انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 948 100 1

خلافت

/xelAfat/

مترادف خلافت: جانشینی، خلیفگی، حکومت، حکومت اسلامی، پادشاهی، سلطنت

معنی خلافت در لغت نامه دهخدا

خلافت. [ خ ِ ف َ ] (ع مص ) بجای کسی بعد وی بودن در کاری. (آنندراج ). ایستادن بجای کسی که پیش از وی بوده باشد. (ترجمان علامه جرجانی ). نیابت. (زمخشری ).جانشین شدن. (یادداشت بخط مؤلف ). خلافة. || پی کسی آمدن. || بجای کسی خلیفه کردن کسی را. (آنندراج ). || ولی عهد کردن. جانشین کردن. || (اِمص ) جانشینی. (یادداشت بخط مؤلف ) : و کارها فروبماند تا جوانی را که معتمد بود پیشکار امیر کرد بخلافت خود. (تاریخ بیهقی ).امیر نصر، وزیر خویش را نصربن اسحاق را بخلافت خویش در آن اعمال بگذاشت. (تاریخ بیهقی ). بروی اعتماد کرده و او را به نیابت و خلافت خویش در آن دیار بگذاشته.(تاریخ بیهقی ). عضدالدوله... و مملکت کرمان با تصرف گرفت و کورتگین... به نیابت و خلافت خویش آنجایگاه بگذاشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). به امامت و خلافت او تیمن و تبرک نمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). گفتا هرکه را خلافت خدای تعالی در روی زمین سیر نکند، از قبض ضیاع یتیمان و درویشان هم سیر نشود. (کلیله و دمنه ).
چل صبح آدم همدمش ملک خلافت ز آدمش
هم بود اسم اعظمش هم علم اسما داشته.
خاقانی.
آدم در خلافت و عیسی ره سما.
خاقانی.
آن بخلافت علم آراسته.
نظامی.
سلطان خیالت بنشاندی بخلافت.
سعدی.
|| دستگاه حکومت اسلامی که بعد از پیغمبر اسلام بر ممالک اسلامی حکم راند و به ادوار مختلف تقسیم شده است : دوره ٔ خلافت خلفای راشدین و دوره ٔ خلافت امویان و دوره ٔ خلافت عباسیان (که از منصور دوانیقی شروع میشود و تا المستعصم باﷲ ختم می گردد). بموازات خلافت امویان و عباسیان در بغداد، در مصر خلافت فاطمیان و در اندلس خلافت امویان مغرب حکمراندند، رجوع بذیل هریک از این عناوین در این لغت نامه و تاریخ تمدن جرجی زیدان ترجمه ٔ فارسی ج 1 ص 87 و ج 4 ص 50، 79، 179، 185 و 187 و ج 5 ص 133، 156 و 152 شود : امیرالمؤمنین اعزازها ارزانی داشتی... تا... بمدینةالسلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد... دریابیم و دور کنیم.... (تاریخ بیهقی ). امیرالمؤمنین ابوجعفر الامام القائم بامراﷲ ادام اﷲ سلطانه را... بر تخت خلافت نشاندند. (تاریخ بیهقی ). اما ایشان باید بیدارتر باشند و جاه حضرت خلافت را بجای خویش برند باز. (تاریخ بیهقی ). فضل سهل وزیر خواست که خلافت از عباسیان بگرداند و بعلویان آرد. (تاریخ بیهقی ). گفت... ناچار بر نصرنامه نویسد و تذکره و پیغامها و آنچه رسم است حضرت خلافت را بدو سپارد. (تاریخ بیهقی ).
ببین مثال خلافت بدست نورالدین
که بهر دست سلاطین کنند حرز کمال.
خاقانی.
خطبای عراق و شعرای آفاق فوجاً بعد فوج روی بحضرت خلافت نهادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

خلافت. [ خ َ ف َ ] (ع اِمص ) گولی. احمقی. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خَلافة در این لغت نامه شود :
پس از خلافت و شنعت گناه دختر چیست
ترا که دست بلرزد گهر چه دانی سفت.
سعدی (گلستان ).

خلافة. [ خ َ ف َ ] (ع اِمص ) گولی. احمقی.(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).

خلافة. [ خ َ ف َ] (ع مص ) خلوف. رجوع به خلوف در این لغت نامه شود.

خلافة. [ خ ِ ف َ ] (ع مص ) خلیفه کردن در اهل و مال خود. منه : خلف فلاناً علی اهله و ماله خلافة. || سپس کسی آمدن. منه : خلف زیداً خلافة؛ سپس زید آمد. || در جای پدر خود گردیدن بدون غیر. منه : خلف مکان ابیه خلافة. || خلف از نخست گردیدن میوه. منه : خلفت الفاکهة بعضها بعضاً. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || جانشین رب خود شدن در اهل خود. منه : خلفه ربه فی اهله خلافة. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). معنی عبارت در اینجا «جانشین کرد رب او را در اهل خود» می باشد که نتیجه ٔ آن «جانشین رب خود در اهل خود شد»، میشود.

معنی خلافت به فارسی

خلافت
۱ - ( مصدر ) خلیفه بودن . ۲ - ( اسم ) خلیفگی جانشینی پیغمبر . ۳ - پادشاهی سلطنت . ۴ - مقامی است که سالک بعد از قطع مسافت و رفع بعد میان خود و حق بر اثر تصفیه و تجلیه و نفی خاطر و خلع لباس صفات بشری از خود و تعدیل و تسوی. اخلاق و اعمال و جمع آن منازل که ارباب تصفیه معلوم کرده اند و طی منازل سائرین و وصول بمبدائ حاصل کرده باصل و حقیقت و اصل گشته سیرالی ا... و فی ا... تمام شده و از خودی محو و فانی و ببقای احدیت باقی گشته آنگاه سزاوار خلافت است . یا خلاف الهی . مقام نفوس کامله انسانی است .
گولی احمقی
آنکه خلافت را در پناه دارد حافظ کرسی خلافت .
منسوب به خلافت و یائ درین جا افادت تفخیم کند مجازا با عالی مقام .
توالی بروج عکس توالی بروج
نگاهدارنده خلافت جانشین
آنکه تخت او تخت خلافت است
آنکه کار خلافت بدو گردد آنکه گرداننده امور خلافت است .
حرص هوس

معنی خلافت در فرهنگ معین

خلافت
(خِ فَ) [ ع . خلافة ] (اِمص .) خلیفگی ، جانشینی پیغمبر.

معنی خلافت در فرهنگ فارسی عمید

خلافت
۱. جانشینی پیغمبر.
۲. خلیفه بودن.
۳. [قدیمی] جانشین کسی شدن، جانشینی، نیابت.
۴. [قدیمی] مخالفت.

خلافت در دانشنامه اسلامی

خلافت
خلافت، نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام و در جایگاه جانشینی آن حضرت، که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده اند.
خلافت واژه ای عربی از ریشه خ ل ف به معنای جانشین ساختن و واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معنای جانشین، وکیل و قائم مقام است. در قرآن نیز واژه های خلیفه، خلفاء و خلائف به همین معنای لغوی به کار رفته است. بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) به کار گرفته شد و به ترتیب، به معنای جانشینی در امر حکومت و در معنای مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر، و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد. کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی مسلمانان بدل ساخت و حتی بعدها، گروههایی از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در قرآن استناد کردند. در همین معنا، دو واژه امامت و امام نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین به کار رفته است که با مفهوم امامت از دیدگاه شیعی تفاوت بسیار دارد.
شکل گیری خلافت
در رویکرد تاریخی، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر در قالب آن شکل گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین پیامبر اکرم در امر حکومت اسلامی محسوب می شد.آغاز شکل گیری خلافت به رویداد سقیفه بنی ساعده بازمی گردد، که طی آن جمعی از صحابه بلافاصله پس از رحلت آن حضرت، اقدام به تعیین جانشینی برای وی کردند. بنابر یک فرض، پدیدآورندگان این ساختار حکومتی ذهنیتی روشن درباره ماهیت خلافت و چگونگی و حدود و ثغور وظایف خلیفه نداشته اند. این فرضیه، البته تا آن جا که ناظر به تدوین نظریه ها و آرای کلامی، سیاسی و فقهی متفکران مسلمان درباره خلافت است، صحیح می نماید اما واقعیت آن است که (به استناد مباحث مطرح شده در سقیفه) طراحان نظام خلافت، درباره این ساختار و چگونگی آن، چندان هم با موضوع بیگانه نبوده اند. چنان که بخشی از مهم ترین انگاره ها درباره خلافت که تأثیر عمیقی بر آرای بعدی مسلمانان به جای نهاد، برخاسته از همان نگرشها بود. اجتماع سقیفه در بارزترین ویژگی خود، تأثیر قوی سنن فرهنگی ـ اجتماعی عرب پیش از اسلام در شکل دهی به یک ساختار حکومتیِ اسلامی را به نمایش گذاشت. مبدعان این نظام با تأکید بر ضرورت قریشی بودن خلیفه رویکرد قبیله ای را به مهم ترین رکن نظام خلافت بدل کردند. این رویکرد، به دلیل هماهنگی با ساختار فرهنگی ـ اجتماعی زندگی مردم عرب، خیلی زود با پذیرش عمومی مواجه شد و حتی موضع گیری مخالفانی چون عباس، عموی پیامبر که بر وراثت خانوادگی تأکید می ورزید، و ابوسفیان که حاکم شدن تیره ای فرودست از قریش (تَیْم) برایش خیلی دشوار بود طبری، ج۳، ص۲۰۹ـ۲۱۰)، نیز مبتنی بر همین دیدگاه صورت گرفت. بااین حال، در همان زمان مخالفانی هم بودند که این تلقی از جانشینی پیامبر را برنمی تافتند. انصار به اتکای سهم تعیین کننده و غیرقابل تردیدشان در پیشرفت اسلام، خواهان امیری انصاری بودند که هم شأن امیر قریشی باشد و هم زمان با او حکم براند. اما مخالفت اهل بیت پیامبر، عده ای از بنی هاشم و نیز برخی از صحابیان، با اصل واقعه شکل گرفته در سقیفه بود دارندگان این رویکرد در تعارضی آشکار با برپاکنندگان اجتماع سقیفه، نه تنها مسئله خلافت و نحوه انتخاب جانشین پیامبر با آن ماهیت و آن گونه که اتفاق افتاد را به رسمیت نشناختند، بلکه از پذیرفتن آنچه بعدها به صورت مرجعیت دینی و دنیوی خلیفه در جایگاه جانشینی پیامبر تأکید و ترویج شد نیز سر باز زدند و آن را مختص امام منصو ص و منصوب از سوی خدا و پیامبر دانستند (امام؛ امامت). این مخالفت به دلیل واکنش سریع و صریح جریان خلافت درهم شکست و سیطره سیاسی طراحان و مدافعان نظام خلافت، افکار عمومی مسلمانان را از همان روزگار به سمت پذیرش فکری ساختار نوپای خلافت سوق داد.
خلفای راشدین
...
خلافت
خلافت، اصطلاحی سیاسی - مذهبی به معنای جانشینی پیامبر اکرم(ص) در امر سیاست، حکومت و دیانت.
خلافت در آموزه های شیعه،همان ولایت، امامت یا جانشینی پیامبر(ص) در همه امور دنیوی و اخروی است. خلفای رسول الله(ص) در مذهب تشیع، دوازده امام معصوم(ع) از اهل بیت آن حضرتند و تنها تفاوتی که با او دارند، این است که وحی بر آنها نازل نمی شود. پس از وفات پیامبر اسلام، خلافت رسمی، (به جز دوره کوتاه حکومت امام علی(ع) و امام حسن مجتبی (ع))، عملاً به غیرمعصومان رسید و در حدود سیزده قرن اشخاص و خاندان های متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق خلیفه پیامبر(ص) معرفی کردند.
اما خلافت در تاریخ اسلامی، عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر را به دست گرفت و متصدیان آن، یعنی خلفاء، خود را جانشین پیامبر تنها در امر حکومت معرفی می کردند.
خلافت
خلافت: نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام صلی اله علیه و آله و در جایگاه جانشینی آن حضرت که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده اند.
خلافت واژه ای عربی از ریشه خ ل ف، به معنای نیابت از غیر است به جهت غیبت منوب عنه یا به علت مرگش یا به جهت عاجز بودنش و یا به سبب شرافت بخشیدن به نایب. نیز به معنای جانشین ساختن آمده است.
واژه خلیفه (جمع آن خلفاء و خلائف) به معنای جانشین، وکیل و قائم مقام است.
واژه خلیفه در قرآن کریم به معنای جانشین خداوند بر روی زمین آمده است و این خلافت تمام نمی شود، جز این که خلیفه در همه شئون وجودی و آثار و احکام و تدابیر، حاکی از مستخلف باشد.
واژه های خلیفه (رجوع کنید به سوره بقره: 30؛ ص26)، خلفاء (سوره اعراف: 69، 74؛ سوره نمل: 62) و خلائف (سوره انعام: 165؛ سوره یونس: 14، 73؛ سوره فاطر: 39) در قرآن بکار رفته است.
بیشترین کاربرد دو واژه خلافت و خلیفه کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بکار گرفته شد و به ترتیب، به معنای جانشینی در امر حکومت و در معنای مطلق امارت و حکومت پس از پیامبر و شخص جانشین پیامبر در امر حکومت استفاده شد.
کاربرد اصطلاحات مذکور، این دو واژه را به کلیدی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی مسلمانان بدل ساخت و حتی بعدها، گروههایی از مسلمانان در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد واژه خلیفه در قرآن استناد کردند. در همین معنا، دو واژه امامت و امام نیز بارها در آثار مؤلفان مسلمان نخستین بکار رفته است که با مفهوم امامت از دیدگاه شیعی تفاوت بسیار دارد.
در رویکرد تاریخی، خلافت در اصطلاح عنوان ساختار حکومتی است که اداره امور جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر در قالب آن شکل گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در امر حکومت اسلامی محسوب می شد.
مفسران در این که مقصود از خلیفه و جانشین در آیات چیست، اختلاف نظر دارند.
در گفت و گوی خدا با ملائکه آمده است: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلیفَةً». مفسّران در این که مقصود از این خلیفه چه کسی، و جانشین کیست، و نیز در ملاک آن، بر یک نظر نیستند. به گفته ابن عباس ، ساکنان نخست زمین، جنّیانی اهل فساد و خون ریز بودند و خداوند آدم را جایگزین آنان کرد. برخی آدم را جانشین فرشتگان در زمین می دانند. به نظر حسن بصری ، مقصود از خلیفه، فرزندان آدم است که جانشین پدر، و نسلی پس از نسلی جانشین یک دیگر می شوند. گروهی نیز معتقدند که آدم، جانشین انسان های پیش از خود است که بر روی زمین می زیسته و نسل شان منقرض شده است. آن چه اکثر قریب به اتّفاق مفسّران پذیرفته اند، این است که در این آیه، سخن از جانشینی انسان (آدم و اولاد او) از خداوند است. علاّمه طباطبایی فرزندان آدم را با وی در این خلافت شریک دانسته و در تأیید این نظریّه، به آیات ۶۹ اعراف، ۱۴ یونس و ۶۲ نمل استناد کرده است. جمعی برآنند که مقام جانشینی خدا، با کفر ، گناه و... سازگار نیست و آن را مختص به آدم، انبیا و جانشینان پیامبران دانسته اند. به گفته زمخشری ، آلوسی و بیضاوی ، مقصود از جانشینی آدم، این است که او و همه پیامبران، جانشین خدا در زمینند علاّمه طباطبایی می گوید: خلافت در این آیه به معنای جانشینی خدا است. ملاصدرا در توجیه شایستگی آدم برای خلافت خدا می گوید: برخی دلیل آن را پذیرش تکلیف از جانب آدم یا فرمان بری وی (با وجود موانعی چون شهوت و غضب ) و یا جامعیّت او بر صفات فرشتگان و حیوان ذکر کرده اند؛ ولی محکم ترین رأی این است که چون جامع همه مظاهر اسمائیه است، به خلافت رسید.
تقریبا بلافاصله پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله که هنوز حضرت دفن و کفن نشده بود، عده ای دست به کار شدند و در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند تا به اصطلاح برای رسول خدا (ص) خلیفه و جانشین تعیین کنند.و بالاخره در این گیرودار ابوبکر با کمک و یاری عمر بن خطاب و دیگران به خلافت رسید.
...
خلافت ابوبکر در ترازوی نقد اثر سید علی حسینی میلانی از علماء و نویسندگان معاصر، کتابی است به زبان فارسی، پیرامون نقد و بررسی اخبار اهل سنت درباره اثبات خلافت ابوبکر.
کتاب با سرآغازی از مرکز حقائق اسلامی و پیشگفتاری از مؤلف آغاز و مطالب در چهار بخش تنظیم شده است.
در آغاز مباحث، به مهم ترین دلایل خلافت ابوبکر از زبان اهل سنت اشاره شده و سپس، مهمترین دلائل فضائل و برتری وی از طرف اهل سنت ذکر شده است. در ادامه، به نارسائی دلائل مذکور در بخش های قبلی اشاره و به نقد و بررسی دلائل آن ها از جمله دلیل اجماع پرداخته شده است.
مؤلف با توجّه به سلسله پژوهش هایی که ارائه کرده، برگزیده دلیل های امامت حضرت علی(ع) را از دیدگاه قرآن، سنّت پیامبر(ص) و عقل بیان نموده است. وی در تمام این موارد، از روش دانشمندان علم کلامِ اهل سنّت خارج نشده و شرطهایی را که آن ها درباره امامت معتبر و لازم می دانند، رعایت کرده است.
وی در مورد دلایل اهل سنّت بر امامت ابوبکر بحث کرده است، زیرا آن سان که ما بر امامت امیرمؤمنان (ع) دلیل های متعدّدی داریم، اهل سنّت نیز به نظر خودشان برای امامت ابوبکر دلایلی دارند، لذا به بررسی آن ها پرداخته تا ارزش آن ها بر حسب معیارهای علمی آشکار گردد.
خلافت در اصطلاح، عبارتست از نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا.
موضوع خلافت از موضوعاتی است که بین مسلمین دارای اهمیت بسزایی می باشد. شیعیان، حضرت علی (علیه السّلام) را جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از سوی خدا می دانند و برای اثبات این مطلب به ادله فراوانی از قرآن و روایات معتبر فریقین استناد می کنند و خلافت را یک منصب الهی و تابع تشریع می دانند در حالی که اهل سنت، معتقدند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای بعد از خود جانشین تعیین نکرده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع به تبیین این مسئله می پردازیم.
مفهوم شناسی
خلافت از نظر لغت، نیابت کردن شخصی است از شخص دیگری که این نیابت یا برای غایب بودن منوب عنه است یا برای مردن او یا برای عاجز بودن و یا برای تعظیم و تشریف خلیفه است.« والخلافة، النیابة عن الغیر، اما لغیبة المنوب عنه و اما لعجزه و اما لتشریف المستخلف.»
اصطلاح شناسی
خلافت و امامت در اصطلاح، نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا است و به کسی که چنین مقامی دارد خلیفه و امام می گویند. البته شروطی مانند قریشی را جز شروط امام می دانند. به عنوان مثال تفتازانی می گوید: «امامت ریاست عمومی در امر دین و دنیا به نیابت و جانشینی از پیامبر می باشد.»
خلافت در مکتب اهل سنت
...
در این مقاله به بررسی خلافت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) در قرآن و روایات می پردازیم.
برای اثبات خلافت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) به آیاتی از قرآن، استدلال شده و از جمله آنها این آیه است: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»یعنی: «ولی امر و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسولش و مؤمنان هستند که نماز می خوانند و در حال رکوع، صدقه و زکات می دهند»،
نزول آیه در شان امام علی
مفسرین سنی و شیعی اتفاق دارند که آیه مذکور در شان علی بن ابیطالب نازل شده است و روایات کثیری از عامه و خاصه نیز بر آن دلالت دارد.ابوذر غفاری می گوید: روزی نماز ظهر را با پیغمبر خواندیم سائلی از مردم تقاضای کمک نمود ولی کسی به او چیزی نداد، سائل دستش را به جانب آسمان بلند کرده گفت: خدایا! شاهد باش در مسجد پیغمبر کسی به من چیزی نداد. علی بن ابیطالب در حال رکوع بود با انگشتش به سائل اشاره کرد، او انگشتر را از دست آن حضرت گرفت و رفت.پیغمبر اکرم که جریان را مشاهده می فرمود سرش را به جانب آسمان بلند کرده عرضه داشت: خدایا! برادرم موسی به تو گفت: خدایا! شرح صدری به من عطا کن و کارهایم را آسان گردان و زبان گویایی به من بده تا سخنانم را بفهمند و برادرم هارون را وزیر و کمک من قرار بده، پس وحی نازل شد که ما بازوی تو را به واسطه برادرت محکم می گردانیم و نفوذ و تسلطی به شما عطا خواهیم نمود. خدایا! من هم پیغمبر تو هستم، صدری برایم عطا کن و کارهایم را آسان گردان و علی را وزیر و پشتیبانم قرار بده».ابوذر می گوید: هنوز سخن پیغمبر تمام نشده بود که آیه نازل گشت.
حدیث در کتب اهل سنت
(حدیث مذکور با اندکی اختلاف در الدر المنثور و کتاب غایة المرام نقل شده است.) حدیث از کتب عامه و ۱۹ حدیث از کتب خاصه در شان نزول آیه نقل کرده است. از جمله آیات این آیه است: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.یعنی: «کفار امروز از برچیده شدن دستگاه اسلام ناامید شدند پس دیگر از آنان نهراسید ولی از من بترسید. و امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما برگزیدم». ظاهر آیه این است که: قبل از نزول آیه کفار امیدوار بودند که روزی خواهد آمد که دستگاه اسلام بر چیده شود، ولی خداوند متعال به واسطه انجام کاری آنان را برای همیشه از نابودی اسلام مایوس گردانیده و همان کار سبب کمال و استحکام اساس دین بوده است و لابد از امور جزئی مانند جعل حکمی از احکام نبوده بلکه موضوع قابل توجه و مهمی بوده که بقای اسلام مربوط به آن بوده است.
ارتباط آیه قبل با این آیه
...
خلافت بنی امیه با آغاز حکومت معاویه در ۴۱ قمری آغاز شد و در ۱۳۲ قمری با شکست مروان بن محمد به پایان رسید. در این سال ها ۱۴ خلیفه بر ممالک اسلامی حکم راندند. پس از معاویه بن یزید، خلافت امویان از شاخه سفیانی به شاخه مروانی انتقال یافت. امویان با نبرد در مرزهای شرقی و مرزهای روم، گستره حکومت اسلامی را هر روز وسیع تر می کردند. سرکوب خوارج و شیعیان از سیاست‎های مستمر امویان بود. بنی امیه بارها حرمت مقدسات اسلامی را شکستند.
واقعه عاشورا، واقعه حره، قیام زبیریان، قیام مختار، قیام زید بن علی، ضحاک بن قیس و قیام بنی عباس از وقایع مهم دوران خلافت بنی امیه است.
عمرو عاص، مغیرة بن شعبه ثقفی، زیاد بن ابیه، عبیدالله بن زیاد، مسلم بن عقبه مری و حجاج بن یوسف ثقفی از وزراء و کارگزاران و امرای سرشناس امویان به شمار می آیند.
طاهریان در طول قریب به پنجاه سال حکومت بر خراسان با چند تن از خلفای عباسی هم دوره بوده اند که به بررسی اجمالی وضعیت حکومت اسلامی در عهد هر کدام از این خلفای هم عصر طاهریان پرداخته خواهد شد.
طاهریان در طول قریب به پنجاه سال حکومت بر خراسان با چند تن از خلفای عباسی هم دوره بوده اند که به بررسی اجمالی وضعیت حکومت اسلامی در عهد هر کدام از این خلفای هم عصر طاهریان پرداخته خواهد شد.
← تسامح در زمینه دین
عهد مامون عصر اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است. نهضت ترجمه که در دوران عباسیان آغاز شده بود در این زمان به نقطه اوج خویش رسیده بود عالمان و دانشمندان اسلامی فقط به ترجمه اکتفا ننموده و در بسیاری از موارد به نتایجی بسیار فراتر از آنچه در کتب علمی غربی به آنها اشاره شده بود، رسیدند. در این ایام نقش بیت الحکمه مانند یک دانشگاه مادر و بزرگ در تمام دنیا زبانزد همگان است.
← تفتیش عقاید
خرمدینیه گرایشی دینی ـ سیاسی است که ریشه در اندیشه های مزدکی و به طور کلی اندیشه های کهن ایرانی دارد. از نظر سیاسی، هدفش سرنگونی دولت مسلمانان با تکیه بر اقوام محلی است که تا اواخر قرن دوم هنوز به اسلام گرایشی نداشته و نگران سلطه اعراب بر سر زمین های خود بودندحرکت بابک یکی از پایدارترین این جنبش ها در منطقه آذربایجان ایران است که دامنه آن تا بخش های مرکزی ایران گسترش یافت. حرکت بابک میان حرکت های مشابه، حرکتی نسبتا پایدار بود که برای یکی ـ دو دهه به درازا کشید. دلیل آن صرف نظر از زیرکی بابک، به دلیل صعب العبور بودن منطقه انتخاب شده و پیوند آن با نواحی ارمنستان و نیز گستردگی نفوذ آن در اقوام محلی بود. استفاده از قلعه های مهم که یکی از مهم ترین آنها قلعه بذ بود، در این مقاومت را طولانی کرد.بابک رهبر گروهی از خرمیه بود که حرکت نژاد پرستانه ای را بر ضد حکومت در اواخر عهد مامون آغاز کردند و توانست نیروهای زیادی را از مناطق مختلف غیر عرب گرد خود جمع نماید. معتصم سپاهی را به فرماندهی افشین به جنگ با بابک فرستاد که موفق شد آنها را شکست داده، بابک را نیز به قتل برساند. قیام مازیار بن قارن در سال ۲۲۴ق. مازیار از سوی مامون به حکومت طبرستان منصوب شد؛ اما پس از مدتی اعلام استقلال نموده و با جمع آوری و تدارک نیرو قیام و بر ضد حکومت شورش کرد. وی توسط نیروهای ارسالی خلیفه شکست خورده و به قتل رسید.
مهمترین حوادث دوران خلیفه واثق
...
خداوند سبحانه و تعالی در آیاتی چند به انسان های شایسته وعده داده که حکومت زمین به آن ها خواهد رسید.
"وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین، جانشین (خود)قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین(خود)قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند،(تا)مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند.
شرط حکومت مستضعفان
در آیات پیش از این آیه، سخن از اطاعت و تسلیم برابر فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم است و در این آیه، بحث ادامه یافته و نتیجه این اطاعت که همان حکومت جهانی است بیان شده است. بر اساس آن، خداوند سبحانه و تعالی به کسانی که از شما ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، وعده می دهد که آنان را قطعا خلیفۀ روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، به طور ریشه دار و پا برجا در صفحه زمین مستقر خواهد ساخت و خوف و ترس آن ها را، به امنیت و آرامش مبدل خواهد کرد.مردم فقط خدا را پرستیده و چیزی را شریک او قرار نخواهند داد.بعد از این برتری و فراگیری حکومت توحید و استقرار آیین الهی و از میان رفتن هرگونه اضطراب، ناامنی و شرک، کسانی که بعد از آن کفر بورزند، به یقین فاسق واقعی خواهند بود!
مراد از مستضعفان
در این آیه، خداوند سبحانه و تعالی وعدۀ حکومت روی زمین، برتری دین و آیین و امنیت کامل را به گروهی از مؤمنان و صالحان داده است. اما در این که منظور از این گروه چه کسانی اند، میان مفسران گفت وگو است.
← حکومت مهدی
...
برخی آیه 30 سوره بقره/2 را «آیه خلافت» نام نهاده اند. به این آیه، استخلاف نیز گفته اند؛ زیرا در آن از جانشینی آدم در زمین خبر داده است:
«و إِذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلائکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأرضِ خَلیفَة...».
مفسران در این که آدم جانشین چه کسی در زمین شده، معنای این جانشینی چیست و این که آیا این جانشینی منحصر در آدم است یا خیر بر یک عقیده نیستند.
اقطاع در عصر خلافت (از رحلت پیامبر (ص ) تا ظهور آل بویه ) نیز ادامه یافت؛ گرچه حدود و مصادیق اقطاع، بنابر شیوه ها و نظرات خلفا در این باب تفاوت هایی داشت.
پس از رحلت پیامبر (ص )، سنت او در واگذاری اراضی و معادن و آب ها به اقطاع ادامه یافت و هدف از آن هم چنین آبادانی ، تشویق به گروش به اسلام ، پشتیبانی از سرداران و جنگجویان مسلمان بود گرچه حدود و مصادیق اقطاع ، بنابر شیوه ها و نظرات خلفا در این باب تفاوت هایی یافت .مثلاً عمر به واگذاری اقطاع تمایل نداشت و حقوق بیت المال و مسلمانان عصر خود و نسل های بعد را مهم تر می شمرد.چنان که گفته اند وقتی ابوبکر زمین بزرگی به اقطاع طلحه داد و عهدی درباره آن نوشت ، عمر که خاتم را در دست داشت ، از تصدیق آن ، بدان عذر که حق مسلمانان ضایع می گردد، خودداری کرد و ابوبکر نیز بدین نظر تن در داد. همو قطیعه ای را که ابوبکر به عیینة بن حصن فزاری داده بود، باطل کرد. با این همه ، ابوبکر قطایع دیگری ، مانند آن چه به زبیر داد، یا آن چه عمر به امام علی (ع ) واگذاشت ، به اقطاع می داد.
نتایج فتوحات اسلامی
یکی از نتایج فتوحات اسلامی تسلط مسلمانان بر اراضی گوناگون در ایران ، عراق ، شام و مصر و دیگر نقاط بود که بومیان ساکن در آن اراضی ، مساکن و مزارع خود را رها کرده بودند.
اراضی سواد در زمان خلفا
...
حسبه در عصر خلافت، به بررسی سیر تاریخی حسبه در زمان پیامبر و خلفای بعد از آن حضرت می پردازد.
نظارت حکومت بر امور بازارها و رفتارهای اجتماعی شهروندان، به عصر پیامبر و جانشینان وی بازمی گردد، با ظهور اسلام، از پاره ای معامله ها، که در عربستان پیش از اسلام در بازارهای موسمی معمول بود، نهی شد و اخلاق اقتصادی جدیدی بر پایه آموزه های اسلام عرضه شد.
در منابع روایی و تاریخی، گزارش های درخور توجهی از نظارت پیامبر اکرم بر بازار وجود دارد، بیشتر این گزارش ها، که در مجموعه های روایی گردآوری شده اند، بعدها مبانی نظری و عملی تشکیلات حسبه را پایه گذاری کردند.
پیامبر اکرم، علاوه بر تنظیم روابط اقتصادی و اخلاق اقتصادی، بر بازار نظارت مستقیم داشت.
کار پیامبر به توصیه و ارشاد منحصر نمی شد، بلکه متخلفان را به مجازات می رسانید و تاجران را ملزم به رعایت قوانین می کرد. گزارش هایی در دست است که پیامبر برای نظارت بر بازار مکه و مدینه مسئول گماشت.

← دوره خلفای نخست
 ۱. ↑ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۷۰ـ ۲۷۱. ۲. ↑ مالک بن انس، المُوَطَّأ، ج۲، ص۶۰۹ـ۶۸۶، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱. ۳. ↑ ج ۱۷ و ۱۸، حرّعاملی، وسائل الشیعه. ۴. ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، ج۲، جزء۴، ص۶۰، چاپ محمود عمر دمیاطی، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸. ۵. ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، ج۸، جزء۱۵، ص۱۶۳، چاپ محمود عمر دمیاطی، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸. ۶. ↑ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۸۲. ۷. ↑ محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی، نظام الحکومةالنبویة، ج۱، ص۲۸۴ـ۲۸۵، المسمی التراتیب الاداریة، بیروت: دارالکتاب العربی،. ۸. ↑ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۸۶. ۹. ↑ خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۶۱، روایة بقی بن خالد (مخلد)، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳. ۱۰. ↑ ابن عبدالبَرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۶۲۱، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره (۱۳۸۰/ ۱۹۶۰). ۱۱. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم ۱، ص۱۸۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۲. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم۱، ص۲۰۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۳. ↑ احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، قسم۱، ص۲۰۶، چاپ ماکس شلوسینگر، اورشلیم ۱۹۳۸. ۱۴. ↑ محمدبن یوسف کندی، کتاب الولاة و کتاب القضاة، ج۱، ص۶۸ـ ۶۹، چاپ رفن گست، بیروت ۱۹۰۸.

منابع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حسبه»، شماره۶۱۱۶.    
...
‏خاستگاه خلافت: سقیفه، نقطه جدایی خلافت و امامت‏، ترجمه فارسی و ویرایش کتاب «السقیفة و الخلافة» نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود است که توسط سید حسن افتخارزاده صورت گرفته است. این کتاب به زبان فارسی، در زمان معاصر و در یک جلد به چاپ رسیده است. ناشر اصل کتاب «مکتبة غریب» است و آن را در ۳۱۸ صفحه و بدون تاریخ به چاپ رسانده است و ناشر ترجمه آن «نشر آفاق» است و آن را در 567 صفحه به چاپ رسانده است. ترجمه کتاب به صورت ترجمه معنایی بوده و در برخی موارد هم ترجمه تحت اللفظی می باشد. نویسنده تلاش کرده متنی روان و سلیس و مطابق ادبیات روز ارائه دهد و امانت داری منصف در برگرداندن مطالب از عربی به فارسی باشد. فهرست مطالب در ترجمه و در متن عربی هر دو در انتهای کتاب ذکر شده، با این تفاوت که در فهرست عربی فقط به شمارش ابواب از یک تا یازده اشاره شده، بدون اینکه مشخص شود محتوای هر فصل راجع به چه موضوعی است، اما در فهرست ترجمه کتاب ضمن بیان عنوان کلی فصل، ریزموضوعات فصل نیز به صورت درختی مطرح شده است. از جمله کارهای مفید مترجم افزودن فهارس فنی تحت عنوان «فهرست راهنما» مشتمل بر: «آثار، کتب، مجلات»، «اشخاص و قبایل» و «اماکن» به پایان کتاب، قبل از فهرست مندرجات است. پاورقی های مؤلّف و مترجم با ذکر این دو کلمه در داخل کمان () در پایان هر پاورقی مشخص شده است. آنچه فاقد این است توضیح ویراستاران است. هرجا مؤلّف نام مبارک رسول گرامی اسلام(ص) را به کار برده است در ترجمه، به احترام از واژه «پیامبر» استفاده شده است. در آغاز کتاب گلچینی از متن کتاب ذکر شده است که از جمله آنهاست: «معیار من در شناخت عظمت انسان ها همواره صفات و ویژگی های شخصیتی بوده است. پس از پیامبر خدا(ص) هیچ شخصیتی را شایسته تر از پدر فرزندان ارجمند و مطهّرش ندیدم که بتوان به دنبال یا در ردیف آن حضرت دانست. انگیزه ام در این گفتار، دفاع از یک مذهب یا شیعه گری نیست، بلکه این عقیده ای است که حقایق تاریخی ارائه می دهد. این ترجمه وسیله خیری برای نزدیک ساختن مذاهب اسلامی (شیعه و سنّی) به یکدیگر خواهد گشت؛ چه شیعه برخلاف تصوّرش خواهد دانست که شخصی سنّی مانند من درباره امام علی(ع) در کتاب خود چنین انصافی روا داشته است. بخشی از مقدمه مترجم درباره زندگی نامه مؤلف است. از آنجا که نویسنده کتاب، محققی مصری و سنی مذهب است، گهگاه تعابیری در مورد گردانندگان «سقیفه» به کار می برد که برای مترجم ناخوشایند است و برخلاف صواب؛ امّا رعایت امانت، وی را بر آن واداشته است که همان تعابیر را در برگردان اثر رعایت کند.
مطالعه کتاب خاستگاه خلافت در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
در سال 23 هجری عمر بن خطاب (خلیفه دوم)، توسط فیروز غلام مغیرة بن شعبه ضربت خورد که موجب کشته شدن خلیفه شد.عمر قبل از مرگش شورایی متشکل از شش نفر از صحابه رسول خدا (ص)تشکیل داد و به انتخاب خلیفه پس از خود را این شورا واگذار کرد.
در آخرین سالی که عمر به حج رفته بود، عَمّارِ یاسر در مِنی به دوستانش گفت: بیعتِ با ابوبکر لغزشی ناگهانی بود که شد؛ اگر عمر بمیرد ما با علی(ع) بیعت می کنیم.
این خبر، هنگامی در مِنی به عمر رسید که می خواست حرکت کند گفت به سوی مدینه. اولین جمعه که در مسجد پیامبر(ص) در مدینه بر منبر رفت، خطبه ای مفصّل خواند و در آخر آن گفت که بیعت با ابوبکر لغزشی ناگهانی بود که شد و خدا شرَّش را از مسلمانان دور کرد؛ بعد از این باید بیعت (با خلیفه) با مشورت باشد و اگر کسی بدون مشورت با کسی بیعت کند، باید هر دو کشته شوند.
پس از ضربت خوردن عمر و نزدیک شدن مرگ او ، مسئله جانشینی او در میان مسلمانان اهمیت بسیاری پیدا کرد.عده ای از اصحاب او،خواستار این شدند تا وی مانند ابوبکر کسی را به عنوان جانشین خود برگزیند.اما عمر در جواب آنها گفت:« چه کسی به من امر می کند که برای خود جانشینی برگزینم. اگر ابو عبیده را زنده می یافتم او را خلیفه قرار می دادم و روزی که پروردگار خود را دیدار کنم و از من پرسش کند چه کسی را بر امت محمد (ص) خلیفه قرار دادی؟ خواهم گفت پروردگارا، از پیامبر (ص) شنیدم که می گفت: هر امتی امینی دارد و امین این امت ابو عبیده است. اگر معاذ بن جبل را زنده می یافتم او را به عنوان خلیفه برمی گزیدم، و روزی که پروردگار خود را دیدار کنم و از من پرسش کند چه کسی را بر امت محمد (ص) خلیفه قرار دادی؟ خواهم گفت: پروردگارا، از پیامبر (ص) شنیدم که می گفت: معاذ بن جبل روز قیامت، در جلوی دانشمندان می آید. اگر خالد بن ولید را زنده می یافتم او را به عنوان خلیفه برمی گزیدم، و روزی که پروردگار خود را دیدار کنم و از من پرسش کند چه کسی را بر امت محمد (ص) خلیفه قرار دادی؟ خواهم گفت: پروردگارا، از پیامبر (ص) شنیدم که می گفت: خالد بن ولید شمشیری از شمشیرهای خداست که بر مشرکان کشیده شده است. لیکن من کسانی را بر خواهم گزید که رسول خدا (ص) در هنگام رحلت خود از آنان خشنود بود.» پس تمام کاندیدهای خلافت بلافصل عمر از نظر او،همگی درگذشته بودند.به همین دلیل او تصمیم گرفت تا با تشکیل شورایی آن هم با شرایط خاص، تعیین خلافت پس از خویش را به آنان واگذار کند.
روزی ابن عباس به نزد عمر رفت. عمر به او گفت:«ای ابن عباس؛ آیا می دانی چه چیز مانع رسیدن خلافت به شما بعد از رسول خدا(ص) شد؟ ابن عباس گوید: من دوست نداشتم به او پاسخ دهم، به او گفتم: اگر ندانم خلیفه مرا آگاه می نماید؟ عمر گفت: مردم دوست نداشتند نبوت و خلافت در خانواده شما جمع شود، تا با آن بر دیگران فخر بفروشید، و قریش خلافت را برای خود انتخاب نمود، و درست اندیشید و موفق گردید. گفتم ای امیرالمومنین(یعنی عمر) اگر به من اجازه سخن گفتن دهی و خشم خود را از من دور نمایی، در این مورد سخن بگویم؟ عمر گفت: بگو! گفتم: این که می گویی قریش برای خود خلیفه انتخاب نمود و درست اندیشید و موفق گردید، اگر انتخاب قریش موافق با انتخاب پروردگار می بود، کار خوب را قریش انجام داده و قابل بحث نبوده و مورد حسادت واقع نمی شد (ولیکن متاسفانه انتخاب قریش هماهنگ با انتخاب پروردگار نبود) و این که گفتی: قریش دوست نداشت نبوت و خلافت در یک خانواده باشد، خداوند متعال می فرماید: «ذَلِکَ بَاَنَّهُم کَرِهُوا مَا اَنزَلَ اللهُ فَاَحبَطَ اَعمَالَهُم»: آنان آنچه خداوند نازل نمود را دوست نداشتند، و همه اعمال آنها از بین رفت.
عمر ادامه داد و گفت: به من رسیده است که تو می گویی: خلافت را از روی حسدو ظلم و ستم از ما دور گرداندند. ابن عباس گفت: اما این که از روی ظلم از ما ستانده شد، این مسیله برای همگان روشن است، و امّا این که گفتی از روی حسد، به آدم (علیه السلام) جدّ ما حسادت شد، و ما نیز فرزندان او هستیم که به ما حسادت می ورزند. عمر گفت: هیهات، هیهات به خداسوگند هرگز حسداز دلهای شما بنی هاشم از بین نرود. ابن عباس: گفت ای امیرالمومنین،آهسته! دل هایی را که خداوند از آلودگی ها پاک نموده است به حسد توصیف منما، زیرا قلب رسول خدا(ص) نیز،از دل های بنی هاشم است. عمر گفت: از من دور شو، ای ابن عباس! ابن عباسگفت :این کار را می کنم وقتی خواستم بر خیزم، از من خجالت کشید، و گفت: ای ابن عباسسر جای خود بنشین؛ به خداسوگند من حقوق تو را رعایت می کنم، و آنچه تو را خوشحال می کند، دوست می دارم.»
یعقوبی می نویسد:«عمر ، خلافت را به شورایی شش نفره از اصحاب پیامبر خدا کشاند : علی بن ابی طالب علیه السلام ، عثمان بن عفان ، عبدالرحمان بن عوف ، زبیر بن عوام ، طلحة بن عبیداللّه و سعد بن ابی وقّاص ، و گفت : سعید بن زید را به جهت خویشی اش با من از شورا بیرون کردم . با او درباره پسرش عبد اللّه بن عمر صحبت شد . گفت : برای خاندان خطّاب ، آنچه از خلافت به دست آورده اند ، کافی است . عبد اللّه نمی تواند زنش را طلاق بدهد .
او به صُهَیب ، فرمان داد که با مردمْ نماز بگزارد تا آن شش نفر ، از میان خود ، به یک تن رضایت دهند و ابو طلحه (زید بن سهل انصاری) را بر آنان گمارد و گفت : اگر چهار نفر رضایت دادند و دو نفر مخالفت کردند ، گردن آن دو نفر را بزن و اگر سه نفر رضایت دادند و سه نفر مخالفت کردند ، گردن آن سه نفری را بزن که عبد الرحمان در میانشان نیست و اگر سه روز گذشت و به هیچ کس رضایت ندادند ، همه آنها را گردن بزن.»
منصب امامت امری نیست که به دست مردم باشد بلکه انتخابی از جانب خداوند متعال می باشد. خداوند متعال در قرآن مجید، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است. در سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز مانند قرآن مجید، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خداوند متعال نسبت داده شده است.
یکی از شبهاتی که وهابیت زیاد مطرح می کنند این است که:اگر خلافت و امامت یک وظیفه الهی و انتصابی بود؛ پس چرا بعد از عثمان امیرمؤمنان (علیه السّلام) از قبول آن خودداری می کرد؟ تا این که نوبت به اصرار رسید و فرمود: «دعونی والتمسوا غیری... وانا لکم وزیراً خیراً لکم منی امیراً وان ترکتمونی فانا کاحدکم واسمعکم واطوعکم؛
امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، الدشتی، محمد، ج۱، ص۸۰.    
خداوند متعال در قرآن مجید، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است و در رابطه با تعیین پیامبر و خلیفه خود در زمین؛ می فرماید:«اللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه؛
انعام/سوره۶، آیه۱۲۴.    
ادله انتصابی بودن خلافت و امامت که شامل آیات و روایات می شود؛ بیش از آن هستند که بتوان همه آن را در این مقاله کوتاه؛ بررسی کرد، در این حال به صورت خلاصه به این مطلب خواهیم پرداخت.خداوند در این باره می فرماید:«وَاِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ اِنِّی جاعِلٌ فِی الاَْرْضِ خَلِیفَة؛
بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
...

خلافت در دانشنامه ویکی پدیا

خلافت
خلافت در معنای عام اطلاق به جانشینی دارد و جانشین (خلیفه) بعد از یک فرد، برای اداره امورجامعه یک امت باید کلیهٔ خواص مربوط به اصول حکومت راداشته باشد.
خلافت در اسلام میان اهل سنت و شیعه مورد اختلاف است.شیعیان خلافت را یک امر الهی وازجانب خدا وبرگزیده از طریق وحی می دانند ولی سنیان خلیفه را فقط فردی از میان افراد جامعه می دانندکه اکثریت افراد متفق القولند.
خلافت در معنای عام به معنی جانشینی و در معنای خاص به معنی حکومت داری پس از پیامبر اسلام در جوامع اسلامی ست و می تواند به موارد زیر نیز اطلاق شود:
علی بن ابی طالب#برگزیده شدن به خلافت، خلافت علی بن ابی طالب
خلافت عباسیان، دومین سلسله اسلامی
امپراتوری عثمانی، امپراتوری عثمانی در منطقه مدیترانه
خلافت فاطمیان، سلسله اسلامی در شمال آفریقا
دولت اموی یا خلافت اموی یا دولت بنی امیه (۴۱ - ۱۳۲ / ۶۶۲ - ۷۵۰ م) دومین خلافت اسلامی بعد از خلفای راشدین می باشد و دارای بزرگترین قلمرو در تاریخ اسلام است. بنی امیه اولین خاندان مسلمان در طول تاریخ اسلام بودند که به صورت ارثی شبیه به پادشاهان حکومت کردند. پایتخت آن دمشق بود و آغاز کار این دولت در تاریخ ۴۱ هـ (۶۶۲ م) بود و در ۱۳۲ هـ (۷۵۰ م) پایان یافت. اوج گسترش دولت اموی در زمان خلیفهٔ دهم، هشام بن عبدالملک بود او مرزهای قلمرو خود را تا اطراف چین از شرق و جنوب فرانسه از غرب گسترش داد همچنین توانسته بود که افریقیه، مغرب عربی، اندلس، جنوب گل، سند و فرارود را هم به قلمروی امویان اضافه کند. از مشهورترین خلفای اموی می توان به معاویه ابی سفیان، یزید بن معاویه، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان، ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، هشام بن عبدالملک و مروان بن محمد اشاره نمود.
 افغانستان
 الجزایر
 آندورا
 ارمنستان
 جمهوری آذربایجان
 بحرین
 چاد
 قبرس
 مصر
 اریتره
 فرانسه
 گرجستان
 جبل طارق (UK)
 یونان
 هند
 ایران
 عراق
 اسرائیل
 اردن
 قزاقستان
 کویت
 قرقیزستان
 لبنان
 لیبی
 موریتانی
 مراکش
 نیجر
 عمان
 پاکستان
حکومت خودگردان فلسطین
 پرتغال
 قطر
 روسیه
 عربستان سعودی
 سومالی
 اسپانیا
 سوریه
 تاجیکستان
 تونس
 ترکیه
 ترکمنستان
 امارات متحده عربی
 ازبکستان
 یمن
 صحرای غربی
خلافت رسولی شیوه ای است که باور بر این است که از طریق آن تبشیر مسیحیت با خلافتی ادامه دار از حواریون ناشی می شود. این مسئله معمولاً در ارتباط با این ادعاست که خلافت از طریق رشته ای از اسقف ها انجام می گیرد. این رشته در اصل اسقف های سریر به خصوصی تأسیس شده توسط یک یا چند تن از رسولان قلمداد می شده است. به گفته جوستو گونزالس مورخ، خلافت رسولی امروزه عموماً به معنای رشته ای از اسقف ها، بی توجه به سریز، درک می شود.
خلافت سوکوتو یک خلافت اسلامی مستقل در آفریقای غربی بود که در سال ۱۸۰۴ میلادی بنیان گذاری شد و در سال ۱۹۰۳ میلادی در جنگ با بریتانیا از میان رفت. قلمرو آن امروزه بخشی از کشورهای بنین، بورکینافاسو، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، غنا، نیجر و نیجریه است.
خلافت علی بن ابی طالب به دوران حکومت علی بن ابی طالب به عنوان چهارمین خلیفهٔ برگزیدهٔ مسلمانان در صدر اسلام مربوط می شود که از ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری (۶۵۶–۶۶۱ میلادی) به طول انجامید. او پس از کشته شدن عثمان، به عنوان خلیفه برگزیده شد. هنگامی که علی به خلافت رسید، مرزهای حکومت اسلامی از غرب تا مصر و از شرق تا ارتفاعات شرقی ایران پیش رفته بود. اما اوضاع حجاز در این ایام، ناآرام بود. از اقدامات مهم علی پس از رسیدن به خلافت، عزل والیان منصوب عثمان بود. او افراد مورد اعتماد خود را به جای برکنارشدگان گماشت. وی مخالف تمرکز کنترل خلیفه بر روی درآمدهای استانی بود. او غنائم و بیت المال را از انحصار اشراف درآورد و به طور مساوی بین تمامی مسلمانان تقسیم کرد. در حکومت وی، تمامی مسلمانان، چه آن هایی که سابقه ای طولانی در اسلام داشتند و چه آن هایی که به تازگی مسلمان شده بودند، بدون لحاظ تعصبات قومی و قبیله ای، بهره ای یکسان از بیت المال می بردند. همچنین علی بر خلاف عمر، پیشنهاد داد که تمام درآمدهای دیوانی توزیع گردد و چیزی از آن اندوخته نشود.
دوران خلافت وی با نخستین جنگ داخلی میان مسلمانان (فتنه اول) و شورش هایی نظیر شورش ایرانیان همزمان بود. علی با دو نیروی مخالف مجزا مواجه شد: گروهی به رهبری عایشه، طلحه، و زبیر در مکه که خواهان برگزاری شورای خلافت برای تعیین خلیفه بودند و گروهی دیگر به رهبری معاویه در شام که انتقام خون عثمان را خواستار بودند. چهار ماه پس از خلافت، علی در جمل گروه اول را شکست داد؛ اما نبرد صفین با معاویه به لحاظ نظامی بی نتیجه خاتمه یافت و در پی آن حکمیت به لحاظ سیاسی بر ضد علی تمام شد. سپس در سال ۳۸ هجری بخشی از سپاه علی، موسوم به خوارج، که قبول حکمیت توسط وی را بدعت می دانستند بر او شوریدند. علی در نهروان آنان را شکست داد. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشیر یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی کشته شد و در خارج شهر کوفه دفن شد.
ویلفرد مادلونگ معتقد است که علی عمیقاً از وظیفهٔ اسلامی خود آگاه بود و در راه حفظ شریعت اسلام، حاضر نبود که مصلحتی را بر حقی مقدم بشمارد؛ به طوری که حتی حاضر بود در این راه با مخالفانش پیکار کند. اما برخی نویسندگان وی را فاقد مهارت و انعطاف پذیری سیاسی می دانند. به نوشتهٔ مادلونگ خودداری او از مشارکت در بازی جدید فریبکاری سیاسی و فرصت طلبی هوشمندانه که در زمان خلافت وی در دولت اسلامی ریشه دوانده بود، هرچند وی را از کامیابی در زندگی محروم ساخت، اما سبب شد در نظر ستایشگرانش به عنوان نمونه ای از تقوای اسلام نخستین و فاسدنشده و همچنین فتوت عربی پیش از اسلام جلوه گر شود.
خلافت فاطمی سلسله ای است که از سال ۹۰۹ (میلادی) به مدت تقریبی دو قرن (تا سال ۱۱۷۱ میلادی) بر بخش بزرگی از شمال آفریقا و خاورمیانه و دریای مدیترانه حکومت کرد. خلفای فاطمی پیشوایان شیعه اسماعیلی نیز بودند و نام سلسله آنان به نام فاطمه، دختر محمّد پیامبر مسلمانان، نامگذاری شده بود. آنان در قسمت مدیترانه ای خاورمیانه، بمدت بیش از دو قرن مؤسسِ دولتی بودند که به گسترشِ علم، هنر و بازرگانی علاقهٔ فراوان نشان می داد. قاهره پایتختِ مصر، توسط فاطمیان پایه گذاری شد. امپراتوری آنها یعنی بخش اولیه تاریخ اسماعیلی، تقریباً از ابتدای اسلام تا قرن یازدهم را در بر می گیرد. نخستین خلیفه فاطمی عبدالله المهدی و سه خلیفه فاطمی دیگر، یعنی القائم و المنصور و المعز لدین الله نام داشتند.
خلافت فاطمی در سال ۹۰۹ (میلادی) در شمال آفریقا بنیان نهاده شد و به زودی به سیسیل، مصر، فلسطین و سوریه گسترش یافت و در دوران حکومت هشتمین خلیفهٔ فاطمی، المستنصربالله (وفات ۱۰۹۴ (میلادی)) به اوج قدرت خود رسید. در طول این دورهٔ حدوداً دو قرنی، فاطمیان یک حکومت مرفّه همراه با شادابی عقلانی، اقتصادی و فرهنگی قابل ملاحظه ای را پدید آوردند.
دعوت خلفای فاطمی در سرزمین ایران در عهد سامانیان و غزنویان آغاز شد، اما در واقع به وسیله ناصر خسرو قبادیانی، شاعر معروف خراسان و مقارن با اوایل دوران سلاجقه این دعوت تا حدی به ثمر رسید. در ادامه با آن که خلفای مصر در جلب آل بویه سعی فراوانی کردند، اما در این زمینه توفیقی به دست نیاوردند، چنان که عضدالدوله دیلمی در اواخر عمرش همچنان در صدد تسخیر مصر و برانداختن خلافت فاطمی بود که اجل مهلتش نداد.
با وجود این، سالها پس از مرگ عضدالدوله، یک سردار پارس نژاد خلیفه عباسی به نام ارسلان بساسیری به اشاره و تحریک المستنصر، خلیفه فاطمی، علیه عباسیان شورید و بغداد را متصرف شد که در پی آن خلیفه القائم بامرالله را از آن جا بیرون کرد و سپس خطبه به نام امام فاطمی خواند (۴۵۰ ق / ۱۰۵۸ م). در آن احوال، خلافت عباسیان در معرض انقراض قرار گرفت، اما از حسن اتفاق، با ظهور طغرلبیگ سلجوقی و ورود او به بغداد ۴۵۱ (قمری)/۱۰۵۹ (میلادی) خلافت عباسیان از خطر سقوط حتمی نجات پیدا کرد. از آن پس، جلوگیری از نشر دعوت فاطمی و اهتمام در تعقیب اسماعیلیه، برای سلجوقیان ایران یک تکلیف و تعهد شد که تا پایان آن عصر نیز ادامه داشت.
پرچم
خلافت قُرطُبه یک پادشاهی اسلامی سنی مذهب در اندلس اسپانیا و بخشی از پرتغال و شمال آفریقا به مرکزیت شهر قرطبه بود که از ۹۲۹ تا ۱۰۳۱ میلادی دوام آورد.
از ویژگی های این دوره، گسترش بازرگانی و فرهنگ و ساخت وساز شاهکارهای معماری اندلس (از جمله مسجد جامع قرطبه) بود.
این منطقه پیش از آن به عنوان «امارت قرطبه» معروف بود تا این که عبدالرحمن سوم از خاندان اموی که از سال ۷۵۶ عنوان امیر قرطبه را دریافت کرده بود در ژانویه ۹۲۹ خود را خلیفه قرطبه نامید. با این کار، در آن دوره سه خلافت در جهان اسلام به وجود آمد یعنی خلافت عباسی، خلافت فاطمی و خلافت قرطبه.
خلافت قرطبه در پی جنگ داخلی، معروف به فتنه اندلس که میان نوادگان واپسین خلیفه، یعنی هشام دوم، با جانشینان پرده دار دربار به نام المنصور درگرفت فروپاشید. در سال ۱۰۳۱، پس از سال ها جنگ داخلی، خلافت قرطبه به چندین و چند بخش تقسیم شده و به صورت ملوک الطوایفی درآمد.
پس از هجرت از مکه به مدینه، در سرتاسر شبه جزیره عربستان اکثر قبایل عرب به دین اسلام در آمدند و محمد مردم ممالک مجاور را نیز به دین اسلام دعوت کرد. ابوبکر که به خلافت رسیده بود، تصمیم گرفت این برنامه را دنبال کند. پس از آنکه ابوبکر در خلافت خود مستقر شد به پیروی از محمد حمله به دو دولت بزرگ ساسانی و بیزانس را آغاز کرد.
پس از ابوبکر، عمر در خلافت مستقر شد. عمر نیز « سعدبن ابی وقاص » را با سپاهی که عده آنان به سی و چند هزار می رسید به جنگ با ایرانیان گسیل داشت. مسلمانان در نهاوند ایرانیان را شکستی سخت دادند. پس از فتح نهاوند، همدان نیز به دست مسلمانان افتاد.
پس از کشته شدن عمر در سال 23 ( ه.ق.) عثمان به خلافت رسید. او « عبدالله بن عامربن کریز » را که جوانی بیست و پنج ساله بود والی بصره کرد. عبدالله بن عامر شورش مردم فارس را خوابانید و استخر و اردشیر خوره و دارابگرد را دوباره به دست آورد. همچنین امیرانی را بر شهرهای خراسان و کرمان و مکران و سیستان تعیین کرد و خود برای سرکوب قیام مردم خراسان حرکت نمود. عبدالله بن عامر قیام مردم کرمان و سیستان را آرام کرد و عامل وی، تا زابلستان و کابل پیش رفت.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خلافت در جدول کلمات

خلافت
جانشینی ، نیابت
خاندانی که از ابتدای خلافت بنی عباس متصدی کارهای مهم بوده و از حسن شهرت زیادی برخوردار بودند
برامکه
سرزمینی که مرکز خلافت حضرت علی (ع) شهر کوفه در آن بود
عراق
فتنه ای که سودجویان با شکستن بیعت خود در آغاز خلافت حضرت علی (ع) به راه انداختند
جنگ جمل
از بزرگترین جنگهای زمان خلافت حضرت امیرالمومنین
صفین

معنی خلافت به انگلیسی

caliphate (اسم)
خلافت
vicariate (اسم)
خلافت ، قلمرو خلافت ، حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم

خلافت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی خلافت

ساینا ١٨:٤٩ - ١٣٩٦/١٠/١٦
نیابت
|

ایناز ١٧:٣٨ - ١٣٩٨/٠١/١٨
حکومت جانشین
|

پیشنهاد شما درباره معنی خلافت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خلافت در جدول   • خلافت بعد از پیامبر   • معنی خلافت در جدول   • خلافت داعش   • معنای خلافت   • معنی خلافت درجدول   • خلافت بعد از علی   • خلفای اسلام   • مفهوم خلافت   • تعریف خلافت   • معرفی خلافت   • خلافت چیست   • خلافت یعنی چی   • خلافت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلافت
کلمه : خلافت
اشتباه تایپی : oghtj
آوا : xelAfat
نقش : اسم
عکس خلافت : در گوگل


آیا معنی خلافت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )