انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1040 100 1

خستگی

/xastegi/

مترادف خستگی: جراحت، ریش، زخم، کوفتگی، درماندگی، فرسودگی، ملالت

معنی خستگی در لغت نامه دهخدا

خستگی. [ خ َ ت َ / ت ِ ] (حامص ، اِ) جراحت. ریش. (ناظم الاطباء). قَرح. (مهذب الاسماء). کلم. جرح. (یادداشت بخط مؤلف ) :
بدان خستگی باز جنگ آمدند
گرازان بسان پلنگ آمدند.
فردوسی.
بقلب اندرون شاه مکران بخست
بژوبین وزان خستگی هم نوشت.
فردوسی.
از آن خستگی پشت برگاشتند
در و دست پیکار بگذاشتند.
فردوسی.
با خستگی بساز که کس را ز روزگار
زخم آمده ست حاصل و مرهم نیامده ست.
خاقانی.
با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت
گربه ٔ شیردل نگر لقمه ربای چون تویی.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 461).
جز خستگی سینه مرا نیست چاره ای
زین خاطر چو تیر و زبان چو خنجرم.
خاقانی.
قضای بد نگر کآمد مرا پیش
خسک و خستگی و خار بر ریش.
نظامی.
|| درماندگی. (از ناظم الاطباء). تعب. اعیا. (یادداشت بخط مؤلف ). کوفتگی :
پرده ها دارد بغداد و دراو گنج روان
با همه خستگی آنجا گذرم بایستی.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 804).
بوده خاتون به انتظارش روز
او بخفته بخستگی چون یوز.
اوحدی.
|| بیماری. مرض (از انصاب ) :
گر از درد باشند بیمار و سست
گر از خستگیها به تن نادرست.
اسدی.
خستگی اندر طلب واجبست
درد کشیدن بامید دوا.
سعدی.
|| کار صعب. (یادداشت بخط مؤلف ) :
شما هر کسی چاره ٔ جان کنید
بدین خستگی تا چه درمان کنید.
فردوسی.

معنی خستگی به فارسی

خستگی
۱ - مجروح بودن . ۲ - ( اسم ) ریش جراحت . ۳ - فرسودگی رنج دیدگی از کار بسیار . یا خستاگی (را) در کردن . استراحت کردن رفع خستگی کردن .
[fatigue] [روان شناسی، مهندسی عمران] [روان شناسی] واکنشی بهنجار و گذرا در برابر فشار و تنش های عاطفی و جسمی که در آن فرد احساس ناراحتی می کند و کارایی خود را از دست می دهد [ مهندسی عمران] گسیختگی ماده ناشی از تنش تکراری یا دوره ای
[acoustic fatigue] [فیزیک] از بین رفتن تدریجی استحکام ماده براثر تنش آکوستیکی
[fretting fatigue] [خوردگی] خستگی قطعه ای که هم در معرض اصطکاک و هم تحت بار است و درنتیجه از عمر خستگی (fatigue life) آن کاسته می شود
[dielectric fatigue] [فیزیک] کاهش مقاومت برخی دی الکتریک ها در برابر فروشکست دی الکتریک که ناشی از اعمال طولانی مدت ولتاژ است
[metal fatigue] [خوردگی] کاهش فزایندۀ استحکام فلز براثر تنش های مکرر، به نحوی که هیچ یک از آنها از حد استحکام کششی نهایی فلز بیشتر نباشد
ماندگی گرفتن ماندگی دور کردن
[thermal fatigue] [مهندسی مواد و متالورژی] شکست حاصل از وجود شیو های دمایی متغیر با زمان که در نتیجۀ آن تنش های چرخه ای در سازه ایجاد می شود
کنایه از تعطیل برندار پی گیر
جراحتها ریش ها
حالت و صفت جگر خسته
[corrosion fatigue limit, corrosion fatigue strength] [خوردگی] حداکثر تنشی که یک فلز می تواند تحمل کند، بی آنکه براثر تنش های متناوب و در شرایط مشخصی از خوردگی و تنش شکسته شود
[corrosion fatigue] [خوردگی] عمل توأم خوردگی و خستگی ناشی از تنش دوره ای که به شکست فلز منجر می شود
[fatigue wear] [خوردگی، مهندسی بسپار] رفتگی سطح یک قطعه براثر شکست حاصل از خستگی ماده

معنی خستگی در فرهنگ معین

خستگی
(خَ تِ) (حامص .) ۱ - زخم ، جراحت . ۲ - رنجیده بودن از کار بسیار.

معنی خستگی در فرهنگ فارسی عمید

خستگی
۱. خسته بودن.
۲. (اسم) [قدیمی] جراحت.

خستگی در دانشنامه اسلامی

خستگی
خستگی حالت فرد خسته است. از آن در باب حج و قضاء سخن رفته است.
حالت و ویژگی شخصی را که بر اثر کار و تلاش زیاد یا عاملی دیگر، تواناییهایش کاهش پیدا کرده خستگی گویند.
احکام خستگی
 ۱. ↑ المعتمد فی شرح المناسک ج۴، ص۳۵۷.۲. ↑ مناسک حج (مراجع) ص۲۴۸، م۶۳۶.۳. ↑ جواهر الکلام ج۱۹، ص۴۲۸.    
...

خستگی در دانشنامه ویکی پدیا

خستگی
خستگی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
خستگی (مواد)
خستگی (پزشکی)
خستگی (فیلم) فیلمی از بهمن معتمدیان
خستگی (Fatigue) نوعی احساس نداشتن نیرو است که باید از ضعف عضلانی (weakness) تفکیک شود. خستگی برخلاف ضعف عضلانی معمولاً با استراحت رفع می شود.
خستگی می تواند خستگی جسمی (Physical fatigue) ناشی از نبودن توان عضلانی یا خستگی ذهنی (Mental fatigue) ناشی از فعالیت فکری طولانی باشد. خستگی واژه ای عام تر از خواب آلودگی است.
علل خستگی می تواند بیماری ها (بیماری های خودایمنی، سرطان، کم خونی و…)، استرس، افسردگی، فیبرومیالژیا، سندرم خستگی مزمن، ایدز، بیماری کبدی، بیماری قلبی، بیماری لایم، پرواززدگی، بیخوابی و… باشند.
خستگی مزمن
به شکست ماده در اثر اعمال نیروهای متناوب کمتر از استحکام نهایی و (اغلب) کمتر از حد تسلیم، خستگی گفته می شود. خستگی مواد وقتی اتفاق می افتد که ماده تحت تنش های تکراری یا نوسانی قرار گیرد که منجر به شکست ناگهانی قطعه می گردد. دلیل اصلی خطرناک بودن شکست خستگی این است که بدون آگاهی قبلی و قابل رویت بودن اتفاق می افتد. خستگی علت شکست زودهنگام بیشتر قطعه های صنعتی است. خستگی بطور معمول همراه با جوانه زنی ترک در سطح قطعه یا نواحی تمرکز تنش و اشاعهٔ آن در ناحیهٔ تحت تنش بیشینه است.
Alfred Buck, Fatigue properties of pure metals, International Journal of Fracture, Vol. 3, pp. 145–152, 1967. doi:10.1007/BF00182692
G. V. Karpenko and M. I. Chaevskii, Destruction of metals by fatigue, Metal Science and Heat Treatment, Vol. 6, pp. 461–462, 1964. doi:10.1007/BF00655368
از سال ۱۸۵۰معلوم شده است که فلز تحت تنش تکراری با نوسانی، در تنشی به مراتب کمتر از تنش لازم برای شکست در اثر یک مرتبه اعمال بار، خواهد شکست. شکستهایی که در شرایط بارگذاری دینامیک رخ می دهند شکستهای خستگی نامیده می شوند؛ که این نامگذاری احتمالاً مبتنی بر این دلیل است که به طور کلی مشاهده می شود شکستها فقط پس از یک دوره کار زیاد رخ می دهند. هیچگونه تغییر واضحی در ساختار فلزی که به علت خستگی می شکند وجود ندارد تا بتوان به عنوان مدرکی برای شناخت دلایل شکست خستگی از آن استفاده کرد. با پیشرفت صنعت و افزایش تعداد وسایلی از قبیل خودرو، هواپیما، کمپرسور، پمپ، توربین و غیره که تحت بارگذاری تکراری و ارتعاشی هستند، خستگی بیشتر متداول شده و اکنون چنین برداشت می شود که عامل حداقل ۹۰درصد شکستهای ناشی از دلایل مکانیکی حین کار خستگی باشد.
خستگی بطور معمول همراه با جوانه زنی ترک در سطح قطعه یا نواحی تمرکز تنش و اشاعهٔ آن در ناحیهٔ تحت تنش بیشینه است.
دلیل عمده خطرناک بودن شکست خستگی این است که بدون آگاهی قبلی و قابل رویت بودن رخ می دهد. خستگی به صورت شکستی با ظاهر ترد، بدون هیچگونه تغییر شکل نا خالص در شکست نتیجه می شود. معمولاً سطح شکست در مقیاس ماکروسکوپی بر جهت تنش کششی اصلی عمود است. معمولاً سطح شکست خستگی از ظاهر سطح شکست تشخیص داده می شود، که از یک ناحیه هموار حاصل از عمل سایش با اشاعه ترک در مقطع و یک ناحیه ناهموار که در هنگام عدم تحمل بار توسط مقطع، در قطعه به صورت نرم شکسته شده است تشکیل می شود. غالباً پیشرفت شکست توسط یک دسته حلقه نشان داده می شود، که از نقطه شروع شکست به طرف داخل پیشرفت می کند.
خستگی از گذرواژه یا خستگی ناشی از کلمهٔ عبور احساسی است که به بسیاری از افرادی دست می دهد که باید تعداد زیادی از گذرواژه را حفظ کنند که بخشی از روال زندگی روزمره شان را تشکیل می دهند. مثلاً برای وارد شدن به یک رایانه در محل کار، باز کردن یک قفل دوچرخه، انجام عملیات بانکی توسط یک دستگاه خودپرداز (ATM). این حالت همچنین به نام آشوب کلمهٔ عبور یا به طور معمول تر، آشوب هویت نیز شناخته می شود.
انتظار غیرمنتظره از کاربر برای ایجاد یک کلمهٔ عبور جدید.
انتظار غیرمنتظره از کاربر برای ایجاد کلمهٔ عبور جدیدی که مطابق الگوی خاصی از حروف کوچک و بزرگ، ارقام و علائم خاص باشد.
انتظار از کاربر در تایپ کردن کلمهٔ عبور ورودی برای بار دوم.
تقاضاهای مکرر و غیرمنتظره از کاربر در طول روز برای وارد کردن مجدد کلمهٔ عبور
تایپ کردن بدون توجه در مواقع وارد کردن کلمهٔ عبور یا تنظیم یک کلمهٔ عبور جدید و در نتیجه دریافت خطاهای متعدد
استفادهٔ روزافزون از فناوری اطلاعات و اینترنت در اشتغال، زمینه های مالی، تفریحات و سایر جنبه های زندگی افراد، و به دنبال آن معرفی تکنولوژی تراکنش امن، باعث شده افراد به جمع آوری و نگهداری تعداد زیادی حساب کاربری و کلمهٔ عبور رو بیاورند.
به استناد یک بررسی در سال ۲۰۰۲ که توسط واحد نظارت بر فضای مجازی مشاور امنیت برخط بریتانیا انجام شده، یک کاربر حرفه ای کامپیوتر، به صورت عادی ۲۱ حساب کاربری دارد که نیاز به کلمهٔ عبور دارند.
برخی از عوامل ایجاد خستگی ناشی از رمز عبور عبارتند از:
خستگی خوردگی (به انگلیسی: Corrosion fatigue) به تاثیر همزمان خستگی و محیط های خورنده گفته می شود.
خستگی خوردگی (انگلیسی) در وبگاه آزمایشگاه تکنولوژی خوردگی، مرکز فضایی کندی
موادی که در حالت عادی از خود حد خستگی نشان می دهند، در حضور محیط خورنده حد خستگی نداشته و به علت تجمع تنش در نوک ترک خستگی، از کرنش سختی نوک ترک یا گرد شدن آن جلوگیری می شود.
خستگی مزمن به خستگی عمومی بدن اطلاق می شود که به مدت طولانی ادامه داشته باشد. این خستگی در تمام بدن گسترش پیدا کرده و باعث کاهش فعالیت بدنی و توان فرد می شود.
نبو
در حالی که برای طراحی قطعاتی که تحت بارهای استاتیکی قرار می گیرد حد تسلیم ماده از مهم ترین کمیت های مکانیکی است، برای اجزایی مانند محور توربین ها با میل گاردان ها، فنرهای معلق و فنرهای سوپاپ و از این قبیل که تحت تنش های متناوب قرار می گیرند، بررسی تنش دیگری غیر از حد تسلیم مورد نیاز است. زیرا اگر این گونه قطعات تحت تأثیر نیروهای متناوب قرار گیرند پس از مدتی می شکنند هرچند که تنش های وارد بر آن ها بسیار پایین تر از استحکام کششی یا حد تسلیم باشد. پدیده ای را که در نتیجهٔ تنش های متناوب در جسم ایجاد گشته و به شکست آن می انجامد، خستگی یا فرسودگی می نامند. هر چه تعداد تناوب تنش های وارده بیشتر باشد، تنش شکست آن کوچکتر است. تنش متناوبی می تواند ناشی از چرخش، خمش یا ارتعاش باشد.
حداکثر تنشی را که قطعه ای از ماده معین بتواند به ازای آن تعداد دور فوق العاده زیادی را بدون اینکه بشکند تحمل کند، استحکام خستگی یا حد خستگی یا حد تحمل نامند.
دو نوع ازمایش خستگی انجام می گیرد که عبارتند از:
حد خستگی یا استحکام خستگی بالاترین استرسی است که یک ماده می تواند برای یک تعداد سیکل بدون شکستن تحمل کند.
به عبارت دیگر، حداکثر تنشی که می تواند برای تعداد معینی از سیکل کاری، بدون شکستگی اعمال کرد را استحکام خستگی می نامند. مثلاً قدرت خستگی استاندارد برای آلیاژهای مس برابر ۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ سیکل کاری گزارش شده است. در تنش های بالاتر از این استحکام خستگی، سیکل کاری کمتری قبل از شکست صورت می گیرد؛ در تنش های پایین تر، فلز سیکل کاری بیشتری را قبل از شکست تحمل کند.
استحکام خستگی نیز به عنوان قدرت استقامت یا حد خستگی نیز شناخته شده است.
نسبت خستگی (به انگلیسی: fatigue ratio) به نسبت عمر خستگی (یا استحکام خستگی در ۱۰۸ سیکل) به استحکام کششی ماده گفته می شود.
اکثر فلزات غیرآهنی مانند نیکل، مس و منیزیم، نسبت خستگی در حدود ۰٫۳۵ دارند.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خستگی در دانشنامه آزاد پارسی

خستگی (fatigue)
در پزشکی، کسالت عمومی. ممکن است براثر بی خوابی، فعالیت بدنی کم یا تغذیۀ نامناسب واقع شود. علت آن کاهش پاسخ ماهیچه ها ناشی از تجمع اسید لاکتیک در بافت ماهیچه ای است. به علاوه، این حالت علامت برخی از بیماری ها مثل کم خونی، کم کاری تیروئید، یا میاستنی گراویس است نیز ← نشانگان_خستگی_مزمن

ارتباط محتوایی با خستگی

خستگی در جدول کلمات

خستگی
تعب
خستگی | خسته
ستوه
خستگی ناپذیر
نستوه
خستگی | درماندگی
نزار
در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت
آزار و خستگی و بیماری
رنج
از انواع دسرهای ایرانی که در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت

معنی خستگی به انگلیسی

weariness (اسم)
بیزاری ، فتور ، خستگی ، ستوه ، ماندگی
lassitude (اسم)
سستی ، رخوت ، خستگی ، بی میلی ، سستی تب ، تب سبک
ennui (اسم)
بیزاری ، دل تنگی ، خستگی ، ملالت
tedium (اسم)
بیزاری ، دل تنگی ، خستگی ، ملالت ، یکنواختی
illness (اسم)
سقم ، خستگی ، اهو ، شرارت ، مرض ، ناخوشی ، کسالت ، بدی ، بیماری ، عارضه کسالت
sickness (اسم)
سقم ، خستگی ، مرض ، بیماری ، عارضه کسالت
languor (اسم)
فتور ، ضعف ، خستگی ، ماندگی
fatigue (اسم)
رنج ، فتور ، خستگی ، کوفتگی ، فروماندگی ، فرسودگی ، ستوه ، ماندگی
boredom (اسم)
خستگی ، ملالت ، ملولی
exhaustion (اسم)
خستگی ، فرسودگی
tiredness (اسم)
فتور ، خستگی
wound (اسم)
خستگی ، ضرر ، زخم ، جراحت ، جریحه

معنی کلمه خستگی به عربی

خستگی
اعياء , بشکل متعب , سام , متعب
شاق
لا ينضب
لايتعب
مرطب

خستگی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

بهادر ١٨:٤٤ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
تعب
|

مژگان ١٧:١١ - ١٣٩٧/٠٥/١٨
ماندگی
|

رضاآپادانا ٠١:٣٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
ملالت
|

رضاآپادانا ٠١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
کوفتگی
|

مقدس ٠٠:٠٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
بجان امدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خستگی در جدول   • معنی خستگی   • خستگی متن   • خستگی عکس   • خستگی شعر   • خستگی فلزات   • خستگی از دنیا   • خستگی مواد   • مفهوم خستگی   • تعریف خستگی   • معرفی خستگی   • خستگی چیست   • خستگی یعنی چی   • خستگی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خستگی
کلمه : خستگی
اشتباه تایپی : osj'd
آوا : xastegi
نقش : اسم
عکس خستگی : در گوگل


آیا معنی خستگی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )