انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1068 100 1

خلافت

/xelAfat/

مترادف خلافت: جانشینی، خلیفگی، حکومت، حکومت اسلامی، پادشاهی، سلطنت

معنی خلافت در لغت نامه دهخدا

خلافت. [ خ ِ ف َ ] (ع مص ) بجای کسی بعد وی بودن در کاری. (آنندراج ). ایستادن بجای کسی که پیش از وی بوده باشد. (ترجمان علامه جرجانی ). نیابت. (زمخشری ).جانشین شدن. (یادداشت بخط مؤلف ). خلافة. || پی کسی آمدن. || بجای کسی خلیفه کردن کسی را. (آنندراج ). || ولی عهد کردن. جانشین کردن. || (اِمص ) جانشینی. (یادداشت بخط مؤلف ) : و کارها فروبماند تا جوانی را که معتمد بود پیشکار امیر کرد بخلافت خود. (تاریخ بیهقی ).امیر نصر، وزیر خویش را نصربن اسحاق را بخلافت خویش در آن اعمال بگذاشت. (تاریخ بیهقی ). بروی اعتماد کرده و او را به نیابت و خلافت خویش در آن دیار بگذاشته.(تاریخ بیهقی ). عضدالدوله... و مملکت کرمان با تصرف گرفت و کورتگین... به نیابت و خلافت خویش آنجایگاه بگذاشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). به امامت و خلافت او تیمن و تبرک نمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). گفتا هرکه را خلافت خدای تعالی در روی زمین سیر نکند، از قبض ضیاع یتیمان و درویشان هم سیر نشود. (کلیله و دمنه ).
چل صبح آدم همدمش ملک خلافت ز آدمش
هم بود اسم اعظمش هم علم اسما داشته.
خاقانی.
آدم در خلافت و عیسی ره سما.
خاقانی.
آن بخلافت علم آراسته.
نظامی.
سلطان خیالت بنشاندی بخلافت.
سعدی.
|| دستگاه حکومت اسلامی که بعد از پیغمبر اسلام بر ممالک اسلامی حکم راند و به ادوار مختلف تقسیم شده است : دوره ٔ خلافت خلفای راشدین و دوره ٔ خلافت امویان و دوره ٔ خلافت عباسیان (که از منصور دوانیقی شروع میشود و تا المستعصم باﷲ ختم می گردد). بموازات خلافت امویان و عباسیان در بغداد، در مصر خلافت فاطمیان و در اندلس خلافت امویان مغرب حکمراندند، رجوع بذیل هریک از این عناوین در این لغت نامه و تاریخ تمدن جرجی زیدان ترجمه ٔ فارسی ج 1 ص 87 و ج 4 ص 50، 79، 179، 185 و 187 و ج 5 ص 133، 156 و 152 شود : امیرالمؤمنین اعزازها ارزانی داشتی... تا... بمدینةالسلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد... دریابیم و دور کنیم.... (تاریخ بیهقی ). امیرالمؤمنین ابوجعفر الامام القائم بامراﷲ ادام اﷲ سلطانه را... بر تخت خلافت نشاندند. (تاریخ بیهقی ). اما ایشان باید بیدارتر باشند و جاه حضرت خلافت را بجای خویش برند باز. (تاریخ بیهقی ). فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و بعلویان آرد. (تاریخ بیهقی ). گفت... ناچار بر نصرنامه نویسد و تذکره و پیغامها و آنچه رسم است حضرت خلافت را بدو سپارد. (تاریخ بیهقی ).
ببین مثال خلافت بدست نورالدین
که بهر دست سلاطین کنند حرز کمال.
خاقانی.
خطبای عراق و شعرای آفاق فوجاً بعد فوج روی بحضرت خلافت نهادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

خلافت. [ خ َ ف َ ] (ع اِمص ) گولی. احمقی. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خَلافة در این لغت نامه شود :
پس از خلافت و شنعت گناه دختر چیست
ترا که دست بلرزد گهر چه دانی سفت.
سعدی (گلستان ).

خلافة. [ خ َ ف َ ] (ع اِمص ) گولی. احمقی.(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).

خلافة. [ خ َ ف َ] (ع مص ) خلوف. رجوع به خلوف در این لغت نامه شود.

خلافة. [ خ ِ ف َ ] (ع مص ) خلیفه کردن در اهل و مال خود. منه : خلف فلاناً علی اهله و ماله خلافة. || سپس کسی آمدن. منه : خلف زیداً خلافة؛ سپس زید آمد. || در جای پدر خود گردیدن بدون غیر. منه : خلف مکان ابیه خلافة. || خلف از نخست گردیدن میوه. منه : خلفت الفاکهة بعضها بعضاً. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || جانشین رب خود شدن در اهل خود. منه : خلفه ربه فی اهله خلافة. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). معنی عبارت در اینجا «جانشین کرد رب او را در اهل خود» می باشد که نتیجه ٔ آن «جانشین رب خود در اهل خود شد»، میشود.

معنی خلافت به فارسی

خلافت
۱ - ( مصدر ) خلیفه بودن . ۲ - ( اسم ) خلیفگی جانشینی پیغمبر . ۳ - پادشاهی سلطنت . ۴ - مقامی است که سالک بعد از قطع مسافت و رفع بعد میان خود و حق بر اثر تصفیه و تجلیه و نفی خاطر و خلع لباس صفات بشری از خود و تعدیل و تسوی. اخلاق و اعمال و جمع آن منازل که ارباب تصفیه معلوم کرده اند و طی منازل سائرین و وصول بمبدائ حاصل کرده باصل و حقیقت و اصل گشته سیرالی ا... و فی ا... تمام شده و از خودی محو و فانی و ببقای احدیت باقی گشته آنگاه سزاوار خلافت است . یا خلاف الهی . مقام نفوس کامله انسانی است .
گولی احمقی
آنکه خلافت را در پناه دارد حافظ کرسی خلافت .
منسوب به خلافت و یائ درین جا افادت تفخیم کند مجازا با عالی مقام .
توالی بروج عکس توالی بروج
نگاهدارنده خلافت جانشین
آنکه تخت او تخت خلافت است
آنکه کار خلافت بدو گردد آنکه گرداننده امور خلافت است .
حرص هوس

معنی خلافت در فرهنگ معین

خلافت
(خِ فَ) [ ع . خلافة ] (اِمص .) خلیفگی ، جانشینی پیغمبر.

معنی خلافت در فرهنگ فارسی عمید

خلافت
۱. جانشینی پیغمبر.
۲. خلیفه بودن.
۳. [قدیمی] جانشین کسی شدن، جانشینی، نیابت.
۴. [قدیمی] مخالفت.

خلافت در دانشنامه اسلامی

خلافت
خلافت، نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام و در جایگاه جانشینی آن حضرت، که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده اند.
خلافت واژه ای عربی از ریشه خ ل ف به معنای جانشین ساختن و واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معنای جانشین، وکیل و قائم مقام است. در قرآن نیز واژه های خلیفه، خلفاء و خلائف به همین معنای لغوی به کار رفته است. بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) به کار گرفته شد و به ترتیب، به معنای جانشینی در امر حکومت و در معنای مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر، و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد. کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی مسلمانان بدل ساخت و حتی بعدها، گروههایی از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در قرآن استناد کردند. در همین معنا، دو واژه امامت و امام نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین به کار رفته است که با مفهوم امامت از دیدگاه شیعی تفاوت بسیار دارد.
شکل گیری خلافت
در رویکرد تاریخی، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر در قالب آن شکل گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین پیامبر اکرم در امر حکومت اسلامی محسوب می شد.آغاز شکل گیری خلافت به رویداد سقیفه بنی ساعده بازمی گردد، که طی آن جمعی از صحابه بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، اقدام به تعیین جانشینی برای وی کردند. بنابر یک فرض، پدیدآورندگان این ساختار حکومتی ذهنیتی روشن درباره ماهیت خلافت و چگونگی و حدود و ثغور وظایف خلیفه نداشته اند. این فرضیه، البته تا آن جا که ناظر به تدوین نظریه ها و آرای کلامی، سیاسی و فقهی متفکران مسلمان درباره خلافت است، صحیح می نماید اما واقعیت آن است که (به استناد مباحث مطرح شده در سقیفه) طراحان نظام خلافت، درباره این ساختار و چگونگی آن، چندان هم با موضوع بیگانه نبوده اند. چنان که بخشی از مهم ترین انگاره ها درباره خلافت که تأثیر عمیقی بر آرای بعدی مسلمانان به جای نهاد، برخاسته از همان نگرشها بود. اجتماع سقیفه در بارزترین ویژگی خود، تأثیر قوی سنن فرهنگی ـ اجتماعی عرب پیش از اسلام در شکل دهی به یک ساختار حکومتیِ اسلامی را به نمایش گذاشت. مبدعان این نظام با تأکید بر ضرورت قریشی بودن خلیفه رویکرد قبیله ای را به مهم ترین رکن نظام خلافت بدل کردند. این رویکرد، به دلیل هماهنگی با ساختار فرهنگی ـ اجتماعی زندگی مردم عرب، خیلی زود با پذیرش عمومی مواجه شد و حتی موضع گیری مخالفانی چون عباس، عموی پیامبر که بر وراثت خانوادگی تأکید می ورزید، و ابوسفیان که حاکم شدن تیره ای فرودست از قریش (تَیْم) برایش خیلی دشوار بود طبری، ج۳، ص۲۰۹ـ۲۱۰)، نیز مبتنی بر همین دیدگاه صورت گرفت. بااین حال، در همان زمان مخالفانی هم بودند که این تلقی از جانشینی پیامبر را برنمی تافتند. انصار به اتکای سهم تعیین کننده و غیرقابل تردیدشان در پیشرفت اسلام، خواهان امیری انصاری بودند که هم شأن امیر قریشی باشد و هم زمان با او حکم براند. اما مخالفت اهل بیت پیامبر، عده ای از بنی هاشم و نیز برخی از صحابیان، با اصل واقعه شکل گرفته در سقیفه بود دارندگان این رویکرد در تعارضی آشکار با برپاکنندگان اجتماع سقیفه، نه تنها مسئله خلافت و نحوه انتخاب جانشین پیامبر با آن ماهیت و آن گونه که اتفاق افتاد را به رسمیت نشناختند، بلکه از پذیرفتن آنچه بعدها به صورت مرجعیت دینی و دنیوی خلیفه در جایگاه جانشینی پیامبر تأکید و ترویج شد نیز سر باز زدند و آن را مختص امام منصو ص و منصوب از سوی خدا و پیامبر دانستند (امام؛ امامت). این مخالفت به دلیل واکنش سریع و صریح جریان خلافت درهم شکست و سیطره سیاسی طراحان و مدافعان نظام خلافت، افکار عمومی مسلمانان را از همان روزگار به سمت پذیرش فکری ساختار نوپای خلافت سوق داد.
خلفای راشدین
...
خلافت
خلافت، اصطلاحی سیاسی - مذهبی به معنای جانشینی پیامبر اکرم(ص) در امر سیاست، حکومت و دیانت.
خلافت در آموزه های شیعه،همان ولایت، امامت یا جانشینی پیامبر(ص) در همه امور دنیوی و اخروی است. خلفای رسول الله(ص) در مذهب تشیع، دوازده امام معصوم(ع) از اهل بیت آن حضرتند و تنها تفاوتی که با او دارند، این است که وحی بر آنها نازل نمی شود. پس از وفات پیامبر اسلام، خلافت رسمی، (به جز دوره کوتاه حکومت امام علی(ع) و امام حسن مجتبی (ع))، عملاً به غیرمعصومان رسید و در حدود سیزده قرن اشخاص و خاندان های متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق خلیفه پیامبر(ص) معرفی کردند.
اما خلافت در تاریخ اسلامی، عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر را به دست گرفت و متصدیان آن، یعنی خلفاء، خود را جانشین پیامبر تنها در امر حکومت معرفی می کردند.
خلافت
خلافت: نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام صلی اله علیه و آله و در جایگاه جانشینی آن حضرت که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده اند.
خلافت واژه ای عربی از ریشه خ ل ف، به معنای نیابت از غیر است به جهت غیبت منوب عنه یا به علت مرگش یا به جهت عاجز بودنش و یا به سبب شرافت بخشیدن به نایب. نیز به معنای جانشین ساختن آمده است.
واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معنای جانشین، وکیل و قائم مقام است.
واژه خلیفه در قرآن کریم به معنای جانشین خداوند بر روی زمین آمده است و این خلافت تمام نمی شود، جز این که خلیفه در همه شئون وجودی و آثار و احکام و تدابیر، حاکی از مستخلف باشد.
واژه های خلیفه (رجوع کنید به سوره بقره: 30؛ ص26)، خلفاء (سوره اعراف: 69، 74؛ سوره نمل: 62) و خلائف (سوره انعام: 165؛ سوره یونس: 14، 73؛ سوره فاطر: 39) در قرآن بکار رفته است.
بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بکار گرفته شد و به ترتیب، به معنای جانشینی در امر حکومت و در معنای مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد.
کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی مسلمانان بدل ساخت و حتی بعدها، گروههایی از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در قرآن استناد کردند. در همین معنا، دو واژه امامت و امام نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین بکار رفته است که با مفهوم امامت از دیدگاه شیعی تفاوت بسیار دارد.
در رویکرد تاریخی، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر در قالب آن شکل گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در امر حکومت اسلامی محسوب می شد.
خلافت در اصطلاح، عبارتست از نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا.
موضوع خلافت از موضوعاتی است که بین مسلمین دارای اهمیت بسزایی می باشد. شیعیان، حضرت علی (علیه السّلام) را جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از سوی خدا می دانند و برای اثبات این مطلب به ادله فراوانی از قرآن و روایات معتبر فریقین استناد می کنند و خلافت را یک منصب الهی و تابع تشریع می دانند در حالی که اهل سنت، معتقدند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای بعد از خود جانشین تعیین نکرده است.
تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۵۲.    
خلافت از نظر لغت، نیابت کردن شخصی است از شخص دیگری که این نیابت یا برای غایب بودن منوب عنه است یا برای مردن او یا برای عاجز بودن و یا برای تعظیم و تشریف خلیفه است.« والخلافة، النیابة عن الغیر، اما لغیبة المنوب عنه و اما لعجزه و اما لتشریف المستخلف.»
اصفهانی، راغب، مفردات، ج۱، ص۱۵۶.    
خلافت و امامت در اصطلاح، نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا است و به کسی که چنین مقامی دارد خلیفه و امام می گویند. البته شروطی مانند قریشی را جز شروط امام می دانند.
ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ص۱۹۳    
...
مفسران در این که مقصود از خلیفه و جانشین در آیات چیست، اختلاف نظر دارند.
در گفت و گوی خدا با ملائکه آمده است: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلیفَةً». مفسّران در این که مقصود از این خلیفه چه کسی، و جانشین کیست، و نیز در ملاک آن، بر یک نظر نیستند. به گفته ابن عباس ، ساکنان نخست زمین، جنّیانی اهل فساد و خون ریز بودند و خداوند آدم را جایگزین آنان کرد. برخی آدم را جانشین فرشتگان در زمین می دانند. به نظر حسن بصری ، مقصود از خلیفه، فرزندان آدم است که جانشین پدر، و نسلی پس از نسلی جانشین یک دیگر می شوند. گروهی نیز معتقدند که آدم، جانشین انسان های پیش از خود است که بر روی زمین می زیسته و نسل شان منقرض شده است. آن چه اکثر قریب به اتّفاق مفسّران پذیرفته اند، این است که در این آیه، سخن از جانشینی انسان (آدم و اولاد او) از خداوند است. علاّمه طباطبایی فرزندان آدم را با وی در این خلافت شریک دانسته و در تأیید این نظریّه، به آیات ۶۹ اعراف، ۱۴ یونس و ۶۲ نمل استناد کرده است. جمعی برآنند که مقام جانشینی خدا، با کفر ، گناه و... سازگار نیست و آن را مختص به آدم، انبیا و جانشینان پیامبران دانسته اند. به گفته زمخشری ، آلوسی و بیضاوی ، مقصود از جانشینی آدم، این است که او و همه پیامبران، جانشین خدا در زمینند علاّمه طباطبایی می گوید: خلافت در این آیه به معنای جانشینی خدا است. ملاصدرا در توجیه شایستگی آدم برای خلافت خدا می گوید: برخی دلیل آن را پذیرش تکلیف از جانب آدم یا فرمان بری وی (با وجود موانعی چون شهوت و غضب ) و یا جامعیّت او بر صفات فرشتگان و حیوان ذکر کرده اند؛ ولی محکم ترین رأی این است که چون جامع همه مظاهر اسمائیه است، به خلافت رسید.
خداوند، حضرت آدم علیه السلام را خلیفه خود در روی زمین معرفی کرد.در این مقاله آیات مرتبط با خلافت حضرت آدم علیه السلام معرفی می شوند.
آدم علیه السلام، خلیفه خدا در زمین:«و إذ قال ربّک للملئکة إنّى جاعل فى الأرض خلیفة ...؛
بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
آدم علیه السلام، خلیفه پیشینیان در زمین:«و إذ قال ربّک للملئکة إنّى جاعل فى الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء ...؛
بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
خدا، اعطاکننده خلافت به آدم علیه السلام:«و إذ قال ربّک للملئکة إنّى جاعل فى الأرض خلیفة ...؛
بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
...
تقریبا بلافاصله پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله که هنوز حضرت دفن و کفن نشده بود، عده ای دست به کار شدند و در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند تا به اصطلاح برای رسول خدا (ص) خلیفه و جانشین تعیین کنند.و بالاخره در این گیرودار ابوبکر با کمک و یاری عمر بن خطاب و دیگران به خلافت رسید.
...
برخی آیه 30 سوره بقره/2 را «آیه خلافت» نام نهاده اند. به این آیه، استخلاف نیز گفته اند؛ زیرا در آن از جانشینی آدم در زمین خبر داده است:
«و إِذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلائکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأرضِ خَلیفَة...».
مفسران در این که آدم جانشین چه کسی در زمین شده، معنای این جانشینی چیست و این که آیا این جانشینی منحصر در آدم است یا خیر بر یک عقیده نیستند.
اقطاع در عصر خلافت (از رحلت پیامبر (ص ) تا ظهور آل بویه ) نیز ادامه یافت؛ گرچه حدود و مصادیق اقطاع، بنابر شیوه ها و نظرات خلفا در این باب تفاوت هایی داشت.
پس از رحلت پیامبر (ص )، سنت او در واگذاری اراضی و معادن و آب ها به اقطاع ادامه یافت و هدف از آن هم چنین آبادانی ، تشویق به گروش به اسلام ، پشتیبانی از سرداران و جنگجویان مسلمان بود گرچه حدود و مصادیق اقطاع ، بنابر شیوه ها و نظرات خلفا در این باب تفاوت هایی یافت .مثلاً عمر به واگذاری اقطاع تمایل نداشت و حقوق بیت المال و مسلمانان عصر خود و نسل های بعد را مهم تر می شمرد.چنان که گفته اند وقتی ابوبکر زمین بزرگی به اقطاع طلحه داد و عهدی درباره آن نوشت ، عمر که خاتم را در دست داشت ، از تصدیق آن ، بدان عذر که حق مسلمانان ضایع می گردد، خودداری کرد و ابوبکر نیز بدین نظر تن در داد. همو قطیعه ای را که ابوبکر به عیینة بن حصن فزاری داده بود، باطل کرد. با این همه ، ابوبکر قطایع دیگری ، مانند آن چه به زبیر داد، یا آن چه عمر به امام علی (ع ) واگذاشت ، به اقطاع می داد.
نتایج فتوحات اسلامی
یکی از نتایج فتوحات اسلامی تسلط مسلمانان بر اراضی گوناگون در ایران ، عراق ، شام و مصر و دیگر نقاط بود که بومیان ساکن در آن اراضی ، مساکن و مزارع خود را رها کرده بودند.
اراضی سواد در زمان خلفا
...
حسبه در عصر خلافت، به بررسی سیر تاریخی حسبه در زمان پیامبر و خلفای بعد از آن حضرت می پردازد.
نظارت حکومت بر امور بازارها و رفتارهای اجتماعی شهروندان، به عصر پیامبر و جانشینان وی بازمی گردد، با ظهور اسلام، از پاره ای معامله ها، که در عربستان پیش از اسلام در بازارهای موسمی معمول بود، نهی شد و اخلاق اقتصادی جدیدی بر پایه آموزه های اسلام عرضه شد.
در منابع روایی و تاریخی، گزارش های درخور توجهی از نظارت پیامبر اکرم بر بازار وجود دارد، بیشتر این گزارش ها، که در مجموعه های روایی گردآوری شده اند، بعدها مبانی نظری و عملی تشکیلات حسبه را پایه گذاری کردند.
پیامبر اکرم، علاوه بر تنظیم روابط اقتصادی و اخلاق اقتصادی، بر بازار نظارت مستقیم داشت.
کار پیامبر به توصیه و ارشاد منحصر نمی شد، بلکه متخلفان را به مجازات می رسانید و تاجران را ملزم به رعایت قوانین می کرد. گزارش هایی در دست است که پیامبر برای نظارت بر بازار مکه و مدینه مسئول گماشت.

← دوره خلفای نخست
 ۱. ↑ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۷۰ـ ۲۷۱. ۲. ↑ مالک بن انس، المُوَطَّأ، ج۲، ص۶۰۹ـ۶۸۶، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱. ۳. ↑ ج ۱۷ و ۱۸، حرّعاملی، وسائل الشیعه. ۴. ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، ج۲، جزء۴، ص۶۰، چاپ محمود عمر دمیاطی، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸. ۵. ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، ج۸، جزء۱۵، ص۱۶۳، چاپ محمود عمر دمیاطی، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸. ۶. ↑ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۸۲. ۷. ↑ محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی، نظام الحکومةالنبویة، ج۱، ص۲۸۴ـ۲۸۵، المسمی التراتیب الاداریة، بیروت: دارالکتاب العربی،. ۸. ↑ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۸۶. ۹. ↑ خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۶۱، روایة بقی بن خالد (مخلد)، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳. ۱۰. ↑ ابن عبدالبَرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۶۲۱، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره (۱۳۸۰/ ۱۹۶۰). ۱۱. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم ۱، ص۱۸۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۲. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم۱، ص۲۰۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۳. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم۱، ص۲۰۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۴. ↑ محمدبن یوسف کندی، کتاب الولاة و کتاب القضاة، ج۱، ص۶۸ـ ۶۹، چاپ رفن گست، بیروت ۱۹۰۸.

منابع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حسبه»، شماره۶۱۱۶.    
...
‏خاستگاه خلافت: سقیفه، نقطه جدایی خلافت و امامت‏، ترجمه فارسی و ویرایش کتاب «السقیفة و الخلافة» نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود است که توسط سید حسن افتخارزاده صورت گرفته است. این کتاب به زبان فارسی، در زمان معاصر و در یک جلد به چاپ رسیده است. ناشر اصل کتاب «مکتبة غریب» است و آن را در ۳۱۸ صفحه و بدون تاریخ به چاپ رسانده است و ناشر ترجمه آن «نشر آفاق» است و آن را در 567 صفحه به چاپ رسانده است. ترجمه کتاب به صورت ترجمه معنایی بوده و در برخی موارد هم ترجمه تحت اللفظی می باشد. نویسنده تلاش کرده متنی روان و سلیس و مطابق ادبیات روز ارائه دهد و امانت داری منصف در برگرداندن مطالب از عربی به فارسی باشد. فهرست مطالب در ترجمه و در متن عربی هر دو در انتهای کتاب ذکر شده، با این تفاوت که در فهرست عربی فقط به شمارش ابواب از یک تا یازده اشاره شده، بدون اینکه مشخص شود محتوای هر فصل راجع به چه موضوعی است، اما در فهرست ترجمه کتاب ضمن بیان عنوان کلی فصل، ریزموضوعات فصل نیز به صورت درختی مطرح شده است. از جمله کارهای مفید مترجم افزودن فهارس فنی تحت عنوان «فهرست راهنما» مشتمل بر: «آثار، کتب، مجلات»، «اشخاص و قبایل» و «اماکن» به پایان کتاب، قبل از فهرست مندرجات است. پاورقی های مؤلّف و مترجم با ذکر این دو کلمه در داخل کمان () در پایان هر پاورقی مشخص شده است. آنچه فاقد این است توضیح ویراستاران است. هرجا مؤلّف نام مبارک رسول گرامی اسلام(ص) را به کار برده است در ترجمه، به احترام از واژه «پیامبر» استفاده شده است. در آغاز کتاب گلچینی از متن کتاب ذکر شده است که از جمله آنهاست: «معیار من در شناخت عظمت انسان ها همواره صفات و ویژگی های شخصیتی بوده است. پس از پیامبر خدا(ص) هیچ شخصیتی را شایسته تر از پدر فرزندان ارجمند و مطهّرش ندیدم که بتوان به دنبال یا در ردیف آن حضرت دانست. انگیزه ام در این گفتار، دفاع از یک مذهب یا شیعه گری نیست، بلکه این عقیده ای است که حقایق تاریخی ارائه می دهد. این ترجمه وسیله خیری برای نزدیک ساختن مذاهب اسلامی (شیعه و سنّی) به یکدیگر خواهد گشت؛ چه شیعه برخلاف تصوّرش خواهد دانست که شخصی سنّی مانند من درباره امام علی(ع) در کتاب خود چنین انصافی روا داشته است. بخشی از مقدمه مترجم درباره زندگی نامه مؤلف است. از آنجا که نویسنده کتاب، محققی مصری و سنی مذهب است، گهگاه تعابیری در مورد گردانندگان «سقیفه» به کار می برد که برای مترجم ناخوشایند است و برخلاف صواب؛ امّا رعایت امانت، وی را بر آن واداشته است که همان تعابیر را در برگردان اثر رعایت کند.
مطالعه کتاب خاستگاه خلافت در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور



خلافت در دانشنامه ویکی پدیا

خلافت
خلافت در معنای عام اطلاق به جانشینی دارد و جانشین (خلیفه) بعد از یک فرد، برای اداره امورجامعه یک امت باید کلیهٔ خواص مربوط به اصول حکومت راداشته باشد.
خلافت اسلامی
حکومت اسلامی
عبدالله بن ابی قحافه عثمان بن کعب تیمی قرشی ملقب به ابوبکر (به عربی: أبو بکر)، ابوبکر صدیق (گفته می شود محمد به وی این لقب را داده است) و ابن ابی قحافه (۱۱-۱۳ ه.ق) از نزدیک ترین صحابه و مشاوران محمد، پیامبر اسلام بود که پس از محمد به عنوان اولین خلیفه مسلمانان انتخاب شد. او از اولین کسانی بود که به پیامبر اسلام ایمان آورد.
شیعیان که معتقد به امامت هستند بر این باورند جانشینی بعد از پیامبر از جانب خداوندتعیین و معرفی می شود که همان علی بن ابی طالب است و پیامبر وی را به صورت خاص در غدیر خم معرفی کرد و از آن ها برای علی بیعت گرفت وفرزندان علی نیز جانشین بعدی پیامبر ند و تمامی آنان معصومند خلافت انتسابی نیست بلکه جانشینی صلبی وارثی از پدر به پسر است.. از میان امامان دوازده گانه فقط علی و پسرش حسن حکومت واقعی تشکیل دادند ولی بعدها اسماعلیان خلفای فاطمی در مصر را تشکیل دادند که در حال حاضرشاهزاده کریم حسین معروف به آقاخان چهار، چهل و نهمین رهبر اسماعیلیان است در ایران نیز صفویان داعیه مرشدی می کردند و در سودان نیز فردی به نام مهدی خودرا خلیفه خواند.
اهل تسنن اعتقادی به تعیین خلیفه از جانب خداوند ندارند لذا قائل به عصمت کامل (از نوع نبوی) برخلیفه هستند ومعتقدند بعد از وفات پیامبر اسلام با مراجعه به قرآن خدا و عنایت به آیه شوری می توانند خود امت از طریق رأی گیری یا بیعت همگانی برای خودشان خلیفه تعیین کنند؛ لذا خلیفه تنها رهبرسیاسی و مسئول امور مسلمین است. چهار خلیفه اوایل دوره اسلام را خلفای راشدین گویند به ترتیب ابوبکر، عمر، عثمان، علی، است که در نزد اهل سنت حرمت خاصی دارند . حکومت های اسلامی مثل اموی و عباسی نیز رهبر سیاسی خود را خلیفه می نامیدند خلافت حکومت عربها با حمله مغولان به اتمام رسید و بعداً حکومت ترکان عثمانی نیز معروف به خلافت عثمانی شد که سلطان عبدالحمیددوم، سی و چهارمین خلیفهٔ عثمانی و آخرین آنهابود تا سال ۱۹۰۹م باقدرت کامل حکومت کرد بعدازاو سلسله عثمانی ضعیف گشت و تبدیل به ترکیه کنونی شد.
خلافت در معنای عام به معنی جانشینی و در معنای خاص به معنی حکومت داری پس از پیامبر اسلام در جوامع اسلامی ست و می تواند به موارد زیر نیز اطلاق شود:
علی بن ابی طالب#برگزیده شدن به خلافت، خلافت علی بن ابی طالب
خلافت عباسیان، دومین سلسله اسلامی
امپراتوری عثمانی، امپراتوری عثمانی در منطقه مدیترانه
خلافت فاطمیان، سلسله اسلامی در شمال آفریقا
دولت اموی یا خلافت اموی یا دولت بنی امیه (۴۱ - ۱۳۲ / ۶۶۲ - ۷۵۰ م) دومین خلافت اسلامی بعد از خلفای راشدین می باشد و دارای بزرگترین قلمرو در تاریخ اسلام است. بنی امیه اولین خاندان مسلمان در طول تاریخ اسلام بودند که به صورت ارثی شبیه به پادشاهان حکومت کردند. پایتخت آن دمشق بود و آغاز کار این دولت در تاریخ ۴۱ هـ (۶۶۲ م) بود و در ۱۳۲ هـ (۷۵۰ م) پایان یافت. اوج گسترش دولت اموی در زمان خلیفهٔ دهم، هشام بن عبدالملک بود او مرزهای قلمرو خود را تا اطراف چین از شرق و جنوب فرانسه از غرب گسترش داد همچنین توانسته بود که افریقیه، مغرب عربی، اندلس، جنوب گل، سند و فرارود را هم به قلمروی امویان اضافه کند. از مشهورترین خلفای اموی می توان به معاویه ابی سفیان، یزید بن معاویه، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان، ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، هشام بن عبدالملک و مروان بن محمد اشاره نمود.افغانستان الجزایر آندورا ارمنستان جمهوری آذربایجان بحرین چاد قبرس مصر اریتره فرانسه گرجستان جبل طارق (UK) یونان هند ایران عراق اسرائیل اردن قزاقستان کویت قرقیزستان لبنان لیبی موریتانی مراکش نیجر عمان پاکستان حکومت خودگردان فلسطین پرتغال قطر روسیه عربستان سعودی سومالی اسپانیا سوریه تاجیکستان تونس ترکیه ترکمنستان امارات متحده عربی ازبکستان یمن صحرای غربی
امویان از سال ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی به عنوان خلفای امپراتوری تازه تأسیس اسلامی در دمشق حکومت کردند و اولین سلسله موروثی را در تاریخ اسلام پدیدآورند. قلمرو تحت حکومت آن ها از مشرق تا هند و از مغرب تا شبه جزیره ایبریا گسترده بود. بعد از سقوط حکومت امویان در شرق به وسیله عباسیان آنان در اندلس (اسپانیا) امارت قرطبه (کوردوبا) را بنا نهادند که از سال ۷۵۶ تا ۱۰۳۱ حکومت کرد و این حکومت از سال ۹۲۹ میلادی به نام خلافت بود.
در باب ریشه این قوم باید گفت که آن ها همچون پیامبر اسلام از مردی به نام عبدالمناف از طایفه قریش نشأت می گیرند. از دو پسر این شخص یکی به نام هاشم جد خاندان هاشمی و پیامبر اسلام بود و دیگر عبدالشمس پدر امیه که جد خاندان بنی امیه بود.
در ابتدای قرن هفتم میلادی اعقاب امیه یکی از خانواده های پرنفوذ اعراب مکه بودند. در این زمان بود که محمد بن عبدالله از خاندان هاشم اعلام پیامبری کرد. هنگامی که محمد در سال۶۲۲ میلادی به مدینه مهاجرت کرد و در پی آن نبردهایی با مکیان داشت با اعضای خانواده امویان که در سمت سپاه مکه بودند، جنگید. از این میان ابوسفیان بن حرب پدر معاویه اولین حاکم امویان رهبری سپاه مکه را بر عهده داشت. مدینه بر سر راه شام قرار داشت و تجارت با شام مهم ترین منبع درآمد خانواده بنی امیه بود. محمد با بستن این مسیر توانست سرانجام ابوسفیان را ناتوان کرده و منجر به سقوط مکه شود. ابوسفیان کمی قبل از فتح مکه توسط مسلمانان ناگزیر به دین اسلام درآمد. در نهایت با این تغییر جهت، ضمن بازگشت صلح به دو خانواده رقیب اموی و هاشمی در قریش، باعث شد که امویان بتوانند در سیاست آینده حکومت اسلامی- عربی نوپا نقش مهمی بازی کنند. معاویه پسر ابوسفیان کمی بعد به عنوان کاتب وحی درآمد. بعد از مرگ محمد، معاویه در نبردهای سپاه اسلام علیه امپراتوری روم شرقی در آسیای صغیر (سوریه یا شام) شرکت کرد و موفق به فتح دمشق شد.
اخلافت رسولی' شیوه ای است که از طریق آن کهانت مسیحی که ازخود مسیح نشات گرفته شده و به حواریون منتقل شده از شخصی به شخصی دیگر منتقل می شود. این مسئله معمولاً در ارتباط با این تعلیم است که خلافت از طریق رشته ای از اسقف ها انجام می گیرد. این خلافت فقط از طریق اسقفهایی می تواند منتقل شود که خود آنها از ۳ اسقف دیگرکه از کلیسای رسولی و جامع باشند دستگذاری شده باشند. هر اسقف و کشیش حقیقی دارای نسبنامه دستگذاری شدنش هست که می تواند دستگذاری شدنش را ثابت کند و طبق آن نسبنامه تا رسولان و مسیح به عقب برگردد و خلافت رسولی خودش را ثابت کند. طبق این اصل کاهنان و اسقفهای کلیساهای کاتولیک ٬ارتدکس٫ارامنه ٫آشوری ٫ سریانی دارای این خلافت رسولی هستند و کلیساهای پروتستان از آنجایی که از این قدرت مسیح بی بهره اند دارای کهانت نمی باشند و دارای شبانان و واعظین هستند
لینوس
حواریون
خلافت سوکوتو یک خلافت اسلامی مستقل در آفریقای غربی بود که در سال ۱۸۰۴ میلادی بنیان گذاری شد و در سال ۱۹۰۳ میلادی در جنگ با بریتانیا از میان رفت. قلمرو آن امروزه بخشی از کشورهای بنین، بورکینافاسو، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، غنا، نیجر و نیجریه است.
https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sokoto_Caliphate&oldid=800199337
خلافت عباسی (به عربی: الدولة العباسية) یا به صورتی دیگر عبّاسیان (همچنین عبّاسیّون) به سومین خلافت اسلامی و دومین سلسله اسلامی اطلاق می شود. خلافت عباسیان توسط خاندان عباسی اداره می شد.افغانستان  الجزایر  آندورا  ارمنستان  جمهوری آذربایجان  قبرس  مصر  گرجستان  هند  جبل طارق یونان ایران عراق اسرائیل ایتالیا اردن قزاقستان کویت قرقیزستان لبنان لیبی مالت عمان پاکستان حکومت خودگردان فلسطین پرتغال قطر روسیه عربستان سعودی اسپانیا سوریه تاجیکستان تونس ترکیه ترکمنستان امارات متحده عربی ازبکستان یمن
خلافت عباسی توسط نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، که از بنی هاشم بود در سال ۷۵۰ میلادی در حران تأسیس شد. مرکز این خلافت بعدها از حران به بغداد منتقل شد، حکومت عباسی در بغداد در سال ۱۲۵۸ میلادی پس از یورش مغولان به پایان رسید. سپس توسط بازماندگان این دودمان حکومت مذکور به قاهره منتقل شد؛ در سال ۱۵۱۹ میلادی پس از فتح شام ومصر توسط ارتش عثمانی، سلسله عباسیان منقرض شد.
بنی عباس در سیاست داخلی و اداره کشور مانند امویان همان سیستم اداری و روش ایرانیان را پسندیدند و پیش گرفتند. خلافت بنی عباس در سال ۱۳۲ هجری قمری توسط شخصی به نام سفاح تشکیل شد. مردی که در به قدرت رساندن خلافت بنی عباس نقش مهمی داشت ابو مسلم خراسانی بود که بعدها توسط منصور جانشین و برادرزاده سفاح به قتل رسید. منصور حکومتی را که عمویش پایه گذاری کرده بود قدرتمند کرد و پایتخت حکومت بنی عباس را به شهر بغداد منتقل کرد و تمامی دشمنان خود را به شدت سرکوب کرد.
قدرتمندرین فرمانروای خاندان بنی عباس هارون الرشید است که در زمان او قلمرو خلافت بنی عباس در اوج وسعت قرار داشت. با این همه بسیاری که از قدرتی که به هارون الرشید نسبت می دهند به خاطر وزیر بزرگ او یحیی برمکی بود. یحیی برمکی با هارون الرشید بزرگ شده بود با این حال بعدها به دلیل قدرت بسیاری که او و فرزندانش به دست آورده بودن همه کیشان کشته شدن.
Sachedina (1981), pp. 54–55 * Landolt (2005), p. 59 * Modarressi (2003), pp 82–88 * Dakake (2007), p.270
خلافت علی بن ابی طالب به دوران حکومت علی بن ابی طالب به عنوان چهارمین خلیفهٔ مسلمانان در صدر اسلام مربوط می شود که از ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری (۶۵۶–۶۶۱ میلادی) به طول انجامید. او پس از کشته شدن عثمان، به عنوان خلیفه برگزیده شد. هنگامی که علی به خلافت رسید، مرزهای حکومت اسلامی از غرب تا مصر و از شرق تا ارتفاعات شرقی ایران پیش رفته بود. اما اوضاع حجاز در این ایام، ناآرام بود. از اقدامات مهم علی پس از رسیدن به خلافت، عزل والیان منصوب عثمان بود. او افراد مورد اعتماد خود را به جای برکنارشدگان گماشت. وی مخالف تمرکز کنترل خلیفه بر روی درآمدهای استانی بود. او غنائم و بیت المال را از انحصار اشراف درآورد و به طور مساوی بین تمامی مسلمانان تقسیم کرد. در حکومت وی، تمامی مسلمانان، چه آن هایی که سابقه ای طولانی در اسلام داشتند و چه آن هایی که به تازگی مسلمان شده بودند، بدون لحاظ تعصبات قومی و قبیله ای، بهره ای یکسان از بیت المال می بردند. همچنین علی بر خلاف عمر، پیشنهاد داد که تمام درآمدهای دیوانی توزیع گردد و چیزی از آن اندوخته نشود.
دوران خلافت وی با نخستین جنگ داخلی میان مسلمانان (فتنه اول) و شورش هایی نظیر شورش ایرانیان هم زمان بود. علی با دو نیروی مخالف مجزا مواجه شد: گروهی به رهبری عایشه، طلحه، و زبیر در مکه که خواهان برگزاری شورای خلافت برای تعیین خلیفه بودند و گروهی دیگر به رهبری معاویه در شام که انتقام خون عثمان را خواستار بودند. چهار ماه پس از خلافت، علی در جمل گروه اول را شکست داد؛ اما نبرد صفین با معاویه به لحاظ نظامی بی نتیجه خاتمه یافت و در پی آن حکمیت به لحاظ سیاسی ضد علی تمام شد. سپس در سال ۳۸ هجری بخشی از سپاه علی، موسوم به خوارج، که قبول حکمیت توسط وی را بدعت می دانستند بر او شوریدند. علی در نهروان آنان را شکست داد. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشیر یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی کشته شد و در خارج شهر کوفه دفن شد.
ویلفرد مادلونگ معتقد است که علی عمیقاً از وظیفهٔ اسلامی خود آگاه بود و در راه حفظ شریعت اسلام، حاضر نبود که مصلحتی را بر حقی مقدم بشمارد؛ به طوری که حتی حاضر بود در این راه با مخالفانش پیکار کند. اما برخی نویسندگان وی را فاقد مهارت و انعطاف پذیری سیاسی می دانند. به نوشتهٔ مادلونگ خودداری او از مشارکت در بازی جدید فریبکاری سیاسی و فرصت طلبی هوشمندانه که در زمان خلافت وی در دولت اسلامی ریشه دوانده بود، هرچند وی را از کامیابی در زندگی محروم ساخت، اما سبب شد در نظر ستایشگرانش به عنوان نمونه ای از تقوای اسلام نخستین و فاسدنشده و همچنین فتوت عربی پیش از اسلام جلوه گر شود.
خلافت فاطمی سلسله ای است که از سال ۹۰۹م به مدت تقریبی دو قرن (تا سال ۱۱۷۱م بر بخش بزرگی از شمال آفریقا و خاورمیانه و دریای مدیترانه حکومت کرد. خلفای فاطمی پیشوایان شیعه اسماعیلی نیز بودند و نام سلسله آنان به نام فاطمه، دختر محمّد پیامبر مسلمانان، نامگذاری شده بود. آنان در قسمت مدیترانه ای خاورمیانه، بمدت بیش از دو قرن مؤسسِ دولتی بودند که به گسترشِ علم، هنر و بازرگانی علاقهٔ فراوان نشان می داد. قاهره پایتختِ مصر، توسط فاطمیان پایه گذاری شد. امپراتوری آنها یعنی بخش اولیه تاریخ اسماعیلی، تقریباً از ابتدای اسلام تا قرن یازدهم را در بر می گیرد. نخستین خلیفه فاطمی عبیدالله المهدی و سه خلیفه فاطمی دیگر، یعنی القائم و المنصور و المعز لدین الله نام داشتند.نبو
پرچم
خلافت فاطمی در سال ۹۰۹م در شمال آفریقا بنیان نهاده شد و به زودی به سیسیل، مصر، فلسطین و سوریه گسترش یافت و در دوران حکومت هشتمین خلیفهٔ فاطمی، المستنصربالله (وفات ۱۰۹۴م) به اوج قدرت خود رسید. در طول این دورهٔ حدوداً دو قرنی، فاطمیان یک حکومت مرفّه همراه با شادابی عقلانی، اقتصادی و فرهنگی قابل ملاحظه ای را پدیدآوردند.
دعوت خلفای فاطمی در سرزمین ایران در عهد سامانیان و غزنویان آغاز شد، اما در واقع به وسیله ناصر خسرو قبادیانی، شاعر معروف خراسان و مقارن با اوایل دوران سلاجقه این دعوت تا حدی به ثمر رسید. در ادامه با آن که خلفای مصر در جلب آل بویه سعی فراوانی کردند، اما در این زمینه توفیقی به دست نیاوردند، چنان که عضدالدوله دیلمی در اواخر عمرش همچنان در صدد تسخیر مصر و برانداختن خلافت فاطمی بود که اجل مهلتش نداد.
پس از هجرت از مکه به مدینه، در سرتاسر شبه جزیره عربستان اکثر قبایل عرب به دین اسلام درآمدند و محمد مردم ممالک مجاور را نیز به دین اسلام دعوت کرد. ابوبکر که به خلافت رسیده بود، تصمیم گرفت این برنامه را دنبال کند. پس از آنکه ابوبکر در خلافت خود مستقر شد به پیروی از محمد حمله به دو دولت بزرگ ساسانی و بیزانس را آغاز کرد.
پس از ابوبکر، عمر در خلافت مستقر شد. عمر نیز «سعدبن ابی وقاص» را با سپاهی که عده آنان به سی و چند هزار می رسید به جنگ با ایرانیان گسیل داشت. مسلمانان در نهاوند ایرانیان را شکستی سخت دادند. پس از فتح نهاوند، همدان نیز به دست مسلمانان افتاد.
پس از کشته شدن عمر در سال ۲۳ (ه. ق) عثمان به خلافت رسید. او «عبدالله بن عامربن کریز» را که جوانی بیست و پنج ساله بود والی بصره کرد. عبدالله بن عامر شورش مردم فارس را خوابانید و استخر و اردشیر خوره و دارابگرد را دوباره به دست آورد. همچنین امیرانی را بر شهرهای خراسان و کرمان و مکران و سیستان تعیین کرد و خود برای سرکوب قیام مردم خراسان حرکت نمود. عبدالله بن عامر قیام مردم کرمان و سیستان را آرام کرد و عامل وی، تا زابلستان و کابل پیش رفت.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خلافت در دانشنامه آزاد پارسی

خِلافَت
در لغت به معنای جانشینی و به مفهوم اخص نهاد جانشینی و رهبری دولت اسلامی پسازرحلتپیامبر (ص). تکوین نهاد خلافت از آغاز تا پایان از مراحلی چند گذشت. پس از رحلت پیامبر (۱۱ق)، به رغم مخالفت امام علی (ع) و برخی از یاران نزدیک پیامبر، و برخلاف دستور رسول اکرم (ص) در غدیر خم ابوبکر جانشین آن حضرت شد. اغلب مورخان اسلامی برآن اند که اصحاب کبار در نهایت با ابوبکر بیعت کردند و بدین ترتیب نهاد خلافت ایجاد و تثبیت شد. ابوبکر را خلیفۀ رسول الله خواندند. به گفتۀ وقایع نگاران، ابوبکر پیش از مرگش (۱۳ق) شخصاً عمر را به جانشینی خود منصوب کرد و صحابۀ ساکن مدینه این انتصاب را پذیرفتند. اگرچه عده ای نیز در دیگر نقاط عربستان با او به مخالفت برخاستند. عمر نیز پیش از مرگ (۲۳ق) شش تن، ازجمله عثمان و علی (ع)، را اختیار کرد تا خلیفۀ سوم را از میان خود برگزینند و درنتیجۀ مباحثات، عثمان به خلافت رسید. با قتل عثمان و اقبال عمومی به علی (ع)، وی خلیفه شد. چهار خلیفۀ اول بعدها به خلفای راشدین معروف شدند. خلفا قاضی و رهبر امور مسلمین بودند و حق تعبیر و تفسیر مسائل دینی را نداشتند و فقط می بایست دستورهای قرآن و سنت پیغمبر را به موقع اجرا گذارند. از زمان ابوبکر خلیفه فرماندۀ قوا نیز شد. عمر، دیوان و بیت المال را برای سامان دادن به امور مالی ایجاد کرد. اختلاف بر سر جانشینی عثمان بین معاویه و علی (ع)، و مسئلۀ حکمیت بین مسلمانان، تفرقه انداخت و باعث ظهور خوارج شد، که یکی از سران خود را خلیفۀ فارس و کرمان اعلام کردند. بنی امیه خلافت را موروثی کردند. از عهد عبدالملک مرسوم شد که خلیفه جانشین خود (با عنوان ولی العهد) را کتباً معرفی کند و چنین بود که بیعت در درجۀ دوم اهمیت قرار گرفت. امویان خود را خلیفة الله می خواندند. تعیین و تمایز بین خراج و جزیه از کارهای ایشان بود. بنی عباس که امویان را برانداختند (۱۳۲ق)، مفهومی جدید به خلافت دادند، که مشروعیت خلافت مشروط به نسب بردن از خاندان پیغمبر (فرزندان عباس) بود. خلفای اسماعیلی فاطمی مصر، خلافت را حق اولاد و اعقاب حضرت فاطمۀ زهرا (س) می دانستند. آنان خلیفۀ فاطمی را امام معصوم می شمردند و هر خلیفه جانشین خود را طبق وصیّت تعیین می کرد. این خلفا عنوان ولی الله نیز داشتند. بازماندگان امویان، در اندلس ابتدا خود را امیر و سپس خلیفه خواندند و خلافت اموی اندلس را به وجود آوردند. بعدها سلاطین عثمانی و برخی از شاهان هند و فرارود (ماوراءالنهر) نیز به خود عنوان خلیفه دادند.

ارتباط محتوایی با خلافت

خلافت در جدول کلمات

خلافت
جانشینی ، نیابت
خاندانی که از ابتدای خلافت بنی عباس متصدی کارهای مهم بوده و از حسن شهرت زیادی برخوردار بودند
برامکه
سرزمینی که مرکز خلافت حضرت علی (ع) شهر کوفه در آن بود
عراق
فتنه ای که سودجویان با شکستن بیعت خود در آغاز خلافت حضرت علی (ع) به راه انداختند
جنگ جمل
از بزرگترین جنگهای زمان خلافت حضرت امیرالمومنین
صفین

معنی خلافت به انگلیسی

caliphate (اسم)
خلافت
vicariate (اسم)
خلافت ، قلمرو خلافت ، حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم

خلافت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ساینا ١٨:٤٩ - ١٣٩٦/١٠/١٦
نیابت
|

ایناز ١٧:٣٨ - ١٣٩٨/٠١/١٨
حکومت جانشین
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خلافت در جدول   • خلافت بعد از پیامبر   • معنی خلافت در جدول   • خلافت داعش   • معنای خلافت   • معنی خلافت درجدول   • خلافت بعد از علی   • خلفای اسلام   • مفهوم خلافت   • تعریف خلافت   • معرفی خلافت   • خلافت چیست   • خلافت یعنی چی   • خلافت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلافت
کلمه : خلافت
اشتباه تایپی : oghtj
آوا : xelAfat
نقش : اسم
عکس خلافت : در گوگل


آیا معنی خلافت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )