا؛ یکی از ولایت های ربع نیشابور خراسان بزرگ، که شهر خوجان، مرکز آن بوده است. این ولایت در مسیر جاده نیشابور به نسا قرار داشته و دارای موقعیت ارتباطی خوبی بوده است. از این ولایت، عالمان و محدثان نامداری برخاسته اند. ولایت خبوشان یا استوا را در جغرافیای امروز، به شهرستان های قوچان، فاروج و حدی از نواحی پیرامون آن، در استان های خراسان رضوی و خراسان شمالی ایران مطابقت داده اند.
«احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم»، تألیف ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱.
«از واژه خبوشان تا قوچان»، موسی الرضا نظری، خراسان پژوهی، سال اول، پاییز و زمستان ۱۳۷۷، شماره ۲.
«الانساب»، ابی سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی، قاهره: مکتبه ابن التمیمیه، ۱۹۸۰م.
«اللباب فی تهذیب الانساب»، تألیف عزالدین ابن اثیر الجزری، بیروت: دار صادر، ۱۹۸۰م.
«تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، ۱۳۷۵.
«صورة الارض»، تألیف ابی القاسم ابن حوقل النصیبی، بیروت: دارصادر، ۱۹۳۸م.
«معجم البلدان»، شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی، بیروت: دار صادر، ۱۹۷۷م.
خَبُوشان (خوجان، یا بعدها: قوچان)؛ یکی از ولایت های ربع نیشابور خراسان؛ که آن را استوا نیز می نامیدند. اسْتُوا یا آستوا و استو، در لغت؛ به معنی آفتاب گیر است. نام این ولایت؛ در احسن التقاسیم و معجم البدان به صورت أُسْتُوَا و در اللباب ابن اثیر و الانساب سمعانی به صورت أُسْتَوا ضبط شده است.
واژه خبوشان در منابع مختلف، به دو گونه، اعراب گذاری شده است: خَبُوشان و خُبُوشان. در وجه تسمیه قوچان، در منابع، نظریات مختلفی ثبت شده است که از این جمله اند: اشتغال مردم منطقه به دامپروری و ملهم از طایفه قوچ قانولو یا قوچ قوینلو؛ برگرفته از کوچان به زبان کردی (به معنی کوچ ها) به خاطر حضور کوچ نشینان در منطقه؛ و … به هر روی؛ در قدیم، عوام مردم و اهالی، این ولایت را خوشان می خوانده اند و همچنین در منابع مختلف به صورت خبوچان، خوچان و خوجان نیز ثبت شده است. بنا به دریافته های پژوهشگران معاصر؛ دگرگونی این واژه، از خبوشان یا خبوچان به قوچان، در اثر تحولات آوایی زبان است، و از دوران سیطره مغولان بر ایران، به صورت «قوچان» درآمده، به کار برده شد و امروز نیز رایج است. نام قوچان در لهجه کنونی مردم قوچان، به صورت «قُچون» تلفظ می شود.
خَبُوشان یا اُسْتُوا، یکی از ولایت های دوازده گانه ربع نیشابور خراسان؛ مرزهای این ولایت به حدود طوس (در شرق)، نسا (در شمال)، نسا (در غرب) و ارغیان (در جنوب) می رسیده است. معجم البلدان، این ولایت (استوا = خبوشان) را دربرگیرنده ۹۳ روستا (قریه) و نام قصبه (شهر مرکزی آن) را خبُوشان (در برخی منابع دیگر: خوجان) معرفی نموده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خبوشان در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:قوچان، شهر

ارتباط محتوایی با خبوشان

خبوشان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جاهای دیدنی قوچان   • روستاهای قوچان   • زبان مردم قوچان   • تاریخچه قوچان   • نقشه قوچان   • جمعیت شهرستان قوچان   • قوچان دانشگاه   • معنی خبوشان   • مفهوم خبوشان   • تعریف خبوشان   • معرفی خبوشان   • خبوشان چیست   • خبوشان یعنی چی   • خبوشان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خبوشان
کلمه : خبوشان
اشتباه تایپی : of,ahk
عکس خبوشان : در گوگل


آیا معنی خبوشان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )