انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 924 100 1

معنی خمس در لغت نامه دهخدا

خمس. [ خ َ ] (ع عدد، ص ، اِ) مؤنث خمسة یعنی پنج. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). یقال : خمس نسوة. توضیح : هرگاه معدود مؤنث باشد خمس بدون تاء تأنیث می آید و هرگاه معدود مذکر باشد خمس با تاء تأنیث می آید :
چهارم ذوق و پنجم لمس باشد
نصیب لذتت زین خمس باشد.
ناصرخسرو.
وز خمس پی عشر چیزی که دهند آن
این از چه مخمس شد و آن از چه معشر.
ناصرخسرو.
- صلوات خمس ؛نمازهای پنجگانه. (یادداشت بخط مؤلف ).
- کلیات خمس ؛ مقدمات موصل تصوری است در منطق که آن را ایسام غوجی نیز می گویند و آن عبارت است از: نوع و جنس و فصل و عرض عام و عرض خاص. رجوع به کلیات شود.

خمس. [ خ َ ] (ع مص ) گرفتن پنج یک مال کسی. || جزو گروهی درآمدن و آن را پنج کردن.(از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خمس. [ خ ِ ] (ع اِ) نوعی از آب دادن شتر؛ یعنی سه روز شتران را چرانیدن و روز چهارم آب دادن. || نوعی از برد. || تب نوبه ای که یک روز آید و سه روز نیاید؛ یعنی زمان فتره ٔ آن سه روز باشد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
- تب خمس ؛ تب نائبه ای که به هر پنج روز یکبار آید؛ یعنی یک روزی آید و سه روزی نمی آیدو روز پنجم بازمی گردد. (یادداشت بخط مؤلف ).
- حمی الخمس ؛ تب خمس. رجوع به تب خمس شود.
- فلاة خمس ؛ دشتی که آبش چنان دور بوده که جهت ستوران آب یافتن روز چهارم باشد روزی که از آن آب نوشیده اند. (ناظم الاطباء).

خمس. [ خ ُ ] (ع اِ) پنج یک. (ناظم الاطباء). یک پنجم. (یادداشت بخط مؤلف ). ج ، اَخماس. || (اصطلاح فقه ) بدان که در هفت چیز به مذهب حضرت صادق (ع ) خمس واجب است : اول : غنائم دارالحرب و اگرچه اندک باشد. دوم : معادن و یاقوت و زبرجد و سرمه و قیر و نفط و کبریت همه در معادن داخلند. سوم : گنج. چهارم : آنچه از دریا بیرون آید همچو لاَّلی. پنجم : ارباح تجارات و صناعت و زراعات. ششم : زمینی که ذمی از مسلمان بخرد. هفتم : مال حلالی که ممتزج شود بحرام. یک نیمه از خمس حق امام است و یک نیمه ٔ دیگر را به یتیمان و مساکین و ابناء سبیل دهند که از اولاد ابیطالب و عباس و حارث باشند بشرط ایمان ایشان. (نفایس الفنون قسم اول ص 157). رجوع به کتب فقه شود.

خمس. [ خ ُ م ُ ] (ع اِ) خُمْس. پنج یک. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) : فَاَن َّ ﷲ خمسه. (قرآن 41/8).

خمس. [ خ َ م َ ] (اِ) مربا که از انگور کنند در گیلان. (یادداشت بخط مؤلف ).

خمس. [ خ ِ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود بخش شهرستان هروآباد و دارای 2894 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و سردرختی. شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی خمس به فارسی

خمس
۱ - پنج یک هر چیز یک پنجم . ۲ - پنج یک سود تجارت یا غنیمت که مسلمانان پردازند . جمع : اخماس .
دهی است از دهستان شاهرود بخش شهرستان هرو آباد و دارای ۲۸۹۴ تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و سردرختی.
دهی است از دهستان کنگاور بخش شهرستان کرمانشاهان . دارای ۴۱٠ تن سکنه . آب آن از قنات محصول آن غلات آب و دیمی و انگور و قلمستان و چغندرقند .
خمس مال را به مستحقان خمس بخشیدن
پانزده ( ۱۵ )
پانزده پنجده اگر معدود مونث باشد خمس بدون تائ و عشر با تائ تانیث می آید
بندهی پنج دیه
حمی خمس : و بترین تب ها که با این تب آمیخته گردد تب خمس است پس ربع پس شطر الغب پس نایبه .
نمازهای پنجگانه . فرائض پنجگانه
نمازهای پنجگانه ظهر عصر مغرب عشائ بامداد
اصطلاحی است در علم منطق و آن اقسام پنجگانه که باعتبار ماده صغرای و کبری در قیاس آید

معنی خمس در فرهنگ معین

خمس
(خُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - یک پنجم هر چیز. ۲ - یک پنجم درآمد یا غنایم که مسلمانان باید به امام یا جانشین او بپردازند. ج . اخماس .

معنی خمس در فرهنگ فارسی عمید

خمس
۱. پنج یک، یک پنجم.
۲. (اسم) (فقه) یک پنجم درآمد یا غنایم که مسلمانان باید به دستور شرع به امام یا جانشین وی بدهند که قسمتی از آن به مصارف خیریه برسد و قسمت دیگر به سادات داده شود.

خمس در دانشنامه اسلامی

خمس
خُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می باشد که به توضیح آن می پردازیم.
"خَمس" و "خَمسة" عددی است که برای مؤنث و مذکر به کار می رود؛ و "خُمس" واحدی از خمسة است؛ یعنی یک پنجم؛
پس خُمُس یا خُمس در اصطلاح شرع حقی است که خروج آن از مال واجب بوده و بنی هاشم مستحق آن هستند.

تشریع و وجوب خمس در آیینه ی قرآن
مسئله ی خمس در بیان قرآن جزو انفاقات واجب است که آیه ی مربوط به آن در سوره انفال بیان شده است:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی‏ وَالْیَتامی‏ وَالْمَساکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ...»
«بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (با ایمان و بی‏ایمان) روز جنگ بدر نازل کردیم، ایمان آورده‏اید...»
آیه شریفه، پرداخت خمس را از نشانه های ایمان مشروط به آن نموده است. بنابراین نپرداختن خمس علامت نداشتن ایمان خواهد بود.
چنانچه حضرت حجت (عجل الله فرجه الشریف) در توقیعی می فرمایند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَعْنَه اللَّهِ والْمَلائِکَه والنَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِنَا دِرْهَما...، لَعْنَه اللَّهِ والْمَلائِکَه والنَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ أَکَلَ مِنْ مَالِنَا دِرْهَماً حَرَاماً ». «... لعنت خدا و لعنت ملائکه و لعنت همگان بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بشمارد... ولعنت خدا و ملائکه و همگان بر کسی که یک درهم از مال ما را بخورد در حالی که حرام است ».

آثار نپرداختن خمس
به همین جهت فقها در آثار نپرداختن خمس، مسایلی را مطرح نموده اند:
الف) انسان تا خمس مالش را ندهد، نمی تواند در آن تصرف کند. مثلاً غذایی که در آن خمس باشد نمی تواند مصرف کند.
ب) اگر با پول خمس نداده، خرید و فروش کند ( بدون اجازه حاکم شرع) به اندازه خمس مال، معامله باطل است. چنان که اگر آن را به کسی هدیه نماید، گیرنده هدیه نمی تواند به مقدار خمس، در آن مال تصرف نماید.
ج) اگر بخواهد پول خمس نداده را به صاحب حمّام بدهد و در حمام غسل کند، غسل او باطل است.

← نکاتی در تشریع و وجوب خمس در بیان آیه ی شریفه
...
خمس
خُمس، اصطلاحی فقهی به معنای پرداخت یک پنجم مازاد درآمد سالانه و برخی موارد دیگر مانند معدن و گنج با شروطی که در فقه آمده است. خُمس از فروع دین است و آیه ۴۱ سوره انفال و بیش از ۱۱۰ حدیث در کتابهای روایی از آن سخن گفته اند.
خمس از موضوعات مهم فقه اسلامی و به طور خاص فقه امامیه است. محاسبه و پرداخت خمس از تکالیفی است که شیعیان در طول زندگی به آن عنایتی ویژه دارند.
نیمی از خمس به سادات فقیر اختصاص دارد و نیم دیگر به عنوان سهم امام در دوران غیبت امام زمان توسط مراجع تقلید در اموری که با توجه به تاریخ زندگی اهل بیت(ع) مورد مصرف خمس تشخیص می دهند، هزینه می گردد.
خمس
کلید واژه: خمس، خمس در قرآن، آیه خمس، فلسفه خمس، آیه 5 سوره انفال،
یکی از واجبات مالی اسلام و از فروع دین، خمس می باشد که عبارتست از پرداخت یک پنجم از مال. (با شرایطی) این فریضه الهی، از ضروریات دین شمرده می شود و اگر کسی خمس را حلال بداند و وجوب آن را انکار کند، در ردیف کافران قرار می گیرد. در روایات، جزای کسی که خمس نمی دهد، دوزخ معرفی شده است.
خمس در لغت به معنای «یک پنجم» و در اصطلاح فقه عبارت از یک پنجم از درآمد و غنیمت است که باید طبق شرایط خاصی پرداخت شود.
خداوند در آیه زیر وجوب خمس و مصارف آن را به طور فشرده بیان نموده و اهمیت آن را گوش زد کرده است:
«وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبی وَالْیَتامی وَالْمَساکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا؛ (ای مؤمنان) بدانید که آنچه به شما غنیمت و فایده رسد (کم یا زیاد) خمس (یک پنجم) آن مخصوص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است اگر یتیمان به خدا و آنچه بر بنده خود نازل کرده ایم دارید».
اگر چه متعارف از غنیمت چیزی است که در جنگ از دشمن به دست می آید ولی با توجه به گفتار اهل لغت که غنیمت را مطلق سود گرفته اند و بر حسب روایات فراوانی که از پیغمبر اکرم و ائمه علیهم السلام رسیده آیه خمس شامل فوائد و سودهای دیگر نیز می گردد. چنان که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «وَاخراجُ الخُمسِ مِنْ کلِّ مایَملِکُهُ اَحَدٌ مِنَ النّاس؛ خمس از هر چه انسان مالک شود اخراج می گردد».
و شخصی از موسی ابن جعفر علیهماالسلام پرسید از چه چیز خمس باید داده شود؟ فرمود: «فی کُلِّ ما اَفادَ النّاسُ مِنْ قَلیلٍ اَوْ کَثیرٍ؛ در هر چیزی که مردم فائده برند کم باشد یا زیاد (باید خمس آن داده شود)».
با در نظر گرفتن روش رسول اکرم و امامان معصوم علیهم السلام که خمس را از امور دیگری غیر از غنیمت های جنگی نیز می گرفته اند و موارد فراوانی که نقل شده رسول اکرم صلی الله علیه و آله به دادن خمس امر می کرد از جمله آن حضرت به طایفه بنی قیس نوشت: «فَاَنتُم اِنْ اَقَمْتُمُ الصَّلوهَ و آتَیتُم الزَّکوهَ و اَعطَیتُم سهمَ اللهِ و الصفِی فَاَنتُمْ آمِنونَ؛ اگر شما نماز را به پا دارید و زکات و خمس بدهید درامانید».
خمس
تکرار در قرآن: ۸(بار)
پنج و می‏گویند پنج نفراند ششم آنها سگشان است.خامس: پنجم خمسین: پنجم . * راجع به این آیه در «عرج» بهث شده است . * . خمس بر وزن عنق پنج یک و یک پنجم است و آیه صریح است در اینکه یک پنجم غنائم مال خدا و فرق پنجگانه دیگر است این آیه از چند جهت قابل دقت است: اوّل آنکه اهل سنّت عقیده دارند که خمس منحصر به غنائم جنگی است زیرا در آیه لفظ «غَنِمْتُمْ» آمده است و ایضاً جنگ بدر است چنانکه از خود آیه و از ما قبل و ما بعدش روشن است ولی باید دانست: غنیمت فقط به معنی غنائم جنگی نیست در اقرب الموارد آن را غنائم جنگی و هر چیزیکه بدست آید... معنی کرده. در المنجد آن را غنائم جنگی و هر فائده دیگر گفته است. در نهج البلاغه نامه 45 فرموده «فَوَاللّهِ ما کَنَزْتُ مِنْ غَنائِمِها وَفْاً» به خدا از دنیای شما ریزه زری و ریزه نقره‏ای خزانه نکردم و از غنائم آن مالی نیاندوختم پیداست که مراد از غنائم اموال و فایده‏های دنیا است نه غنائم جنگی طبرسی رحمة اللّه که قول او از لحاظ لغت سند کامل است فرموده: در عرف لغت به هر فائده غنم و غنیمت اطلاق می‏شود. و نیز در آیه مراد از مغانم بهره‏ها و فائده هاست المنار و طبرسی آلرا فواضل و نعمتها و رزق گفته‏اند. راغب در مفردات گفته: غنم بر وزن فرس معروف است... و غنم (بر وزن قفل) رسیدن به گوسفند و بدست آوردن آن است سپس در هر چیزیکه از دشمن و غیره بدست آید بکار رفته است . از اینجاست که اهل بیت علیهم السلام آن را هر فائده گرفته‏اند در کافی از سماعة منقول است که از ابوالحسن علیه السلام از خمس پرسیدم فرموده: آن در هر چیزی است که مردم فائده برده‏اند کم باشد یا زیاد . وانگهی ئر مورد آیه گرچه جنگ بدر است ولی مورد مخصّص آیه نیست بلکه غنائم جنگ بدر سبب صدور این حکم کلّی شده است . به موجب روایات اهل بیت علیهم السلام خمس به هفت چیز راجع است غنائم جنگی، ارباح، مکاسب، کنز، معادن، مال، مخلوط به حرام، زمینیکه کافر ذمّی از مسلمانی بخرد، جواهریکه به واسطه غوّاصی بدست آید. دوّم «ذِی الْقُربی» در آیه مفرد است و یک مصداق بیشتر ندارد یعنی کسی که با حضرت رسول قرابت دارد و ان با امام و جانشین پیغمبر که شیعه عقیده دارد تطبیق می‏شود در هر عصر امام و جانشین آن حضرت فقط یک نفر می‏شود. سوّم آنکه «لِلّهِ وَ لِلرَّسولِ وَ لِدی الْقُربی» هر سه با لام که مفید اختصاص و ماکیّت است آمده و «الْیَتامی وَالْمَساکینِ وَبْنِ السَّبیلِ» بدون لام آمده و عطف به «لِذی الْقُربی» اند و این روشن می‏کند که این فرق سه گانه داخل در ذی القربی اند و به واسطه ذی القربی بودن از خمس سهم می‏برند و این همان است که ائمه علیهم السلام فرموده‏اند: مراد از این سه گروه، یتامی و مساکین و ابن سبیل سادات بنی هاشم اند . راجع به آیه شریفه مطالب دیگری هست که در فقه شیعه باید دید.
خُمس اَرباح مَکاسب، خمس سودها، منافع و درآمدهای به دست آمده از کسب و کار است. فقیهان شیعه معتقدند به ارباح مکاسب خمس تعلق می گیرد؛ ولی فقهای اهل سنت معتقدند ارباح مکاسب، خمس ندارد.
ارباح مَکاسب، به معنای سودهای به دست آمده از کسب و کار است. بر پایه فقه شیعه واجب است یک پنجم درآمدهای حاصل از کسب و کار، پس از کم کردن مخارج و هزینه های سالانه، به عنوان خمس پرداخت شود.
فقهای شیعه، «ارباح مکاسب» را شامل انواع درآمدهای حاصل از تجارت، کشاورزی، صنعت، نویسندگی، خیاطی، اجاره اموال و دیگر کسب ها می دانند. در اینکه آیا مهریه، جایزه، هدیه و ارث نیز از موارد ارباح مکاسب هست، اختلاف نظر وجود دارد.
خمس پشتوانه بیت المال، اثر آیت الله ناصر مکارم شیرازی (متولد شیراز 1305ش) است که در آن، به هفت پرسش و شبهه در مورد خمس پاسخ علمی داده است.
کتاب حاضر، رساله مختصری است و از مقدمه نویسنده و متن اصلی تشکیل شده است. روش نویسنده در این کتاب، فقهی و اجتهادی است و از ادله گوناگون (قرآن، روایات، عقل و...) بهره برده است.
برخی از نکات جالب و آموزنده این اثر عبارت است از:
توضیح اینکه: اوّلاً، نیمی از خمس که مربوط به سادات بنی هاشم است، منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود، آن هم به انداز احتیاجات یک سال و نه بیشتر؛ بنابراین، تنها کسانی از آن می توانند استفاده کنند که یا از کار افتاده اند و یا بیمارند و یا کودک یتیم و یا کسان دیگری که به علّتی در بن بست از نظر هزینه زندگی قرار گرفته اند؛ بنابراین، کسانی که قادر به کار کردن هستند و بالفعل یا بالقوّه می توانند درآمدی که زندگانی آنها را بگرداند داشته باشند، هرگز نمی توانند از این قسمت خمس استفاده کنند و جمله ای که در میان بعضی از عوام معروف است، که می گویند: «سادات خمس بگیرند، هرچند ناودان خانه آنها طلا باشد»، گفتار عوامانه ای بیش نیست و هیچ گونه پایه ندارد.
ثانیاً، مستمندان و نیازمندان سادات و بنی هاشم حق ندارند از «زکات» چیزی مصرف کنند و به جای آن باید تنها از همین قسمت خمس استفاده نمایند.
خُمس تَحلیل: خمسی که جهت حلال شدن مال آمیخته با حرام پرداخت می گردد. از آن در باب خمس سخن گفته اند.
اخراج خمس مال حلالی که با حرام مخلوط شده- جهت حلّیت تصرّف در آن- واجب است؛ و چنانچه خود مال حلال نیز متعلق خمس باشد، مانند اینکه از سود کسب به دست آمده باشد، پرداخت خمس آن نیز واجب است. بنابر این، در چنین مالی دو خمس واجب می شود.
هرچند برخی، تنها خمس تحلیل را در آن واجب دانسته اند. بعضی در چگونگی اخراج دو خمس، اخراج خمس مال حلال را مقدم بر اخراج خمس مال مخلوط به حرام دانسته اند.

حکم خمس در دوره غیبت در دو مقوله وجود حکومت اسلامی و نبود آن مورد بررسی قرار گرفته است.
در دوره غیبت دوانگاره زیر در ذهن مجسم می شود:۱. حکم خمس، در نبودن حکومت اسلامی.۲. حکم خمس، با وجود حکومت اسلامی.آیا حکم خمس و وظیفه شیعیان، در این دو فرض، تفاوت دارد.و یا این که تفاوتی در بین نیست؟
حکم خمس در نبود حکومت اسلامی
خمس از آن مقام امامت و بودجه حکومت اسلامی است.براین اساس، ممکن است برخی بپندارند، در زمانی که حکومتی و حاکم مبسوط الیدی وجود ندارد، پرداخت خمس لازم نیست.ولی این دیدگاه، بر خلاف اطلاق دلیلهای خمس، از کتاب و سنت است و برخلاف سیره و روش ائمه علیه السّلام . ائمه علیه السّلام ، با این که حق آنان به دست حاکمان ستم پیشه، غصب شده بود و بیشتر در تقیه به سر می بردند، خمس را مطالبه می کردند و برای جمع آوری آن، نماینده می گماردند. (وان کان (امام) حاضرا غیر مبسوط الید کازمنة الائمة والغیبة الصغری، او غائبا کهذا الزمان فالاقوی ایضا عدم سقوطه وهو المعروف بین الاصحاب رضوان الله علیهم.). با این که گماردن نماینده ممکن بود، مشکلاتی بیافریند. در بحث سیره امامان علیه السّلام تا اندازه ای به این مساله اشاره کردیم.بنابراین، فقها در دوره غیبت، همانند ائمه علیه السّلام در آن هنگام که قدرت و نفوذی نداشتند، باید عمل کنند. یعنی برخی از شؤون حکومت را که سر پرستی آن را در توان دارند، بر عهده گیرند. از جمله دریافت خمس و هزینه کردن آن.
← سرپرست امر خمس در دوره غیبت
خمس حق الاماره و از آن منصب امامت است. در دوره غیبت، هر فقیه جامع الشرایطی که در راس حکومت قرار گرفت، به گونه طبیعی خمس در اختیار او قرار می گیرد.دراین فرض، جایی برای آرای گوناگون دیگری که در کتابهای فقهی در باره خمس در دوره غیبت آمده باقی نمی ماند، چرا که در فرض نبود حکومت و این که خمس، ملک شخصی امام و گروههای سه گانه سادات است، آن نظرها، جایی دارند.براساس دلیلهای ولایت فقیه، همه اختیارات حکومتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و ائمه علیه السّلام در عصر غیبت به فقیه واگذار شده است. بنابراین، همان گونه که این بودجه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و ائمه علیه السّلام در اختیار آنان قرار می گرفت، در زمان غیبت نیز باید در اختیار ولی فقیه قرار گیرد.(لما کان المرجع فی امر الخمس هو الامام علیه السلام، ففی عصر الغیبة یرجع فیه الی الحاکم حیث انه الحجة من قبله، ویوصل الیه کله وهو یصرفه فی مصارفه. )چون اختیار دار خمس، در دوره حضور، امام علیه السّلام است، در عصر غیبت، باید حاکم اسلامی سرپرست آن گردد؛ زیرا او حجت از سوی امام علیه السّلام است. پس باید، همه خمس به او داده شود، تا هزینه کند.
اختیارات ولی فقیه از نظر امام خمینی
...
«خمس رسائل»شامل 5 مقاله در موضوعات گوناگون سیاسی، فقهی و کلامی است که توسط آیت الله عبد الله جوادی آملی به زبان عربی نوشته شده است.
در پایان کتاب فهرست مطالب آمده و در پاورقی صفحات،آدرس آیات، روایات و مدارک مورد استناد در متن، آورده شده است.
نگارنده مطالب هر مقاله را در بخش های کلی با عنوان رساله اول در 9 بخش، رساله دوم در 6 فصل و یک خاتمه، رساله سوم در 10 فصل و رساله چهارم در یک مقدمه و 10 فصل و رساله پنجم در 4 فصل و یک خاتمه ارائه کرده است.
در هر رساله پس از ذکر مباحث مقدماتی چون تعریف موضوع و ضرورت بحث، به بیان آیات و روایات متناسب با هر موضوع پرداخته شده و از نظر تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته و در پایان، به نتیجه گیری پرداخته شده است.
رساله اول با عنوان: حول العناصر الرئیسه للسیاسه الإسلامیه، اختصاص دارد به بیان عناصر اساسی در سیاست اسلامی که پس از تعریف سیاست، عناصر اصلی سیاست دینی را به مادی، صوری، فاعلی، و غائی تقسیم کرده و با طرح مباحثی چون: سیاست دینی و نفی سلطه غیر بر انسان، امامت امام عادل در سیاست اسلامی، سیاست اسلامی و استقلال، آزادی،توکل بر خدا، ایمان و وحدت مسلمانان و... پی گرفته است.
« خمس رسائل» شامل ۵ مقاله در موضوعات گوناگون سیاسی، فقهی و کلامی است که توسط آیت الله عبد الله جوادی آملی به زبان عربی نوشته شده است. در پایان کتاب فهرست مطالب آمده و در پاورقی صفحات، آدرس آیات، روایات و مدارک مورد استناد در متن، آورده شده است.
ایشان در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در شهر آمل در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. پدرش از علما و وعاظ شهر آمل بود.بعد از پایان دروس دوره ابتدایی به حوزه علمیه آمل پیوست و در آنجا به مدت پنج سال از محضر اساتید بارز که بعضی از آنها از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی بودند بهره برد و مرحله متوسطه از مقدمات فقه و اصول و حدیث را به پایان رساند. در شهریور سال ۱۳۲۹ شمسی با هجرت به تهران شهر آمل را ترک نمود و به نزد آیة اللّه شیخ محمد تقی آملی رفت. سپس به مدرسه مروی منتقل شد و در آنجا مرحله عالی دروس حوزه و نیز معقول را تا سال ۱۳۳۴ شمسی نزد آیة اللّه شعرانی و آیة اللّه الهی قمشه ای و خارج فقه و اصول را نزد آیة اللّه شیخ محمد تقی آملی فرا گرفت. در سال ۱۳۳۴ به حوزه علمیه قم هجرت کرد و مدتی در محضر درس آیة اللّه العظمی بروجردی و حدود سیزده سال در درس فقه آیة اللّه سید محمد محقق داماد حاضر شد. همچنین یک دوره از اصول فقه که مدت هفت سال بطول انجامید را نزد حضر ت امام خمینی گذراند. و نیز در محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی به مدت ۲۵ سال اسفار ، الهیات شفا ، منطق شفا ، خارج حکمت متعالیه ، عرفان اسلامی و معارف موضوعی در حدیث و تفسیر قرآن را در جلسات خاص به اکمال رساند.- تفسیر موضوعی قرآن مجید - کتاب الخمس- شریعت در آیینه معرفت - تحریر تمهید القواعد - کتاب الصلاة- عرفان حج - کرامت در قرآن - اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامی - پیرامون وحی و رهبری - اسرار عبادات - ولایت فقیه - رحیق مختوم - سیره پیامبران در قرآن از تألیفات ایشان می باشد.
ساختار
نگارنده مطالب هر مقاله را در بخش های کلی با عنوان رساله اول در ۹ بخش، رساله دوم در ۶ فصل و یک خاتمه، رساله سوم در ۱۰ فصل و رساله چهارم در یک مقدمه و ۱۰ فصل و رساله پنجم در ۴ فصل و یک خاتمه ارائه کرده است. در هر رساله پس از ذکر مباحث مقدماتی چون تعریف موضوع و ضرورت بحث، به بیان آیات و روایات متناسب با هر موضوع پرداخته شده و از نظر تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته و در پایان، به نتیجه گیری پرداخته شده است.
گزارش محتوا
رساله اول با عنوان: حول العناصر الرئیسه للسیاسه الإسلامیه، اختصاص دارد به بیان عناصر اساسی در سیاست اسلامی که پس از تعریف سیاست، عناصر اصلی سیاست دینی را به مادی، صوری، فاعلی، و غائی تقسیم کرده و با طرح مباحثی چون: سیاست دینی و نفی سلطه غیر بر انسان ، امامت امام عادل در سیاست اسلامی، سیاست اسلامی و استقلال ، آزادی، توکل بر خدا، ایمان و وحدت مسلمانان و... پی گرفته است. در رساله دوم با عنوان: نظام القضاء فی الإسلام، پس از بیان ضرورت قضاوت در جامعه بشری، ملاک قضاوت، وظیفه قاضی و وظیفه طرفین دعوا; به خصوصیات و وظایف شاهد محکمه پرداخته، سپس به چگونگی قضاوت در بین دیگر ادیان- اهل کتاب - اشاره شده است. رساله سوم: القصاص فی القرآن، با موضوع قصاص در قرآن به تفسیر قتل عمدی پرداخته، آثار اجتماعی قتل عمد و نهی شرع از قتل و حرمت شدید آن، وجوب توبه و کفاره و عقاب اخروی برای قتل عمد را بیان کرده، سپس وارد مبحث اصلی یعنی قصاص شده، تشریع و اعتبار همگونی در قصاص و صاحبان ید در آن و سرانجام عدم تفاوت بین مرد و زن در قصاص را ذکر و در پایان عفو در قصاص را به بوته بحث نشانده است. رساله چهارم با عنوان: وجیزه حول أسرار الحج، درباره اسرار حج است. در مقدمه ای همه عبادات را حاوی اسرار دانسته سپس عبادت را غایت احتیاج خلق و نه خالق معرفی کرده و در ادامه به بیان فضایل کعبه و سنن حج طی ۱۰ مورد پرداخته است. نگارنده در تکمیل مباحث خود به تأسیس دو اصل شامل; اهمیت و انحصاری بودن دین، در اسلام و دائمی بودن آن و دیگری این که حج موجب تجلی اسلام و دوام آن خواهد بود پرداخته و برای این که ثابت کند اصول اعتقادی اسلام در حج متبلور و جلوه گر است به جهت در حج که مرتبط با اصول دین است می پردازد.در رساله پنجم با عنوان موقف ابن سینا تجاه النبوه به نظریه ابن سینا در باب نبوت و معنی نبوت و اقسام آن پرداخته، به اثبات نبوت عامه و ضرورت آن اشاره و خصائص نبوت و لوازم آن را شامل وحی، اعجاز، عصمت و انذار ذکر می کند. در پایان بحث خلاصه نظریه ابن سینا درباره لزوم وحی، ضرورت نبوت و خصائص آن آمده است.
آیه خمس یا «آیه غنیمت » به آیه ۴۱ سوره انفال اطلاق می شود.
← حکم وجوب و موارد تعلق خمس
 ۱. ↑ انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۱۹۲.    
...
آیه خُمس چهل و یکمین آیه سوره انفال که پرداخت خُمس را واجب کرده است. برداشت شیعه و اهل سنت از واژه «غنیمت» که در آیه آمده (أنما غنمتم) متفاوت است. فقیهان شیعه بر اساس روایات ائمه اهل بیت(ع)، بر آن اند که این واژه هر گونه درآمد، سود و منفعتی را شامل می شود. بر اساس این آیه، خمس شش سهم می شود که طبق فتوای مشهور فقیهان شیعه، در دو دستهٔ سهم امام و سهم سادات قرار می گیرد. سهم خدا و رسول و ذوی القربی به پیامبر اکرم(ص) و پس از وی به امام معصوم(ع) تعلق می گیرد.
وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتَامَی وَ الْمَسَاکینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِن کنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلی عَبْدِنَا یوْمَ الْفُرْقَانِ یوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلی کلّ شیءٍ قَدِیر (ترجمه: بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بیایمان) نازل کردیم، ایمان آورده اید. و خداوند بر هر چیزی تواناست)
آیه 41 سوره انفال/8 را که به موضوع خمس و راه مصرف آن پرداخته، «آیه خمس» نام نهاده اند:
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیر
و بدانید هر چیزی را که به عنوان غنیمت و فایده به دست آوردید یک پنجم آن برای خدا و خویشان پیامبر، و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده اش روز جدا کننده حق از باطل، روز رویارویی دو گروه نازل کردیم، ایمان آورده اید ؛ و خدا بر هرکاری تواناست.
جرجانی در کتاب آیات الاحکام می گوید:
بدان که بعضی مفسران گفته اند که این آیت نازل شد در غزوه بدر و آن بروایتی از امام صادق علیه السّلام در روز نوزدهم ماه رمضان بود و بقول مشهورین اصحاب هفدهم ماه رمضان و بعضی مفسران گفته اند که این آیت نازل شد در غزوه بنی قینقاع و آن در پانزدهم شوال بعد از یک ماه و سه روز از غزوه بدر نوزده ماه از هجرت و بهر تقدیر مراد از (یَوْمَ الْفُرْقانِ و یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ) در آیت مذکوره روز بدر است که در او فرق میان حق و باطل واقع شد و لشکر مسلمانان و کافران بهم رسیدند و (غنیمت) در اصل لغت فایده را گویند که به سعی شرعی کسی را حاصل شود
وقتهای پنج گانه کراهت خواندن نافله را اوقات خَمس (اوقات مکروه ) می گویند و از آن در باب صلات سخن گفته اند.
به پنج وقت در شبانه روز که خواندن نمازهای مستحب در آن اوقات کراهت دارد، اوقات خمس گفته می شود.
اوقات خمس عبارتند از
۱.هنگام طلوع خورشید تا بالا آمدن آن؛۲.زمان غروب خورشید؛۳.وقت رسیدن خورشید به وسط آسمان تا زوال، مگر در روز جمعه؛۴.پس از نماز صبح تا طلوع خورشید۵.پس از نماز عصر تا غروب خورشید.
نماز هایی که خواندنشان در اوقات خمس کراهت دارد
بنابر قول مشهور خواندن نمازهای مستحب که استحبابشان به سببی خاص نیست، بلکه به جهت مصداق نماز مستحب بودن است، در اوقات پنج گانه یاد شده کراهت دارد؛ لیکن اقامه نمازهای مستحبی که سببی خاص دارند، مانند نماز زیارت، حاجت و قضای نوافل مُرَتَّبه، بنابر قول مشهور مکروه نیست.
ترکیب کلیات خمس، از اصطلاحات علم منطق بوده و به ترکیب ثانوی بعضی از کلیات خمس با بعضی دیگر اطلاق می شود.
تعاریف حدّی و رسمی از ترکیب کلیات خمس پدید می آیند، اما گاهی به جای اجزای تعریف، حد یا رسم آن آورده می شود و بر اثر این ترکیب ثانوی، عناوین و اسامی کلیات خمس هم با هم ترکیب می شوند و تعابیری مثل «جنسِ فصل»، «فصلِ فصل»، «جنسِ عرض عام»، «جنسِ خاصه»، «فصلِ جنس» و… پدید می آید؛
بیان مثال
۱.ترکیب جنس با فصل؛ برای مثال «ناطق» فصل انسان است و «ذوالنفس» یا «مدرک» که جنس ناطق اند، «جنسِ فصل انسان» می شوند.۲.ترکیب جنس با عرض عام؛ برای مثال «سیاه» یا «سفید» عرض عام انسان اند و «ملَوّن» (دارای رنگ) که جنس آنهاست، «جنسِ عرض عام انسان» می شود.۳.ترکیب جنس با عرض خاص؛ برای مثال «مشی» خاصه است برای حیوان که جنس انسان است و در نتیجه «جنسِ خاصه انسان» می شود.بر این منوال به ترکیبات زیادی می توان دست یافت.
خمس یکی از واجبات شرعی می باشد و در این مورد، مباحث زیادی مطرح می باشد که در این مقاله بدان مسائل پرداخته می شود.
آیا همه خمس ، از آنِ مقام امامت است و یا ملک شخصی وی و سادات ؟به عبارت دیگر: آیا خمس، باید به دو سهم برابر بخش شود: نیم آن حق، یا ملک شخصی امام (ع) ونیم دیگر آن، ملک و یا حق شخصی ساداتِ یتیم و بینوایان ودر راه مانده؟اگر دیدگاه بخش کردن خمس را پذیرفتیم، چه کسی باید عهده دار بخش بندی شود، مالک یا حاکم؟اگر بپذیریم که همه خمس، باید به حاکم اسلامی پرداخت شود، اگر حاکم اسلامی نبود، چه باید کرد؟
دیدگاه ها در زمینه هزینه
الف.خمس، شش بخش می شود: سه بخش آن، حق و یا ملک امام معصوم است و سه سهم دیگر آن حق، یا ملک شخصی دسته های سه گانه سادات.(گروهی با حذف (سهم اللّه) گفته اند: خمس به پنج بهره بخش می شود.) ب.حقّ امامت و بودجه حکومت اسلامی .یعنی تمامی خمس، بیش از یک بخش نیست و آن هم در اختیار حاکم اسلامی قرار می گیرد، تا در هرجا که مصلحت بوده مصرف کند.دیدگاه نخست، به مشهور فقهای شیعه نسبت داده شده است.
← علامه حلی
فقیهانی که این دیدگاه را پذیرفته اند به دلیل های زیر استناد جسته اند:
← آیه شریفه
...
حضرات خَمس، اصطلاحی عرفانی در مکتب ابن عربی، به معنای مراتب پنج گانه وجود است.
حضرت در لغت به معنای نزدیکی و قرب (با نظر احترام) و پیشگاه و محضر و مقام است.

معنای حضرات خمس
شاگردان و پیروان ابن عربی براساس باور به این که تنها مصداق حقیقی وجود، ذات حق تعالی است و تمام هستی را وجود نامتناهی او در برگرفته است (وحدت وجود)، برای تبیین کثرت ظهورات حق تعالی (موجودات)، به مراتب طولی وجود قائل شدند و حضرات خَمس (مراتب پنج گانه وجود) نظریه ایشان درباره تعداد و کیفیت این مراتب است.

حضرات خمس در آثار بزرگان
بحث از مراتب کلی وجود، که در اندیشه نوافلاطونی سابقه دارد، در آثار ابن عربی تحت عنوان «حضرت الوجود» یا «حضرات الالهیه» (یا تعابیری مانند «حضرات الاسماء») آمده و به طور کلی واژه حضرت برای اشاره به هر یک از مراتب الهی وجود، در آثار او بسیار به کار رفته است. به گفته ابن عربی، تعداد این مراتب و حضرات را تنها خدا می داند. خود ابن عربی اصطلاح حضرات خمس را به کار نبرده است؛ اگر چه فکر اولیه آن را می توان در کتاب انشاءالدوائر او یافت.

پیشینه کاربرد اصطلاح حضرات خمس
...
صاحب خمس در سه معنا بکار رفته است که در ذیل ذکر می شود.
۱. معصوم (علیه السّلام). ۲. مستحق خمس. ۳. کسی که خمس بر عهده او است.
سهام بران خمس را ارباب خمس گویند. ارباب خمس عبارتند از: خدا، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، امام معصوم علیه السّلام، یتیم، فقیر و ابن سبیل. از این عنوان در باب خمس سخن رفته است.
«ارباب » در لغت، جمع «رَبّ» به معنایِ مالک، و «خمس» به معنایِ یک پنجم، و «سهم» به معنای بهره، نصیب، قسمت و... و در اصطلاح فقهی، به همان معنایِ لغوی، بکار رفته که مطالبی پیرامون آن بیان می شود.

صاحبان خمس
چون صاحبانِ خمس، شش نفر می باشند، بدین جهت، خمس، شش سهم می شود. برای خداوند متعال، پیامبر اسلام، امام معصوم، یتیم، مسکین، و ابن السبیل.

مستندات
مستنداتی که ارباب خمس از آنها مشخص و روشن می شود، به چند دسته تقسیم می شوند:

← کتاب
...
صناعات خمس، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای انواع پنج گانه استدلال به حسب مواد و اصناف قضایای به کار رفته در آن است.
دو بخش اصلی علم منطق، مباحث معرِّف و حجّت است. بخش معرِّف در باره تعریف و شرایط و اقسام آن بحث می کند و بخش حجّت درباره استدلال بحث می کند. گاهی استدلال از لحاظ صورت، بررسی و به قیاس، تمثیل و استقرا تقسیم می شود و گاهی از لحاظ ماده استدلال بررسی می شود. مباحث مربوط به بخش اخیر (انواع استدلال به حسب مواد و اصناف قضایای به کار رفته در آن) با عنوان «صناعات خمس» در منطق می آید. صناعات خمس عبارت اند از: صناعت برهان، جدل، خطابه، مغالطه و شعر. این صناعات از ترکیب اقسام قضایای یقینی و غیر یقینی (که ماده استدلال اند) با صور مختلف استدلال (قیاس، استقرا و تمثیل) به وجود می آید. در بیان این پنج قسم و وجه انحصار آن چنین گفته شده است: اثر کلام، یا تخیّل و تاثرات نفسانی است و یا تصدیق. تخیّل، یک قسم بیش ندارد و آن «شعر» است. و تصدیق بر چهارگونه است، زیرا اگر افاده یقین یعنی جزم صادق کند «برهان» است و اگر تصدیق ظنی به حکم پدید آورد، «خطابه» است. اگر از سخن، اعتراف و تسلیم مخاطب نتیجه گرفته شود، «جدل» است و اگر هیچ یک از آنها حاصل نشود، بلکه مطلوب از کلام، جزم به امور غیر واقعی و کاذب باشد، «مغالطه» است. شریف ترین این اقسام، برهان است، زیرا مفید یقین است و پس از آن جدل که مفید جزم است و بعد خطابه که باعث افاده ظن است و سپس شعر که مایه تهییج می شود (البته تهییج در خطابه هم مطلوب است) و در پایان، مغالطه که از همه پست تر است، چه اینکه شر محض است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن. • خوانساری، محمد، منطق صوری.• تفتازانی، عبدالله بن شهاب الدین، الحاشیة علی تهذیب المنطق.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۳۵۵.    
...
«عقل و عشق یا مناظرات خمس»، از آثار حکیم و عارف و فقیه و شاعر و ادیب مشهور، صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی (770 - 835ق)، به زبان فارسی است و در میان رسایل متعدد عقل و عشق که در حوزه عرفان و ادب فارسی نگاشته شده، جایگاه ویژه ای دارد.
این کتاب، در سال 808ق، به اتمام رسیده است و در باره نام آن باید گفت که در فهرست های نسخ خطی معمولا به نام «عقل و عشق یا مناظرات خمس» مضبوط است و خود صائن الدین، به عنوان «کتاب مناظرات»، از آن یاد می کند. به نظر می رسد عنوان «عقل و عشق»، به سبب موضوع رساله و عناوین فصل ها، مشهورتر باشد. این نام و نیز عنوان «گلشن»، در پایان برخی نسخه ها آمده است. (عقل و عشق یا مناظرات خمس، مقدمه مصحح، ص 18 - 22).
ساختار و محورهای اصلی کتاب حاضر به ترتیب چنین است:
3. متن کتاب، شامل چند مناظره به شرح زیر:
الف) مناظره أصحاب شیخ عقل با أعوان سلطان عشق؛
در اینکه خمس برای مقام امامت بوده و یا ملک شخصی وی و سادات است، یا اینکه نیمی از خمس حق و ملک شخصی امام و نیم دیگر آن، ملک و یا حق شخصی سادات یتیم و بینوایان ودر راه مانده است، دو دیدگاه وجود دارد که در این مقاله به صورت مفصل به آن پرداخته می شود.
آیا همه خمس، از آن مقام امامت است و یا ملک شخصی وی وسادات؟به عبارت دیگر: آیا خمس، باید به دو سهم برابر بخش شود: نیم آن حق، یا ملک شخصی امام علیه السّلام ونیم دیگر آن، ملک و یا حق شخصی سادات یتیم و بینوایان ودر راه مانده؟اگر دیدگاه بخش کردن خمس را پذیرفتیم، چه کسی باید عهده دار بخش بندی شود، مالک یا حاکم؟اگر بپذیریم که همه خمس، باید به حاکم اسلامی پرداخت شود، اگر حاکم اسلامی نبود، چه باید کرد؟برای پاسخ به این پرسشها، به دو دیدگاه مهم در چگونگی هزینه کردن خمس می پردازیم.
دو دیدگاه در هزینه کردن خمس
الف. خمس، شش بخش می شود: سه بخش آن، حق و یا ملک امام معصوم است و سه سهم دیگر آن حق، یا ملک شخصی دسته های سه گانه سادات.(گروهی با حذف (سهم الله) گفته اند: خمس به پنج بهره بخش می شود. )ب. حق امامت و بودجه حکومت اسلامی. یعنی تمامی خمس، بیش از یک بخش نیست و آن هم در اختیار حاکم اسلامی قرار می گیرد، تا در هرجا که مصلحت بوده مصرف کند.دیدگاه نخست، به مشهور فقهای شیعه نسبت داده شده است. علامه حلی می نویسد:(المشهور: ان الخمس یقسم ستة اقسام: سهم لله وسهم لرسوله و سهم لذی القربی و سهم للیتامی وسهم للمساکین وسهم لابناء السبیل. مشهور بر این باورند که خمس، به شش بخش می شود: خدا، رسول، ذی القربی، یتیمان، بینوایان زمین گیر و درراه ماندگان.شیخ یوسف بحرانی می نویسد:(هل یقسم (الخمس) اسداسا او اخماسا؟ المشهور الاول وهی سهم الله و سهم رسوله و سهم ذی القربی وهی للنبی صلی الله علیه و آله وسلّم وبعده للامام علیه السّلام القائم مقامه والثلاثة الاخر للیتامی والمساکین وابن السبیل. )آیاخمس به شش سهم یا پنج سهم، بخش می شود؟ دیدگاه نخست مشهور در میان فقهاست. سه سهم نخست: برای خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم وذی القربی ودر زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از آن حضرت است و پس از وی، امامی که جانشین اوست و سه سهم دیگر، از: یتیمان، بینوایان زمین گیر و درراه ماندگان است.بسیاری از فقهای دیگر، دیدگاه فوق را پذیرفته اند، از جمله:شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، ابن براج، ابن زهره، ابن ادریس، محقق حلی، شیخ محمدحسن نجفی، عبدالعزیز دیلمی (سلار) و...
← ادله دیدگاه نخست
کسانی که می گویند: خمس، یک سهم است و مربوط به منصب امامت، نه حق و ملک شخصی حاکم، دلیلهایی اقامه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
← دلبل اول
...


خمس در دانشنامه ویکی پدیا

خمس
غنیمت در اصل فائده ای است که کسب می شود و در اصطلاح علمای شیعه هر آنچه از کفار اخذ شود، اگر بدون قتال باشد، "فیء" گفته می شود، (غنیمتی که در بدست آوردن آن مشقتی نباشد) و اگر با قتال باشد، غنیمت گویند.
پس غنیمت که جمع آن مغانم است در اصل "غُنم" بوده که به معنای رسیدن و دست یافتن به فائده است؛ یعنی هر درآمدی که از راه جنگ و از ناحیۀ دشمنان و غیر دشمنان به دست آید، غنیمت گویند. در آیات دیگر معنای عموم برای غنائم به کار رفته است: «إِذَا انْطَلَقْتُم إِلی مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها» «وَ مَغانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَها»
بنابراین "ما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ" اختصاص به خمس غنائم جنگی ندارد؛ بلکه "ما" موصوله است و عمومیت دارد، بخصوص بقرینۀ "مِنْ شَیْ ءٍ"؛ یعنی هر منفعت حلالی که کسب شود، غنیمت به آن شامل شده و خمس تعلق می گیرد؛ پس با اینکه نزول آیه خاص است، اما مورد خاص نیست و تمام غنائم از طریق تجارت، غواصی، معادن و... را شامل می شود؛ چون در آیه معنای لغوی غنیمت مورد نظر است، نه معنای اصطلاحی که خاص غنائم جنگی باشد خمس - عربی و به معنای یک پنجم - یکی از انواع مالیات های اسلامی است که شیعیان بدان معتقدند و به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است.
خمس ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خمس (خلخال)
خمس (شادگان)
مختصات: ۳۷°۳۱′۰۵″ شمالی ۴۸°۳۸′۱۲″ شرقی / ۳۷.۵۱۸۱۳۰۵۵۵۵۵۵۶° شمالی ۴۸.۶۳۶۷۸۰۵۵۵۵۵۵۶° شرقی / 37.5181305555556; 48.6367805555556
خمس (به تاتی: خمس، xaməs) روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان خلخال، بخش مرکزی، دهستان خانندبیل شرقی قرار دارد.
خمس (شادگان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شادگان در استان خوزستان ایران است.
خمس جوامع (به عربی: خمس جوامع) یک شهرداری در الجزایر است که در استان مدیه واقع شده است. خمس جوامع ۷٬۵۸۸ نفر جمعیت دارد.
آیه خمس آیه ۴۱ سوره انفال است.
صناعات خمس : (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) آن اقسام پنجگانه ای است که به اعتبار ماده ٔ صغری ̍ و کبری ̍ در قیاس آید و عبارت است از برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه .
کلیات خَمس یا کلیات پنجگانه یا ایساغوجی از مباحث منطق صوری است؛ و در دو بخش ذات و ماهیت، عرض و رسم مورد مطالعه قرار می گیرد. کلیات خَمس در تعریف نقش اساسی دارند.
نوع
کلیات خمس عبارتند از:
جنس (منطق)
فصل (منطق)
عرض خاص
عرض عام


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خمس در جدول کلمات

خمس
یک پنجم
خمس و زکات
وجوهات
بخشی از خمس که باید به امام داده شود
سهم امام

معنی خمس به انگلیسی

one fifth (اسم)
خمس

خمس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی خمس

سارینا ٠٠:٢٣ - ١٣٩٥/٠٧/٢٨
خمس - عربی و به معنای یک پنجم - یکی از انواع مالیات های اسلامی است که شیعیان بدان معتقدند و به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است.
محتویات [نمایش]
خمس در قران [ویرایش]
کتاب مسلمانان قران تنها یک بار نام خمس را ذکر می کند. قرآن در سوره انفال آیه ۴۱ می گوید
و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است...
خمس در کتاب مقدس [ویرایش]
بر اساس روایت «کتاب مقدس» بخش عهد عتیق، حکم و دستور «خمس» در زمان حکومت «یوسف» نبی به عنوان عزیز مصر و در دوره سلطنت فراعنه، از جانب خداوند به یوسف صادر گردید. در کتاب «پیدایش» - نخستین کتاب «تورات» و همچنین نخستین کتاب «عهد عتیق» - آمده است که در دوره هفت ساله برکت - پیش از دوره هفت ساله قحطی - خداوند فرمان داد تا مردم از محصول مزارعشان چهار پنجم را به مصرف خانواده هایشان رسانده و یکپنجم - خمس - آن را به خزانه فرعون تقدیم کنند. در هنگام قحطی، به واسطه همین یک پنجم ها، مردم مصر توانستند ۷ سال قحطی را پشت سر بگذارند. این حکم در ترجمه کتاب مقدس به فارسی نیز، «خمس» ترجمه شده است.
تفاوت خمس و زکات [ویرایش]
میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد، ولی خمس از مالیات هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است، یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می شود. محروم بودن سادات از دست یابی به زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر از این قسمت است تا بهانه ای به دست مخالفان نیافتد که پیامبر خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته است، ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست، بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود می باشد.
اعتقاد شیعه [ویرایش]
به اعتقاد شیعیان هر مالی که یک سال بدون استفاده قرار گیرد، غنیمت جنگی و چند مورد دیگر خمس به آن تعلق می گیرد و دادن خمس واجب است.[نیازمند منبع]
برخی علمای شیعه نیز اعتقادی به خمس از اموال تجاری نداشته اند. از جمله مقدس اردبیلی دریافت خمس را حرام دانسته است.[۱][۲] بعض از نواندیشان محقق و دانشمندان شیعی، تفکر مرسوم در مورد تعلق خمس به موارد غیر از غنائم جنگی را قبول نداشته و دلائل خود را ارائه داده اند.[۳][۴]
اعتقاد اهل سنت [ویرایش]
به اعتقاد اهل سنت خمس فقط به غنیمت جنگی تعلق می گیرد. علمای تسنن معتقدند که واژه غنیمت در قرآن، فقط به معنای دستاوردهای جنگی است و گرفتن خمس مکاسب نامشروع است. ولی علمای شیعه در جواب این شبهه، آنان را به مراجعه پیرامون معنای واژه غنیمت در عربی فصیح(عربی قرآنی یا کلاسیک) و متون قدیمی فراخوانده اند، جایی که غنیمت به مفهوم ماحصل کار و تلاش آمده است.[۵]
مصارف خمس [ویرایش]
طبق اعتقاد شیعه، خمس به دو سهم تقسیم می شود که یکی سهم سادات فقیر، یتیم و در راه درمانده است و دیگری سهم امام زمان که هر دو سهم باید به مرجع تقلید یا نمایندهٔ وی داده شود، مگر آن که از ایشان اجازه گرفته و در راهی مصرف شود که آن ها اجازه می دهند.[۶] سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین می نویسد که خمس در هفت چیز است:
اول:آن چیزی است که در جنگ کفّار گرفته می شود، منقول باشد یا غیر منقول.[۷]
دوم:معادن است و مستند آن اخبار مستفیظه می باشد مثل صحیفهٔ حلبی.[۸]
سوم:گنج که به عنوان مال ذخیره و در زمین معروف است و اجماع کافّهٔ علما بر وجوب خمس است.[۹]
چهارم:هرچه با غواصی از دریا خارج شود، مثل جواهر و در اگر قیمتش یک دینار به بالا باشد.[۱۰]
پنجم:آن چه از هزینه سالانه شخص و نفقه خوارانش سرافتد.[۱۱]
ششم:هرگاه شخص، زمینی را از مسلمانی بخرد، خمس بر آن واجب است و بر اساس آن چه در مدارک گفته است مراد زمین آماده شده برای زراعت است.[۱۲]
هفتم:هر گاه حلال با حرام مختلط شده باشد و قابل تمیز نباشد خمس بر آن واجب است.[۱۳]
انتقادات [ویرایش]
احمد کسروی، معتقد بود که: «زکات و مال امام، مالیات اسلام بوده. اسلام یک حکومتی داشته که سپاه می گرفته و حکم رانان می فرستاده و قاضی می گمارده و شحنه و شرطه برمی گزیده و یک کشور بسیار بزرگی را اداره می کرده و مسلمانان را نگهداری می نموده و در برابر آن از مردم مال امام و زکات می گرفته، اما اکنون که حکومت واحد اسلامی برافتاده و هر توده و نژادی از مسلمانان خود را جدا گردانیده و یک حکومت نژادی بنیاد گزارده اند و مالیات به دولت های خود می پردازند، دیگر نیازی به پرداخت زکات و مال امام به ملاها وجود ندارد».[۱۴]
البته بر خلاف تصور کسروی هیچ کدام از دو سهم خمس -چنانکه در قسمت مصارف همین مقاله اشاره شد- ( در نزد اهل تشیع دست کم)به مصرف هزینه های دولتی نمی رسد.[۱۵]
منابع [ویرایش]
خمس (مالیات اسلامی)
کتاب مقدس - عهد عتیق
پانویس [ویرایش]
↑ پرس و جو مسائل دینی
↑ اسلام پی
↑ قلمداران قمی، حیدرعلی. بحثی عمیق پیرامون مسئله خمس، ماخوذ از کتاب وسنت ۱۳۴۷ قم
↑ حسن اللهیاری، مجری شبکه اهل بیت در مناظره با یک عالم اهل سنت
↑ مغنیه، مد، الفقه علی المذاهب الخمسة، ص ۱۸۶
↑ تحریر الوسیله تالیف محمد باقر موسوی همدانی
↑ فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
↑ فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
↑ فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
↑ فقه استدلالی در مسائل خلافی ...
|

مریم ٠٨:٥٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠١
One fifth of the poverty
|

پیشنهاد شما درباره معنی خمس



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فاضل لیاقتی > refers
Sunmi > Tuna
Sunmi > House sit
توحید > کپه اقلی
Sunmi > Laundry Basket
Aynaz > Organiz
حسین صناعی > get on well with
Sunmi > Cushions

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خمس چیست   • مصارف خمس   • خمس خامنه ای   • تعریف خمس   • خمس مکارم   • زکات   • خمس سیستانی   • محاسبه خمس   • معنی خمس   • مفهوم خمس   • معرفی خمس   • خمس یعنی چی   • خمس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خمس
کلمه : خمس
اشتباه تایپی : ols
آوا : xoms
نقش : اسم
عکس خمس : در گوگل


آیا معنی خمس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )