برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1323 100 1

خجندی

معنی خجندی در لغت نامه دهخدا

خجندی. [ خ ُ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به «خجند» که شهر کبیر پرنعمتی است. (از انساب سمعانی ). منسوب به «خجندة» رجوع به «خجند» و «خجندة» شود :
خاقانی اگر چه هست میری
در پیش خجندیان غلامی است.
خاقانی.

خجندی. [ خ ُ ج َ ] (اِخ ) بنا بر نقل حاجی خلیفه ، او راست : کتاب «مناسک الخجندی ». (از کشف الظنون ).

خجندی. [ ج ُ ج َ ] (اِخ ) حاجی خلیفه درباره ٔ او می آورد او راست : «فتاوی الخجندی » و در این اثر فتاوی جمعی از مشایخ عصر او که تفصیل نام آنها در کشف الظنون آمده مندرج است. (از کشف الظنون ).

خجندی. [ خ ُ ج َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن ثابت خجندی. از خاندان خجندیان بوده و اولین کسی است که از این طایفه مشهور شده وی در مرو اقامت داشت و نظام الملک بمجلس وعظ او میرفت سخن وی او را خوش آمد و او را به اصفهان آورد و تدریس مدرسه ای که در اصفهان بنا نموده بود به او تفویض کرد و ابوبکر مذکور را در اصفهان جاه و مکنتی عظیم دست داد و نظام الملک همواره بزیارت او می رفت. (از تعلیقات قزوینی بر لباب الالباب عوفی ص 354).

خجندی. [ خ ُ ج َ ] (اِخ ) ابوالمظفربن محمدبن ثابت خجندی از بزرگان خجندیان اصفهان و در سنه 496 هَ. ق. در ری حین وعظ بر دست مرد علوی کشته شد. (از تعلیقات قزوینی بر لباب الالباب عوفی ص 354) و رجوع به تاریخ گزیده چ نوائی ص 690 شود.

خجندی. [ خ ُ ج َ] (اِخ ) احمدبن یعقوب بن عفیربن الجنیدبن موسی التمیمی خجندی مکنی به ابوالفضل. ابوعبداﷲ حاکم در «تاریخ » نام او را آورده و گفته است که ابوالفضل خجندی مردکلانسال بود که بمکه مجاور شد و از ابن ابی مسرة و علی بن عبدالعزیز حدیث شنید ولی کتابش بسرقت رفت. ما بمسجد جامع از او حدیث خواستیم او از حفظ بر ما املاء حدیث کرد. حاکم میگوید بنا بروایت او از ابی سعید حسن بن علی بصری از خراس بن انس حدیث حیا و ایمان بشکل واحدی اند بعد حاکم گفت که او این حدیث را برای ما در شوال سال 337 هَ. ق. بیان کرد. (از انساب سمعانی ).

خجندی. [ خ ُ ج َ ] (اِخ ) جمال الدین محمودبن عبداللطیف بن محمدبن ثابت خجندی با برادرش صدرالدین محمد بخدمت جمال الدین جواد پیوست و پس از مدتی سلطان مسعود از ایشا ...

معنی خجندی به فارسی

خجندی
یحیی بن الفضل الوراق خجندی مکنی بابوکر از بزرگانی است که بجمع آثار پرداخت و از کثیری مردمان حدیث شنید و کتابی در شرح حال صحابه نگاشت .
محمد بن علی بن محمد معروف به تاج الخجندی .
عمر بن محمد معروف به خبازی
عوفی وی را در شمار بزرگان شعرای عراق نام برده و اشعار و غزلیاتی ازو نقل کند .
احمد برهانی
ابن محمد
(شیخ ) کمال الدین بن مسعود عارف و شاعر مشهور ( و. خجند - ف. تبریز ۷۹۳ یا ۸٠۳ یا ۸٠۴ ه ق . ) . وی از خجند مهاجرت کرد و در تبریز مقیم گشت و هم در آنجا مورد پذیرش سلطان حسین جلایری قرار گرفت . سلطان صومعه ای برای او ترتیب داد . کمال در تبریز بزهد و صلاح شهرت یافت . در سال ۷۸۷ ه ق . که تغتامش خان از دشت قبچاق به تبریز تاخت و آنجا را مسخر کرد بتقلید امیر تیمور فضلا و ادبارا به شهر [ سرای ] پایتخت خود کوچانید کمال نیز در [ سرای ] اقامت گزید و پس از چهار سال باز به تبریز برگشت و مورد نوازش میرزامیرانشاه فرزند تیمور حکمران آذربایجان قرار گرفت و هم در آنجا در گذشت . کمال از غزلیات حافظ استقبال نموده و از سعدی و همام تبریزی تقلید کرده است .

خجندی در دانشنامه ویکی پدیا

خجندی
کمال الدین خُجندی، معروف به «شیخ کمال» از عارفان و شاعران پارسی گوی قرن هشتم هجری.
امیر بهاءالدین برندق فرزند امیر نصرت شاه خجندی شاعر قرن هشتم.
ابومحمود حامدبن خضر خجندی ریاضی دان و ستاره شناس قرن چهارم هجری.
ابومحمد، ابراهیم بن احمد خُجَندی ملّقب به برهان الدین (۱۳۷۷–۱۴۴۷ق) ادیب، نویسنده و شاعر حجازی خراسانی اصل در نیمهٔ اول سده نهم هجری بود. «شرح الأربعین النوویة» از آثار اوست.
البومحمود حامدبن خضر خجندی (درگذشت ۳۷۹) ریاضی دان و ستاره شناس ایرانی.
زیج الفخری (برجای نمانده است)
مسائل متفرقه هندسیه لبعض العلماء
او از منجمین مهم دربار امیرعضد الدوله دیلمی از امرای آل بویه در قرن چهارم بود.
خجندی در سال های ۳۵۵ تا ۳۷۶ در خدمت فخرالدوله دیلمی زندگی می کرد. احتمال می رود که قضیه جیب (سینوس) مربوط به مثلثات کروی را او ابداع کرده باشد؛ ثابت کرد، به طور ناقص، که مجموع مکعب های دو عدد برابر با مکعب عدد سوم نمی شود. «یک کتاب درسی هندسه و اثری دربارهٔ مقدار میل دائرةالبروج به خجندی نسبت داده شده است.»
زیر نظر فخرالدوله ابزار نجومی بزرگی به نام سٌدس فخری برای اندازه گیری میل دائرةالبروج ساخت.
امیر بهاءالدین برندق معروف به برندق خجندی فرزند امیر نصرت شاه خجندی در سال ۷۵۷ در خجند ولادت یافت و در دربارهای تیمور و شاهرخ میرزا به سرودن قصیده پرداخت. اشعار او، شامل قصیده، غزل، قطعه و رباعی است؛ او هم قصاید خاقانی را جواب گفته و هم به استقبال برخی قصاید انوری و سعدی رفته است. برندق خجندی از پیروان مذهب حنفی بود. او سفرهایی به شام، تبریز ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خجندی

خجندی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشعار كمال خجندي   • حمیدرضا خجندی   • دانلود دیوان کمال خجندی   • کمال خجندی و حافظ   • دیوان اشعار کمال خجندی   • عرفات عشق بازان   • خجند یعنی چه   • غزلیات کمال خجندی   • معنی خجندی   • مفهوم خجندی   • تعریف خجندی   • معرفی خجندی   • خجندی چیست   • خجندی یعنی چی   • خجندی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خجندی
کلمه : خجندی
اشتباه تایپی : o[knd
عکس خجندی : در گوگل

آیا معنی خجندی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )