برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1318 100 1

خطاب

/xatAb/

مترادف خطاب: عتاب، بازخواست، سرزنش، عنوان، مخاطبه، گفت وگو، حکم، دستور، فرمان، امر

برابر پارسی: سخن

معنی خطاب در لغت نامه دهخدا

خطاب. [ خ ِ ] (ع مص ) مصدر دیگر است برای مخاطبه. (منتهی الارب ). رجوع به مخاطبه در این لغت نامه شود.
- حسن خطاب ؛خوب مخاطبه کردن : تا حسن خطاب و رد جواب و سایر آداب خدمت ملوکش درآموختند. (گلستان ).
- ضمیر خطاب ؛ ضمیری که برای مخاطب بکار می رود. چون : تو، شما.
|| (اِ) سخن رویاروی. (یادداشت بخط مؤلف ) (ناظم الاطباء). کلامی که مابین سامع و متکلم باشد. (منتهی الارب ) .
و هرچنداین دو بیت خطاب عاشقی است فرا معشوقی ، خردمندان رابچشم عبرت در این باید نگریست تا حسن خطاب و رد جواب. (تاریخ بیهقی ).
چون نپرسی ز اوستاد خویش تو
چونکه نگشایی برو نیکوخطاب.
ناصرخسرو.
خطیبان همه عاجز اندر خطابش
هژبران همه روبه اندر غبارش.
ناصرخسرو.
|| نام و لقب که در آن مدح باشد. (منتهی الارب ). عنوان. سمت. (یادداشت بخط مؤلف ) : فیروزی بخشد رایت او را و گرامی دارد خطاب او را. (تاریخ بیهقی ). و واجب چنان کردی بلکه از فرایض نبوده که من حق خطاب وی نگاه داشتمی. (تاریخ بیهقی ). امیر محمود، وی را خواجه خواندی و خطاب او هم بر این جمله بود که نبشتی بدو. (تاریخ بیهقی ). بخط خویش چیزی بنویس و خطاب شیخی و معتمدی که دارد. (تاریخ بیهقی ).
لوا و عهد و خطاب خلیفه ٔ بغداد
خدای عزوجل بر ملک خجسته کناد.
مسعودسعدسلمان.
وز حق نه آدم است و نه عیسی خطابشان.
خاقانی.
باد خطاب عیسوی با سگ درگهت چنین
کافر دیر اعظمی فخر صلیب اکبری.
خاقانی.
- خطاب قرینه استثناست ؛ ترکیبی است و در علم الالفاظ بکار می رود و غرض از آن آنست اگر حکمی روی موضوعی رفت با خطابی ، این امر می رساند که درصورت خالی بودن موضوع از آن خطاب موضوع از تحت حکم خارج است ، یعنی خطاب قرینه است برای استثنای سایر افراد بدون خطاب.
- خطاب کردن ؛ عنوان دادن :
فخر آل طغان یزک که فلک
فلک الدولتش خطاب کند.
خاقانی.
|| عتاب. سرزنش. بازخواست :
نظم او و لفظ او و ذوق او و وزن او
هر خطابش هر عتابش هر مدیحش هر سخن. ...

معنی خطاب به فارسی

خطاب
۱ - (مصدر) رویاروی سخن گفتن مخاطبه. ۲ - ( اسم ) سخنی که رویاروی گفته شود سخنی که بکس بگویند و پاسخ شنوند .
ابن یوسف بن الانبازی قرطبی متوفی به ۴۵٠ ه. ق . از نویسندگانست و اوراست کتاب توشیح مختصر شرح الزاهر عبدالرحمن بن اسحق .
مکالمه کردن روباروی سخن گفتن
حصنی باسپانیا
شیرین سخن شیرین بیان
دهی است از دهستان ملا یعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب
سرزنش ملامت تندی در سخن
فرق بین حق و باطل

معنی خطاب در فرهنگ معین

خطاب
(خَ طّ) [ ع . ] (ص .) بسیار خطاب کننده .
(خِ) [ ع . ] (اِ.) سخنی که رویاروی گفته شود.

معنی خطاب در فرهنگ فارسی عمید

خطاب
۱. مخاطب قرار دادن کسی، با کسی رویاروی سخن گفتن.
۲. (اسم) [قدیمی] عنوان، لقب.
۳. (اسم) [قدیمی] حُکم.

خطاب در دانشنامه اسلامی

خطاب
خطاب ، مخاطب قرار دادن دیگری را گویند و از آن در باب قضاء سخن گفته اند.
در صورت سکوت دو طرف دعوا در محکمه، بر قاضی مستحب است آنان را با خطاب جمعی یا با این عنوان که مدعیِ از شما سخن بگوید، به سخن گفتن فراخواند و مکروه است خصوص یکی از آن دو را مخاطب قرار دهد؛ چون سبب نگرانی دیگری می شود. ظاهر کلام برخی حرمت آن است.
خطاب دارای اجمال به حسب متعلَّق را خطاب اجمالی گویند.
خطاب اجمالی، مقابل خطاب تفصیلی بوده و به خطابی گفته می شود که متعلق آن مشکوک و یا مردد می باشد؛ برای مثال، مکلف، علم دارد که در ظهر جمعه، خطاب «صلّ» متوجه او شده است، اما شک دارد متعلق آن نماز ظهر است یا نماز جمعه.
اوامر و نواهی فاقدِ ثواب و عقاب مستقل را خطاب ارشادی گویند.
خطاب ارشادی یا امر ارشادی مقابل خطاب مولوی بوده و به خطابی گفته می شود که بر طلب حقیقی دلالت نمی کند، بلکه بر طلب صوری دلالت می نماید و در حقیقت، از وجود مصلحت و یا مفسده در عملی خبر می دهد که، انجام آن در ضمن امر دیگری از مکلف خواسته شده، و یا جداگانه از آن نهی شده است؛ بنابراین در خطاب های ارشادی ثواب و عقاب وجود ندارد، زیرا چیزی جز تشویق مکلف به امتثال خطاب های مولوی و یا ارشاد به حکم وضعی ( شرطیت، مانعیت و...) نیست، مانند: ﴿اَطِیعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ﴾ = انفال %۴۶. که خطاب «اطیعوا» خطاب ارشادی است.
خطاب استعطاف، خطاب در مقام مهربانی به مخاطب است.
«خطاب استعطاف» را «تحنن» نیز می گویند.
معنای لغوی تحنن و استعطاف
«استعطاف» در لغت به معنای طلب مهربانی، و «تحنن» به معنای مهربانی کردن است. هرگاه گوینده بخواهد به مخاطب مهربانی کند، از این نوع خطاب استفاده می کند.
مثال خطاب استعطاف
(قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله…)؛ «ب ...


خطاب در جدول کلمات

خطاب به دل
دلا
خطاب بی ا دبانه
هی
خطاب بی ادب
اهای
خطاب محترمانه برای مردان
اقا
خطاب نزدیک
هی
به فردی خطاب می شود که در مسابقه های تیمش بیشترین گل زده را در بین سایر بازیکنان تمامی تیمهای شرکت کننده داشته باشد
اقای گل

معنی خطاب به انگلیسی

address (اسم)
نشانی ، خطاب ، ادرس ، نطق ، خطابه ، نام و نشان ، سرنامه ، طرزخطاب ، خطابت ، عنوان ، مهارت ، ارسال

معنی کلمه خطاب به عربی

خطاب
عنوان
عنوان

خطاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پرنیا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آنیوج ãnyuj (سنسکریت: اَنیویوج)
اَبیگ (سنسکریت: اَبهیگْر)
پیرود (سنسکریت: ویرودهَ)
پَریباس (سنسکریت: پَریبهاس)
ستاره
رویارویی سخن گفتن
سخنی که به کسی بگویند و پاسخ بشنوند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عمر بن خطاب فرزندان   • پدر و مادر عمر بن خطاب   • خطاب بن نفیل   • مرگ عمر   • معنی خطاب   • تاریخ مرگ عمر   • عکس واقعی عمر بن خطاب   • عمر ابن سعد   • مفهوم خطاب   • تعریف خطاب   • معرفی خطاب   • خطاب چیست   • خطاب یعنی چی   • خطاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خطاب
کلمه : خطاب
اشتباه تایپی : oxhf
آوا : xatAb
نقش : اسم
عکس خطاب : در گوگل

آیا معنی خطاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )