برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1183 100 1

خستگی

/xastegi/

مترادف خستگی: جراحت، ریش، زخم، کوفتگی، درماندگی، فرسودگی، ملالت

معنی خستگی در لغت نامه دهخدا

خستگی. [ خ َ ت َ / ت ِ ] (حامص ، اِ) جراحت. ریش. (ناظم الاطباء). قَرح. (مهذب الاسماء). کلم. جرح. (یادداشت بخط مؤلف ) :
بدان خستگی باز جنگ آمدند
گرازان بسان پلنگ آمدند.
فردوسی.
بقلب اندرون شاه مکران بخست
بژوبین وزان خستگی هم نوشت.
فردوسی.
از آن خستگی پشت برگاشتند
در و دست پیکار بگذاشتند.
فردوسی.
با خستگی بساز که کس را ز روزگار
زخم آمده ست حاصل و مرهم نیامده ست.
خاقانی.
با همه خستگی دلم بوسه رباید از لبت
گربه ٔ شیردل نگر لقمه ربای چون تویی.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 461).
جز خستگی سینه مرا نیست چاره ای
زین خاطر چو تیر و زبان چو خنجرم.
خاقانی.
قضای بد نگر کآمد مرا پیش
خسک و خستگی و خار بر ریش.
نظامی.
|| درماندگی. (از ناظم الاطباء). تعب. اعیا. (یادداشت بخط مؤلف ). کوفتگی :
پرده ها دارد بغداد و دراو گنج روان
با همه خستگی آنجا گذرم بایستی.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 804).
بوده خاتون به انتظارش روز
او بخفته بخستگی چون یوز.
اوحدی.
|| بیماری. مرض (از انصاب ) :
گر از درد باشند بیمار و سست
گر از خستگیها به تن نادرست.
اسدی.
خستگی اندر طلب واجبست
درد کشیدن بامید دوا.
سعدی.
|| کار صعب. (یادداشت بخط مؤلف ) :
شما هر کسی چاره ٔ جان کنید
بدین خستگی تا چه درمان کنید.
فردوسی.

معنی خستگی به فارسی

خستگی
۱ - مجروح بودن . ۲ - ( اسم ) ریش جراحت . ۳ - فرسودگی رنج دیدگی از کار بسیار . یا خستاگی (را) در کردن . استراحت کردن رفع خستگی کردن .
[fatigue] [روان شناسی، مهندسی عمران] [روان شناسی] واکنشی بهنجار و گذرا در برابر فشار و تنش های عاطفی و جسمی که در آن فرد احساس ناراحتی می کند و کارایی خود را از دست می دهد [ مهندسی عمران] گسیختگی ماده ناشی از تنش تکراری یا دوره ای
[acoustic fatigue] [فیزیک] از بین رفتن تدریجی استحکام ماده براثر تنش آکوستیکی
[fretting fatigue] [خوردگی] خستگی قطعه ای که هم در معرض اصطکاک و هم تحت بار است و درنتیجه از عمر خستگی (fatigue life) آن کاسته می شود
[dielectric fatigue] [فیزیک] کاهش مقاومت برخی دی الکتریک ها در برابر فروشکست دی الکتریک که ناشی از اعمال طولانی مدت ولتاژ است
[metal fatigue] [خوردگی] کاهش فزایندۀ استحکام فلز براثر تنش های مکرر، به نحوی که هیچ یک از آنها از حد استحکام کششی نهایی فلز بیشتر نباشد
ماندگی گرفتن ماندگی دور کردن
[thermal fatigue] [مهندسی مواد و متالورژی] شکست حاصل از وجود شیو های دمایی متغیر با زمان که در نتیجۀ آن تنش های چرخه ای در سازه ایجاد می شود
کنایه از تعطیل برندار پی گیر
جراحتها ریش ها
حالت و صفت جگر خسته
...

معنی خستگی در فرهنگ معین

خستگی
(خَ تِ) (حامص .) ۱ - زخم ، جراحت . ۲ - رنجیده بودن از کار بسیار.

معنی خستگی در فرهنگ فارسی عمید

خستگی
۱. خسته بودن.
۲. (اسم) [قدیمی] جراحت.

خستگی در دانشنامه اسلامی

خستگی
خستگی حالت فرد خسته است. از آن در باب حج و قضاء سخن رفته است.
حالت و ویژگی شخصی را که بر اثر کار و تلاش زیاد یا عاملی دیگر، تواناییهایش کاهش پیدا کرده خستگی گویند.
احکام خستگی
 ۱. ↑ المعتمد فی شرح المناسک ج۴، ص۳۵۷.۲. ↑ مناسک حج (مراجع) ص۲۴۸، م۶۳۶.۳. ↑ جواهر الکلام ج۱۹، ص۴۲۸.    
...

خستگی در دانشنامه ویکی پدیا

خستگی
خستگی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
خستگی (مواد)
خستگی (پزشکی)
خستگی (فیلم) فیلمی از بهمن معتمدیان
خستگی (Fatigue) نوعی احساس نداشتن نیرو است که باید از ضعف عضلانی (weakness) تفکیک شود. خستگی برخلاف ضعف عضلانی معمولاً با استراحت رفع می شود.
خستگی می تواند خستگی جسمی (Physical fatigue) ناشی از نبودن توان عضلانی یا خستگی ذهنی (Mental fatigue) ناشی از فعالیت فکری طولانی باشد. خستگی واژه ای عام تر از خواب آلودگی است.
علل خستگی می تواند بیماری ها (بیماری های خودایمنی، سرطان، کم خونی و…)، استرس، افسردگی، فیبرومیالژیا، سندرم خستگی مزمن، ایدز، بیماری کبدی، بیماری قلبی، بیماری لایم، پرواززدگی، بیخوابی و… باشند.
خستگی مزمن
به شکست ماده در اثر اعمال نیروهای متناوب کمتر از استحکام نهایی و (اغلب) کمتر از حد تسلیم، خستگی گفته می شود. خستگی مواد وقتی اتفاق می افتد که ماده تحت تنش های تکراری یا نوسانی قرار گیرد که منجر به شکست ناگهانی قطعه می گردد. دلیل اصلی خطرناک بودن شکست خستگی این است که بدون آگاهی قبلی و قابل رویت بودن اتفاق می افتد. خستگی علت شکست زودهنگام بیشتر قطعه های صنعتی است. خستگی بطور معمول همراه با جوانه زنی ترک در سطح قطعه یا نواحی تمرکز تنش و اشاعهٔ آن در ناحیهٔ تحت تنش بیشینه است.
Alfred Buck, Fatigue properties of pure metals, International Journal of Fracture, Vol. 3, pp. 145–152, 1967. doi:10.1007/BF00182692
G. V. Karpenko and M. I. Chaevskii, Destruction of metals by fatigue, Metal Science and Heat Treatment, Vol. 6, pp. 461–462, 1964. doi:10.1007/BF00655368
از سال ۱۸۵۰معلوم شده است که فلز تحت تنش تکراری با نوسانی، در تنشی به مراتب کمتر از تنش لازم برای شکست در اثر یک مرتبه اعمال بار، خواهد شکست. شکستهایی که در شرایط بارگذاری دینامیک رخ می دهند شکستهای خستگی نامیده می شوند؛ که این نامگذاری احتمالاً مبتنی بر این دل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خستگی در دانشنامه آزاد پارسی

خستگی (fatigue)
در پزشکی، کسالت عمومی. ممکن است براثر بی خوابی، فعالیت بدنی کم یا تغذیۀ نامناسب واقع شود. علت آن کاهش پاسخ ماهیچه ها ناشی از تجمع اسید لاکتیک در بافت ماهیچه ای است. به علاوه، این حالت علامت برخی از بیماری ها مثل کم خونی، کم کاری تیروئید، یا میاستنی گراویس است نیز ← نشانگان_خستگی_مزمن

ارتباط محتوایی با خستگی

خستگی در جدول کلمات

خستگی
تعب
خستگی | خسته
ستوه
خستگی ناپذیر
نستوه
خستگی | درماندگی
نزار
در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت
آزار و خستگی و بیماری
رنج
از انواع دسرهای ایرانی که در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت

معنی خستگی به انگلیسی

weariness (اسم)
بیزاری ، فتور ، خستگی ، ستوه ، ماندگی
lassitude (اسم)
سستی ، رخوت ، خستگی ، بی میلی ، سستی تب ، تب سبک
ennui (اسم)
بیزاری ، دل تنگی ، خستگی ، ملالت
tedium (اسم)
بیزاری ، دل تنگی ، خستگی ، ملالت ، یکنواختی
illness (اسم)
سقم ، خستگی ، اهو ، شرارت ، مرض ، ناخوشی ، کسالت ، بدی ، بیماری ، عارضه کسالت
sickness (اسم)
سقم ، خستگی ، مرض ، بیماری ، عارضه کسالت
languor (اسم)
فتور ، ضعف ، خستگی ، ماندگی
fatigue (اسم)
رنج ، فتور ، خستگی ، کوفتگی ، فروماندگی ، فرسودگی ، ستوه ، ماندگی
boredom (اسم)
خستگی ، ملالت ، ملولی
exhaustion (اسم)
خستگی ، فرسودگی
tiredness (اسم)
فتور ، خستگی
wound (اسم)
خستگی ، ضرر ، زخم ، جراحت ، جریحه

معنی کلمه خستگی به عربی

خستگی
اعياء , بشکل متعب , سام , متعب
شاق
لا ينضب
لايتعب
مرطب

خستگی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهادر
تعب
مژگان
ماندگی
رضاآپادانا
کوفتگی
مقدس
بجان امدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خستگی در جدول   • معنی خستگی   • خستگی متن   • خستگی عکس   • خستگی شعر   • خستگی فلزات   • خستگی از دنیا   • خستگی مواد   • مفهوم خستگی   • تعریف خستگی   • معرفی خستگی   • خستگی چیست   • خستگی یعنی چی   • خستگی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خستگی
کلمه : خستگی
اشتباه تایپی : osj'd
آوا : xastegi
نقش : اسم
عکس خستگی : در گوگل

آیا معنی خستگی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )