انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 956 100 1

خلقت

/xelqat/

مترادف خلقت: آفرینش، ابداع، ایجاد، تکوین، خلق، سرشت، صنع، نهاد، وضع، شمایل

برابر پارسی: آفرینش، سرشت، نهاد

معنی خلقت در لغت نامه دهخدا

خلقت. [ خ ِ ق َ ] (ع اِ) نهاد. فطرت. طبیعت. خمیره. طبع. سرشت. آب و گل. گوهر. گهر. (یادداشت بخط مؤلف ). جِبِلَّت. (زمخشری ) :
گر نتواند که شود خوک میش
زآن شره و نحس در او خلقت است.
ناصرخسرو.
من دنیا را بدان چاه... مانند کردم... و آن چهار مار را بطبایع که عماد خلقت آدمی است. (کلیله و دمنه ).
- امثال :
خلقت زیبا به از خلعت دیبا.
|| آفرینش. (یادداشت بخط مؤلف ) :
کرانیست از سر خلقت خبر
چو زینها بپرسی شود کر و لال.
ناصرخسرو.
خلقت ملاحظه در آفرینش. (قاموس مقدس ). || صورت (السامی فی الاسامی ). در کشاف اصطلاحات فنون خلقت چنین تعریف شده است : در لغت ، آفرینش باشد چنانچه در صراح گفته و علما در تفسیر آن اختلاف کرده اند. بعضی گفته اندمجموع شکل و رنگ آدمی را گویند و آن از کیفیات مختصه بکمیاتست و بعضی دیگر گفته اند شکل منضم بلون را خلقت گویند و جمعی دیگر گفته اند کیفیتی است حاصل از اجتماعی شکل و لون ، چنانکه در شرح مقاصد آمده است.
- خلقت اصلیه ؛ خلقتی که در اکثر افراد نوع معینی است.

خلقة. [ خ َ / خ ِق َ ] (ع مص ) خلق. آفریدن. || (اِمص ) آفرینش. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خلقة. [ خ ُ ق َ ] (ع اِمص ) ملاست. نرمی. تابانی.(از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خلقة. [ خ َ ل َ ق َ ] (ع اِ) ابر مستوی. || باران. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خلقة. [ خ َ ل ِ ق َ ] (ع ص ) پرباران. منه : سحابة خلقه ؛ ابری که در آن اثر باران باشد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

معنی خلقت به فارسی

خلقت
۱ - ( اسم ) آفرینش فطرت . ۲ - ( اسم ) هیئت سرشت نهاد . ۳ - پیکر .
آفریدن
که نقصی در اندام ندارد مرد تمام خلقت و نیکو اندام .
( اسم ) کسی که درخلقتش نقصانی باشد ناقص اعضاناقص اندام .
معصوب الخلق . نیکو سرشت .
خوش ترکیب . خوش اندام .
که آفرینش و اندامی میانه دارد نه درشت و نه بلند و نه ریز و نه کوتاه .
نیکو خلقت . نیکو سرشت . نیکو جبلت . یا خوشگل . خوش ترکیب . خوش قواره .
که خلقتی زشت دارد .
که آفرینش و نهادی چون دجال دارد
بزرگ آفرینش ابلد .

معنی خلقت در فرهنگ معین

خلقت
(خِ قَ) [ ع . خلقة ] (اِمص .) آفرینش ، فطرت .

معنی خلقت در فرهنگ فارسی عمید

خلقت
۱. آفرینش.
۲. (اسم) فطرت، هیئت، سرشت.
۳. (اسم) شکل ظاهری انسان.

خلقت در دانشنامه اسلامی

خلقت
معنی خَلَقْتَ: آفریدی-خلق کردی(خلق در اصل به معناي تقدير و اندازه گيري است)
معنی خَلَقْتُ: آفریدم-خلق کردم(خلق در اصل به معناي تقدير و اندازه گيري است)
معنی خُلِقَتْ: آفریده شد-خلق شد(خلق در اصل به معناي تقدير و اندازه گيري است)
معنی حُبُکِ: حُسن و زينت - خلقت عادلانه
معنی فِطْرَةَ: نوعي از خلقت (در بسياري از آيات ، خلقت را فطر ، و خالق را فاطر ناميده است ، و فطر به معناي پاره کردن است ، گويا خداي تعالي عدم را پاره ميکند و موجودات را از شکم آن بيرون ميآورد و کلمه فطرت بر وزن فعلت بناي نوع را ميرساند يعني نوعي از خلقت )
معنی نَّبْرَأَهَا: که آن را به وجود آوريم (از مصدر برء که به معني خلقت از عدم است)
معنی وَهْنٍ: سستي - ناتواني - ضعف در خلقت و جسم ، و يا در خُلق واراده
معنی نَّشْأَةَ: ايجاد و تربيت - خلقت (نشا و نشاة به معناي احداث و تربيت چيزي است)
معنی وَهَنَ: سست شد - ناتوان شد(کلمه وهن به معناي ضعف در خلقت و جسم ، و يا در خُلق (اراده) است )
معنی فَطَرَ: آفريد(در بسياري از آيات ، خلقت را فطر ، و خالق را فاطر ناميده است ، و فطر به معناي پاره کردن است ، گويا خداي تعالي عدم را پاره ميکند و موجودات را از شکم آن بيرون ميآورد و کلمه فطرت بر وزن فعلت بناي نوع را ميرساند يعني نوعي از خلقت )
ریشه کلمه:
خلق‌ (۲۶۱ بار)
در قرآن مجید به مخلوقین آتش اشاره شده است.
آتش، ماده خلقت ابلیس است.قال انا خیر منه خلقتنی من نار. و الجان خلقنه من قبل من نار... ؛ الا ابلیس... ؛ قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصل من حما مسنون. (به قرینه «الا ابلیس» و نیز ذکر کلام ابلیس که دلیل تمردش را از سجده بر آدم علیه السّلام ، گل بودن او معرفی می کند، می توان استفاده کرد که «الجان» شامل ابلیس هم می شود.) قال انا خیر منه خلقتنی من نار...
در قرآن مجید به مخلوقین آتش اشاره شده است.
آتش، ماده خلقت ابلیس است.قال انا خیر منه خلقتنی من نار. و الجان خلقنه من قبل من نار... ؛ الا ابلیس... ؛ قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصل من حما مسنون. (به قرینه «الا ابلیس» و نیز ذکر کلام ابلیس که دلیل تمردش را از سجده بر آدم علیه السّلام ، گل بودن او معرفی می کند، می توان استفاده کرد که «الجان» شامل ابلیس هم می شود.) قال انا خیر منه خلقتنی من نار...
جن از آتش
آتش شعله ور، ماده خلقت جنیان است.«و الجان خلقنه من قبل من نار السموم.»و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (« سموم » باد سوزان و آتشینی است که مانند سم نفوذ می کند. آتش شعلهور و آتشی که دود ندارد نیز از جمله معانی دیگر «سموم» است.) و خلق الجان من مارج من نار. جلوه های ربوبیت الهی در آفرینش جن از آتش، غیر قابل انکار و تکذیب است.وخلق الجان من مارج من نار؛ فبای ءالاء ربکما تکذبان.
خداوند متعال در آیاتی از قرآن آفرینش حضرت آدم (علیه السّلام ) را و در آیاتی دیگر آفرینش همه انسان ها را از خاک می داند.
خداوند، پدیدآورنده انسان ها از خاک:• «... هو انشاکم من الارض...؛ و به سوی قوم ثمود برادر (نسبی یا قبیله ای) آنها صالح را (فرستادیم) گفت: ای قوم من، خدای یکتا را بپرستید، که شما را جز او خدایی نیست، اوست که شما را از این زمین آفریده (جدّ و جدّه اوّلتان را بلاواسطه و نسل آنها را باواسطه از خاک خلق نموده) و شما را در آن زندگانی داده و آباد کردن آن را از شما خواسته؛ پس، از او (درباره گناهانتان) آمرزش بخواهید آن گاه (با عمل های شایسته) به سوی او بازگردید، به یقین پروردگار من (به بندگانش) نزدیک و (دعاهایشان را) اجابت کننده است.»• «.. اکفرت بالذی خلقک من تراب...؛ رفیق (مؤمن) او در حالی که با وی در گفتگو بود (در ردّ انکار قیامت ) به او گفت: آیا به کسی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن گاه به صورت مردی کامل درآورد کفر ورزیدی؟ (انکار قیامت به اعتقاد استقلال خود و اسباب ظاهریه در مقابل خدا شرک در ربوبیت و کفر به حقّ است.)» گفته شده: چون خداوند، نطفه را از مجرای عادی خود، یعنی مواد غذایی روییده شده از خاک، خلق نمود، می توان گفت، خداوند انسان را از خاک آفرید. • «یـایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقنـکم من تراب...؛ ای مردم ، اگر از برانگیخته شدن (پس از مرگ ) در شکّ اید پس (در آفرینش خود دقت کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم (جدّ و جدّه نخستین تان را بلاواسطه و به نحو اعجاز، و نسل آن دو را با واسطه به جذب مواد اوّلیه خاک و انتقال آن به بدن) سپس از نطفه سپس از علقه (لخته خون مبدّل از نطفه) سپس از مضغه (پاره گوشتی مبدّل از علقه) که برخی دارای خلقت کامل و برخی غیر کامل است، تا (کمال قدرت و حکمت خود را در این آفرینش تدریجی) برای شما روشن سازیم، و ما آنچه را بخواهیم (از مضغه) در رحم ها تا مدت معینی (که جنین کامل شود) برقرار می داریم، سپس شما را در حال کودکی بیرون می آوریم، سپس (حفظ می کنیم) تا به کمال رشد بدنی و روحی خود برسید، و برخی از شما (قبل از پیری) قبض روح می شود و برخی از شما به پایین ترین مرحله عمر بازگردانده می شود تا عاقبت بعد از دانش (فراوان) چیزی نداند. و (روی) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می بینی، پس چون آب را (به صورت باران و برف و تگرگ) بر آن فرو فرستیم می جنبد و بالا می آید و از هر نوع (گیاه و نهال) بهجت انگیز می رویاند.»• «ومن ءایـته ان خلقکم من تراب...؛ و از نشانه های ( توحید و قدرت) او این است که (جد و جدّه نخستین شما را بلاواسطه و) شما را (با چند واسطه) از خاک آفرید سپس به ناگاه شما (گروه بی حدّ و حصر) بشرید که (در روی زمین) پیوسته پراکنده می شوید.»• «والله خلقکم من تراب...؛ و خداوند (جدّ و جدّه نخستین) شما را (بلاواسطه و به نحو اعجاز) از خاک آفرید، سپس (شما را که نسل او هستید) از نطفه (آفرید) و خداوند شما را (که نسل آدمید ابتداء) از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن گاه شما را جفت هایی (نر و ماده) قرار داد، و هیچ مادینه ای حمل بر نمی دارد و بر زمین نمی نهد مگر به علم او، و به هیچ سالخورده ای عمر زیاد داده نمی شود و از عمر هیچ کس کم نمی گردد مگر آنکه در کتابی (لوح محفوظ) ثبت است، همانا اینها بر خدا آسان است .»• «هو الذی خلقکم من تراب...؛ او همان است که شما را از خاک آفرید (جدّ و جدّه اعلایتان را ابتداء و به نحو اعجاز، و شما نسل او را با سیر مراحلی قبل از ورود به رحم، از خاک آفرید) سپس از نطفه، آن گاه از علقه (اندکی خون بسته شده)، سپس شما را در حال کودکی (از رحم مادر ) بیرون می آورد، بعد (شما را زنده نگه می دارد) تا به حدّ کمال (جسمی و روحی) خود برسید، سپس (به زندگی تان ادامه می دهد) تا پیر شوید، و از شما برخی پیش از آن (پیش از هر یک از مراحل سه گانه کودکی، بلوغ و پیری) قبض روح می شود، و (این مهلت) برای این است که به مدت معینی (که از علم ازلی الهی گذشته و در لوح محفوظ نگاشته شده) برسید و شاید (در مبدأ نشوء و سیر تکاملی تان) بیندیشید.»
آفرینش آدم از خاک
آفرینش حضرت آدم (علیه السّلام ) از خاک:• «... کمثل ءادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون؛ به یقین داستان عیسی (در چگونگی آفرینش) در نزد خداوند همچون داستان آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت: (انسان زنده) باش، پس شد (به طوری که گویی می دیدی که می شود. و البته مجسمه آن در بیرون و این در رحم ساخته شد و هر دو به امر تکوینی خدا بدون پدر انسان شدند. و اگر این معنی دلیل الوهیت است پس هر دو باید اله باشند).»• «.. یـقوم اعبدوا الله... هو انشاکم من الارض...؛ و به سوی قوم ثمود برادر (نسبی یا قبیله ای) آنها صالح را (فرستادیم) گفت: ای قوم من، خدای یکتا را بپرستید، که شما را جز او خدایی نیست، اوست که شما را از این زمین آفریده (جدّ و جدّه اوّلتان را بلاواسطه و نسل آنها را باواسطه از خاک خلق نموده) و شما را در آن زندگانی داده و آباد کردن آن را از شما خواسته؛ پس، از او (درباره گناهانتان) آمرزش بخواهید آن گاه (با عمل های شایسته) به سوی او بازگردید، به یقین پروردگار من (به بندگانش) نزدیک و (دعاهایشان را) اجابت کننده است.» در تفسیر آیه آمده است: خدا شما را از آدم علیه السّلام و آدم را از خاک آفرید. • «.. اکفرت بالذی خلقک من تراب...؛ رفیق (مؤمن) او در حالی که با وی در گفتگو بود (در ردّ انکار قیامت) به او گفت: آیا به کسی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن گاه به صورت مردی کامل درآورد کفر ورزیدی؟ (انکار قیامت به اعتقاد استقلال خود و اسباب ظاهریه در مقابل خدا شرک در ربوبیت و کفر به حقّ است.)» مقصود از «... خلقک من تراب» اصل خلقت است که آدم (علیه السّلام ) از خاک آفریده شد. • «یـایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقنـکم من تراب...؛ ای مردم، اگر از برانگیخته شدن (پس از مرگ) در شکّ اید پس (در آفرینش خود دقت کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم (جدّ و جدّه نخستین تان را بلاواسطه و به نحو اعجاز، و نسل آن دو را با واسطه به جذب مواد اوّلیه خاک و انتقال آن به بدن) سپس از نطفه سپس از علقه (لخته خون مبدّل از نطفه) سپس از مضغه (پاره گوشتی مبدّل از علقه) که برخی دارای خلقت کامل و برخی غیر کامل است، تا (کمال قدرت و حکمت خود را در این آفرینش تدریجی) برای شما روشن سازیم، و ما آنچه را بخواهیم (از مضغه) در رحم ها تا مدت معینی (که جنین کامل شود) برقرار می داریم، سپس شما را در حال کودکی بیرون می آوریم، سپس (حفظ می کنیم) تا به کمال رشد بدنی و روحی خود برسید، و برخی از شما (قبل از پیری) قبض روح می شود و برخی از شما به پایین ترین مرحله عمر بازگردانده می شود تا عاقبت بعد از دانش (فراوان) چیزی نداند. و (روی) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می بینی، پس چون آب را (به صورت باران و برف و تگرگ) بر آن فرو فرستیم می جنبد و بالا می آید و از هر نوع (گیاه و نهال) بهجت انگیز می رویاند.» در معنای آیه گفته شده: دلیل بر صحت آن (آفرینش شما از خاک) این است که ما اصل شما را که آدم (علیه السّلام) است از خاک آفریدیم. • «ومن ءایـته ان خلقکم من تراب ثم...؛ و از نشانه های (توحید و قدرت) او این است که (جد و جدّه نخستین شما را بلاواسطه و) شما را (با چند واسطه) از خاک آفرید سپس به ناگاه شما (گروه بی حدّ و حصر) بشرید که (در روی زمین) پیوسته پراکنده می شوید.»• «والله خلقکم من تراب...؛ و خداوند (جدّ و جدّه نخستین) شما را (بلاواسطه و به نحو اعجاز) از خاک آفرید، سپس (شما را که نسل او هستید) از نطفه (آفرید) و خداوند شما را (که نسل آدمید ابتداء) از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن گاه شما را جفت هایی (نر و ماده) قرار داد، و هیچ مادینه ای حمل بر نمی دارد و بر زمین نمی نهد مگر به علم او، و به هیچ سالخورده ای عمر زیاد داده نمی شود و از عمر هیچ کس کم نمی گردد مگر آنکه در کتابی (لوح محفوظ) ثبت است، همانا اینها بر خدا آسان است.»• «هو الذی خلقکم من تراب...؛ او همان است که شما را از خاک آفرید (جدّ و جدّه اعلایتان را ابتداء و به نحو اعجاز، و شما نسل او را با سیر مراحلی قبل از ورود به رحم، از خاک آفرید) سپس از نطفه، آن گاه از علقه (اندکی خون بسته شده)، سپس شما را در حال کودکی (از رحم مادر) بیرون می آورد، بعد (شما را زنده نگه می دارد) تا به حدّ کمال (جسمی و روحی) خود برسید، سپس (به زندگی تان ادامه می دهد) تا پیر شوید، و از شما برخی پیش از آن (پیش از هر یک از مراحل سه گانه کودکی، بلوغ و پیری) قبض روح می شود، و (این مهلت) برای این است که به مدت معینی (که از علم ازلی الهی گذشته و در لوح محفوظ نگاشته شده) برسید و شاید (در مبدأ نشوء و سیر تکاملی تان) بیندیشید.»
آفرینش آدم امری حق و به دور از شک
آفرینش آدم (علیه السّلام ) از خاک، امری حق و به دور از شک و تردید و از جانب پروردگار:• «ان مثل عیسی عند الله کمثل ءادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون؛ به یقین داستان عیسی (در چگونگی آفرینش) در نزد خداوند همچون داستان آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت: (انسان زنده) باش، پس شد (به طوری که گویی می دیدی که می شود. و البته مجسمه آن در بیرون و این در رحم ساخته شد و هر دو به امر تکوینی خدا بدون پدر انسان شدند. و اگر این معنی دلیل الوهیت است پس هر دو باید اله باشند).»• «الحق من ربک فلا تکن من الممترین؛ (این مطلب) حق و ثابت از جانب پروردگار توست، پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.»
خلقت از خاک امری آسان برای خدا
...
اسب، چارپایی از جانوران ذو حافر که سواری و بار را به کار آید.
خداوند ، آفریدگار اسب می باشد همانطور که در قرآن کریم به آن اشاره شده است آنجاکه می فرماید:«والانعام خلقها لکم فیها دفء ومنـفع ومنها تاکلون؛ و چارپایان را برای شما آفرید در آنها برای شما (وسیله) گرمی و سودهایی است و از آنها می خورید.»• «والخیل... لترکبوها و زینة..؛ و اسبان و استران و خران را (آفرید) تا بر آنها سوار شوید و (برای شما) تجملی (باشد) و آنچه را نمی دانید می آفریند.»
← تفسیر آیات مذکور
 ۱. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳، ص۹۰، برگرفته از مقاله «خلقت اسب».    
...
در مراحل آفرینش، استخوان های انسان از مُضغه (پاره گوشت) پدید می آید. خداوند متعال درباره خلقت استخوان می فرماید: ما نطفه را به صورت خون بسته ای درآوردیم و بعد این خون بسته را به ( مضغه ) که شبیه گوشت جویده است، تبدیل کردیم و بعدا آن را به صورت استخوان در آوردیم ، و از آن پس بر استخوان ها گوشت پوشاندیم.
در مراحل آفرینش، استخوان های انسان از مُضغه (پاره گوشت) پدید می آید:•• «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛ سپس نطفه را به صورت علقه (= خون بسته )، و علقه را به صورت مضغه (= چیزی شبیه گوشت جویده شده )، و مضغه را به صورت استخوان هایی درآوردیم؛ و بر استخوان ها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم؛ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است!».
← دیدگاه تفسیر نمونه
 ۱. ↑ مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۴.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳، ص۱۱۷، برگرفته از مقاله «خلقت استخوان».    
...
الاغ به عنوان بارکش مفید است، انسان ها از این حیوان بیشتر برای بارکشی استفاده می کنند.
خداوند ، آفریننده الاغ برای سواری انسان است.«و الانعم خلقها لکم..» و چهارپایان را آفرید؛ در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است؛ و از گوشت آنها می خورید!«والخیل والبغال والحمیر لترکبوها...» همچنین اسبها و استرها و الاغها را آفرید؛ تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد، و چیزهایی می آفریند که نمی دانید.
در خلقت انسان، غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.
در آغاز خداوند نوع انسان اولیه را خلق کرد و سپس نسل وی را از نطفه همان انسان قرار داد. تا بدین سان، مراحل حیات آدمی پس از خلق ادامه یابد. این بیان، جوابی است دینی در رد عقاید داروین و کسانی که اجداد انسان اولیه را موجودات تک سلولی و یا از نسل میمون می پندارند.
نحوه خلقت آدمی
در نظرگاه اسلامی، نوع انسان دو گونه آفرینش داشته است:یکی آفرینش از گِل و بدون پدر و مادر. این گونه آفرینش ویژه آدم (علیه السلام) و حوّا است که خداوند آنان را از گِل آفرید. این گونه از آفرینش، تنها یک بار رخ داده است.دوم، آفرینش از یک پدر و یک مادر که نسل انسان پس از آدم (علیه السلام) و حوّا را شامل می شود. همه انسان ها از نسل آدم (علیه السلام) و حوّایند که بر اثر ازدواج یک مرد و یک زن پدید آمده اند.گونه دوم از آفرینش همواره ادامه دارد و یکی از نشانه های نعمت های الهی و از پایه های تکامل بشر است. بنابراین، اصل انسان از گِل و نسل او از آب است. قرآن درباره گونه نخست آفرینش به صراحت می فرماید که آفرینش انسان از گِل آغاز شده است.
سجده/سوره۳۲، آیه۷.    
برخی عمر بشر را هفت هزار سال تخمین زده اند. اگرچه گاه بقایایی از استخوان های انسان کشف می شود که قدمت آن به صدها هزار سال پیش می رسد، امّا ممکن است از آنِ انسان کنونی نباشند و به نسلی که پیش از آدم و حوّا می زیسته اند مربوط شوند.شمار جمعیت فعلی انسان ها نظریه هفت هزار سال را تأیید می کند؛ زیرا اگر نسل انسان را از آدم و حوّا بدانیم، با توجّه به مرگ و میرهای طبیعی و نیز ناشی از جنگ ها و بیماری ها، شمار انسان ها به قدری می رسد که امروز هست. این نظریه بر آن است که استخوان های کشف شده نیز به احتمال، از آنِ نوعی هستند که پیش از آدم و حوّا می زیسته است.
حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج۱، ۲۹۱.
...
مساله خلقت انسان یکی از موضوعاتی است که به در آیات بسیاری از قرآن بیان شده است.
خلقت انسان، آفرینشی بدیع و حادث:أولایذکر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم یک شیا. هل أتی علی الإنسن حین مّن الدّهر لم یکن شیا مّذکورا.
اعتدال خلقت انسان
آفرینش انسان به صورت متعادل و موزون:فإذا سوّیته ونفخت فیه من رّوحی فقعوا له سجدین. قال له صاحبه ... أکفرت بالّذی خلقک من تراب ثمّ من نّطفة ثمّ سوّیک رجلا. ثمّ سوّیه ونفخ فیه من رّوحه .... فإذا سوّیته ونفخت فیه من رّوحی .... ثمّ کان علقة فخلق فسوّی . الّذی خلقک فسوّیک فعدلک. ونفس وما سوّیها. لقد خلقنا الإنسن فی أحسن تقویم.
تاریخ خلقت انسان
...
خداوند آفریننده انعام و روزی دهنده آنها می باشد.
خداوند، آفریننده انعام: شتر، گاو و گوسفند است:والانعـم خلقها لکم...و چهارپایان را آفرید در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید! الم تر ان الله انزل... • ... و الانعـم مختلف الونه...آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد ....... و از انسان ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگهای مختلف، فرو فرستاد. اولم یروا انا خلقنا لهم مما عملت ایدینا انعـما...آیا ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده ایم چهارپایانی برای آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟! الله الذی جعل لکم الانعـم...خداوند کسی است که چهارپایان را برای شما آفرید تا بعضی را سوار شوید و از بعضی تغذیه کنید.
اندیشه در آفرینش انعام
خداوند انسان را به تأمل و عبرت گیری از آفرینش انعام تشویق کرده است:وان لکم فی الانعـم لعبرة...و در وجود چهارپایان، برای شما (درس های) عبرتی است. وان لکم فی الانعـم لعبرة...و در وجود چهارپایان، برای شما (درسهای) عبرتی است. الم تر ان الله انزل من السماء ماء... • ... و الانعـم مختلف الونه...آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد ....... و از انسان ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگ های مختلف، فرو فرستاد. اولم یروا انا خلقنا لهم مما عملت ایدینا انعـما...آیا ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده ایم چهارپایانی برای آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟!
خلقت انعام نشانه الهی
آفرینش انعام، یکی از نشانه های غیر قابل انکار یگانگی آفریدگار هستی است:الم تر ان الله انزل... • ... و الانعـم مختلف الونه... الله الذی جعل لکم الانعـم... • ویریکم ءایـته فای ءایـت الله تنکرون.خداوند کسی است که چهارپایان را برای شما آفرید. او آیاتش را همواره به شما نشان می دهد پس کدام یک از آیات او را انکار می کنید؟ در این آیه برای تأکید و گرفتن اقرار از همگان می فرماید:خدا آیاتش را همواره به شما نشان می دهد، بگوئید کدامیک از آیات خدا را می توانید انکار کنید؟! (یریکم آیاته فای آیات الله تنکرون ).آیا آیات و نشانه های او را در آفاق می توانید انکار کنید یا آیات او را در انفس؟ آیا آیات او را در آفرینش خود از خاک و سپس پیمودن مراحل جنینی، و مراحل بعد از تولد را می توانید انکار کنید، یا نشانه های او را در مساله حیات و مرگ؟و آیا آیات الهی را در آسمان و زمین و آفرینش شب و روز می توان با دیده انکار نگریست؟ و یا آفرینش وسائلی برای ادامه حیات همچون انعام و چهارپایان؟بر هر کجا که بنگرید آثار خدا نمایان است، کور باد چشمی که او را نبیند.به راستی با اینکه آیات و نشانه های او برای همگان روشن است چرا گروهی راه انکار را پیش می گیرند؟مفسر بزرگ مرحوم طبرسی در پاسخ این سؤال می گوید: این انکار ممکن است از سه امر ناشی گردد:۱. هوا پرستی که سبب می شود انسان با شبهات بی اساس چهره حق را بپوشاند (و به هوی و هوس خویش ادامه دهد، چرا که قبول حق او را محدود می سازد، از یک سو وظائفی برای او تعیین می کند، و از سوی دیگر محدودیت هایی اما هوا پرستانی که نمی خواهند نه آن وظائف را بپذیرند و نه این محدودیت ها را به انکار حق بر می خیزند هر چند دلائل آن روشن و آشکار باشد).۲. تقلید و پیروی کورکورانه (از دیگران مخصوصا از پیشینیان) که آن نیز پرده بر چهره حق می افکند.۳. پیشداوری های غلط و اعتقادهای فاسد پیشین که در ذهن رسوخ یافته مانع از بررسی و مطالعه بیطرفانه در آیات حق می گردد، لذا از درک آنها عاجز می ماند.
فلسفه خلقت انعام
...
یکی از نعمات خداوند برای انسانها، آفرینش انگور است. میوه ای که سرشار از انواع ویتامین ها و پروتئین است و میتواند غذای کامل انسان باشد.
آفرینش باغ های انگور و خرما از سوی خداوند به جهت بهره مندی و تغذیه انسان ها است.وجعلنا فیها جنـت من نخیل واعنـب وفجرنا فیها من العیون• لیاکلوا من ثمره وما عملته ایدیهم افلایشکرون (و در آن زمین باغهایی از درختان خرما و تاک قرار دادیم و چشمه ها در آن روان کردیم. •تا از میوه آن و (از) کارکرد دستهای خودشان بخورند آیا باز (هم) سپاس نمی گزارند.)
← بیان تفسیر المیزان
خداوند، پدیدآورنده درخت و میوه انگور است که آن را جهت استفاده همه موجودات خلق نموده است.و هو الذی انزل من السمآء مآء... فاخرجنا منه... وجنت من اعناب...(و اوست کسی که از آسمان آبی فرود آورد پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم و از آن (گیاه) جوانه سبزی خارج ساختیم که از آن دانه های متراکمی برمی آوریم و از شکوفه درخت خرما خوشه هایی است نزدیک به هم و (نیز) باغهایی از انگور و زیتون و انار همانند و غیر همانند خارج نمودیم به میوه آن چون ثمر دهد و به (طرز) رسیدنش بنگرید قطعا در اینها برای مردمی که ایمان می آورند نشانه هاست.) هو الذی انزل من السمآء مآء... • ینبت لکم به الزرع... والاعنـب...(اوست کسی که از آسمان آبی فرود آورد که آب آشامیدنی شما از آن است و روییدنی(هایی) که (رمه های خود را) در آن می چرانید (نیز) از آن است. •به وسیله آن کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات (دیگر) برای شما می رویاند قطعا در اینها برای مردمی که اندیشه می کنند نشانه ای است.) تفسیر نمونه در ذیل این آیه می فرماید: «((مسلما در آفرینش این میوه های رنگارنگ و پر برکت و این همه محصولات کشاورزی نشانه روشنی است از خدا برای کسانی که اهل تفکرند)) (ان فی ذلک لایة لقوم یتفکرون).((زرع) ) هر گونه زراعتی را شامل می شود، ((زیتون) ) هم نام آن درخت مخصوص است و هم نام میوه آن (ولی به گفته بعضی از مفسران ((زیتون) ) فقط نام درخت است، و ((زیتونه) ) نام میوه آن در حالی که در آیه ۳۵ سوره نور زیتونه به خود درخت اطلاق شده است).((نخیل) ) (درخت خرما) هم به معنی مفرد و هم به معنی جمع استعمال می شود، و اعناب جمع ((عنبه) ) به معنی انگور است.در اینجا این سؤ ال پیش می آید که چرا از میان همه میوه ها، قرآن مجید ، تنها روی این سه میوه تکیه کرده است، زیتون و خرما و انگور، دلیل آنرا به خواست خدا در ذیل همین آیات می خوانید.» وانزلنا من السماء ماء بقدر... • فانشانا لکم به جنت من نخیل و اعنـب لکم فیها فواکه کثیرة...(و از آسمان آبی به اندازه (معین) فرود آوردیم و آن را در زمین جای دادیم و ما برای از بین بردن آن مسلما تواناییم. •پس برای شما به وسیله آن باغهایی از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها برای شما میوه های فراوان است و از آنها میخورید.) وءایة لهم الارض المیتة احیینـها... • وجعلنا فیها جنت من نخیل واعنـب...(و زمین مرده برهانی است برای ایشان که آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم که از آن می خورند. •و در آن (زمین) باغهایی از درختان خرما و تاک قرار دادیم و چشمه ها در آن روان کردیم.) تفسیر المیزان می فرماید: «خدای سبحان در این آیه و دو آیه بعدش یکی از آیات و ادله ربوبیت خدا را، یادآور می شود، و آن آیت عبارت است از تدبیر امر ارزاق مردم، و تغذیه آنان به وسیله حبوبات و میوه ها، از قبیل خرما و انگور و غیره.پس جمله ((و آیه لهم الاءرض المیته احییناها)) هر چند ظاهر در این است که آیت همان زمین است، لیکن این قسمت از آیه زمینه و مقدمه است برای جمله ((و اخرجنا منها حبا..)) و می خواهد اشاره کند به اینکه : این غذاهای نباتی (که شما در اختیار دارید) از آثار زنده کردن زمین مرده است، که خدا حیات در آن می دمد و آن را که زمینی مرده بود مبدل به حبوبات و میوه ها می کند تا شما از آن بخورید.بنابراین به یک نظر آیت خود زمین نیست، بلکه زمین مرده است، از این جهت که مبداء ظهور این خواص است، و تدبیر ارزاق مردم به وسیله آن تمام می شود.((و اخرجنا منها حبا))- یعنی ما از زمین گیاهانی رویاندیم و از آن گیاهان حبوباتی مانند گندم ، جو، برنج ، و سایر دانه های خوراکی در اختیارشان قرار دادیم.و جمله ((فمنه یاءکلون تفریع و نتیجه گیری از بیرون آوردن حبوبات از زمین است، چون با خوردن حبوبات تدبیر تمام می شود، و ضمیر در کلمه)) منه به کلمه ((حب - دانه )) بر می گردد.» ثم شققنا الارض شقا• فانبتنا فیها حبا• وعنبا وقضبا (آنگاه زمین را با شکافتنی (لازم) شکافتیم •پس در آن دانه رویانیدیم •و انگور و سبزی .)
برای به وجود آمدن جهان نیاز به واسطه هایی است که اگر نباشند، جهان نیز محقق نمی شود. از همین باب وجود انسان های کامل به عنوان واسطه برای برپائی عالم ضروری است.
یکی از اوصاف خداوند متعال، فیاضیت و دائم الخیر بودن می باشد. به عبارت دیگر خداوند، موجودی است که علی الدوام، خیر از او افاضه می شود. خلقت این دنیا نیز نشات گرفته از همین فیاضیت خداوند است. بنابراین" فیاضیت مطلق و رحمت عام خداوند باعث ایجاد و افاضه همه موجودات شده است". یکی از حقایق غیر قابل انکار در عالم خلقت نقشی است که واسطه ها دارند به این معنی که برای اعطای فیض به موجودات پائین تر نیاز به واسطه هایی است که در سلسلله علل واقع شده اند.
واسطه گری انسان کامل
در متون دینی و عرفانی ما سخن از انسان کامل به میان آمده است که آئینه ای برای اوصاف الهی است و به مقام خلیفة اللهی رسیده است. از این روی تمامی خلقت به طفیل انسان کامل و به واسطه وجود او خلق شده است.در این مورد به کلام قیصری در شرحش بر گفتار ابن عربی درباره انسان کامل، اشاره ای می کنیم:"حقّ متعال، خلقت خود را به واسطه انسان کامل حفظ می کند... حقّ متعال در آئینه دل این انسان کامل تجلّی می کند، و بنابر این، انوار الهیّه از دل او بر عالم منعکس می گردد، بنابر این، عالم به واسطه وصول این فیض بر آن پیوسته باقی می ماند. بر این اساس، تا وقتیکه این انسان کامل در عالم موجود است، عالم به وجود او و به تصرّف او در عوالم علوی و سفلی خود محفوظ است. " پس انسان کامل کسی است که دنیا و تمام عالم هستی به وساطت وجود او موجود است. همانطور که صراحتاً در روایات بسیار زیادی آمده است که تمامی خلق جهان به واسطه انسان های کامل خلق شده و اگر آنان نبودند، خلق جهان نیز بی معنی می بود.
نگاه روائی
در روایات فراوانی (که مورد اتفاق شیعه و سنی است) برپائی دنیا متوقف بر وجود انسان های کامل شده است. این مطلب در روایات زیادی صراحتاً و در عین حال با گفتارهای متفاوتی بیان شده است. دراینجا به برخی از این روایات اشاره کنیم:۱- از امام صادق (علیه السّلام) سوال شد: «آیا می شود که زمین بدون امام باشد. امام فرمودند: اگر زمین بدون امام باشد، از بین می رود». ۲- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «اگر امام لحظه ای در زمین نباشد، زمین اهلش را می بلعد همانطوری که دریا اهلش را غرق می کند». ۳- «خداوند به عیسی وحی کرد که ای عیسی؛ به محمد ایمان بیاور و دستور بده که هر کس از امت تو در دوران او حضور یافت، به او ایمان آورد؛ پس به درستی که اگر محمد نبود آدم را نمی آفریدم و اگر محمد نبود بهشت و دوزخ را نمی آفریدم و به درستی که عرش را بر روی آب آفریدم پس به لرزش افتاد؛ پس بر روی آن نوشتم لا اله الا الله محمد رسول الله پس آرام گرفت». ۴- «حضرت علی بن ابی طالب از رسول خدا نقل کرده است که خدای تعالی فرمود : ای محمد قسم به عزت وشوکت خودم که اگر تو نبودی نه زمینم را خلق می کردم و نه آسمانم را و نه این سبزه را بر این تیرگی گسترش می دادم.و در روایت دیگری می فرماید: نه آسمان را خلق می کردم و نه زمین را و نه طول و عرضی را». ۵ - از رسول خدا نقل شده است که: «جبریل به نزد من آمد و گفت ای محمد اگر تو نبودی بهشت را نمی آفریدم و اگر تو نبودی آتش را نمی آفریدم». ۶- «ای پیامبر، اگر تو نبودی، دنیا را خلق نمی کردم». ۷- «ای محمد قسم به عزت و جلال خودم اگر تو نبودی آدم را نمی آفریدم و اگر علی نبود بهشت را نمی آفریدم؛ زیرا من به خاطر شما، بندگان را در روز بازگشت پاداش و عقاب خواهم کرد». ۸- «خداوند عزوجل به فرشتگان وحی نمود که: این نور از نور من است؛ ریشه آن نبوت است و شاخه آن امامت؛ اما نبوت، پس برای محمد - بنده من و فرستاده من - است و اما امامت، پس برای علی -حجت من و ولی من است- و اگر آن دو نبودند آفرینش را نمی آفریدم». ۹- «ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حواء و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را نمی آفرید». ۱۰- «سپس (رسول خدا) به من فرمودند: ای علی تو امام و خلیفه بعد از من هستی؛ دشمن تو دشمن من و دوست تو، دوست من است؛ و تو پدر نوه من و همسر دختر من هستی؛ امامان پاک از نسل تو هستند؛ پس من سرور انبیا هستم و تو سرور جانشینان؛ و من و تو از یک درخت هستیم؛ و اگر ما نبودیم بهشت و دوزخ و انبیا و ملائکه آفریده نمی شدند».


خلقت در جدول کلمات

خلقت
افرینش
خلقت و ایجاد
تکوین
از انتها آغاز خلقت است
لزا

معنی خلقت به انگلیسی

creation (اسم)
ایجاد ، فطرت ، خلقت ، خلق ، افرینش

معنی کلمه خلقت به عربی

خلقت
خلق

خلقت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی خلقت

. ٢٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢
پیدایش
|

ایران مرادی پور ١٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
خلقت
|

پیشنهاد شما درباره معنی خلقت



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هدف از خلقت انسان در قرآن   • هدف از خلقت جهان   • هدف از خلقت انسان به زبان ساده   • خلقت انسان از خاک   • معنی خلقت   • خلقت انسان از نظر علمی   • هدف از خلقت انسان از دیدگاه شهید مطهری   • هدف از آفرینش انسان در نهج البلاغه   • مفهوم خلقت   • تعریف خلقت   • معرفی خلقت   • خلقت چیست   • خلقت یعنی چی   • خلقت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلقت
کلمه : خلقت
اشتباه تایپی : ogrj
آوا : xelqat
نقش : اسم
عکس خلقت : در گوگل


آیا معنی خلقت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )