برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

خوابگاه

/xAbgAh/

مترادف خوابگاه: بستر، رختخواب، شبستان، مرقد، منام، منامه، وساده، استراحتگاه، خوابگه

معنی خوابگاه در لغت نامه دهخدا

خوابگاه. [ خوا / خا ] (اِ مرکب ) جای استراحت. جای لمیدن. جای دراز کشیدن. اطاق خواب. خیمه ٔ خواب. شبستان. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء) :
بزرگان چو خرّم شدند از نبید
بشد شنگل و خوابگاهی گزید.
فردوسی.
چه بد بود کین دشت راه تو بود
نه آرام را خوابگاه تو بود.
فردوسی.
میدانت خوابگاه و خون عدوت آب
تیغ اسپرغم و شیهه ٔ اسبان سماع خوش.
فرخی.
دو چادر همیشه بر آن خوابگاه
کشیده یکی زرد و دیگر سیاه.
اسدی (گرشاسبنامه ).
من رهی را از جفای دشمن اولاد تو
خوابگاه و جای غیر از دره و کهسار نیست.
ناصرخسرو.
بدشت دگر بینمت خوابگاه
بحوض دگر بینمت آبخور.
مسعودسعد.
ز میدان سوی خوابگاه آمدم.
نظامی.
خوردش چه و خوابگاه او چیست
اندازه ش تا کجا و او کیست.
نظامی.
هرکه درین راه کند خوابگاه
یا سرش از دست رود یا کلاه.
نظامی.
چون مستان گشتندبر ثنا و آفرین پادشاه روی زمین هم داستان شده عزم خوابگاه کردند. (جهانگشای جوینی ).
تو کی بشنوی ناله ٔ دادخواه
بکیوان برت کله ٔ خوابگاه.
سعدی (بوستان ).
منعم بکوه و دشت و بیابان غریب نیست
هرجا که رفت خیمه زد و خوابگاه ساخت.
سعدی (گلستان ).
|| جای خواب.(ناظم الاطباء). مرقد. خفتن جای. (یادداشت مؤلف ) :
ریگ اومیدان دیو و خوابگاه اژدها
سنگ او بالین ببر و بستر شیر ژیان.
فرخی.
چنین گفت آن خوابگاه این زمی است
بر او خفتگانند هرچ آدمی است.
(گرشاسبنامه ).
|| بستر :
دیدم افکنده بر بساط بلند
خوابگاهی ز پرنیان و پرند.
نظامی.
زره پوش خفتند جنگ آوران
که بستر بود خوابگاه زنان.
سعدی.
خار است بزیر پهلوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب.
سعدی.
در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست
کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشتر است. ...

معنی خوابگاه به فارسی

خوابگاه
( اسم ) ۱ - جای خواب اطاق خواب . ۲ - تخت خواب . ۳ - بستر فراش .
کنایه از دنیا و عالم است
[camp car, outfit car, dormitory car, bunk car] [حمل ونقل ریلی] واگنی با امکانات اقامتی برای استراحت کارگران و کارکنان در محل کارگاه نصب خط

معنی خوابگاه در فرهنگ معین

خوابگاه
(خا) (اِمر.) = خوابگه : ۱ - جای خواب . ۲ - محلی برای خوابیدن یک عده . ،در ~ خار داشتن کنایه از: بی قرار بودن .

معنی خوابگاه در فرهنگ فارسی عمید

خوابگاه
۱. جای خوابیدن.
۲. اتاق خواب.
۳. [قدیمی] تخت خواب، رخت خواب.

خوابگاه در دانشنامه ویکی پدیا

خوابگاه
خوابگاه (به انگلیسی: dormitory) یا لیلیه (به فارسی افغانستان) نوعی مکان اقامتی است که معمولاً برای اقامت گروه بزرگی از افراد مرتبط با هم یا هم صنف طراحی می شود. خوابگاه ها در دانشگاه ها، کالج ها، مدرسه های شبانه روزی رواج بیشتری دارند. پادگان های نظامی، مجتمع های ورزشی، ادارات و شرکت های بزرگ نیز به طور معمول دارای امکانات اقامتی و خوابگاهی هستند.
فهرست اماکن اقامتی
مسافرخانه
مهمانسرا
هتل
خوابگاه دانشجویی با مدیریت دانشگاه و برای اسکان دانشجویان کار می کند. دانشجویان متقاضی سکونت در خوابگاه، در طول تحصیل به صورت فردی یا گروهی، تمام یا بخشی از دوران تحصیلی خود را در خوابگاه می گذرانند خوابگاه های دانشجویی برای اقامت دانشجویان در در پردیس دانشگاه یا در بیرون از محیط دانشگاه طراحی و ساخته می شوند. اتاق های خوابگاه های دانشجویی می تواند انفرادی یا گروهی باشد.
عکس خوابگاه
خوابگاه دختران چهارمین فیلم سینمایی محمدحسین لطیفی و محصول سال ۱۳۸۳ است.
این فیلم داستان دو دوست را روایت می کند(رویا و شیرین) که در شهری نزدیک تهران برای دانشگاه قبول شده اند و بعد از نقل مکان به آنجا به دلیل آماده نشدن خوابگاه دانشگاه به اجبار اقدام به اجاره خانه ای که روبه روی آن خرابه ای وجود داشت می کنند، آن ها متوجه اتفاقات ناگوار در آنجا و گم شدن عروس ها در روز عروسیشان می شوند و … ادامه داستان
خوابگاه دختران در سوره سینما
خوابگاه کالج برین مایر (انگلیسی: Bryn Mawr College Deanery) خوابگاه کالج برین مایر بود.
خوابگاه کالج برین مایر (انگلیسی: Bryn Mawr College Deanery) خوابگاه کالج برین مایر بود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خوابگاه

خوابگاه در جدول کلمات

خوابگاه
منام
لانه و خوابگاه مرغ
اشیان

معنی خوابگاه به انگلیسی

chamber (اسم)
تالار ، اپارتمان ، خوابگاه ، خان ، حجره ، اتاق ، اتاق خواب ، فشنگ خوریاخزانه ، دفترکار
bed (اسم)
فراش ، کف ، ته ، بستر ، رختخواب ، باغچه ، خوابگاه ، طبقه
doss (اسم)
بستر ، خوابگاه
dormitory (اسم)
خوابگاه ، شبانه روزی
dorm (اسم)
خوابگاه
bedroom (اسم)
خوابگاه ، اطاق خواب
bedchamber (اسم)
خوابگاه ، شبستان
cubicle (اسم)
خوابگاه ، اطاقک
bunk (اسم)
خوابگاه ، هر گونه تختخواب تاشو
cabin (اسم)
خوابگاه ، کابین ، کلبه ، اطاق کوچک

معنی کلمه خوابگاه به عربی

خوابگاه
غرفة , غرفة النوم , مسکن
سرير
حجرة
مضجع

خوابگاه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر
جااستراحت
لی لی
Dormitory
علی باقری
راه خوابگاهی را رفتن : طریق مذهبی را برگزیدن ،بالکنایه به طریقتی دعوت و هدایت کردن ، راه رفاه و رستگاری را به روشی خاص نشان دادن.
هرکسی راه خوابگاهی رُفت
چونکه هنگام خوابش آمد خفت
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۳۶.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خوابگاه خصوصی   • اجاره خوابگاه   • معنی خوابگاه   • اتوماسیون خوابگاه دانشگاه تهران   • خوابگاه در جدول   • ثبت نام خوابگاه دانشگاه تهران   • خوابگاه کارمندی   • خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی تهران   • مفهوم خوابگاه   • تعریف خوابگاه   • معرفی خوابگاه   • خوابگاه چیست   • خوابگاه یعنی چی   • خوابگاه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خوابگاه
کلمه : خوابگاه
اشتباه تایپی : o,hf'hi
آوا : xAbgAh
نقش : اسم
عکس خوابگاه : در گوگل

آیا معنی خوابگاه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )