برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

خرطوم

/xortum/

مترادف خرطوم: بینی، بینی دراز، خرطوم فیل ، بینی فیل

برابر پارسی: بینی فیل

معنی خرطوم در لغت نامه دهخدا

خرطوم. [خ ُ ] (ع اِ) بینی. بینی کلان. (از منتهی الارب ) (ترجمان ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خَراطیم : سنسمه علی الخرطوم. (قرآن 16/68).
بحجت بخرطومش اندر کشم
علی رغم او من مهار علی.
ناصرخسرو.
گفت یزدان زآن کس مکتوم او
شله ای سازیم بر خرطوم او.
مولوی (مثنوی ).
|| پیش بینی. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)(از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خراطم. || فراهم آمدنگاه دو حنک. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خراطیم. || می زودنشئه. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خراطیم. || نخست آبی که از انگور برآید قبل از مالیدن. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ازتاج العروس ) (از لسان العرب ) (از ناظم الاطباء). ج ، خراطیم. || بینی فیل. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) :
در جهان دیده ای از این جلبی
کده ای برمثال خرطومی.
معروفی.
بخستند خرطوم پیلان به تیر
ز خون شد در و دشت چون آبگیر.
فردوسی.
خدنگی که پیکانْش یازد به خون
سه چوبه بخرطوم پیل اندرون.
فردوسی.
زروزن گذشته تن شوم اوی
بمانده بدان خانه خرطوم اوی.
فردوسی.
یکی تخت پیروز همرنگ نیل
ز دو سوی تخت ایستاده دو پیل
تن پیل یاقوت رخشان چو مور
زبرجدْش خرطوم و دندان بلور.
اسدی.
بثقل وطاءة و فضل قوت در زیر پای پست می کرد و بخرطوم از پشت اسب می انداخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
همان فیل برابر چشم او شخصی را بخرطوم از پشت زین درربود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
آتش و دود آید از خرطوم او
الحذر زآن کودک مرحوم او.
مولوی (مثنوی ).
در آنندراج آمده : از تشبیهات خرطوم ، کوچه است :
پیچد ز ناز بینی خود خواجه در حرام
این فیل بین که راه بخرطوم می رود.
رایج.
|| بینی مگس و پشه و آن لوله ای است که بدان بگزد و خون مکد. (از ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف ). سنسور. (ناظم الاطباء). || بینی کوزه که آن لوله ٔ کوزه ...

معنی خرطوم به فارسی

خرطوم
( اسم ) ۱ - بینی فیل . ۲ - بینی دراز .
الحباری لقب عبدالله ابن زهیر از شاعران عرب بوده است .
صاحب خرطوم دارای خرطوم
(جامعه الخرطوم) دانشگاهی است که در سال ۱۹۵۱ م .در شهر خرطوم ( سودان ) تاسیس شده و شامل دانشکده های حقوق کشاورزی فنی علوم پزشکی دامپزشکی و ادبیات است .

معنی خرطوم در فرهنگ معین

خرطوم
(خُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بینی فیل . ۲ - بینی دراز.

معنی خرطوم در فرهنگ فارسی عمید

خرطوم
۱. بینی بلند، انعطاف پذیر، و گوشتی برخی جانوران، مانند فیل و مورچه خوار.
۲. اندام باریک و مکندۀ برخی حشرات و کِرم ها: مگس از آش او شود محروم / گر نهد پشّه ای در آن خرطوم (جامی۱: ۳۵۸).
۳. [مجاز] بینی دراز: گفت یزدان زآن کُسِ مکتوم او / شُلّه ای سازیم بر خرطوم او (مولوی: ۹۰۳).

خرطوم در دانشنامه ویکی پدیا

خرطوم
خرطوم (به انگلیسی Proboscis‎/proʊbɒsɪs/‎) بخش دراز شده ای از سر برخی از جانوران است. در بی مهرگان، مانند برخی از حشرات، این نام به عضو لوله مانندی گفته می شود که برای مکیدن و خوردن غذا به کار می رود. در پستانداران، مانند فیل، این عضو ادامه دماغ و لب بالایی است.
عکس خرطوم
خرطوم یک روستا در ایران است که در استان گیلان واقع شده است. خرطوم ۷۸۳ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
خرطوم بحری (به عربی: الخرطوم بحری) شهری در ایالت خرطوم کشور سودان است که جمعیت آن در سرشماری سال ۱۹۹۳ میلادی ۷۰۰٫۸۸۷ نفر بوده و در سال ۲۰۰۷ میلادی ۱٫۷۲۵٫۵۷۰ نفر تخمین زده شده است.
فهرست شهرهای سودان
العمارات (به عربی: العمارات) یک منطقهٔ مسکونی در سودان است که در خارطوم واقع شده است.
فهرست شهرهای سودان
فرودگاه بین المللی خرطوم (به انگلیسی: Khartoum International Airport) یک فرودگاه نظامی و غیرنظامی با کد یاتا KRT است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۲۹۸۰ متر است. این فرودگاه در شهر خرطوم کشور سودان قرار دارد و در ارتفاع ۳۸۶ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های سودان
مختصات: ۳۷°۵′۵۲″ شمالی ۵۴°۵۵′۲۷″ شرقی / ۳۷٫۰۹۷۷۸°شمالی ۵۴٫۹۲۴۱۷°شرقی / 37.09778; 54.92417
کوچک خرطوم، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرست ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی خرطوم به انگلیسی

proboscis (اسم)
پوزه دراز ، خرطوم ، الت مکیدن حشره

معنی کلمه خرطوم به عربی

خرطوم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " شنگرک " ، نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
نیازعلی شمس
با سپاس از پارسی دوستان ، این واژه که آقای آریابد بدان پرداخته‌اند به چم (خرطوم فیل) است و اگر در دهخدا بگردید این جستار روشن خواهد شد. ولی برای واژه خرطوم برابر آن واژه( شنگ و شنگینه) است.
برای آگاهی بیشتر واژه شِنگ در دهخدا جستجو شود!
بادرود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهر خرطوم   • کانال خرطوم   • خرطوم فیل   • کشور با خ شروع بشه   • خرطوم فيل   • کشور خیتان   • روستای خرطوم   • خارطوم سوریه   • معنی خرطوم   • مفهوم خرطوم   • تعریف خرطوم   • معرفی خرطوم   • خرطوم چیست   • خرطوم یعنی چی   • خرطوم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خرطوم
کلمه : خرطوم
اشتباه تایپی : ovx,l
آوا : xortum
نقش : اسم
عکس خرطوم : در گوگل

آیا معنی خرطوم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )