برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

خرک

/xarak/

معنی خرک در لغت نامه دهخدا

خرک. [ خ َ رَ ] (اِ) مخفف خارک است و آن نوعی از خرمای خشک باشد. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) :
نخود و کشمش و پسته خرک میده ببر
قصب انجیر و دگر سرمش اسپید بیار.
بسحاق اطعمه (از جهانگیری ).
- خرماخرک ؛ نوعی خرماست که زردرنگ و کمی خشک است.
|| غوره ٔ خرما که بسر است. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). || درختی است زهرناک بهندی آک گویند و منبت آن بادیه و صحراست و خالی از سمیتی نیست. (از آنندراج ). || (اِ مصغر) مصغر خر یعنی خر کوچک. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) :
خرکی را بعروسی خواندند
خر بخندید و شد از قهقهه سست.
خاقانی.
از ثنای تو خرک بی خبر است
همچنان چون ثنوی از توحید.
سوزنی.
- امثال :
خرک سیاه بر در است .
|| (اِ مرکب ) چوبکی باشد که بر روی طنبور و عود و کمانچه و امثال آن گذارند و تارهارا بر بالای آن کشند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). در ذوات الاوتار پاره استخوان و جز آن که سیمها یا زه ها بر آن گذرد و آن مانع از الصاق سیم بدسته باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). زامِلة. (السامی فی الاسامی ):
بچشم من خر خمخانه کمتر از خرکی است
که بر رباب نهد از پی سرور و نوا.
سوزنی.
زهره کشید پیشش کاو خود و خرک را
بگشاده از بریشم بگذاشته عنارا.
امیرخسرو.
کاس رباب را چه نقص ار گسلد بزخمه در
تار بریشمی ببر یا بسر آیدش خرک.
خواجه عمید لوبکی (از جهانگیری ).
|| تخته ای باشد که مجرمان و گناهکاران را بر آن خوابانند و دره ٔ (تازیانه ٔ) تأدیب زنند. || چوبی را گویند که استادان کنده شکن در وقت شکستن هیمه در زیر آن گذارند و بشکنند. || سه چوبه ای باشد که بر پای هر کدام غلطکی نصب کنند و بدست اطفال دهند تا راه رفتن بیاموزند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). مدحات. (از ناظم الاطباء). || سه پایه ای باشد که هر دو سر کارگاه را بر بالای آن گذارند و نقش دوزی و گلابتون دوزی کنند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || آلتی برای خاک کشیدن. (محمودبن عمر ربنجنی ). || حمارقَبّان. (از منتهی الارب ). || سه پایه ای که زرگران پیش خود گذارند و چیزها را بر بالای آ ...

معنی خرک به فارسی

خرک
( اسم ) نوعی خرمای خشک .
دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز .
[bridge , ponticello (it.)] [موسیقی] قطعۀ کوچکی در سازهای زهی که زه ها را از صفحۀ صوتی بالاتر نگه می دارد
[ گویش مازنی ] /Kharek/ خرک عبارت است از: دو تخته به عرض چهل سانتی متر و به طول پالان اسب یا خرکه چهارگوشه ی آن سوراخ است و چهارچوب به ضخامت انگشت شست پا از آن عبور می کندانتهای چوب ها در سوراخ قرار گرفته محکم و از یک طرف به چوبهای دیگر خرک متصل می شونددو تخته ی خرک، دو طرف حیوان قرار گرفته، برای حمل بارهای سنگین و کم حجم مانند سنگ های بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد - وسیله ی بارکشی که از دو تخته ساخته شده استتخته ها به وسیله ی طناب یا ساقه ی مو و یا چند چوب دیگر به هم متصل هستند & نوعی الاکلنگ - محفظه و دانه ی میوه ۳مورد تمسخر قرار دادن کسی در میان جمع ۴داربست زیر تاق
[ گویش مازنی ] /Kharek beh/ به وحشی - نوعی به کوچک که انباره ی دانه آن به نسبت بزرگتر از میوه است
[ گویش مازنی ] /Kharekjoz boz/ نوعی بازی
[ گویش مازنی ] /Kharak joz mowz/ از انواع بازی بومی استبازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند و با قرعه کشی(آفتاب وضو یا ماقوتی) گروهی که باید پل تشکیل دهند معین می شودیکی از اعضای این گروه دست به دیوار می گذارد و خم می شود، نفر بعد کمر او را گرفته و او نیز خم می شود، به همین ترتیب پلی تشکیل می دهندبازی کنان دسته ی شروع کننده، از مسافت چندین متری شروع به دویدن می کنند و به ترتیب بر پشت گروه اول می پرندپرش باید به گونه ای انجام گیرد که همه بتوانند به راحتی سار شوند و جا برای دیگران باقی بماندوقتی آخرین نفر پرید و سوار شد باید با صدای بلند از یک تا بیست بشمارداگر در این فاصله پای کسی با زمین تماس حاصل کند یا بازیکنی بر زمین بیفتد گروه بازنده خواهد شد و نوبت به گروه دیگر می رسد
[ گویش مازنی ] /Kharek ...

معنی خرک در فرهنگ معین

خرک
(خَ رَ) (اِمصغ .) ۱ - خر کوچک . ۲ - چهارپایه ای چوبین که در ورزش آن را به کار برند. ۳ - آلتی کوچک ، استخوانی یا چوبی ، که روی کاسة تار نصب کنند و سیم های تار را روی آن عبور دهند.
( ~.) (اِ.) تخمه که در گلو آید، جخج .

معنی خرک در فرهنگ فارسی عمید

خرک
۱. خر کوچک.
۲. (ورزش) در ژیمناستیک، وسیله ای به شکل چهارپایه ای چوبی.
۳. چهارپایۀ بزرگی که تختۀ درازی بر روی آن نصب شده و کارگران ساختمانی هنگام کار کردن بالای آن می ایستند.
۴. در نجاری، سه پایه ای که چوب را برای بریدن بر روی آن قرار می دهند.
۵. (موسیقی) قطعۀ چوبی یا استخوانی کوچکی بر روی کاسۀ برخی سازهای زهی که سیم ها از روی آن رد می شود.

خرک در دانشنامه ویکی پدیا

خرک
خرک یک قطعه در برخی سازهای موسیقی است که سیم های ساز را بالا نگه می دارد. خرک در سازهای زهی متداول است.
رودسته
سیم گیر
شیطانک
عکس خرک
خرک ، استبرق (نام علمی: Calotropis) نام یک سرده از زیرخانواده استبرق است.
استبرق Calotropis procera
Calotropis acia
Calotropis gigantea
خَرَک حَلقه یکی از ابزارهای ورزش ژیمناستیک هنری است. این ابزار تنها توسط مردان ژیمناستیک کار بکار می رود.
خَرَک یکم (Asellus Primus: در لاتین به معنای کره خر یکم) یا تتا گاوران یک ستاره است که در صورت فلکی گاوران قرار دارد.
پرش از خَرَک یکی از بخش های ورزش ژیمناستیک هنری است. مسابقات پرش از خرک هم توسط ژیمناست های مرد و هم ژیمناست های زن انجام می شود.
این حرکت این گونه انجام می شود که ژیمناست با سرعت بالا مسیری حداکثر ۲۵ متری را دویده و سپس با جهش از یک تخته فنری پرشی را از روی خرک اجرا می کند. امتیاز ورزشکار به شتاب او در انجام حرکت، ارتفاع و طول پرواز از تخته پرش، فرود ثابت و همراه با تعادل، میزان پیچیدگی و دشواری حرکات آکروباتیکی که در پرش انجام می شود و زیبایی و اجرای صحیح آن ها بستگی دارد.
سرعت دویدن، طول پرش، قدرتی که از پاها و شانه ایجاد می شود، هشیاری حرکتی بر روی هوا، و سرعت چرخش از عوامل مؤثر بر یک پرش موفق هستند.
Wikipedia contributors, "Vault (gymnastics)," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Vault_(gymnastics)&oldid=215349578


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خرک در دانشنامه آزاد پارسی

خَرَک (bridge)
در موسیقی ، نگه دارنده ای برای سیم های ساز. طول آن بستگی به ساز دارد و ارتعاش سیم ها را به بدنۀ ساز انتقال می دهد. در ویولن ، لوت ، گیتار، و سایر سازهای کلاسیک خرک ثابت است ، اما در تمبورۀ هندی (عود بلند) و کوتوی ژاپنی (سیتار)، خرک ها می توانند حرکت کنند تا کوک را تغییر دهند. مونوکورد نظری موسیقی نیز یک خرک متحرک دارد.

معنی خرک به انگلیسی

sawhorse (اسم)
خرک

معنی کلمه خرک به عربی

ضفدع

خرک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضامحمدحسنی
پشت بام
علی باقری
خرک: وسیله ای که با خاموت ساخته می شود و در زیر آرموتور در کف قالب قرار می گیرد تا بتن زیر آرموتور برود. (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خرک در فونداسیون   • خرک ژیمناستیک   • خرک ماشین   • خرک بدنسازی   • خرک ساختمان   • خرک در آرماتور بندی   • حشره خرک   • میلگرد خرک   • معنی خرک   • مفهوم خرک   • تعریف خرک   • معرفی خرک   • خرک چیست   • خرک یعنی چی   • خرک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خرک
کلمه : خرک
اشتباه تایپی : ov;
آوا : xarak
نقش : اسم
عکس خرک : در گوگل

آیا معنی خرک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )