انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1090 100 1

دادمهر

معنی اسم دادمهر

اسم: دادمهر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: dād mehr) عدالت دوست، (در اعلام) نام چند تن از امیر زادگان و شاهزادگان در تاریخ - داده خورشید، نام یکی از پادشاهان طبرستان که هم زمان با بنی امیه بوده است

معنی دادمهر در لغت نامه دهخدا

دادمهر.[ م ِ ] (اِخ ) نام صاحب جیش اصفهبد قارن بن شهریار ازملوک طبرستان. وی در جنگی که حسن بن زید با سلیمان بن عبداﷲ میکرد و پیادگان و یاران اصفهبد قارن یاری سلیمان میدادند با گروهی دیگر بدست اصحاب حسن بن زید کشته شده است. (تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ج 1 ص 235).

دادمهر. [ م ِ ] (اِخ ) فرزند ذوالمناقب اصفهبد فرخان بزرگ و نواده ٔ دابویه سومین از ملوک گاوباره ٔ طبرستان. وی دوازده سال پادشاهی کرده است و معاصر خلفای اخیر بنی امیه بود.
ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آرد: و بعد از او (اسفهبد) دادمهر که مهتر پسر او بود بنشست و از سیاستی که پدر را بود خللی بملک او راه نیافت ، دیگر باره عمارت قصر اصفهبدان فرمود و دوازده سال پادشاهی کرد، هیچ آفریده بطمعولایت او برنخاست و تا آخر بنوامیه کس بطبرستان نیامد... پس از دوازده سال پادشاهی دادمهربن فرخان با من و رفاهیت فرمان یافت و کسی بدیشان نپرداخت از آنکه اهل اسلام بخروج و تبدیل خلافت مشغول بودند، او را پسری ماند شش ساله خورشیدنام و برادری فرخان کوچک نام و به لغت کربالی گفتند یعنی اصم. بوقت وفات اندیشه کرد که اگر خلیفه و ولیعهد پسرک را کند ملک و دولت را خلل رسد و هواهای مختلف بادید آید، برادر را بخواند و عهد کرد و شرط نهاد که چون پسر بزرگ شود ملک با او سپارد و مضایقه نکند و بدین قرار او را اتابک پسر کرد... (تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ج 1 ص 165 و 170).

دادمهر. [ م ِ ] (اِخ ) فرزند اصفهبد خورشید و نواده ٔ دادمهر فرزند اصفهبد فرخان. وی پس از آنکه با دیگر برادران و خواهران بدست منصور خلیفه افتاد، خلیفه وی را ابراهیم نام نهاد. (تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ج 1 ص 177).

معنی دادمهر به فارسی

دادمهر
فرزند ذو المناقب اصفهبد فرخان بزرگ و نواده

دادمهر در دانشنامه ویکی پدیا

دادمهر
دادمهر یا داذبرزمهر (به طبری: دازمهر) از پادشاهان طبرستان بود. دادمهر، پسر بزرگتر فرخان بزرگ است که پس از وی بر تخت نشست و از سال ۷۲۱ تا ۷۳۴ میلادی فرمان راند. دوران فرمانروایی وی به سبب حُسن سیاست و تدبیر پدرش، قرین آرامش و ثبات بود. از دادمهر سکه هایی به سال ۷۳۲ میلادی یافت شده است. ظاهراً «مال صلح» که او در پیمان بسته شده با اعراب، پرداختنش را تعهد کرده بود، گهگاه پرداخت می شد و اگر پرداخت آن قطع می شد، واخواست آن به جنگ و لشکرکشی نمی انجامید.
دانشنامه رشد، داذبرزمهر
عکس دادمهر


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دادمهر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدرضا دادمهر ٠٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
دادمهر در زمان ایران باستان لقب یک الهه بوده.الهه ای از طرف خداوند ،دادمهر یعنی فرستاده خدای آب
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دکتر کامران آقاخانی   • موسسه حقوقی   • معنی دادمهر   • مفهوم دادمهر   • تعریف دادمهر   • معرفی دادمهر   • دادمهر چیست   • دادمهر یعنی چی   • دادمهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دادمهر
کلمه : دادمهر
اشتباه تایپی : nhnliv
عکس دادمهر : در گوگل


آیا معنی دادمهر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )