برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1155 100 1

خدمت

/xedmat/

مترادف خدمت: پرستش، طاعت ، پرستاری، تیمار، اطاعت، فرمان بری، بندگی، چاکری، خدمت کاری، نوکری، پست، شغل، کار، ماموریت، حضور، محضر، پیشگاه، ملازمت، نزد، تعظیم، کرنش، جناب، حضرت، سرکار، نظام وظیفه، سربازی

متضاد خدمت: خیانت

برابر پارسی: فرمانبرداری، بندگی، تیمار، دستیاری، پیشکاری، پیشگاه، زاور، نیرورسانی

معنی خدمت در لغت نامه دهخدا

خدمت. [ خ ِ م َ ] (ع اِمص ) پرستاری و تعهد و تیمار. انجام عملی از سر بندگی و دلسوزی برای کسی. تیمار و تعهد و دلسوزی و نیکو خدمتی در حق کسی : مرافقت ؛ انجام کاری نیک در حق کسی : امیر احمد را گفت : بشادی خرام و هشیار باش و قدر این نعمت بشناس و شخص ما را پیش چشم دار و خدمت پسندیده نمای.(تاریخ بیهقی ). امیر مسعود.... این زن را سخت نیکو داشتی بحرمت خدمتهای گذشته. (تاریخ بیهقی ). و هرکه از خدمتکاران خدمتی شایسته بواجب نکردی ، در حالت او را نواخت و انعام فرمودندی بر قدر خدمت او تا دیگران بر نیک خدمتی حریص گردند. (نوروزنامه ٔ خیام ). گمان توان داشت که... خدمت موجب عداوت. (کلیله و دمنه ).
حرمت بیست ساله خدمت من
تو نگهدار، کو نمیدارد.
خاقانی.
نیست بر مردم صاحبنظر
خدمتی از عهد پسندیده تر.
نظامی.
خدمتم آخر بوفائی کشد
هم سر این رشته بجایی کشد.
نظامی.
- امثال :
خدمت خانه با فضه است (امروز...)؛ تعبیری مستعمل در زبان زنانست و از آن این خواهند که چون پرستار و خادمه غایب است ،من بجای او کارهای خانه انجام کنم و مأخوذ از شبیه وفات حضرت فاطمه است سلام اﷲ علیها که در آن حضرت اوکارهای خانه را یک روز در میان با فضه ٔ خادمه بخش وقسمت می فرمود. (از امثال و حکم دهخدا).
|| چاکری. زاوری. بندگی. نوکری. فرمانبری :
چنان بخدمت او ازعوار پاک شوند
بدان مثال که سیم نبهره اندر گاه.
فرخی.
خدمت سلطان بیم است و خطر.
فرخی.
خدمت سلطان بر دست گرفت.
فرخی.
کسی کز خدمتت دوری کند هیچ
بر اودشمن شود گردون گردا.
عسجدی.
خدمت هر یک بشناس. (تاریخ بیهقی ).
تو پادشاه تن خویشی ای بهوش و ترا
تمیز و خاطر و اندیشه و سخن خدمت.
ناصرخسرو.
گر تو ز بهر خدمت رفتی به پیش میران
اندر غم قبائی تو از در قفائی.
ناصرخسرو.
اگر بیهنران خدمت اسلاف را وسیلت سعادت سازند، خلل به کارها راه یابد. (کلیله و دمنه ).
نکرده ست جمع کس هرگز
میا ...

معنی خدمت به فارسی

خدمت
کارکردن برای کسی، نوکری
۱ - ( مصدر ) کار کردن برای کسی . ۲ - بندگی کردن چاکری کردن . ۳ - ( اسم ) بندگی چاکری . ۴ - ( اسم ) کار ماموریت . ۵ - هدیه تحفه پیکش . ۶ - سلام تعظیم کرنش . ۷ - نامه ای که ببزرگتر نویسند عریضه . ۸ - حضور نزد ( باین معنی اضافه آید ) (( خدمت استاد رفت ))
[مهندسی مخابرات] ← خدمات خاص مرکز تلفن
[ گویش مازنی ] /Khedmet/ خدمت – خدمتگذاری - خدمت سربازی
کار آمد مجرب در مراسم بندگی و طاعت
بندگی کردن طاعت کردن
صاحب آنندراج این ترکیب مصدری بمعنی [ از خدمت فراغ یکدم نداشتن ] آورده .
قصد از خدمتی می باشد که شخص خادم در حضور آقای خود بجا آورد نه در غیاب .
طلب خدمت از کسی کردن عسف
دوستدار خدمت آنکه علاقمند بخدمت است
بندگی رسانیدن عرض ارادت رسانیدن
بحضور کسی رسیدن بمجلس بزرگی وارد شدن .
شرط ادب بجای آوردن سلام کرد و خدمت بگزارد .
خدمت کن خدمت کننده
خدمت کردن بندگی کردن
( مصدر ) ۱ - کاری را برای کسی انجام دادن . ۲ - تعظیم کردن کرنش کردن . ...

معنی خدمت در فرهنگ معین

خدمت
(خِ مَ) [ ع . خدمة ] (اِمص .) ۱ - بندگی ، چاکری . ۲ - (عا.) خدمت نظام وظیفه . ، ~ به کران بردن به پایان رساندن خدمت ، کامل کردن خدمت . ، ~ (کسی ) رسیدن کنایه از: الف - دیدار کردن با کسی . ب - کسی را به شدت تنبیه کردن .

معنی خدمت در فرهنگ فارسی عمید

خدمت
۱. کار کردن برای کسی به قصد کمک.
۲. (نظامی) سربازی.
۳. (اسم) شغل دولتی.
۴. (اسم) پیشگاه.
۵. (اسم) [قدیمی، مجاز] عریضه.
۶. (اسم) [قدیمی، مجاز] عرض ادب، سلام.
۷. (اسم) [قدیمی، مجاز] هدیه.
ویژگی کسی که خوب خدمت می کند و فرمان بزرگ تر خود را خوب انجام می دهد.

خدمت در جدول کلمات

خدمت و غمخواری و محافظت
تیمار
خدمت کننده به وطن
سرباز
به خدمت سربازی می گفتند
نظام
به خدمت گرفتن افراد با حقوق معین
استخدام
به دادوستد کالا یا خدمت دارای ارزش میان شخص حقیقی یا شخص حقوقی گفته می شود
بازرگانی
در بیمارستان خدمت می کند
جوان, نرس
در حال انجام خدمت وظیفه عمومی
سرباز
در صومعه خدمت می کند
راهب
سربازی که در خدمت افسر باشد
اردناس
علمی در خدمت سایر علوم
امار

معنی خدمت به انگلیسی

merit (اسم)
شایستگی ، لیاقت ، خدمت ، استحقاق ، سزاواری
service (اسم)
لوازم ، کمک ، کار ، یاری ، سابقه ، وظیفه ، خدمت ، بنگاه ، تشریفات ، عبادت ، استخدام ، اثاثه ، سرویس ، نوکری ، زاوری ، درخت سنجد ، یک دست ظروف ، نظام وظیفه
office (اسم)
مسئولیت ، کار ، منصب ، وظیفه ، خدمت ، دفتر ، اداره ، اشتغال ، مقام ، شغل ، دفتر کار ، محل کار ، احراز مقام
favor (اسم)
توجه ، مساعدت ، خدمت ، خیر خواهی ، التفات ، مرحمت
kindness (اسم)
مهربانی ، محبت ، خوش قلبی ، خدمت ، مروت ، خوبی ، لطف ، مرحمت
duty (اسم)
کار ، ماموریت ، گماشت ، وظیفه ، فرض ، خدمت ، عهده ، تکلیف ، عوارض گمرکی
attendance (اسم)
توجه ، رسیدگی ، حضور ، حضار ، ملازمت ، همراهان ، خدمت ، سرپرستی ، تیمار ، پرستاری ، ملتزمین
ministration (اسم)
خدمت ، اداره ، عبادت ، اجراء ، وزارت ، تهیه

معنی کلمه خدمت به عربی

خدمت
حضور , کدمة , واجب
ضربة
ضربة , وزير
التزام

خدمت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سوگند
واژه ی خدمت، که امروزه بجای چند فرایافت (مفهوم) بکار میرود :
خدمت (١) = کاری خوبی که برای یکی دیگر بی چشمداست و از روی دوستی و همراهی انجام میدهیم = نیکیاری (نیک یاری ) [نیکیار]
خدمت (٢) = کاری که در جایگاه بردگی و نوکری یا دستکم مزدوری انهام میشود = پیشکاری، نوکری، چاکری [پیشکار]
خدمت (۳) = کاری که بخش خدمات در جایگاه پیشه انجام میدهد، مانند ارایشگر، پزشک، خدمات بازرگانی = کاریاری [کاریار]
خدمت (۴) = کاری که خدمه ی یک دستگاه انجام میدهند، مانند خدمه ی دولت یا هواپیما = کارمندی، کارکـُنی ( کارمندان شرکت، کارکنان هواپیما)
النا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ساپ (سنسکریت)
راژه (کردی)
پَریوپ (سنسکریت: پَریوپاس)
آنْواس ãnvãs (سنسکریت: اَنواس)
اورامه منجزی
در زبان لری بختیاری این کلمه ی عربی به صورت
خذمت تلفظ می شود
خذمت ::خدمت
شهریار آریابد
در پارسی "گماشتار " از بن گماشتن به معنای به خدمت گرفتن ، استخدام کردن.
گمارش = استخدام
گماشته = مستخدم
جلال پقه
انجام کار درست با نیت درست
جمشید احمدی
کارپار/ کارپارش
خدمات = کارپارها/ کارپارشها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نظام وظیفه و خدمت سربازی   • مدت خدمت سربازی در سال 95   • خرید خدمت سربازی   • اعزام به خدمت   • کسر خدمت سربازی   • خدمت سربازی چند ماه است   • آخرین اخبار خرید خدمت سربازی   • خدمت سربازی 18 ماه شد   • معنی خدمت   • مفهوم خدمت   • تعریف خدمت   • معرفی خدمت   • خدمت چیست   • خدمت یعنی چی   • خدمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خدمت
کلمه : خدمت
اشتباه تایپی : onlj
آوا : xedmat
نقش : اسم
عکس خدمت : در گوگل

آیا معنی خدمت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )