برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1291 100 1

خرج

/xarj/

مترادف خرج: امرار، صرف، مخارج، مصرف، نفقه، هزینه ، باج، خراج، باروت، مواد منفجره

متضاد خرج: دخل، برج، درآمد

برابر پارسی: هزینه

معنی خرج در لغت نامه دهخدا

خرج. [ خ ُ ] (ع اِ) باج. خراج. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (ازلسان العرب ). ج ، اَخراج ، اَخاریج ، اَخرِجة. || غَنج. (محمودبن عمر). || معرب خور. (یادداشت بخط مؤلف ). || خُرجین. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خُرجینه. (دهار) (زمخشری ). جوال دوگوشه. جوال دودسته. (یادداشت بخطمؤلف ). ج ، خِرْجة : و ناصح الدین امروز خُرجی است پر از خراج مقدرت و برجی است پر از افواج میسرت. (تاریخ آل سلجوق محمدبن ابراهیم ). و ارتفاع شتوی یک من خرج نشده بود غله برداشتند و خرجها پر کردند و به در شهر آمد. (تاریخ آل سلجوق محمدبن ابراهیم ).

خرج. [ خ َ ] (ع اِ) بیرون شد از مال هرچه باشد. هزینه. دررفت. رفتیه. ضد درآمد. (ناظم الاطباء). هزینه. (صحاح الفرس ) (محمدبن عمر). خورد خور. (یادداشت بخط مؤلف ). مقابل دخل :
مرا دخل و خرج ار برابر بدی
زمانه مرا چون برادر بدی.
فردوسی.
چو خرج خویش فزونتر ز دخل خویش کند.
فرخی.
خرج آن مال بیوجه کند پشیمانی آرد. (کلیله و دمنه ).
ای نداده خرج جودت تن در این سوی شمار
وی نهاده دخل جاهت پای از آن سوی قیاس.
انوری.
بر آن کدخدا زار باید گریست
که دخلش بود نوزده خرج بیست.
نظامی.
زآن بنه چندانکه بری دیگر است
دخل وی از خرج تو افزون تر است.
نظامی.
دخل آب روان است و خرج آسیای گردان. (گلستان ).
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن
چنین خوانند ملاحان سرودی
اگر باران بکوهستان نبارد
بسالی دجله گردد خشک رودی.
سعدی (گلستان ).
ملک را آب وبندگان را نان
خانه را خرج و خرج را مهمان.
اوحدی.
هرکه را خرج ز دخل است فزون عاقل نیست.
صائب.
|| صرف. مصرف. نفقه. (ناظم الاطباء) : چنانکه خرج سرمه اگرچه اندک اندک اتفاق افتد آخر فنا پذیرد. (کلیله و دمنه ).
کرده ام اجری امروزتو جان
خرج فردای تو زر بایستی.
خاقانی.
پس آنگه از خز و دیبا و دینار
وجوه خرج دادندش بخروار.نظامی. ...

معنی خرج به فارسی

خرج
هزینه، خراج، باج، هزینه، نقیض دخل، اخراج جمع
( اسم ) خرجین خرجینه بار دان .
نام وادیی در دیار بنی تمیم است از آن بنی کعب بن عنبر در سفلای صمان .
[ گویش مازنی ] /Kherj/ هزینه – خرج & نام روستایی در حوزه ی خانقاپی سوادکوه
[ گویش مازنی ] /Kharje baar/ هزینه ی ضیافت عروسی و جشن مربوط به آن که داماد را پرداخت کند
خرجی که سوای وجوه مقرری باشد و بالاخرجی نیز گویند .
مجلسی که کسان داماد بخانه کسان عروس می آیند تا کابین و شیربها و دیگر خرجهای عروسی را معلوم و مقرر کنند .
[ گویش مازنی ] /Kharje bazoen/ ضرر زدن
ناظر آنکه در منازل یا موسسات بر خرج میپردازد .
آنکه برای تحقق امری خرج فراوان پیش بینی می کند آنکه برای انجام امری بیش از لزوم ایجاد خرج کند .
عمل خراج تراش
برای تحقق امری بیش از حد لازم خرج کردن خرج زیاده از لزوم برای امری نمودن .
خرج غیر ضروری خرج غیر لازم
جابی خواهنده خراج
اطعام عده کثیری از مساکین و جز آنان بجهت مصیبت یا عزائی کردن .
خالص بدون خرج
...

معنی خرج در فرهنگ معین

خرج
(خُ) [ ع . ] (اِ.) نک خرجین .
(خَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - هزینه . ۲ - حق کار و زحمت . ۳ - نفقه . ۴ - مادة منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن .
(وِ. خَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) (عا.) آن که پول خود را بیهوده خرج کند، مسرف .

معنی خرج در فرهنگ فارسی عمید

خرج
۱. [مقابلِ دخل] هزینه.
۲. (نظامی) [مجاز] مادۀ منفجره ای برای پرتاب گلوله، موشک، و مانند آن.
۳. (فقه) نفقه.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] مصرف.

خرج در دانشنامه اسلامی

خرج
خَرج، شهرستان (محافظه) و شهری در استان (منطقه) ریاض در عربستان سعودی است.
شهرستان خرج در جنوب شرقی استان ریاض قرار دارد و از شمال به شهرستان های ریاض و حائر، از مغرب به مزاحمیة و حَریق، از جنوب غربی به حوطه بنی تَمیم، از جنوب به اَفلاج و از غرب به استان شرقیه محدود می شود و مشتمل بر شهرهای یَمامه، سِلمیه، دُلَمْ و سَیح یا خرج است.
جغرافیای شهرستان خرج
مساحت شهرستان خرج حدود بیست هزار کیلومترمربع و جمعیت آن در ۱۳۸۹ش/۲۰۱۰ بالغ بر شش صد هزار تن بوده است. این شهرستان دربیابان های جنوب شرقی ریاض قرار دارد. ناهمواری ها غالباً در مغرب و جنوب غربی خرج امتداد دارند و کوه های طُوَیق مهم ترین آنهاست. در مشرق خرج نیز بیابان دَهْنا واقع است. دره های بسیاری در کوه های اطراف خرج وجود دارد، از جمله وادی سَهْباء در مشرق و حَنیفه در شمال غربی که نام آن ها از قدیم در منابع آمده است و در حیات آبادی های منطقه مؤثر بوده اند. با توجه به آب های سطحی این دره ها، سدهایی نیز در برخی از این دره ها احداث کرده اند که مهم ترین آن ها دِرعیّه، باطن و حائر در وادی حنیفه است. منابع آبی خرج از سیلاب ها و چشمه هایی از قبیل ضلع، فَرزان، سَمْحَه، اُمّ خیسَة و خَفْس دِغْرَه تأمین می شود. هوای خرج به علت موقعیت خاص جغرافیایی، در اغلب روزهای سال خشک و تابستان ها بسیار گرم است. اختلاف دما در شبانه روز بسیار بالاست. دمای هوا در تابستان ْ۴۷ و در زمستان به صفر درجه می رسد. میزان رطوبت نسبی آن بین ۱۲% تا ۷۶% متغیر است. میزان باران سالیانه خرج بین ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر بوده ولی در برخی سال ها به ۵۰۰ میلیمتر نیز رسیده است. خرج نسبت به سایر مناطق جنوب سرزمین نجد حاصلخیزتر (به ویژه در وادیها) و دارای تنوع گیاهی فراوانی است.
محصولات کشاورزی
مهم ترین محصولات کشاورزی خرج، خرما، حبوبات، انگور، لیمو، انار و انجیر و دام های بومی آن جا شتر و گوسفند است.
راه های مواصلاتی
...
خرج
معنی خَرَجَ: خارج شد
معنی حَنَاناً: مهرباني -عاطفه به خرج دادن و شفقت کردن
معنی صَدَقَاتٍ: صدقه ها (صدقة به معناي خرج کردن مال است در راه خدا ، که يکي از مصاديق آن زکات ...

ارتباط محتوایی با خرج

خرج در جدول کلمات

خرج
باج, هزینه, خراج
خرج خانواده
هزینه
خرج زندگی
هزینه
خرج گلوله
باروت
بیهوده پول خرج کردن
ولخرجی
پروژه پر خرج و ناتمام اسی نیکنژاد درباره قهرمان زن ایرانی اتومبیلرانی
لاله
علم حفظ تعادل میان درآمد و خرج و میان مناسبات تولیدی و رشد اقتصادی با برنامه ریزی درازمدت و کوتاه مدت و توسعه تولید داخلی و تجارت خارجی و ارتقای شئون ما لی کشور یا خانه
اقتصاد
علم حفظ تعادل میان درآمد و خرج | میان مناسبات تولیدی و رشد اقتصادی با برنامه ریزی درازمدت و کوتاه و توسعه تولید داخلی و تجارت خارجی
اقتصاد
آنکه حساب دخل و خرج اداره یا بنگاهی بازرگانی یا تولیدی را در دفتر های مخصوص نگاه می دارد
حسابدار

معنی خرج به انگلیسی

expenditure (اسم)
صرف ، پرداخت ، هزینه ، خرج ، بر امد ، مصرف
charge (اسم)
حمله ، مسئولیت ، اتهام ، بار ، تصدی ، وزن ، هزینه ، عهده ، خرج ، مطالبه ، مطالبه هزینه ، عهده داری
cost (اسم)
ارزش ، هزینه ، خرج ، بها ، قدر
outgo (اسم)
هزینه ، خرج ، مخرج ، عزیمت ، خروج
disbursement (اسم)
پرداخت ، هزینه ، خرج
expense (اسم)
هزینه ، خرج ، بر امد ، مصرف
outlay (اسم)
پرداخت ، هزینه ، خرج ، مبلغ سرمایه گذاری شده
input (اسم)
خرج ، درون گذاشت ، پول بمیان نهاده ، نیروی مصرف شده

معنی کلمه خرج به عربی

خرج
انفاق , انفق , نفقة
عوض
اصرف , انفق
قابل للاستهلاک
مضيف
کاسب العيش
رخيص

خرج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
خارج شد
سجاد
هزینه
sapp.ir/teamnovin
خارج شد - بیرون رفت
منظری
خارج شد
‌‌‌‌‌‌
خارج شد
محمدرحیم ریگی
برون مایه
امیرعباس
بیرون رفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کاهش هزینه های زندگی   • معنی خراج   • خرج در جدول   • خارج   • کنایه از مزاحم   • معنی خرج   • مفهوم خرج   • تعریف خرج   • معرفی خرج   • خرج چیست   • خرج یعنی چی   • خرج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خرج
کلمه : خرج
اشتباه تایپی : ov[
آوا : xarj
نقش : اسم
عکس خرج : در گوگل

آیا معنی خرج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )