برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1348 100 1

خدمتکار

/xedmatkAr/

مترادف خدمتکار: بنده، پرستار، پیشخدمت، پیشکار، چاکر، خادم، خدمتگزار، غلام، فراش، فرمانبر، کنیز، گماشته، مستخدم، نوکر

متضاد خدمتکار: مخدوم

برابر پارسی: پرستار

معنی خدمتکار در لغت نامه دهخدا

خدمتکار. [ خ ِ م َ ] (اِ مرکب ) خدمتگار. پرستار. نوکر. چاکر. بنده. چاکر اعم از کنیز و غلام. بلون. (از برهان قاطع). زوار. زواه. زاور. زواره. (از ناظم الاطباء). بنده. خادم. خدمتگر. گماشته. ملازم. (آنندراج ) (یادداشت بخط مؤلف ). تُؤّثور. (از منتهی الارب ). ج ، خدمتکاران : خدمتکار چندان دار که نگریزد و آنرا که داری بسزاوار و نیکو که یک تن ساخته داری به که دو تن ناساخته. (از قابوسنامه ).
چنانکه این پادشاه را پیدا آرد و با وی گروهی مردم دررساند اعوان و خدمتکاران وی که فراخور وی باشند. (تاریخ بیهقی ). پادشاهان بزرگ آن فرمایند که ایشان راخوشتر آید و ترسد خدمتکاران ایشان را که اعتراض کنند. (تاریخ بیهقی ). از جمله ٔ همه ٔ معتمدان و خدمتکاران اعتماد بر وی افتاد. (تاریخ بیهقی ). تاریخها دیده ام بسیار که پیش از من کرده اند پادشاهان گذشته را خدمتکاران ایشان. (تاریخ بیهقی ). دست وی را از شغل عرض کوتاه کرده ، او را نشاندند تا تضریب و فساد وی از ملک و خدمتکاران دور شود. (تاریخ بیهقی ). قرار گرفت که عبدالجبار پسر وزیر آنجا برسولی فرستاده آمد، با دانشمندی و خدمت کارانی که رسم است. (تاریخ بیهقی ). دوازده هزار کنیزک در سراهاء او بودند از سریه یا مطربه یا خدمتکار. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 103). و هرکه ازخدمتکاران خدمتی شایسته بواجب بکردی در حال او را نواخت و انعام فرمودندی بر قدر خدمت. (نوروزنامه ٔ خیام ). و سلطان سنجر را بگرفتند و همچنان با خویشتن می آوردند بر آیین سلطنت الا آنکه خدمتکاران از آن خویش نصب کردند. (مجمل التواریخ و القصص ). زینت ملوک خدمتکاران مهذب و چاکران کار دانند. (کلیله و دمنه ). از حقوق پادشاهان بر خدمتکاران گذارد حق نعمت است. (کلیله و دمنه ). با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و تربیت خدمتکاران... حاصل است ، می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ).
تا صبح دمد آمده با خدمتکاران
تا شام شود درشده با روزه گشایان.
سوزنی.
خدمتت را هرکه فرمانی کمر بندد بطوع
لیکن آن بهتر که فرمایی بخدمتکار خویش.
سعدی (بدایع).
اگر ملول شدی حاکمی و فرمانده
وگر قبول کنی بنده ایم و ...

معنی خدمتکار به فارسی

خدمتکار
خدمتگار، نوکر، مردیازنی که درخانه کسی کارکند
( صفت ) آنکه در خان. کسی کار و خدمت کند نوکر چاکر .
خدمتگار پرستار

معنی خدمتکار در فرهنگ معین

خدمتکار
( ~.) [ ع - فا. ] (ص .) نوکر، چاکر.

معنی خدمتکار در فرهنگ فارسی عمید

خدمتکار
مرد یا زنی که در خانۀ دیگران خدمت می کند، مستخدم.

خدمتکار در دانشنامه ویکی پدیا

خدمتکار
کارگرِ خانگی یا خدمتکارِ خانگی، کسی است که در زمینهٔ نگهداری از خانه کار می کند. این کار می تواند در برابرِ پول، کاشانه یا خوراک باشد.سرامیکِ چینیِ یک کارگرِ خانگی، از دورهٔ دودمانِ هان   نگارهٔ یک مردِ درحالِ درمان، و کارگری که پوزخند می زند. موزهٔ بریتانیا   عکسِ پیکتوریالیستیکِ یک کارگر، از کنستانت پویو (عکاسِ فرانسوی)   اسکار پوتز، کارگرِ خانگیِ دومین رئیس جمهورِ آلمان، در سالِ ۱۹۳۱   نقاشیِ رنگ روغنِ خدمتگزارانِ هوگارت، از ویلیام هوگارت   سِروِ چای به دستِ یک کارگرِ خانگی
کارگرانِ خانگی، بیشتر در خانه های بزرگ و برای خانواده های دارا کار می کنند، و به کارهایی مانندِ رُفت وروب، مرتب کردن، آشپزی و خرید برای نیازمندی های زندگیِ روزمره می پردازند.
سرامیکِ چینیِ یک کارگرِ خانگی، از دورهٔ دودمانِ هان
نگارهٔ یک مردِ درحالِ درمان، و کارگری که پوزخند می زند. موزهٔ بریتانیا
خدمتکار یا کارگر خانگی فردی ست که در ازای پول یا اجازهٔ اقامت و خورد و خوراک کارهای شخصی افراد را انجام می دهد.
خدمتکار (فیلم ۱۹۶۳)، فیلمی بریتانیایی به کارگردانی جوزف لوزی
خدمتکاران (رمان)، رمانی نوشتهٔ کاترین استاکت نویسنده آمریکایی منتشر شده در ۲۰۰۹
خدمتکاران (فیلم)، فیلمی آمریکایی به کارگردانی تیت تیلور محصول ۲۰۱۱ بر اساس رمانی به همین نام
در زمان قدیم به خدمتکار کلفت می گفتند
خدمتکار همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خدمتکار (انگلیسی: The Housemaid) فیلمی در ژانر وحشت روان شناختی است که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آن سونگ کی اشاره کرد.
۳ نوامبر ۱۹۶۰ (۱۹۶۰-11-۰۳)
خدمتکار (فی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خدمتکار

خدمتکار در جدول کلمات

خدمتکار
نوکر
خدمتکار پیر
دادا
خدمتکار رستوران
گارسن
خدمتکار زرخرید
ادالیسک
خدمتکار زن
کنیز
خدمتکار مدرسه
فراش
خدمتکار مرد
نوکر
خدمتکار و چاکر
نوکر

معنی خدمتکار به انگلیسی

maid (اسم)
مستخدمه ، خدمتکار ، خادمه ، دختر ، دوشیزه یا زن جوان ، پیشخدمت مونی
maidservant (اسم)
مستخدمه ، خدمتکار ، کلفت
batman (اسم)
گماشته ، خدمتکار ، یک من یا 3 کیلو
servant (اسم)
فراش ، خدمتکار ، پیشخدمت ، بنده ، مستخدم ، نوکر ، خادم ، پایکار ، چاکری
varlet (اسم)
ملازم ، خدمتکار ، ادم پست و رذل
server (اسم)
خدمتکار ، کمک کننده ، نوکر ، خدمتگذار ، بازیکنی که توپ را میزند
chambermaid (اسم)
خدمتکار ، کلفت ، خادمه
handmaid (اسم)
خدمتکار ، کلفت ، پیشخدمت زن
fag (اسم)
خدمتکار ، سیگار ، سیگارت ، خرحمالی ، حمال مفت
factotum (اسم)
خدمتکار ، ادم همه کاره
servitor (اسم)
تابع ، خدمتکار ، مستخدم ، نوکر ، خدمتگذار ، زیر دست

معنی کلمه خدمتکار به عربی

خدمتکار
خادم , عاملة التنظيف
بنظام

خدمتکار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل
(= مخدوم) خدمت واژه ای عربی است و پارسی جایگزین خدمتکار اینهاست:
ساپیک، ساپیت (ساپ = خدمت؛ سنسکریت + پسوندهای یاتیکی(= مفعولی) «یک» (پهلوی) «یت» سنسکریت)
راژیک، راژیت (راژه = خدمت؛ کردی + «یک، یت»)
پَریوپیک، پَریوپیت (پَریوپ از سنسکریت: پَریوپاس= خدمت + «یک، یت»)
آنْواسیک ãnvãsik، آنْواسیت ãnvãsit (آنواس از سنسکریت: اَنواس= خدمت + «یک، یت»)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خدمتکار در جدول   • خدمتکاران حیله گر   • معنی خدمتکار   • خدمتکار زن در منزل   • خدمتکار منزل خانم   • استخدام خدمتکار شخصی   • خدمتکار به انگلیسی   • خدمتکار معبد در جدول   • مفهوم خدمتکار   • تعریف خدمتکار   • معرفی خدمتکار   • خدمتکار چیست   • خدمتکار یعنی چی   • خدمتکار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خدمتکار
کلمه : خدمتکار
اشتباه تایپی : onlj;hv
آوا : xedmatkAr
نقش : اسم
عکس خدمتکار : در گوگل

آیا معنی خدمتکار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )