انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1058 100 1

خود ستایی

/xodsetAyi/

معنی خود ستایی به فارسی

خود ستایی
عمل خود ستا از خود تمجید کردن تفاخر بیهوده .

معنی خود ستایی به انگلیسی

flattery (اسم)
چاپلوسی ، خوش ایند ، خود ستایی ، خوشامد ، خوش آمد ، تملق
gas (اسم)
بنزین ، گاز ، خود ستایی ، بخار ، گاز معده
swank (اسم)
خود ستایی ، خود فروشی ، جست وخیز کن
gasconade (اسم)
چاخان ، رجز خوانی ، خود ستایی ، خود فروشی ، لافزنی ، یاوه سرا
self-praise (اسم)
رجز خوانی ، خود ستایی ، خود فروشی ، تعریف از خود
swagger (اسم)
خود ستایی ، کبر فروشی
braggadocio (اسم)
خود ستا ، خود ستایی ، گزافه گو ، خود فروشی
buck (اسم)
خود ستایی ، جفتک ، نر ، دلار ، قوچ ، جنس نر اهو و حیوانات دیگر
gassing (اسم)
خود ستایی
fanfaronade (اسم)
خود ستایی ، خود فروشی ، لافزنی
splurge (اسم)
خود ستایی ، خود فروشی ، شادمانی ، ریخت و پاش
flash (اسم)
خود ستایی ، جلوه ، برق ، فلاش ، تلالو ، لحظه ، فلاش عکاسی ، تشعشع ، روشنایی مختصر ، یک ان ، بروز ناگهانی
rodomontade (اسم)
گزاف گویی ، خود ستایی ، خود فروشی ، لافزنی
jactation (اسم)
لاف ، خود ستایی ، لافزنی ، دعوی دروغ ، ادعای پوچ
ostent (اسم)
خود ستایی ، علامت
self-importance (اسم)
خود بینی ، خود ستایی ، فیش ، خود بزرگ شماری
self-applause (اسم)
خود ستایی ، تعریف و تمجید از خود
self-glorification (اسم)
لاف ، خود ستایی ، تفاخر ، بزرگ شماری خود
self-glory (اسم)
خود ستایی
vainglory (اسم)
غرور ، لاف ، گزاف ، خود ستایی ، فیس

خود ستایی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خودستایی در جدول   • مترادف خودستایی   • خودستایی در حل جدول   • معنی زبردستی   • معنی کلمه خودستایی   • مترادف بی نظم وترتیب   • خودستایی سه حرفی   • کبودی اندک در پوست بدن   • معنی خود ستایی   • مفهوم خود ستایی   • تعریف خود ستایی   • معرفی خود ستایی   • خود ستایی چیست   • خود ستایی یعنی چی   • خود ستایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خود ستایی
کلمه : خود ستایی
اشتباه تایپی : o,n sjhdd
آوا : xodsetAyi
نقش : اسم
عکس خود ستایی : در گوگل


آیا معنی خود ستایی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )