برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1355 100 1

دارو

/dAru/

مترادف دارو: دوا، درمان، علاج، زهر، سم

معنی دارو در لغت نامه دهخدا

دارو. (اِ) هرچه با آن دردی را درمان کنند. دوا. جوهر یا ماده ای که برای قطع بیماری بکار رود :
خواب در چشم آورد گویند گرد کوکنار
با فراق روی او داروی بیخوابی شود.
خسروانی.
راحت کژدم زده کشته ٔ کژدم بود
می زده را هم به می دارو و مرهم بود.
منوچهری.
در ساعت بوالقاسم کحال را آنجا آوردند تا آن تیر از وی جدا کرد و دارو نهاد.(تاریخ بیهقی ).
زین دیو، وفا چرا طمع داری ؟
هرگز جوید کس از عدو دارو؟
ناصرخسرو.
ای بسا شیر، کان ترا آهوست
ای بسا در دکان ترا داروست.
سنائی.
او را فلک برای طبیبی خویش برد
کز دیرباز داروی او آزموده بود.
خاقانی.
حرام آمد علف تاراج کردن
به دارو طبع را محتاج کردن.
نظامی.
|| در ترکیبات ذیل بصورت مزید مؤخر بکار رفته است : آزاددارو. بیهوش دارو. جاندارو. جیل دارو. خسرودارو. زهردارو. سیاه دارو. شاهدارو. شفادارو. گاودارو. گیل دارو. لیمودارو. ماش دارو. نوش دارو :
طبیب بهی روی با آب و رنگ
ز حکم خدا نوشدارو بچنگ.
نظامی.
|| شراب. (لغات محلی شوشتر). || نوره که ازاله ٔ موی بدن کند. (لغات محلی شوشتر). || ارزن. || باروت. رجوع به باروت شود. || طبقه پستی از مغان. || مسکرات مایع. || مرد نیک و خوب. (ناظم الاطباء).

معنی دارو به فارسی

دارو
پیر آنتوان کنت رجل اداری و مولف فرانسوی ( و. مون پیله ۱۷۶۷ - ف. ۱۸۲۹ م . ) عضو آکادمی فرانسه .
آنچه که با آن دردی رادرمان کنند، گردهای خوشبو
۱ - آنچه جهت معالجه بیمار برای خوردن نوشیدن یا مالیدن تجویز کند دوا . ۲ - درمان علاج . ۳ - زهر . ۴ - باروت . جمع داروها داروجات ( غلط مشهور )
[drug , medicine , medication] [پزشکی، روان شناسی، علوم دارویی] ماده ای غیرغذایی که از آن برای آزمایش و تشخیص و درمان استفاده می شود * مصوب فرهنگستان اول
آبی که در آن دارو های مفید باشد
یکی از قریه های هرات
[generic drug] [علوم دارویی] فراورده ای دارویی که در انحصار تولید هیچ شرکت دارویی نیست و با نام عام مادۀ مؤثر آن تولید و عرضه می شود
( اسم ) کروفر گیر و دار های و هوی ( جنگ ) .
گیر و دار و کروفر و تبختر
دارو گیر
مجامله
( صفت ) کسی که دارو میسازد . آنکه دوا تهیه کند برای فروش دوا ساز .
۱ - عمل دارو ساز . ۲ - ( اسم ) مغازه یا کارخانهای که در آن دارو تهیه کنند برای فروش .
هاون
عطار
عمل دارو شناس
ا ...

معنی دارو در فرهنگ معین

دارو
[ په . ] (اِ.) ۱ - آن چه پزشک برای درمان بیمار تجویز می کند. ۲ - درمان .
(اِمر.) نوشدارو، داروی جان بخش .

معنی دارو در فرهنگ فارسی عمید

دارو
۱. (پزشکی) آنچه طبیب برای معالجۀ بیمار تجویز کند از خوردنی یا نوشیدنی یا مالیدنی، آنچه با آن دردی را درمان کنند، دوا.
۲. دانه ها و گردهای خوش بو و خوش طعم از قبیل فلفل و زرچوبه و خردل و دارچین که از گیاه ها و درختان می گیرند و برای خوش طعم ساختن غذاها به کار می برند.
* داروی بیهوشی: (پزشکی) دارویی که با آن کسی را بیهوش کنند.
داروی بیهوشی، دارویی که تزریق یا استنشاق آن سبب بیهوشی شود، بیهوشانه.
۱. دارویی که حفظ جان کند و زندگی دوباره ببخشد، نوش دارو، تریاق، پادزهر، داروی ضدزهر: جان نالان را به داروخانهٴ گردون مبَر / کز کَفَش جان داروی بی سم نخواهی یافتن (خاقانی: ۳۶۱).
۲. ازبین بَرندۀ ناراحتی: ای سخنت مُهر زبان های ما / بوی تو جان داروی جان های ما (نظامی۱: ۱۱).
گیاهی پایا، با برگ های دراز کرک دار مصرف دارویی داشته، حشیشةالطحال.
= فاشرا
۱. بهترین دارو، دارویی که از همۀ داروها بهتر و سودمندتر باشد: شاه دارو بُوَد شراب، ولی / زو چو بر حد اعتدال خوری (؟: مجمع الفرس: شاه دارو).
۲. شراب.

دارو در دانشنامه اسلامی

دارو
دارو یا دوا عبارت است از هر ماده ای که برای درمان یا تسکین و یا پیشگیری بیماری به بیمار تجویز می شود.
از آن در بابهای صلات، صوم، حج، نکاح، اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
← احکام دارو در باب اطعمه و اشربه
۱. ↑ مستند الشیعة ج۱۵، ص۳۴.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۳، ص۵۷۲-۵۷۳.    
...
دارو مسئله پزشکی قرن
«دارو مسئله پزشکی قرن» تألیف دکتر جلال مصطفوی کاشانی از جمله پزشکان و دانش آموختگان طب جدید است که به فراگیری طب قدیم نیز پرداخته است. وی بر این باور است که طب سنتی محاسن بسیاری دارد و برخلاف آنچه امروزه شایع است طب جدید اشتباهات فراوانی دارد. کتاب حاضر، نیم نگاهی به محاسن طب سنتی و معایب طب جدید خصوصاً درباره داروهای طب جدید دارد.
کتاب در نه فصل و یک ضمیمه به رشته تحریر درآمده است. برخی از عناوین فصول کتاب به این شرح است: تمدن و فرهنگ عظیم اسلامی بنیانگذار تمدن و فرهنگ کنونی جهان، تجدید حیات علم و ادب در اروپا، دارو به عنوان یک مسئله بغرنج و لاینحل فصل، هشدار به همه پزشکان و اخطار به عموم بیماران در پنج قاره جهان، جرائم ده گانه تراست های دارو، عجر دانشمندان از حل مسئله دارو.
کتاب از معدود نگاشته هایی است که در نقد طب جدید و مبانی آن به رشته تحریر درآمده است. البته ویژگی این اثر تنها نقد طب جدید نیست، بلکه خصوصیت مهم این اثر نگارش آن توسط دانش آموخته طب جدید و دکتری متخصص است.
دکتر مصطفوی خود با مبانی طب جدید آشناست و مدت ها بر اساس همین مبانی به مداوای بیماران پرداخته است، ولی در عین حال تعصبی نسبت به این شیوه که زاینده مکاتب علمی اروپایی است ندارد، از این رو بر اساس نتایج و تحقیقاتی که خود اروپائیان به آن دست یافته اند به نقد طب جدید می پردازد و از بسیاری از معایب آن پرده برمی دارد.
ویژگی دیگر این اثر استنادات مؤلف در نگارش این اثر به منابع متعدد اروپایی است تا متهم به طرفداری کورکورانه از طب سنتی نشود. از سوی دیگر این کتاب به فارسی نگاشته شده تا برای همه اقشار جامعه، حتی کسانی که تخصص چندانی در دانش طب ندا ...

دارو در دانشنامه ویکی پدیا

دارو
دارو (به انگلیسی: Drug) در دانش پزشکی به هر ماده ای که برای درمان، تسکین علائم، تشخیص بیماری یا پیشگیری از آن به کار رود و بر ساختار یا کارکرد ارگانیسم زنده اثر گذارد و پس از ورود به بدن عملکرد بدن را تصحیح کند، گفته می شود. در تعریفی دیگر دارو به ماده ای گفته میشود که با اثر بر گیرنده ای خاص در داخل، خارج یا دیواره سلول باعث شروع یا مهار عملکردی خاص میگردد و قدرت اثر دارو با میزان و تعداد این تعامل نسبت مستقیم دارد. البته داروهایی که محل اثر موضعی دارند مانند آنتی اسیدها و ضدعفونی کننده های موضعی و مواد حاجب در این تعریف نمی گنجند.
تکنسین داروخانه
داروساز
داروخانه
داروی فعال کننده روان
دارو ممکن است منشأ طبیعی (گیاهی یا حیوانی) داشته باشد یا اینکه به طور مصنوعی تهیه شود. داروهای شیمیایی معمولاً در آزمایشگاه و به دست پزشکان یا دارو سازان کشف شده و پس از تحقیقات کافی و تأیید مراجع رسمی در کارخانه های داروسازی تولید می گردند.
مصرف دارو ممکن است به صورت خوراکی (قرص و شربت)، مالیدنی (پماد و قطره)، استنشاقی (از راه تنفس) یا تزریقی (آمپول) باشد. به محل فروش دارو داروخانه گفته می شود. داروها به چهار صورت معدنی، حیوانی، گیاهی یا شیمیایی وجود دارند.
همچنین می توان داروها را به دو بخش مجاز و غیرمجاز (مانند برخی مخدرها) طبقه بندی کرد.
عکس دارو
دارو می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد
۱. دارو به موادی گفته می شود که برای درمان بیماری به کار می روند.
۲. دارو دهستانی در فهرست استان های اسپانیا گرانادای اسپانیا است.
«دارو» ترانه ای از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا به همراهی بلیک شلتون است. این ترانه رتبه ۱۷ در ۲۰ آهنگ برتر رسمی لبنان در سال ۲۰۱۴ را بدست آورد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دارو در دانشنامه آزاد پارسی

دارو (drug)
مواد طبیعی یا صناعی برای تشخیص، پیش گیری، و درمانِ بیماری ها، یا کمک به بهبودیافتن آسیب های وارده به انسان یا حیوان. سابقاً بسیاری از داروها را از گیاهان یا حیوانات به دست می آوردند و برخی از مواد معدنی نیز ارزش دارویی داشتند. امروزه بسیاری از داروها را در آزمایشگاه ها می سازند. داروهایی که انسان مصرف می کند به سه دسته تقسیم می شوند: داروهایی که بدون نسخه یا با نسخه به فروش می رسند و مردم آن ها را با نام دارو می شناسند، ازجمله پاراستامول و پنی سیلین؛ داروهای تفننی، ازجمله الکل و نیکوتین؛ و داروهایی که مصرف آن ها بدون تجویز پزشک غیرقانونی است، مثل آمفتامین ها، بنگ، و کوکائین. داروها به طرق گوناگون خوراکی، تزریقی، لوسیون یا پماد و استنشاقی مصرف می شوند یا به صورت شیاف و برچسب پوستی۱ به کار می روند. یکی از اولین پژوهش های علمی در زمینۀ اثر داروها بر بدن انسان دربارۀ دیژیتالیس صورت گرفت. دیژیتالیس مخلوطی از داروی حاصل که از گیاه انگشتانه (Digitalis Purpurea) است که قدرت انقباض عضلۀ قلب را افزایش می دهد. این دارو هنوز برای درمان برخی از بیماری های قلبی، ازجمله نارسایی قلبی، کاربرد دارد. چنین داروهایی به سبب آثار مثبتی که دارند تجویز می شوند، ولی ممکن است عوارض جانبی ناخواسته ا ی هم دربر داشته باشند. عوارض جانبی داروها معمولاً خفیف اند، ولی مصرف فراوان دارو یا استفادۀ هم زمان از چند دارو ممکن است باعث تشدید عوارض جانبی شود. این عوارض ممکن است خطرناک باشند. مثلاً، پاراستامول داروی ضد درد است، اما مقادیر زیاد آن مسموم کننده و حتی کشنده است. بعضی از داروها اعتیادآورند (← اعتیاد). نیکوتین شایع ترین داروی اعتیادآوری است که مصرف می شود و به همین سبب ترک دخانیات برای افراد سیگاری دشوار است. داروهای اعتیادآوری که بر مغز تأثیر می گذارند خطرناک تر از نیکوتین اند. داروهای غیرقانونی، مثل کوکایین و کرَک، اعتیادآورند و با گذشت زمان، مصرف کننده متوجه می شود که برای رسیدن به اثر مطلوب باید مقدار مصرف دارو را افزایش دهد. مقدار زیاد این داروها کشنده است.
اصطلاح شناسی. داروها عموماً سه اسم دارند. اول، نام شیمیایی دارو که غالباً به سبب پیچیده بودن به سختی به خاطر سپرده می شود. سازمان های مسئول، برای هر داروی جدید که احتمال استفاده از آن در پزشکی باشد، نام ...

نقل قول های دارو

دارو به هر ماده ای که برای درمان٬ تسکین علائم٬ تشخیص بیماری و یا پیشگیری از آن به کار رود و پس از ورود به بدن عملکرد بدن را تصحیح کند٬ گفته می شود.
• «آموزگار و دانش آموز باید زندگی خود را نمونه و نشانهٔ درخشان از آنچه می آموزند قرار دهند و گرنه مانند کسانی اند که راهی را شناخته اند ولی از آن راه نمی روند و یا مانند بیمارانی می باشند که داروی شفابخش را از طبیب گرفته اند ولی آنرا نمی خورند.» -> کنفوسیوس
• «از این پیش گفتند ارباب هوش// شفا بایدت، داروی تلخ نوش» -> ادیب پیشاوری
• «از دارو خودداری کن تا بدنت تحمل درد دارد و هرگاه تحمل نداشت، پس دارو کن.» -> محمد پسر عبدالله
• «اعتدال را در همه چیز رعایت کن، استشمام هوای تازه و نظافت و ورزش روزانه را فراموش مکن، سر را خنک و پا را گرم نگه دار. دردهای جزئی خود را به مدد روزه ونه با دارو معالجه کن!» -> بقراط
• «اگر عشق دارو بود، دستور العمل ضمیمه آن کتاب قطوری می بود.» -> ارنست فرستل
• «بدتر از بیماری، وسیله مداوای آن است.» -> فرانسیس بیکن
• «به دارو و درمان جهان گشت راست// که بیماری و مرگ، کس را نکاست» -> فردوسی
• «به دارو و درمان و کار پزشک// بدان تا نیالود باید سرشک» -> فردوسی
• «چنانچه شفای بدن با دارو میسر باشد، نشاط و بقای نفس نیز با دوستان بود، پس زیاد گردانید دوستان خود را.» -> ناشناس
• «چوبینی خورش های خوش، گِرد خویش// بیندیش تلخی دارو ز پیش» -> اسدی طوسی
• «حسد کنندم و درمان آن ندانم یافت// که دید هرگز داروی درد بی درمان؟» -> مسعود سعد سلمان
• «خنده بهترین داروها است.» -> ضرب المثل آلمانی
• «خودکرده را درمان نیست.» -> ابوالفضل بیهقی
• «دارو، انسان ها را مریض؛ ریاضیات، بشر را افسرده؛ و الهیات، مردم را به گناه آلوده می سازد.» -> مارتین لوتر
• «دارو بسیار است، اما تعداد قلیلی مؤثر واقع می شوند.» -> یوهان ولفگانگ گوته
• «دارو خوراک است و خوراک دارو است.» -> بقراط
• «داروی تربیت از پیر طریقت بستان// کآدمی را بتر از علت نادانی نیست» -> سعدی
• «داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم، چرا حقیقت و ...

ارتباط محتوایی با دارو

دارو در جدول کلمات

دارو
دوا
این دارو بعنوان ضد درد و تب بر کابرد دارد
اسپرین
همان دارو است
دوا

معنی دارو به انگلیسی

remedy (اسم)
چاره ، چاره یا فایده ، دارو ، درمان
cure (اسم)
علاج ، دارو ، شفاء
medicine (اسم)
دارو ، پزشکی ، طب ، دوا ، علم طب ، علم علاج
drug (اسم)
دارو
medication (اسم)
دارو ، تداوی ، تجویز دوا
pharmaceutical (صفت)
دارو ، دارویی ، وابسته به داروسازی
pharmaceutic (صفت)
دارو ، دارویی ، وابسته به داروسازی

معنی کلمه دارو به عربی

دارو
دواء , صيدلي , طب , عقار , علاج
عقار
توابل
هبة

دارو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تارا
داروخانه drug store
نیما
madicine
علی لطفی
دار به معنی درخت است
وک هم پسوند صفت ساز است
در اصل داروک بوده که "ک" آن افتاده
1617
داروخانه:
drug store
pharmacy
علی باقری
دارو یعنی منسوب به درخت . دار در زبان فارسی به درخت گفته می شود و حرف واو هم پسوند نسبت است مثل پارو ، جارو . چون دارو را در قدیم از برگ درختان می ساختند و مردم باستان اعتقاد داشتند با کوفته ی برگ درختان می توان بسیاری از بیماران را معالجه کرد .به همین سبب این عصاره ها و کوفته ها که از درخت ها به دست می آمدند و برای درمان بیماران به کار می رفتند دارو نامیده شدند .
در داستان خیر و شر نظامی در هفت پیکر چوپان برای درمان چشم خیر که توسط شر کور شده بود از کوفته ی برگ نوعی درخت استفاده کرد .
"شبانگاه که چوپان به خانه بازآمد،جوانی مجروح و بیهوش را در بستر یافت و چون دانست که دیدگانش از نابینایی بسته است،به دختر گفت:درخت کهنی در این حوالی است که دارای دو شاخه ی بلند است.برگ یکی از شاخه ها برای درمان چشم نابیناست و برگ شاخه ی دیگر موجب شفای صرعیان.دختر از پدر کمک خواست تا چشم جوان را درمان کند.پدر بی درنگ مشتی برگ به خانه آورد و به دختر سپرد.دختر آنها را کوبید و فشرد و آبش را در چشم بیمار چکاند.جوان ساعتی از درد بی تاب شد و پس از آن به خواب رفت.
پنج روز چشم خیر بسته ماند و او بی حرکت در بستر آرمید.چون روز پنجم آن را گشودند:
چشم از دست رفته گشت درست
شد بعینه چنان که بود نخست"
هفت پیکر نظامی داستان خیر وشر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دارو یاب   • اطلاعات دارویی اندروید   • جستجوی دارو   • اطلاعات دارویی تهران   • خواص داروها   • جستجوی دارو در داروخانه ها   • اطلاعات دارویی وزارت بهداشت   • اطلاعات دارویی تلفن   • معنی دارو   • مفهوم دارو   • تعریف دارو   • معرفی دارو   • دارو چیست   • دارو یعنی چی   • دارو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دارو
کلمه : دارو
اشتباه تایپی : nhv,
آوا : dAru
نقش : اسم
عکس دارو : در گوگل

آیا معنی دارو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )