انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1044 100 1

خصال

/xesAl/

مترادف خصال: خوی ها، عادتها، خصلت ها، سجایا

معنی خصال در لغت نامه دهخدا

خصال. [ خ ِ ] (ع مص ) مصدر دیگر است برای خصل و آن بمعنی غلبه کردن درتیراندازی است. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || بریدن چیزی. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || (ع اِ) ج ِ خَصلَة. (منتهی الارب ).

خصال. [ خ ِ ] (ع اِ) خویها. خصلت ها خواه نیک باشد یا بد. (ناظم الاطباء). ج ِ خصلت. (یادداشت بخط مؤلف ) :
مأمور خداوند مصر و عصرم
محمود بدو شد چنین خصالم.
ناصرخسرو.
و هر که بدین خصال متحلی گشت شاید که بر حاجت خویش پیروز آید. (کلیله و دمنه ). و معالی خصال ملوک اسلاف... قبله ٔ عزائم میمون داشته است. (کلیله ودمنه ).
این امیر ماضی در جمله ٔ خصال بی قرین بود و یگانه ٔ روی زمین. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
چون شیر بخود سپه شکن باش
فرزند خصال خویشتن باش.
نظامی.
حسنت جمیع خصاله. سعدی.
- بدخصال ؛ بدعادت. بدخصلت :
تو روی محمد چگونه بینی
چون دشمن آنی ز بدخصالی.
(ناصرخسرو).
یکی گفت از این بنده ٔ بدخصال
چه خواهی هنر یا ادب یا جمال.
سعدی (بوستان ).
دزدان در کوه و کمر حیران از بدخصالی. (مجالس سعدی ص 23).
- خصال بد ؛ عادت بد.
- خصال حمیده ؛ خوی های نیک. (ناظم الاطباء).
- خصال رذیله ؛ خویهای زشت و بد.
- خصال ستم ؛ عادت ستم. خصلت ستم : قتل جوان نمیرسد مگر از خلل جود و خصال ستم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- خصال ستوده ؛ خویهای نیک : آهسته و ادیب و فاضل و معاملت دان بودبا چندین خصال ستوده. (تاریخ بیهقی ).
- ستوده خصال ؛ با خصلتهای نیکو : ملاحظه ٔ و اردات اعمال این پادشاه دین پناه ستوده خصال واضح و لایح همی گردد. (حبیب السیر جزء4 از ج 3 ص 322).
نه دیر بود که برخاست آن ستوده خصال
برفت و ناقه ٔ جمازه را مهار گرفت.
- مشتری خصال ؛ آنکه خوی مشتری دارد. خوش خصال. خوب خصلت :
آن مشتری خصال گر از ما حکایتی
پرسد جواب ده که بجانند مشتری.
سعدی (طیبات ).

معنی خصال به فارسی

خصال
( اسم ) جمع خصلت خویها عادات .
مصدر دیگر است برای خصل و آن بمعنی غلبه کردن در تیراندازی است . یا بریدن چیزی .
بد حالت بد خصلت .
با خصال خجسته با خصلت خوب
خوش طینت خوش خصال
نیکو طبیعت متواضع
نیک خوی زیبا خوی
کسی که در وی صفات انسانیت باشد
نکو خصلت . نکو سیرت . نیکو خصال .
( صفت ) خوش اخلاق خوش رفتار٠
( صفت ) خوش اخلاق خوش رفتار٠
با خصال مردم کریم

معنی خصال در فرهنگ معین

خصال
(خِ) [ ع . ] (اِ.) جِ خصلت ، خوی ها، عادات .

معنی خصال در فرهنگ فارسی عمید

خصال
= خصلت

خصال در دانشنامه اسلامی

[[پرونده:NUR02611J1.jpg|بندانگشتی|خصال شیخ صدوق
ترجمه آیت اللهمحمد باقر کمره ای می باشد.
خصال از کتب معتبره اخبار امامیّه در باب مسائل اجتماعی، اخلاقی و دینی است.
هرکس بتواند متنی را بطور مستقیم بخواند و آنرا دریابد و در فضای متن قرار گیرد این بهترین حالت است امّا این حالت برای افراد کمی اتفاق می افتد و برای افراد خاصی شدنی است در نتیجه ضرورت ترجمه احساس می شود.
مترجم باید برای این کار، نخست متن را بفهمد و سپس برای خواننده توضیح دهد.مترجم می کوشد آنچه را که در متن اصلی وجود دارد برای خواننده ای به زبان دیگر مفهوم سازد.و این زمانی میسّر است که میان افق فرهنگ متن اصلی و مترجم امروزی اختلاف فرهنگی زیادی نباشد تا مسئله ساز نشود و زمانی که میان افق فرهنگی مترجم با افق اصلی امتزاج حاصل شود می توان انتظار داشت متن ترجمه شده با متن اصلی یکسان است لذا اگر می بینیم غالب ترجمه های متون حدیثی درست و بی هیچ آرایه های کلامی منتقل شده اند به دلیل یگانگی افق های آنهاست و ترجمه آیة ا...کمره ای از این قبیل است با اینکه ترجمه ایشان متأثر از ترکیب زبان عربی و متن حدیث است یعنی فعلها معمولا در اول جمله می آید و حال آنکه در فارسی فعل باید در آخر جمله بیاید یا به عبارت دیگر ترجمه ها تقریبا به شیوه تحت اللفظی است جلد اول حدیث 66 صفحه 73 عن ابی عبدالله(ع)قال:اصبر علی اعداء النعم فانک لن تکافی من عصی الله فیک بافضل من ان تطیع الله فیه «امام ششم فرمود:صبر کن بر دشمنان نعمت اللهی یعنی حسودان زیرا نمی توانی بکسی که خدا درباره تو معصیت می کند پاداشی بهتر از این بدهی که خدا مرا درباره او اطاعت کنی.» حدیث 45 از همین جلد صفحه 69: الی امیرالمؤمنین قال:کونوا علی قبول العمل اشد عنایة منکم علی العمل الزهد فی الدنیا قصر الامل و شکر کل نعمه الودع عما حرّم الله عز و جل من اسخطبدنه ارضی ربه و من لم یسخط بدنه عصی ربه «امیرالمؤمنین(ع) فرمود:قبول شدن عمل را از خود عمل بیشتر اهمیّت بدهید، در دنیا زهد کوتاه کردن آرزو است و شکر هر نعمتی کناره گیری از حرام های الهی است کسی که تن خود را تعب داد خدای خود را خشنود کرد و کسی که تن خود را تعب نداد معصیّت خدا را نموده» و نمونه های دیگری که در کتاب خواهید دید و در مجموع روان و سلیس و خوشخوان نیست و این اشکال ترجمه تحت اللفظی می باشد: و به همین دلیل معمولا بعد از ترجمه کلمه شرح یا معنی یا توضیح آورده می شود تا با جملات دیگر معنا و مفهوم را برای خواننده روشن تر نمایند.اگر اینگونه توضیحات و شروح نباشد خواننده باید با کمی تأمل و اندیشه متوجّه معنا شود.
یکی از ویژگیهای مهم در مترجم این است که معمولا پس از اتمام کار، در مقدّمه کتاب به معرفی کتاب، مؤلف، نسخه های مورد اعتماد، نحوه تحقیق و شیوه ترجمه می پردازد.آیة ا...کمره ای در جلد اوّل که از دو مقدّمه و 4 فصل در 60 صفحه می باشد، مباحث مهمّی از مکتب شیخ صدوق را مطرح که قابل تامل و بررسی است.مقدمه اوّل به بیان اهمیّت حسن اخلاق در جامعه بشری اشاره می کند و به تعلیمات انبیاء و روش آنها در تهذیب نفوس که یک روش ابتکاری و نو بود می پردازد که هر انسانی که یک دوره تربیت آنها را طی می کرد دارای روحی می شد که او را از عالم زمینی جدا و به تمام فرشتگان میرسید.مقدمه دوم در شرح حال شیخ صدوق و روزگاری که او در آن زیست میکرده هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ سیاسی و چگونگی همکاری شیخ با سیاستمداران دوران خود.فصل اوّل روش نگارش شیخ در بیان تاریخ و داستان نویسی که از سه روش رومانتیک، کلاسیک فلسفه تاریخی و کلاسیک تاریخ ساده، روش اخیر را برمی گزیند.شیخ داستانهای تاریخی را با عبارتی ساده می نوشت همچنانکه بر زبان می راند.کتب تاریخی صدر اسلام تا اواسط قرن 4 هجری مانند سیره ابن هشام، تاریخ طبری و کامل ابن اثیر گواه این مطلب است.سبب این نوع نگارش، وفورلغات که در آن دوره دائر و معمول بوده و دیگر اصرار زیاد خود صدوق و پدرش بر نصوص صادره از ائمه معصومین(ع)خصوصا نظر به اینکه اکثر تألیفات آنها جمع آوری متن روایات است و کمتر از خود بیانی آورده اند.
به اعمالی که به عنوان کفاره بر انسان واجب می گردد، خصال کفاره گفته می شود.
خِصال کفاره (خصال ثلاث): آزاد کردن بنده، روزه گرفتن، اطعام و پوشاندن فقیر.
تعریف خصال کفاره
به اعمالی که به عنوان کفاره بر انسان واجب می گردد، خصال کفاره گفته می شود.
تعداد خصال کفاره
شمار خصال کفاره بیش از مواردی است که در شناسه آمده است، مانند قربانی کردن گوسفند یا شتر در ارتکاب بعضی محرمات احرام
اِبْن اَبی خِصال ، ابوعبدالله محمد بن مسعود بن خلصة بن فرج ابن مجاهد غافِقی ملقب به ذوالوزارتین (۴۶۵-۵۴۰ق /۱۰۷۳- ۱۱۴۵م )، ادیب ، نویسنده ، شاعر، محدّث و مورّخ قُرطبی و کاتب علی بن یوسف ابن تاشفین فرمانروای مرابطون غرناطه بود (حک ۵۰۰ -۵۳۷ق /۱۱۰۷- ۱۱۴۲م ).
وی در روستای فَرغَلیط از توابع شَقوره به دنیا آمد.
ابن ابار، محمد، ج۱، ص۱۴۹، المعجم فی اصحاب القاضی ، قاهره ، ۱۳۸۷ق .
ابن خاقان
ابن خاقان ، فتح ، ج۱، ص ۱۷۴- ۱۷۵، فلائد العقیان ، بولاق ، ۱۲۸۹ق .
ابن ابی خصال در قرطبه رشد یافت و به فراگیری دانش پرداخت . با ابوالحسن علی بن مالک یَعْمُری (د ۵۰۰ق ) رفت و آمد داشت . همین استاد طبع او را نخستین بار آزمود و وی را تشویق کرد.
ابن ابار، محمد، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۰، المعجم فی اصحاب القاضی ، قاهره ، ۱۳۸۷ق .
...

خصال در دانشنامه ویکی پدیا

خصال
الخصال از آخرین تألیفات شیخ صدوق در قرن چهارم هجری احتمالاً بعد از ۳۶۸ هـ. ق. است. این کتاب اطلاعات مهمی در مورد عقاید شیعیان قم در آن زمان مانند مخالفت با علم کلام به دست می دهد. کتاب خصال، شامل ۱۲۵۵ حدیث است و در ۲۶ باب مجزا تنظیم گردیده. موضوع روایات این کتاب دربارهٔ مسائل اخلاقی و عقیدتی است.
صدوق در مورد علت نگارش این کتاب می نویسد:
از آنجا که مشایخ و پیشینیانم در رشته های علمی کتاب هایی نگاشته اند و از تدوین کتابی که براساس شماره باشد و شامل خصلت های نیکو و مذموم باشد غفلت کرده اند و تدوین چنین کتابی برای طالبان علم و نیک خواهان بسیار سودمند است، به قصد تقرب به خدا این کتاب را تالیف کردم.
شیخ صدوق در این کتاب به صورت اعداد از یک تا هزار، روایات را دسته بندی نموده است و دربارهٔ هر یک از موضوعات اخلاقی و عقیدتی، روایاتی را نقل می کند که به نوعی با اعداد در ارتباط است. به همین دلیل است که عنوان بندی باب ها نیز بر اساس ارقام است. بدین شکل که روایات شامل یک خصلت در یک باب آمده و شامل دو خصلت در بابی دیگر و شامل سه خصلت در بابی دیگر.
عکس خصال


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خصال در دانشنامه آزاد پارسی

خِصال
(نام کامل: الخصال المحمودة و المذمومة) تألیف شیخ صدوق، کتابی به عربی، در مجموعۀ احادیث اخلاقی. در ۴۰۰ باب در خصلت های اخلاقی، اعم از خصلت های نیکو و پاداش های دنیوی و اخروی آن و خصلت های ناپسند و کیفرها و آثار سوء آن، تدوین یافته است. بارها در عراق و ایران و لبنان چاپ و بارها به فارسی ترجمه شده است.

خصال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ترجمه خصال شیخ صدوق   • کتاب خصال شیخ صدوق جلد دوم   • معنی خصال   • خصال شیخ صدوق اندروید   • دانلود ترجمه کتاب خصال شیخ صدوق pdf   • مشخصات کتاب الخصال شیخ صدوق   • دانلود کتاب خصال شیخ صدوق pdf   • خصال قائمیه   • مفهوم خصال   • تعریف خصال   • معرفی خصال   • خصال چیست   • خصال یعنی چی   • خصال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خصال
کلمه : خصال
اشتباه تایپی : owhg
آوا : xesAl
نقش : اسم
عکس خصال : در گوگل


آیا معنی خصال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )