انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1091 100 1

خشوع

/xoSu'/

مترادف خشوع: افتادگی، تواضع، خضوع، فروتنی، اطاعت، فرمانبرداری

متضاد خشوع: تکبر

برابر پارسی: فروتنی کردن، افتادگی، نرم رفتاری

معنی خشوع در لغت نامه دهخدا

خشوع. [ خ ُ ] (مص ) فروتنی کردن. (از منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (اقرب الموارد) (از تاج العروس ) (ترجمان علامه جرجانی ). صاحب منتهی الارب می گوید: خشوع قریب است بخضوع یا خضوع در بدن است و خشوع در آواز و چشم همه باشد. الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکراﷲ. (قرآن 57 / 16). || چشم فروخوابانیدن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (از تاج العروس ). || فرودآمدن صدا: یومئذ یتبعون الداعی لاعوج له و خشعت الاصوات للرحمن فلاتسمع الا همساً. (قرآن 20 / 108). || رفتن کوهان و ماندن از آن اندکی. || خدوی لزج انداختن. || آرامیدن. || ساکن شدن. || زاری و تذلل نمودن. || نزدیک شدن ستاره به غروب. (از منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (اقرب الموارد). || در نزد صوفیان خشوع در تعریفات جرجانی (ص 68) چنین آمده است : الخشوع و الخضوع و التواضع بمعنی واحد و فی الاصطلاح اهل الحقیقة: الخشوع الانقیاد للحق و قیل هو الخوف الدائم فی القلب و قیل من علامات الخشوع ان العبد اذا غضب او خولف اورد علیه استقبل ذلک بالقبول.

معنی خشوع به فارسی

خشوع
۱ - ( مصدر ) فروتنی کرن خضوع کردن . ۲ - فرمان بردن فرمانبرداری کردن اطاعت کردن . ۳ - ( اسم ) فروتنی خضوع . ۴ - فرمانبرداری .
فروتنی کردن
فروتنی تواضع

معنی خشوع در فرهنگ معین

خشوع
(خُ) [ ع . ] (اِمص .)۱ - فروتنی . ۲ - اطاعت .

معنی خشوع در فرهنگ فارسی عمید

خشوع
۱. فروتنی.
۲. از روی خواری و زاری سر به اطاعت فرود آوردن.

خشوع در دانشنامه اسلامی

خشوع
خشوع، یکی از صفات برجسته انسانهای شایسته به شمار می رود و در مقام مدح از افراد یا گروه ها بر این صفت به عنوان یک نقطه امتیاز شمرده می شود.
"خشوع" برگرفته از "خشع" به معنی تضرع و زاری است. تضرع به معنی زاری و فروتنی است و بیشتر دردل و خاطر انسان بوجود می آید و در اعضای بدن ظاهر می شود، لذا در روایات آمده هرگاه دل متأثر شود، اعضاء بدن فرمانبردار و خاشع می شوند. پس خشوع تحققش در مرتبه اول در قلب و سپس در اعضاء تجلی می یابد.
تعریف اصطلاحی خشوع
خشوع در واقع چیزی جز حضور قلب توأم با تواضع و ادب و احترام نیست، مؤمنان در نماز، تمام توجهشان به باطن و حقیقت نماز است. خشوع کم و بیش توأم با خوف و خشیت است و حالت انعطاف پذیری دل را نشان می دهد و در برابر قساوت است که حالت سنگدلی و عدم تأثر دل است.
انواع خشوع در قرآن
قرآن خشوع را جزو صفات برجسته انسان شایسته به شمار می آورد و در مقام مدح از افراد یا گروه ها بر این صفت به عنوان یک نقطه امتیاز دست می گزارد.
← نسبت خشوع به قلب
...
خشوع
"خشوع" برگرفته از "خشع" به معنی تضرع و زاری است. تضرع به معنی زاری و فروتنی است و بیشتر دردل و خاطر انسان بوجود می آید و در اعضای بدن ظاهر می شود لذا در روایات آمده هرگاه دل متأثر شود، اعضاء بدن فرمانبردار و خاشع می شوند. پس خشوع تحققش در مرتبه اول در قلب و سپس در اعضاء تجلی می یابد.
خشوع در واقع چیزی جز حضور قلب توأم با تواضع و ادب و احترام نیست، مؤمنان در نماز، تمام توجهشان به باطن و حقیقت نماز است. خشوع کم و بیش توأم با خوف و خشیت است و حالت انعطاف پذیری دل را نشان می دهد و در برابر قساوت است که حالت سنگدلی و عدم تأثر دل است.
قرآن خشوع را جزو صفات برجسته انسان شایسته به شمار می آورد و در مقام مدح از افراد یا گروه ها بر این صفت به عنوان یک نقطه امتیاز دست می گزارد.
«أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِاللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ»؛ آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است، خاشع گردد و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانی داده شد سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهایشان قساوت پیدا کرده و بسیاری از آنها گنهکارند.
قرآن در اینجا گروهی از مؤمنان را ملامت می کند که چرا همچون بسیاری از امت های پیشین گرفتار غفلت و بی خبری شده اند، همان غفلتی که باعث قساوت و فسق و گناه است. یاد خدا اگر در عمق جان قرار گیرد و اگر در آیات الهی درست تدبیر شود باید مایه خشوع گردد.
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ × الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»؛ مؤمنان رستگار شدند، آنها که در نمازشان خشوع دارند.
یکی از صفات برجسته مؤمنان خشوع در نماز است. این آیه اقامه نماز را نشانه مؤمنان نمی شمارد بلکه خشوع در نماز را ویژگی آنان برمی شمرد. خشوع در نماز هم به قلب است هم به اعضا، خشوع به قلب این است که از همه چیز روی برگرداند و تنها متوجه پرستش و نیایش خدا باشد و خشوع اعضا این است که چشم را فرو نهد و توجه به کسی و چیزی نکند و از کارهای بیهوده خودداری کند. بی حرکت شدن اعضا از ترس، مقام طرف را بزرگ داشتن و اهتمام بر بزرگداشت او و تذلل و... از معانی دیگر خشوع اعضا می باشد.
مؤمنان به قرآن همواره در مقابل قران خشوع و خضوع دارند. در این مقاله آیات مرتبط با خشوع در برابر قرآن معرفی می شوند.
خشوع در برابر خدا و قرآن، از اوصاف مؤمنان به قرآن، هنگام متذکّر شدن از آن:إِنَّما یُؤْمِنُ بِآیاتِنَا الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ.
سجده/سوره۳۲، آیه۱۵.    
خضوع عالمان (علمای اهل کتاب)، در برابر قرآن، هنگام استماع آیات آن:قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً.
اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۷.    
ازدیاد خشوع عالمان حق پذیر، در برابر خدا و قرآن، هنگام تلاوت آیات قرآن بر آنان:قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً.
اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۷.    
...
خشوع در عرفان به معنای تواضع در برابر خدا به قلب و جوارح است و به بیانی تحلیلی، تألم قلب به سبب انتظار امر ناخوشایندی که ممکن است در آینده پیش بیاید؛ این حالت گاه به جهت خطای بنده است گاه به جهت درک جلال خدا و خشیت انبیا از قسم اخیر است. عرفا این اصطلاح را برگرفته از آیه 16 سوره حدید می دانند: «اَلْمْ یَأنِ لِلَّذینَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ»؛ آیا زمان آن نرسیده است که کسانی ایمان آورده اند دلهاشان از یاد خدا خاشع شود.
به نظر تِلِمسانی این آیه به وضوح بر خشوعی دلالت می کند که در میان صوفیه معتبر و صحیح شمرده می شود. در کتب صوفیه، کامل ترین بحث درباره خشوع در صد میدان (ص 166ـ167) و کتاب منازل السائرین (ص 21ـ22)، هر دو اثر از خواجه عبداللّه انصاری و شرحهای آن آمده و در منابع متأخر نیز همین مباحث تکرار شده است.
به نظر خواجه در منازل السائرین، خشوع، خضوع آمیخته با ترس یا محبت است، بدین نحو که در اثر هیبت و عظمت محبوب بلندمرتبه، قوای طبیعی نفس به حالت سکون درمی آید.
او همچنین درصد میدان (ص166)، خشوع را ترسی می داند که دل را با حرمت نرم می سازد و اخلاق را تهذیب و جوارح را ادب می کند و بیمی است همراه با هشیاری و استکانت . خشوع در سه جا وجود دارد: در معامله (مراوده با خلق) عبارت است از ایثار، در خدمت (عبادت) عبارت است از حضور و در سر عبارت است از تعظیم؛ و هر یک از ایثار و حضور و تعظیم، خود دارای سه اثر و نشانه اند.
آثار ایثار بر بنده در معامله این است که بَدان از وی ایمن، نیکان از وی شاد و خلق از وی آزادند. نشانه های حضور در خدمت اولاً حلاوتی است که بنده می چشد و به واسطه آن از درگاه الهی نمی گریزد، ثانیاً مقصود اصلی را می بیند و از آن به خلق نمی پردازد و ثالثاً کوتاهی خود را می بیند و خود را حق نمی پندارد. نشانه های تعظیم نیز این است که حق تعالی را به خود نزدیک و خود را از او دور می بیند و امتحان الهی برایش امری بزرگ به شمار می آید که این همان ترس صدیقان است.
نکته دیگر درباره خشوع، محل آن است. به نظر قشیری (ج1، ص382) اتفاق بر آن است که محل خشوع، دل است. یعنی خشوع باید قلبی و باطنی باشد نه ظاهری. هر چند از روایت دیگری که قشیری (همانجا) نقل کرده چنین برمی آید که خشوع از قلب به اندامها سرایت می کند. از این رو وقتی کسی را دیدند که به حالت شکسته نشسته و زانوهایش را جمع کرده، به او گفتند خشوع در دل است نه در سر زانو. همچنین سالک باید در خشوعش صادق باشد. از دید حارث محاسبی (ص304) علامت انسان صادق این است که اگر همه بندگان بر حال او مطّلع شوند، حالش تغییر نکند یعنی اگر خاشع نبوده به منظور اطلاع مردم، خود را خاشع نشان ندهد و اگر خاشع بوده به خشوعش نیفزاید و از اطلاع مردم شادمان نشود.
خشوع و حضور قلب از شروط باطنی نماز بوده و نشانه خشوعِ دل در نماز آن است که اولاً اندامها نیز به تبعِ دل خاشع شوند و ثانیاً نمازگزار آن قدر در معنای نماز غرق شود که نداند در سمت راست و چپش چه کسانی ایستاده اند.(قشیری، همانجا) البته ظاهراً اصل مطلب دوم به سخنی از ابن عباس برمی گردد زیرا سعید بن جُبَیر گفته است: از چهل سال پیش که شنیدم ابن عباس می گفت: «خشوع در نماز به این است که نمازگزار نداند در طرف راست و چپش کیست»، هیچگاه در نماز ندانسته ام که در دو طرفم چه کسانی ایستاده اند. از اویس قرنی نیز پرسیدند خشوع در نماز چیست؟ گفت: آن که اگر تیر به پهلوی وی زنند خبردار نشود.
خشوع حضور قلب توام با تواضع و ادب و احترام است، مؤمنان در نماز، تمام توجهشان به باطن و حقیقت نماز است. خشوع کم و بیش توأم با خوف و خشیت است و حالت انعطاف پذیری دل را نشان می دهد و در برابر قساوت است که حالت سنگدلی و عدم تاثر دل است.
در لغت «خشوع و خشیت، ترسی است آمیخته با تعظیم.» و در اصطلاح به حالتی گفته می شود که کسی در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته به طوری که تمام توجهش به وی معطوف گشته و از همه جا بریده باشد. از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلّم) پرسیدند: خشوع چیست؟ فرمود: «فروتنی در نماز و اینکه بنده با تمام قلبش متوجّه خدا باشد.» امام خمینی (قدّس سرّه) می نویسد: «یکی از اموری که برای سالک در جمیع عبادات خصوصاً نماز که سرآمد همه عبادات است و مقام جامعیت دارد، لازم است خشوع است و حقیقت آن عبارت است از خضوع تام ممزوج با حب یا خوف.» غرض اصلی از عبادت و اطاعت، پالایش نفس و تطهیر آن از آلودگی هاست و هر عملی که در زمینه صفای عبادت و پاکیزه انجام دادن آن مؤثر باشد مطلوب و مقدّم است و خشوع از اموری است که در جلای دل و اثر عبادت نقش بسزایی دارد.
خشوع از دیدگاه قرآن و سنت
پس از بیان اهمیت خشوع در عبادات، اینک به خشوع از نظر قرآن و روایات می پردازیم. قرآن مجید یکی از ویژگی های مؤمنان رستگار را خشوع در نماز دانسته و فرموده است: «قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛ به تحقیق رستگار شدند مؤمنان، آنان که در نمازشان خشوع دارند.» امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) به کمیل فرمود: «یا کمیل: لیس الشّان ان تصلّی و تصوم و تتصدّق، الشّان ان تکون الصّلاة فعلت بقلبٍ تقیًّ و عملٍ عندالله مرضیًّ و خشوعٍ سویًّ» ای کمیل! عبادت، تنها نماز خواندن و روزه گرفتن و صدقه دادن نیست. بلکه شان (عبادت) این است که با قلب پاک و عمل مورد پسند خدا و خشوع راستین انجام پذیرد. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «اذا کنت فی صلاتک فعلیک بالخشوع و الاقبال علی صلاتک...؛ وقتی در نماز هستی، بر تو باد به رعایت خشوع و توجه کامل به نماز....»
← خشوع دل و اعضا
 ۱. ↑ حسینی، حسین، اخلاق در قرآن و حدیث، ص۳۶، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴.۲. ↑ مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۴۱۲، قم، موسسه آموزشی حضرت امام (رحمة الله علیه)، ۱۳۷۷.۳. ↑ قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۲۵۰، به نقل از مفردات راغب.    
...
-->خشوع در عرفان به معنای تواضع در برابر خدا به قلب و جوارح است، دراین مقاله به یررسی معنا و مفهوم خشوع در تصوف و عرفان می پردازد.
خشوع در عرفان به معنای تواضع در برابر خدا به قلب و جوارح است .و به بیانی تحلیلی، تألم قلب به سبب انتظار امر ناخوشایندی که ممکن است در آینده پیش بیاید؛ این حالت گاه به جهت خطای بنده است گاه به جهت درک جلال خدا ، و خشیت انبیا از قسم اخیر است. عرفا این اصطلاح را برگرفته از آیه ۱۶ سوره حدید می دانند: «اَلْمْ یَأنِ لِلَّذینَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ» (آیا زمان آن نرسیده است که کسانی ایمان آورده اند دلهاشان از یاد خدا خاشع شود). به نظر تِلِمسانی این آیه به وضوح بر خشوعی دلالت می کند که در میان صوفیه معتبر و صحیح شمرده می شود. در کتب صوفیه، کامل ترین بحث درباره خشوع در صد میدان و کتاب منازل السائرین ، هر دو اثر از خواجه عبداللّه انصاری ، و شرحهای آن آمده و در منابع متأخر نیز همین مباحث تکرار شده است.
نظر خواجه
به نظر خواجه در منازل السائرین، خشوع، خضوع آمیخته با ترس یا محبت است، بدین نحو که در اثر هیبت و عظمت محبوب بلندمرتبه، قوای طبیعی نفس به حالت سکون درمی آید. او همچنین در صد میدان ، خشوع را ترسی می داند که دل را با حرمت نرم می سازد و اخلاق را تهذیب و جوارح را ادب می کند و بیمی است همراه با هشیاری و استکانت( خضوع ). خشوع در سه جا وجود دارد: در معامله (مراوده با خلق ) عبارت است از ایثار ، در خدمت ( عبادت ) عبارت است از حضور، و در سر عبارت است از تعظیم ؛ و هریک از ایثار و حضور و تعظیم، خود، دارای سه اثر و نشانه اند. آثار ایثار بر بنده در معامله این است که بَدان از وی ایمن، نیکان از وی شاد، و خلق از وی آزادند. نشانه های حضور در خدمت اولا حلاوتی است که بنده می چشد و به واسطه آن از درگاه الهی نمی گریزد، ثانیآ مقصود اصلی را می بیند و از آن به خلق نمی پردازد، و ثالثآ کوتاهی خود را می بیند و خود را حق نمی پندارد. نشانه های تعظیم نیز این است که حق تعالی را به خود نزدیک و خود را از او دور می بیند و امتحان الهی برایش امری بزرگ به شمار می آید که این همان ترس صدیقان است.
محل خشوع
نکته دیگر درباره خشوع، محل آن است. به نظر قشیری اتفاق بر آن است که محل خشوع، دل است. یعنی خشوع باید قلبی و باطنی باشد نه ظاهری . هرچند از روایت دیگری که قشیری نقل کرده چنین برمی آید که خشوع از قلب به اندامها سرایت می کند. از این رو وقتی کسی را دیدند که به حالت شکسته نشسته و زانوهایش را جمع کرده، به او گفتند خشوع در دل است نه در سر زانو. همچنین سالک باید در خشوعش صادق باشد. از دید حارث محاسبی علامت انسان صادق این است که اگر همه بندگان بر حال او مطّلع شوند، حالش تغییر نکند، یعنی اگر خاشع نبوده به منظور اطلاع مردم ، خود را خاشع نشان ندهد و اگر خاشع بوده به خشوعش نیفزاید و از اطلاع مردم شادمان نشود.
خشوع در نماز
...
خُشوع ، اصطلاحی قرآنی، حدیثی و عرفانی است.
خشوع مصدری عربی است از ریشه خشع که معنای اصلی آن پایین آوردن است. بر این اساس برای آن معنای نگاه به زمین دوختن، خم کردن سر و نگاه خود را به زمین دوختن و هم زمان صدای خود را پایین آوردن نیز ذکر شده که همگی به نحوی به آن مفهوم اصلی برمی گردد.
مترادف واژه خشوع
مهم ترین و اصلی ترین مترادف واژه خشوع، «خضوع» است. واژه نامه های فارسی نیز هر دو کلمه را فروتنی کردن معنا کرده اند. لغت شناسان نیز معنای آن دو را نزدیک به هم دانسته اند، گرچه برخی معتقدند بین آن دو تفاوتهایی وجود دارد. از جمله آنکه، خشوع را فروتنی حقیقی شخص و شرط تحقق آن را خوف ناشی از اعتقاد قلبیِ خشوع کننده به برتر بودنِ آن که در برابر او خشوع می کند دانسته اند، در حالی که خضوع ممکن است صرفآ عملی ظاهری باشد و از اعتقاد قلبی و خوف حقیقی حاصل نشود.
← در قرآن
به گفته طبری ، این کلمه در اصل به معنای تواضع و تذلل است. چنان که طوسی نیز، بر این اساس که در زبان عربی، زمین هموار با صفت (خاشع) یاد می شود، معنای محوری خشوع و کلمات مترادف آن همچون خضوع، تواضع و تذلل را «لین و سهولة» (ضعف و نرمی) دانسته است. آنان استکانة (تسلیم و سلطه پذیری) و اِخبات (سرفرود آوردن) را نیز مترادفِ خشوع، و استکبار و تعصب را نیز مفاهیم مخالف آن بیان کرده اند. برخی از این کلمات مترادف در آیات قرآن با همین کاربرد آمده اند. براین اساس از مجموع آرای مفسران چنین برمی آید که خشوع در برابر خدا همان اطاعت از اوامر و نواهی اوست که این اطاعت بر خوف از عقاب و نیز چنان که از آیه ۲۱ حشر برمی آید، بر خشیت ناشی از درک عظمت مقام او استوار است. بنابراین خشوع با مفاهیم دیگری همچون خوف و خشیت پیوند نزدیک دارد. از همین رو به نظر طوسی، خشوع وقتی به عنوان صفتی پسندیده برای کسی مطرح می شود که به آن خو کرده باشد و آن را از روی معرفت به خدا و بدون هیچ تکلف و زحمتی انجام دهد.
نظر طباطبائی
...


معنی خشوع به انگلیسی

humbleness (اسم)
سرافکندگی ، فروتنی ، خشوع
obedience (اسم)
متابعت ، تمکین ، خشوع ، اطاعت ، فرمان برداری ، حرف شنوی ، رامی
docility (اسم)
تمکین ، خشوع
humility (اسم)
پستی ، تحقیر ، تواضع ، فروتنی ، حقارت ، بی اهمیتی ، خشوع ، افتادگی
servility (اسم)
خشوع ، نوکرمابی

خشوع را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آوا ٢٢:٥٠ - ١٣٩٥/٠٥/٢٦
1ـ احساس ناچیزی و ناتوانی در برابر خدا که انسان را وادار می کند تا با اراده ی خود، غرور خویش را سرکوب کند.
2 ـ با خواست خویش ، دانش و شخصیت خود را همسان و یا پایین تر از دیگران دانستن .
3 ـ تسلیم کامل یک قدرت یا یک قانون شدن . خشوع حالتی درونی است.
|

زینب ١١:٠٤ - ١٣٩٥/٠٩/٢٢
درهم شكستن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرق خشوع وخضوع   • معنی کلمه خاشع   • خشوع چیست   • معنی کلمه خضوع   • خضوع و خشوع در نماز   • معنی خاضع و خاشع   • خضوع و خشوع در قرآن   • خاشع چیست   • معنی خشوع   • مفهوم خشوع   • تعریف خشوع   • معرفی خشوع   • خشوع یعنی چی   • خشوع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خشوع
کلمه : خشوع
اشتباه تایپی : oa,u
آوا : xoSu'
نقش : اسم
عکس خشوع : در گوگل


آیا معنی خشوع مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )