برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خود جوش

خود جوش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسنا
خود جوش. الف. اتفاق یا انجام کاری بدون تداخل عامل و یا عواملی خارجی. هر چیز که بطور طبیعی و آزاد به انجام می رسد. خود به خود. ارادی. داوطلبانه. (در مورد سبک ادبی) روان به صورتی زیبا. ب. (در مورد یک انسان) عملی را آزادانه و بدون نقشۀ قبلی انجام دادن. شخصی که به این شکل رفتار می نماید؛ طبیعی.
خود جوش. خود انگیخته, خود جنبانیده، خود بلندشده، خود افراخته شده، و یا خود بر پا شده.
مترادفِ این واژه در زبان انگلیسی «spontaneous» می باشد.
عرفان
خود کار
سیر
جوشنده
مبینا
تلاشگر
امیر
تلاش شگر
آرینا یارمحمدی
کسی که همیشه عصبانی است😡
ستایش
خود جوش کیسی است که نمی تواند خود را کنترل کند و خیلی زود عصبانی میشود
Reyhdvykv
خودکار خود جوش خود آموز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خود جوش   • مفهوم خود جوش   • تعریف خود جوش   • معرفی خود جوش   • خود جوش چیست   • خود جوش یعنی چی   • خود جوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خود جوش
کلمه : خود جوش
اشتباه تایپی : o,n [,a
عکس خود جوش : در گوگل

آیا معنی خود جوش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )