برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

خطف

معنی خطف در لغت نامه دهخدا

خطف. [ خ َ ] (ع مص ) ربودن. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از تاج المصادر بیهقی ). منه : خطف الشیی ٔ خطفاً. || خیره گردانیدن برق بینایی را. (منتهی الارب )(از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : خطف البرق الحجر. (منتهی الارب ). || استراق سمع کردن شیطان. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : خطف الشیطان السمع؛ استراق سمع کرد شیطان. || کندن از جایی. برداشتن از جایی چنانکه کاروان یا کشتی می کند. (یادداشت بخط مؤلف ). ثم تخطف المراکب - ای تقلع - الی بحر هرکند. (اخبار الصین و الهند ص 8 سطر 5). فاذا عبی المتاع بسیراف استعذبوا منهاالماء و خطفوا و هذه لفظة یستعملها اهل البحر یعنی یقلعون الی موضع یقال له مسقط. (اخبار الصین و الهندص 7 سطر 10). فتخطف المراکب منها الی بلاد الهند و تقصد الی کولم ملی. (اخبار الصین و الهند ص 8 سطر10).

خطف. [ خ ُ ] (ع اِ) بهی. بهبودی. شفا. علاج. (یادداشت بخط مؤلف ). منه : مامن مرض الاوله خطف ؛ نیست آزاری که مر او را بهی و شفا نیست. (یادداشت بخط مؤلف ) (ناظم الاطباء).

معنی خطف به فارسی

خطف
( مصدر ) ۱ - ربودن بسرعت ربودن چیزی را . ۲ - خیره کردن برق چشم را .
بهی بهبودی

معنی خطف در فرهنگ معین

خطف
(خَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - ربودن ، به سرعت ربودن چیزی . ۲ - خیره کردن برق چشم را.

خطف در دانشنامه اسلامی

خطف
معنی خَطِفَ: ربود(خطف به معناي قاپيدن چيزي به سرعت ، و دزديدن آن است)
معنی تَخْطَفُهُ: او را بربايند(خطف : قاپيدن و گرفتن چيزي به سرعت)
معنی نُتَخَطَّفْ: ربوده می شویم(خطف به معناي قاپيدن چيزي به سرعت ، و دزديدن آن است)
معنی يَخْطَفُ: بربايد (خطف به معناي قاپيدن چيزي به سرعت ، و دزديدن آن است)
معنی يُتَخَطَّفُ: مورد دستبرد قرار مي گيرند(خطف به معناي قاپيدن چيزي به سرعت ، و دزديدن آن است)
معنی لَمْحِ: نظر کردن فوري و به عجله (لمح بصر یعنی چشم برهم زدن، که آن را خطف البصر نيز ميگويند )
معنی يَتَخَطَّفَکُمُ: که شما را بربايند(خطف به معناي قاپيدن چيزي به سرعت ، و دزديدن آن است.حرف لام در انتهاي آن به دليل تقارن با حرف ساکن يا تشديددار کلمه بعد حرکت گرفته است)
تکرار در قرآن: ۷(بار)
ربودن. راغب می‏گوید: خطف و اختطاف به سرعت اخذ کردن است. در اقرب آمده «خطفه خطفاً:استلبه بسرعة». نزدیک است برق چشمهایشان را برباید. چون برق زدن به سرعت انجام می‏گیرد لذا «یخطف» آمده است گوئی برق، چشم را می‏رباید. گفتند: اگر از هدایت پیروی بکنیم از شهر خویش ربوده می‏شویم دیگران با قتل و غارت و اسارت ما را از بین می‏برند. * عادت عرب قتل و غارت و دزدی بود ولی اهل مکّه به احترام کعبه از این گرفتاریها در امان بودند. غارتگران اطراف حرم را غارت می‏کردند ولی به حرم جسارت روا نداشتند، آیه شریفه در مقام تذکّر این موهبت می‏گوید: آیا ندانستند که ما حرم را محلّ امن قرار دادیم و مردم از اطراف اهل مکّه بوسیله غارتگران ربوده می‏شوند با این حال آیا اینها به باطل و بتان ایمان آورده و به نعمت آورده و به نعمت خدا کفر می‏ورزند؟!. * «خطفة» مصدر است به معنی ربودن یعنی مگر آن کس که برباید ربودن معهود پس شهاب نافذی از پی او شود. بیضاوی می‏گوید: چون مراد از خطفه استراق سمع از ملائکه است لذا با الف و لام آمده است. چ‏ بهتر است بگوئیم تاء «خطفة» برای قلّت و الف و لام آن برای عهد است یعنی بر باید وختصر از ملاء اعلی را...

خطف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف خیره کردن برق بینایی را نمی باشد و این تعبیر غلط است بلکه پوشیدن دیده بستن چشم در نور زیاد می باشد مانند اخطفا النارپوشیدن نار و خواموش کردن آتش است
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف در محاصره گرفتن آتش
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف پوشیدن آتش و حصار آن
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف پوشیدن نور و نار هم آمده
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف بستن نورچشم بر نور زیاد هم هست
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف همان اخطفای حریق است
در منظومه عربی حاج ملاهادی اسرار میخوانیم
یا من هواخطفی لفرط نوره
معنی ای پرورگار نور تو پوشیده نیست بلکه چشم من زاقت نور زیاد را ندارد و پوشیده میشود. فکر کنم حاج ملا هادی میخواسته واژه اخطف النار بالنار را معنی و تفسیر کند که نور چشم نور زیاد باد خطف گردد
مصیب مهرآشیان مسکنی
خطف=همان اطفای حریق است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خطف   • مفهوم خطف   • تعریف خطف   • معرفی خطف   • خطف چیست   • خطف یعنی چی   • خطف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خطف
کلمه : خطف
اشتباه تایپی : oxt
عکس خطف : در گوگل

آیا معنی خطف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )