برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1350 100 1

خطیب

/xatib/

مترادف خطیب: خطبه خوان، سخنران، سخنگو، متکلم، ناطق، نطاق، واعظ

متضاد خطیب: مستعمع

برابر پارسی: سخنران، سخنور

معنی خطیب در لغت نامه دهخدا

خطیب. [ خ َ ] (ع ص ) خطبه خوان . (منتهی الارب ). آنکه خطبه ٔ نماز می خواند. (یادداشت بخط مؤلف ). ج ، خُطَباء :
کانک قائم فیهم خطیباً
و کلهم قیام للصلوة.
ابن انباری.
ما بسازیم یکی مجلس امروزین روز
چون برون آید از مسجد آدینه خطیب.
منوچهری.
رسم خطبه را و نماز را که خطیب بجا آورد. (تاریخ بیهقی ). خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی. (گلستان سعدی ). || دانا در خطابت. (منتهی الارب ). ناطق. سخنور. (یادداشت بخط مؤلف ). ج ، خُطَباء :
خطیبان همه عاجز اندر خطابش
هژبران همه روبه اندر غبارش.
ناصرخسرو.
هر آنگه کزو ماند عاجز خطیب
فزاید بر او بی سعالی سعال.
ناصرخسرو.
مسعودسعدسلمان در بزم و رزم تو
جاری زبان خطیب و نبرده سوار باد.
مسعودسعدسلمان.
درون کام نهان کن زبان که تیغ خطیب
برای نام بود در برش نه بهر وغا.
خاقانی.
خرد خطیب دل است ودماغ منبر او
زبان بصورت تیغ و دهان نیام آسا.
خاقانی.
صبوحی زناشوئی جام و می را
صراحی خطیبی خوش الحان نماید.
خاقانی.
جاه را بردار کردم تا فلک گفت ای خطیب
نائب من باش اینک تیغ اینک گوهرم.
خاقانی.
من این رندان و مستان دوست دارم
خلاف پارسایان و خطیبان.
سعدی (طیبات ).
خطیب سیه پوش شب بی خلاف
برآورد شمشیر روز از غلاف.
سعدی (بوستان ).
- خطیب الهی ؛ هاتف غیبی. (ناظم الاطباء).
آواز این خطیب الهی تو نشنوی
کز جوش غفلت است ترا گوش دل گران.
خاقانی.
- خطیب القوم ؛ بزرگ قوم که با سلطان در حوائج ایشان گفتگو کند. (ناظم الاطباء).
|| شخصی که قاری قرآن باشد. || شخص موحد. (ناظم الاطباء).
- خطیب الانبیاء ؛ پدرزن حضرت موسی که حضرت شعیب باشد. (از ناظم الاطباء).
- خطیب سحر ؛ خروس سحرخوان :
دیدم صف ملائکه چرخ نوحه گر
چندانکه آن خطیب سحر در خطاب شد.
خاقانی.
...

معنی خطیب به فارسی

خطیب
دمشقی جلال الدین محمد بن عبدالرحمن شافعی قزوینی خطیب جامع دمشق و دانشمند ( ف. ۷۳۹ ه. ق . ) از آثار او تلخیص المفتاح و ایضاح است .
( صفت ) ۱ - مرد خطبه خوان سخنران . ۲ - واعظ . جمع : خطبائ ( خطبا ) .
ابوالفرج بن عبدالقادر بن صالح بن عبدالرحیم خطیب : از بزرگان شافعی در عصر خود بود مولد و وفاتش بدمشق اتفاق افتاد .
[ گویش مازنی ] /Khatib/ از توابع دهستان لاله آباد بابل
محمد بن عبدالله خطیب اسکافی متولد ۴۲٠ ه.ق . عالم بادب و لغه و از اهل اصبهان بود . ابتدائ کفشگر بود و سپس خطیب ری شد . از کتب اوست مبادی اللغه و نقد الشعر و دره التنزیل و عروه التاویل در آیات متشابهه و غلط کتاب العین و الغره در بعضی از اغلاط اهل ادب و لطف التدبیر در سیاست شاهان .
احمد بن علی بن ثابت بغدادی
صدر الدین خطیب متخلص به ربیعی بوشنجی
یحیی بن علی بن محمد شیبانی تبریزی مکنی به ابو زکریا .
ابوالفضل معین الدین یحیی بن سلامه از مشاهیر شاعران و ادبائ روزگار خود بود او در ادب دست داشت و دیوان اشعار و بعض خطب و رسائل او مشهور است و در فقه شافعی نیز دست داشت .
موفق بن احمد بن محمد مکنی به ابی الموید و ملقب به اخطب خوارزم از بزرگان علم و از سخنوران بزرگ بود .
یکی از عالمان لغت و فرهنگ است و اوراست : لغه العجم من لغه الفرس و وسیله المقاصد فی لغه الفرس که این کتاب مشتمل بر هزار و نود و پنج مصدر و ده هزار اسم است .
یاسین بن خیرالله بن محمود بن م ...

معنی خطیب در فرهنگ معین

خطیب
(خَ) [ ع . ] (ص .) واعظ ، سخنران . ج . خطباء.

معنی خطیب در فرهنگ فارسی عمید

خطیب
۱. کسی که خطبه می خواند.
۲. سخنران.

خطیب در دانشنامه اسلامی

خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی بن ثابت احمد بن مهدی( 392- 463 ه) در محل تولدش دو قول است: برخی غزیه در اطراف حجاز را محل ولادت او دانسته اند و برخی روستایی در هنیقه را.
پدرش در جامع روستا به مدت بیست سال به ایراد خطابه اشتغال داشت. از اینرو فرزندش را به هلال بن عبداللّه طیبی سپرد تا به او ادب و قرآن بیاموزد، چنانکه در قرائات از منصور حبّال نیز بهره مند گشت. در حلقه درس ابوالحسن بن رزقویه در جامع بغداد به استماع حدیث نشست و به مجالس ابی حامد اسفراینی، فقیه شافعی، نیز رفت و آمد داشت. بعد از وفات حبّال، خطیب از ابن صیدلانی که به تعلیم قرائات در جامع دار قطنی اشتغال داشت بهره برد. پس از آن به حلقه ابن رزقویه بازگشت و تا سال 412 ه در آن حلقه حضور داشت. وی همچنین از محدث بزرگ دیگری چون ابوبکر برقانی که خطیب به وی بسیار احترام می گذاشت، بهره مند گشت. وی علاوه بر حدیث از محضر فقهایی چون ابی الطیب طبری و احمد بن محمد محاملی فقه آموخت. خطیب از تعداد زیادی از علمای بغداد و نیز علمایی که به این شهر وارد می شدند استفاده کرد از جمله: ابوالقاسم عبید بن احمد ازهری، ابومحمد حسن بن محمد خلال بغدادی، ابن توزی، ابوالقاسم علی بن محسن تنوخی، ابومحمد حسن بن علی جوهری و غیره.
وی در جستجوی دانش سفرهای متعددی انجام داد. سفرهایی به شهرها و روستاهایی چون: عکبرا، بعقوبه، انبار، نهروان، درزیجان، کوفه، بصرة، نیشابور، حلوان، اسدآباد، همدان، ری، ساوه، دمشق، صور، مکة، بیت المقدس و...
درباره شخصیت وی نوشته اند که مردی باوقار و خوش لباس و دارای مروت و اهل بخشش و تواضع بود هیچ اشتیاقی به تقرّب با سلاطین و ثروتمندان نداشت. با این همه از گزند تیغ تهمت دشمنان بی نصیب نماند تا جائیکه برخی او را به شرب خمر و برخی به انحراف جنسی متهم ساختند. ولی اینهمه باشخصیت علمی او سازگار نیست علاوه بر اینکه راویان برخی از این گونه اخبار مورد اطمینان نیستند.
بیشتر همت و تلاش خطیب مصروف حدیث و علوم مرتبط با آن گشت هر چند به فقه و اصول و نیز ادبیات و تاریخ و اخبار نیز اهمیت می داد. وی در اصول پیرو مذهب اشعری و در فروع پیرو مذهب شافعی بود. برخی از معاصرین وی او را توثیق کرده اند و برخی دیگر که از دشمنان وی به شمار می روند دانش او ...


خطیب در دانشنامه ویکی پدیا

خطیب
خطیب ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
سخنران
خطیب (روستا)، روستایی است از توابع بخش لاله آباد شهرستان بابل
خطیب (محله)، از محله های قدیمی تبریز
خطیب بغدادی، مورخ و حدیث شناس؛ نویسندهٔ کتاب «تاریخ بغداد».
خطیب ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
سخنران
خطیب (روستا)، روستایی است از توابع بخش لاله آباد شهرستان بابل
خطیب (محله)، از محله های قدیمی تبریز
خطیب بغدادی، مورخ و حدیث شناس؛ نویسندهٔ کتاب «تاریخ بغداد».
خطیف (بردسیر)، روستایی از توابع بخش لاله زار شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان قلعه عسگر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۶ نفر (۲۴خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۲۶′۲۹″ شمالی ۵۲°۲۹′۵۶″ شرقی / ۳۶٫۴۴۱۳۹°شمالی ۵۲٫۴۹۸۸۹°شرقی / 36.44139; 52.49889
خطیب، روستایی است از توابع بخش لاله آباد شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان لاله آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۶۸ نفر (۱۴۴خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۸°۰۴′ شمالی ۴۶°۱۴′ شرقی / ۳۸٫۰۶۷°شمالی ۴۶٫۲۳۳°شرقی / 38.067; 46.233 خطیب یکی از قدیمی ترین محله های تبریز است. این محله یکی از قصبات حومه تبریز بوده است که اکنون جزیی از شهر تبریز شده است. اهالی قدیم خطیب نام آن را حطیب تلفظ می کردند. بنای محله خطیب به خطیب تبریزی معروف به صدرالدین برادر تاج الدین تبریزی منسوب است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خطیب در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:خطابه

ارتباط محتوایی با خطیب

خطیب در جدول کلمات

خطیب روم باستان
سنکا
خطیب نامدار رومی
سیسرن
خطیب و رهبر انقلابی معروف فرانسوی
میرابو
خطیب و رهبر بزرگ انقلاب فرانسه
میرابو

معنی خطیب به انگلیسی

orator (اسم)
سخنور ، سخن ران ، خطیب ، ناطق ، سخن پرداز
preacher (اسم)
خطیب ، واعظ
prolocutor (اسم)
سخنگو ، خطیب ، متکلم

معنی کلمه خطیب به عربی

خطیب
کتيب

خطیب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار مرزبان
سخنوران و چاپلوسان دربار (در اشعار)
علی هنرزاده شیراز
در زبان ایل بزرگ عرب استان فارس
خَطیبْ = سخنران
خَطّیبِه = نامزد، به خواستگاری رفتن
خطیبتی = نامزدم، نامزد من

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خطیب در جدول   • حجت الاسلام خطیب   • معنی خطیب   • خطیب یعنی چه؟   • محله خطیب   • خطیب مدیرعامل سابق پرسپولیس   • خطیب حفاظت اطلاعات   • معني خطيب   • مفهوم خطیب   • تعریف خطیب   • معرفی خطیب   • خطیب چیست   • خطیب یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی خطیب
کلمه : خطیب
اشتباه تایپی : oxdf
آوا : xatib
نقش : اسم
عکس خطیب : در گوگل

آیا معنی خطیب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )