انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1058 100 1

خودمختاری

/xodmoxtAri/

مترادف خودمختاری: استقلال، استقلال داخلی، خودگردانی

معنی خودمختاری در لغت نامه دهخدا

خودمختاری. [ خوَدْ / خُدْ م ُ ] (حامص مرکب ) استقلال. بدون قیمومت. بدون صاحب اختیاری. آزادی.
- حکومت خودمختاری ؛ با استقلال حکومت کردن. حکومت بدون قیمومت. حکومت بدون سرپرست.

معنی خودمختاری به فارسی

خودمختاری
[autonomy] [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اختیار محدود مردم یک منطقه یا سرزمین یا یک قوم برای حکومت بر خود در داخل یک کشور

خودمختاری در دانشنامه ویکی پدیا

خودمختاری
خودمختاری یا خودآیینی در لغت به معنای استقلال و آزادی است و در عالم سیاست به استقلال محدود یک واحد سیاسی اطلاق می گردد.
در دوره های استعماری خودمختاری مرحله پیش از استقلال است و در این افراد آن قوم و ملت قادر به اداره امور خویش هستند. در تقسیمات داخلی کشورها بعضی استان ها یا ایالت ها به دلایل گوناگون مانند شرایط ویژهٔ قومی، نژادی، مذهبی و ... دارای استقلالی متفاوت از سایر استان ها و ایالت ها هستند این قسمت ها فقط در امور مربوط به سیاست خارجی و دفاعی، تابع حکومت مرکزی اند.
واژهٔ سیاسی خودمختاری در معنی جدید خود برای نخستین بار توسط جفرسون در اعلامیهٔ استقلال آمریکا مطرح شد.
خودمختاری در رباتیک به معنای مستقل عمل کردن ربات از انسان یا مرکز فرمان می باشد . یک ربات دارای چندین وظیفه است و هر وظیفه می تواند خودمختار باشد یا نباشد. به هر وظیفه مه ربات به صورت مستقل انجام می دهد درجه خودمختاری گویند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خودمختاری در دانشنامه آزاد پارسی

خودمختاری (autonomy)
اصطلاحی برای تشریح خودگردانی سیاسی یک دولت یا معمولاً بخشی از آن. خودمختاری ممکن است بر پایۀ تفاوت های فرهنگی یا قومی استوار باشد و غالباً در نهایت به استقلال می انجامد. مستعمرات و قلمروهای وابسته از درجات متفاوتی از خودمختاری بهره مندند. نمونۀ کامل تر آن اختیاراتی است که جوامع شهری یونان باستان برای اجرای اقدامات مستقل داشتند. خودبسندگی را می توان نوع افراطی خودمختاری سیاسی و اقتصادی انگاشت. در فلسفۀ ایمانوئل کانت این اصطلاح برای بیان اصلی به کار می رود که براساس آن هیچ قانونی را بدون داشتن بنیانی اخلاقی نمی توان برای وجدان بشر الزامی دانست.

معنی خودمختاری به انگلیسی

self-government (اسم)
خود داری ، حکومت مستقل ، خودمختاری ، خود فرمانی ، حکومت بر نفس ، حکومت خود مختار ، حکومت توده مردم
autonomy (اسم)
خودمختاری ، استقلال داخلی ، خودگرانی
home rule (اسم)
خودمختاری ، حکومت ملی ، حکومت داخلی
self-rule (اسم)
خودمختاری

خودمختاری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف خودمختاری در روانشناسی   • معنی کلمه مختار در حل جدول   • معنی خودمختار   • معنی خودمختاری   • مفهوم خودمختاری   • معرفی خودمختاری   • خودمختاری چیست   • خودمختاری یعنی چی   • خودمختاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خودمختاری
کلمه : خودمختاری
اشتباه تایپی : o,nlojhvd
آوا : xodmoxtAri
نقش : اسم
عکس خودمختاری : در گوگل


آیا معنی خودمختاری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )