انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1059 100 1

خداناباوری

خداناباوری در دانشنامه ویکی پدیا

خداناباوری
خداناباوری، بی خدایی یا آتئیسم (به انگلیسی: Atheism)، در گسترده ترین معنا، فقدان باور به وجود خدا است. خداناباوری در معنایی کم تر گسترده، رد کردن این اعتقاد است که خدایی وجود دارد. در معنایی حتی محدودتر، خداناباوری، به طور مشخص، این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارد. خداناباوری، در تقابل با خداباوری است که در کلی ترین شکل، این اعتقاد است که حداقل یک خدا وجود دارد.
عدم انگیزه دینی - اعتقاد به خدایان عمل اخلاقی، عمل دینی یا هر نوع عمل دیگری برنمی انگیزد؛
حذف فعال مشکل خدایان و دین از پیگیری های فکری و عملی؛
بی تفاوتی - نبود هیچ گونه علاقه به موضوع خدایان یا دین؛ یا
بی اطلاعی از مفهوم خدایان.
ریشه واژه شناختی واژه آتئیسم در زبان انگلیسی، پیش از قرن ۵ قبل از میلاد، از واژه یونانی atheos (به یونانی: ἄθεος)، سرچشمه گرفته است که به معنای بی خدا(یان) است. این واژه در گذشته، با دلالت ضمنی منفی، در اطلاق به کسانی به کار رفته که به خدایانی بی باور می شدند که در جامعه، در سطح گسترده، مورد پرستش قرار می گرفته اند. با گسترش آزادی اندیشه و پرسش گری شک گرایانه و در پی آن، انتقادات روزافزون از دین، کاربرد این اصطلاح، محدودتر و هدفمند شد. نخستین افرادی که به طور رسمی، خود را با واژه «بی خدا» تعریف می کردند، در قرن هجدهم بودند.
براهین بی خدایی، گسترده اند و گستره وسیعی از استدلال های فلسفی، اجتماعی و تاریخی را دربر می گیرند. استدلال ها برای عدم باور به خدای ماوراءالطبیعه به شمار نبود شواهد تجربی، مسئله شر، برهان وحی های متناقض و اختفای الهی است. با وجود اینکه بسیاری بی خدایان فلسفه های سکولار را برگزیده اند، برای بی خدایی هیچ ایدئولوژی یا مسلک فکری و رفتاری واحدی وجود ندارد. بسیاری بی خدایان بر این باورند که بی خدایی، نسبت به خداباوری، یک جهان بینی بهینه تر است، در نتیجه بار اثبات بر دوش بی خدایان نیست که ثابت کنند خدا وجود ندارد، بلکه بر دوش خداباوران است که برای باور خود دلیل بیاورند.
در فرهنگ غربی، غالباً، بی خدایان را منحصراً بی دین یا ماده باور می پندارند؛ در حالی که در برخی نظام های ایمانی نیز، بی خدایی، وجود داشته است؛ از جمله در ادیان خداناباوری چون آیین جین، برخی اشکال آیین بودا که از باور به خدایان حمایت نمی کنند، و شاخه هایی از آیین هندو که بی خدایی را موضعی صادق اما نامناسب برای رشد معنوی انسان می دانند.
عکس خداناباوری
"بی دینی" در آلمان شایع است. بر اساس نظر سنجی ۲۰۰۹، بیشتر آلمانی های غیر مذهبی در آلمان شرقی زندگی می کنند. به طور کلی، آلمان به طور قابل توجهی سکولار است.
آلمان شرقی شاید بی دین ترین منطقه در تمام جهان است. اگرچه آتئیسم توسط قشر جوان و سالخوردهٔ آلمان مورد استقبال است، اما بیشتر توسط آلمانی های جوان مورد پذیرش قرار گرفته است. یک مطالعه در سپتامبر ۲۰۱۲ نشان داد که پیدا کردن یک فرد زیر ۲۸ سال که به خدا اعتقاد دارد بسیار مشکل است. دلیل گستردگی بی دینی در این منطقه می تواند، سیاست تهاجمی آلمان شرقی باشد. با این حال، اعمال بیخدایی تنها برای چند سال اول شکل گیری آلمان شرقی وجود داشت. پس از آن، دولت به کلیساها اجازه داد تا به میزان نسبتاً بالایی از خودمختاری بهرهمند باشند. اما افرادی که بعد از اتحاد آلمان شرقی و غربی متولد شدند و هرگز تجربهٔ زندگی در آلمان شرقی را نداشتند (۲۸ سال سن) نمی پذیرند که سیاست بی خدایی دولت گذشته نقشی در عقاید آنها داشته است.
همچنین تعداد خدا ناباوران در دیگر کشورهای اروپایی که تجربهٔ کمونیسم دولتی را دارند به این اندازه بالا نیست.
دلیل دیگر برای چنین استقبالی از "بی خدایی" می تواند روند سکولارسازی (" Kulturkampf ") که در نیمه دوم قرن نوزدهم در پروس و از طریق جمهوری ویمار رخ داد باشد.
خداناباوری نو، بی خدایی نو یا آتئیسم نو، اصطلاحی ژورنالیستی برای توصیف تفکرات ترویج شده توسط خداناباوران قرن بیست و یکم است. این رویکرد جدید، توسط منتقدین دین و تفکر دینی، توسعه یافته است. این جنبش، معمولاً، با تفکرات افرادی چون: ریچارد داوکینز (زیستشناس)، دنیل دنت (فیلسوف)، سم هریس (عصب شناس)، کریستوفر هیچنز (منتقد دین) و ویکتور استنجر، پیوند خورده است. از چهار تن نخست تحت عنوان چهار سوار یاد می شود. متفکران و نویسندگان مدافع این دیدگاه، اعتقاد دارند که خرافات، دین و بی منطقی را نباید به سادگی تحمل کرد بلکه هرگاه تفکر دینی در حکومت، آموزش و سیاست نفوذ می کند باید با انتقاد و افشاگری به مقابله با آن پرداخت.
پایان ایمان: دین ترور و آینده دلیل از سام هریس (۲۰۰۴)
مانیفست خداناباوری: پرونده ای علیه مسیحیت، یهودیت و اسلام از میشل انفره (۲۰۰۵)
کافر: زندگی من از آیان حرصی علی (۲۰۰۶ به هلندی ترجمهٔ انگلیسی در ۲۰۰۷)
توهم خدا توسط ریچارد داوکینز (۲۰۰۶)
شکستن طلسم: دین به عنوان یک پدیده طبیعی از دانیل دنت (۲۰۰۶)
خدا: فرضیه شکست خورده—چگونه علم نشان می دهد که خدا وجود ندارد از ویکتور استنجر (۲۰۰۷)
خدا بزرگ نیست: چگونه دین همه چیز را مسموم می کند از کریستوفر هیچنز (۲۰۰۷)
بی خدا: چگونه یک مسیحی انجیلی یکی از پیشروان آمریکایی خداناباوری شد از دن بارکر (۲۰۰۸)
استدلال خدا توسط ای. سی. گریلینگ (۲۰۱۳)
خداناباوری نو، در انسان گرایی سکولار و ضدخدایی، ریشه دارد و اغلب با آن، هم پوشانی دارد، به خصوص در انتقاد از آنچه بسیاری خداناباوران نو، القا و یا آموزش مذهب به کودکان و استمرار بخشی به ایدئولوژی های فراطبیعی می دانند.
انتشار کتاب پرفروش پایان ایمان: مذهب، ترس و آیندهٔ خرد در سال ۲۰۰۴ توسط سم هریس، با چاپ چندین کتاب مجبوب و پرفروش از نویسندگان خداناباور، دنبال شد. هریس حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را به طور مستقیم ناشی از اسلام دانست و همچنین به طور مستقیم به انتقاد از مسیحیت و یهودیت پرداخت. دو سال بعد هریس نگارش خود را با نامه ای به ملت مسیحی ادامه داد که انتقادی شدید از مسیحیت است. همچنین ریچارد داوکینز در سال ۲۰۰۶ پس از ساخت مستند، ریشه همه شر؟کتاب توهم خدا را چاپ کرد که ۵۱ هفته در لیست پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز قرار داشت.
در سال ۲۰۱۰ تام فلین در مقاله ای با عنوان «چرا من به خداناباوری نو باور ندارم» ادعا کرد آنچه امروز «خداناباوری نو» خوانده می شود نه یک جنبش است و نه نو. آنچه جدید است انتشار تفکرات خداناباورانه توسط ناشران مطرح، خوانده شدن آن ها توسط میلیون ها نفر و قرار گرفتن در لیست پرفروش ترین کتاب ها است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های خداناباوری

خدا ناباوری در معنای عام، رد باور به وجود خدا است. در معنایی محدودتر، بیخدایی این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارد. در جامع ترین معنا، بی خدایی به سادگی، عدم باور به وجود هر گونه خداست. بی خدایی نقطهٔ روبروی خداباوری است که در کلی ترین شکل، اعتقاد به وجود حداقل یک خدا می باشد.
• خداناباوری فلسفه نیست؛ حتی یک بینش نسبت به دنیا نیست؛ به سادگی بیان بدیهیات است. در واقع،«خداناباوری» عبارتی است که نباید وجود داشته باشد. هیچ کس خودش را یک «بی اعتقاد به اختربینی» یا «بی اعتقاد به کیمیاگری» نمی داند. ما حتی لغاتی برای کسانی به صحت زنده بودن الویس پریسلی یا هجوم بیگانگانی که فقط آمده اند به آنها و گاوهایشان آسیب بزنند نداریم. خداناباوری چیزی جز نویز افراد متفکر در حضور عقاید بدون دلیل دینی نیست.
• تا زمانی که کسی ادعا نکرده است صورت کریستوفر هیچنز را در درخت ندیده است، احمق ها باید از این ادعا که خداناباوری یک دین است دست بردارند. یک تفاوت کوچک وجود دارد: دین به صورت باور و پرستش یک ابرانسان تعریف شده است، و خداناباوری دقیقاً برعکسش است. متوجه شدید؟خداناباوری همانقدر یک دین است که سکس نکردن یک پوزیشن سکس.
• به عنوان یک خداناباور، عقیده دارم تمام زندگی بی نهایت گرانبهاست، برای اینکه فقط برای مدت کوتاهی وجود دارد. یک جرقه در برابر تاریکی و بعد تمام برای همیشه تمام می شود.بدون زندگی پس از مرگ، بدون فرصت دوباره. بنابرین چیزی بی رحمانه تر از سوءاستفاده، از بین بردن یا گرفتن یک زندگی وجود ندارد. جرمی است مانند سوزاندن مونالیزا. فقط یکی از اینها وجود دارد. بنابرین من نمی توان ببخشم.
• لغت خدا برای من چیزی جز محصول ضعف انسانی نیست و کتاب مقدس پر از افسانه های ابتدایی است. هیچ تفسیری هر چقدر مفصل این را نمی تواند (برای من) عوض کند.
• به نظر من ایده خدای شخصی یک مفهوم انسان شناختی است که نمی توانم آن را جدی بگیرم. من همچنین نمی توان یک اراده یا هدف خارج از دایره انسان ببینم. … علم به پایین آوردن اخلاقیات متهم شده است، اما این اتهام بی پایه است. رفتار اخلاقی یک انسان باید به طور موئری بر اساس همدلی، آموزش، و روابط و نیازهای اجتماعی باشد. نیازی به دین نیست. انسان بسیار دون مایه خواهد بود اگر فقط به خاطر ترس از مجازات یا امید پاداش در چارچوب رفتار کند.
• «انکارِ خدا آزادی فکر نیست، آزادی از بی خدایی است.» در «اسلام:دینِ بدفهم شده»ص.۱۵۶ -> محمد قطب
• «در دنیای امروز هویت ها دیگر یک تکه و استاندارد نیست. چه کسی می تواند بگوید محدوده هویت من اینجاست؟ هویت ها مرزهای شکننده و لرزانی یافته اند. همگی ما هویت های متفاوتی داریم. هویت ها هم به صورت عمودی و حالت سلسله مراتبی و هم به صورت افقی و حالت Overlab و همپوشانی دارد. بدین معنی که هویت ها همیشه با هویت های دیگر قابل تعریف هستند. شما.. در برابر یک آتئیست، هویتی خداپرست خواهید داشت. هویت ها ثابت، مطلق، همه جایی و همیشگی نیست. باید از هویت درکی سیاسی و متنوع داشت.» -> هاشم آقاجری
• «مشکل اینجاست که خدا به این معنای پیچیدهٔ فیزیک دان ها هیچ شباهتی با خدای انجیل یا هر دین دیگری ندارد. اگر فیزیک دانی بگوید که خدا نام دیگر ثابت پلانک است، یا یک اَبَرریسمان است، سخن او را تعبیر استعاری این مطلب تلقی می کنیم که می گوید سرشت ابرریسمان ها یا مقدار ثابت پلانک رازی است عمیق. آشکار است که این مطلب هیچ ربطی به موجودی ندارد که آمرزندهٔ گناهان است، که به دعاها گوش فرا می دهد، که می گوید باید از ساعت ۵ روزه را شروع کرد یا ساعت ۶، که آیا باید دستمال سر کرد یا تسبیح دست گرفت؛ و هیچ ربطی به موجودی ندارد که قادر است برای کفارهٔ گناهان فرزندش، قبل و بعد از تولد، او را به مجازات مرگ محکوم کند.» نسبت دینداران با علم -> ریچارد داوکینز
• «من یک خداناباور بار آمدم، و از این امر خرسند نیز بودم، تا آن روزی که در سیاه ترین سال های کمونیستم، دیدم که مسیحیان آزار می بینند. در یک لحظه، الحادِ تحریک آمیز و تعصب آلودِ نوجوانی ام همچون حماقتی کودکانه، ناپدید شد. دوستانِ مؤمن ام را درک کردم، و در تأثیر همبستگی و احساس، گاه همراه آنان به عشای ربانی می رفتم. امّا هرگز متقاعد نشدم که خدا به مفهومِ وجودی که تقدیر ما را رقم می زند در کار هست. در هرصورت، دربارة او چه می توانستم بدانم؟ آیا دوستانِ مؤمن ام یقین داشتند که یقین دارند؟ با این احساس غریب و شادی آمیز در کلیسا نشسته بودم که بی ایمانیِ من و ایمانِ آنان، به وجهی شگفت به هم نزدیک اند.» ، وصایای تحریف شده، فصل اول، تقدّس زدایی. -> میلان کوندرا

ارتباط محتوایی با خداناباوری

خداناباوری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خداناباوری   • مفهوم خداناباوری   • تعریف خداناباوری   • معرفی خداناباوری   • خداناباوری چیست   • خداناباوری یعنی چی   • خداناباوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خداناباوری
کلمه : خداناباوری
اشتباه تایپی : onhkhfh,vd
عکس خداناباوری : در گوگل


آیا معنی خداناباوری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )