برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

خروج

/xoruj/

مترادف خروج: برون شد، بیرون رفت، برون رفت، سرکشی، قیام، طغیان، عصیان، بیرون آمدن، بیرون شدن، خارج شدن، در آمدن، طغیان کردن، عصیان ورزیدن

متضاد خروج: دخول

برابر پارسی: برونرفت، برون رفت، برونروی، بیرون، بیرونی

معنی خروج در لغت نامه دهخدا

خروج. [ خ ُ ] (ع مص ) بیرون شدن. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (لسان العرب ) (از اقرب الموارد). مقابل داخل شدن. مقابل ولوج. بیرون رفتن. (یادداشت بخط مؤلف ). بیرون آمدن. (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 45) (دهار) : فهل الی خروج من سبیل. (قرآن 11/40). کذلک الخروج. (قرآن 11/50). فاستأذنوک للخروج. (قرآن 83/9). و لو ارادوا الخروج. (قرآن 46/9). خروج الامیر مسعود... من بلخ الی غزنین. (تاریخ بیهقی ).
گر خبر خواهی از این دیگر خروج
سوره برخوان و السماوات البروج.
مولوی (مثنوی ).
نشسته بودم و خاطر بخویشتن مشغول
در سرای بهم کرده از خروج و دخول.
سعدی (طیبات ).
- سِفْرِ خروج ؛ اسم کتاب دوم از کتب مقدسه ای است که موسی تصنیف نمود. مبنی است بر ذکر کوچ اسرائیلیان از مصر و بالاستمرار تاریخ متعجب و مهمی را که سفر پیدایش آغاز نموده است تألیف می نماید. ظاهراً بتوسط شاهد عینی نوشته شده و زمانی که در آن مذکور گفته تخمیناً 145 سال مینمود. مطالب متعدد این کتاب از قرار ذیل است : 1- تعدی بر اسرائیلیان در زمان تجدید سلسله ٔ سلطنتی که بعد از وفات یوسف در مصر واقع شد.2 - جوانی و تأدیب و تعلیم و وطن پرستی و فرار موسی. 3 - گماشتگی موسی و تمرد فرعون و نزول بلاهای عشره. 4 - اختراع عید فصح و کوچ فوری اسرائیلیان و عبور از دریای قلزم. 5 - تحریر معجزات مختلفه که درباره ٔ قوم در هنگام مسافرت ایشان بسوی کوه سینا بجا آورده شده. 6 - اشتهار شریعت در کوه سینا و این محتویست بر مستعد شدن قوم بتوسط موسی و اشتهار شریعت اخلاقی. (از قاموس کتاب مقدس ). || برخاستن بر دشمنی و خصومت پادشاه پس از آنکه در تحت اطاعت وی بودن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) : یوسف بن عمرو از زید همی ترسید که خروج کند کس فرستاد که باید از این شهربروی. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). زید را طاقت برسید از جور بنی امیه وی خروج کرد. (تاریخ بیهقی ). بیم بود دو لشکر از ضرورت بی علفی خروجی کردی و کار از دست بشدی.(تاریخ بیهقی ). قصه ٔ این خروج زید دراز است. (تاریخ بیهقی ). و دشمنان او از اطراف جهان برمی غالیدند تا از همه جوانب خروج کردند. (فارسنامه ٔ ابن البلخ ...

معنی خروج به فارسی

خروج
۱ - ( مصدر ) بیرون شدن بیرون آمدن مقابل دخول . اندر شدن . ۲ - طغیان کردن عصیان ورزیدن . ۳ - ( اسم ) بیرون شدگی مقابل دخول . ۴ - طغیان عصیان سرکشی . ۵ - لاف که در شعر بمدصله آید و بسبب دوری آن در طبع و خروج آن در کثرت متحرکات از اعتدال آنرا کبری نام نهادند . ۶ - حرفی است که به (( وصل )) پیوندد : (( درخت غنچه آورد و بلبلان مستند )) تائ حرف روی نون حرف وصل و دال حرف خروج است . ( بدیع همائی )
[check-out] [گردشگری و جهانگردی] تخلیۀ اتاق و تصفیۀ حساب
[derailment] [حمل ونقل ریلی] خروج وسایل خط نورد به دلایلی از قبیل خرابی و اشتباه در عملکرد و عبور از روی واگن پران
[eccentricity] [هوافضا] پارامتری برای بیان انحراف شکل بیضوی از دایره
[late check-out] [گردشگری و جهانگردی] خروج مسافر از مهمان خانه دیرتر از زمان مقرر
[radar departure] [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] فرایند واپایش هواگردِ درحال خروج از حریم هوایی فرودگاه با استفاده از رادار نظارت (surveillance radar) برای حفظ ایمنی هواگرد
[in-room check-out] [گردشگری و جهانگردی] انجام رایانه ای روال خروج و تصفیۀ حساب در مهمان خانه با استفاده از رایانه
( مصدر ) بدشمنی برخاستن عصیان کردن طغیان کردن .
[port clearance] [حمل ونقل دریایی] مجوزی که مقامات بندری برای خروج کشتی از بندر صادر می کنند
[departure sequencing program, DSP, departure sequencing, dep ...

معنی خروج در فرهنگ معین

خروج
(خُ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - بیرون شدن . ۲ - طغیان کردن .

معنی خروج در فرهنگ فارسی عمید

خروج
۱. خارج شدن، بیرون آمدن، بیرون رفتن.
۲. (اسم) (ادبی) از حروف قافیه که پس از حرف وصل قرار دارد، چنان که در «کشتیم» و «رشتیم»، «ی» حرف وصل و «م» خروج است.
۳. [قدیمی] بیرون شدن از اطاعت، طغیان، عصیان.
* خروج کردن: (مصدر لازم) طغیان کردن، قیام کردن، یاغی شدن.

خروج در دانشنامه اسلامی

خروج
خروج در فقه به معنای بیرون آمدن یا طغیان بر امام معصوم ع است و از آن در بابهای مختلف فقهی همچون طهارت ، صلات ، حج، نکاح و قضاء سخن گفته اند .
خروج به بیرون رفتن است .

معنای دوم خروج
خروج به معنای طغیان بر امام معصوم علیه السلام می باشد (که به آن بغی نیز می گویند) .

کاربرد خروج به معنای اول در فقه
از خروج به معنای نخست در بابهای مختلف همچون طهارت، صلات، حج، نکاح و قضاء سخن گفته اند که به نمونه هایی از احکام آن اشاره می شود.

احکام خروج به معنای اول
...
خروج
معنی خُرُوجَ: خارج شدن
معنی مَخْرَجاً: محل خروج
معنی فُرُطاً: تجاوز از حق و خروج از آن (از افراط به معني اسراف و زياده روي)
معنی شَطَطاً: جور- ستم - خروج از حد و تجاوز از حق - سخن دور از حقيقت
معنی زَهَقَ: به سوي هلاکت (بيرون)رفت(کلمه زهوق به معناي خروج به سختي ، و اصل آن بطوري که گفتهاند به معناي بيرون آمدن جان و مردن است )
معنی زَهُوقاً: هلاکت وبطلان(کلمه زهوق به معناي خروج به سختي ، و اصل آن بطوري که گفتهاند به معناي بيرون آمدن جان و مردن است )
معنی مُخْرَجَ: خارج كردن (مصدر ميمي است و مخرج صدق يعني خارج كردني كه همه لوازم يك خروج موفق و در سلامت كامل را داشته باشد)
معنی تَزْهَقَ: به سوي هلاکت (بيرون)رود(کلمه زهوق به معناي خروج به سختي ، و اصل آن بطوري که گفتهاند به معناي بيرون آمدن جان و مردن است )
معنی فِسْقٌ: نافرماني - خروج از محدوده اطاعت (فسق در اصل به معناي بيرون شدن هسته خرما از پوسته است، لذا "فاسق " به کسي مي گويند که از بندگي پروردگار بيرون رفته است )
معنی لَا تُشْطِطْ: ستم نکن -از حد خارج نشو - از حق تجاوز نكن -جور نکن - ظلم نکن (از شطط به معناي خروج از حد و تجاوز از حق است )
معنی نَشْطاً: خروجی به ملایمت و نشاط (نشط به معناي جذب ، و نيز خروج و اخراج به ملايمت و سهولت است ، و نيز به معناي گرهگشايي است . مراد از "نَّاشِطَاتِ نَشْطاً"ملائکه مخصوصی هستند که مامور گرفتن جانهاي مؤمنين از اجسادشان به رفق و سهولتند )
معنی نّ ...


خروج در دانشنامه ویکی پدیا

خروج
«خروج» (انگلیسی: Exit (2011 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد.نبو
در مهندسی کامپیوتر، خروج از دستور در حال اجرا (یا اجرای پویا بیشتر به طور رسمی) یک الگوی مورد استفاده در اکثر ریزپردازنده ها با عملکرد بالا است که منجر به استفاده از چرخه دستورالعمل می شود که در غیر این صورت توسط نوع خاصی از تأخیر پرهزینه، تلف خواهد شد. در این الگو، یک پردازنده دستورالعمل موجود در دستورهای کنترل شده را به جای اجرای دستورهای اصلی توسط دسترسی به دادهٔ ورودی در برنامه اجرا می کند. در انجام این کار، پردازنده می تواند از بیکار ماندن جلوگیری کند؛ به این صورت که به جای اینکه منتظر بماند تا در دستورالعمل قبلی، داده ها دریافت شود، دستورالعمل بعدی را که فوراً آماده اجرا هست؛ اجرا کند.
آیا دستورالعمل به صف متمرکز یا به صف توزیع شده متعدد اعزام می شود؟
خروج دستور در حال اجرا، یک شکل محدود از محاسبه های جریان داده ها است، که یک بخش مهم پژوهشی در معماری کامپیوتر در سال ۱۹۷۰ و اوایل سال ۱۹۸۰ بود. ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ تحقیقات دانشگاهی مهم در این موضوع توسط دانشگاه ییل PATT و شبیه ساز HPSM او منجر شد. یک مقاله توسط James E. Smith و A.R. Pleszkunدر سال ۱۹۸۵ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خروج در دانشنامه آزاد پارسی

خروج (ادبیات)
در اصطلاح قافیه، دومین حرف پس از روی که وصل بدان پیوندند، مانند «م» در کلمات «کشتیم» و «رشتیم»: خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم/دیبا نتوان یافت از این پشم که رشتیم. نیز ← قافیه

ارتباط محتوایی با خروج

خروج در جدول کلمات

فرمان خروج غیر مودبانه
هری
نوعی سوپاپ لاستیک دوچرخه که موقع باد زدن به طور خودکار باز و بسته می شود و از خروج باد لاستیک جلوگیری می کند
کرمک

معنی خروج به انگلیسی

emersion (اسم)
ظهور ، پیدایش ، خروج ، ظهور ثانی
emergence (اسم)
مقدم ، خروج ، اورژانس
exhaust (اسم)
خروج ، در رو ، اگزوز
outgo (اسم)
هزینه ، خرج ، مخرج ، عزیمت ، خروج
exodus (اسم)
مهاجرت ، خروج ، مهاجرت دسته جمعی ، سفرخروج
transpiration (اسم)
نفوذ ، ترشح ، افشاء ، خروج ، نشر ، حلول ، تعرق ، فراتراوش
egress (اسم)
خروج ، در رو
exit (اسم)
مخرج ، خروج ، در رو ، برون رفت ، خروج بازیگر از صحنهء نمایش
egression (اسم)
خروج

معنی کلمه خروج به عربی

خروج
خروج
عادم
اقذف
زيادة
مخرج

خروج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " اوزنیگ" از بن اوزیدن به چم برون رفتن و خارج شدن است که واژه" اوزداهیک " به چم خارجی و بیگانه نیز از همین بنیاد می باشد، برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
جمشید احمدی
برونش = برون شدن/ بیرون شدن/ خروج
درونش = درون شدن/ داخل شدن/ دخول
نیک اندیش
از واژگان فارسی "بیرون رَوی" یا "برون راه" هم می شود به جای "خروج" در تابلوهای جاهای گوناگون بهره گیری کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خروج از سیستم   • معنی خروج   • خروج از برنامه   • چگونه از جیمیل خارج شویم   • خروج از gmail   • خروج از گوگل پلاس   • نحوه خروج از جیمیل در اندروید   • نحوه sign out از gmail در اندروید   • مفهوم خروج   • تعریف خروج   • معرفی خروج   • خروج چیست   • خروج یعنی چی   • خروج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خروج
کلمه : خروج
اشتباه تایپی : ov,[
آوا : xoruj
نقش : اسم
عکس خروج : در گوگل

آیا معنی خروج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )